کارگاه معماری و شهرسازی معاصر ایران
220 subscribers
78 photos
18 videos
11 files
40 links
Download Telegram
Forwarded from Reza Monajemi
باغ و معماری در ایران.pdf
28.2 MB
سخنرانی آقای مهندس محمد رضا حائری مازندرانی -27 مهر 1396 - موزه حمام علیقلی آقا
Forwarded from پويش كپر و كولمان
Forwarded from پويش كپر و كولمان
👆از ماحصل انچه گفته شد و با همکاری مشترک تنی چند از اهالی روستاهای «بلوان» و «قلعه واری» به عنوان پایلوت از یک سو, و سه گروه: «کارگاه معماری معاصر ایران», «گروه فرهنگی بیشه» و «انجمن رنگاهنگ فروغ اندیشه» با تخصص های معماری, شهرسازی, انسان شناسی و علوم اجتماعی از سوی دیگر, ایده چنین پویشی زاده شده است که متعاقبا توضیحات بیشتر مربوط به ان منتشر خواهد شد. برای اطلاع از برنامه ها و ارتباط با ان, امکان عضویت در کانال پویش به ادرس قید شده در پوستر را دارید.
با تشکر از بیتا حاتمی عزیز که امروز زحمت طراحی پوستر را کشید و سالار کاشانی, شایسته مدنی و مقدم مهدوی که امروز را صرف راه اندازی و به روزرسانی کانال کردند.
امید که انجمن ها و گروه های دیگری نیز به این پویش بپیوندند. لطفا ما را به دوستانتان و دیگر گروه هایی که قصد کمک رسانی به منطقه را دارند معرفی کنید.
#زلزله_سرپل_ذهاب
@kapr_kulman
Forwarded from پويش كپر و كولمان
کپر و کولمان؛
آموختن از آسیب‌دیدگان
برای پاسخگویی به مناسب‌ترین اسکان

در این شرایطِ به شدت اضطراری که مردم ایران بسیج شده اند تا زلزله زدگان تنها نمانند و دولت ایران نیز می کوشد آسیب دیدگان زلزله را از وضعیت بحرانی برهاند، در قلمرو سکونتِ آسیب دیدگان، پرسش اینست: با پشتوانه کدام شناخت، مناسب ترین شیوه سکونت قابل دستیابی است؟
مراد ما از شناخت در زمینه یافتن مناسب ترین شیوه سکونت برای آسیب دیدگان زلزله، دانستن این نکات است: شیوه ای که هم به سرعت، تهیه و اجرا شود، هم نسبت به باد و طوفان و سرما مقاوم باشد و هم شیوه زندگانی اهالی آسیب دیده را دگرگون نکند. به علاوه، خانواده های آسیب دیده با این شیوه سکونت آشنا باشند و دوران گذار موقت را با آسایش نسبی بگذرانند.
شناخت گروه ما با مراجعه مستقیم به محیط زندگانی جامعه محلی صورت گرفته است. دو شب بعد از زلزله، انجمن فرهنگی «رنگاهنگ فروغ اندیشه» که از طریق فراخوان مردمی، برخی کمک‌های ضروری را جمع‌آوری کرده بودند، از طریق سرپل ذهاب، وارد روستاهای آسیب دیده بلوان، قلعه بهادری، قلعه واری و شمیردار رشید شدند؛ روستاهایی که گرچه خوشبختانه تلفات انسانی‌شان زیاد نبود ولی تخریب گسترده‌ای در زمینه سکونتگاه‌ها داشتند. اعضای گروه، با پشتوانه نیروهای بومی‌ای که از پیش در این منطقه می‌شناختند، به سرعت با خانواده های آسیب دیده دوست شدند، در زندگی روزمره با آنها همراه شدند، شیوه‌های خورد و خوراک و تامین گرمایش و سکونت آنها را از نزدیک زیستند.
