🔴در جریان قیام بزرگ ماههای اخیر شمار زیادی از شهدای آن از میان قشر دانشجو هستند از جمله:
- بهناز افشاری ـ ۲۳ساله ـ رتبه ۲۲کنکور سراسری ـ تاریخ و محل شهادت: تهران ۴/ آبان۱۴۰۱
- امید زارع مویدی ـ ۱۹ساله ـ دانشجوی دانشگاه رشته تربیتبدنی باهنر شیراز ـ تاریخ و محل شهادت: شیراز/۲۴آبان۱۴۰۱
- آیلار حقی ـ۲۳ساله ـ دانشجوی ورودی ۱۳۹۷ دانشگاه علوم پزشکی آزاد تبریز ـ تاریخ و محل شهادت: تبریز/ ۲۵آبان ۱۴۰۱
- حمیدرضا روحی ـ 19ساله ـ دانشجوی عمران دانشگاه آزاد شهرقدس ـ تاریخ و محل شهادت: تهران /۲۶آبان ۱۴۰۱
- نوید بادپا ـ ۲۳ساله ـ دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه آزاد تهران دانشجوی رشته بیهوشی دانشگاه آزاد ورامین ـ تاریخ و محل شهادت روز دوم آبان ۱۴۰۱
- علیرضا کریمی ۲۰ساله ـ اهل اسلامآبادغرب دانشجوی رشته میکروبیولوژی دانشگاه اراک ـ تاریخ و محل شهادت: اراک / ۱۸آبان ۱۴۰۱
- نسرین قادری ـ 35 ساله ـ اهل سقز ـ دانشجوی دوره دکتری فلسفه ـ تاریخ و محل شهادت: تهران/۱۳آبان ۱۴۰۱
- نگین عبدالملکی ۲۱ ساله ـ اهل قروه کردستان ـ رشته مهندسی پزشکی ورودی۹۹ در دانشگاه صنعتی همدان تاریخ و محل شهادت: همدان /۲۰مهر ۱۴۰۱
- مهندس رضا اسماعیلزاده ـ دانشجوی دکترای دانشگاه صنعتی شریف، تاریخ و محل شهادت: تهران / ۲۲ مهر۱۴۰۱
- ادریس غریبزاده ۳۸ساله ـ اهل بندرعباس دانشجوی انصرافی ـ تاریخ و محل شهادت: بندرعباس / ۲۶ آبان۱۴۰۱
- مرضیه دشمن زیاری ـ ۲۲ساله دانشجوی بوشهری اهل شهرستان دیلم که رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه شیراز ـ تاریخ و محل شهادت: شیراز / ۳ آبان ۱۴۰۱
- محمد شهبخش ـ ساکن بیت آباد دانشجوی دانشگاه آزاد خاش ـ تاریخ و محل شهادت: خاش / ۱۳ آبان ۱۴۰۱
- پرستو مرادخانی ـ ۲۰ساله ـ دانشجوی دانشگاه آزاد تهران شمال، ساکن گوهردشت تاریخ و محل شهادت: کرج / ۱۲آبان ۱۴۰۱
- مهرشاد شهیدینژاد، ـ 19ساله ـ دانشگاه علمی کاربردی رشته هتلداری امیرکبیر اراک ـ تاریخ و محل شهادت: اراک ۵آبان ۱۴۰۱
- نسیم صدقی ـ ۲۳ ساله ـ دانشجوی دانشگاه ارومیه از شاهین دژ ، تاریخ و محل شهادت: ارومیه / ۹آبان ۱۴۰۱
- محمدحسن ترکمان ـ۲۶ساله ـ دانشجوی آمل ـ تاریخ و محل شهادت: آمل / ۳۰شهریور ۱۴۰۱
- سینا ملایری دانشجوی پزشکی و فرزند دکتر ملایری از پزشکان با سابقه اراک ـ تاریخ و محل شهادت: اراک / ۳۰مهر ۱۴۰۱
تاریخ ایران نام این شهدای راه آزادی مردم ایران را در تارک خود ثبت خواهدکرد
راهشان پر رهرو و گرامی باد 🌹🌹
.
- بهناز افشاری ـ ۲۳ساله ـ رتبه ۲۲کنکور سراسری ـ تاریخ و محل شهادت: تهران ۴/ آبان۱۴۰۱
- امید زارع مویدی ـ ۱۹ساله ـ دانشجوی دانشگاه رشته تربیتبدنی باهنر شیراز ـ تاریخ و محل شهادت: شیراز/۲۴آبان۱۴۰۱
- آیلار حقی ـ۲۳ساله ـ دانشجوی ورودی ۱۳۹۷ دانشگاه علوم پزشکی آزاد تبریز ـ تاریخ و محل شهادت: تبریز/ ۲۵آبان ۱۴۰۱
- حمیدرضا روحی ـ 19ساله ـ دانشجوی عمران دانشگاه آزاد شهرقدس ـ تاریخ و محل شهادت: تهران /۲۶آبان ۱۴۰۱
- نوید بادپا ـ ۲۳ساله ـ دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه آزاد تهران دانشجوی رشته بیهوشی دانشگاه آزاد ورامین ـ تاریخ و محل شهادت روز دوم آبان ۱۴۰۱
- علیرضا کریمی ۲۰ساله ـ اهل اسلامآبادغرب دانشجوی رشته میکروبیولوژی دانشگاه اراک ـ تاریخ و محل شهادت: اراک / ۱۸آبان ۱۴۰۱
- نسرین قادری ـ 35 ساله ـ اهل سقز ـ دانشجوی دوره دکتری فلسفه ـ تاریخ و محل شهادت: تهران/۱۳آبان ۱۴۰۱
- نگین عبدالملکی ۲۱ ساله ـ اهل قروه کردستان ـ رشته مهندسی پزشکی ورودی۹۹ در دانشگاه صنعتی همدان تاریخ و محل شهادت: همدان /۲۰مهر ۱۴۰۱
- مهندس رضا اسماعیلزاده ـ دانشجوی دکترای دانشگاه صنعتی شریف، تاریخ و محل شهادت: تهران / ۲۲ مهر۱۴۰۱
- ادریس غریبزاده ۳۸ساله ـ اهل بندرعباس دانشجوی انصرافی ـ تاریخ و محل شهادت: بندرعباس / ۲۶ آبان۱۴۰۱
- مرضیه دشمن زیاری ـ ۲۲ساله دانشجوی بوشهری اهل شهرستان دیلم که رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه شیراز ـ تاریخ و محل شهادت: شیراز / ۳ آبان ۱۴۰۱
- محمد شهبخش ـ ساکن بیت آباد دانشجوی دانشگاه آزاد خاش ـ تاریخ و محل شهادت: خاش / ۱۳ آبان ۱۴۰۱
- پرستو مرادخانی ـ ۲۰ساله ـ دانشجوی دانشگاه آزاد تهران شمال، ساکن گوهردشت تاریخ و محل شهادت: کرج / ۱۲آبان ۱۴۰۱
- مهرشاد شهیدینژاد، ـ 19ساله ـ دانشگاه علمی کاربردی رشته هتلداری امیرکبیر اراک ـ تاریخ و محل شهادت: اراک ۵آبان ۱۴۰۱
- نسیم صدقی ـ ۲۳ ساله ـ دانشجوی دانشگاه ارومیه از شاهین دژ ، تاریخ و محل شهادت: ارومیه / ۹آبان ۱۴۰۱
- محمدحسن ترکمان ـ۲۶ساله ـ دانشجوی آمل ـ تاریخ و محل شهادت: آمل / ۳۰شهریور ۱۴۰۱
- سینا ملایری دانشجوی پزشکی و فرزند دکتر ملایری از پزشکان با سابقه اراک ـ تاریخ و محل شهادت: اراک / ۳۰مهر ۱۴۰۱
تاریخ ایران نام این شهدای راه آزادی مردم ایران را در تارک خود ثبت خواهدکرد
راهشان پر رهرو و گرامی باد 🌹🌹
.
