This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸پایگاه اجتماعی
یا شهرت و فالور؟
🔸دوستی میگفت یه نفر به ما بگه این پایگاه اجتماعی که اینا میگن مجاهدین ندارن، دقیقا چیه؟ آیا منظورشون شهرته! چون شهرت با پایگاه اجتماعی فرق داره! منظورشون فالوره؟ چون پایگاه اجتماعی فالور هم نیست! پایگاه اجتماعی یعنی ریشهداری! یعنی افرادی که در بطن جامعه حاضرن بها بدن...
خلاصه این چیه که میگن مجاهدین ندارنش...
بریم فقط برخی علائم رو ببنیم فقط تو هفتهی گذشته ببنیم پایگاه اجتماعی چیه...
.
یا شهرت و فالور؟
🔸دوستی میگفت یه نفر به ما بگه این پایگاه اجتماعی که اینا میگن مجاهدین ندارن، دقیقا چیه؟ آیا منظورشون شهرته! چون شهرت با پایگاه اجتماعی فرق داره! منظورشون فالوره؟ چون پایگاه اجتماعی فالور هم نیست! پایگاه اجتماعی یعنی ریشهداری! یعنی افرادی که در بطن جامعه حاضرن بها بدن...
خلاصه این چیه که میگن مجاهدین ندارنش...
بریم فقط برخی علائم رو ببنیم فقط تو هفتهی گذشته ببنیم پایگاه اجتماعی چیه...
.
Forwarded from معلمین دربند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸پایگاه اجتماعی
یا شهرت و فالور؟
🔸دوستی میگفت یه نفر به ما بگه این پایگاه اجتماعی که اینا میگن مجاهدین ندارن، دقیقا چیه؟ آیا منظورشون شهرته! چون شهرت با پایگاه اجتماعی فرق داره! منظورشون فالوره؟ چون پایگاه اجتماعی فالور هم نیست! پایگاه اجتماعی یعنی ریشهداری! یعنی افرادی که در بطن جامعه حاضرن بها بدن...
خلاصه این چیه که میگن مجاهدین ندارنش...
بریم فقط برخی علائم رو ببنیم فقط تو هفتهی گذشته ببنیم پایگاه اجتماعی چیه...
.
یا شهرت و فالور؟
🔸دوستی میگفت یه نفر به ما بگه این پایگاه اجتماعی که اینا میگن مجاهدین ندارن، دقیقا چیه؟ آیا منظورشون شهرته! چون شهرت با پایگاه اجتماعی فرق داره! منظورشون فالوره؟ چون پایگاه اجتماعی فالور هم نیست! پایگاه اجتماعی یعنی ریشهداری! یعنی افرادی که در بطن جامعه حاضرن بها بدن...
خلاصه این چیه که میگن مجاهدین ندارنش...
بریم فقط برخی علائم رو ببنیم فقط تو هفتهی گذشته ببنیم پایگاه اجتماعی چیه...
.
⭕️پروژه ارتجاعی و استعماری «من وکالت میدهم» به کجا رسیده است؟
🔶پروژه ارتجاعی و استعماری «من وکالت میدهم» الان در چه مختصاتی است؟
هنوز چند روز نگذشته که مشخص شد که کوه ارتجاع و استعمار در جمعه بازار شیخ و مسخره بازار وکالت بچه شاه؛ در همان هفته اول سوسک زایید و مشخص شد که تا کجا این پروژه در انزوا قرار گرفته است
کافیست نگاهی داشته باشیم به کسانی که در این وکالت شرکت کردهاند! تا جایگاه و پایگاه اجتماعی این جریانی که با دود دم رسانههای فارسی زبان وابسته به قدرتها و دولتها باد شده بود را فهم کرد.
نگاهی به سرنوشت و شکست ائتلاف پردود ودم توییت مشترک اول ژانویه حول بچه شاه که الان خودشان میگویند تنها یک نفر (آن هم مشکوک به ارتباط با رژیم) از آن جماعت برایشان باقی مانده و خط خود را جدا کردند.
نگاهی به واکنش گسترده احزاب و ملیتهای ایران علیه بچه شاه و این پروژه ارتجاعی و استعماری که آن را بشدت ضد ملی و ضد ملیتها و ضد قیام توصیف کردند
نگاهی به دروغ بافی سر آمارها و ارقام توییتها یا دروغهایی که سر حمایت مولانا عبدالحمید یا دراویش یا ... مطرح کرده بودند که یکی بعد از دیگری تکذیب شد.
و نگاهی به کاری که سپاه برای حمایت از این جریان در تظاهرات زاهدان با دستنوشته «مردم بلوچه وکالت میدهند) کرد و بعد افشا و رسوا شد.
🔶رژیم چه واکنشی نسبت به مختصات کنونی این جریان دارد؟
رژیم که کیسه گشادی برای این جریان دوخته بودکه بتواند روی قیام تاثیر منفی گذاشته و آنها را در مقابل مجاهدین علم کند ولی رژیم نیز به شکست این پروژه اعتراف کرده است.
خبرگزاری تسنیم در چهارم بهمن در یک جمعبندی از این پروژه نوشته است: «من وکالت میدهم هم به دیوار بلند اختلافات خورد و مخالفان کمپین گفتند که (این کمپین) کار جمهوری اسلامی است!» گوگوش نیز با انتشار پیامی نوشت که به رضا پهلوی وکالت نمی دهد و یک زن از یاران بچه شاه گفت: «من نسبت به این کارزار مشکوکم و آن را کار جمهوری اسلامی میدانم» و زن دیگر از هواداران بچه شاه هم گفت: «رضا پهلوی! طرح وکالتت بردگی است.»
و الان کار سلطنت طلبها به جایی رسیده است که به بچه شاه پیشنهاد میدهند که تا دیر نشده خودش را از پروژه جدا کند!!! تا بیش از این؛ فضاحت قضیه دامنش را نگیرد!
🔶نتایج تا همین نقطه چه چیزی را نشان میدهد؟
از همان آغاز مشخص بود که این یک توطئه رژیم ساخته در مشارکت با سرویسهای استعماری است ولی باید مقداری زمان میگذشت تا گرد و خاکها میخوابید و روشن میشد که «ولایت» و «وکالت» دو روی یک سکه هستند و مشخص میشد که در سیرک شاه و شیخ از کلاه شعبده بهتر از این نمی توان آلترناتیوی ساخت و ارائه کرد و الان مشخص شده است که تا کجا این جریان ضد قیام و سرنگونی و تماما در خدمت خامنهای و حفظ همین نظام ولایت بوده است.
و گفته بودیم که سیلاب تند این قیام با مردمی که در اوج شعور سیاسی و آگاهی اجتماعی به سر میبرند و مقاومتی با 57سال سابقه نبرد با شاه و شیخ نمی گذارند که داستان سرقت رهبری و آلترناتیوسازیهای قلابی سال 57تکرار شود.
.
🔶پروژه ارتجاعی و استعماری «من وکالت میدهم» الان در چه مختصاتی است؟
هنوز چند روز نگذشته که مشخص شد که کوه ارتجاع و استعمار در جمعه بازار شیخ و مسخره بازار وکالت بچه شاه؛ در همان هفته اول سوسک زایید و مشخص شد که تا کجا این پروژه در انزوا قرار گرفته است
کافیست نگاهی داشته باشیم به کسانی که در این وکالت شرکت کردهاند! تا جایگاه و پایگاه اجتماعی این جریانی که با دود دم رسانههای فارسی زبان وابسته به قدرتها و دولتها باد شده بود را فهم کرد.
نگاهی به سرنوشت و شکست ائتلاف پردود ودم توییت مشترک اول ژانویه حول بچه شاه که الان خودشان میگویند تنها یک نفر (آن هم مشکوک به ارتباط با رژیم) از آن جماعت برایشان باقی مانده و خط خود را جدا کردند.
نگاهی به واکنش گسترده احزاب و ملیتهای ایران علیه بچه شاه و این پروژه ارتجاعی و استعماری که آن را بشدت ضد ملی و ضد ملیتها و ضد قیام توصیف کردند
نگاهی به دروغ بافی سر آمارها و ارقام توییتها یا دروغهایی که سر حمایت مولانا عبدالحمید یا دراویش یا ... مطرح کرده بودند که یکی بعد از دیگری تکذیب شد.
و نگاهی به کاری که سپاه برای حمایت از این جریان در تظاهرات زاهدان با دستنوشته «مردم بلوچه وکالت میدهند) کرد و بعد افشا و رسوا شد.
🔶رژیم چه واکنشی نسبت به مختصات کنونی این جریان دارد؟
رژیم که کیسه گشادی برای این جریان دوخته بودکه بتواند روی قیام تاثیر منفی گذاشته و آنها را در مقابل مجاهدین علم کند ولی رژیم نیز به شکست این پروژه اعتراف کرده است.
خبرگزاری تسنیم در چهارم بهمن در یک جمعبندی از این پروژه نوشته است: «من وکالت میدهم هم به دیوار بلند اختلافات خورد و مخالفان کمپین گفتند که (این کمپین) کار جمهوری اسلامی است!» گوگوش نیز با انتشار پیامی نوشت که به رضا پهلوی وکالت نمی دهد و یک زن از یاران بچه شاه گفت: «من نسبت به این کارزار مشکوکم و آن را کار جمهوری اسلامی میدانم» و زن دیگر از هواداران بچه شاه هم گفت: «رضا پهلوی! طرح وکالتت بردگی است.»