باران و طوفان در راه بود و در اکثر این روستاها هیچ‌گونه سقفی وجود نداشت. در این میان اما معدود کپرهای سالم مانده از آسیب زلزله و ساخته شده از نی، نظر آن‌ها را به خود جلب کرد. خصوصا که اهالی نیز از کارکرد کپرها راضی بودند و در برپا کردن آن‌ها نیز توانمند ولی برای ساختن آن‌ها با کمبود نی و نایلون مواجه بودند.
اعضای گروه بلافاصله برای «کارگاه معماری معاصر ایران @icauw » در تهران، شرح ماوقع را پیام فرستادند و فرآیند تجربی احداث کپر با تکیه بر لوله‌های پلاستیکی آغاز شد. یک کپر 12 متری 3 در 4. پس از انجام تجربه اول، اعضای کارگاه دریافتند لوله‌ها را باید از نوع قوی‌تر، انتخاب و در خاک فرو کنند.
در تجربه دوم، با همکاری «گروه فرهنگی بیشه @BishehGroup » دو ستون چوبی به میان کپرها برای تقویت ایستایی و یک پوسته موکت در زیر نایلون برای افزایش حجاب و حریم و گرما اضافه شد.
هزینه تجربه دوم تا مرز 300 هزار تومان به ازای هر کپر، افزایش یافت. در بررسی تجربه دوم، سه گروه تصمیم گرفتند که پیش از تکثیر این شیوه از احداث کپرها تعداد 5 نمونه در محل و توسط جامعه محلی مورد آزمون و قضاوت قرار گیرد تا با توجه به مشارکت جامعه محلی در برپایی کپرها، نقایص آنها در طی آماده شدن برای زندگی، برطرف شود.
تجربه سوم، با مشورت هر سه گروه و در فرآیند انتخابی جمعی، در روستای «قلعه‌واری» به عنوان پایلوت شکل گرفت؛ آن هم در خانواده‌ای که پدر، یک بنای بومی بود و پسر، کارشناس عمران. در این تجربه، به تدریج خود اهالی هم به کمک و مشارکت آمدند و پس از پایان احداث، از دخترهای ساکن روستا خواستیم تا نازک‌کاری و آراستن کپر را عهده‌دار شوند.
سرعت احداث و همکاری، بسیار بالا و نتیجه بسیار مطلوب بود. پس از ساخته شدن نمونه سوم در مدت زمان کمتر از 2 ساعت، خانوارهای تازه‌تر به گروه ملحق شده و درخواست مصالح برای تاسیس کپرهای بیشتری کردند. در این روستا همچنین فرصت تجربه دیگری از سکونت برایمان فراهم شد که پیشتر در روستای بلوان با آن آشنا شده و یک نمونه به تازگی اجرا شده اش را نیز دیده بودیم.
«کولمان»، شیوه دیگری از برپایی سرپناه بود که پس از برپایی کپر، مورد شناسایی قرار گرفت. در گفتگو با اهالی دریافتیم که با توجه به سبقه دامداری و عشایری مردم منطقه، این سازه‌ها در گذشته بسیار رایج بوده‌اند و خصوصا در زمان جنگ ایران و عراق و تجربه سخت سال‌ها آوارگی، از انواع آن‌ها به عنوان سکونتگاه، برای مدت چندین سال استفاده کرده اند. آنها از سکونت در این سازه ها و از رضایت خود گفتند. مهمترین ویژگی های ساخت کولمان آنست که هم در برابر باد و طوفان مقاوم است و هم تمامی مصالح برپایی آن، امروز از میان آوارها قابل تامین است. 👇
@kapr_kulman
Forwarded from پويش كپر و كولمان
👆با تکیه بر حضور در میدان و انجام تجربه‌ها و بررسی‌های متعدد در تهران و محل، روشن است که اکنون 2 شیوه احداث کپر و کولمان برای سکونت موقت افراد آسیب دیده، از پذیرش و توان ساخت اهالی روستا برخوردار است. هزینه برپایی کولمان تقریبا ناچیز و معادل صفر است و صرفا نیازمند سازماندهی نیروی انسانی است و هزینه برپایی کپر به شیوه بومی با نی، به همان میزان و به شیوه نیمه صنعتی پیشنهادی ما، معادل یک دهم خرید کانکس است ضمن اینکه لوله‌های به کار رفته در آن، تماما پس از ساخت خانه اصلی، قابل استفاده برای لوله‌کشی آب هستند.