🟠دستاوردهای قیام در روز 14آذر چه بود؟
در روز 14 آذر؛ در هشتادویکمین روز قیام و اولین روز از فراخوان سه روزه مردم ایران این موارد به ثبت رسیده است:
یکم. اعتصاب بازاریان و مغازهداران در بخشهای مختلف تجاری تهران مانند: بازار بزرگ تهران ـ بازار فرش ـ بازار آهن ـ بازار چراغ برق ـ لاله زار ـ آريا شهر ـ نازي آباد ـ دولت آباد ـ ستارخان ـ عبدل آباد ـ دروازه تهران ـ خيابان سعدي ـ ناصر خسرو ـ ميدان فردوسي ـ امين حضور ـ چهارراه تختي ـ خيابان كاخ ـ اکباتان ـ سهروردي ـ بازار علاالدين ـ باغ سپهسالار ـ الهيه ـ ولیعصر ـ خیابان گاندی ـ افسریه ـ آزادی ـ تجريش –اختياريه ـ شهرك غرب ـ پاساژ كوروش ـ بازار لوازم بهداشتي ـ پاساژ ولنجك ـ پاساژ زعفرانيه ـ پاساژ تيراژه خيابان اشرفي ـ پاساژ ساناز در اندرزگو ـ شهرآرا ـ تهرانسر ـ یافتآباد
دوم. اعتصاب در بیش از 100شهر کشور از جمله اصفهان،تبريز ـ مشهد ـ اصفهان ـ كرج ـ رشت ـ كرمانشاه ـ شيراز ـ اروميه ـ قزوين ـ سنندج ـ ساري ـ كرمان ـ بندرعباس ـ همدان ـ اراك – خرمشهر ـ شهركرد ـ اردبيل ـ بجنورد ـ دزفول ـ بندرانزلي ـ لاهيجان ـ سبزوار ـ نيشابور ـ ايلام ـ بروجرد ـ شهر ري ـ بوشهر ـ چابهار ـ كازرون ـ بهبهان ـ گرمسار ـ بانه ـ ـ نجف آباد ـ سقز ـ كازرون ـ بوكان ـ نجف آباد ـ اشنويه ـ مرودشت –مريوان ـ بهشهر ـ بابل ـ الوند ـ خمين ـ دورود ـ فرديس كرج ـ اسلام آباد غرب ـ زرقان ـ كامياران ـ اسلامشهر ـ كنگاور ـ ديواندره ـ شهريار ـ زرين دشت ـ زرين شهر ـ نوبنديان ـ سرابله ـ پاوه ـ جوانرود ـ دهگلان ـ يزدانشهر ـ جم ـ بندرگناوه ـ بروجن ـ دشتياری ـ شاهين شهر ـ لردگان ـ هفشجان چهار محال ـ قروه ـ اور فارس ـ روانسر ـ كوزران ـ آبدانان ـ كاني دينار و... در همبستگی با قیام دست به اعتصاب زدند
سوم. همزمان کامیونداران در شاهپور اصفهان، کارکنان شرکت آلومینیوم المهدی در بندرعباس، پانصد نفر از کارگران پیمانکار شرکت پایانه و مخازن پتروشیمی ماهشهر و کارگران پتروشیمی سنندج اعتصاب کردند
علاوه بر اعتصاب؛ تظاهرات شبانه در نقاط مختلف تهران و شهرهای دیگر کشور شروع شده است.
چهارم. خیزش دانشجویان در قریب به 30دانشگاه مانند: دانشگاههاي تهران ـ شريف ـ ملي ـ علم و صنعت ـ اميركبير ـ دانشكده اقتصاد ـ دانشگاه آزادتهران واحد غرب و واحد شمال ـ دانشگاههاي شيراز ـ مشهد ـ نجف آباد ـ تبريز ـ شهر كرد ـ قم ـ اصفهان ـ كرمانشاه ـ اهواز – همايونشهر ـ شهر قدس – روانسر ـ كرج ـ اسلامشهر ـ كردستان. و. ..
🔸اعتصاب بازاریان در پیوند با قیام چه اهمیتی دارد؟
سه رکن جدی پیروزی یک قیام در کف خیابان تعیین میشود.
این سه رکن شامل اعتراض و اعتصاب و عملیات روی مراکز دشمن است و این سه رکن بایستی که همپای هم به جلو بروند از این رو با توجه به مسیر موفقیت آمیزی که این قیام در مسیر اعتراض و آتش و عملیات طی کرده است؛ ورود عنصر اعتصاب تکمیل کننده حلقات پیروزی این قیام راتشکیل میدهد.
🔸اعتصاب واعتراضات روز دوشنبه 14 آذر در چه شرایطی برگزار شده است؟
یکم. دستگاه سرکوب رژیم در اوج آمادگی به سر میبرد و به هرشکل ممکن تهدید کرد و حتی دست به اعدام جنایتکارانه ۱۳زندانی از جمله یک زن و شش زندانی بلوچ زد و از فریبکاری مانند برچیده شدن گشت ارشاد دم زد تا به هر صورت این سیکل قیام به جریان نیافتد ولی موفق نشد.
دوم. کامیونداران و بازاریان شریف با پرداخت بهای سنگین و در شرایطی دست به اعتصاب میزنند اضافه بر فشارهای امنیتی و سرکوب رژیم، باید هزینههای زندگیشان را در شرایط وخیم اقتصادی و تورم کمرشکن، تأمین کنند.
سوم. دانشجویان نیز زیر فشار حداکثری تهدید و سرکوب پا به میدان گذاشتند.
🔸تاثیر برپایی موفقیت آمیز قیام در این سه روز چیست؟
پیروزی مردم ایران در این سه روز خود یک فراز بسیار مهمی از این قیام است ولی مهمتر از خودش باید تاثیر آن را در تکمیل قطعات پازل قیام سراسری و استمرارش ببنیم و این نشان میدهد که مردم ایران به هر قیمت عزم جزم دارند که این بار سر مار را به سنگ بکوبند.
به همین علت؛ به هر قیمت و در هر مناسبتی به خیابان میآیند و هزینه آن را میپردازند و در حد فاصل این مناسبتها نیز این شورشگران و کانونهای شورشی هستند که دلاورانه به صحنه آمده و نمی گذارند که اتش قیام خاموش شود.
این مسیری است که این قیام تاکنون در بستر آتش و قهر؛ طی کرده و ادامه خواهد یافت و باید شاهد فرازهای دیگری از قیام در روزهای پیش رو به ویژه در 16 آذر باشیم.
.
در روز 14 آذر؛ در هشتادویکمین روز قیام و اولین روز از فراخوان سه روزه مردم ایران این موارد به ثبت رسیده است:
یکم. اعتصاب بازاریان و مغازهداران در بخشهای مختلف تجاری تهران مانند: بازار بزرگ تهران ـ بازار فرش ـ بازار آهن ـ بازار چراغ برق ـ لاله زار ـ آريا شهر ـ نازي آباد ـ دولت آباد ـ ستارخان ـ عبدل آباد ـ دروازه تهران ـ خيابان سعدي ـ ناصر خسرو ـ ميدان فردوسي ـ امين حضور ـ چهارراه تختي ـ خيابان كاخ ـ اکباتان ـ سهروردي ـ بازار علاالدين ـ باغ سپهسالار ـ الهيه ـ ولیعصر ـ خیابان گاندی ـ افسریه ـ آزادی ـ تجريش –اختياريه ـ شهرك غرب ـ پاساژ كوروش ـ بازار لوازم بهداشتي ـ پاساژ ولنجك ـ پاساژ زعفرانيه ـ پاساژ تيراژه خيابان اشرفي ـ پاساژ ساناز در اندرزگو ـ شهرآرا ـ تهرانسر ـ یافتآباد
دوم. اعتصاب در بیش از 100شهر کشور از جمله اصفهان،تبريز ـ مشهد ـ اصفهان ـ كرج ـ رشت ـ كرمانشاه ـ شيراز ـ اروميه ـ قزوين ـ سنندج ـ ساري ـ كرمان ـ بندرعباس ـ همدان ـ اراك – خرمشهر ـ شهركرد ـ اردبيل ـ بجنورد ـ دزفول ـ بندرانزلي ـ لاهيجان ـ سبزوار ـ نيشابور ـ ايلام ـ بروجرد ـ شهر ري ـ بوشهر ـ چابهار ـ كازرون ـ بهبهان ـ گرمسار ـ بانه ـ ـ نجف آباد ـ سقز ـ كازرون ـ بوكان ـ نجف آباد ـ اشنويه ـ مرودشت –مريوان ـ بهشهر ـ بابل ـ الوند ـ خمين ـ دورود ـ فرديس كرج ـ اسلام آباد غرب ـ زرقان ـ كامياران ـ اسلامشهر ـ كنگاور ـ ديواندره ـ شهريار ـ زرين دشت ـ زرين شهر ـ نوبنديان ـ سرابله ـ پاوه ـ جوانرود ـ دهگلان ـ يزدانشهر ـ جم ـ بندرگناوه ـ بروجن ـ دشتياری ـ شاهين شهر ـ لردگان ـ هفشجان چهار محال ـ قروه ـ اور فارس ـ روانسر ـ كوزران ـ آبدانان ـ كاني دينار و... در همبستگی با قیام دست به اعتصاب زدند
سوم. همزمان کامیونداران در شاهپور اصفهان، کارکنان شرکت آلومینیوم المهدی در بندرعباس، پانصد نفر از کارگران پیمانکار شرکت پایانه و مخازن پتروشیمی ماهشهر و کارگران پتروشیمی سنندج اعتصاب کردند
علاوه بر اعتصاب؛ تظاهرات شبانه در نقاط مختلف تهران و شهرهای دیگر کشور شروع شده است.
چهارم. خیزش دانشجویان در قریب به 30دانشگاه مانند: دانشگاههاي تهران ـ شريف ـ ملي ـ علم و صنعت ـ اميركبير ـ دانشكده اقتصاد ـ دانشگاه آزادتهران واحد غرب و واحد شمال ـ دانشگاههاي شيراز ـ مشهد ـ نجف آباد ـ تبريز ـ شهر كرد ـ قم ـ اصفهان ـ كرمانشاه ـ اهواز – همايونشهر ـ شهر قدس – روانسر ـ كرج ـ اسلامشهر ـ كردستان. و. ..
🔸اعتصاب بازاریان در پیوند با قیام چه اهمیتی دارد؟
سه رکن جدی پیروزی یک قیام در کف خیابان تعیین میشود.
این سه رکن شامل اعتراض و اعتصاب و عملیات روی مراکز دشمن است و این سه رکن بایستی که همپای هم به جلو بروند از این رو با توجه به مسیر موفقیت آمیزی که این قیام در مسیر اعتراض و آتش و عملیات طی کرده است؛ ورود عنصر اعتصاب تکمیل کننده حلقات پیروزی این قیام راتشکیل میدهد.
