davodabadi
1.36K members
2.16K photos
69 videos
37 files
993 links
Hamid davodabadi
تماس با داودآبادی
@davodabadi61
Download Telegram
to view and join the conversation
چه کسی ماسک مرا برداشت؟!
چه کودک نازی.
هرروز صبح،مادرش تکه ای نان وپنیر درکیفش میگذاشت وراهی مدرسه میکرد.پسرک ناز،کنارهمکلاسانش درس خواند.
 
وقتی معلم پرسید:
-دوست دارید در آینده چه کاره شوید؟
باافتخار نوشت:
-من دوست دارم درآینده دکتر شوم تا به مردم کشورم خدمت کنم.
 
پدر،بادستان پینه بسته،با هرآنچه داشت ونداشت،لوازم مدرسه را میخرید.به این امیدکه فرزندش دکتر شود.
اوهمواره باخود می اندیشید که سرانجام روزی زحمات پدرومادرم راجبران خواهم کرد.
 
جلوی چشمان مشتاق ولی نگران پدرومادر بزرگ شد.همکلاسی هایش هرکدام کاره ای شدند،ولی از مدرسه آنها،فقط او دکتر شد.
 
دکتر شد،مطب زد ومردم رادرمان میکرد.
خودش همیشه معترف بود که شامه ای قوی دارد و داشت.
از اینجا بوکشید در ووهان چین چه خبر است و فردا چه خواهد شد!
 
و سرانجام ماسک از چهره برداشت.
مردم، ستپاچه و گران، ربدر داروخانه به داروخانه به دنبال ماسک برای پدرومادر پیر و فرزند کوچک خود می شتند تا از ضطراب آنها کم کنند که برعکس، سترسشان بیشتر شد که مگر قحطی ماسک آمده؟!
 
چه کسی ماسک مرا برداشته است؟!
چه کسی ماسکهای80میلیون نفر رابرداشته است؟
 
کرونا خفه میکند و اوفقط میبیند.
مطب راتعطیل میکند.
زمان جنگ نیست که!
او نه تنها ماسکش را برنمیدارد تابه صورت هموطنش بزند،که یک تنه میلیونها ماسک ازیک ملت می رباید.
 
فردااگر آنکه ماسک ملت را برداشت واحتکار کرد و به طمع دلار خواست که بفرستد آنور آب،اعدام شود،صدای حقوق بشر درمی آید که واویلا...
 
یکی میگفت:
ویروس کرونا به او تزریق کنند وبگذارندبماند تا...
باخود اندیشییدم:
نه اصلا.ویروس کرونا دربرابر چنین زالوصفتی شرف دارد.
 
دوستان او،هزاران دکتر باشرف وغیرتمند،پرستاران زحمتکش،شبانه روز درپی درمان هموطنان خودهستند. برخی ازآنان،کرونایی میشوند، و ازاین درد جان میسپارند و شهید راه دفاع ازسلامت میشوند.
 
فرداتاریخ درباره او چه خواهدنوشت؟
درباره دکترهای دیگر چه خواهد نوشت؟
ویروسی آمد،دکترها وپرستاران وخدمتگذارانی جوانمردانه ایستادند،مبارزه کردند و جان خویش فداکردند.
 
یکی هم پیداشد که بی غیرت،بی شرف،بی...میلیونها ماسک ملت را برداشت.
که نه.به یکباره ماسک ازچهره خودبرداشت.
 
فرداکسی تصویر او را در قاب خاتم،بر دیوار نمی کوبد.
 هیچ جای شهر بنر بزرگ او را به عنوان الگوی جوانمردی و غیرتمندی و دلاوری نصب نخواهند کرد.
 
خانواده و دوستانش به او چه لقبی می دهند؟
خادم یا خائن؟!
 
فاصله خدمت تاخیانت،فقط به یک ماسک بسته است
مهم این است کی و چگونه ماسک را برداری.
 
او باآنکه شامه خوبی داشت،هیچوقت نتوانست آینده منحوس خود رااستشمام کند.
اللهم اجعل عواقب امورناخیرا

شنیدم گفتند: او اصلا دکتر نبوده!
خدا کند!