و الان کار سلطنت طلبها به جایی رسیده است که به بچه شاه پیشنهاد میدهند که تا دیر نشده خودش را از پروژه جدا کند!!! تا بیش از این؛ فضاحت قضیه دامنش را نگیرد!
🔶نتایج تا همین نقطه چه چیزی را نشان میدهد؟
از همان آغاز مشخص بود که این یک توطئه رژیم ساخته در مشارکت با سرویسهای استعماری است ولی باید مقداری زمان میگذشت تا گرد و خاکها میخوابید و روشن میشد که «ولایت» و «وکالت» دو روی یک سکه هستند و مشخص میشد که در سیرک شاه و شیخ از کلاه شعبده بهتر از این نمی توان آلترناتیوی ساخت و ارائه کرد و الان مشخص شده است که تا کجا این جریان ضد قیام و سرنگونی و تماما در خدمت خامنهای و حفظ همین نظام ولایت بوده است.
و گفته بودیم که سیلاب تند این قیام با مردمی که در اوج شعور سیاسی و آگاهی اجتماعی به سر میبرند و مقاومتی با 57سال سابقه نبرد با شاه و شیخ نمی گذارند که داستان سرقت رهبری و آلترناتیوسازیهای قلابی سال 57تکرار شود.
.
Forwarded from اتچ بات
🔴هیاهوی گذرا و یک شوخی رقتانگیز سیاسی
نگاهی نهچندان موشکافانه و عمیق کافی است که نشان دهد استبداد در ایران چه در وجه مذهبی یا برگرفته از مذهب ارتجاعی و چه در وجه پادشاهی، یک آبشخور واحد داشته است. واضحتر بگوییم، استبداد سلطنتی و استبداد دینی، دو یار غار بوده و هستند. این دوقلوهای انگلوار، پیوسته در تاریخ خونبار ایران، از جان، خون، روان و هستی ملت ما ارتزاق کرده و پا بهپای هم پروار شدهاند. هیچگاه بدون معاونت شیخ، سلطنت شاه امکانپذیر نبوده و برعکس.
یکی خود را ظلالله نامیده است، دیگری روحالله.
یکی سایه خدا بوده است، دیگری نماینده خدا با اختیار تام.
یکی تاج مرصع بر سر نهاده است، دیگری عمامه سیاه یا سفید.
یکی بهدنبال حکومت خودکامه (arbitrery rule) بوده است، دیگری حکومت مطلقه (despotism)
یکی با توسل بهزور، حجاب از سر زنان و دختران ایرانی کشیده است تا دیگری آن را با زور اجباری کند.
یکی با شبه مدرنیزاسیون و فرنگمآبی و بزک و دوزک به چپاول ایران پرداخته است، دیگری با ریش و نعلین و چاقچور و قوانین جزایی مربوط به عهد جن و کجاوه و شتر.
یکی «حزب فقط رستاخیز» گفته است، دیگری «حزب فقط حزبالله».
در یکی شاه فوق قانون است، در دیگری ولیفقیه. یکی مدعی «فره ایزدی» است، دیگری «امداد غیبی» و «ارتباط با خدا».
یکی میگوید: «چه فرمان ایزد، چه فرمان شاه»، دیگری میگوید: «اطاعت از ولی امر همان اطاعت از خداست»!
برای شکنجه و کشتار دگراندیشان و براندازان، یکی اداره جهنمی ساواک درست کرده است، دیگری وزارت اطلاعات و ساواما.
در محتوا و عملکرد و نه فرماسیون و شکل و شمایل، فرقی بین شاه و شیخ نیست. هر دو دشمن خونین آزادی، دموکراسی، آبادانی و استقلال ایران، پلورالیسم، انتخاب دموکراتیک، حق تعیین سرنوشت به دست مردم و دیگر ارزشهای جامعه مدنی هستند. کارنامه عملکرد آنان نسبت به اصیلترین جنبش آزادیخواهی ایران یعنی مشروطیت، در پیش روی ماست. آنها بهرغم اختلاف فرماسیون در محتوا یکدیگر را کامل میکنند؛ و کردهاند.
برای اولین بار انقلاب دموکراتیک مردم ایران میخواهد این تسلسل شوم را در هم بشکند و قدرت را به جای دست به دست کردن در بین شیخ و شاه به مردم برگرداند و آنها را صاحب اختیار سرنوشت خویش سازد.
خمینی درست در نقطهٔ بهبار نشستن انقلاب ضدسلطنتی با شعار «همه با هم» [بخوانید همه با من]، رنج و خون مردم را به سرقت برد. در آن زمان هم به سبک امروز آنهایی که درصدد قالب کردن این سارق بزرگ انقلاب به مردم ایران بودند، میگفتند حرفی روی حرف خمینی نزنید! تفرقه نیندازید! شعارهای چپروانه ندهید! اسامی و عکسهای شهیدان مجاهد و فدایی را بالا نبرید! و... در آن زمان هم «خشونتپرهیزان»! آن روزی، برای انتقال بیدردسر قدرت به دجال عمامهدار خواهان این بودند که جوانان سلاح برندارند و پادگانها را تصرف نکنند؛ زیرا امام هنوز حکم جهاد نداده است!
***
علمکردن ربع پهلوی در این بزنگاه تاریخی و «وکالت»! دادن به او از سوی انگشتشماری از صادراتیهای وزارت بدنام، کپیبرداری مضحک، ناشیانه و شماتیک از دوران زیر درخت سیبنشینی خمینی است؛ با این تفاوت فاحش که در آن دوران پیشتازان نبرد مسلحانه و رهبران نیروهای انقلابی در زندان بودند و انقلاب ایران از فقدان یک آلترناتیو دموکراتیک رنج میبرد.
در نبود رسانههای مردمی و اینترنت، بوق بدنام استعمار پیر میتوانست خمینی را در ماه بنشاند و حلوا حلوا کند. اگر چه در این دوران هم الیگارشی رسانه با پولهای کلان و هشتگسازیهای ارتش سایبری به وسط گود آمده تا یک قورباغهٔ کوتوله را رنگ کرده و به جای قناری قالب کند ولی تأثیر آن فقط در حد یک هیاهوی گذرا و یک شوخی رقتانگیز سیاسی است.
نبرد بیامان، نفسگیر و بیوقفهٔ چهلواندی ساله در هیأت یک مقاومت سازمانیافته جایی برای میوهچینان و فرصتطلبان باقی نگذاشته است. دوران تعیین وکیل، وصی و قیم برای مردم ایران بهطور تاریخی سوخته است.
امروز قیامآفرینان جان بر کف در خیابانها به موازات سردادن شعار «مرگ بر خامنهای»، هر نوع ستمگری، استبداد، دسپوتیسم، الیگارشی، تاجوتخت خواهی، ژنپرستی، شووینیسم، فاشیسم و تمامیتخواهی را هدف قرار دادهاند. شعار «مرگ بر ستمگر/ چه شاه باشه چه رهبر»، تبلور چنین شعورمندی سیاسی و بلوغ مبارزاتی است. آنها یکسویه و مونیستی پیشروی به سوی آیندهیی تابناک و عاری از شیخ و شاهسالاری را مطمح نظر قرار دادهاند.
هدف این انقلاب، یک جمهوری دموکراتیک با شاخص جدایی دین از دولت، برابری زن و مرد، حقوقبشر، حقوق ملیتها، آزادی بیان، آزادی احزاب، آزادی اجتماعات، آزادی مطبوعات و فضای مجازی است که در یک انتخابات آزاد با رأی اکثریت بر خرابههای استبداد بنا خواهد شد.
.
نگاهی نهچندان موشکافانه و عمیق کافی است که نشان دهد استبداد در ایران چه در وجه مذهبی یا برگرفته از مذهب ارتجاعی و چه در وجه پادشاهی، یک آبشخور واحد داشته است. واضحتر بگوییم، استبداد سلطنتی و استبداد دینی، دو یار غار بوده و هستند. این دوقلوهای انگلوار، پیوسته در تاریخ خونبار ایران، از جان، خون، روان و هستی ملت ما ارتزاق کرده و پا بهپای هم پروار شدهاند. هیچگاه بدون معاونت شیخ، سلطنت شاه امکانپذیر نبوده و برعکس.
یکی خود را ظلالله نامیده است، دیگری روحالله.
یکی سایه خدا بوده است، دیگری نماینده خدا با اختیار تام.
یکی تاج مرصع بر سر نهاده است، دیگری عمامه سیاه یا سفید.
یکی بهدنبال حکومت خودکامه (arbitrery rule) بوده است، دیگری حکومت مطلقه (despotism)
یکی با توسل بهزور، حجاب از سر زنان و دختران ایرانی کشیده است تا دیگری آن را با زور اجباری کند.
یکی با شبه مدرنیزاسیون و فرنگمآبی و بزک و دوزک به چپاول ایران پرداخته است، دیگری با ریش و نعلین و چاقچور و قوانین جزایی مربوط به عهد جن و کجاوه و شتر.