خرید کانکس اگرچه در کوتاه مدت، در برابر باد و باران و سرما و طوفان مقاوم تر از کپر و کولمان به نظر می رسد اما با توجه به غریبه بودن آن، ناهمخوانی با شیوه زندگی خانوارهای آسیب دیده، ناسازگاری با محیط طبیعی و زیست، درمجموع باعث می‌شود که در نظام همزیستی ساکنان روستا اختلال ایجاد شود.
سه گروه، در مسیر شناخت مناسب‌ترین شیوه برای سکونت خانوارهای آسیب دیده، با تکیه بر جامعه شناسی، انسان شناسی و روان شناسیِ جامعه محلی آسیب دیده از یک طرف، و گونه شناسی انواع شیوه های سکونت موجود در روستاها و بررسی رابطه متقابل توان و روحیه جامعه محلی با شیوه های سکونت مورد توجهشان از طرف دیگر، به انتخاب دو گونه کپر و کولمان برای سکونت موفق و موقت به نتیجه رسیدند. در مسیر این انتخاب، نتیجه ارزیابی های اقتصادی، هم از نظر میزان سرمایه مورد نیاز و هم امکانات تامین مصالح نیز ساخت کپر و کولمان را در مقیاس گسترده توجیه می‌کنند. جان کلام آنکه اگر خواهان کمکِ به معانی واقعی انسانی و پاسخگو هستیم، کپر و کولمان بنا به دلایل زیر، مناسب ترین جان پناه در این موقعیت حساس و اضطراری به حساب می آیند:
- سریع ترین پاسخ به سکونت موقتِ موفق
- مناسب ترین شیوه سکونت موقتِ هماهنگ با شیوه و محیط زندگی روستاهای آسیب دیده
- عدم نیاز به تامین مصالحِ خارج از منطقه
- کاهش هزینه حمل و نقل و خرید مصالح (به ویژه در مورد احداث کولمان)
- عدم نیاز به آموزش نیروی انسانی
- اسکان در کپر و کولمان باعث تقویت روحیه اهالی می شود.
- همه اهالی به کار گرفته می‌شوند.
- تمام مصالح کپر و کولمان قابل بازیافت هستند.
به این ترتیب، امکان برخورداری از یک نظام تقسیم کار مشخص وجود دارد؛ به این معنا که تامین سکونت می‌تواند توسط خود اهالی و با کمک این پویش صورت گیرد. تامین زیرساخت‌ها شامل (آب، برق، جاده، مخابرات و فاضلاب) و خدمات عمومی (مهدکودک و مدرسه) بر عهده دولت باشد و در مورد تاسیسات بهداشتی (دستشویی، توالت و حمام) نیز از کانکس استفاده شود و توسط علاقمندان به خرید آن.
با توجه به تجربه های انجام شده، حرکت «پویش کپر و کولمان» در دو روستای «بلوان» و «قلعه واری» آغاز شده است.
https://t.me/kapr_kulman
Forwarded from پويش كپر و كولمان
کولمان با اضافه شدن این عناصر, هر روز بیشتر رنگ خانه می گیرد.
@kapr_kulman
Forwarded from پويش كپر و كولمان
یک نمونه کپر ساخته شده توسط اهالی به عنوان آغل برای نگهداری بره‌های تازه متولد شده بعد از زلزله
.
@Kapr_Kulman
Forwarded from پويش كپر و كولمان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم کوتاه فرآیند معاصرسازی کپر، متعلق به دانش بومی روستاهای زلزله زده، با مشارکت اهالی روستای قلعه‌واری (به ویژه خانواده محترم نظری) در ۲۸ آبان ۹۶. اجرای کپر, ۳ ساعت طول کشید.

