مدرسه فيلمسازي و بازیگری هيلاج
Photo
@hilaj
.
آموزش آنلاين فیلمبرداری
(مبتدی، میانی، پیشرفته)
مدرس: مسعود امینی تیرانی
هر دوره: ١٢ جلسه يك و نيم ساعته ٣ روز در هفته
جلسه پرسش و پاسخ
.
ثبت نام از طريق
www.hilajonline.ir
و
تماس با شماره تلفنهاي ٨٨٥١٨٥١٥ و ٨٨٥١٩٣٨٣ و ٠٩٣٦١٥٠٦١٥٥
.
توضيحات اين دوره آموزشي:
دوره ی آنلاین فیلمبرداری، شامل سه دوره مبتدی، میانی و پیشرفته است. طول هر دوره، یک ماه است. در این دوره که بر اساس گفتگو و توضیح تجربیات موفق فیلمبرداری طراحی شده، هنرجویان با مبانی نظری و عملی فیلمبرداری آشنا می شوند. تاکید اصلی دوره بر مرور تجربه ها، بررسی و بازسازی مجدد نمونه های موفق فیلمبرداری است و هنرجویان موظف به انجام تمریناتی عملی خواهند بود که به آنها توانایی فیلمبرداری خواهد داد. تمرین ها بر پایه ی استفاده از دوربین موبایل و دوربین های DSLR و در فضاهای کوچک و قابل دسترس طراحی شده است. در طول دوره از حضور استادان و فیلمبرداران مهمان به خصوص در بخش تصحیح رنگ نیز استفاده شده و جلسات پرسش و پاسخ علاوه بر زمان کلاس برگزار خواهد شد.
.
سر فصل های درس هایی که ارائه می شود عبارتند از:
قبل از شروع فیلمبرداری چه چیزهایی باید بدانیم ؟
چه چیزی از دوربین ها باید بدانیم ؟
شناخت لنزها ، تنوع و کاربرد آنها
نور ، نورسنجی و کنترل نور
رنگ ، طراحی و کنترل رنگ در فیلمبرداری
ترکیب بندی از کجا آغاز می شود؟
نورپردازی ، الگوهای ساده و پیچیده
تجربه های زمان فیلمبرداری
طراحی مدل و الگوی فیلمبرداری
بررسی و تحلیل نمونه فیلم های انتخاب شده
کار با دوربین های مختلف
تصحیح رنگ
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #مسعود_امینی_تیرانی #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری #فیلمبرداری #تصویربرداری #کارگاه_آنلاین
.
@hilaj
.
آموزش آنلاين فیلمبرداری
(مبتدی، میانی، پیشرفته)
مدرس: مسعود امینی تیرانی
هر دوره: ١٢ جلسه يك و نيم ساعته ٣ روز در هفته
جلسه پرسش و پاسخ
.
ثبت نام از طريق
www.hilajonline.ir
و
تماس با شماره تلفنهاي ٨٨٥١٨٥١٥ و ٨٨٥١٩٣٨٣ و ٠٩٣٦١٥٠٦١٥٥
.
توضيحات اين دوره آموزشي:
دوره ی آنلاین فیلمبرداری، شامل سه دوره مبتدی، میانی و پیشرفته است. طول هر دوره، یک ماه است. در این دوره که بر اساس گفتگو و توضیح تجربیات موفق فیلمبرداری طراحی شده، هنرجویان با مبانی نظری و عملی فیلمبرداری آشنا می شوند. تاکید اصلی دوره بر مرور تجربه ها، بررسی و بازسازی مجدد نمونه های موفق فیلمبرداری است و هنرجویان موظف به انجام تمریناتی عملی خواهند بود که به آنها توانایی فیلمبرداری خواهد داد. تمرین ها بر پایه ی استفاده از دوربین موبایل و دوربین های DSLR و در فضاهای کوچک و قابل دسترس طراحی شده است. در طول دوره از حضور استادان و فیلمبرداران مهمان به خصوص در بخش تصحیح رنگ نیز استفاده شده و جلسات پرسش و پاسخ علاوه بر زمان کلاس برگزار خواهد شد.
.
سر فصل های درس هایی که ارائه می شود عبارتند از:
قبل از شروع فیلمبرداری چه چیزهایی باید بدانیم ؟
چه چیزی از دوربین ها باید بدانیم ؟
شناخت لنزها ، تنوع و کاربرد آنها
نور ، نورسنجی و کنترل نور
رنگ ، طراحی و کنترل رنگ در فیلمبرداری
ترکیب بندی از کجا آغاز می شود؟
نورپردازی ، الگوهای ساده و پیچیده
تجربه های زمان فیلمبرداری
طراحی مدل و الگوی فیلمبرداری
بررسی و تحلیل نمونه فیلم های انتخاب شده
کار با دوربین های مختلف
تصحیح رنگ
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #مسعود_امینی_تیرانی #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری #فیلمبرداری #تصویربرداری #کارگاه_آنلاین
.
@hilaj
مدرسه فيلمسازي و بازیگری هيلاج
50 فیلم کوتاه برجسته تاریخ سینما که هر فیلمسازی باید ببیند... 3-ریش تراشی بزرگ @Hilaj
@hilaj
.
#فيلم_کوتاه_خوب_ببينيم
.
ريش تراشي بزرگ (The Big Shave)
محصول سال ۱۹67 آمریکا و به کارگردانی مارتین اسکورسیزی.
ژانر:درام/وحشت، مدت: 6 دقیقه
این فیلم که می توان گفت در میان تمامی فیلم های کوتاه اسکورسیزی،تکان دهنده ترین و به یادماندنی ترینشان است و مؤلفه های اصلی سینمای اسکورسیزی را می توان در آن یافت در دوره ي بسيار مهمي ساخته شد. دوران نسل جوان طغیانگر در برابر سرکوبهای نسل قبل از خود،جنبش مي 1968،گروه هاي موسيقي ساختار شكن مثل بيتلز و پينك فلويد،سينماي غني دهه هفتاد و در نهایت جنگ ویتنام. دوره، دوره ي اعتراض بود.ريش تراشي بزرگ نیز عصيانگري و خشم شديد و غير قابل مهاري را در خود دارد.خود اسكورسيزي گفته: "اين فيلم اشاره اي است به جنگ ويتنام". فیلم کنایه ای از مداخله آمریکا درجنگ ویتنام است و نام دیگر فیلم نیز به همین علت ویتنام 67 بود.