🔸اعتصاب واعتراضات روز دوشنبه 14 آذر در چه شرایطی برگزار شده است؟
یکم. دستگاه سرکوب رژیم در اوج آمادگی به سر میبرد و به هرشکل ممکن تهدید کرد و حتی دست به اعدام جنایتکارانه ۱۳زندانی از جمله یک زن و شش زندانی بلوچ زد و از فریبکاری مانند برچیده شدن گشت ارشاد دم زد تا به هر صورت این سیکل قیام به جریان نیافتد ولی موفق نشد.
دوم. کامیونداران و بازاریان شریف با پرداخت بهای سنگین و در شرایطی دست به اعتصاب میزنند اضافه بر فشارهای امنیتی و سرکوب رژیم، باید هزینههای زندگیشان را در شرایط وخیم اقتصادی و تورم کمرشکن، تأمین کنند.
سوم. دانشجویان نیز زیر فشار حداکثری تهدید و سرکوب پا به میدان گذاشتند.
🔸تاثیر برپایی موفقیت آمیز قیام در این سه روز چیست؟
پیروزی مردم ایران در این سه روز خود یک فراز بسیار مهمی از این قیام است ولی مهمتر از خودش باید تاثیر آن را در تکمیل قطعات پازل قیام سراسری و استمرارش ببنیم و این نشان میدهد که مردم ایران به هر قیمت عزم جزم دارند که این بار سر مار را به سنگ بکوبند.
به همین علت؛ به هر قیمت و در هر مناسبتی به خیابان میآیند و هزینه آن را میپردازند و در حد فاصل این مناسبتها نیز این شورشگران و کانونهای شورشی هستند که دلاورانه به صحنه آمده و نمی گذارند که اتش قیام خاموش شود.
این مسیری است که این قیام تاکنون در بستر آتش و قهر؛ طی کرده و ادامه خواهد یافت و باید شاهد فرازهای دیگری از قیام در روزهای پیش رو به ویژه در 16 آذر باشیم.
.
⭐️ نامه علی یونسی و امیرحسین مرادی دو دانشجوی نخبه زندانی دانشگاه شریف بهمناسبت ۱۶آذر
🔻 دانشجویان در کنار سایر جوانان دلیر و شجاع، ضمانت آینده روشن ایران هستند، آنان که میخواهند بمانند و پس بگیرند.
🔻 ما افتخار میکنیم که دانشجو هستیم و در برابر این دانشگاه و دانشجوها تعظیم میکنیم.
🔻 دانشگاهی که آرام نمیگیرد هر چقدر هم که تهدید و محاصره میشود هر چقدر هم که جولانگاه نیروهای امنیتی میشود.
و دانشجویانی که دیگر فریاد نمیزنند بلکه شورش کردهاند، دانشجویانی که دستگیر میشوند، ممنوعالورود میشوند، تعلیق و تهدید میشوند.
🔻 آنها که ریخته شدن خونی را تحمل نمیکنند و فریاد میزنند: قسم به خون یاران ایستادهایم تا پایان.
🔻 ما در این روزها با شما و در کنار شما دوستان عزیزمان در دانشگاههای سراسر ایران بوده و هستیم و با هر خبری که شنیدیم خودمان را در کنار شما تصور کردهایم...
🔻 ما شرارههای خورشید آزادی را که در دل تاریکترین شب وطن، عزم طلوع کرده است را از پشت دیوارهای سنگی زندان اوین میبینیم.
✊ زنده باد انقلاب دمکراتیک مردم ایران
🔻 دانشجویان در کنار سایر جوانان دلیر و شجاع، ضمانت آینده روشن ایران هستند، آنان که میخواهند بمانند و پس بگیرند.
🔻 ما افتخار میکنیم که دانشجو هستیم و در برابر این دانشگاه و دانشجوها تعظیم میکنیم.
🔻 دانشگاهی که آرام نمیگیرد هر چقدر هم که تهدید و محاصره میشود هر چقدر هم که جولانگاه نیروهای امنیتی میشود.
و دانشجویانی که دیگر فریاد نمیزنند بلکه شورش کردهاند، دانشجویانی که دستگیر میشوند، ممنوعالورود میشوند، تعلیق و تهدید میشوند.
🔻 آنها که ریخته شدن خونی را تحمل نمیکنند و فریاد میزنند: قسم به خون یاران ایستادهایم تا پایان.
🔻 ما در این روزها با شما و در کنار شما دوستان عزیزمان در دانشگاههای سراسر ایران بوده و هستیم و با هر خبری که شنیدیم خودمان را در کنار شما تصور کردهایم...
🔻 ما شرارههای خورشید آزادی را که در دل تاریکترین شب وطن، عزم طلوع کرده است را از پشت دیوارهای سنگی زندان اوین میبینیم.
✊ زنده باد انقلاب دمکراتیک مردم ایران
.
جناب آقای اژه ای لطفا هر چه زودتر جلوی صدور احکام اعدام را بگیرید!!!
اما اگر بنای بر اعدام کردن دارید بر شما و قضات دستگاه عدلیه واجب است که به عدالت رفتار کنید.بنابراین بایستی هر چه زودتر قاتلین و مهمتر از آن آمرین به قتل چندصد زن و مرد و بویژه کودک بیگناه که در این هشتاد وچهار روز
کشته شده اند را شناسایی و سپس محاکمه کرده و برای التیام زخمهای خانواده های جانباختگان حکم اعدام آنها را هرچه سریعتر صادر و اجرا نمایید!!!
جناب قاضی القضات!من یک معلمم و در میان مردم زندگی میکنم.قبول بفرمایید که امثال من با افکار عمومی بیش از شما که ارتباطتان با مردم بصورت ایزوله شده است آشنایی داریم.
به همین دلیل به شما عرض میکنم که اگر به آنچه گفتم توجه نکنید و برخلاف آن رفتار کنید قطعا شاهد عصبانیت بیشتر مردم و نتیجه ای برخلاف آنچه انتظار دارید خواهید بود.
امیدوارم هشدار این معلم و پدر که با پشت سر گذاشتن پنج دهه از سالهای زندگی و آغاز دهه ششم هیچ خواسته ای برای شخص خود ندارد و فقط به شدت نگران کودکان،نوجوانان،جوانان و آینده ایران زمین است را جدی بگیرید!
ابوالفضل رحیمی شاد
جناب آقای اژه ای لطفا هر چه زودتر جلوی صدور احکام اعدام را بگیرید!!!
اما اگر بنای بر اعدام کردن دارید بر شما و قضات دستگاه عدلیه واجب است که به عدالت رفتار کنید.بنابراین بایستی هر چه زودتر قاتلین و مهمتر از آن آمرین به قتل چندصد زن و مرد و بویژه کودک بیگناه که در این هشتاد وچهار روز
کشته شده اند را شناسایی و سپس محاکمه کرده و برای التیام زخمهای خانواده های جانباختگان حکم اعدام آنها را هرچه سریعتر صادر و اجرا نمایید!!!
جناب قاضی القضات!من یک معلمم و در میان مردم زندگی میکنم.قبول بفرمایید که امثال من با افکار عمومی بیش از شما که ارتباطتان با مردم بصورت ایزوله شده است آشنایی داریم.
به همین دلیل به شما عرض میکنم که اگر به آنچه گفتم توجه نکنید و برخلاف آن رفتار کنید قطعا شاهد عصبانیت بیشتر مردم و نتیجه ای برخلاف آنچه انتظار دارید خواهید بود.
امیدوارم هشدار این معلم و پدر که با پشت سر گذاشتن پنج دهه از سالهای زندگی و آغاز دهه ششم هیچ خواسته ای برای شخص خود ندارد و فقط به شدت نگران کودکان،نوجوانان،جوانان و آینده ایران زمین است را جدی بگیرید!
ابوالفضل رحیمی شاد
👍3
🔺ساعت هفت صبح به خانوادهی مجیدرضا رهنورد زنگ زدن، بیدارشون کردن گفتن برید بهشت رضا قطعه ۶۶، بچهتون رو اعدام کردیم و خودمون خاکش کردیم.
مجید ما رو گرفتن ،مثل نوید ، مثل محسن ، مثل تمام بچه هایی که از سن ۱۳ سالگی به بالا در دهه شصت بدار آویختن و هنوز معلوم نیست مزارشون کجاست
درتمام طول مدتی که مجید زیر شکنجه و فشار روحی و جسمی بود یکبار حتی یکبارهم برای جانش به این نظام التماس نکرد.
این همون افتخار و شرفی هست که نه خامنه ای نه مزدورهاش و ساندیس خورهای نخود مغزش توان فهمش رو ندارن ، اونها هرگز نمیفهمن که ما با کشته شدن تکثیر میشیم و نه تموم .
مجید قهرمان :تو آنکس بودی که سرخم نکردی وبه میدان رفتی وندای آزادی سردادی والبته دربرابر خدا ومردمت روسفید شدی وتا دنیا دنیاست مردم به نیکی ازتو یاد خواهند کرد .
خطاب به جلاد👈سیصد گل سرخ یک گل نصرانی ما را ز سر بریده میترسانی؟ ما گر ز سر بریده میترسیدیم در محفل عاشقان نمیرقصیدیم.
راهم، رسمم همیشه شورش برای ایران ✊🔥
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تاپایان
#شهیدان_آزادی
.
مجید ما رو گرفتن ،مثل نوید ، مثل محسن ، مثل تمام بچه هایی که از سن ۱۳ سالگی به بالا در دهه شصت بدار آویختن و هنوز معلوم نیست مزارشون کجاست
درتمام طول مدتی که مجید زیر شکنجه و فشار روحی و جسمی بود یکبار حتی یکبارهم برای جانش به این نظام التماس نکرد.