یکی «حزب فقط رستاخیز» گفته است، دیگری «حزب فقط حزبالله».
در یکی شاه فوق قانون است، در دیگری ولیفقیه. یکی مدعی «فره ایزدی» است، دیگری «امداد غیبی» و «ارتباط با خدا».
یکی میگوید: «چه فرمان ایزد، چه فرمان شاه»، دیگری میگوید: «اطاعت از ولی امر همان اطاعت از خداست»!
برای شکنجه و کشتار دگراندیشان و براندازان، یکی اداره جهنمی ساواک درست کرده است، دیگری وزارت اطلاعات و ساواما.
در محتوا و عملکرد و نه فرماسیون و شکل و شمایل، فرقی بین شاه و شیخ نیست. هر دو دشمن خونین آزادی، دموکراسی، آبادانی و استقلال ایران، پلورالیسم، انتخاب دموکراتیک، حق تعیین سرنوشت به دست مردم و دیگر ارزشهای جامعه مدنی هستند. کارنامه عملکرد آنان نسبت به اصیلترین جنبش آزادیخواهی ایران یعنی مشروطیت، در پیش روی ماست. آنها بهرغم اختلاف فرماسیون در محتوا یکدیگر را کامل میکنند؛ و کردهاند.
برای اولین بار انقلاب دموکراتیک مردم ایران میخواهد این تسلسل شوم را در هم بشکند و قدرت را به جای دست به دست کردن در بین شیخ و شاه به مردم برگرداند و آنها را صاحب اختیار سرنوشت خویش سازد.
خمینی درست در نقطهٔ بهبار نشستن انقلاب ضدسلطنتی با شعار «همه با هم» [بخوانید همه با من]، رنج و خون مردم را به سرقت برد. در آن زمان هم به سبک امروز آنهایی که درصدد قالب کردن این سارق بزرگ انقلاب به مردم ایران بودند، میگفتند حرفی روی حرف خمینی نزنید! تفرقه نیندازید! شعارهای چپروانه ندهید! اسامی و عکسهای شهیدان مجاهد و فدایی را بالا نبرید! و... در آن زمان هم «خشونتپرهیزان»! آن روزی، برای انتقال بیدردسر قدرت به دجال عمامهدار خواهان این بودند که جوانان سلاح برندارند و پادگانها را تصرف نکنند؛ زیرا امام هنوز حکم جهاد نداده است!
***
علمکردن ربع پهلوی در این بزنگاه تاریخی و «وکالت»! دادن به او از سوی انگشتشماری از صادراتیهای وزارت بدنام، کپیبرداری مضحک، ناشیانه و شماتیک از دوران زیر درخت سیبنشینی خمینی است؛ با این تفاوت فاحش که در آن دوران پیشتازان نبرد مسلحانه و رهبران نیروهای انقلابی در زندان بودند و انقلاب ایران از فقدان یک آلترناتیو دموکراتیک رنج میبرد.
در نبود رسانههای مردمی و اینترنت، بوق بدنام استعمار پیر میتوانست خمینی را در ماه بنشاند و حلوا حلوا کند. اگر چه در این دوران هم الیگارشی رسانه با پولهای کلان و هشتگسازیهای ارتش سایبری به وسط گود آمده تا یک قورباغهٔ کوتوله را رنگ کرده و به جای قناری قالب کند ولی تأثیر آن فقط در حد یک هیاهوی گذرا و یک شوخی رقتانگیز سیاسی است.
نبرد بیامان، نفسگیر و بیوقفهٔ چهلواندی ساله در هیأت یک مقاومت سازمانیافته جایی برای میوهچینان و فرصتطلبان باقی نگذاشته است. دوران تعیین وکیل، وصی و قیم برای مردم ایران بهطور تاریخی سوخته است.
امروز قیامآفرینان جان بر کف در خیابانها به موازات سردادن شعار «مرگ بر خامنهای»، هر نوع ستمگری، استبداد، دسپوتیسم، الیگارشی، تاجوتخت خواهی، ژنپرستی، شووینیسم، فاشیسم و تمامیتخواهی را هدف قرار دادهاند. شعار «مرگ بر ستمگر/ چه شاه باشه چه رهبر»، تبلور چنین شعورمندی سیاسی و بلوغ مبارزاتی است. آنها یکسویه و مونیستی پیشروی به سوی آیندهیی تابناک و عاری از شیخ و شاهسالاری را مطمح نظر قرار دادهاند.
هدف این انقلاب، یک جمهوری دموکراتیک با شاخص جدایی دین از دولت، برابری زن و مرد، حقوقبشر، حقوق ملیتها، آزادی بیان، آزادی احزاب، آزادی اجتماعات، آزادی مطبوعات و فضای مجازی است که در یک انتخابات آزاد با رأی اکثریت بر خرابههای استبداد بنا خواهد شد.
.
Telegram
attach 📎
👍1
Forwarded from اتچ بات
🔴هیاهوی گذرا و یک شوخی رقتانگیز سیاسی
زورگویی و دیکتاتوری چه بصورت مذهبی مثل ملاها چه بصورت پادشاهی مثل شاه سرمنشاء شون یکیه
استبداد سلطنتی یا استبداد دینی هر دو یار غار همن.
این دو قلوهای انگل وار همیشه در تاریخ ایران ازا جان و خون و روان ملت ایران ارتزاق کردن. هیچ وقت بدون خوشخدمتی شیخ، سلطنت شاه برقرار نبوده و برعکس.
برای همین راه و رسم شاه و شیخ همیشه مثل هم بوده:
یکی خود را ظلالله نامیده است، دیگری روحالله.
یکی سایه خدا بوده است، دیگری نماینده خدا با اختیار تام.
یکی تاج مرصع بر سر نهاده است، دیگری عمامه سیاه یا سفید.
یکی بهدنبال حکومت خودکامه بوده ، دیگری حکومت مطلقه
یکی (شاه) با توسل بهزور، حجاب از سر زنان و دختران ایرانی کشیده تا دیگری (شیخ)آن را با زور اجباری کنه
یکی با شبه مدرنیزاسیون و فرنگمآبی و بزک و دوزک به چپاول ایران پرداخته ، دیگری با ریش و نعلین و قوانین جزایی عهد عتیق.
یکی «حزب فقط رستاخیز» گفته است، دیگری «حزب فقط حزبالله».
در یکی شاه فوق قانون است، در دیگری ولیفقیه.
یکی مدعی «فره ایزدی» است، دیگری «امداد غیبی» و «ارتباط با خدا».
یکی میگوید: «چه فرمان ایزد، چه فرمان شاه»، دیگری میگوید: «اطاعت از ولی امر همان اطاعت از خداست»!
برای شکنجه و کشتار دگراندیشان و براندازان، یکی اداره جهنمی ساواک درست کرده است، دیگری وزارت اطلاعات و ساواما.
در محتوا و عملکرد و نه فرماسیون و شکل و شمایل، فرقی بین شاه و شیخ نیست.
هر دو دشمن خونین آزادی، دموکراسی، آبادانی و استقلال ایران، انتخاب دموکراتیک، حق تعیین سرنوشت به دست مردم و دیگر ارزشهای جامعه مدنی هستند.
کارنامه عملکرد آنان نسبت به اصیلترین جنبش آزادیخواهی ایران یعنی مشروطیت، در پیش روی ماست.
آنها بهرغم اختلاف فرماسیون در محتوا یکدیگر را کامل میکنند؛ و کردهاند.
برای اولین بار انقلاب دموکراتیک مردم ایران میخواهد این تسلسل شوم را در هم بشکند و قدرت را به جای دست به دست کردن در بین شیخ و شاه به مردم برگرداند و آنها را صاحب اختیار سرنوشت خویش سازد.
علمکردن ربع پهلوی در این بزنگاه تاریخی و «وکالت»! دادن به او از سوی انگشتشماری از صادراتیهای وزارت بدنام اطلاعات، کپیبرداری مضحک، ناشیانه از دوران زیر درخت سیبنشینی خمینی است؛ با این تفاوت فاحش که در آن دوران پیشتازان نبرد مسلحانه و رهبران نیروهای انقلابی در زندان بودند و انقلاب ایران از فقدان یک آلترناتیو دموکراتیک رنج میبرد.
در نبود رسانههای مردمی و اینترنت، بوق بدنام استعمار پیر میتوانست خمینی را در ماه بنشاند و حلوا حلوا کند.
اگر چه در این دوران هم رسانه های معلوم الحال، با پولهای کلان و هشتگسازیهای ارتش سایبری به وسط گود آمده تا یک قورباغهٔ کوتوله را رنگ کرده و به جای قناری قالب کند ولی تأثیر آن فقط در حد یک هیاهوی گذرا و یک شوخی رقتانگیز سیاسی است.
نبرد بیامان، نفسگیر و بیوقفهٔ چهلواندی ساله در هیأت یک مقاومت سازمانیافته جایی برای میوهچینان و فرصتطلبان باقی نگذاشته است.
دوران تعیین وکیل، وصی و قیم برای مردم ایران بهطور تاریخی سوخته است.
