معلمین دربند
290 subscribers
3.02K photos
2.38K videos
18 files
408 links
✌️ آزادی هزینه دارد و مقاومت هزینه ی رسیدن به آزادی است

✊ من مقاومت میکنم پس هستم





📞ارتباط با مدیر:
@Moalem100
Download Telegram
برای من همیشه سوال بود که سال ۵۳ چه کسی اعلامیه سازمان مجاهدین خلق را در تابلوی اعلانات کتابخانه چسبانده بود که تعداد زیادی از دانشجویان آن را خواندند بعدها در جمهوری آخوندی بیات به من گفت کار او بوده و قبلاً در اتاق بسیار تمرین می کند که چگونه در تابلو اعلانات گذاشته و سپس خودش عادی مشغول خواندن آن میشود شاید عده‌ای بگویند که خلاصه کارهایی که کرده و هدف تان از این کارها چه بوده است توزیع کتاب نوار کاست و پخش اعلامیه در سطح وسیع و ارتباط با دانشجویان دانشگاه و دیگر دانشگاه‌ها وبه خصوص دانشگاه تبریز و مردم شهر ارومیه که به اندازه توان مان کاری کرده باشیم تا ملت به حقوقش که آزادی و دموکراسی باشد آشنا و حکومت دیکتاتوری شاه سرنگون شود

🔺بیات و آخرین سال دانشگاه من
مهر ماه حاجیان در پاساژ صولت یک ساختمان سه طبقه اجاره کرد که در بین دانشجویان مشهور به خوابگاه شیخ ها شد طبقه همکف مغازه و تنها یک اتاق کوچک داشت که شعبان علیان نژاد در آن زندگی می کرد شعبان بعداً یک ترم محروم شد و حکومت آخوندی برادر معلمش اصغر علیان نژاد را اعدام کرد طبقه اول دو اتاق داشت اتاق کوچک تر در اختیار من و بیات به اتاق بزرگ تر در اختیار حاجیان و صادق جلالی و فضل الله افراز و رسول پرور بود افراد یک در محروم شد و بعد از انقلاب درسش را ادامه داد و خودش را به خطر نیانداخته و زندگی می کند رسول پرور جذب حکومت آخوندی شده و در قم به آخوندها درس میدهد در ۱۴ اسفند ۸۷ مراسم بزرگداشت مصدق را که سخنران ان طاهر احمدزاده بود در خانه برگزار کردم تعداد زیادی عکس مصدق بر در و دیوار خانه چسبانده بودم یک پوستر بزرگ در اتاق پذیرایی نیز نصب کرده بودم که هنوز هست چند روز بعد رسول پرور همراه با همسرش از قم به مشهد به دیدنم آمد و شاید هم با مأموریت آمد که تمام عکس های مصدق را از روی در و دیوار خانه کند پوستر مصدق را یا روش نشد یا جرأت نکرد که بکند چون مهمان بود چیزی به او نگفتم سانسور و عدم تحمل عقیده را به درون خانه‌ها نیز برده اند طبقه دوم برای اینکه اجاره سرشکن شده و سنگین نباشد به چند دانشجوی مذهبی بی خطر برای رژیم شاه داده شد دانشگاه در اوایل مهر ماه با آنهایی که دو ترم محروم شده بودند پیام داد که نامه ای نوشته تا در شورای دانشگاه بررسی شود که اگر موافقت شد از دو ترم محرومیت یک ترم بخشیده شود نامه ای نوشتم ولی در آن اسمی از شاه نیاوردم که فردای روزگار سندی بر علیه من بشود روز ۱۹ مهر با حاجیان در اتاق بودم که رسول شوکتی همکلاسی و هم استانی آمد که فوری به دانشگاه برو که شورای دانشگاه به تو کار دارد چون طولانی می شود از ذکر سوالات و پاسخ ها خودداری می کنم ولی جواب سوال دکتر غلامرضا سعیدی استاد اقتصاد که پرسید چطور یک دانشجو به سرعت متحول و سیاسی می شود را در این جا می آورم چون احساس کردم اگر جواب درست بدهم در آینده بر علیه دانشجویان مبارز استفاده خواهد شد طفره رفتم و گفتم سوال بسیار سختی است و باید فکر و مطالعه کنم ولی هر کس همین مقاله را بخواند می فهمد که چگونه بیات یک مبارز آزادی خواه در دو رژیم شاه و شیخ شد مشروط یک ترم بخشیده شد که هر ماه با آموزش دانشگاه رفته که از من امضا بگیرند که بر علیه رژیم شاه شاهنشاه آریامهر!! کاری انجام نداده باشم و ضمناً وام تحصیلی هم تا پایان ترم قطع می باشد ۱۹ واحد ترم تحصیلی را صفر داده بودند و اکنون حداکثر واحد یعنی ۲۰ واحد داشتم که باید نمره عالی میگرفتم تا معدلم کم نشود وبی پول هم بودم و تحت فشار که هیچ گونه فعالیتی نداشته باشم بدون اینکه خودم آگاه باشم همه و همه دست به دست هم داده بودند تا افسرده شوم هنوز فراموش نمیکنم یک روز دانشگاه بر روی نیمکت تنها نشسته و فکر میکردم که صادق جلالی آمد و گفت چرا تو خودت فرو رفته ای و مرا بلند کرد تا کمی با هم قدم بزنیم شام را دسته جمعی در ساختمان میخوردیم و صبحانه و ناهار را دوستان طبق معمول در سلف سرویس دانشگاه می خوردند صبحانه پنیر ۶ ریال کره مربا هشت ریال و نهار به غیر از چلو مرغ که ۲۸ ریال بود بقیه ۲۰ ریال و شام ۱۵ ریال بود این ترم برای اینکه صبحانه و ناهار برایم ارزان تمام شود شیر و نان و سبزی میخوردم بیات تابستان ۵۴ در زنجان زن عقد کرده بود و بیشتر رفت و آمد به زنجان داشت و کمتر در اتاق بود تابستان ۵۵ تعداد واحد که کسر داشتم گرفته و فارغ التحصیل شدم
🔺بی خبری از بیات
۲۵ آذر ۵۵ که به سربازی رفتم نزدیک یک ماه در تهران بودم و چند بار به خانه حاجیان رفتم و این آخرین ملاقات هایم با حاجیان بود بعد از شش ماه آموزش نظامی در مرکز پیاده شیراز به پادگان عجب شیر رفته و از فرصت ۱۰ روز مرخصی استفاده کرده و در روستای خودمان یعنی چهکند مود بیرجند با دختر یکی از اقوام دور که معلم بود و از ۴ سال پیش همدیگر را می خواستیم ازدواج کردم در کنار همسرم و با وجود چنین همسری توانستم رشد کرده و به اینجا برسم هنگام رفتن به عجب شیر در تهران به خانه سعید مرآت رفتیم که خودش نبود پدرش در جزیره خارک حسابدار شرکت نفت بود و مادرش تنها بود و بسیار خوب از ما پذیرایی کرد که فراموش نخواهیم کرد همسرم خودش را به عجب شیر منتقل کرد یک روز تعطیل در مهر ماه با هم برای دیدن دوستان دانشجو به ارومیه رفته و همسرم را در مسافرخانه گذاشتم سعید مرات همراه با مهدی مقتدری و قادر قربانی با هم بودند فراموش نمی کنم زمانی که سعید مرات فهمید همسرم در مسافرخانه هست متلکی بارم کرد که معنی آن این بود که عقب مانده ای همسرت را با خودت نیاوردی در برگشتن به مسافرخانه که خیلی طولانی شد همسرم مرا تنبیه و چند ساعتی قهر بود در زندگی تلاش کرده‌ام که اهل منطق و عمل باشم و از آن روز همیشه هرجا رفتم همسرم را با خود بردم قادر قربانی مقدار زیادی عسل از اردبیل آورده بود که به عنوان کادوی ازدواج به من هدیه داد و شیرینی آن عسل را مادام العمر فراموش نخواهم کرد مهدی مقتدری طبق معمول بسیار شاد و خندان بود که تصور می کنم هنگام اعدام هم میخندیده است از حاجیان و بیات پرسیدم گفتند حاجیان با خانم زهرا مطلبی فارغ التحصیل مهندسی زراعت از دانشگاه خودمان و بیات هم با همان خانم معلمی که عقد کرده بود ازدواج کرده و هر چهار نفر در زنجان معلم(هنرآموز هنرستان کشاورزی) هستند دانشجو که بودم با دوستان کوه زیاد می رفتم در کوهستان به صدای دو رادیو به نام رادیو میهن پرستان و رادیو روحانیت مبارز که از عراق پخش میشد گوش میدادیم رادیو میهن پرستان از ساعت یک بعد از ظهر تا ۲ بعد از ظهر برنامه پخش میکرد نیم ساعت سازمان مجاهدین خلق و نیم ساعت دیگر را چریکهای فدایی خلق برنامه پخش می‌کردند شب پرستان دزد جنایتکار وطنفروش خرافه پرست خائن از عشق چه میدانند موسیقی ابتدای برنامه رادیو میهن پرستان که فکر می کنم از شور امیر ف گرفته شده چنان به دلم نشسته که هنوز هر روز در هواخوری زندان با صدای بلند می خوانم .هر دو رادیو با قرارداد الجزایر بین شاه و صدام حسین رئیس جمهور عراق بسته شد تعطیل شدند به دوستان پیشنهاد دادم که در پادگان پوتین سربازی با قیمت مناسب پیدا می شود اگر دوست دارید که برای شما بفرستم استقبال کردند و به تدریج تعداد زیادی پوتین برای آنها و سایر دوستان فرستادم رکن ۲ پادگان مرا خواست که اینهمه پوتین برای چه میخواهی گفتم خانواده‌ام کشاورز هستند و پوتین کفش کار خوبی است سعید مرات و قادر قربانی را دیگر هیچ وقت ندیدم ولی مهدی مقتدری را در اسفند ۵۷ در همان دانشگاه ارومیه دیدم و دیگر هرگز او را ندیدم بعدها فهمیدم که جمهوری اسلامی هر سه آنها را اعدام کرده است ست.
🔺سال ۶۴ سال دیدار با بیات
خرداد ۵۸ در آذربایجان و تهران پست های زیادی به من پیشنهاد شد ولی به خواست و توصیه همسرم به بیرجند زادگاهمان برگشتیم و آبان ۵۸ توسط مهندس ساجدیان در بنیاد مستضعفان بیرجند استخدام که با تغییر ریاست بنیاد من اخراج و سپس مدتی در بنیاد مستضعفان مشهد اداره کشاورزی ایرانشهر و سرخس مشغول کار شدم
تا اینکه در سال ۶۳ رسماً استخدام آموزش و پرورش خراسان در آمدم آن زمان تلفن بسیار کم بود و نمی دانم بیات خوشبختانه چطور در مشهد خانه ام را پیدا و در مهر ۶۴ به دیدنم آمد