این همون افتخار و شرفی هست که نه خامنه ای نه مزدورهاش و ساندیس خورهای نخود مغزش توان فهمش رو ندارن ، اونها هرگز نمیفهمن که ما با کشته شدن تکثیر میشیم و نه تموم .
مجید قهرمان :تو آنکس بودی که سرخم نکردی وبه میدان رفتی وندای آزادی سردادی والبته دربرابر خدا ومردمت روسفید شدی وتا دنیا دنیاست مردم به نیکی ازتو یاد خواهند کرد .
خطاب به جلاد👈سیصد گل سرخ یک گل نصرانی ما را ز سر بریده میترسانی؟ ما گر ز سر بریده میترسیدیم در محفل عاشقان نمیرقصیدیم.
راهم، رسمم همیشه شورش برای ایران ✊🔥
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تاپایان
#شهیدان_آزادی
.
👍3
🔴دومین اعدام از طرف خامنه ای خونریز
🔺این اعدامها علامت شکست یا پیروزی دستگاه سرکوب است؟
خامنهای همه تلاش خود را کرد که در قیام؛ کارش به این نقطه کشیده نشده و با کمترین هزینه قیام را متوقف کند ولی این قیام مهار نشد و خامنهای مجبور شد که چنین هزینه بسیار سنگینی را بپردازد. به همین علت اگر نگاه عمیقتری به ابعاد این اعدام به ویژه رو به آینده داشته باشیم؛ میتوان گفت که در حقیقت خامنهای طناب دار را به گردن خودش انداخت و با این قتل حکومتی؛ مجبور به خود زنی شد.
🔺خامنهای از این اعدام چه هدفی داشت؛ آیا به آن رسید؟
مساله یک تا هزار در شرایط کنونی قیام؛ برای خامنهای توقف قیام به هر قیمت بود. این اعدام یا اعدامهای دیگر شاید در مقطع کوتاهی با تولید ارعاب؛ یک توقفی به قیام بدهد ولی تردیدی نیست که خامنهای با دست خود سوختی بر روی قیام ریخته و صد چندان قیام اوج بیشتر و عمیقتری به خود خواهد گرفت. فراموش نکنیم که در شرایط کنونی؛ اعدام نه ارعاب بلکه خشم تولید میکند.
🔺هزینه اعدامها برای خامنهای چیست؟
خامنهای با اعدامها هزینه سنگینی پرداخته و بازهم ادامه خواهد داشت:
یکم. به لحاظ بینالمللی؛ الان جهان صدبار بیشتر میفهمد که تا کجا این رژیم لرزان و بی پایه است و به جز اعدام توان مهار این قیام را نداشته و ندارد یعنی فهمیدند که این رژیم بی آینده و غیر قابل سرمایه گذاری است یعنی یک ضربه سخت و سنگین بر کمر مماشات وارد آمده است.
دوم. این اعدامها باعث تشدید بحرانهای داخلی شد تا جایی که افراد یا آخوندهای دانه درشت حوزه این محاکمه را نه تنها غیر قانونی بلکه غیر شرعی خوانده و خامنهای را وادار کردند که افرادی را به صحنه آورده تا پاسخ این نفرات را بدهند.
سوم. قیام را بهرغم افت محدودی که میتواند داشته باشد بی هیچ تردیدی به صورت کیفی یک گام به جلو برخواهد داشت. این حاصل راهگشایی چنین خونهایی است.
🔺قیام بعد از این اعدامها چه مسیری را طی خواهد کرد؟
در یک صحنه نبرد؛ به دلیل حضور و کارکردهای دشمن؛ پیش بینی همه شرایط شاید کار سادهای نباشد ولی با برآوردی که از موقعیت نیروهای خودی و دشمن و شرایط بینالمللی داریم میتوانیم روی این موارد با قاطعیت انگشت بگذاریم:
🔸یکم. «هرگز» شرایط به گذشته و قبل از قیام برنخواهد گشت. یعنی آتش این قیام «هرگز» خاموش نخواهد شد؛ یعنی کشتار و اقدامات سرکوبگرانه؛ یک اقیانوس از نفرت و خون بین مردم و خامنهای فاصله انداخته است. و از همه مهمتر «هرگز» این رژیم نمیتواند به کمترین خواستههای مردم در این قیام پاسخ بدهد بنابراین؛ این قیام نمیتواند توقفپذیر باشد.
🔸دوم. همگان به چشم دیدند که تا کجا حرف و خط و مشی این مقاومت در 43سال گذشته راجع به این رژیم درست و دقیق بوده است و اینکه این رژیم هیچ زبانی جز قهر و قدرت و قاطعیت نمیفهمد یعنی دیگر هیچ جای شک و بازیهای ارتجاعی و استعماری برای خطوط «خشونت پرهیزی» یا خط انحرافی سرنگونی رژیم با «مسالمت و سازش!» وجود ندارد.
🔸سوم. روزگار بازی با سرنوشت قیام توسط بوقهای مفت خور و فرصت طلب استعماری تمام شده و الان صحنه نبرد در این قیام تنها جای شیرزنان و دلاور مردان شورشی و شورشگران جان برکف است. جای کسانی است که در این 43ساله نبرد خود با این رژیم 120هزار شهید دلاور را تقدیم کرده و سرخم نکردند و به راه و مبارزات خود ادامه دادند جوانان شورشگر و انقلابی فریب نمیخورند. تنها راه برای آزادی، قهر انقلابی و ارتش آزادی با جنگ صد برابر و تهاجم حداکثر میدانند.
🔸چهارم. با اعدام و کشتار تنها درب به روی سازشکاران و فرصت طلبان بسته میشود ولی برای کسانی که سوگند خوردهاند که این رژیم را به هر قیمت سرنگون کنند هزار درب دیگر باز میشود الان روز روزهای قهرمانان شورشی و میهن پرستان واقعی است که شعارشان «بجنگ تا بجنگیم» بوده و هست
🔸پنجم. این قیام نیاز به الگوهای خاص خودش برای پیروزی دارد؛ آنها که سکوت پیشه میکنند؛ آنها که مبلغ سازش و تسلیم و سکوت هستند؛ نمیتوانند الگوهای این قیام باشند.
مجید و محسن و دیگر قهرمانان و سربداران که با شهادت قهرمانانه خود جسارت و شجاعت را در رگهای جامعه پمپاژ میکنند؛ الگوهای شایسته برای این قیام هستند. شورشگرانی که میخروشند: سر خم کردن را برای خود و مردمشان قدغن و مرز سرخ میکنند؛
🔸ششم. به عبارتی میتوان گفت که بهرغم همه تلاشهای که خامنهای برای جداسازی سر این مقاومت با بدنه قیام داشت؛ شکست خورد و این خونهای پاک باعث پیوند شهیدان این قیام با 120هزار شهید و زندگان آن با کانونهای شورشی شد.
.
🔺این اعدامها علامت شکست یا پیروزی دستگاه سرکوب است؟
خامنهای همه تلاش خود را کرد که در قیام؛ کارش به این نقطه کشیده نشده و با کمترین هزینه قیام را متوقف کند ولی این قیام مهار نشد و خامنهای مجبور شد که چنین هزینه بسیار سنگینی را بپردازد. به همین علت اگر نگاه عمیقتری به ابعاد این اعدام به ویژه رو به آینده داشته باشیم؛ میتوان گفت که در حقیقت خامنهای طناب دار را به گردن خودش انداخت و با این قتل حکومتی؛ مجبور به خود زنی شد.
🔺خامنهای از این اعدام چه هدفی داشت؛ آیا به آن رسید؟
مساله یک تا هزار در شرایط کنونی قیام؛ برای خامنهای توقف قیام به هر قیمت بود. این اعدام یا اعدامهای دیگر شاید در مقطع کوتاهی با تولید ارعاب؛ یک توقفی به قیام بدهد ولی تردیدی نیست که خامنهای با دست خود سوختی بر روی قیام ریخته و صد چندان قیام اوج بیشتر و عمیقتری به خود خواهد گرفت. فراموش نکنیم که در شرایط کنونی؛ اعدام نه ارعاب بلکه خشم تولید میکند.
🔺هزینه اعدامها برای خامنهای چیست؟
خامنهای با اعدامها هزینه سنگینی پرداخته و بازهم ادامه خواهد داشت:
یکم. به لحاظ بینالمللی؛ الان جهان صدبار بیشتر میفهمد که تا کجا این رژیم لرزان و بی پایه است و به جز اعدام توان مهار این قیام را نداشته و ندارد یعنی فهمیدند که این رژیم بی آینده و غیر قابل سرمایه گذاری است یعنی یک ضربه سخت و سنگین بر کمر مماشات وارد آمده است.
دوم. این اعدامها باعث تشدید بحرانهای داخلی شد تا جایی که افراد یا آخوندهای دانه درشت حوزه این محاکمه را نه تنها غیر قانونی بلکه غیر شرعی خوانده و خامنهای را وادار کردند که افرادی را به صحنه آورده تا پاسخ این نفرات را بدهند.
سوم. قیام را بهرغم افت محدودی که میتواند داشته باشد بی هیچ تردیدی به صورت کیفی یک گام به جلو برخواهد داشت. این حاصل راهگشایی چنین خونهایی است.