طبق تقسيم بندي هاي موجود، مي توان گفت ريش تراشي بزرگ در دسته ي فيلم هاي تداعي گر جاي مي گيرد(فرم تداعی گر، از طریق مجاورت تصاویر نه چندان مربوط به هم، احساس یا مفهوم متفاوتی را که در ظاهر فیلم وجود ندارد به بیننده منتقل می کند، یعنی ذهن او را به مفاهیم خارج از فیلم ارجاع می دهد.در واقع فیلمساز بین چیزهای نامشابه، تداعی ایجاد می کند.) بسیاری از منتقدان فیلم ، روند خودتخریبی مرد جوان را استعاره ای برای درگیری خود مخرب ایالات متحده در جنگ ویتنام، همچون نام پرمفهوم این فیلم تفسیر كرده اند. فيلم در پي روايت يك داستان خاص نيست. به دنبال نشان دادن مصائب ريش تراشي و انتقال كامل افكار خالق اثر به بيننده هم نيست. تلاش فيلم براي القاء حس تشويش، اضطراب و پوچي است و با نمادگرايي هاي خودش: حمام و کلیه ی جزییات آن که ظاهرا ابزار تطهیرند (به عنوان نمادي از ويتنام) ، مرد جوان (نشانه اي از آمريكا که گلوی خودش را میبرد) و صفحه ي سفيد دستشويي و آب به همين مسأله مي پردازد. فيلم با نماهايي از دستشويي سفيد و تميز و تأكيد بر جزییات آن شروع می شود. صحنه اي كه مرد جوان، پيراهن سفيدش را از تن خارج مي كند، از سه نماي مختلف نشان داده مي شود، همچون تاکیدی بر دور کردن آخرین نشانه های پاکی به دست خویش و ورود به نبردی خونین. نماهاي بسته از صورت و گردن مرد جوان، باعث مي شود بيش ازتوجه به مرد و هویتش، با اضطراب به زخم هايي دقت كنيم كه روي صورت او ايجاد مي شود و خوني كه از گردنش سرازير مي شود تا در انتها بدن وی را در بربگیرد.
اين فيلم در واقع آغاز همان مسيري است كه بعدها با راننده تاكسي و گاو خشمگين به كمال رسيد. خودويرانگري و خشونت پوچ و بيهوده اي كه در اين فيلم جاري است، بعدها به درون مايه ي مهم ترين فيلم هاي اسكورسيزي تبديل شد. موسیقی فیلم "من نمی توانم شروع کنم" ساخته بانی بریگان است که در سال 1937 ضبط شده است. این فیلم در دانشکده هنر Tisch در دانشگاه نیویورک برای یک کلاس تولید فیلم به نام "فیلم دیداری و دیدنی" تولید شده است.
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری #پنجاه_فیلم_کوتاه #کارگردان #جشنواره #کارگردانی #فیلمسازی #بازیگری #فیلم_کوتاه #ریش_تراشی_بزرگ
.
@hilaj
.
#فيلم_کوتاه_خوب_ببينيم
.
ريش تراشي بزرگ (The Big Shave)
محصول سال ۱۹67 آمریکا و به کارگردانی مارتین اسکورسیزی.
ژانر:درام/وحشت، مدت: 6 دقیقه
این فیلم که می توان گفت در میان تمامی فیلم های کوتاه اسکورسیزی،تکان دهنده ترین و به یادماندنی ترینشان است و مؤلفه های اصلی سینمای اسکورسیزی را می توان در آن یافت در دوره ي بسيار مهمي ساخته شد. دوران نسل جوان طغیانگر در برابر سرکوبهای نسل قبل از خود،جنبش مي 1968،گروه هاي موسيقي ساختار شكن مثل بيتلز و پينك فلويد،سينماي غني دهه هفتاد و در نهایت جنگ ویتنام. دوره، دوره ي اعتراض بود.ريش تراشي بزرگ نیز عصيانگري و خشم شديد و غير قابل مهاري را در خود دارد.خود اسكورسيزي گفته: "اين فيلم اشاره اي است به جنگ ويتنام". فیلم کنایه ای از مداخله آمریکا درجنگ ویتنام است و نام دیگر فیلم نیز به همین علت ویتنام 67 بود.
طبق تقسيم بندي هاي موجود، مي توان گفت ريش تراشي بزرگ در دسته ي فيلم هاي تداعي گر جاي مي گيرد(فرم تداعی گر، از طریق مجاورت تصاویر نه چندان مربوط به هم، احساس یا مفهوم متفاوتی را که در ظاهر فیلم وجود ندارد به بیننده منتقل می کند، یعنی ذهن او را به مفاهیم خارج از فیلم ارجاع می دهد.در واقع فیلمساز بین چیزهای نامشابه، تداعی ایجاد می کند.) بسیاری از منتقدان فیلم ، روند خودتخریبی مرد جوان را استعاره ای برای درگیری خود مخرب ایالات متحده در جنگ ویتنام، همچون نام پرمفهوم این فیلم تفسیر كرده اند. فيلم در پي روايت يك داستان خاص نيست. به دنبال نشان دادن مصائب ريش تراشي و انتقال كامل افكار خالق اثر به بيننده هم نيست. تلاش فيلم براي القاء حس تشويش، اضطراب و پوچي است و با نمادگرايي هاي خودش: حمام و کلیه ی جزییات آن که ظاهرا ابزار تطهیرند (به عنوان نمادي از ويتنام) ، مرد جوان (نشانه اي از آمريكا که گلوی خودش را میبرد) و صفحه ي سفيد دستشويي و آب به همين مسأله مي پردازد. فيلم با نماهايي از دستشويي سفيد و تميز و تأكيد بر جزییات آن شروع می شود. صحنه اي كه مرد جوان، پيراهن سفيدش را از تن خارج مي كند، از سه نماي مختلف نشان داده مي شود، همچون تاکیدی بر دور کردن آخرین نشانه های پاکی به دست خویش و ورود به نبردی خونین. نماهاي بسته از صورت و گردن مرد جوان، باعث مي شود بيش ازتوجه به مرد و هویتش، با اضطراب به زخم هايي دقت كنيم كه روي صورت او ايجاد مي شود و خوني كه از گردنش سرازير مي شود تا در انتها بدن وی را در بربگیرد.
اين فيلم در واقع آغاز همان مسيري است كه بعدها با راننده تاكسي و گاو خشمگين به كمال رسيد. خودويرانگري و خشونت پوچ و بيهوده اي كه در اين فيلم جاري است، بعدها به درون مايه ي مهم ترين فيلم هاي اسكورسيزي تبديل شد. موسیقی فیلم "من نمی توانم شروع کنم" ساخته بانی بریگان است که در سال 1937 ضبط شده است. این فیلم در دانشکده هنر Tisch در دانشگاه نیویورک برای یک کلاس تولید فیلم به نام "فیلم دیداری و دیدنی" تولید شده است.
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری #پنجاه_فیلم_کوتاه #کارگردان #جشنواره #کارگردانی #فیلمسازی #بازیگری #فیلم_کوتاه #ریش_تراشی_بزرگ
.
@hilaj
مدرسه فيلمسازي و بازیگری هيلاج
Photo
@hilaj
.
آموزش آنلاين کارگردانی سینما
(٣ دوره مبتدي، مياني، پيشرفته)
مدرس: اميرشهاب رضويان
هر دوره: ١٢ جلسه يك و نيم ساعته ٣ روز در هفته
جلسه پرسش و پاسخ
.