دو دوست بعد از نزدیک ۱۰سال به هم میرسند خنده به لب هایشان می آید سرها در گریبان وبه یک نقطه متمرکز و اشک ها سرازیر حاجیان دستگیر و توسط قاضی موسوی تبریزی اعدام میشود حاجیان به آنها می گوید که شاخه سیاسی مجاهدین بوده اما اهمیتی نمی دهند هر چی بیشتر اعدام کنند نزد امام شان محبوب تر می شوند حاجیان را از زندان به جای دیگر که می برند با ماشین یخچالدار حمل گوشت می بردند خانم مطلبی همسر حاجیان با دو کودکش آزاده و یاسر به کشور آلمان پناهنده می شوند و بیات میگفت خواهرزنم شهلا عبدی دانش آموز دبیرستانی را دستگیر و یک ماه نشده اعدامش می کنند
شوهر خواهر بیات روحانی و رئیس دفتر آیت الله شریعتمداری در قم بوده که توسط روحانیون حامی خمینی ترور میشود میگوید چون تروریست ها شناخته می شوند رژیم دیه شوهر خواهرم را آورده بودکه پدرم قبول نکرد
بیات میگفت خودم توسط غلام حسین حیدری رئیس اموزش پرورش زنجان اخراج شدم می گفت حیدری هر موقع سخنرانی می‌کرد و احساساتی می‌شد کفشش را درآورده و به روی تریبون می کوبید این آقای حیدری مدتی مدیر کل آموزش و پرورش خراسان بوده است به مناسبت روز معلم تعدادی از معلمان را به دیدن سلطان ولایت آیت الله طبسی تولیت آستان قدس رضوی می برد سلطان ولایت بر کرسی سلطنت در سالن پذیرایی نشسته و تا آقای حیدری چشمش به سلطان ولایت ایت الله طبسی تولیت آستان قدس رضوی می افتد با چهار دست و پا به پابوس سلطان ولایت میرود تعدادی از معلمان که این وضعیت را میبینند از همانجا برمیگردند

دختر این آقای حیدری با دختر آقای بیات حدود ۲۰ سال پیش معماری دانشگاه آزاد می خواند دختر آقای حیدری که پدرش ترقی کرده و مدتی معاون وزیر نیز میشود ولی دختر بیات هنوز بیکار است
بیات میگفت در زنجان به کارگری میرفتم که اطلاعات فهمیده و صاحب کار را ترسانده کارگری هم نکنم میگفت مدتی در تهران کارگری کردم یک بار بعد از پایان کار قرار شد روز دیگر هم در همین ساختمان کار کنم شبانه در بیابان که در نزدیک همین ساختمان بود خوابیدن و چون یک پتو بیشتر نداشتم و شب هوا سرد شد تا صبح لرزیدم باز می گفت در یک ساختمان به کارگری رفتم که کیسه های گچ را به پشتم کرده و به طبقات بالا می بردم که حالم گرفته شد چون جایی نداشتم بخوابم و هوا بسیار سرد بود یک نفر گفت باغی دارم که یک اتاق دارد می توانی از آن استفاده کنی
میگفت مقدار زیادی چوب آتش کردم و نیم سوخته به داخل اتاق بردم تو اتاق گرم شود خوابیدم بعد از ۴۸ ساعت که بیدار شدم دیدم کلی استفراغ کردم فهمیدم گاز اکسید کربن مرا بیهوش کرده اما چون آتش خاموش شده و از لای در هوای تازه وارد اتاق شده مجدداً به هوش آمدم


🔺بیات و گروه فرقان
بیات عضو گروه فرقان نبود اما چهار نفر از دانشجویان دانشگاه ارومیه عضو گروه فرقان شده بودند که از بهترین دوستان مشترکمان بودند
در خرداد ۵۸ که با همسرم از تهران به مشهد می رفتیم فردی در کوپه قطار بود که از زندانیان گروه فرقان اطلاعاتی داشت میگفت یکی از اعضای گروه فرقان( فکر می کنم فامیلش را رادفر گفت) در سلول با مربا بر روی دیوار نوشته بود اسلام منهای روحانیت همچون مزرعه بدون آفت است بیات میگفت سعید مرات در زنجان مدتها در خانه ما بوده است احتمالاً تابستان ۵۷ سعید همیشه به شوخی میگفت بیات گل یات. از طرفی در تابستان ۵۶ همسرم را به بیرجند فرستادم تا کارهای انتقالش به عجب شیر را درست کند مرتضی نبی اللهی به دیدنم آمد که حدود ۴۰ روز با هم بودیم مرتضی نبی اللهی را در اسفند ۵۷ نیز در تبریز دیدم که با برادرش مغازه کتابفروشی را آماده می‌کرد. در همان مدت کوتاه شدیداً به حکومت و دولت موقت جمهوری اسلامی حمله می کرد چرا کردها را می کشند دیگر هرگز او را ندیدم بیات میگفت مرتضی نبی اللهی به زندان افتاده و توانسته بود از زندان فرار کرده که تیری به شکمش می‌خورد اما عمیق نبوده است مدتی در خانه آنها بوده و زخم هایش را درمان می کرده است احتمالاً سال ۵۸ بعد از مدتی از خانه بیات رفته و میخواسته از مرز خارج شود که گرفتار و اعدام میشود روزنامه ها اواخر تابستان ۵۸ نوشتند که سعید مرات و اکبر گودرزی از سران گروه فرقان اعدام شدند ناصر شیرین کامی را دهه ۶۰ در تبریز در حد یک ساعت دیدم به قبل از سال ۹۸ نیز در گروه تلگرامی فارغ التحصیلان ارومیه با هم بودیم اما برای این که مشکلی برایش پیش نیاید از او درباره گروه فرقان سوالی نکردم و امیدوارم خاطراتش دار نوشته تا ابهاماتی که برای ملت ایران در رابطه با ماهیت و ترورهای گروه فرقان وجود دارد برطرف شود تلفنی غلامرضا بیات را پیدا کردم که در سال ۸۸ که به زندان افتادم شنیدم سکته کرده و فوت کرده است ناصر شیرین کامی و غلامرضا بیات شنیدم که به هر کدام در رابطه با گروه فرقان پنج سال زندان دادند جهت اطلاع ملت ایران این چهار نفر از دوستان نزدیک و بسیار صمیمی ما بودند و تا زمانی که با ما دوست بودند هنوز فرقانی نشده بودند این چهار نفر انسانهایی بسیار مومن و شریف و صادق و شدیدا طرفدار آزادی و دموکراسی بودند

