Forwarded from 🍁حرفستان | جنگ🍁
✍🏻 #زلزله_بم به روایت حامد عسکری
صبح جمعه پنجم دی زلزله همه استان کرمان را لرزاند، همه فرمانداریهای استان زنگ میزنند به استانداری خبر بدهند شهرشان زلزله آمده، همه زنگ میزنند الا فرماندار بم ، استانداری کرمان میفهمد بم مرکز زلزله بوده....
یک فرغون شن را با بیل میشود یک ربع جمع کرد، یک فرغون آجر را میشود با دست ده دقیقه ای جمع کرد، یک فرغون شن را که بریزی روی زمین یک فرغون شن رویش خالی کنی برای جمع کردنش نه بیل به کارت می آید نه دست. آوار دقیقا همچین چیزیست...
با تاپ و شلوارك وسط كوچه عربده ميزد: دخترم زير آواره. دختر هشت سالهشو در آوردم، زنده بود، بغلش كرد. كاپشنمو دادم بهش گفتم خودتونو بپوشونيد، تازه فهميد بیحجابه یه «یاخدا»گفت از شرم بیهوش شد.
شوهرخالهام یزد بود که زلزله آمد، شب دور آتش بودیم که رسید بم ، نگفتیم پدر،مادر،خواهر خواهرزاده،داماد و برادرش زیرآوارند، ظلمات بود، گفت: فردا بریم دور میدون چندتاکارگر بگیریم وسایلمونو دربیاریم. همه دور آتش خندیدیم خندههایی که بلااستثنا منتهی به گریه شد.
گرگ و میش غروب روز سوم بعد از زلزله بود، یه هیجده چرخ پر از پتو داشت میرفت، پونصدمتری دویدم دنبالش، یه سرباز روی پتوها وایساده بود ، با دست اشاره کردم دوتا بنداز ، ماسکشو کشید پایین با گریه و عربده گفت : اینا جنازه لاشونه برو ... زانوهام خالی کرد.
#سیدحسينمرعشی از اولین کسانی بود که وارد بم شد، زنگ میزدند که کمک چه بفرستیم جوابش سه کلمه بود: بیل ...کلنگ ... کفن...
تا خونه عمهم راهی نبود، خونواده رو که دیدم سالمن ، بدو رفتم سمت اونا، توی کوچه یکی صدام کرد، گفت سالمم فقط لگنم در رفته دودستی یه جا رو گرفت، گفت پامو بکش جا بیافته، شاید از درد بیهوش شم نترسی، پارچه ای گذاشت تو دهنش، کشیدم از حال رفت.
پدربزرگم همیشه میگفت: یه جوری میمیرم نه ختم برام بگیرین نه مشکی بپوشین،نه سرخاکم بیاین، رفت زیر آوار، درش آوردیم، گذاشتیمش سرکوچه که برویم ماشین بیاوریم، رسیدیم جنازه نبود، هلال احمر جنازه را برده بود دفن کرده بود، باباقنبر ما هنوز گم است...
میگفت:خواهرم و بچه تو همینجا پشت درن، شروع کردیم به کندن، نوزادی توی بغل مادری که نشسته شیر میداد را یافتیم، بچه را جدا کردم، بردم توی ملحفه پیچیدم، برگشتم مادر زیر آوار ، موها پر از خاک ، در همین چند دقیقه شیر از سینهاش چکیده بود، زمین را گِل کرده بود.
جمعی از بازیگرها آمده بودند برای همدردی، به عنوان عضوی از جامعه هنری بم رفتم استقبالشان ، با اتوبوس آمدند توی بم چرخیدند سرمزار ایرج فاتحهای خواندند،عکس گرفتند، رفتند هتل ارگ جدید ناهار خوردند، یکیشان استخوانهای مرغ را جمع کرد با پرواز عصر برد برای سگش!
#خردهروایتهایزلزله
👉🏻 @harfestan
صبح جمعه پنجم دی زلزله همه استان کرمان را لرزاند، همه فرمانداریهای استان زنگ میزنند به استانداری خبر بدهند شهرشان زلزله آمده، همه زنگ میزنند الا فرماندار بم ، استانداری کرمان میفهمد بم مرکز زلزله بوده....
یک فرغون شن را با بیل میشود یک ربع جمع کرد، یک فرغون آجر را میشود با دست ده دقیقه ای جمع کرد، یک فرغون شن را که بریزی روی زمین یک فرغون شن رویش خالی کنی برای جمع کردنش نه بیل به کارت می آید نه دست. آوار دقیقا همچین چیزیست...
با تاپ و شلوارك وسط كوچه عربده ميزد: دخترم زير آواره. دختر هشت سالهشو در آوردم، زنده بود، بغلش كرد. كاپشنمو دادم بهش گفتم خودتونو بپوشونيد، تازه فهميد بیحجابه یه «یاخدا»گفت از شرم بیهوش شد.
شوهرخالهام یزد بود که زلزله آمد، شب دور آتش بودیم که رسید بم ، نگفتیم پدر،مادر،خواهر خواهرزاده،داماد و برادرش زیرآوارند، ظلمات بود، گفت: فردا بریم دور میدون چندتاکارگر بگیریم وسایلمونو دربیاریم. همه دور آتش خندیدیم خندههایی که بلااستثنا منتهی به گریه شد.