ثبت نام از طريق
www.hilajonline.ir
و
تماس با شماره تلفنهاي ٨٨٥١٨٥١٥ و ٨٨٥١٩٣٨٣ و ٠٩٣٦١٥٠٦١٥٥
توضيحات اين دوره آموزشي:
دورهی آنلاین کارگردانی سینما، شامل ٣ دوره مبتدي، مياني و پيشرفته است.
در این دوره ها همزمان با تدریس مبانی تئوریک فیلمسازی، هنرجویان موظف به انجام تمرینهایی هستند که به صورت عملی با کارگردانی سینما آشنا شوند، سر فصل های درس هایی که ارائه می شود عبارتند از:
گزيده اي از تاریخ سینما
چگونگی شکل گرفتن حرفه ی کارگردانی سینما به عنوان یک امر فنی
انواع نماهای سینمایی
سكانس، صحنه
انواع کات سینمایی
مچ کات
کات اوی
آشنایی با خط فرضی
انواع ترازهای سینمایی
حرکت های دوربین
گفتگوی دو نفره و ریورس شات
گفتگوی سه نفره
گفتگوی چند نفره
تدوين سينمايي، ريتم و تمپو
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری #فیلم #کارگردانی #کارگاه_آنلاین
.
@hilaj
.
آموزش آنلاين کارگردانی سینما
(٣ دوره مبتدي، مياني، پيشرفته)
مدرس: اميرشهاب رضويان
هر دوره: ١٢ جلسه يك و نيم ساعته ٣ روز در هفته
جلسه پرسش و پاسخ
.
ثبت نام از طريق
www.hilajonline.ir
و
تماس با شماره تلفنهاي ٨٨٥١٨٥١٥ و ٨٨٥١٩٣٨٣ و ٠٩٣٦١٥٠٦١٥٥
توضيحات اين دوره آموزشي:
دورهی آنلاین کارگردانی سینما، شامل ٣ دوره مبتدي، مياني و پيشرفته است.
در این دوره ها همزمان با تدریس مبانی تئوریک فیلمسازی، هنرجویان موظف به انجام تمرینهایی هستند که به صورت عملی با کارگردانی سینما آشنا شوند، سر فصل های درس هایی که ارائه می شود عبارتند از:
گزيده اي از تاریخ سینما
چگونگی شکل گرفتن حرفه ی کارگردانی سینما به عنوان یک امر فنی
انواع نماهای سینمایی
سكانس، صحنه
انواع کات سینمایی
مچ کات
کات اوی
آشنایی با خط فرضی
انواع ترازهای سینمایی
حرکت های دوربین
گفتگوی دو نفره و ریورس شات
گفتگوی سه نفره
گفتگوی چند نفره
تدوين سينمايي، ريتم و تمپو
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری #فیلم #کارگردانی #کارگاه_آنلاین
.
@hilaj
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
هیلاج آرزوهات رو به خاطره تبدیل می کنه...
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری #حیاط_هیلاج #آلبوم_خاطرات_هیلاج #روزهای_خوب_هیلاج
@hilaj
هیلاج آرزوهات رو به خاطره تبدیل می کنه...
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری #حیاط_هیلاج #آلبوم_خاطرات_هیلاج #روزهای_خوب_هیلاج
@hilaj
مدرسه فيلمسازي و بازیگری هيلاج
Video
@hilaj
.
زنده در ژوبرگ (Alive In Joburg)
محصول سال 2005 آفریقای جنوبی و به کارگردانی نیل بلومکمپ.
ژانر:علمی تخیلی، سبک:ماکیومنتری مدت: 7 دقیقه
.
زنده در ژوبرگ به دلیل جلوه های بصری و همچنین تصاویر مستندگونه مورد توجه قرار می گیرد و به بررسی مضامین آپارتاید می پردازد.این فیلم کوتاه به سبک مستند فیلمبرداری شده است.نکته جالب اینکه تعدادی از مصاحبه های درون فیلم مصاحبه های واقعی بودند که در سال 1990 (در زمان آپارتاید) با افراد محلی واقعی انجام شده بود، نه بازیگرها؛ با این تفاوت که از مصاحبه شوندگان نظرشان درباره پناهندگان زیمبابوه سوال شده بود و نه بیگانگان فضایی! این استفاده خلاقانه از فیلم های واقعی نمایش جالبی از "ایجاد دیگری" است، مفهومی فلسفی و جامعه شناختی در مورد سلسله مراتب و طبقه بندی های نژادی. چنین سبک شبه مستندی واقعیت سناریو را برجسته می کند.
بیگانگان در فیلم آشکارا در حال تخلیه جامعه بشری از منابع خود هستند. دسترسی آنها به سفینه های خود با شبکه گسترده ای از کابل ها و لوله ها که از ایستگاه های برق،اقامتگاه های خصوصی و منابع آب زمین تغذیه می کنند باعث افزایش تنش انسان ها باایشان میشود،شاید به همین دلیل موجودات فضائی عمدامشمئز کننده ساخته شده اند.
باافزایش تنش درفیلم موسیقی که ازآغازفیلم شنیده میشد افزایش می یابد و با تبدیل به موسیقی قبیله ای تنش را اوج می دهد.
از دیگر نکات موردتوجه فیلم اینکه تنها پیام اجتماعی فیلم که به موضوع حضور بیگانگان در آفریقای جنوبی دوران آپارتاید می پردازد، همین انتخاب لوکیشن داستان یعنی گیرکردن سفینه فضایی درآسمان شهر ژوهانسبورگ است وهمین هم کافی است.
@hilaj
زنده در ژوبرگ گرچه در سال 2005 فیلمبرداری شده است اما به گفته ی خود فیلم واقعیات سال 1990 را پوشش می دهد، سالی که آفریقای جنوبی شروع به انتقال از آپارتاید به کشوری دموکراتیک کرد. اما اگر بپذیریم که این آفریقای جنوبی سال 1990 است، فیلم تاحدودی وامدار سبک مستندهای تمسخر آمیز یا ماکومنتری است و آناکرونیسم های شگفت انگیزی در فیلم وجود دارند که فیلم را پیچیده تر می کنند. برخی از این موارد عبارتند از:
تبلیغات Vodacom ، Telkom و MTN در تابلوهای تبلیغاتی،ساختمانها وپوسترها: هیچ یک از این شرکتها در سال 1990 وجود نداشتند.آنها به ترتیب در سالهای 1994 ، 1991 و 1994 تاسیس شدند.
نماد FNB در برج Soweto ، که در اوایل دهه 2000 فقط به آن شکل طراحی شد.
نقاشی دیواری در برجهای ساوتو ، که در سال 2003 به پایان رسید.
ساختمان آپارتمان پونته سیتی (ساختمان بلند و استوانه ای تقریباً استوانه ای که در انتها با شلیک فضاپیماها دیده می شود) که دارای لوگوی anachronistic Vodacom است. در سال 1990 لوگوی بالای ساختمان یک علامت غول پیکر و نئون کوکاکولا بود.
بسیاری از جزییات مربوط به نیروی پلیس آفریقای جنوبی از جمله این واقعیت که در سال 1990 وسایل نقلیه پلیس به رنگ زرد و لباس افسران متفاوت بود.