🔺سال ۷۵ زندگی در مشهد
انچه تاکنون نوشته‌ام بر اساس اطلاعات خودم وگفته های بیات در سال ۶۴ که به دیدنم آمد می باشد از اینجا به بعد بر اساس گفته های بیات در سال ۷۵ و اطلاعات خودم است در سال ۷۵ فرزند بیات دانشگاه فردوسی مشهد قبول شد و خانم عصمت عبدی همسر بیات خودش را به مشهد منتقل کرد از طرفی به تدریج خانه ها تلفن دار شدند و دهه ۸۰ مردم موبایل دار نیز شدند اگرچه در سال ۹۰ خانواده بیات مجدداً به زنجان برگشتند اما مستمر با بیات و حتی زمانی که در بستر بیماری بود و از همین زندان با او در تماس بودم بنابراین از هما سال ۶۴ به بعد داستان مقاومت بیات در مقابل دیکتاتوری خمینی و خامنه ای را ادامه میدهم .

🔺سال ۶۴ فرار از ایران و زندان در سقز
رژیم به او اجازه کارگری در شهر خودش زنجان نمی دهد و در تهران هم مشکلات بسیاری داشته است تصمیم می گیرد که از طریق کردستان فرار کند اما در سقز گرفتار می شود می گفت چشمهایم را بسته ومرا به دادگاه می بردند یکبار مامورهمراه من در داخل راهرو ها دادگاه انقلاب به یکی از همکاران و دوستانش برخورد کرد که بیش از یک ساعت با او حرف میزد چون ایستاده خسته شدم نشستم می گفت نامرد چنان سیلی محکمی به من زد که برق از چشم و گوشم رفت در دادگاه می گفتند تو میخواستی از ایران فرار کرده و به مجاهدین به پیوندی چنان دفاعیه ی قوی در محکومیت ضد انسانی و ضد اسلامی رژیم خمینی دادم که قاضی از روی استیصال گفت حالا ما چیکار کنیم گفتم از این تشکیلات بروید بعدها شنیدم که از تشکیلات رژیم کامل بیرون رفته است بعد از مدتی به زندانیان گفتند چه کسانی بنایی بلدند گفتم من بلدم میگفت زندان را گسترش می دادند و من دیوار می چیدم و چند زندانی آجر و ملات می آوردند با همدیگر قرار گذاشتیم که دیوار را چنان بسازیم که بتوانیم فرار کنیم در قسمت هایی از دیوار به جای ملات سیمان کاغذ می گذاشتیم آجر راحت کشیده شود میگفت آخر شب صدای تیر های خلاص را می شمردیم و می فهمیدیم که امشب چند نفر اعدام شدند میگفت بر روی دیوار یک نفر نوشته بود به عشق تو لیلا ۲۸ پاسدار رو کشتم یک زندانی که در پادگان سپاه سرباز بود و در اغذیه و ساندویچی سپاه کار می کرد می گوید هر ساندویچی که برای پاسداران درست می کرده یک تف هم لای ساندویچ می‌انداخته است این کینه و نفرتی که ملت نسبت به سپاه پیدا کرده از امروز و دیروز نیست از همان روزهای اول تشکیل سپاه است که آقای خمینی سپاه را ابزاری برای سرکوب آزادی خواهان کرد از زمان انقلاب مشروطیت قرارمان بر این بود که احزاب و سازمان ها و گروه ها و رسانه ها آزاد باشند که هر حزب و سازمان و گروه فردی که ملت به او رای داد تا زمان مشخص در قدرت باشد آقای خامنه‌ای به مخالفانش می‌گوید در ۱۳ آبان و تشییع جنازه سردار سلیمانی ندیدید که چه جمعیتی آمده بودند چرا آقای خامنه ای در پناه تفنگداران شب پرست شما با هواپیما و قطار و اتوبوس و مینی بوس و ماشین شخصی و موتور سیکلت از همه جای ایران آدم هایی را با انواع پذیرایی ها و پرچم و عکس و پلاکارد جمع و در آخر با قربان صدقه و صلوات و اسکورت آنها را به خانه می فرستید در عوض انسانهای شریف وآزادی خواه که شما به آنها اغتشاشگر می گویید با این نیت به خیابان می‌آیند که می‌دانند ممکن است توسط تفنگداران شب پرست شما شهید شوند و دیگر هرگز به خانه برنگردند آقای خامنه ای من از همین داخل زندان تعهد می دهم که اگر شما موافقت کنید که نمی کنید مردم سراسر ایران به خیابان‌ها آمده و یک اعتراض مسالمت آمیز را به نمایش بگذارند که حتی یک شیشه شکسته نشود آقای خامنه ای اغتشاشگر شما و عوامل مزدور تان هستند که به روی مردم بی سلاح تیراندازی می کنید من به عوامل شب پرست تیرانداز حکومت هشدار می دهم که به زودی ملت پیروز خواهد شد و آدمکشان به پای میز عدالت کشیده خواهد شد در همین مشهد سربازی را میشناسم که به خاطر کشتار مردم در جریان انقلاب ۵۷ اعدام شده است این همه معلمان در سراسر ایران بارها تجمع کردند یکبار مجوز ندادید سال هشتاد و شش مرا محاکمه و به کسر یک هشتم حقوق محکوم کردید که چرا معلمان را از جلوی اداره کل به داخل اداره نبردی که مردم از تجمع معلمان درس نگیرند دوران یک نفر چوپان و مردم گوسفند گذشته است آقای خامنه ای شما حکومت خودتان را به حکومت کشورهایی همچون آلمان فرانسه مقایسه نکنید که غرب برخورد دوگانه دارد این کشورها دموکراتیک با حاکمان آنها نماینده ملتشان هستند و حکومت شما دیکتاتوری و استبدادی مطلق به دشمن ملت‌های ایران و خاورمیانه هستید جامعه جهانی حکومت شما را با آلمان هیتلری مقایسه میکند
🔺انتقال به زندان زنجان
بیات را از زندان سقز به زندان زنجان می فرستند مدتی او را در اتاق تنها نگهداری و سپس یک زندانی دیگر را نیز به داخل اتاق می فرستند بیات او را شناخته و به او می گوید راست بگو تو زندانی نیستی بلکه مامور هستی و میخواهی رابطه من با حاجیان را کشف کنی خیالت را راحت کنم من هیچ رابطه با حاجیان نداشتم و بیخود به خودت زحمت نده او هم می‌گوید درست است شتر دیدی ندیدی از بیات می‌خواهد که در این مورد با کسی حرفی نزند و در را زده و میرود میگوید نزدیک سقف زندان دریچه بود که از گوشه آن زندانیان به زحمت خیابان را نگاه می کردند که زندگی جریان دارد روزی پاسداران یکی از زندانیان را دیده که از آنجا خیابان را نگاه می کند او را بردن و چنان وحشتناک کتکش می زنند که صدای داد و فریاد زندانی همه زندانیان به سکوت موحش فرو رفتند من بر روی یک کاغذ چند جمله نوشتم که شما که مدعی هستید که پاسدار امام حسین هستید چرا اسیرتان را چنین با بی رحمی میزنید بعد از ۴۸ ساعت مرا بردند و دست هایم را به صورت ضربدری و یا همان قپانی از پشت با دستبند بستند و داخل سلول انفرادی انداختند می گفت احساس کردم که دست هایم از شانه و مچ دارد قطع میشود دستانم به قدری درد گرفته بود که فقط نگاه می کردم که اگر بتوانم سرم را به یک چیزی بزنم که ضربه مغزی شده و بمیرم صبحانه ناهار شام دستهایم را ده دقیقه باز می کردند و باز با دستبند می بستند به من هیچ نمی خوردم بعد از ۴۸ ساعت مرا به بند برگرداندند زندانیان فهمیدند که چه بلایی سرم آورده اند و همه برایم دست زدند تابستان ۶۷ ،۱۶نفر از بند ما را بردند هیچ وقت فراموش نمیکنم یکی به نام داوودی که مهندس دامپروری بود مرتب میگفت بیات برام دعا کن بیات برام دعا کن که به او گفتم نگرانی ندارد شما را به زندان جدید میبرند و یک نوجوان ۱۳ ۱۴ ساله بود که در این مدت درس میدادم تا دیپلمش را بگیرد بعد فهمیدم همه را اعدام کردند بیات می گفت برادرم روحانی و نماینده مجلس بود که به مسئولین گفته بود برادرم مشکل روانی دارد و بدین طریق من از اعدام نجات پیدا کردم