خاک پای پزشکان،پرستاران،کادرپزشکی همه خادمان
حمید داودآبادی
20 اسفند 1398
@hdavodabadi
 
https://t.me/davodabadipic/1018
کاسبی با نام #حاج_احمد_متوسلیان !
چندی پیش، در یکی از نهادهای مهم، جلسه ای بود. یکی از حضرات معظم که نام و نان جنگ را ابتیاع فرموده و از جایگاهی مثلا به خیال خودش بالا برخوردار شده، با قاطعیت اعلام کرد: "هدف داودآبادی از ادعاهای اخیرش، کسب منافع مادی است و او دارد با پرونده حاج احمد کاسبی می کند و تا امروز مبالغ زیادی جلب کرده است!" .
بسم الله
اگر 25 سال تحقیق دلسوزانه بسیجی بر روی این پرونده ریالی داشت، مال تو.
نه درجه ای گرفتم، نه با نان حاج احمد سردار شدم.
نه با نام حاج احمد مسئولیت های بالا گرفتم.
نه به بهانه حاج احمد فرزندانم آقازاده شدند و رانت و تحصیل خارج و شرکت و کاسبی و ... کسب کردند.

از کجا معلوم؟
شاید برخی افراد که با اطلاع دقیق و کامل درباره سرنوشت حاج احمد، همچنان بر اسارت او به دست دشمنان حقیر و ضعیفی چون فالانژها تاکید دارند و او ر ا اسیر و خفته در کنج زندان می پسندند، همانان باشند که:
.
وقتی حاج احمد دستور داد برای ماموریتی مهم نظامی برود، ترسید و نرفت.
حاج احمد سرش داد زد و او را بزدل خطاب کرد و گفت که برگردد عقب جبهه پیش پدر و مادرش!

یا همان که سال ها مسئولیت های بسیار مهم در ایران و لبنان داشتند، ولی حتی لحظه ا ی درباره حاج احمد فکر نکردند، چه برسد به پیگیری!

یا همواره نشانی غلط می دهند تا کسی به خودشان گیر ندهد که:
داد نزن. شعار نده. تکذیب نکن. تهمت نزن.
دروغ نگو بچه مسلمان.
شما در این 37 سال، چند قدم برای تعیین سرنوشت حاج احمد متوسلیان، سیدمحسن موسوی، تقی رستگار و کاظم اخوان برداشته اید؟

37 سال اسارت و شکنجه و بازجویی و ...؟!
مگر عاقبتی شیرینتر و بالاتر از شهادت بر اثر مقاومت دلیرانه در برابر دشمنان، برای حاج احمد متوسلیان می توان انتظار داشت؟! اگر شما از شهادت می هراسیدید و می گریزید و به اسارت تن می دادید، که به اسارت دنیایی امروز تن داده اید! امری است دیگر!
ولی حاج احمد ...
سرنوشت آن دلیرمرد را به دنیای خودتان گره 
نزنید. @hamiddavodabadi

🆔 @hdavodabadi
🛑 سخنان مهم مقام معظم رهبری درباره اعزام نیرو به سوریه و لبنان در خرداد سال ۶۱ و یاد کردن از #حاج_احمد_متوسلیان بعنوان #شهید

"در قضیّه‌ى حرکت به سوریه براى جنگیدن با رژیم اشغالگر قدس که خوشحال بودند جوان هاى ما - دو نفرشان هم پیش من آمدند که هر دو الان جزو شهداى عالى‌مقام ما هستند - که می خواهند بروند بجنگند.
امام مطّلع نبودند؛ بعد که مطّلع شدند، گفتند که راه مبارزه‌ى با اسرائیل از عراق می گذرد؛ جلوى آن را گرفتند و آنهایى که رفته بودند برگشتند.
ببینید؛ این، فهمیدن اولویّت ها است، شناختن اولویّت ها است. امام راه را، جهت را نشان می داد."