🔺قیام بعد از این اعدامها چه مسیری را طی خواهد کرد؟
در یک صحنه نبرد؛ به دلیل حضور و کارکردهای دشمن؛ پیش بینی همه شرایط شاید کار سادهای نباشد ولی با برآوردی که از موقعیت نیروهای خودی و دشمن و شرایط بینالمللی داریم میتوانیم روی این موارد با قاطعیت انگشت بگذاریم:
🔸یکم. «هرگز» شرایط به گذشته و قبل از قیام برنخواهد گشت. یعنی آتش این قیام «هرگز» خاموش نخواهد شد؛ یعنی کشتار و اقدامات سرکوبگرانه؛ یک اقیانوس از نفرت و خون بین مردم و خامنهای فاصله انداخته است. و از همه مهمتر «هرگز» این رژیم نمیتواند به کمترین خواستههای مردم در این قیام پاسخ بدهد بنابراین؛ این قیام نمیتواند توقفپذیر باشد.
🔸دوم. همگان به چشم دیدند که تا کجا حرف و خط و مشی این مقاومت در 43سال گذشته راجع به این رژیم درست و دقیق بوده است و اینکه این رژیم هیچ زبانی جز قهر و قدرت و قاطعیت نمیفهمد یعنی دیگر هیچ جای شک و بازیهای ارتجاعی و استعماری برای خطوط «خشونت پرهیزی» یا خط انحرافی سرنگونی رژیم با «مسالمت و سازش!» وجود ندارد.
🔸سوم. روزگار بازی با سرنوشت قیام توسط بوقهای مفت خور و فرصت طلب استعماری تمام شده و الان صحنه نبرد در این قیام تنها جای شیرزنان و دلاور مردان شورشی و شورشگران جان برکف است. جای کسانی است که در این 43ساله نبرد خود با این رژیم 120هزار شهید دلاور را تقدیم کرده و سرخم نکردند و به راه و مبارزات خود ادامه دادند جوانان شورشگر و انقلابی فریب نمیخورند. تنها راه برای آزادی، قهر انقلابی و ارتش آزادی با جنگ صد برابر و تهاجم حداکثر میدانند.
🔸چهارم. با اعدام و کشتار تنها درب به روی سازشکاران و فرصت طلبان بسته میشود ولی برای کسانی که سوگند خوردهاند که این رژیم را به هر قیمت سرنگون کنند هزار درب دیگر باز میشود الان روز روزهای قهرمانان شورشی و میهن پرستان واقعی است که شعارشان «بجنگ تا بجنگیم» بوده و هست
🔸پنجم. این قیام نیاز به الگوهای خاص خودش برای پیروزی دارد؛ آنها که سکوت پیشه میکنند؛ آنها که مبلغ سازش و تسلیم و سکوت هستند؛ نمیتوانند الگوهای این قیام باشند.
مجید و محسن و دیگر قهرمانان و سربداران که با شهادت قهرمانانه خود جسارت و شجاعت را در رگهای جامعه پمپاژ میکنند؛ الگوهای شایسته برای این قیام هستند. شورشگرانی که میخروشند: سر خم کردن را برای خود و مردمشان قدغن و مرز سرخ میکنند؛
🔸ششم. به عبارتی میتوان گفت که بهرغم همه تلاشهای که خامنهای برای جداسازی سر این مقاومت با بدنه قیام داشت؛ شکست خورد و این خونهای پاک باعث پیوند شهیدان این قیام با 120هزار شهید و زندگان آن با کانونهای شورشی شد.
.
👎1
🔴ایران رسما ازکمیسیون مقام زن درسازمان ملل اخراج شد .
در جلسه امروز شورای اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل، از ۵۴ عضو، ۲۹ کشور به اخراج ایران رای موافق و ۸ کشور رای مخالف دادند و ۱۶ کشور رای ممتنع دادند.
بولیوی، چین، قزاقستان، نیکاراگوئه، نیجریه، عمان، روسیه و زیمباوه کشورهایی بودند که با اخراج ایران مخالفت کردند و روسیه با اعلام این موضوع که باید مشاوران حقوقی سازمان ملل در جلسه حضور داشته باشند سعی در لغو جلسه داشت که با رای مخالف اکثریت مواجه شد
چهارشنبه ۲۳ آذر
در جلسه امروز شورای اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل، از ۵۴ عضو، ۲۹ کشور به اخراج ایران رای موافق و ۸ کشور رای مخالف دادند و ۱۶ کشور رای ممتنع دادند.
بولیوی، چین، قزاقستان، نیکاراگوئه، نیجریه، عمان، روسیه و زیمباوه کشورهایی بودند که با اخراج ایران مخالفت کردند و روسیه با اعلام این موضوع که باید مشاوران حقوقی سازمان ملل در جلسه حضور داشته باشند سعی در لغو جلسه داشت که با رای مخالف اکثریت مواجه شد
چهارشنبه ۲۳ آذر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 بعد از اعدام مجید و محسن چه باید کرد؟!
امروز ما خشمگینیم! .....
امروز ما خشمگینیم! .....
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به یاد شهید راه آزادی یلدا آقافضلی
✍️بقلم: هاشم خواستار نماینده معلمان آزاد ایران – زندان وکیل آباد مشهد - دیماه 1401
🔴مهندس محمدرضا بیات مبارز زنجانی در دو رژیم شاه و شیخ جاودانه شد
( دوستان یک فرد را معرفی کنید تا بگویم او چگونه آدمی است) من هم ضمن معرفی بیات ، دوستانش که دوستان من نیز هستند را معرفی میکنم تا توانسته باشم اندکی اورا بشناسانم.
🔺با قیام سراسری ملت قهرمان ایران شرایط در زندان برای ما بسیار سخت تر از گذشته شده است نه تنها پنجره رو به هواخوری را گل گرفته اند و ملاقات حضوری با خانواده نداشته ونداریم تلفن هم در حضور رئیس بند که دستش بر روی کلید قطع و وصل تلفن است زنگ میزنیم دوربین هم که صدا ضبط می کند بر بالای سر ما گذاشته اند ولی به یاری خداوند و دعای ملت تاکنون توانستم اندکی از حرف هایم را به گوش ملت قهرمان ایران برسانم. به گفته ی همکار فرهنگیم خانم منصوره عرفانیان که سال گذشته همراه با تعدادی از همکاران برای اعتراض به وضعیت معلمان زندانی با معاون دادستان ملاقات می کنند به او می گوید خواستار در داخل زندان چه کاری خواسته و انجام نداده که اگر آزاد می بود انجام می داد ....
🔺امیدوارم این مقاله آخرین نوشته ای باشد که در داخل زندان مینویسم در سال ۱۷۸۹ میلادی مردم قهرمان پاریس درب زندان باستیل را گشودند و در سال ۵۷ مردم قهرمان مشهد درب همین زندان وکیل آباد را با تریلی کنده و زندانیان را آزاد کردند پیش زمینه، خدمت ملت قهرمان ایران عرض کنم که نگهبانی دربند ۶/۱ با دو نگهبان و دو روز در میان صورت می گیرد اواخر آبان تعداد نگهبان ها را دوبرابر یعنی چهار نفر و یک روز درمیان کردند با خودمان گفتیم احتمالاً به خاطر اعتراضات سراسری ملت ایران و از جمله مشهد است آماده باش داده اند اخیرا متوجه شدیم که در اواخر آبان مردم مشهد سه شب که شب سوم جمعیت بسیار و حدود ۳۰۰ نفر بوده در جلوی زندان تجمع و شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد میدادند به زودی ملت قهرمان ایران و از جمله مردم مشهد درب تمام زندان ها را خواهد گشود زندانیان بیپناه سیاسی را آزاد خواهند کرد.
🔺آشنایی و سال ورود به دانشگاه
بیات متولد ۱۳۲۷ که قبل از سربازی رفته و در سال ۵۲ رشته مهندسی آبیاری قبول شد من ورودی سال ۵۱ بودم که سال قبل دانشگاه جندی شاپور زیست شناسی خوانده بودم و چون تعداد زیادی از واحدهای درسی آن دانشگاه را قبول کردند باعث شد که حتی با دو ترم محرومیت تابستان سال ۵۵ فارغ التحصیل شوم بین دانشجویان کمونیست و مذهبی رقابت ناپیدا و سالمی وجود داشت که به دانشجویان جدید که ناوارد به محیط دانشگاه و مقررات بودند کمک و راهنمایی کنند تا بدین صورت آنها را جذب کرده باشند و بیات بارها به من گفته است که با اولین فرد سیاسی که آشنا شدم شما بوده ای همراه با بیات مرتضی نبی اللهی از تبریز و قصاب از سراب تبریز نیز آشنا شدم که این دو نفر اعدام شدند.
🔴مهندس محمدرضا بیات مبارز زنجانی در دو رژیم شاه و شیخ جاودانه شد
( دوستان یک فرد را معرفی کنید تا بگویم او چگونه آدمی است) من هم ضمن معرفی بیات ، دوستانش که دوستان من نیز هستند را معرفی میکنم تا توانسته باشم اندکی اورا بشناسانم.
🔺با قیام سراسری ملت قهرمان ایران شرایط در زندان برای ما بسیار سخت تر از گذشته شده است نه تنها پنجره رو به هواخوری را گل گرفته اند و ملاقات حضوری با خانواده نداشته ونداریم تلفن هم در حضور رئیس بند که دستش بر روی کلید قطع و وصل تلفن است زنگ میزنیم دوربین هم که صدا ضبط می کند بر بالای سر ما گذاشته اند ولی به یاری خداوند و دعای ملت تاکنون توانستم اندکی از حرف هایم را به گوش ملت قهرمان ایران برسانم. به گفته ی همکار فرهنگیم خانم منصوره عرفانیان که سال گذشته همراه با تعدادی از همکاران برای اعتراض به وضعیت معلمان زندانی با معاون دادستان ملاقات می کنند به او می گوید خواستار در داخل زندان چه کاری خواسته و انجام نداده که اگر آزاد می بود انجام می داد ....