🔺پس از آزادی از زندان تا سکونت در مشهد
بیات در سال ۶۸ از زندان آزاد و به دنبال کار میرود اداره کشاورزی زنجان مهندس آبیاری استخدام میکند به رئیس اداره که فامیلش را نمی‌آورم مراجعه میکند و میگوید استخدام برای شما نیست می گفت فلانی مدیرکل کشاورزی گرگان بود که از دوستان دانشجویی ما بود درب اتاقش را باز و سلام کردم و تا گفتم چطوری آقای.... فوران گفت شما را نمیشناسم من هم گفتم نمیشناسی خداحافظ بالاخره در چالوس در اداره منابع طبیعی و جنگلبانی شروع به کار می کند چند سالی برای پروژه ها کار می کند که حراست او را خواسته و سوال همیشگی که آیا ولایت فقیه را قبول داری از او می پرسند و بیات طبق معمول می گوید نه مجدداً اخراج می شود فرزند بیات سال ۷۵ در دانشگاه مشهد قبول شد و خانوادگی به مشهد آمدند در شرکت طوس آب مشهد که وابسته به وزارت نیرو بود پروژه های در چابهار داشت که هر کسی آنجا نمی رفت او را استخدام کرد یک سالی که کارکرد مجدد به همان سوال همیشگی که آیا ولایت فقیه را قبول داری و بیات که تقیه و دورویی و نفاق برایش معنی ندارد و با علم به اینکه میداند که اخراج خواهد شد می گوید نه خانم بیات بازنشسته شد و سال ۹۰ که از زندان آزاد شدم آماده رفتن به زنجان بودند . نویسنده کتابهای خمینی دجال وکتاب خامنه‌ای استعفا کن و امضای بیانیه ۱۴ نفر بیات از همان دوران دانشجویی تا آخر عمر به مذهبش وفادار ماند اما به مذهبی که کاملاً شخصی و تنها در خانه بود در پیش از انقلاب در خانه اش در زنجان با حضور مهندس حاجیان و خانم مهندس مطلبی و چند نفر دیگر که من نمیشناسم از اسدالله بیات میخواهند که درس اخلاق اسلامی بدهد بیات میگفت خیلی بهتر از او در جلسات حاجیان حرف زده و بحث می کرد بعد از انقلاب به آقای اسدالله بیات آیت الله و بعد از اصلاح طلبان شده بود سلام میکردم جواب سلام مرا نمی داد در دهه هشتاد دو کتاب نوشت که لینک آنها بر روی صفحه فیسبوکم هست کتاب اول در رابطه با خمینی و عملکردش است که بر خلاف اسلام بود و خر دجال که میگویند همین خمینی است به کتاب دوم زمین که برای خامنه ای نوشته بود که در عمل دشمن اسلام هستی و آبروی اسلام را برده ای و استعفا کن و حکومت را با آیت الله منتظری واگذار کن تا انتخابات آزاد برگزار گردد و بساط این حکومت غارتگر و آدم کش جمع شود بیات به من وکالت تام داده که هر جا لازم بود از طرفش امضا کنم متن بیانیه ۱۴ را برایش خواندم و فامیلش را زیر نامه نوشتم
👍1
🔺بیات و اعتراضات سراسری معلمان در ۳۰ تیر ۹۴
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان از معلمان سراسر ایران خواست که ساعت ۱۰ صبح ۳۰ تیر ۹۴ در اعتراض به زندانی کردن آقای اسماعیل عبدی در جلوی مجلس شورا تجمع کنند( هنوز آقای عبدی زندان است)!!! به بیات تلفن زدم و موافقت اش را اعلام کرد او از زنجان و من از مشهد در راه آهن تهران به همدیگر ملحق شدیم با تعدادی از همکاران طوری با مترو حرکت کردیم که قبل از ساعت ۱۰ جلوی مجلس باشیم از پله ها بالا می رفتیم و به پله آخر نرسیده که ماموران منتظر ما بودند و مرا با تعدادی از همکاران بازداشت کردند و اما بیات بازداشت نشد ما را به داخل مینی بوس بردند و بیات دور و بر مینی بوس میگشت و میخندید و می گفت هاشم چطوری من هم میخندیدم و از فرصت استفاده کرده به همکاران که اکثراً از کردستان و شهر مریوان بودند صحبت میکردم ما را به پلیس امنیت خیابان وزرا بردند بیات را هم آوردند در اینجا حدود ۲۳۰ معلم بازداشت بودیم که شنیدم جمعاً نزدیک ۴۰۰ معلم بازداشت کرده اند تا غروب بازداشت بودیم و سپس ما را آزاد کردند

🔺بیات و انتخابات ریاست جمهوری
در جریان انتخابات سال ۹۶ بیات مقاله ای می نویسد که در آن جنایات و غارتگری ها ونا بودی آزادی های مشروع ملت توسط رژیم آخوندی برای همگان آشکار شود مقاله را با دست خود در بازار زنجان پخش و منتشر می‌کند او را بازداشت و چند ماه زندان می کنند که در دادگاه بدوی به چهار و نیم سال زندان محکوم شده و آنگاه با وثیقه آزاد میشود زمانی که زندان بود از طریق فیسبوکم مقاله ای تحت عنوان دو دیوانه منتشر کردم در آن مقاله نوشتم که چرا دیوانه را زندان کرده که اسرار تان را فاش کند نوشتم او دیوانه است که دیوانه‌وار عاشق آزادی و دموکراسی ملت ایران است و ترس از زندان و تبعید و اعدام ندارد بعد خودش بارها به من گفت هاشم آن مقاله خیلی به دردمن خورد و در دادگاه تجدیدنظر تبرئه میشود می فهمند که اگر به زندان رود گذشته افتخار آمیزش برای ملت ایران رو خواهد شد و ناگهان با دست خود یک قهرمان ناشناخته را به مردم معرفی خواهند کرد بنابراین حرف ها را بزنم ولی آیا با خود به گور ببرم درست است او بارها به من گفت که هاشم در شهر خودم زنجان مردم مرا به نام تو می شناسند من اینجا اقرار می کنم که شهید مهندس محمدرضا بیات از من شجاع تر بود