تعداد زیادی اتومبیل که پس از سال 1990 تولید شده اند که درتصاویر پس زمینه دیده می شوند.
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری #پنجاه_فیلم_کوتاه #کارگردان #جشنواره #کارگردانی #فیلمسازی #بازیگری #فیلم_کوتاه #زنده_در_ژوبرگ
.
@hilaj
.
زنده در ژوبرگ (Alive In Joburg)
محصول سال 2005 آفریقای جنوبی و به کارگردانی نیل بلومکمپ.
ژانر:علمی تخیلی، سبک:ماکیومنتری مدت: 7 دقیقه
.
زنده در ژوبرگ به دلیل جلوه های بصری و همچنین تصاویر مستندگونه مورد توجه قرار می گیرد و به بررسی مضامین آپارتاید می پردازد.این فیلم کوتاه به سبک مستند فیلمبرداری شده است.نکته جالب اینکه تعدادی از مصاحبه های درون فیلم مصاحبه های واقعی بودند که در سال 1990 (در زمان آپارتاید) با افراد محلی واقعی انجام شده بود، نه بازیگرها؛ با این تفاوت که از مصاحبه شوندگان نظرشان درباره پناهندگان زیمبابوه سوال شده بود و نه بیگانگان فضایی! این استفاده خلاقانه از فیلم های واقعی نمایش جالبی از "ایجاد دیگری" است، مفهومی فلسفی و جامعه شناختی در مورد سلسله مراتب و طبقه بندی های نژادی. چنین سبک شبه مستندی واقعیت سناریو را برجسته می کند.
بیگانگان در فیلم آشکارا در حال تخلیه جامعه بشری از منابع خود هستند. دسترسی آنها به سفینه های خود با شبکه گسترده ای از کابل ها و لوله ها که از ایستگاه های برق،اقامتگاه های خصوصی و منابع آب زمین تغذیه می کنند باعث افزایش تنش انسان ها باایشان میشود،شاید به همین دلیل موجودات فضائی عمدامشمئز کننده ساخته شده اند.
باافزایش تنش درفیلم موسیقی که ازآغازفیلم شنیده میشد افزایش می یابد و با تبدیل به موسیقی قبیله ای تنش را اوج می دهد.
از دیگر نکات موردتوجه فیلم اینکه تنها پیام اجتماعی فیلم که به موضوع حضور بیگانگان در آفریقای جنوبی دوران آپارتاید می پردازد، همین انتخاب لوکیشن داستان یعنی گیرکردن سفینه فضایی درآسمان شهر ژوهانسبورگ است وهمین هم کافی است.
@hilaj
زنده در ژوبرگ گرچه در سال 2005 فیلمبرداری شده است اما به گفته ی خود فیلم واقعیات سال 1990 را پوشش می دهد، سالی که آفریقای جنوبی شروع به انتقال از آپارتاید به کشوری دموکراتیک کرد. اما اگر بپذیریم که این آفریقای جنوبی سال 1990 است، فیلم تاحدودی وامدار سبک مستندهای تمسخر آمیز یا ماکومنتری است و آناکرونیسم های شگفت انگیزی در فیلم وجود دارند که فیلم را پیچیده تر می کنند. برخی از این موارد عبارتند از:
تبلیغات Vodacom ، Telkom و MTN در تابلوهای تبلیغاتی،ساختمانها وپوسترها: هیچ یک از این شرکتها در سال 1990 وجود نداشتند.آنها به ترتیب در سالهای 1994 ، 1991 و 1994 تاسیس شدند.
نماد FNB در برج Soweto ، که در اوایل دهه 2000 فقط به آن شکل طراحی شد.
نقاشی دیواری در برجهای ساوتو ، که در سال 2003 به پایان رسید.
ساختمان آپارتمان پونته سیتی (ساختمان بلند و استوانه ای تقریباً استوانه ای که در انتها با شلیک فضاپیماها دیده می شود) که دارای لوگوی anachronistic Vodacom است. در سال 1990 لوگوی بالای ساختمان یک علامت غول پیکر و نئون کوکاکولا بود.
بسیاری از جزییات مربوط به نیروی پلیس آفریقای جنوبی از جمله این واقعیت که در سال 1990 وسایل نقلیه پلیس به رنگ زرد و لباس افسران متفاوت بود.
تعداد زیادی اتومبیل که پس از سال 1990 تولید شده اند که درتصاویر پس زمینه دیده می شوند.
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری #پنجاه_فیلم_کوتاه #کارگردان #جشنواره #کارگردانی #فیلمسازی #بازیگری #فیلم_کوتاه #زنده_در_ژوبرگ
.
@hilaj
مدرسه فيلمسازي و بازیگری هيلاج
50 فیلم کوتاه برجسته تاریخ سینما که هر فیلمسازی باید ببیند... 05-اپرا چیست، دکتر؟ @Hilaj
@hilaj
.
اپرا چیست، دکتر؟ (What's Opera, Doc?)
محصول سال 1957 آمریکا و به کارگردانی چاک جونز.
ژانر:انیمیشن،کمدی مدت: 7 دقیقه
.
کارگردانی فیلم را میتوان به رهبری ارکستر تشبیه کرد و در بین کارگردانان نیزبالاترین توانایی متعلق به یک کارگردان انیمیشن می تواند باشد.کارگردان انیمیشن از قواعد عالم جسمی و محدودیت های بازیگران انسانی رهایی می
یابد و میتواند هرداستانی راکه ذهن اومیتواند تصورکند، بازگو کند. چاک جونز اسطوره انیمیشن و یکی از نام آور ترین مردان دنیای سینما و تلوزیون،درطول بیش از ۶۰ سال فعالیت هنری بیش از ۳۰۰ انیمیشن کوتاه ساخت، برنده
سه اسکار کارگردانی، یک اسکارافتخاری، جایزه افتخاری اتحادیه فیلمسازان امریکا و تعداد زیادی جایزه معتبردیگر شد.وی پس از خلق شخصیت های Road Runner و Wile E. Coyote (در ایران با نام
میگ میگ) در 1948 بلافاصله قواعد ممکنها و ناممکنها در جهان انیمیشن را نوشت چرا که عقیده داشت اگر هر اتفاقی بیفتد داستان در هرج و مرج گم می شود.
جونز و دیگر کارگردانان کارتون های کوتاه، دنیایی جدا از دنیای واقعی و همچنین جدا از انیمیشن های سینمایی طولانی (که تمایل به داستان پردازی بیشتر داشتند) ایجاد کردند.در فیلمهای آنها که معمولاً حدوداًهفت دقیقه طول می
کشید، سناریوها با مایه های طنز، درگیریهای ابدی و ادامه دار بین یک شخصیت و خواسته اش را روایت می کنند.