امروز قیامآفرینان جان بر کف در خیابانها به موازات سردادن شعار «مرگ بر خامنهای»، هر نوع ستمگری و استبداد را هدف قرار دادهاند. شعار «مرگ بر ستمگر/ چه شاه باشه چه رهبر»، تبلور چنین شعورمندی سیاسی و بلوغ مبارزاتی است.
آنها یکسویه پیشروی به سوی آیندهیی تابناک و عاری از شیخ و شاهسالاری را مد نظر قرار دادهاند.
هدف این انقلاب، یک جمهوری دموکراتیک با شاخص جدایی دین از دولت، برابری زن و مرد، حقوقبشر، حقوق ملیتها، آزادی بیان، آزادی احزاب، آزادی اجتماعات، آزادی مطبوعات و فضای مجازی است که در یک انتخابات آزاد با رأی اکثریت بر خرابههای استبداد بنا خواهد شد.
.
زورگویی و دیکتاتوری چه بصورت مذهبی مثل ملاها چه بصورت پادشاهی مثل شاه سرمنشاء شون یکیه
استبداد سلطنتی یا استبداد دینی هر دو یار غار همن.
این دو قلوهای انگل وار همیشه در تاریخ ایران ازا جان و خون و روان ملت ایران ارتزاق کردن. هیچ وقت بدون خوشخدمتی شیخ، سلطنت شاه برقرار نبوده و برعکس.
برای همین راه و رسم شاه و شیخ همیشه مثل هم بوده:
یکی خود را ظلالله نامیده است، دیگری روحالله.
یکی سایه خدا بوده است، دیگری نماینده خدا با اختیار تام.
یکی تاج مرصع بر سر نهاده است، دیگری عمامه سیاه یا سفید.
یکی بهدنبال حکومت خودکامه بوده ، دیگری حکومت مطلقه
یکی (شاه) با توسل بهزور، حجاب از سر زنان و دختران ایرانی کشیده تا دیگری (شیخ)آن را با زور اجباری کنه
یکی با شبه مدرنیزاسیون و فرنگمآبی و بزک و دوزک به چپاول ایران پرداخته ، دیگری با ریش و نعلین و قوانین جزایی عهد عتیق.
یکی «حزب فقط رستاخیز» گفته است، دیگری «حزب فقط حزبالله».
در یکی شاه فوق قانون است، در دیگری ولیفقیه.
یکی مدعی «فره ایزدی» است، دیگری «امداد غیبی» و «ارتباط با خدا».
یکی میگوید: «چه فرمان ایزد، چه فرمان شاه»، دیگری میگوید: «اطاعت از ولی امر همان اطاعت از خداست»!
برای شکنجه و کشتار دگراندیشان و براندازان، یکی اداره جهنمی ساواک درست کرده است، دیگری وزارت اطلاعات و ساواما.
در محتوا و عملکرد و نه فرماسیون و شکل و شمایل، فرقی بین شاه و شیخ نیست.
هر دو دشمن خونین آزادی، دموکراسی، آبادانی و استقلال ایران، انتخاب دموکراتیک، حق تعیین سرنوشت به دست مردم و دیگر ارزشهای جامعه مدنی هستند.
کارنامه عملکرد آنان نسبت به اصیلترین جنبش آزادیخواهی ایران یعنی مشروطیت، در پیش روی ماست.
آنها بهرغم اختلاف فرماسیون در محتوا یکدیگر را کامل میکنند؛ و کردهاند.
برای اولین بار انقلاب دموکراتیک مردم ایران میخواهد این تسلسل شوم را در هم بشکند و قدرت را به جای دست به دست کردن در بین شیخ و شاه به مردم برگرداند و آنها را صاحب اختیار سرنوشت خویش سازد.
علمکردن ربع پهلوی در این بزنگاه تاریخی و «وکالت»! دادن به او از سوی انگشتشماری از صادراتیهای وزارت بدنام اطلاعات، کپیبرداری مضحک، ناشیانه از دوران زیر درخت سیبنشینی خمینی است؛ با این تفاوت فاحش که در آن دوران پیشتازان نبرد مسلحانه و رهبران نیروهای انقلابی در زندان بودند و انقلاب ایران از فقدان یک آلترناتیو دموکراتیک رنج میبرد.
در نبود رسانههای مردمی و اینترنت، بوق بدنام استعمار پیر میتوانست خمینی را در ماه بنشاند و حلوا حلوا کند.
اگر چه در این دوران هم رسانه های معلوم الحال، با پولهای کلان و هشتگسازیهای ارتش سایبری به وسط گود آمده تا یک قورباغهٔ کوتوله را رنگ کرده و به جای قناری قالب کند ولی تأثیر آن فقط در حد یک هیاهوی گذرا و یک شوخی رقتانگیز سیاسی است.
نبرد بیامان، نفسگیر و بیوقفهٔ چهلواندی ساله در هیأت یک مقاومت سازمانیافته جایی برای میوهچینان و فرصتطلبان باقی نگذاشته است.
دوران تعیین وکیل، وصی و قیم برای مردم ایران بهطور تاریخی سوخته است.
امروز قیامآفرینان جان بر کف در خیابانها به موازات سردادن شعار «مرگ بر خامنهای»، هر نوع ستمگری و استبداد را هدف قرار دادهاند. شعار «مرگ بر ستمگر/ چه شاه باشه چه رهبر»، تبلور چنین شعورمندی سیاسی و بلوغ مبارزاتی است.
آنها یکسویه پیشروی به سوی آیندهیی تابناک و عاری از شیخ و شاهسالاری را مد نظر قرار دادهاند.
هدف این انقلاب، یک جمهوری دموکراتیک با شاخص جدایی دین از دولت، برابری زن و مرد، حقوقبشر، حقوق ملیتها، آزادی بیان، آزادی احزاب، آزادی اجتماعات، آزادی مطبوعات و فضای مجازی است که در یک انتخابات آزاد با رأی اکثریت بر خرابههای استبداد بنا خواهد شد.
.
Telegram
attach 📎
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تشکیل سپاه دین توسط شاه خائن
🔴مسعود رجوی: سوختهجان از گزارشها و وضعیت زلزلهزدگان در خوی با همدردی و استدعا از هموطنان در سراسر ایران برای کمک رساندن به مردم بیپناه خوی در زلزله و برف و سرما بیپتـو و بـی نـان و سرپنـاه
#مسعود_رجوی
.
#مسعود_رجوی
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺خبر فوری-تهران
پنجشنبه 19 بهمن
فیلم رژه یگانهای مسلح کانونهای قهرمان شورشی سازمان مجاهدین خلق در تهران
.
پنجشنبه 19 بهمن
فیلم رژه یگانهای مسلح کانونهای قهرمان شورشی سازمان مجاهدین خلق در تهران
.
Forwarded from اتچ بات
🔴مردان خدا پردهی پندار دریدند
یعنی که به جز غیر خدا یار ندیدند
✍️ غلامرضا محمدی
🔸مهندس هاشم خواستار ضمن اینکه از یاد نمیرود بلکه در یاد و خاطرهها جادوانه میماند.
🔸او هم میتوانست مانند سایر مهاجران از دیار رفته مهاجرت کند و جان و جسم نازنین را حداقل آسوده نگه دارد و این همه انیس و مونس کند و زنجیر نگردد و گرفتار دست بند و پابند نشود و در محاصرهی امواج طوفان بی مهری وکم لطفی و موج ناملایمات نشود. ولی خیر و خیر زیرا خونی که در رگ و ریشه این بزرگ مردان است مهاجرت را نمیطلبد.
🔸این بزرگان متعلق به این آب و خاک هستند، مانند بعضی از گیاهان و درختان که متعلق به یک آب و هوای خاصی هستند، ریشهی خواستارها مختص آب وهوای ایران است؛ الا اینکه آب و خاک این مملکت آغشته به آفت و آلودگی باشد.
🔸چهرههای فراتر از زمان خود، روح و روانهایی که در مسیر انسانیت قرار گیرد، سریع به قله معرفت میرسند. عیار این آقایان مانند طلای ناب است که بیشترین عیار را دارند؛ طلای نابی که همه کس توان و ارزش آن را نمیداند.
🔸این بلند قامتان عرصه معرفت و شهامت و شجاعت و بی باکی نادر مردانی هستند که چون سرو تنومند جلوه نمایی میکنند. مردان با غیرت وبا عزت در طول تاریخ انگشت شمارند. آنهایی که پا در راه حق و حقیقت و نجات مردمی میگذارند وارد دشت بلا میشوند و وادی بلیات و مصیبت و دشواریها را با نشاط و شادابی سپری میکنند و با عطر و طراوت انسانیت سرمست و مجنون صفت جولان میدهند و خطوط آب طلای ناب صفحات زرین تاریخ مردم خود میشوند و برعکس بد خواهان و ظالمان و ستمگران و جباران، نام و یاد بد سرشتشان هر روز سر زبانها با نفرت و نفرین و تنفر و توهین و ناسزا جاری میشود.
🔸زمستان سپریمی شود و رو سیاهی به همان ذغال میماند!
🔸روبه صفتان زشت خویی که تا گلوگاه در نامردمی و دیو صفتی فرو رفتند و مستی مسند نشینی و شرینی کاذب دینوی عقل از سر آنها ربوده و تهی مغزانی که مشامشان مملو از بوی تعفن خون آشامی پر شده...