حجم: ۲۰Mb
@kapr_kulman
🎤معرفی شهروند برگزیده ی استان۹۶

👤جناب آقای علی اصغرزاده

🌀دهمین بزرگداشت روز جهانی شهرسازی

🌐دانشگاه مازندران

📍 @anjoman_shahrsazi_umz
مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد
شنیدن خبر درگذشت عزیز بزرگی چون داریوش شایگان در ایران، در سپیده دَمان سالی که تازه آغاز گشته، ذخیره ی تحمل وقایع مشابه سال گذشته در ایران را کاهش داد. بعلاوه خبر هم اندوه بار بود و هم ناخواستنی. در شب رو نمائی کتاب فانوس جادوئی زمان، دیدار و شنیدن سخنان زندگی بخش ایشان و افتخار گفتگو و گرفتن امضاء و عکس، همه نوید آینده ای امید بخش را می دادند- به من که عازم سفر بودم ¬- پس از بازگشت از سفر؛ دیدار دیگری نصیبم خواهد شد. در دو دهه گذشته اقبال داشتم که به افتخارِ دوستی با داریوشِ شایگان و خانواده ی مهربان ایشان نائل آیم و از لحظاتِ ناب و نایابِ حضور بهره ببرم ... و اکنون غمگینم که یکی از جذاب ترین، آموزنده ترین و نادرترین آستانه هائ حَظ و حضور برای همه دانشجویان اهل تفکر از بین رفت. اگرچه دِل، دِلداری می دهد که کتاب ها و نوشته ها و سُخنرانی های او باقیست ، که باقیست ! و همه خواندنی و آموختنی هستند، اما نشستن در حضور و بهره بردن از محضرِ چُنین دانشمندی که لبریز بود از سعه ی صدر و بینشِ ایرانی-جهانی، به ندرت تکرار خواهد شد.
درابتدا بگویم که من نه شایگان شناس هستم و نه شارحِ اندیشه های گران‌قدرِ این متفکر یگانه؛ اگرچه دلم چنین می خواست و می خواهد. تنها درین لحظات غمگین چند خاطره به یاد مانده را باز می گویم تا آزردگی آرام گیرد وادای سهمی کرده باشم. با شناختی که از ایشان پیدا کردم باید اذعان کنم که تصور این که در این چند دهه اخیر یک ایرانی چه در گُفتار،چه در رفتار و چه در اندیشه، تا بدین درجه جهانی است، برایم بسیار شوق آورست. هم از این روی تمامِ جنبه های شایگان به مثابهِ یک "تمامیت" برایم یک الگو است و همچنان با این اُلگو گفتگوهای درونی بسیار دارم و صد افسوس که گفتگوهای نیمه تماممان را تمام نکردم.
در دهه شصت،مثلِ بسیاری از دوستانم خواننده پر و پا قُرصِ "آسیا در برابر غرب" و "بُت های ذهنی وخاطره های ازلی" بودم ودر آن ایام با نویسنده ای که نمیشناختم بسیار در جدال بودم. آغاز آشنائی به دهه هفتاد برمی گردد. دیدار در یک کنفرانس فرهنگی با نامِ گفتگو میان مرکز و پیرامون - نام دقیق آن در خاطرم نیست- که در اصفهان برگزار شد و بسیاری از متفکران و نویسندگان تراز اول دنیاهای شرق و غرب و ایران حضور داشتند و گفتگوها و سخنان ارزشمندی رد وبدل می شد. حاضران ایرانی، به علت ناتوانی در ارائه مطالبشان به زبان های اروپایی ، کم تر می پُرسیدند و کم تر در مباحث شرکت می کردند و سخنرانیشان عموما به زبان فارسی بود. درین وضعیت دکتر شایگان در پایان هر گفتگو جوهر اندیشه سخنرانان را برای حضار به زبان های فرانسه و انگلیسی و آلمانی بیان و روشنگرانه با احداث پلی معمارانه ارتباط شرق و غرب اندیشه را بر قرار می کردند.