🔺بیات و سرطان
بیات در تیرماه ۹۸ با همکلاسی دیگرم آقای شعبان علیان نژاد به دیدن من آمدند از سلامتی او پرسیدم که گفت معده ام کمی درد میکند و در زنجان نزد پزشک رفتم و از من ۶۰ هزار تومان پول وزیت خواست که گفتم چنین پولی ندارم از مطب بیرون اومدم... تابستان ۱۴۰۰ تلفنی همسرم خبر داد که بیات سرطان معده دارد چند بار با با او اززندان صحبت کردم و آرزوی سلامتی برایش می کردم و می گفت لاغر شده ام و نفسم تنگ میشود در سال ۱۴۰۱ دیگر با او تماس نگرفتم چون احساس کردم گریه ام میگیرد و برای او خوب نیست تا اینکه اول آذر ۱۴۰۱ همسرم گفت بیات فوت کرده است ۵۰ سال برای آزادی مبارزه کرد و از پا ننشست حکومت دیکتاتوری آخوندی سخت‌ترین فشارها را بر او وارد کرد شایداحساس میکرد ۶۰۰۰۰تومان ویزیت دکتر برایش زیاد است و اگر شرایط مالیش خوب بود حتماً به موقع مراحل درمانش را انجام می داد و شاید اکنون بیات زنده بود شما شاهدباشید که او از رژیم آخوندی جز فشار فشار و فشار چیزی ندید و او هم تنها مقاومت و مقاومت و مقاومت کرده و در مقابل حکومت غارتگر آدمکش آخوندی سر فرود نیاورده آیا شهید نیست شهید محمدرضا بیات همراه با شهید داوود پور رئیس اخراجی آموزش و پرورش نیشابور بعد از انقلاب و شهید دکتر سیروس سهامی اولین رئیس دانشگاه فردوسی مشهد بعد از انقلاب و شهید دکتر محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب یک ویژگی مشترک و خاص داشتند که با نداری در مقابل دیکتاتوری آخوندی مقاومت کردند به اخراج و زندان و شلاق را به جان خریدند و به ملت درس مقاومت دادند که امروز آن مقاومت خودش را در خیابان های سراسر ایران نشان می دهد شهیدان بیات داوود پور و دکتر سهامی بیشتر با حقوق معلمی همسرشان و دکتر ملکی با حقوق حداقلی بازنشستگی گذران زندگی می کردند
🔺 درخواست از مدیرکل سازمان ملل و رهبران کشورهای آزاد و دموکراتیک وجناب آقای گوتریش:
مقایسه دولت موقت ابتدای انقلاب با نخست وزیری مهندس بازرگان با دولت های بعد از آن در این ۴۴ سال در می یابیم که آقای خمینی نه تنها ملت ایران که جامعه جهانی را نیز فریب داد آقای خمینی به مهندس بازرگان که یک چهره دموکراتیک و مقبول برای افکار عمومی داخلی و جامعه جهانی بود ابلاغ می کند که دولت موقت را با فراگیری تمام احزاب تشکیل دهد در ابتدا به ظاهر از آقای خمینی دموکرات تر وجود ندارد اما با تشکیل کمیته ها و به خصوص قدرت گرفتن سپاه پاسداران عوامل آقای خمینی از طریق حزب جمهوری اسلامی هرچه توان داشتند چوب لای چرخ دولت موقت گذاشتند تا به ملت بگویند این دولت لیبرال ناکارآمد است از طرفی با گرفتن سفارت آمریکا برای خود یک دشمن دائمی درست کردند که به ظاهر ملت را یکدست و یکپارچه نگه دارند و به چپها از جمله کمونیست ها بگویند ضد امپریالیسم ما هستیم همیشه با نمایش های حکومتی تعدادی از مردم را به خیابان کشانده که نشان دهند و بگویند آزادی احزاب و سازمان ها و رسانه ها معنی ندارد همه گوسفند وار باید پیرو آقای خمینی و اکنون پیرو آقای خامنه ای باشند در زمان انتخابات به فرمایشی بسیار تبلیغ میکنند که همه رای دهند اما فقط کسانی که کامل درخط آقای خمینی اکنون درخط آقای خامنه‌ای هستند می توانند کاندید شوند همه اعضا و سازمان ها همچون نهضت آزادی و جبهه ملی حزب جاما حزب ملت ایران سازمان مجاهدین خلق حزب دموکرات کردستان و.... که دولت موقت را تشکیل میدادند نیست و نابود و اعدام وزندان و فراری و خانه نشین کردند و برای حکومت کردن بر ملت آگاهی که از یکصد و پنجاه سال پیش برای آزادی و دموکراسی مبارزه می کند چاره ای جز اعدام ندارد در این صفحات تنها اشاره‌ای به اعدام دوستان دانشجویی که من نسبت به آنها شناخت داشتم کرده‌ام دوستان دوران سربازی همچون مسعود معدنچی و زادگاهم دانشجویان ملکی و احمدپور از مورد بیرجند چند نقطه نامی نبرد ه ام آقای دبیرکل امروز که ملت قهرمان ایران در سراسر ایران به پا خواسته از شما می خواهم

۱ -نماینده این حکومت جنایتکار را از سازمان ملل اخراج کنید.

۲- نمایندگان این حکومت غاصب آدمکش را از تمام نهادهای جامعه بین المللی اخراج کنید به حاکمان ایران اخطار کنید اگر آزادی‌های قانونی و مشروع ملت ایران را رعایت نکنند و به کشتار مردم ادامه دهند دخالت نظامی خواهد کرد

3- از تمام کشور های آزاد و دموکراتیک جهان می خواهم که سفارتخانه های این رژیم متجاوز را بسته و اجازه ورود سر ان این رژیم را به خاک خود ندهند برای دولت بسنی هرزگوین متاسفم که وزیر خارجه حکومت کودک کش و زن ستیز و قاتل زندانیان تابستان ۶۷ را به خاک خود راه داده دولت های آزاد و دموکراتیک ایران آینده و رابطه خود را بر اساس حمایتی که امروز دولت ها از ملت ایران می کند تنظیم خواهد کرد ملت ایران دوستانی که در این شرایط سخت بیاری و کمک آمده اند را هرگز فراموش نکرده و در آینده بهتر این رابطه را با آنها خواهند داشت

مشهد بند۶/۱زندان وکیل آباد نماینده فرهنگیان آزاده ایران آذر۱۴۰۱ هاشم خواستار
.
🔴صدروزه قیام و فاز جدید پیش رو

🔺بعد از گذشت صد روز از قیام به صورت کلی دستاوردها چیست؟ و قیام در چه مختصاتی قرار دارد؟
مهمترین دستاورد صد روزه؛
یکم. استمرار قیام روی محور آتش و رادیکالیزم و با شعار سرنگونی.
دوم. بازگشت ناپذیری به تعادل پیش از قیام یعنی وضعیت مردم و مقاومت و رژیم و مناسبات‌ بین‌المللی دچار تغییرات کیفی و غیر قابل بازگشت به گذشته شده.
سوم. ورود قیام به فاز بالاتر و پیچیده‌تر و با قانونمندی‌های خاص خودش

🔺آیا می‌توان گفت که در صدمین روز قیام با «افت قیام» مواجه هستیم؟
با توجه به اصول حاکم بر دستاوردهای صدروزه قیام؛ به کار بردن واژه افت برای قیام به هیچوجه درست نیست ما می‌توانیم بگوییم که قیام وارد فاز جدید و بالاتر و پیچیده‌تری شده که قانونمندی حرکتش با گذشته فرق می‌کند. ولی نمی توانیم بگوییم که متوقف شده یا یا افت کرده است..