🔸بنده که خاک پای هاشم خواستار هم نیستم ولی هم سال هاشم هستم وسینه چاک مردم و به عشق مردم پا در وادی انقلاب و جبهه و جنگ نهادیم، غافل از اینکه گرفتار پیمان شکنان و بد عهدان شدیم و نامردان لامروت از پشت خنجر زدند و ما را که در مسیر عهد و اخوت و برابری و برادری و عدل و عدالت پیمان خدمت بسته بودیم، رها کردند و دست در دست دشمنان و بیگانگان و اجانب نهادند و آن هم از نادانی و بی ریشه بودن آنها بود که بزرگترین حامی خود که همان ملت شریف و نجیب است، از دست دادند و به فراموشی سپردند.
🔸اف بر این بی خردان نادان.
به امید رهایی همه زندانیان وآزادی ایران این مرز پر گهر و ارادت خالصانه خدمت خانواده محترم وقهرمان ملی وطن گرانبها جناب هاشم خواستار.
یعنی که به جز غیر خدا یار ندیدند
✍️ غلامرضا محمدی
🔸مهندس هاشم خواستار ضمن اینکه از یاد نمیرود بلکه در یاد و خاطرهها جادوانه میماند.
🔸او هم میتوانست مانند سایر مهاجران از دیار رفته مهاجرت کند و جان و جسم نازنین را حداقل آسوده نگه دارد و این همه انیس و مونس کند و زنجیر نگردد و گرفتار دست بند و پابند نشود و در محاصرهی امواج طوفان بی مهری وکم لطفی و موج ناملایمات نشود. ولی خیر و خیر زیرا خونی که در رگ و ریشه این بزرگ مردان است مهاجرت را نمیطلبد.
🔸این بزرگان متعلق به این آب و خاک هستند، مانند بعضی از گیاهان و درختان که متعلق به یک آب و هوای خاصی هستند، ریشهی خواستارها مختص آب وهوای ایران است؛ الا اینکه آب و خاک این مملکت آغشته به آفت و آلودگی باشد.
🔸چهرههای فراتر از زمان خود، روح و روانهایی که در مسیر انسانیت قرار گیرد، سریع به قله معرفت میرسند. عیار این آقایان مانند طلای ناب است که بیشترین عیار را دارند؛ طلای نابی که همه کس توان و ارزش آن را نمیداند.
🔸این بلند قامتان عرصه معرفت و شهامت و شجاعت و بی باکی نادر مردانی هستند که چون سرو تنومند جلوه نمایی میکنند. مردان با غیرت وبا عزت در طول تاریخ انگشت شمارند. آنهایی که پا در راه حق و حقیقت و نجات مردمی میگذارند وارد دشت بلا میشوند و وادی بلیات و مصیبت و دشواریها را با نشاط و شادابی سپری میکنند و با عطر و طراوت انسانیت سرمست و مجنون صفت جولان میدهند و خطوط آب طلای ناب صفحات زرین تاریخ مردم خود میشوند و برعکس بد خواهان و ظالمان و ستمگران و جباران، نام و یاد بد سرشتشان هر روز سر زبانها با نفرت و نفرین و تنفر و توهین و ناسزا جاری میشود.
🔸زمستان سپریمی شود و رو سیاهی به همان ذغال میماند!
🔸روبه صفتان زشت خویی که تا گلوگاه در نامردمی و دیو صفتی فرو رفتند و مستی مسند نشینی و شرینی کاذب دینوی عقل از سر آنها ربوده و تهی مغزانی که مشامشان مملو از بوی تعفن خون آشامی پر شده...
🔸بنده که خاک پای هاشم خواستار هم نیستم ولی هم سال هاشم هستم وسینه چاک مردم و به عشق مردم پا در وادی انقلاب و جبهه و جنگ نهادیم، غافل از اینکه گرفتار پیمان شکنان و بد عهدان شدیم و نامردان لامروت از پشت خنجر زدند و ما را که در مسیر عهد و اخوت و برابری و برادری و عدل و عدالت پیمان خدمت بسته بودیم، رها کردند و دست در دست دشمنان و بیگانگان و اجانب نهادند و آن هم از نادانی و بی ریشه بودن آنها بود که بزرگترین حامی خود که همان ملت شریف و نجیب است، از دست دادند و به فراموشی سپردند.
🔸اف بر این بی خردان نادان.
به امید رهایی همه زندانیان وآزادی ایران این مرز پر گهر و ارادت خالصانه خدمت خانواده محترم وقهرمان ملی وطن گرانبها جناب هاشم خواستار.
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کریم سجادی در ستایش خامنه ای و برگزار کننده جلسه رضا پهلوی
خامنه ای ، بچه شاه را اهرمی در جهت منحرف کردن و فرونشاندن قیام همواره استفاده میکنه
مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر
.
خامنه ای ، بچه شاه را اهرمی در جهت منحرف کردن و فرونشاندن قیام همواره استفاده میکنه
مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر
.
Forwarded from اتچ بات
🔴ویژگیهای ویروس سلطنت!
🔹در عالم بیولوژی اصلیترین دشمن هر سلول زندهای «ویروس» است که بهصورت انگلی وارد سلول میشود. ویروس خودش کارکرد و محتوای تکاملی ندارد و جزء موجودات «زنده» به حساب نمیآید چون غشای سلولی ندارد و نمیتواند متابولیسم انجام دهد و تنها وظیفهاش از دور خارج کردن سلول زنده است.
🔹ویروس کرونا: خامنهای در ابتدا، ورود ویروس به ایران را انکار کرد و پس از انتشار، آن را فرصت و نعمت خواند و در مقابل خطر قیام و سرنگونی با استراتژی کلان تلفات انسانی و حداقل نیم میلیون نفر دو سال برای رژیمش عمر خرید.
🔹ویروس سبز: در سال۸۸ مردم ایران از دعوای انتخابات و شکاف در بالای قدرت استفاده کرده و به خیابانها ریختند. جهتگیری اعتراضات در ابعاد میلیونی علیه تمامیت نظام ولایت فقیه بود ولی ویروس سبز «بیهزینگی» به جان جنبش افتاد و اجازه نداد جنبش به نتیجه نهایی و پیروزی بالغ شود
🔹ویروس سلطنت: از خطرناکترین ویروسهای مرحله کنونی، ویروس عفونی «سلطنت» است که مثل بقیه ویروسها خودش اصالت و حیات ندارد و دهها سال است که مرده است و جزء موجودات غیرزنده حساب میشود ولی تأثیر مخرب و ضدتکاملی خود را حفظ کرده و میتواند بهمحض ورود به یک جامعه، زندگی انگلی و بیماریزای خود را شروع کند.
🔸اگر حیات واقعی جامعه در سرنگونی قهرآمیز است این ویروس «خشونتپرهیزی» را به جامعه تزریق میکند.
🔸اگر مردم بنای یک جمهوری دموکراتیک نظر دارند این ویروس با تبلیغ سلطنت مقبور، فضای حسرت و بیعملی را ترویج میکند.
🔸اگر جوانان با سلاح آتش به اصلیترین مراکز سرکوب سپاه حمله میکنند این ویروس در پی جذب عناصر این قوای سرکوبگر است.
🔸اگر جوانان انقلابی، تشکیل «کانونهای شورشی» را درستترین راه سازماندهی میدانند این ویروس، فعالیتهای مجازی و بیهزینه و کمپینهای اینترنتی را تجویز و تبلیغ میکند...
✅خوشبختانه با توجه به قوی شدن بنیهٔ جامعه ایران پس از این همه سال رنج و شکنج و خونها، این ویروس، رسوا و ضعیف گشته ، لذا با تیزتر کردن مرزبندیها و با هوشیاری باید به زندگی انگلی ویروس سلطنت پایان داد و قیام دموکراتیک مردم ایران را با تأکید بر سلاح «آتش» و حداکثر تهاجم به مزدوران خامنهای، نسبت به این ویروس واکسینه کرد.
.
🔹در عالم بیولوژی اصلیترین دشمن هر سلول زندهای «ویروس» است که بهصورت انگلی وارد سلول میشود. ویروس خودش کارکرد و محتوای تکاملی ندارد و جزء موجودات «زنده» به حساب نمیآید چون غشای سلولی ندارد و نمیتواند متابولیسم انجام دهد و تنها وظیفهاش از دور خارج کردن سلول زنده است.
🔹ویروس کرونا: خامنهای در ابتدا، ورود ویروس به ایران را انکار کرد و پس از انتشار، آن را فرصت و نعمت خواند و در مقابل خطر قیام و سرنگونی با استراتژی کلان تلفات انسانی و حداقل نیم میلیون نفر دو سال برای رژیمش عمر خرید.