سه کارتون چاک جونز در فهرست آثار ملی کتابخانه کنگره آمریکا هستند: "اپرا چیست، دکتر؟"(1957)،"اردک احمق"(1953) و"یک بعدازظهر قورباغه ای"(1955)
در این انیمیشن با قطعه هایی از برخی اپراهای واگنر با ایجاد نوعی آشفتگی عاشقانه و علاقمندی المر به باگز شوخی میشود.درپایان کارتون صحنه ای وجود دارد که به نظر می رسد خرگوش در حال مرگ است، اشک از گل روی
ساقه شکسته ریخته می شود و المر سوگوار می گوید: "وابیت کوچولوی بیچاره." به نظر می رسد جونز سرانجام به انتهای رقابت ممتدو بی پایان این دو شخصیت خود نزدیک می شود.
سپس در حالی که المر، باگز بیهوش را در آغوش خود می برد، باگز از ما سؤال می کند:"خب، از یک اپرا چه انتظاری داشتید؟یک پایان شاد؟"
.
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری #پنجاه_فیلم_کوتاه #کارگردان #جشنواره #کارگردانی #فیلمسازی #بازیگری #فیلم_کوتاه #اپرا_چیست_دکتر
.
@hilaj
.
اپرا چیست، دکتر؟ (What's Opera, Doc?)
محصول سال 1957 آمریکا و به کارگردانی چاک جونز.
ژانر:انیمیشن،کمدی مدت: 7 دقیقه
.
کارگردانی فیلم را میتوان به رهبری ارکستر تشبیه کرد و در بین کارگردانان نیزبالاترین توانایی متعلق به یک کارگردان انیمیشن می تواند باشد.کارگردان انیمیشن از قواعد عالم جسمی و محدودیت های بازیگران انسانی رهایی می
یابد و میتواند هرداستانی راکه ذهن اومیتواند تصورکند، بازگو کند. چاک جونز اسطوره انیمیشن و یکی از نام آور ترین مردان دنیای سینما و تلوزیون،درطول بیش از ۶۰ سال فعالیت هنری بیش از ۳۰۰ انیمیشن کوتاه ساخت، برنده
سه اسکار کارگردانی، یک اسکارافتخاری، جایزه افتخاری اتحادیه فیلمسازان امریکا و تعداد زیادی جایزه معتبردیگر شد.وی پس از خلق شخصیت های Road Runner و Wile E. Coyote (در ایران با نام
میگ میگ) در 1948 بلافاصله قواعد ممکنها و ناممکنها در جهان انیمیشن را نوشت چرا که عقیده داشت اگر هر اتفاقی بیفتد داستان در هرج و مرج گم می شود.
جونز و دیگر کارگردانان کارتون های کوتاه، دنیایی جدا از دنیای واقعی و همچنین جدا از انیمیشن های سینمایی طولانی (که تمایل به داستان پردازی بیشتر داشتند) ایجاد کردند.در فیلمهای آنها که معمولاً حدوداًهفت دقیقه طول می
کشید، سناریوها با مایه های طنز، درگیریهای ابدی و ادامه دار بین یک شخصیت و خواسته اش را روایت می کنند.
سه کارتون چاک جونز در فهرست آثار ملی کتابخانه کنگره آمریکا هستند: "اپرا چیست، دکتر؟"(1957)،"اردک احمق"(1953) و"یک بعدازظهر قورباغه ای"(1955)
در این انیمیشن با قطعه هایی از برخی اپراهای واگنر با ایجاد نوعی آشفتگی عاشقانه و علاقمندی المر به باگز شوخی میشود.درپایان کارتون صحنه ای وجود دارد که به نظر می رسد خرگوش در حال مرگ است، اشک از گل روی
ساقه شکسته ریخته می شود و المر سوگوار می گوید: "وابیت کوچولوی بیچاره." به نظر می رسد جونز سرانجام به انتهای رقابت ممتدو بی پایان این دو شخصیت خود نزدیک می شود.
سپس در حالی که المر، باگز بیهوش را در آغوش خود می برد، باگز از ما سؤال می کند:"خب، از یک اپرا چه انتظاری داشتید؟یک پایان شاد؟"
.
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری #پنجاه_فیلم_کوتاه #کارگردان #جشنواره #کارگردانی #فیلمسازی #بازیگری #فیلم_کوتاه #اپرا_چیست_دکتر
.
@hilaj
مدرسه فيلمسازي و بازیگری هيلاج
50 فیلم کوتاه برجسته تاریخ سینما که هر فیلمسازی باید ببیند... 06-سگ آندلسی @hilaj
@hilaj
سگ آندلسی (Un Chien Andalou)
محصول سال 1929 فرانسه و به کارگردانی لوئیس بونوئل
ژانر:تجربی سبک: سوررئالیستی مدت: 21 دقیقه
.
سگ آندلسی حاصل همکاری بونوئل با هنرمند سورآل «سالوادور دالی»است.هیچ
یک از این دوهنرمند باساخت این فیلم، قصد بر انگیختن احساسات را نداشتند،با این
وجود اثرآن دو به یکی از مشهور ترین فیلم های کوتاه تاریخ سینما در سبک
سورئالیستی بدل شد.سگ آندلسی با امید ایجاد یک شوک انقلابی در جامعه ساخته شد.
مشخصههای ویژه سینمای سورئالیستی، تلفیق، انکار روانشناسی دراماتیک و
استفاده مکرر از تصاویر تکاندهنده است. سگ اندلسی از اولین فیلمهای کوتاه
مستقلی است که بدون سرمایه گزاری استودیو ها وبا بودجه خیلی کم ساخته شد.
در ماجرای ساخت این فیلم نوشته اند: بونوئل به خانهٔ دالی که یکی از دوستان
اسپانیایی او بود رفت و رویایی را برای دالی تعریف کرد که در آن یک ابر، ماه را
به دونیم تقسیم میکند(مثل تیغ ریشتراشی در فیلم که تخم چشم را به دونیم تقسیم
میکند) دالی هم متقابلا یکی از خوابهای خود را تعریف کرد؛ دربارهٔ دستی که کف
آن مملو از مورچه است واز بونوئل پرسید: «نظرت چیه که با این رویاها یک فیلم
بسازیم؟» آنها باهم فیلمنامه را نوشتند و بونوئل فیلم را باوام گرفتن پول از مادر
خود کارگردانی کرد.در هنگام نوشتن فیلمنامه، روش آنها این بوده که از طریق تاس
انداختن ترتیب تصاویر را مشخص کنندو برای گرفتن هر نما میباید از قبل به توافق
میرسیدند.بونوئل گفته: «تنها ایدهها و تصاویری که خارج از حوزهٔ منطق بودند،
پذیرفته میشدند. ما میبایستی تمام درها را به روی افکار نامعقول باز میگذاشتیم و
تنها تصاویری را ارائه میکردیم که بیدلیل ما را غافلگیر کنند.»
بدین طریق ازآنجاییکه فیلم خط داستانی ندارد، بهترین راه برای توصیف آن،
فهرست کردن نماها است.تحلیلهای بیشماری براساس قواعد فرویدی، یونگی و
مارکسیستی درمورد این فیلم نوشته شده انداما بونوئل به همهٔ آنها میخندید.