ما در یک نبرد هستیم ما به دنبال یک رفرم یا سرنگونی کلاسیک یک دیکتاتوری نیستیم؛ در حقیقت بار یک رنسانس روی دوش نسل ما گذاشته شده. یعنی قبل از هرچیز باید به ماهیت جنگی که در‌ آن قرار داریم مشرف باشیم تا نه دچار خوش‌خیالی و نه دچار دلسردی نسبت به ادامه مسیر شویم.
ما درصدروز قیام؛ صدها ضربه کاری به رژیم زدیم طبعا دشمن هم بیکار ننشسته و ضربات خودش را وارد کرده مهم این است که ببینیم؛ النهایه در صد روز گذشته برنده کدام طرف بوده است؟به همین علت می گوییم که این قیام نه تنها افت نکرده به عکس موفق شده با موفقیت صد روز قیام را طی کرده و وارد فاز جدیدی از نبرد حول آتش بیشتر و سازمان‌یافته‌تر با این رژیم شود..

🔺عوارض عدم فهم تغییر فاز چیست؟
وقتی ما موقعیت کنونی قیام را به عنوان فاز جدیدی در قیام نبینیم خواسته یا ناخواسته روی دستاوردهای عظیم قیام خاک پاشیده و می پذیریم که قیام افت کرده یا تمام شده ودر این صورت توان و انگیزه لازم برای ادامه مسیر را از دست می دهیم.

🔺طرفین نبرد با چه مختصاتی وارد فاز جدید قیام شده اند؟
یکم. بلحاظ قیام: ما نیروی عظیم آزاد شده مردم را داریم که هرگز به شیشه سرکوب برنخواهند گشت. هرگز دست از سرنگونی برنخواهند داشت و در این صد روز کف‌‌‌های روی آب به کناری رفته و دیگر جایی برای انحراف در خط و استراتژی و شعارهای قیام و آلترناتیوسازی باقی نمانده و راه نفس قیام باز شده و شورشگران می‌توانند با انرژی بیشتر و مزاحمت کمتری با دشمن بجنگند.

دوم. به لحاظ مقاومت. ما شاهد درخشش کانون‌‌‌های شورشی و شورشگران روی محور اتش و قهر هستیم. در این فاز از قیام ما شورشگران جان برکفی داریم که زمان و مکان تهاجم به دشمن را خودشان مشخص می‌کنند. به همین علت؛ رژیم قادر به سرکوب و خارج کردن آنها از صحنه نخواهد بود. در این فاز؛ که آتش بیشتر همراه با سازمان یافتگی است؛ بیشتر با مقاومت سراسری پیوند می خورد و اگر می‌بینیم که در همین ایام رژیم نسبت به مجاهدین و رهبری‌ آن دچار جنون و دیوانگی شده به همین علت است.

سوم. به لحاظ رژیم. طبعا رژیم همچنان با سلاح سرکوب و اعدام و دستگیری و زندان وارد این فاز شده و تاجایی که بتواند تلاش می‌کند که با هزینه کمتر؛ حداکثر راندمان را از سرکوب بگیرد. اما نکته مهم فهم مختصات رژیم در ورود به فاز جدید قیام است.

ـ بلحاظ اقتصادی با دلار بالای 40هزارتومان و تورم سرطانی و گسترش یابنده 60 درصدی وگستردگی تحریمها و افت شدید فروش نفت و خالی شدن بانک‌ها از نقدینگی؛ فرار سرمایه و ارز؛ گرانی و بیکاری و در یک کلام با اقتصاد کاملا فروپاشیده مواجه است یعنی هرگز قادر به حل ساده ترین بحرانهای اقتصادی که جرقه ساز قیامند نیست.

ـ بلحاظ وضعیت درونی؛ بحران و شکاف سرتابپای نظام را گرفته و خامنه‌ای قادر به حل تضادهای درونی و یکدست کردن نظامش نیست و این توان سرکوب را گرفته است

ـ بلحاظ دستگاه سرکوب بی تردید؛ ریزش بسیار بالا و افزایش هزینه سرکوب؛ دستگاه سرکوب رژیم را از کارایی لازم انداخته و قادر به مهار قیام نبوده و نیست.

ـ بلحاظ‌ بین‌المللی در انزوای بی سابقه در 43ساله گذشته خود به سر می‌برد و غرب به صورت کلی در آستانه تغییر جهت به سمت مردم و قیام بوده و دیگر امیدی به ماندگاری رژیم ندارد.
🔺چشم انداز قیام در فاز جدید چیست؟
در این فاز؛ آتش گسترده و سازمان یافته کانون های شورشی و شورشگران؛ راهگشایی کرده و استمرار قیام را حفظ می‌کنند در این فرصت قیام؛ امکان تجدید سازماندهی و انطباق با قوانین جدید را پیدا کرده و به تاکتیکها وتکنیک های نوین مسلح و مجهز می شود.
در چنین شرایطی هر موضوعی اعم از گرانی و فقر و گرسنگی و معیشت مردم گرفته تا مناسبت‌‌‌های پیش رو تا هر مراسم شهید یا واکنش به هر اعدام.یا دست زدن به سرکوب بیشتر و .... می‌تواند تولید گر جرقه برای حضور مردم در صحنه باشد.
یعنی در این فاز ما شاهد گسترش اتش سازمان یافته و توان فرماندهی بالاتر قیام توسط شورشگران خواهیم بود و از سوی دیگر رژیم هرگز قادر به مهار جرقه های قیام ساز نخواهد بود
.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نگاهی به دستگیری ،کشتار و سرکوب معلمان میهن در دو نظام شاه و شیخ
🔺نوشته خانم صدیقه مالکی فرد در مورد ضرب و شتم هاشم خواستار و دکتر کمال جعفری در زندان وکیل آباد مشهد

👇👇👇
✍️نوشته از خانم صدیقه مالکی فرد همسر هاشم خواستار

به نام خداوند جان و خرد
آقای هاشم خواستار و دکتر کمال جعفری از «گور خوابان» بند ۶/۱ زندان وکیل آباد مشهد بعد از ضرب و شتم شدید و شکستن دست و پایشان به بند های انفرادی بند ۶/۱ منتقل شدند.

روز چهارشنبه ۷ دی ماه ۱۴۰۱ تا شب منتظر تلفن همسرم آقای سید هاشم خواستار نماینده معلمان آزاده ایران که چهار سال است بدون ملاقات حضوری و بدون مرخصی در زندان وکیل آباد محبوس است بودم. (یک ماه ونیم است به علت عمل قلب باز و آریتمی قلبی به ملاقات کابینی همسرم هم نتوانستم بروم زندان)

چهارشنبه شب به من خبر دادند که صبح چهارشنبه ماموران زندان آقای خواستار و دکتر جعفری را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و به خاطر این که این خبر به بیرون نرود آنها را ممنوع الملاقات کرده اند و بقیه افراد بند ۶/۱ هم شدیداً تحت کنترل هستند که خبر به بیرون نشت نکند. تا صبح نتوانستم بخوابم صبح پنجشنبه زنگ زدم زندان وکیل آباد علت را پرسیدم گفتند مشکلی نیست خط های تلفن شلوغ بوده نتوانسته اند زنگ بزنند !! امروز صبح رفتم دادگاه انقلاب دفتر دادستان گفتند دادستان نیست بروید خدمت معاونت قضایی دادستان.