بیانات در دیدار اعضاى مجمع عالى بسیج مستضعفین
پنجشنبه 6/9/1393

#شهید #حاج_احمد_متوسلیان

🆔 @hdavodabadi

منبع :
بیانات در دیدار اعضاى مجمع عالى بسیج مستضعفین
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=28344
‍ استاد!
کی میخواهی یاد بگیری
که آدم ها ی این دنیا
در مراسم تجلیل از شخص خودشان
فقط دلشان غنج میرود برای خودشان
و غش و ضعف میکنند از اینهمه سوت و کف و بنر و تبلیغ و تجلیل و مدح و ثنا !؟؟؟
استاد من!
کی میخواهی رسم زیستن در این دنیا را یاد بگیری؟
ببین چقددددر تنهایی!
ببین هیچکس دورت نیست!
ببین تا حرف حسابت را میشنوند چنان درمیروند که دیگر ردی هم ازشان نمی ماند؟
@davodabadi61
منِ شاگرد
به شما استاد بزرگوار باید اینهارا یاد بدهم؟! که اینهمه سال عکس شهدا را منتشر کردی و سوختی ، حداقل در یکساعت جلسه یادبود خودت دیگر از خودت بگو!اینجا جای حدیث‌نفس است
اینجا خودخواهی و خودگویی آزاد است
عادت داریم کسی ملامتت نمی کند اینجا هرکس پشت آن تریبون هیجان انگیز فقط از خودش و خودش و خودش حرف میزند
آخر استاد !
منِ شاگرد باید به شما یاد بدهم که اینجا دنیای مادی و فانی است؟
چرا به مقتضیات زمانه ات توجه نمی کنی استاد؟!
چرا وقتی همه گوش تیز کرده اند و دوربین ها روی صورتت قفل شده اند
هم
از
غربت
#حاج_احمد_متوسلیان می گویی؟

از خودت بگو
مثل بعضی اعضا خانواده فلان مفقودالاثر
که با مفقود بودن برادرش آبروگرفته
مثل همانهایی که #شهادت حاج احمد برایشان بودجه و امتیاز ندارد ، اما اسارتش دارد

استاد عزیز
یاد بگیر
اینها را که من نباید به شما یاد بدهم
من شاگردی شما را می کنم
اما یادبگیر اینجا دنیاست
نان را به نرخ روز میخورند
چرا یاد نمیگیری!
همان بهتر که بروی پیش رفقای شهیدت
آنوقت من برایت مراسم تجلیلی میگیرم که دیگر نباشی که بروی پشت تریبون وبجای خودت از حاج احمد بگویی
قول می دهم در مراسم تجلیلت فقط
از خود خود خودت بگویم!

#کمترین_شاگردِ_بزرگترین_استاد
#عاطفه_پورحکیمی


🆔 @hdavodabadi
مصطفی صمدی همرزم و دوست قدیمی کرونایی رفت!
شهید که نشدیم٫ کرونایی می شویم
https://t.me/davodabadipic/1050
حفظ جان در اسلام واحب است
اول خرداد ۱۳۶۱ در منطقه شلمچه نزدیک خرمشهر پشت خاکریز نشسته بودیم و منتظر تا از میدان مین رد شویم.
نوجوالنی را دیدم که هراسان به دنبال سنکری برای پناه گرفتن می گشت. با تمسخر بهش گفتم:
چیه ترسیدی؟ در. عقبه که بودیم در قنوت نماز گریه می کردی و اللهم ارزقنی توفیق شهادت فی سبیلک می گفتی، حالا اینحا از ترس داری دنبال سوراخ موش میگردی که قایم شوی؟!

جوانک ارام و خونسرد جلو امد انگشتش را جلوی صورت گرفت و زیر انهمه اتش و انفجار گفت:
هیسسسسسس حفظ جون در اسلام واجبه، اگر الکی تیر و ترکش بخوری که شهید نیستی!

رنگم پرید. تنم لرزید.عحب نکته مهمی گفت. سریع رفتم و‌جانپناهی . برای خودم پیدا کردم تا الکی شهید نشوم!

دقایقی بعد وقتی گفتند چندنفر باید به عنوان پیشمرگ‌در میدان مین غلت بزنند تا راه را برای بقیه باز کنند، همان جوانک از جا پرید، یا حسین ع گفت و به قلب میدالن مین زد. بدن نحیفش روی مین افتاد و منفجر شد!

در این ماه محرم، با توجه به تاکیدات امام و ولی خویش،. مراقب باشیم حداقل مثل ان نوجوان به اوامر ولی خویش عامل باشیم نه پیزو هوس و سلیقه و خواست نفسانی خود!
حمید داودابادی
۱۹ مرداد ۱۳۹۹
از این به بعد
کلیه نوشته هایم
در اینستاگرام
فقط در این صفحه
منتشر می شود

@hamiddavodabadi

https://t.me/davodabadipic/1053