تماشای فیلمها یادمان دادهاند در یک اثربه دنبال معنی باشیم،حتی وقتی معنیای در
کارنیست اماسگ آندلسی یک پیشدرآمد است. چنین فیلمی نیروبخش است. فیلم به
عادات قدیمی و ناخودآگاه سینماگری حمله میکند. ناراحتکننده، ناامیدکننده و
دیوانهکننده است. در فیلم نوعی شوخطبعی تلخ وجود دارد و شکلی از آمادگی برای
رنجاندن. بیشتر تماشاگران امروزه رنجیدهخاطر نمیشوند و شاید به این معنی باشد
که سورئالیستها در حرکت انقلابی خود موفق بودهاند: آنها نشان دادند که هنر (و
زندگی) احتیاج به اطاعت از محدودیتها و ممنوعیتهایی که از دوران بسیار قدیم
حاکم بودهاند ندارند و تنها در فیلم است که این دیدگاه زنده میماند و عرف نمیتواند پنهانش کند.
@hilaj
سگ آندلسی (Un Chien Andalou)
محصول سال 1929 فرانسه و به کارگردانی لوئیس بونوئل
ژانر:تجربی سبک: سوررئالیستی مدت: 21 دقیقه
.
سگ آندلسی حاصل همکاری بونوئل با هنرمند سورآل «سالوادور دالی»است.هیچ
یک از این دوهنرمند باساخت این فیلم، قصد بر انگیختن احساسات را نداشتند،با این
وجود اثرآن دو به یکی از مشهور ترین فیلم های کوتاه تاریخ سینما در سبک
سورئالیستی بدل شد.سگ آندلسی با امید ایجاد یک شوک انقلابی در جامعه ساخته شد.
مشخصههای ویژه سینمای سورئالیستی، تلفیق، انکار روانشناسی دراماتیک و
استفاده مکرر از تصاویر تکاندهنده است. سگ اندلسی از اولین فیلمهای کوتاه
مستقلی است که بدون سرمایه گزاری استودیو ها وبا بودجه خیلی کم ساخته شد.
در ماجرای ساخت این فیلم نوشته اند: بونوئل به خانهٔ دالی که یکی از دوستان
اسپانیایی او بود رفت و رویایی را برای دالی تعریف کرد که در آن یک ابر، ماه را
به دونیم تقسیم میکند(مثل تیغ ریشتراشی در فیلم که تخم چشم را به دونیم تقسیم
میکند) دالی هم متقابلا یکی از خوابهای خود را تعریف کرد؛ دربارهٔ دستی که کف
آن مملو از مورچه است واز بونوئل پرسید: «نظرت چیه که با این رویاها یک فیلم
بسازیم؟» آنها باهم فیلمنامه را نوشتند و بونوئل فیلم را باوام گرفتن پول از مادر
خود کارگردانی کرد.در هنگام نوشتن فیلمنامه، روش آنها این بوده که از طریق تاس
انداختن ترتیب تصاویر را مشخص کنندو برای گرفتن هر نما میباید از قبل به توافق
میرسیدند.بونوئل گفته: «تنها ایدهها و تصاویری که خارج از حوزهٔ منطق بودند،
پذیرفته میشدند. ما میبایستی تمام درها را به روی افکار نامعقول باز میگذاشتیم و
تنها تصاویری را ارائه میکردیم که بیدلیل ما را غافلگیر کنند.»
بدین طریق ازآنجاییکه فیلم خط داستانی ندارد، بهترین راه برای توصیف آن،
فهرست کردن نماها است.تحلیلهای بیشماری براساس قواعد فرویدی، یونگی و
مارکسیستی درمورد این فیلم نوشته شده انداما بونوئل به همهٔ آنها میخندید.
تماشای فیلمها یادمان دادهاند در یک اثربه دنبال معنی باشیم،حتی وقتی معنیای در
کارنیست اماسگ آندلسی یک پیشدرآمد است. چنین فیلمی نیروبخش است. فیلم به
عادات قدیمی و ناخودآگاه سینماگری حمله میکند. ناراحتکننده، ناامیدکننده و
دیوانهکننده است. در فیلم نوعی شوخطبعی تلخ وجود دارد و شکلی از آمادگی برای
رنجاندن. بیشتر تماشاگران امروزه رنجیدهخاطر نمیشوند و شاید به این معنی باشد
که سورئالیستها در حرکت انقلابی خود موفق بودهاند: آنها نشان دادند که هنر (و
زندگی) احتیاج به اطاعت از محدودیتها و ممنوعیتهایی که از دوران بسیار قدیم
حاکم بودهاند ندارند و تنها در فیلم است که این دیدگاه زنده میماند و عرف نمیتواند پنهانش کند.
@hilaj
مدرسه فيلمسازي و بازیگری هيلاج
Photo
@hilaj
فیلم کوتاه "اتاق نور" ساختهی پویاعاقلی زاده با بازی #محمدرضا_آبانگاه، #ادمون_اوراحی و #فرزانه_قاسمی سه تن از هنرجویان مستعد مدرسه بازیگری هیلاج برندهی جایزهی
Award of Excellence Special Mention
از جشنوارهی the IndieFEST
آمریکا شد.
این متنی است که هیئت داوران در مورد فیلم گفتهاند:
فیلمسازی پس از دنبال کردن تصویر زنی که ذهن او را تعقیب کرده است ، در جهان خیالی خود به دام می افتد. یک فیلم کوتاه تخیل و تحریک آمیز که خلاقانه از تصاویر منحصر به فرد ، استعاره های هنری و طراحی صدا خلاقانه استفاده می کند.
منبع: www.theIndieFest.com
💥⚡️مدرسه هیلاج ضمن تبریک به #محمدرضا_آبانگاه #فرزانه_قاسمی و #ادمون_اوراحی عزیز برای ایشان و سایر دوستان هیلاج، موفقیت های روزافزون آرزو می کند.⚡️💥
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری #بازیگری #بازیگر #هنر #بازیگران #فیلم #جشنواره #اتاق_نور
@hilaj
فیلم کوتاه "اتاق نور" ساختهی پویاعاقلی زاده با بازی #محمدرضا_آبانگاه، #ادمون_اوراحی و #فرزانه_قاسمی سه تن از هنرجویان مستعد مدرسه بازیگری هیلاج برندهی جایزهی
Award of Excellence Special Mention
از جشنوارهی the IndieFEST
آمریکا شد.
این متنی است که هیئت داوران در مورد فیلم گفتهاند:
فیلمسازی پس از دنبال کردن تصویر زنی که ذهن او را تعقیب کرده است ، در جهان خیالی خود به دام می افتد. یک فیلم کوتاه تخیل و تحریک آمیز که خلاقانه از تصاویر منحصر به فرد ، استعاره های هنری و طراحی صدا خلاقانه استفاده می کند.