رفتم آنجا گفتند بروید دفتر خود دادستان، رفتم دفتر دادستان گفتند بروید شنبه بیایید. رفتم پیش رئیس دادسرای دادگاه انقلاب ( معاون امنیتی دادستان ) او هم نبود در اتاقش قفل بود، آمدم زندان دفتر ریاست حوزه ملاقات با زندانیان، چند جا زنگ زدند مسئولین اجازه ندادند که من با آقای خواستار ملاقات کنم یا تلفنی صحبت کنم. ولی از گفته های آنها مشخص شد که آقای خواستار ۸۴ روز و آقای جعفری ۱۲۶ روز ممنوع الملاقات و ممنوع تلفن محبوس در انفرادی هستند. گفتم به من خبر دادند که بر اثر ضرب و شتم شدید دست و پای آقای خواستار شکسته و صبح هر چه پیگیری کردم نتیجه نگرفتم شما حقیقت را به من بگویید که اشتباه اطلاع‌رسانی نکنم گفتند، بروید پیش آقای طباطبایی قاضی حوزه نظارت بر زندان، بعد از گذشتن از هفت خان رستم رفتم پیش آقای طباطبایی، گفت بله آنها ممنوع الملاقات هستند شما شنبه بروید پیش دادستان، گفتم من خیلی نگرانم استرس واضطراب هم برای قلبم ضرر دارد لااقل با دوربینهایتان آقای خواستار را به من نشان بدهید ببینم ایشان زنده هستند، سر پا هستند یا واقعاً دست و پاشون شکسته، گفتند شما شنبه بروید پیش دادستان اگر دست و پایشان شکسته باشد هم تا شنبه خوب نمیشود.

طبق گفته ها و اطلاعاتی که از درون زندان به ما رسیده آقای جعفری جانباز وآزاده هستند و شدیدا گردن درد دارند که هر از گاهی ایشان را میبرند فیزیوتراپی آقای جعفری چند نامه به مسئولین نوشتند ولی کسی ترتیب اثر نداده، چهارشنبه بر اثر گردن درد عصبی شدند و داد و فریاد کرده اند ماموران زندان با ایشان درگیری فیزیکی پیدار کرده و آقای خواستار که رفته آنها را جدا کند، ماموران زندان و رئیس بند چند نفری ریختن سر دو پیرمرد ۷۰ ساله و تا جایی که توانستند آنها را زدند و بعد آنها را به سلول انفرادی منتقل کردند، ممنوع التلفن و ممنوع الملاقات البته چند روز پیش از زندان اوین خبری به بیرون رسیده بود که زندان بانان گفته بودند مخالفین را خواهیم کشت، حالا فکر می کنم هدف سردمداران رژیم کشتن منتقدین است. حالا به هر صورتی که برایشان راحت تر باشد اول پنجره های اتاق شان را گِل گرفتند که ارتباطی با دیگر زندانیان نداشته باشند( وقتی برق می رود روز اتاقشان مثل گور تاریک است) بعد ضرب و شتم می کنند، بعد به انفرادی میبرند و صورت مسئله را پاک می کنند! ازهمه آزادیخواهان جهان می خواهم زندانیان بی گناه را دریابند.

صدیقه مالکی فرد پنجشنبه ۸ دی ماه ۱۴۰۱
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 رژه کانونهای شورشی مجاهد خلق در خیابانهای تهران

✊با خون خود نوشتیم ما سر بدار خلقیم
✊مجاهدین خلقیم با شیخ در نبردیم
✊مرگ بر خامنه ای درود بر رجوی
.
🔴در درون نظام چه می گذرد؟

🔺اهمیت برگزاری سالگرد کشته شدن سلیمانی جلاد برای خامنه‌ای چه بود؟
قیام ظفرنمون مردم ایران، ضرباتی به کیان این نظام زده که هیچکدام قابل ترمیم نیست. یکی از این ضربات؛ پایان دادن به دجالیت و عوامفریبی رژیم دال بر داشتن پایگاه اجتماعی در میان مردم بود. بخصوص اینکه رژيم توانسته بود که در مراسم دفن این جلاد نفراتی را جمع کند.

امسال برای خامنه‌ای بسیار مهم بود که بتوانند جمعیتی بیشتر یا مشابه دور قبل را جمع کند و برای این کار یک بسیج کامل و تمام عیار حکومتی داده شده بود ولی به یمن قیام و ضرباتی که بر بدنه نظام و ریزشی که در‌ آن ایجاد شده بود؛ با شکست خفت باری مواجه شد و همین جمعیت محدود نیز همراه بود با توزیع غذای مجانی و... که بر ابعاد این فضاحت اضافه کرده بود.

اگر به موازات این شکست؛ کمیت بالای آتش زدن نمادها و تصاویر قاسم سلیمانی توسط شورشگران و کانونهای شورشی در شهرهای مختلف ایران را ملاحظه کنیم؛ نتیجه دیگر متفاوت می‌شود.

🔺پیام شکست مراسم سالگرد هلاکت سلیمانی جلاد چیست؟
یکم. این شکست گویای انزوای کامل خامنه‌ای در هرم حاکمیت بود و اینکه خامنه‌ای تنها پژواک صدای خودش را شنید.

دوم. کلان ضربه ریزش در بدنه اجتماعی نیروهای وابسته و نان خور خودش را هم نشان داد و اینکه در خامنه‌ای ودستگاه سرکوبش در نبرد نهایی با مردم در قیام آخرین تا کجا تنهاست!

سوم. این حقیقت اثبات شد که در این قیام آنچه که دستاوردهای قیام بوده و آنچه از دست رفته‌های رژیم بوده دیگر قابل برگشت نیست و ما دیگر به تعادل پیشین برنخواهیم گشت.

استعفای الیاس نادران از مجلس رژیم به چه دلیل صورت گرفت و نشانه چیست؟‌
استعفای پاسدار نادران از مجلس رژیم به هر دلیلی که باشد نشان می‌دهد که خامنه‌ای توان هم آوردن شکاف‌‌‌های بالای نظامش را ندارد و حتی نمی‌تواند مهره‌های سینه چاک خودش مانند الیاس نادران را در خط مقدم نظام نگهدارد و آنها یکی بعد از دیگری صحنه و همراهی با خامنه‌ای را ترک می‌کنند. این ریزش‌ها نیز محصول بلافصل استمرار قیام است

🔺در حوزه و مراجع حامی نظام چه می‌گذرد؟
پاسدار قالیباف بعد از ‌سفر اخیرش به‌قم و ملاقات با سریالی از مراجع حکومتی موضوع «دغدغه‌های مراجع و مطالبه‌گری آنها»‌ از نظام و خامنه‌ای را مطرح کرد و گفت: «این‌جانب بر این باورم که بازگشت امنیت، باید در دستور کار کشور قرار بگیرد و ضروری است این‌تغییر با اصلاحات ساختاری، سیاست گذاری و مدیریتی، تکمیل شود». این موارد نمونه‌‌‌های دیگری از ریزش و تشدید دعوا در بالای نظام است.

🔺صحبت‌‌‌های پاسدار اباذری؛ بیانگر چیست؟
پاسدار اباذری مشاور سرکرده کل سپاه پاسداران رسما و به صورت علنی در ششم دی در تلویزیون رژیم گفت: «کسان زیادی را دیدیم که بریدند، بنده یک سردار سپاه هستم... دیدم به‌چشم، سرداران بزرگی که کم آوردند فرماندهان خود من کم آوردند و مقابل خامنه‌ای و نظام ایستادند... کسانی که مسئولین درجه یک این نظام بودند کم آوردند»
جالب‌تر اینکه پس از پاسدار اباذری، پاسدار غیب‌پرور جانشین سرکرده کل سپاه پاسداران در 10دی به ایرنا گفت: «بسیاری از خواص در حوادث اخیر رفوزه شدند»

🔺چرا درگیری افراد باند خامنه‌ای حول رییسی متمرکز شده است؟
مظفری؛ خطاب به‌رئیسی هشدار داد: «این دوره‌ها با همه دوره‌ها متفاوت است این بار اگر مسلط شدند از انقلاب چیزی نمی‌ماند».
یکی دیگر از نمایندگان رو به رییسی گفت: «آیا در جریان هستید که در استان سیستان و بلوچستان چه می‌گذرد؟ آیا در جریان هستید که مردم بدون نان و آب هستند؟ مردم بدون سوخت هستند؟».
نماینده دیگری گفت: «نمایندگان مصممانه به‌دنبال استیضاح وزیر خواهند بود».