🔺امیدوارم این مقاله آخرین نوشته ای باشد که در داخل زندان مینویسم در سال ۱۷۸۹ میلادی مردم قهرمان پاریس درب زندان باستیل را گشودند و در سال ۵۷ مردم قهرمان مشهد درب همین زندان وکیل آباد را با تریلی کنده و زندانیان را آزاد کردند پیش زمینه، خدمت ملت قهرمان ایران عرض کنم که نگهبانی دربند ۶/۱ با دو نگهبان و دو روز در میان صورت می گیرد اواخر آبان تعداد نگهبان ها را دوبرابر یعنی چهار نفر و یک روز درمیان کردند با خودمان گفتیم احتمالاً به خاطر اعتراضات سراسری ملت ایران و از جمله مشهد است آماده باش داده اند اخیرا متوجه شدیم که در اواخر آبان مردم مشهد سه شب که شب سوم جمعیت بسیار و حدود ۳۰۰ نفر بوده در جلوی زندان تجمع و شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد میدادند به زودی ملت قهرمان ایران و از جمله مردم مشهد درب تمام زندان ها را خواهد گشود زندانیان بیپناه سیاسی را آزاد خواهند کرد.
🔺آشنایی و سال ورود به دانشگاه
بیات متولد ۱۳۲۷ که قبل از سربازی رفته و در سال ۵۲ رشته مهندسی آبیاری قبول شد من ورودی سال ۵۱ بودم که سال قبل دانشگاه جندی شاپور زیست شناسی خوانده بودم و چون تعداد زیادی از واحدهای درسی آن دانشگاه را قبول کردند باعث شد که حتی با دو ترم محرومیت تابستان سال ۵۵ فارغ التحصیل شوم بین دانشجویان کمونیست و مذهبی رقابت ناپیدا و سالمی وجود داشت که به دانشجویان جدید که ناوارد به محیط دانشگاه و مقررات بودند کمک و راهنمایی کنند تا بدین صورت آنها را جذب کرده باشند و بیات بارها به من گفته است که با اولین فرد سیاسی که آشنا شدم شما بوده ای همراه با بیات مرتضی نبی اللهی از تبریز و قصاب از سراب تبریز نیز آشنا شدم که این دو نفر اعدام شدند.
نباید انسان از خودش تعریف کند و باید قضاوت درباره خودش را به دیگران بسپارد اما بعضی مواقع مجبور است باید بگویم که ارتباطگیری من بسیار قوی بود و با تمام دانشجویان مذهبی و کمونیسم رابطه بسیار نزدیک و تنگاتنگی داشتم دانشجویان مبارز مذهبی طرفداران سازمان مجاهدین خلق و دانشجویان کمونیسم طرفدار چریکهای فدایی خلق بودند که در تمام اعتصاب ها درود بر مجاهد و سلام بر فدایی شعار همیشگی بود در ابتدای ورود به دانشگاه با همکلاسی های خوبی همچون صادق جلالی از شاهرود و سید امیر حیدری خورمیزی از خاش آشنا شدم ترم دوم به خاطر جراحی کوچکی که داشتم دو هفته دیرتر به کلاس درس رفتم و در طول ترم از سه واحد درس ریاضی که تمام آن درباره انتگرال بود فقط همان علامت انتگرال را یاد گرفتم برای امتحان سه روز وقت داشتیم با همین دو نفر تمرین کردم و درس به من دادند که الف گرفتم حیدری خورمیزی تغییر رشته داد و دانشگاه اصفهان پزشکی قبول شد و بعدها شنیدم که جمهوری اسلامی او را اعدام کرده است در خوابگاه بودیم که پیرمرد پدرش که اصالتاً یزدی بود از خاش به دیدن فرزندش آمد نمیدانم پیرمرد چگونه اعدام فرزند نابغه اش را تحمل کرده است صادق جلالی زنده و انسانی باسواد و بسیار ملاحظه کار و محتاط بود که ساواک دستگیر ش نکند در عمرم شاید ده بار به سینما نرفته باشم صادق جلالی مرا به دیدن فیلمی به نام خاک برد زمانی که از سینما به خوابگاه برگشتیم مسعود حاجیان پرسید فیلم درباره چه بود جلالی گفت فئودالیسم از آن زمان ۵۰ سال گذشته هنوز این جواب که درس بسیار بزرگی برای من بود را فراموش نکرده و نخواهم کرد که تاریخ علم است آخوند های حاکم بر ایران به رهبری خمینی و خامنه ای از تولیدات لیبرالیسم و دموکراسی استفاده کرده ولی نمیتوان تو مغزشان فرو کرد و به ایشان فهماند که شما نتوانسته اید از عصر برده داری پیامبر بیرون بیایید و میلیون ها نفر را کشته و به کشتن داده و ملت را به روز سیاه نشانده اید که ملت پسا سرمایه داری ایران را به عصر برده داری ببرید همچون انسان های ۱۴۰۰ سال پیش زندگی کنند هنوز آیت الله ها در توضیح المسائل مینویسند اگر عمداً یک روز روزه خوردید باید ۶۰ روز روزه گرفته و یا یک غلام آزاد کنند محوریت و استاد تمام دانشجویان مبارز مذهبی مسعود حاجیان بود یک سال از من زودتر وارد دانشگاه شده بود آذرماه سال ۵۲ توسط ساواک بازداشت و در اسفند آزاد شد ساواک همیشه دانشجویان مبارز را همین موقع بازداشت می کرد که عملاً یک سال از تحصیل بیافتند یکی از شکنجه های ساواک بی خوابی بود حاجیان میگفت در حالی که ایستاده و دست هایش بالا بوده همان طور می خوابیده است خانم مریم باکری خواهر شهید علی باکری همکلاس حاجیان بود حاجیان به من میگفت به خواهر علی باکری که رژیم شاه تازه اعدامش کرده بود گفتم سعی کن در حضور دیگران گریه کنی و به این زودی لباس سیاه از تنت بیرون نیاوری.
سال ۵۳ دانشجویان بسیار پر جنب و جوشی همچون سعید مرات از مرند و ساکن تهران و قادر قربانی از اردبیل و رحمان قبادی از بابل و سیروس قصیری از سنندج و غلامرضا بیات از ساوه و ناصر شیرین کامی از تبریز و مهدی مقدم محرم وارد دانشگاه شدند به غیر از غلامرضا بیات و ناصر شیرین کامی بقیه همه توسط حکومت آخوندی اعدام شدند سیروس قصیری و قادر قربانی و قصاب مذهبی نبودند اما دانشجویان مبارز مذهبی را دوست داشته و بسیار با ما رفت آمد و اخت بودند سیروس قصیری مرا دعوت به سنندج کرد امیدوارم اگر زنده بودم به زیارت مزارش بروم میگویند حکومت آخوندی جسدش را به دنبال ماشین جیپ بسته و در خیابان های سنندج چرخانده در اردیبهشت سال ۵۴ که دو ترم محروم شدم نمیدانم چطور قصاب متوجه شده بود که بی پول هستم مهر ماه زحمت کشیدنش در کوره های آجرپزی تهران مبلغ ۱۰۰ تومان به من هدیه داد شنیدم قصاب فامیلش را عوض کرده و حکومت آخوندی او را همراه خواهر و برادرش اعدام کرده است قادر قربانی هدیه ازدواج به من داد که در همین نوشته خواهم آورد درباره مرتضی نبی اللهی و سعید مرآت و غلامرضا بیات و ناصر شیرین کامی نیز در همین مقاله در رابطه با بیات و گروه فرقان خواهم نوشت رحمان قبادی انسانی با سواد و متین و صبور بود که احترام هر فردی را نسبت به خود برمیانگیخت مهدی مقتدری فکر میکنم فامیلش را عوض کرده او همیشه مرا با اسم کوچک صدا می کرد و دوست داشت با من بحث کرده و به دانسته هایش افزوده شود و همیشه بشاش و خندان بود
سال ۵۳ دانشجویان بسیار پر جنب و جوشی همچون سعید مرات از مرند و ساکن تهران و قادر قربانی از اردبیل و رحمان قبادی از بابل و سیروس قصیری از سنندج و غلامرضا بیات از ساوه و ناصر شیرین کامی از تبریز و مهدی مقدم محرم وارد دانشگاه شدند به غیر از غلامرضا بیات و ناصر شیرین کامی بقیه همه توسط حکومت آخوندی اعدام شدند سیروس قصیری و قادر قربانی و قصاب مذهبی نبودند اما دانشجویان مبارز مذهبی را دوست داشته و بسیار با ما رفت آمد و اخت بودند سیروس قصیری مرا دعوت به سنندج کرد امیدوارم اگر زنده بودم به زیارت مزارش بروم میگویند حکومت آخوندی جسدش را به دنبال ماشین جیپ بسته و در خیابان های سنندج چرخانده در اردیبهشت سال ۵۴ که دو ترم محروم شدم نمیدانم چطور قصاب متوجه شده بود که بی پول هستم مهر ماه زحمت کشیدنش در کوره های آجرپزی تهران مبلغ ۱۰۰ تومان به من هدیه داد شنیدم قصاب فامیلش را عوض کرده و حکومت آخوندی او را همراه خواهر و برادرش اعدام کرده است قادر قربانی هدیه ازدواج به من داد که در همین نوشته خواهم آورد درباره مرتضی نبی اللهی و سعید مرآت و غلامرضا بیات و ناصر شیرین کامی نیز در همین مقاله در رابطه با بیات و گروه فرقان خواهم نوشت رحمان قبادی انسانی با سواد و متین و صبور بود که احترام هر فردی را نسبت به خود برمیانگیخت مهدی مقتدری فکر میکنم فامیلش را عوض کرده او همیشه مرا با اسم کوچک صدا می کرد و دوست داشت با من بحث کرده و به دانسته هایش افزوده شود و همیشه بشاش و خندان بود