🔹ویروس سبز: در سال۸۸ مردم ایران از دعوای انتخابات و شکاف در بالای قدرت استفاده کرده و به خیابانها ریختند. جهتگیری اعتراضات در ابعاد میلیونی علیه تمامیت نظام ولایت فقیه بود ولی ویروس سبز «بیهزینگی» به جان جنبش افتاد و اجازه نداد جنبش به نتیجه نهایی و پیروزی بالغ شود
🔹ویروس سلطنت: از خطرناکترین ویروسهای مرحله کنونی، ویروس عفونی «سلطنت» است که مثل بقیه ویروسها خودش اصالت و حیات ندارد و دهها سال است که مرده است و جزء موجودات غیرزنده حساب میشود ولی تأثیر مخرب و ضدتکاملی خود را حفظ کرده و میتواند بهمحض ورود به یک جامعه، زندگی انگلی و بیماریزای خود را شروع کند.
🔸اگر حیات واقعی جامعه در سرنگونی قهرآمیز است این ویروس «خشونتپرهیزی» را به جامعه تزریق میکند.
🔸اگر مردم بنای یک جمهوری دموکراتیک نظر دارند این ویروس با تبلیغ سلطنت مقبور، فضای حسرت و بیعملی را ترویج میکند.
🔸اگر جوانان با سلاح آتش به اصلیترین مراکز سرکوب سپاه حمله میکنند این ویروس در پی جذب عناصر این قوای سرکوبگر است.
🔸اگر جوانان انقلابی، تشکیل «کانونهای شورشی» را درستترین راه سازماندهی میدانند این ویروس، فعالیتهای مجازی و بیهزینه و کمپینهای اینترنتی را تجویز و تبلیغ میکند...
✅خوشبختانه با توجه به قوی شدن بنیهٔ جامعه ایران پس از این همه سال رنج و شکنج و خونها، این ویروس، رسوا و ضعیف گشته ، لذا با تیزتر کردن مرزبندیها و با هوشیاری باید به زندگی انگلی ویروس سلطنت پایان داد و قیام دموکراتیک مردم ایران را با تأکید بر سلاح «آتش» و حداکثر تهاجم به مزدوران خامنهای، نسبت به این ویروس واکسینه کرد.
.
Telegram
attach 📎
Forwarded from قضاوت با شما
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷چه کسی از مسمومیت دانشآموزان سود میبرد؟
قضاوت با شما..
قضاوت با شما..
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسیح علینژاد کیه؟
Forwarded from اتچ بات
🔴 حمایت اکثریت کنگره آمریکا از خواست مردم ایران برای یک جمهوری دموکراتیک
🔻 قطعنامه ۱۰۰ در کنگره آمریکا به اکثریت رسید
🔻 حمایت ۲۲۳نمایندهٔ مردم آمریکا از خواست مردم ایران برای یک جمهوری دموکراتیک
🔻 حمایت از طرح ۱۰مادهای خانم مریم رجوی برای آینده ایران
🔻 اسامی نمایندگان امضاکننده در سایت رسمی کنگره آمریکا اعلام شد
🔻 در میان امضاکنندگان قطعنامه اسامی شماری از اعضای رهبری کنگره از هر دو حزب، رؤسای ۱۱کمیته از ۲۰کمیته کنگره و رؤسای ۶۰زیرکمیته و ۲۸تن اعضای کمیته خارجی به چشم میخورد
🔻 حمایت اکثریت مجلس نمایندگان آمریکا از یک قطعنامه در ۵۰روز اول کنگره کمسابقه است
🔻 قطعنامه تصریح میکند قیام کنونی که توسط زنان رهبری شده و «در صدها شهر در سراسر ایران ماهها ادامه داشته» است «ریشه در بیش از ۴دهه مقاومت سازمانیافته علیه دیکتاتوری ایران» دارد
🔻 قطعنامه ۱۰۰ تصریح میکند مردم ایران از آزادیهای اساسی خود محروم شدهاند و به همین دلیل دیکتاتوری سلطنتی و استبداد مذهبی را همچنانکه در شعارهای تظاهرات آنها مشهود است رد میکنند
🔻 قطعنامه نقض حقوقبشر در ایران علیه مخالفان از جمله قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷
و سرکوب تظاهرات سیاسی در سالهای ۱۳۷۸، ۱۳۸۸ و ۱۳۹۶ را محکوم میکند
🔻 قطعنامه بر گزارش ۱۳ژانویه ۲۰۲۲ سازمان ملل تأکید میکند که از جامعهٔ بینالمللی میخواهد رویدادهای نمادینی که در طولانیمدت با مصونیت دائمی مواجه بودهاند از جمله ناپدید شدنهای اجباری و اعدامهای فراقانونی و خودسرانه در سال ۱۳۶۷ و اعتراضات آبان ۱۳۹۸ را مورد حسابرسی قرار دهد
🔻 قتلعام هزاران زندانی سیاسی در سال ۱۹۸۸ (۱۳۶۷) بر اساس یک فتوا برای اعدام همه زندانیان سرموضع مقاومت ایران صورت گرفت متعاقباً کمیسیونهای مرگ در ۲۸تیر ۱۳۶۷ برای اجرای این فتوا تشکیل شدند که شامل رئیسجمهور کنونی رژیم ایران ابراهیم رئیسی یک مقام وزارت اطلاعات و یک دادستان حکومتی بودند
🔻 در ۳۰ژوئن ۲۰۱۸ (۹تیر ۱۳۹۷) دهها هزار نفر در پاریس در گردهمایی ایران آزاد شرکت داشته و از مدافعان یک جمهوری دموکراتیک بر اساس جدایی دین و دولت و یک ایران غیراتمی و طرح ۱۰مادهای خانم مریم رجوی برای آینده ایران حمایت کردهاند
🔻 بنابراین تصمیم گرفته شد که مجلس نمایندگان:
(۱) توطئهها و حملات تروریستی رژیم ایران در گذشته و حال علیه شهروندان و مقامات ایالات متحده و همچنین مخالفان ایرانی از جمله توطئه تروریستی علیه گردهمایی «ایران آزاد ۲۰۱۸ - آلترناتیو» در پاریس، را محکوم میکند
(۲) از ارگانهای ذیربط دولت ایالات متحده میخواهد تا با متحدان اروپایی شامل کشورهای بالکان منطقهای که رژیم ایران حضورش را در آن افزایش داده همکاری کنند. تا رژیم ایران را بهخاطر نقض امتیازات دیپلماتیک مورد حسابرسی قرار دهند و از این کشورها بخواهند که از فعالیتهای مخرب نمایندگیهای دیپلماتیک رژیم ایران با هدف بستن این مکانها و اخراج مأموران آنها جلوگیری کنند
(۳) در کنار مردم ایران که از حقوق خود برای آزادی علیه سرکوب بهصورت مشروع دفاع میکنند میایستد و کشتار وحشیانه تظاهرکنندگان توسط رژیم ایران را محکوم میکند
(۴) حق مردم ایران برای مبارزه در راستای برقراری یک جمهوری دموکراتیک بر اساس جدایی دین و دولت و یک ایران غیراتمی را بهرسمیت میشناسد
🔻 قطعنامه ۱۰۰ که نخستین بار در ۸فوریه، ۱۹بهمن ۱۴۰۱ توسط ۱۶۶تن از نمایندگان بهعنوان آورندگان اولیه بهثبت رسید خشم رژیم آخوندی را بهشدت برانگیخت
🔻 بلافاصله نمایندگان رسمی و غیررسمی رژیم شامل رئیسی جلاد و امیرعبداللهیان وزیر خارجه ولایت فقیه به همراه لابی رژیم نایاک و بقایای سلطنت در یک بسیج بیسابقه آورندگان قطعنامه را مورد تهاجم قرار دادند تا امضای خود را پس بگیرند و از پیوستن نمایندگان دیگر جلوگیری کنند
🔻 ماشین دروغپردازی رژیم آخوندی با همکاری بقایای ساواک و سلطنت مدفون با دهها هزار ایمیل و نامه ماشینی و مجعول و ترتیب دادن طومارهای ساختگی دفاتر نمایندگان را بمباران کردند اما نتوانستند حتی یک نماینده را متزلزل کنند بر عکس در فاصله کمتر از یک ماه تعداد امضاکنندگان قطعنامه اکثریت کنگره را پشت سرگذاشت.