در همین سفر به اتفاق از میدان نقش جهان به مسجد شاه رسیدیم و بی اختیار به درون هدایت شدیم . از جلوخان و ورودی و هشتی و دالان عبور کردیم و وارد حیاط شدیم. در مقابل حوض سخاوتمند و دلگشای مسجد، روبروی طاق ورودی ایستادیم. بیان ایشان یادآور بیانِ هانری استرلن بود در اضفهان بهشت گُم شده، هنگامی که تصویر طاق ورودی بر سطحِ آب، در میان حوض نمایان بود، ایشان گُفتند فضای پیرامونِ ما در این حیاط بسته است ، اما از درونِ این تصویر که بر حوض نقش بسته، می توانیم به بیرون، به بالا و پایینِ این فضای بسته برویم .
داریوش شایگان از معدود متفکران معاصر ایران است که در روشن کردنِ ویژگی های فضا در معماری ایران، بیش ترین سهم و نوشته را دارد. در آفاق اندیشه شایگان در باره معماری می توانیم سیر کنیم و از هند به اروپا و آمریکا سفر کنیم. در این میانه، او دوستدار بی تعصب معماری ایرانی بود و ما معماران را به درکِ عمیق معماری ایران و ارتباطِ آن با سایر جلوه های فرهنگِ ایران تشویق می کرد.
چنین شخصیتی وقتی با شما تماس می گیرد ، چه حالتی به شما دست می دهد؟ وقتی که می گوید : "بیا برویم یک خانه ی تاریخی را که متعلق به همسرسابقم هست ببینیم؛ .ببینیم میتوانیم نجاتش دهیم!" درون آن خانه گفتگوئی عمیق و آموزنده درباره معماری اواخر قاجار و اوایل پهلوی شکل گرفت. در نهایت تواضع، همیشه گفتگوئی را که درباره رشته های مختلف شروع می کردند- مثلا درهمین خانه قدیمی گفتند من متخصص معماری نیستم- در ابتدا موضع خود را به عنوان غیر متخصص اعلام و بعد انواع پرسش ها و دیدگاه ها را درباره همان موضوع ارائه می کردند و من شنونده "متخصص"، روشن تر و هاج و واج تر از گذشته به فکر فرو می رفتم. به موازات احاطه بر دوره های مختلف معماری ایران و جهان، همان‌قدر علاقمند و تفسیرگر نقش ها و صنایع دستی ایران متعلق به صفویه و قاجار بودند، چنان‌که فضای خانه ی ایشان- همان محضرِ لحظه های آموختنی و خاطره انگیز- با دقتی "شایگان وار" از نقش ها و دستاوردهای هنر ایران آراسته بود. درین فضا، دقتٰ، تفکر و عمق آموختنی بود. آقای شایگان در گفتگوهایشان، بیشتر اوقات، عشق و علاقه ی هندی ها را به ریاضیات مثال می زدند و به نوعی بی توجهی و عدم دقت مارا در نگاه به جهان تذکر می دادند.
علاقه ی آقای شایگان به موسیقی ایران،با علاقه اش به داریوش طلایی گره خورده بود.همان‌طور که به چندین هنرمند متعلق به نسل های جوان تر در قلمرو نقاشی و عکاسی وسینما مثل عباس کیارستمی، آیدین آغداشلو، بهمن جلالی و دیگر و دیگران توجه ویژه داشتند و درباره آن ها قلم زده و سخن رانده بودند، برای هنر و اندیشه داریوش طلایی احترام بسیار قائل بودند. حال تصور کنید چه محضر و چه لذتی شیرین تربرای یک معمار اهل موسیقی در فضاهای باز و پوشیده و بسته آن خانه با سقف های کوتاه و بلندش از دیدار و هم صحبتی با دو داریوش.
دیدار های ما افزون می شدند هنگامی که خواهرم نیلو فر حائری به ایران می آمدند و به اتفاق پیش ایشان می رفتیم. در دیدار دکتر شایگان ، منشِ ایشان این بود که همه ی اندیشه ها و اشخاص از هر طیف و صنف و دیدگاهی معرفی می شدند، حذف وجود نداشت و در مقابل تا بخواهی گفتگوهای ایشان پُر بود از طنز و شوخ طبعی! باورش مشکل است، ولی در هر دیدار، شعفی که از شنیدن سخنان ایشان نصیبمان می شد یک طرف و شادیِ حاصل از شوخ طبعی گفتارِ ایشان در طرف دیگر و هم‌زمانی این دو عبارت بود از تحقق معنای واقعی انبساط خاطر.