برای من همیشه سوال بود که سال ۵۳ چه کسی اعلامیه سازمان مجاهدین خلق را در تابلوی اعلانات کتابخانه چسبانده بود که تعداد زیادی از دانشجویان آن را خواندند بعدها در جمهوری آخوندی بیات به من گفت کار او بوده و قبلاً در اتاق بسیار تمرین می کند که چگونه در تابلو اعلانات گذاشته و سپس خودش عادی مشغول خواندن آن میشود شاید عدهای بگویند که خلاصه کارهایی که کرده و هدف تان از این کارها چه بوده است توزیع کتاب نوار کاست و پخش اعلامیه در سطح وسیع و ارتباط با دانشجویان دانشگاه و دیگر دانشگاهها وبه خصوص دانشگاه تبریز و مردم شهر ارومیه که به اندازه توان مان کاری کرده باشیم تا ملت به حقوقش که آزادی و دموکراسی باشد آشنا و حکومت دیکتاتوری شاه سرنگون شود
🔺بیات و آخرین سال دانشگاه من
مهر ماه حاجیان در پاساژ صولت یک ساختمان سه طبقه اجاره کرد که در بین دانشجویان مشهور به خوابگاه شیخ ها شد طبقه همکف مغازه و تنها یک اتاق کوچک داشت که شعبان علیان نژاد در آن زندگی می کرد شعبان بعداً یک ترم محروم شد و حکومت آخوندی برادر معلمش اصغر علیان نژاد را اعدام کرد طبقه اول دو اتاق داشت اتاق کوچک تر در اختیار من و بیات به اتاق بزرگ تر در اختیار حاجیان و صادق جلالی و فضل الله افراز و رسول پرور بود افراد یک در محروم شد و بعد از انقلاب درسش را ادامه داد و خودش را به خطر نیانداخته و زندگی می کند رسول پرور جذب حکومت آخوندی شده و در قم به آخوندها درس میدهد در ۱۴ اسفند ۸۷ مراسم بزرگداشت مصدق را که سخنران ان طاهر احمدزاده بود در خانه برگزار کردم تعداد زیادی عکس مصدق بر در و دیوار خانه چسبانده بودم یک پوستر بزرگ در اتاق پذیرایی نیز نصب کرده بودم که هنوز هست چند روز بعد رسول پرور همراه با همسرش از قم به مشهد به دیدنم آمد و شاید هم با مأموریت آمد که تمام عکس های مصدق را از روی در و دیوار خانه کند پوستر مصدق را یا روش نشد یا جرأت نکرد که بکند چون مهمان بود چیزی به او نگفتم سانسور و عدم تحمل عقیده را به درون خانهها نیز برده اند طبقه دوم برای اینکه اجاره سرشکن شده و سنگین نباشد به چند دانشجوی مذهبی بی خطر برای رژیم شاه داده شد دانشگاه در اوایل مهر ماه با آنهایی که دو ترم محروم شده بودند پیام داد که نامه ای نوشته تا در شورای دانشگاه بررسی شود که اگر موافقت شد از دو ترم محرومیت یک ترم بخشیده شود نامه ای نوشتم ولی در آن اسمی از شاه نیاوردم که فردای روزگار سندی بر علیه من بشود روز ۱۹ مهر با حاجیان در اتاق بودم که رسول شوکتی همکلاسی و هم استانی آمد که فوری به دانشگاه برو که شورای دانشگاه به تو کار دارد چون طولانی می شود از ذکر سوالات و پاسخ ها خودداری می کنم ولی جواب سوال دکتر غلامرضا سعیدی استاد اقتصاد که پرسید چطور یک دانشجو به سرعت متحول و سیاسی می شود را در این جا می آورم چون احساس کردم اگر جواب درست بدهم در آینده بر علیه دانشجویان مبارز استفاده خواهد شد طفره رفتم و گفتم سوال بسیار سختی است و باید فکر و مطالعه کنم ولی هر کس همین مقاله را بخواند می فهمد که چگونه بیات یک مبارز آزادی خواه در دو رژیم شاه و شیخ شد مشروط یک ترم بخشیده شد که هر ماه با آموزش دانشگاه رفته که از من امضا بگیرند که بر علیه رژیم شاه شاهنشاه آریامهر!! کاری انجام نداده باشم و ضمناً وام تحصیلی هم تا پایان ترم قطع می باشد ۱۹ واحد ترم تحصیلی را صفر داده بودند و اکنون حداکثر واحد یعنی ۲۰ واحد داشتم که باید نمره عالی میگرفتم تا معدلم کم نشود وبی پول هم بودم و تحت فشار که هیچ گونه فعالیتی نداشته باشم بدون اینکه خودم آگاه باشم همه و همه دست به دست هم داده بودند تا افسرده شوم هنوز فراموش نمیکنم یک روز دانشگاه بر روی نیمکت تنها نشسته و فکر میکردم که صادق جلالی آمد و گفت چرا تو خودت فرو رفته ای و مرا بلند کرد تا کمی با هم قدم بزنیم شام را دسته جمعی در ساختمان میخوردیم و صبحانه و ناهار را دوستان طبق معمول در سلف سرویس دانشگاه می خوردند صبحانه پنیر ۶ ریال کره مربا هشت ریال و نهار به غیر از چلو مرغ که ۲۸ ریال بود بقیه ۲۰ ریال و شام ۱۵ ریال بود این ترم برای اینکه صبحانه و ناهار برایم ارزان تمام شود شیر و نان و سبزی میخوردم بیات تابستان ۵۴ در زنجان زن عقد کرده بود و بیشتر رفت و آمد به زنجان داشت و کمتر در اتاق بود تابستان ۵۵ تعداد واحد که کسر داشتم گرفته و فارغ التحصیل شدم
🔺بیات و آخرین سال دانشگاه من
مهر ماه حاجیان در پاساژ صولت یک ساختمان سه طبقه اجاره کرد که در بین دانشجویان مشهور به خوابگاه شیخ ها شد طبقه همکف مغازه و تنها یک اتاق کوچک داشت که شعبان علیان نژاد در آن زندگی می کرد شعبان بعداً یک ترم محروم شد و حکومت آخوندی برادر معلمش اصغر علیان نژاد را اعدام کرد طبقه اول دو اتاق داشت اتاق کوچک تر در اختیار من و بیات به اتاق بزرگ تر در اختیار حاجیان و صادق جلالی و فضل الله افراز و رسول پرور بود افراد یک در محروم شد و بعد از انقلاب درسش را ادامه داد و خودش را به خطر نیانداخته و زندگی می کند رسول پرور جذب حکومت آخوندی شده و در قم به آخوندها درس میدهد در ۱۴ اسفند ۸۷ مراسم بزرگداشت مصدق را که سخنران ان طاهر احمدزاده بود در خانه برگزار کردم تعداد زیادی عکس مصدق بر در و دیوار خانه چسبانده بودم یک پوستر بزرگ در اتاق پذیرایی نیز نصب کرده بودم که هنوز هست چند روز بعد رسول پرور همراه با همسرش از قم به مشهد به دیدنم آمد و شاید هم با مأموریت آمد که تمام عکس های مصدق را از روی در و دیوار خانه کند پوستر مصدق را یا روش نشد یا جرأت نکرد که بکند چون مهمان بود چیزی به او نگفتم سانسور و عدم تحمل عقیده را به درون خانهها نیز برده اند طبقه دوم برای اینکه اجاره سرشکن شده و سنگین نباشد به چند دانشجوی مذهبی بی خطر برای رژیم شاه داده شد دانشگاه در اوایل مهر ماه با آنهایی که دو ترم محروم شده بودند پیام داد که نامه ای نوشته تا در شورای دانشگاه بررسی شود که اگر موافقت شد از دو ترم محرومیت یک ترم بخشیده شود نامه ای نوشتم ولی در آن اسمی از شاه نیاوردم که فردای روزگار سندی بر علیه من بشود روز ۱۹ مهر با حاجیان در اتاق بودم که رسول شوکتی همکلاسی و هم استانی آمد که فوری به دانشگاه برو که شورای دانشگاه به تو کار دارد چون طولانی می شود از ذکر سوالات و پاسخ ها خودداری می کنم ولی جواب سوال دکتر غلامرضا سعیدی استاد اقتصاد که پرسید چطور یک دانشجو به سرعت متحول و سیاسی می شود را در این جا می آورم چون احساس کردم اگر جواب درست بدهم در آینده بر علیه دانشجویان مبارز استفاده خواهد شد طفره رفتم و گفتم سوال بسیار سختی است و باید فکر و مطالعه کنم ولی هر کس همین مقاله را بخواند می فهمد که چگونه بیات یک مبارز آزادی خواه در دو رژیم شاه و شیخ شد مشروط یک ترم بخشیده شد که هر ماه با آموزش دانشگاه رفته که از من امضا بگیرند که بر علیه رژیم شاه شاهنشاه آریامهر!! کاری انجام نداده باشم و ضمناً وام تحصیلی هم تا پایان ترم قطع می باشد ۱۹ واحد ترم تحصیلی را صفر داده بودند و اکنون حداکثر واحد یعنی ۲۰ واحد داشتم که باید نمره عالی میگرفتم تا معدلم کم نشود وبی پول هم بودم و تحت فشار که هیچ گونه فعالیتی نداشته باشم بدون اینکه خودم آگاه باشم همه و همه دست به دست هم داده بودند تا افسرده شوم هنوز فراموش نمیکنم یک روز دانشگاه بر روی نیمکت تنها نشسته و فکر میکردم که صادق جلالی آمد و گفت چرا تو خودت فرو رفته ای و مرا بلند کرد تا کمی با هم قدم بزنیم شام را دسته جمعی در ساختمان میخوردیم و صبحانه و ناهار را دوستان طبق معمول در سلف سرویس دانشگاه می خوردند صبحانه پنیر ۶ ریال کره مربا هشت ریال و نهار به غیر از چلو مرغ که ۲۸ ریال بود بقیه ۲۰ ریال و شام ۱۵ ریال بود این ترم برای اینکه صبحانه و ناهار برایم ارزان تمام شود شیر و نان و سبزی میخوردم بیات تابستان ۵۴ در زنجان زن عقد کرده بود و بیشتر رفت و آمد به زنجان داشت و کمتر در اتاق بود تابستان ۵۵ تعداد واحد که کسر داشتم گرفته و فارغ التحصیل شدم