این نمونه‌ها نشان میدهد که به یمن ضربات قیام؛ از یک سو دولت رئیسی در همة زمینه‌ها به‌طور مفتضحانه‌یی شکست خورده تا جایی که رسانه‌ آرمان امروز‌ وابسته به باند خامنه‌ای هم به‌رئیسی هشدار می‌دهد؛ «کابینه را تا دیر نشده تغییر دهید» و از سوی دیگر می توان گفت که درگیری در درون نظام به نقطه کانونی خودش یعنی خامنه‌ی نزدیک می شود

🔺از تشدید شکاف ها در راس نظام چه نتایجی می توان گرفت؟
خامنه‌ای، برای یک دست کردن نظام و بستن هر نوع شکافی در دیکتاتوری مطلقه خودش؛ رییسی جلاد را به‌عنوان آخرین کارت مقابله با جامعة انفجاری و مقاومت انقلابی به صحنه آورد ولی ضربات ناشی از قیام؛ این بازی خامنه‌ای را در هم پیچیده است.
به عبارتی می توان گفت که قیام پیروزمند اخیر؛ آخرین برگ از نقشه مسیر خامنه‌ای برای حفظ نظام و باقی ماندن در قدرت بلامنازع و مطلقه اش را سوزانده است.
.
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سانسور اسم و رسم مجاهدین توسط کانالها و رسانه های فارسی زبان - شماره 1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سانسور اسم و رسم مجاهدین توسط کانالها و رسانه های فارسی زبان - شماره 2
Forwarded from سیما خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥محمد مهدی کرمی و سیدمحمد حسینی بامداد ۱۷ دی به دست دژخیمان خامنه‌ای اعدام شدند
🔹مریم رجوی: ضحاک مار به دوش ولایت، امروز خون محمدمهدی کرمی و سیدمحمد حسینی دو جوان دلاور دیگر را برای حفظ حکومت ننگینش در برابر قیام مردم به زمین ریخت.
🔹اما خون این شهیدان قهرمان در رگ‌های میلیون‌ها جوان در سراسر ایران جاری است که عزم جزم کرده‌اند خامنه‌ای خون آشام را به زیر بکشند
🔹اگر آخوندهای خون‌ آشام فکر می‌کنند قیام خروشان مردم با شكنجه و اعدام متوقف می‌شود، سخت در اشتباهند.
🔹پاسخ مردم ما به سركوب و كشتار به مثابه ابزار اصلی خامنه‌ای برای حفظ نظام منحوس ولایت فقیه، قیام و سرنگونی است.
🔹اعدام و كشتن زندانیان قیام زیر شكنجه، توجیهی برای مذاكره و معامله با رژیم باقی نمیگذارد.ملل متحد، اتحادیه اروپا و كشورهای عضو باید دست به اقدام فوری بزنند.
🔹سفارتهای رژیم باید تعطیل،وزارت اطلاعات و پاسداران در لیست تروریستی قرار گیرند و مزدوران آنها اخراج شوند
@SimayazadiTV
Forwarded from سیما خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران: قیام سراسری ، شماره ۲۱۹

🔹اعدام جنایتکارانه دو زندانی قیام محمد مهدی کرمی و سید محمد حسینی به‌دستور خامنه‌ای
🔹گزارش تلویزیون حکومتی در مورد اعدام محمدمهدی کرمی و محمد حسینی
@SimayazadiTV
🔴بازتاب اعدام‌‌‌ها

🔺چرا خامنه‌ای دست به اعدام دو قهرمان قیام در کرج زد؟
رژیم در همان مقطع نیز می‌خواست اعدام‌‌‌ها را در ابعاد بیشتری ادامه بدهد ولی به دلیل بازتاب سنگین داخلی و بین‌الملی به صورت موقت توقف زد تا موج محکومیت‌‌‌ها را از سرگذارنده و نتایج آن را در توقف قیام ببیند. ولی خامنه‌ای برخلاف انتظارش؛ شاهد اوج گیری قیام در فاز جدید بود؛ لذا‌ به‌رغم اشراف به هزینه بالای هر اعدام دست به جنایت دیگری زد تا به خیال خام خودش جلوی پیشروی قیام را بگیرد

🔺انعکاس‌ بین‌المللی این اعدامها چه بوده است؟
این اعدام در همین روز اول واکنش‌‌‌های بسیار زیاد‌ بین‌المللی را به همراه داشته؛ همچنین در رسانه‌های مهم مانند خبرگزاری آسوشیتدپرس و فرانسه و رویترز و بسیاری از رسانه‌‌‌های معتبر بین‌المللی بازتاب داشته است.

عمده کشورهای اروپایی و آمریکا نسبت به این اعدام؛ اعلام انزجار کردند
جیمز کلورلی وزیر خارجه انگلیس گفت: اعدام محمد مهدی کرمی و سید محمد حسینی توسط رژیم ایران انزجار آور است. انگلستان در هر شرایطی مجازات مرگ درایران را محکوم می‌کند
وزیر خارجه فرانسه گفت: این اعدام‌‌‌ها در ایران انزجار آور است
توییترآنالنا بربوک وزیر خارجه آلمان گفت: محمدمهدی کرمی و محمدحسینی - بیش از ۲ اسم می‌باشند و گفت ۲سرنوشت وحشتناک دیگر که ما را به افزایش بیشتر فشار بر تهران بهمراه اتحادیه اروپا ترغیب می‌کند.
«جوزف بورل» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفت:‌ اتحادیه اروپا از اعدام محمد مهدی کرمی و محمد حسینی منزجر شده است!
رابرت مالی مسول ایران در وزارت خارجه آمریکا گفت: از اعدام دو جوان دیگر پس از دادگاه‌‌‌های نمایشی توسط رژیم ایران منزجر شده‌‌‌ام
همچنین حقوق بشر سازمان ملل؛ اعدام محمد مهدی کرمی و محمد حسینی را محکوم کرد و‌ گفت این تکان دهنده است که ایران به رغم اعتراض‌ بین‌المللی به اعدام معترضان ادامه می‌دهد.
متعاقب محکومیتها؛ تعداد بسیار زیادی از شخصیت‌‌‌ها ونمایندگان در آمریکا و اروپا این اعدام را بشدت محکوم کرده‌اند.
بنابراین تردیدی نیست که خونهای پاک قهرمانان قیام؛ یک گام بلند به سیاست مماشات با این رژیم ضربه زده و فاصله آنها را از رژیم افزایش داده است.

🔺بازتاب این خون‌‌‌ها چه خواهد بود؟
آن روی سکه سرکوب و اعدام، این مقاومت است که افزایش پیدا می کند.
در 114 امین روز قیام و در ورود به فاز سازمانیافتگی وآتش حداکثری؛ جامعه نه تنها از فاز ترس و رعب پذیری عبور کرده بلکه آماده استمرار قیام به هر قیمت است از این رو خون قهرمانان شهید در رگ‌های میلیون‌ها جوان در سراسر ایران جاری خواهد شد و بر عزم و کینه انقلابی آنها برای سرنگونی اضافه خواهد کرد.

تردید نباید کرد که این اعدام‌ها و افزایش سرکوب؛ تنها شورشگران را یک «گام بلند» دیگر به سمت قهر و آتش حداکثری و به سمت کانون‌‌‌های شورشی و به سمت مقاومت سازمان یافته سراسری و به سمت مجاهدین خلق و استراتژی آنها؛‌ پرتاب خواهد کرد.

از سوی دیگر جا دارد که باردیگر بر حقانیت مشی و استراتژی مجاهدین در برابر این رژیم تاکید کنیم و این که این رژیم هیچ زبانی جز قهر و آتش نمی فهمد و راهی که مجاهدین از فردای سی خرداد 1360 با این رژیم شروع کرده و تا اینجا آمده‌اند تا کجا حق و درست بوده است.
به عبارتی می‌توان گفت که این اعدام‌ها آخرین میخ را بر تابوت خطوط سازشکارانه و مبارزاتی مدنی و شعارهای انحرافی کوبیده اند.
حالا به همه و همه ثابت شده است که تنها آتش و مبارزه قهر آمیز و تهاجم حداکثری یعنی مبارزه زیر پرچم پرافتخار سازمان مجاهدین با این رژیم جواب سرنگونی است.
.