اکنون در دهه شصت عمربا پشتوانه ای از آشنائی ها و دیدارها، خوب میدانم مرگِ چنین خواجه نَه کاریست خُرد : اگرچه من این خبر را از دنیای مجازی شنیدم اما چنین به نظر می رسد که در جهانِ واقعی ، در دوم فروردین سالِ ١٣٩٧خورشیدی، خورشیدِ داریوش شایگان غروب کرد.
نه تنها باور ندارم بلکه واژه ای را هم سراغ ندارم که هم ترازِ شخصیت داریوش شایگان، توانِ تسلیت گفتن به خانواده، به نزدیکان و دوست دارانِ ایشان در ایران و سراسر جهان را داشته باشد،اما از آن جا که چاره ای نیست جُز پناه بردن به واژگان، این گونه خود را دراندوه این زیانِ فرهنگی عظیم جامعه جهانی شریک می دانم.
با تسلیت فراوان حضور فریده خانم مهربان، رکسان و ترانه و مهرداد عزیز و محقق برجسته رحیم شایگان ...
محمدرضا حائری
بالتیمور
دوم فروردین ۱۳٩٧
Forwarded from Mohammadreza Haeri
چنین شخصیتی وقتی با شما تماس می گیرد ، چه حالتی به شما دست می دهد؟ وقتی که می گوید : "بیا برویم یک خانه ی تاریخی را که متعلق به همسرسابقم هست ببینیم؛ .ببینیم میتوانیم نجاتش دهیم!" درون آن خانه گفتگوئی عمیق و آموزنده درباره معماری اواخر قاجار و اوایل پهلوی شکل گرفت. در نهایت تواضع، همیشه گفتگوئی را که درباره رشته های مختلف شروع می کردند- مثلا درهمین خانه قدیمی گفتند من متخصص معماری نیستم- در ابتدا موضع خود را به عنوان غیر متخصص اعلام و بعد انواع پرسش ها و دیدگاه ها را درباره همان موضوع ارائه می کردند و من شنونده "متخصص"، روشن تر و هاج و واج تر از گذشته به فکر فرو می رفتم. به موازات احاطه بر دوره های مختلف معماری ایران و جهان، همان‌قدر علاقمند و تفسیرگر نقش ها و صنایع دستی ایران متعلق به صفویه و قاجار بودند، چنان‌که فضای خانه ی ایشان- همان محضرِ لحظه های آموختنی و خاطره انگیز- با دقتی "شایگان وار" از نقش ها و دستاوردهای هنر ایران آراسته بود. درین فضا، دقتٰ، تفکر و عمق آموختنی بود. آقای شایگان در گفتگوهایشان، بیشتر اوقات، عشق و علاقه ی هندی ها را به ریاضیات مثال می زدند و به نوعی بی توجهی و عدم دقت مارا در نگاه به جهان تذکر می دادند.
علاقه ی آقای شایگان به موسیقی ایران،با علاقه اش به داریوش طلایی گره خورده بود.همان‌طور که به چندین هنرمند متعلق به نسل های جوان تر در قلمرو نقاشی و عکاسی وسینما مثل عباس کیارستمی، آیدین آغداشلو، بهمن جلالی و دیگر و دیگران توجه ویژه داشتند و درباره آن ها قلم زده و سخن رانده بودند، برای هنر و اندیشه داریوش طلایی احترام بسیار قائل بودند. حال تصور کنید چه محضر و چه لذتی شیرین تربرای یک معمار اهل موسیقی در فضاهای باز و پوشیده و بسته آن خانه با سقف های کوتاه و بلندش از دیدار و هم صحبتی با دو داریوش.