🔻 قطعنامه ۱۰۰ در کنگره آمریکا به اکثریت رسید
🔻 حمایت ۲۲۳نمایندهٔ مردم آمریکا از خواست مردم ایران برای یک جمهوری دموکراتیک
🔻 حمایت از طرح ۱۰مادهای خانم مریم رجوی برای آینده ایران
🔻 اسامی نمایندگان امضاکننده در سایت رسمی کنگره آمریکا اعلام شد
🔻 در میان امضاکنندگان قطعنامه اسامی شماری از اعضای رهبری کنگره از هر دو حزب، رؤسای ۱۱کمیته از ۲۰کمیته کنگره و رؤسای ۶۰زیرکمیته و ۲۸تن اعضای کمیته خارجی به چشم میخورد
🔻 حمایت اکثریت مجلس نمایندگان آمریکا از یک قطعنامه در ۵۰روز اول کنگره کمسابقه است
🔻 قطعنامه تصریح میکند قیام کنونی که توسط زنان رهبری شده و «در صدها شهر در سراسر ایران ماهها ادامه داشته» است «ریشه در بیش از ۴دهه مقاومت سازمانیافته علیه دیکتاتوری ایران» دارد
🔻 قطعنامه ۱۰۰ تصریح میکند مردم ایران از آزادیهای اساسی خود محروم شدهاند و به همین دلیل دیکتاتوری سلطنتی و استبداد مذهبی را همچنانکه در شعارهای تظاهرات آنها مشهود است رد میکنند
🔻 قطعنامه نقض حقوقبشر در ایران علیه مخالفان از جمله قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷
و سرکوب تظاهرات سیاسی در سالهای ۱۳۷۸، ۱۳۸۸ و ۱۳۹۶ را محکوم میکند
🔻 قطعنامه بر گزارش ۱۳ژانویه ۲۰۲۲ سازمان ملل تأکید میکند که از جامعهٔ بینالمللی میخواهد رویدادهای نمادینی که در طولانیمدت با مصونیت دائمی مواجه بودهاند از جمله ناپدید شدنهای اجباری و اعدامهای فراقانونی و خودسرانه در سال ۱۳۶۷ و اعتراضات آبان ۱۳۹۸ را مورد حسابرسی قرار دهد
🔻 قتلعام هزاران زندانی سیاسی در سال ۱۹۸۸ (۱۳۶۷) بر اساس یک فتوا برای اعدام همه زندانیان سرموضع مقاومت ایران صورت گرفت متعاقباً کمیسیونهای مرگ در ۲۸تیر ۱۳۶۷ برای اجرای این فتوا تشکیل شدند که شامل رئیسجمهور کنونی رژیم ایران ابراهیم رئیسی یک مقام وزارت اطلاعات و یک دادستان حکومتی بودند
🔻 در ۳۰ژوئن ۲۰۱۸ (۹تیر ۱۳۹۷) دهها هزار نفر در پاریس در گردهمایی ایران آزاد شرکت داشته و از مدافعان یک جمهوری دموکراتیک بر اساس جدایی دین و دولت و یک ایران غیراتمی و طرح ۱۰مادهای خانم مریم رجوی برای آینده ایران حمایت کردهاند
🔻 بنابراین تصمیم گرفته شد که مجلس نمایندگان:
(۱) توطئهها و حملات تروریستی رژیم ایران در گذشته و حال علیه شهروندان و مقامات ایالات متحده و همچنین مخالفان ایرانی از جمله توطئه تروریستی علیه گردهمایی «ایران آزاد ۲۰۱۸ - آلترناتیو» در پاریس، را محکوم میکند
(۲) از ارگانهای ذیربط دولت ایالات متحده میخواهد تا با متحدان اروپایی شامل کشورهای بالکان منطقهای که رژیم ایران حضورش را در آن افزایش داده همکاری کنند. تا رژیم ایران را بهخاطر نقض امتیازات دیپلماتیک مورد حسابرسی قرار دهند و از این کشورها بخواهند که از فعالیتهای مخرب نمایندگیهای دیپلماتیک رژیم ایران با هدف بستن این مکانها و اخراج مأموران آنها جلوگیری کنند
(۳) در کنار مردم ایران که از حقوق خود برای آزادی علیه سرکوب بهصورت مشروع دفاع میکنند میایستد و کشتار وحشیانه تظاهرکنندگان توسط رژیم ایران را محکوم میکند
(۴) حق مردم ایران برای مبارزه در راستای برقراری یک جمهوری دموکراتیک بر اساس جدایی دین و دولت و یک ایران غیراتمی را بهرسمیت میشناسد
🔻 قطعنامه ۱۰۰ که نخستین بار در ۸فوریه، ۱۹بهمن ۱۴۰۱ توسط ۱۶۶تن از نمایندگان بهعنوان آورندگان اولیه بهثبت رسید خشم رژیم آخوندی را بهشدت برانگیخت
🔻 بلافاصله نمایندگان رسمی و غیررسمی رژیم شامل رئیسی جلاد و امیرعبداللهیان وزیر خارجه ولایت فقیه به همراه لابی رژیم نایاک و بقایای سلطنت در یک بسیج بیسابقه آورندگان قطعنامه را مورد تهاجم قرار دادند تا امضای خود را پس بگیرند و از پیوستن نمایندگان دیگر جلوگیری کنند
🔻 ماشین دروغپردازی رژیم آخوندی با همکاری بقایای ساواک و سلطنت مدفون با دهها هزار ایمیل و نامه ماشینی و مجعول و ترتیب دادن طومارهای ساختگی دفاتر نمایندگان را بمباران کردند اما نتوانستند حتی یک نماینده را متزلزل کنند بر عکس در فاصله کمتر از یک ماه تعداد امضاکنندگان قطعنامه اکثریت کنگره را پشت سرگذاشت.
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔶 اجلاس بزرگ واشنگتن:20اسفند 1401
دیکتاتوری سلطنتی به ایران بازنمیگردد
.
دیکتاتوری سلطنتی به ایران بازنمیگردد
.
Forwarded from معلمین دربند
🔴دموکرات های کوتوله
🔸ملت قهرمان ایران: بین رژیم و سازمان مجاهدین خلق، دریایی از خون قرار دارد و همه میدانند که بزرگترین دشمن رژیم سازمان مجاهدین خلق است، چرا که از سازماندهی آهنین برخوردار و بگفته و اقرار خود حاکمان ،انها در تمام شورش ها دست دارند،بالعکس نیروهای سلطنت طلب بسیار پراکنده و« سازمانده ای» نشده هستند.بنابراین حکومت تلاش میکند که مبارزین را به اردوگاه سلطنت طلب ها سوق داده و همینطور افراد نفوذی بسیاری نیز بداخل انها فرستاده تا ضمن حمایت از شاهزاده و فحاشی به رژیم، به سازمان مجاهدین خلق نیز فحش بدهند.یعنی بجای تضاد با جمهوری اسلامی، تضاد اصلی را با سازمان مجاهدین خلق بوجود بیاورند
✅@HashemKhastar
✍️مقاله ای از سید هاشم خواستار نماینده ی معلمان آزاده ی ایران سی تیر۱۳۹۸
👇👇👇👇👇👇👇
🔸ملت قهرمان ایران: بین رژیم و سازمان مجاهدین خلق، دریایی از خون قرار دارد و همه میدانند که بزرگترین دشمن رژیم سازمان مجاهدین خلق است، چرا که از سازماندهی آهنین برخوردار و بگفته و اقرار خود حاکمان ،انها در تمام شورش ها دست دارند،بالعکس نیروهای سلطنت طلب بسیار پراکنده و« سازمانده ای» نشده هستند.بنابراین حکومت تلاش میکند که مبارزین را به اردوگاه سلطنت طلب ها سوق داده و همینطور افراد نفوذی بسیاری نیز بداخل انها فرستاده تا ضمن حمایت از شاهزاده و فحاشی به رژیم، به سازمان مجاهدین خلق نیز فحش بدهند.یعنی بجای تضاد با جمهوری اسلامی، تضاد اصلی را با سازمان مجاهدین خلق بوجود بیاورند
✅@HashemKhastar
✍️مقاله ای از سید هاشم خواستار نماینده ی معلمان آزاده ی ایران سی تیر۱۳۹۸
👇👇👇👇👇👇👇
Forwarded from معلمین دربند
✍️مقاله ای از سید هاشم خواستار نماینده ی معلمان آزاده ی ایران سی تیر۱۳۹۸
🔴دموکرات های کوتوله
🔸ملت قهرمان ایران: بین رژیم و سازمان مجاهدین خلق، دریایی از خون قرار دارد و همه میدانند که بزرگترین دشمن رژیم سازمان مجاهدین خلق است، چرا که از سازماندهی آهنین برخوردار و بگفته و اقرار خود حاکمان ،انها در تمام شورش ها دست دارند،بالعکس نیروهای سلطنت طلب بسیار پراکنده و« سازمانده ای» نشده هستند.بنابراین حکومت تلاش میکند که مبارزین را به اردوگاه سلطنت طلب ها سوق داده و همینطور افراد نفوذی بسیاری نیز بداخل انها فرستاده تا ضمن حمایت از شاهزاده و فحاشی به رژیم، به سازمان مجاهدین خلق نیز فحش بدهند.یعنی بجای تضاد با جمهوری اسلامی، تضاد اصلی را با سازمان مجاهدین خلق بوجود بیاورند
✅@HashemKhastar
🔸هفته ی گذشته در گروه تلگرامی فرزانگان نوشته ی کوتاهی گذاشتم که یکی از اعضا نظرم را در باره ی سازمان مجاهدین خلق خواست.
به او جواب دادم که جبهه ی ملی،نهضت ازادی،حزب ملت ایران،جاما،حزب دموکرات کردستان،کومله، سازمان چریک های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق و...گل های رنگارنگی هستند که در حکومت آزاد آینده هر یک از انهاتوسط ملت آبیاری شود رشد و نمو و در صورت عدم آبیاری خشکیده خواهد شد.
چنان با فحاشی فردی بنام شیوا روبرو شدم که چنین فرد فحاشی را در عمرم ندیده بودم. او فحاشی میکرد و میگفت که چرا نام سازمان مجاهدین خلق را آورده ای ؟میگفت تو هاشم خواستار نیستی در حالیکه مطمئن بودم ،میداند که خودم هستم .