گرگ و میش غروب روز سوم بعد از زلزله بود، یه هیجده چرخ پر از پتو داشت میرفت، پونصدمتری دویدم دنبالش، یه سرباز روی پتوها وایساده بود ، با دست اشاره کردم دوتا بنداز ، ماسکشو کشید پایین با گریه و عربده گفت : اینا جنازه لاشونه برو ... زانوهام خالی کرد.
#سیدحسينمرعشی از اولین کسانی بود که وارد بم شد، زنگ میزدند که کمک چه بفرستیم جوابش سه کلمه بود: بیل ...کلنگ ... کفن...
تا خونه عمهم راهی نبود، خونواده رو که دیدم سالمن ، بدو رفتم سمت اونا، توی کوچه یکی صدام کرد، گفت سالمم فقط لگنم در رفته دودستی یه جا رو گرفت، گفت پامو بکش جا بیافته، شاید از درد بیهوش شم نترسی، پارچه ای گذاشت تو دهنش، کشیدم از حال رفت.
پدربزرگم همیشه میگفت: یه جوری میمیرم نه ختم برام بگیرین نه مشکی بپوشین،نه سرخاکم بیاین، رفت زیر آوار، درش آوردیم، گذاشتیمش سرکوچه که برویم ماشین بیاوریم، رسیدیم جنازه نبود، هلال احمر جنازه را برده بود دفن کرده بود، باباقنبر ما هنوز گم است...
میگفت:خواهرم و بچه تو همینجا پشت درن، شروع کردیم به کندن، نوزادی توی بغل مادری که نشسته شیر میداد را یافتیم، بچه را جدا کردم، بردم توی ملحفه پیچیدم، برگشتم مادر زیر آوار ، موها پر از خاک ، در همین چند دقیقه شیر از سینهاش چکیده بود، زمین را گِل کرده بود.
جمعی از بازیگرها آمده بودند برای همدردی، به عنوان عضوی از جامعه هنری بم رفتم استقبالشان ، با اتوبوس آمدند توی بم چرخیدند سرمزار ایرج فاتحهای خواندند،عکس گرفتند، رفتند هتل ارگ جدید ناهار خوردند، یکیشان استخوانهای مرغ را جمع کرد با پرواز عصر برد برای سگش!
#خردهروایتهایزلزله
👉🏻 @harfestan
😢17❤1
Forwarded from 🍁حرفستان | جنگ🍁
پزشک فنلاندی که سعی داره به کودک آسیب دیده از زلزله روحیه بده
#زلزله_بم
در جریان زلزله بم حجم کمک ها و حمایت های بین المللی خیلی زیاد بود.
حرفستان 👇
@harfestan
#زلزله_بم
در جریان زلزله بم حجم کمک ها و حمایت های بین المللی خیلی زیاد بود.
حرفستان 👇
@harfestan
❤12
Forwarded from 🍁حرفستان | جنگ🍁
هواپیمای غول پیکر اوکراینی حاوی کمک های #اوکراین قبل از پرواز به سمت #بم
#زلزله_بم
حرفستان 👇
@harfestan
#زلزله_بم
حرفستان 👇
@harfestan
❤12
Forwarded from 🍁حرفستان | جنگ🍁
.
حتما میگویی مرده کسی ست که قلبش از کار افتاده باشد،
بله اما این فقط یک قرارداد است.
بسیاری از مردم جنازههای متحرکاند
و فقط قسمتهایی از بدن آنها
به کارشان ادامه ميدهند
ولی وقتی کسی حتی نتواند عقاید تازه را درک کند
مرده به حساب میآید...
📚 تنفس
👤 جورج اورول
@harfestan
حتما میگویی مرده کسی ست که قلبش از کار افتاده باشد،
بله اما این فقط یک قرارداد است.
بسیاری از مردم جنازههای متحرکاند
و فقط قسمتهایی از بدن آنها
به کارشان ادامه ميدهند
ولی وقتی کسی حتی نتواند عقاید تازه را درک کند
مرده به حساب میآید...
📚 تنفس
👤 جورج اورول
@harfestan
👏10❤2
🍁حرفستان | جنگ🍁
به نظرم الان دیگه میتونیم قوز کنیم. اشکالی نداره. :&
هشت لیوان آبم تو روز نخوردیم اشکالی نداره.
😢9🔥1
یه آماری میخوندم که سالانه حدود ۳۰ میلیون دندان تو ایران از دست میره. ۷ میلیون دندون کشیده میشه که بخش ناچیزش ایمپلنت میشه.
هر ایرانی به طور متوسط ۶ تا دندان پوسیده داره، نیمی از ۶۰ سالهها هم تموم دنداناشون رو از دست دادن.
یک بحران در سلامت عمومی که اکثرا بخاطر فشار اقتصادیه.
هر ایرانی به طور متوسط ۶ تا دندان پوسیده داره، نیمی از ۶۰ سالهها هم تموم دنداناشون رو از دست دادن.
یک بحران در سلامت عمومی که اکثرا بخاطر فشار اقتصادیه.
😢14👍7