دیدار های ما افزون می شدند هنگامی که خواهرم نیلو فر حائری به ایران می آمدند و به اتفاق پیش ایشان می رفتیم. در دیدار دکتر شایگان ، منشِ ایشان این بود که همه ی اندیشه ها و اشخاص از هر طیف و صنف و دیدگاهی معرفی می شدند، حذف وجود نداشت و در مقابل تا بخواهی گفتگوهای ایشان پُر بود از طنز و شوخ طبعی! باورش مشکل است، ولی در هر دیدار، شعفی که از شنیدن سخنان ایشان نصیبمان می شد یک طرف و شادیِ حاصل از شوخ طبعی گفتارِ ایشان در طرف دیگر و هم‌زمانی این دو عبارت بود از تحقق معنای واقعی انبساط خاطر.
اکنون در دهه شصت عمربا پشتوانه ای از آشنائی ها و دیدارها، خوب میدانم مرگِ چنین خواجه نَه کاریست خُرد : اگرچه من این خبر را از دنیای مجازی شنیدم اما چنین به نظر می رسد که در جهانِ واقعی ، در دوم فروردین سالِ ۱۳۷۹ خورشیدی، خورشیدِ داریوش شایگان غروب کرد.
نه تنها باور ندارم بلکه واژه ای را هم سراغ ندارم که هم ترازِ شخصیت داریوش شایگان، توانِ تسلیت گفتن به خانواده، به نزدیکان و دوست دارانِ ایشان در ایران و سراسر جهان را داشته باشد،اما از آن جا که چاره ای نیست جُز پناه بردن به واژگان، این گونه خود را دراندوه این زیانِ فرهنگی عظیم جامعه جهانی شریک می دانم.
با تسلیت فراوان حضور فریده خانم مهربان، رکسان و ترانه و مهرداد عزیز و محقق برجسته رحیم شایگان ...
محمدرضا حائری
بالتیمور
دوم فروردین ۱۳٧٩
گفتگویی با عنوان «نسل هاى معماران معاصر ايران» به همراه نمایش ویدئو گذر و درنگ
لینک خبر: http://memarnews.com/?p=49739

@MemarNews
Forwarded from عکس نگار
‍ چشم انداز تفکر در معماریِ معاصر ایران
در دوران پس از شایگان

هر نویسنده جهانگرد متفکری از سفرهای خود شرحی از دیده‌ها و شنیده‌ها را با ما در میان می‌گذارد. اما در سفری که از بَنارس شروع شد و از شهرهایِ اصفهان، پاریس و لوس‌آنجلس عبور کرد، شایگانِ جهاندیده، جهان‌بینی خود را درباره این چهار شهر عرضه کرد؛ و به ما گفت که چگونه این شهرها و بناهای درون آن‌ها را اسطوره‌ها، نیروی‌های فرازمانی، اراده‌های فرامکانی، آگاهی‌های سرزمینی و نظام‌های سرمایه‌دارانه شکل داده‌اند.

ادای سهم داریوش شایگان به معماری و شهرسازی ایران از اولین نوشته‌ها تا آخرین گفت‌گوهایشان، قابل‌شناسائی و پیگیری‌ست. توجه شایگان به معماری ایران توجّهی فنی و هنرشناسانه نیست. این متفکر آزاد و آزاداندیشِ ایرانِ معاصر معتقد است که بناها و شهرها دارای روح هستند و اندیشه‌های رنگارنگ و بلندپروازانه انسانی را نمایندگی می‌کنند. "فضا، مظهر تجّلی روح فیاض قوم ایرانی است". بناهائی که واجد ارزش‌های معمارانه هستند می‌توانند از مسیرِ زمانِ خطّی خارج شده و در مکان خود از جایگاهی جاودان برخوردار شوند.

دوران پس از شایگان با خود اندوخته‌های شایان توجه و اندوه‌های بس نگران‌کننده‌ای را همراه دارد. اندوخته‌هائی که ما را به جلوه‌هایی از شناخت معماری ایران نزدیک ‌می‌کنند و نگرانی‌هائی که می‌پرسند وضعیت تفکر آگاه و خلاق پس از او چگونه خواهد بود؟

با مهر و احترام
محمدرضا حائری
8 تیرماه 97

@Sounareh #سونره