منبع: www.theIndieFest.com
💥⚡️مدرسه هیلاج ضمن تبریک به #محمدرضا_آبانگاه #فرزانه_قاسمی و #ادمون_اوراحی عزیز برای ایشان و سایر دوستان هیلاج، موفقیت های روزافزون آرزو می کند.⚡️💥
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری #بازیگری #بازیگر #هنر #بازیگران #فیلم #جشنواره #اتاق_نور
@hilaj
@hilaj
07-شب و مه (Night and fog)
محصول سال 1956فرانسه-به کارگردانی آلن رنه
ژانر:مستند مدت: 32دقیقه
فرانسواتروفو این فیلم را بهترین فیلم تاریخ سینما در زمینه جنگ می داند و یکی از مهمترین دلایل این انتخاب برای او آن است که این اثر، روایت جنگ را از انتها و جهان پس از جنگ آغاز می کند. بخش ابتدایی این فیلم با برهمخوردگیِ تصویری زیبا از یک منظره آرام و باصفا توسط سیمهای خاردار آغاز می شود و گوینده (میشل بوکه) با صدایی سرد و بیهیجان، دلخوشیهای بیننده به چنین منظرههایی را از بین می برد و فیلم از انتها آغازمیشود؛ از انتهای جنگی که بقایایی بر جا گذاشته واین بقایا می توانند به سادگی به ساختمانهای قدیمیِ زیبای توریستپسندبدل شوند، اما شب و مه نخواهدگذاشت این اتفاق بیافتد. شب و مه به سرعت و با یک کات مستقیم یادآوری می کند که در1933همهچیز چگونه آغاز شد واین «عادیترین نقاط که مانند هرنقطه دیگری روی نقشه بودند» به فضاهایی چنین مهلک بدل شدند. گویا با نحوهای از روایت سر و کارداریم که می خواهد مقداری از انتها بگوید و مقداری از ابتدا، مقداری پایان را عقب بیاورد و مقداری آغاز را جلو ببرد.فیلم بدون اینکه نامی از آلمان بیاورد، ازخلال تصاویر آرشیوی مارا میرساند به این نقطه که درهمان زمان افرادی به زندگی عادی خود مشغول بودندبدونِ آنکه بدانند چنین اماکنی خیلی ساده و مانند هر بنای شهری دیگری برای آنها ساخته میشوند؛ گویی فاجعه در هر لحظه صورتی جنینی داردوتنهادرانتظارفرصتیست که کارگزار و قربانی خود را بیابدو یک قاره را –که از قضای روزگار قلب تمدن مدرن جهان است- در کام خود فرو ببرد. سپس قطارها به سمت کمپهاحرکت می کنند و «در شب و مه به آنجا می رسند» .
از همان ابتدا گوینده آب پاکی را روی دستمان می ریزد که«هیچ امیدی به فهمیدن یا به چنگ آوردنِ واقعیتی که در آن ساختمانها به ساکنان سابقش گذشته وجود ندارد» و از همینجا جدال بین «یادآوری»و «فراموشی»به غیر از جدال بین «گذشته»و «حال»با جدال بین «فهمیدن» و «ناممکن بودنِ فهم» نیز درهم میآمیزد و با همین «ناممکن بودنِ فهم» است که باید قید هر گونه دراماتیزاسیونِ روایت وبرانگیختنِ احساسات و نتیجتاً سانتیمانتالیسم را زد. تنها چیزهایی که باقی ماندهاند که از طریق آنها شاید بتوان تصوری از گذشته کسب کرد هیچکدام در وضعیتی خنثا راهگشا نیستند. در اینجا فیلم دستش را برای مخاطب«جویای حقیقت»و«خواهان اطلاعات» رومیکند و بیان می کند که چنین وضعیتی را نمی توان «مستند» کرد، زیرا هیچ یک ازباقیماندههابه آنچه اتفاق افتاده «استناد» نمیکنند پس ما با یک فیلمِ «مستند» روبهرو نیستیم، زیرا هیچ اُبژکتیویته خنثایی نه تنهاتواناییِ درک این فاجعه را ندارد بلکه پیشتر دیدیم که خود فاجعهآفرین است.
این فیلم «سوژهای» فعال میخواهد و تاکنون درحال تدارکِ آن ازطریقِ تغییر سوبژکتیویته بوده است و این یعنی حتی یک گام بالاتر از اوج هنر سینما، این یعنی صداقتِ اثر. بازهم میگوییم که فیلم «سوژه» می خواهد، نه مانندِبسیاری فیلمها تماشاچی، و نه مانندِفیلمِ پیروزیِ اراده؛ عامل؛ وسوژهاش را ازطریقِ خط انداختن به ذهن میسازد؛ خط انداختن از خلالِ شکافِ طعنهواربین متنِ راوی، دکوپاژ و موسیقی وهمه این تافتههای جدا بافته را با مونتاژی به ظاهر ساده اماعمیقاًحساب شده به یک کل مدرنِ آشناییزدابدل می کند. شب و مه حداقل به واسطه پیوندی ضروری که میانِ مونتاژ و کلیتش نهفته است سینماست و چیزی جز سینما نمی تواند باشد. شب و مه به واسطه چنین شکلی ازبرهمزدگی که میان گذشته و آینده ایجادمیکندوخراشی که روی حال میاندازدتاروزنهای نو ولی مخدوش و غریب برای حضور در آن را برای مخاطبش بیافریند به غایت سیاسی ست. شب و مه به واسطه این شکل از سیاست منطقگریزی که پیش می کشد، همواره موضوعیت دارد. در انتهای این فیلم دست کم این امکان برایمان فراهم می شود که هر چیز فریبنده یا مضحک، زیبا یا حتی خندهداررابه چشم تردید ببینیم، که ممکن است آبستن فاجعه باشند.
@hilaj
07-شب و مه (Night and fog)
محصول سال 1956فرانسه-به کارگردانی آلن رنه
ژانر:مستند مدت: 32دقیقه
فرانسواتروفو این فیلم را بهترین فیلم تاریخ سینما در زمینه جنگ می داند و یکی از مهمترین دلایل این انتخاب برای او آن است که این اثر، روایت جنگ را از انتها و جهان پس از جنگ آغاز می کند. بخش ابتدایی این فیلم با برهمخوردگیِ تصویری زیبا از یک منظره آرام و باصفا توسط سیمهای خاردار آغاز می شود و گوینده (میشل بوکه) با صدایی سرد و بیهیجان، دلخوشیهای بیننده به چنین منظرههایی را از بین می برد و فیلم از انتها آغازمیشود؛ از انتهای جنگی که بقایایی بر جا گذاشته واین بقایا می توانند به سادگی به ساختمانهای قدیمیِ زیبای توریستپسندبدل شوند، اما شب و مه نخواهدگذاشت این اتفاق بیافتد. شب و مه به سرعت و با یک کات مستقیم یادآوری می کند که در1933همهچیز چگونه آغاز شد واین «عادیترین نقاط که مانند هرنقطه دیگری روی نقشه بودند» به فضاهایی چنین مهلک بدل شدند. گویا با نحوهای از روایت سر و کارداریم که می خواهد مقداری از انتها بگوید و مقداری از ابتدا، مقداری پایان را عقب بیاورد و مقداری آغاز را جلو ببرد.فیلم بدون اینکه نامی از آلمان بیاورد، ازخلال تصاویر آرشیوی مارا میرساند به این نقطه که درهمان زمان افرادی به زندگی عادی خود مشغول بودندبدونِ آنکه بدانند چنین اماکنی خیلی ساده و مانند هر بنای شهری دیگری برای آنها ساخته میشوند؛ گویی فاجعه در هر لحظه صورتی جنینی داردوتنهادرانتظارفرصتیست که کارگزار و قربانی خود را بیابدو یک قاره را –که از قضای روزگار قلب تمدن مدرن جهان است- در کام خود فرو ببرد. سپس قطارها به سمت کمپهاحرکت می کنند و «در شب و مه به آنجا می رسند» .