🔺بی خبری از بیات
۲۵ آذر ۵۵ که به سربازی رفتم نزدیک یک ماه در تهران بودم و چند بار به خانه حاجیان رفتم و این آخرین ملاقات هایم با حاجیان بود بعد از شش ماه آموزش نظامی در مرکز پیاده شیراز به پادگان عجب شیر رفته و از فرصت ۱۰ روز مرخصی استفاده کرده و در روستای خودمان یعنی چهکند مود بیرجند با دختر یکی از اقوام دور که معلم بود و از ۴ سال پیش همدیگر را می خواستیم ازدواج کردم در کنار همسرم و با وجود چنین همسری توانستم رشد کرده و به اینجا برسم هنگام رفتن به عجب شیر در تهران به خانه سعید مرآت رفتیم که خودش نبود پدرش در جزیره خارک حسابدار شرکت نفت بود و مادرش تنها بود و بسیار خوب از ما پذیرایی کرد که فراموش نخواهیم کرد همسرم خودش را به عجب شیر منتقل کرد یک روز تعطیل در مهر ماه با هم برای دیدن دوستان دانشجو به ارومیه رفته و همسرم را در مسافرخانه گذاشتم سعید مرات همراه با مهدی مقتدری و قادر قربانی با هم بودند فراموش نمی کنم زمانی که سعید مرات فهمید همسرم در مسافرخانه هست متلکی بارم کرد که معنی آن این بود که عقب مانده ای همسرت را با خودت نیاوردی در برگشتن به مسافرخانه که خیلی طولانی شد همسرم مرا تنبیه و چند ساعتی قهر بود در زندگی تلاش کردهام که اهل منطق و عمل باشم و از آن روز همیشه هرجا رفتم همسرم را با خود بردم قادر قربانی مقدار زیادی عسل از اردبیل آورده بود که به عنوان کادوی ازدواج به من هدیه داد و شیرینی آن عسل را مادام العمر فراموش نخواهم کرد مهدی مقتدری طبق معمول بسیار شاد و خندان بود که تصور می کنم هنگام اعدام هم میخندیده است از حاجیان و بیات پرسیدم گفتند حاجیان با خانم زهرا مطلبی فارغ التحصیل مهندسی زراعت از دانشگاه خودمان و بیات هم با همان خانم معلمی که عقد کرده بود ازدواج کرده و هر چهار نفر در زنجان معلم(هنرآموز هنرستان کشاورزی) هستند دانشجو که بودم با دوستان کوه زیاد می رفتم در کوهستان به صدای دو رادیو به نام رادیو میهن پرستان و رادیو روحانیت مبارز که از عراق پخش میشد گوش میدادیم رادیو میهن پرستان از ساعت یک بعد از ظهر تا ۲ بعد از ظهر برنامه پخش میکرد نیم ساعت سازمان مجاهدین خلق و نیم ساعت دیگر را چریکهای فدایی خلق برنامه پخش میکردند شب پرستان دزد جنایتکار وطنفروش خرافه پرست خائن از عشق چه میدانند موسیقی ابتدای برنامه رادیو میهن پرستان که فکر می کنم از شور امیر ف گرفته شده چنان به دلم نشسته که هنوز هر روز در هواخوری زندان با صدای بلند می خوانم .هر دو رادیو با قرارداد الجزایر بین شاه و صدام حسین رئیس جمهور عراق بسته شد تعطیل شدند به دوستان پیشنهاد دادم که در پادگان پوتین سربازی با قیمت مناسب پیدا می شود اگر دوست دارید که برای شما بفرستم استقبال کردند و به تدریج تعداد زیادی پوتین برای آنها و سایر دوستان فرستادم رکن ۲ پادگان مرا خواست که اینهمه پوتین برای چه میخواهی گفتم خانوادهام کشاورز هستند و پوتین کفش کار خوبی است سعید مرات و قادر قربانی را دیگر هیچ وقت ندیدم ولی مهدی مقتدری را در اسفند ۵۷ در همان دانشگاه ارومیه دیدم و دیگر هرگز او را ندیدم بعدها فهمیدم که جمهوری اسلامی هر سه آنها را اعدام کرده است ست.
۲۵ آذر ۵۵ که به سربازی رفتم نزدیک یک ماه در تهران بودم و چند بار به خانه حاجیان رفتم و این آخرین ملاقات هایم با حاجیان بود بعد از شش ماه آموزش نظامی در مرکز پیاده شیراز به پادگان عجب شیر رفته و از فرصت ۱۰ روز مرخصی استفاده کرده و در روستای خودمان یعنی چهکند مود بیرجند با دختر یکی از اقوام دور که معلم بود و از ۴ سال پیش همدیگر را می خواستیم ازدواج کردم در کنار همسرم و با وجود چنین همسری توانستم رشد کرده و به اینجا برسم هنگام رفتن به عجب شیر در تهران به خانه سعید مرآت رفتیم که خودش نبود پدرش در جزیره خارک حسابدار شرکت نفت بود و مادرش تنها بود و بسیار خوب از ما پذیرایی کرد که فراموش نخواهیم کرد همسرم خودش را به عجب شیر منتقل کرد یک روز تعطیل در مهر ماه با هم برای دیدن دوستان دانشجو به ارومیه رفته و همسرم را در مسافرخانه گذاشتم سعید مرات همراه با مهدی مقتدری و قادر قربانی با هم بودند فراموش نمی کنم زمانی که سعید مرات فهمید همسرم در مسافرخانه هست متلکی بارم کرد که معنی آن این بود که عقب مانده ای همسرت را با خودت نیاوردی در برگشتن به مسافرخانه که خیلی طولانی شد همسرم مرا تنبیه و چند ساعتی قهر بود در زندگی تلاش کردهام که اهل منطق و عمل باشم و از آن روز همیشه هرجا رفتم همسرم را با خود بردم قادر قربانی مقدار زیادی عسل از اردبیل آورده بود که به عنوان کادوی ازدواج به من هدیه داد و شیرینی آن عسل را مادام العمر فراموش نخواهم کرد مهدی مقتدری طبق معمول بسیار شاد و خندان بود که تصور می کنم هنگام اعدام هم میخندیده است از حاجیان و بیات پرسیدم گفتند حاجیان با خانم زهرا مطلبی فارغ التحصیل مهندسی زراعت از دانشگاه خودمان و بیات هم با همان خانم معلمی که عقد کرده بود ازدواج کرده و هر چهار نفر در زنجان معلم(هنرآموز هنرستان کشاورزی) هستند دانشجو که بودم با دوستان کوه زیاد می رفتم در کوهستان به صدای دو رادیو به نام رادیو میهن پرستان و رادیو روحانیت مبارز که از عراق پخش میشد گوش میدادیم رادیو میهن پرستان از ساعت یک بعد از ظهر تا ۲ بعد از ظهر برنامه پخش میکرد نیم ساعت سازمان مجاهدین خلق و نیم ساعت دیگر را چریکهای فدایی خلق برنامه پخش میکردند شب پرستان دزد جنایتکار وطنفروش خرافه پرست خائن از عشق چه میدانند موسیقی ابتدای برنامه رادیو میهن پرستان که فکر می کنم از شور امیر ف گرفته شده چنان به دلم نشسته که هنوز هر روز در هواخوری زندان با صدای بلند می خوانم .هر دو رادیو با قرارداد الجزایر بین شاه و صدام حسین رئیس جمهور عراق بسته شد تعطیل شدند به دوستان پیشنهاد دادم که در پادگان پوتین سربازی با قیمت مناسب پیدا می شود اگر دوست دارید که برای شما بفرستم استقبال کردند و به تدریج تعداد زیادی پوتین برای آنها و سایر دوستان فرستادم رکن ۲ پادگان مرا خواست که اینهمه پوتین برای چه میخواهی گفتم خانوادهام کشاورز هستند و پوتین کفش کار خوبی است سعید مرات و قادر قربانی را دیگر هیچ وقت ندیدم ولی مهدی مقتدری را در اسفند ۵۷ در همان دانشگاه ارومیه دیدم و دیگر هرگز او را ندیدم بعدها فهمیدم که جمهوری اسلامی هر سه آنها را اعدام کرده است ست.