بعدا هم که به او شیرفهم کردم که خودم هستم فقط فحش میداد.اعضای گروه هم بیشتر از او حمایت می کردند. او من و بعدا همسرم که اصلا هیچگونه اظهار نظری نکرده بود را ریمو کرد، در حالیکه خودشان ما را بدون اطلاع عضو کرده بودند.
باتجزیه و تحلیل و تحقیقی که کردم متوجه شدم گروه فرزانگان توسط ارتش سایبری، برای شکار آزادیخواهان بوجود آمده است.پس گروه فرزانگان را در گروه حمایت از معلمین در بند معرفی و از همکاران خواستم که هوشیار باشند که این گروه توسط ارتش سایبری بوجود آمده است.
شیوا مجددا در خصوصی و این گروه با فحاشی، مغلطه میکرد که باعکس العمل تند همکاران رو برو شد. اما او باید ماموریتش را انجام می داد و فقط فحاشی میکرد. به او میگفتم آرام باش مگر تو را از فحش درست کرده اند، یک جمله بدون فحش بگو تا جوابت را منطقی بدهم ، به کتش نمی رفت و فقط فحش میداد . این داستان تلخ برای معرفی دموکرات های کوتوله است.
🔸دو گروه مبارز در مبارزه بر علیه حکومت استبدادی و دیکتاتوری نه تنها با هم نمی جنگند که حتی انتقاد از همدیگر را نیز در خفا و بدور از چشم دشمن مشترک انجام میدهند. مبارزین درون یک کشور، دشمن اصلی را از فرعی جدا میکنند تا با هم جنگ و دعوا نداشته باشند، چرا که جنگ و دعوا با یکدیگر به سود دیکتاتور تمام میشود. در اشغال کشور چین توسط ژاپن دو گروه ملی گرا و کمونیسم به رهبری چاینکاچک و مایو ، ابتدا باهم متحد شدند تا ژاپن را شکست دادند ، چون ژاپن دشمن اصلی ملت چین بود و سپس این دو گروه با هم جنگیدند که به پیروزی مایو منتهی شد. در جنگ جهانی دوم دو اردوگاه متضاد، یکی اردوگاه سوسیالیسم به رهبری شوروی و دیگری اردوگاه سرمایه داری به رهبری آمریکا با هم بر علیه اردوگاه فاشیسم به رهبری آلمان هیتلری متحد شدند که منجر به شکست اردوگاه فاشیسم شد و سپس باهم وارد جنگی شدند که به جنگ سرد معروف و تا فروپاشی شوروی تا سال ۱۹۹۲ ،یعنی نزدیک ۵۰ سال ادامه داشت.
🔸در این ۴۰ سال جمهوری اسلامی تمام احزاب و سازمان ها را با یک انگی از میدان خارج و نابود کرد تا نتوانند نفس کشند. جبهه ی ملی را مرتد و نهضت آزادی و حزب ملت ایران و جاما و...را لیبرال خواندند(در ابتدای انقلاب، لیبرال از هرفحشی بدتر بود.) سازمان چریکهای فدایی خلق و... را کافروسازمان مجاهدین خلق را منافق که بگفته ی آقای خمینی، منافقین از کفار هم بدترند.اما سازمان مجاهدین خلق با منافق خواندن از میدان بیرون نرفته و روز بروز هم قوی تر می شد. اقای دکتر مهدی خزعلی که از اردوگاه اصولگراها بیرون امده،افشا کرد که در همان ابتدای انقلاب در حزب جمهوری اسلامی نقشه کشیدند که با عملیات ایذایی و اذیت و آزار و کشتار اعضا ، سازمان مجاهدین خلق را وادار به مبارزه ی مسلحانه کرده تا بتوانند آنها را سرکوب کنند.
🔴دموکرات های کوتوله
🔸ملت قهرمان ایران: بین رژیم و سازمان مجاهدین خلق، دریایی از خون قرار دارد و همه میدانند که بزرگترین دشمن رژیم سازمان مجاهدین خلق است، چرا که از سازماندهی آهنین برخوردار و بگفته و اقرار خود حاکمان ،انها در تمام شورش ها دست دارند،بالعکس نیروهای سلطنت طلب بسیار پراکنده و« سازمانده ای» نشده هستند.بنابراین حکومت تلاش میکند که مبارزین را به اردوگاه سلطنت طلب ها سوق داده و همینطور افراد نفوذی بسیاری نیز بداخل انها فرستاده تا ضمن حمایت از شاهزاده و فحاشی به رژیم، به سازمان مجاهدین خلق نیز فحش بدهند.یعنی بجای تضاد با جمهوری اسلامی، تضاد اصلی را با سازمان مجاهدین خلق بوجود بیاورند
✅@HashemKhastar
🔸هفته ی گذشته در گروه تلگرامی فرزانگان نوشته ی کوتاهی گذاشتم که یکی از اعضا نظرم را در باره ی سازمان مجاهدین خلق خواست.
به او جواب دادم که جبهه ی ملی،نهضت ازادی،حزب ملت ایران،جاما،حزب دموکرات کردستان،کومله، سازمان چریک های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق و...گل های رنگارنگی هستند که در حکومت آزاد آینده هر یک از انهاتوسط ملت آبیاری شود رشد و نمو و در صورت عدم آبیاری خشکیده خواهد شد.
چنان با فحاشی فردی بنام شیوا روبرو شدم که چنین فرد فحاشی را در عمرم ندیده بودم. او فحاشی میکرد و میگفت که چرا نام سازمان مجاهدین خلق را آورده ای ؟میگفت تو هاشم خواستار نیستی در حالیکه مطمئن بودم ،میداند که خودم هستم .
بعدا هم که به او شیرفهم کردم که خودم هستم فقط فحش میداد.اعضای گروه هم بیشتر از او حمایت می کردند. او من و بعدا همسرم که اصلا هیچگونه اظهار نظری نکرده بود را ریمو کرد، در حالیکه خودشان ما را بدون اطلاع عضو کرده بودند.
باتجزیه و تحلیل و تحقیقی که کردم متوجه شدم گروه فرزانگان توسط ارتش سایبری، برای شکار آزادیخواهان بوجود آمده است.پس گروه فرزانگان را در گروه حمایت از معلمین در بند معرفی و از همکاران خواستم که هوشیار باشند که این گروه توسط ارتش سایبری بوجود آمده است.
شیوا مجددا در خصوصی و این گروه با فحاشی، مغلطه میکرد که باعکس العمل تند همکاران رو برو شد. اما او باید ماموریتش را انجام می داد و فقط فحاشی میکرد. به او میگفتم آرام باش مگر تو را از فحش درست کرده اند، یک جمله بدون فحش بگو تا جوابت را منطقی بدهم ، به کتش نمی رفت و فقط فحش میداد . این داستان تلخ برای معرفی دموکرات های کوتوله است.
🔸دو گروه مبارز در مبارزه بر علیه حکومت استبدادی و دیکتاتوری نه تنها با هم نمی جنگند که حتی انتقاد از همدیگر را نیز در خفا و بدور از چشم دشمن مشترک انجام میدهند. مبارزین درون یک کشور، دشمن اصلی را از فرعی جدا میکنند تا با هم جنگ و دعوا نداشته باشند، چرا که جنگ و دعوا با یکدیگر به سود دیکتاتور تمام میشود. در اشغال کشور چین توسط ژاپن دو گروه ملی گرا و کمونیسم به رهبری چاینکاچک و مایو ، ابتدا باهم متحد شدند تا ژاپن را شکست دادند ، چون ژاپن دشمن اصلی ملت چین بود و سپس این دو گروه با هم جنگیدند که به پیروزی مایو منتهی شد. در جنگ جهانی دوم دو اردوگاه متضاد، یکی اردوگاه سوسیالیسم به رهبری شوروی و دیگری اردوگاه سرمایه داری به رهبری آمریکا با هم بر علیه اردوگاه فاشیسم به رهبری آلمان هیتلری متحد شدند که منجر به شکست اردوگاه فاشیسم شد و سپس باهم وارد جنگی شدند که به جنگ سرد معروف و تا فروپاشی شوروی تا سال ۱۹۹۲ ،یعنی نزدیک ۵۰ سال ادامه داشت.
🔸در این ۴۰ سال جمهوری اسلامی تمام احزاب و سازمان ها را با یک انگی از میدان خارج و نابود کرد تا نتوانند نفس کشند. جبهه ی ملی را مرتد و نهضت آزادی و حزب ملت ایران و جاما و...را لیبرال خواندند(در ابتدای انقلاب، لیبرال از هرفحشی بدتر بود.) سازمان چریکهای فدایی خلق و... را کافروسازمان مجاهدین خلق را منافق که بگفته ی آقای خمینی، منافقین از کفار هم بدترند.اما سازمان مجاهدین خلق با منافق خواندن از میدان بیرون نرفته و روز بروز هم قوی تر می شد. اقای دکتر مهدی خزعلی که از اردوگاه اصولگراها بیرون امده،افشا کرد که در همان ابتدای انقلاب در حزب جمهوری اسلامی نقشه کشیدند که با عملیات ایذایی و اذیت و آزار و کشتار اعضا ، سازمان مجاهدین خلق را وادار به مبارزه ی مسلحانه کرده تا بتوانند آنها را سرکوب کنند.