از همان ابتدا گوینده آب پاکی را روی دستمان می ریزد که«هیچ امیدی به فهمیدن یا به چنگ آوردنِ واقعیتی که در آن ساختمانها به ساکنان سابقش گذشته وجود ندارد» و از همینجا جدال بین «یادآوری»و «فراموشی»به غیر از جدال بین «گذشته»و «حال»با جدال بین «فهمیدن» و «ناممکن بودنِ فهم» نیز درهم میآمیزد و با همین «ناممکن بودنِ فهم» است که باید قید هر گونه دراماتیزاسیونِ روایت وبرانگیختنِ احساسات و نتیجتاً سانتیمانتالیسم را زد. تنها چیزهایی که باقی ماندهاند که از طریق آنها شاید بتوان تصوری از گذشته کسب کرد هیچکدام در وضعیتی خنثا راهگشا نیستند. در اینجا فیلم دستش را برای مخاطب«جویای حقیقت»و«خواهان اطلاعات» رومیکند و بیان می کند که چنین وضعیتی را نمی توان «مستند» کرد، زیرا هیچ یک ازباقیماندههابه آنچه اتفاق افتاده «استناد» نمیکنند پس ما با یک فیلمِ «مستند» روبهرو نیستیم، زیرا هیچ اُبژکتیویته خنثایی نه تنهاتواناییِ درک این فاجعه را ندارد بلکه پیشتر دیدیم که خود فاجعهآفرین است.
این فیلم «سوژهای» فعال میخواهد و تاکنون درحال تدارکِ آن ازطریقِ تغییر سوبژکتیویته بوده است و این یعنی حتی یک گام بالاتر از اوج هنر سینما، این یعنی صداقتِ اثر. بازهم میگوییم که فیلم «سوژه» می خواهد، نه مانندِبسیاری فیلمها تماشاچی، و نه مانندِفیلمِ پیروزیِ اراده؛ عامل؛ وسوژهاش را ازطریقِ خط انداختن به ذهن میسازد؛ خط انداختن از خلالِ شکافِ طعنهواربین متنِ راوی، دکوپاژ و موسیقی وهمه این تافتههای جدا بافته را با مونتاژی به ظاهر ساده اماعمیقاًحساب شده به یک کل مدرنِ آشناییزدابدل می کند. شب و مه حداقل به واسطه پیوندی ضروری که میانِ مونتاژ و کلیتش نهفته است سینماست و چیزی جز سینما نمی تواند باشد. شب و مه به واسطه چنین شکلی ازبرهمزدگی که میان گذشته و آینده ایجادمیکندوخراشی که روی حال میاندازدتاروزنهای نو ولی مخدوش و غریب برای حضور در آن را برای مخاطبش بیافریند به غایت سیاسی ست. شب و مه به واسطه این شکل از سیاست منطقگریزی که پیش می کشد، همواره موضوعیت دارد. در انتهای این فیلم دست کم این امکان برایمان فراهم می شود که هر چیز فریبنده یا مضحک، زیبا یا حتی خندهداررابه چشم تردید ببینیم، که ممکن است آبستن فاجعه باشند.
@hilaj
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
تیزر فیلم کوتاه "خواب بی رویا" به کارگردانی فواد اسدی، از هنرآموختگان ممتاز بازیگری و فیلمسازی مدرسه هیلاج آماده شد. مجید برزگر کارگردان و تهیه کننده سینما و استاد گرامی مدرسه هیلاج تهیه کنندگی این فیلم را به عهده داشت و امیرپاشا یوسفی مجلسی از دیگر هنرآموختگان کارگردانی مدرسه نیز در این فیلم کوتاه دستیار کارگردان بود.
فهرست عوامل فیلم خواب بی رویا عبارتند از:
نويسنده و كارگردان: فواد اسدي
تهیه کننده: مجید برزگر
بازيگران: مهرداد بخشی/ شاهو رستمی/ آیسان قنبری
دستيار كارگردان: امير پاشا مجلسي
مدير فيلمبرداري: وحید ابراهیمی
منشي صحنه: مهناز درودی
تدوين: حميدرضا برزگر
طراح صحنه و لباس: سامان دلشاد
مشاور فیلم نامه: علی بردیده
طراح گریم : رسول نعمتی
صدابردار: جابر انصاریان
طراحی و ترکیب صدا: سيد محمود موسوي نژاد
آهنگساز: سارا نجفي
عکاس: شقایق شجاعی
جلوه هاي ويژه: محمد برادران
پوستر: حسين زارعي .
💥⚡️ضمن تبریک فراوان به #فواد_اسدی عزیز، برای وی و سایر دوستان هیلاج، آرزوی موفقیت های روزافزون داریم.⚡️💥
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری
@hilaj
تیزر فیلم کوتاه "خواب بی رویا" به کارگردانی فواد اسدی، از هنرآموختگان ممتاز بازیگری و فیلمسازی مدرسه هیلاج آماده شد. مجید برزگر کارگردان و تهیه کننده سینما و استاد گرامی مدرسه هیلاج تهیه کنندگی این فیلم را به عهده داشت و امیرپاشا یوسفی مجلسی از دیگر هنرآموختگان کارگردانی مدرسه نیز در این فیلم کوتاه دستیار کارگردان بود.
فهرست عوامل فیلم خواب بی رویا عبارتند از:
نويسنده و كارگردان: فواد اسدي
تهیه کننده: مجید برزگر
بازيگران: مهرداد بخشی/ شاهو رستمی/ آیسان قنبری
دستيار كارگردان: امير پاشا مجلسي
مدير فيلمبرداري: وحید ابراهیمی
منشي صحنه: مهناز درودی
تدوين: حميدرضا برزگر
طراح صحنه و لباس: سامان دلشاد
مشاور فیلم نامه: علی بردیده
طراح گریم : رسول نعمتی
صدابردار: جابر انصاریان
طراحی و ترکیب صدا: سيد محمود موسوي نژاد
آهنگساز: سارا نجفي
عکاس: شقایق شجاعی
جلوه هاي ويژه: محمد برادران
پوستر: حسين زارعي .
💥⚡️ضمن تبریک فراوان به #فواد_اسدی عزیز، برای وی و سایر دوستان هیلاج، آرزوی موفقیت های روزافزون داریم.⚡️💥
.
#مدرسه_فیلمسازی_بازیگری_هیلاج #هیلاج #هیلاج_فیلم #امیرشهاب_رضویان #مدرسه_فیلمسازی #مدرسه_بازیگری
@hilaj