مطالعات شبه قاره هند
1.11K subscribers
1.33K photos
61 videos
19 files
365 links
کانالی برای دوستداران و علاقه مندان به اخبار و مسائل مربوط به شبه قاره‌ی هند
🇮🇳🇵🇰🇦🇫🇧🇩🇧🇹🇱🇰🇳🇵🇲🇻🇲🇲

پل ارتباطی
@MimNoghteh
Download Telegram
@indianstudies

مسدود شدن فیس‌بوک، ایکس و یوتیوب در نپال به دلیل عدم ثبت رسمی

دولت نپال اعلام کرده است که دسترسی به شبکه‌های اجتماعی بزرگ مانند فیس‌بوک، ایکس (توییتر سابق)، یوتیوب، و لینکدین را به دلیل بی‌توجهی آن‌ها به دستور ثبت رسمی در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات این کشور مسدود می‌کند. طبق این دستور، شرکت‌ها موظف بودند تا پایان مهلت تعیین‌شده نماینده محلی، مسئول رسیدگی به شکایات و فرد مسئول خودتنظیمی معرفی کنند، اما بسیاری از پلتفرم‌ها از این اقدام خودداری کردند.

وزیر ارتباطات نپال تأکید کرده است که دولت بارها به این شرکت‌ها فرصت داده و اکنون مجبور به قطع دسترسی شده است. تاکنون تنها چند پلتفرم از جمله تیک‌تاک و وایبر به طور رسمی ثبت شده‌اند. فعالان حقوق دیجیتال در نپال این اقدام را محدودکننده آزادی‌های عمومی دانسته و معتقدند بدون ایجاد زیرساخت قانونی مناسب، چنین مسدودسازی ناگهانی بیشتر جنبه کنترلی دارد.

نپال پیش‌تر نیز پیام‌رسان تلگرام را به دلیل افزایش کلاهبرداری‌های آنلاین مسدود کرده و سال گذشته پس از ۹ ماه ممنوعیت، دسترسی به تیک‌تاک را پس از پذیرش مقررات داخلی بازگرداند. این اقدام نپال در چارچوب روند جهانی تشدید نظارت دولت‌ها بر شرکت‌های فناوری و شبکه‌های اجتماعی، مشابه اقداماتی در آمریکا، اتحادیه اروپا، برزیل، استرالیا، هند و چین ارزیابی می‌شود.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies مسدود شدن فیس‌بوک، ایکس و یوتیوب در نپال به دلیل عدم ثبت رسمی دولت نپال اعلام کرده است که دسترسی به شبکه‌های اجتماعی بزرگ مانند فیس‌بوک، ایکس (توییتر سابق)، یوتیوب، و لینکدین را به دلیل بی‌توجهی آن‌ها به دستور ثبت رسمی در وزارت ارتباطات و…
@indianstudies

درگیری و خشونت بی‌سابقه در نپال

در روزهای ابتدایی سپتامبر ۲۰۲۵، تصمیم دولت نپال برای محدود کردن دسترسی به شبکه‌های اجتماعی اعتراضات گسترده‌ای را شعله‌ور کرد. این تصمیم که در واکنش به موج انتقادها از فساد و تبعیض اتخاذ شد، به سرعت خشم عمومی را برانگیخت و به خیابان‌ها کشاند.

از عوامل اصلی خشم عمومی، موضوعی است که در شبکه‌های اجتماعی با عنوان «بچه‌ پولدارها» یا «نپو کیدز» شناخته می‌شود؛ اشاره به فرزندان سیاستمداران و مقامات ارشد که با نمایش خودروهای لوکس، لباس‌های برند و سفرهای پرهزینه، شکاف طبقاتی و فساد ساختاری را آشکار کرده‌اند. فعالان مدنی خواستار تشکیل کمیسیونی ویژه برای تحقیق درباره دارایی‌های مقامات و خانواده‌هایشان شدند.

اعتراض‌ها با حضور هزاران جوان آغاز شد و به سرعت به خشونت کشید. نیروهای امنیتی با آب‌پاش، گاز اشک‌آور و حتی تیراندازی مستقیم تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند. در همان روزهای نخست، دست‌کم ۱۹ نفر کشته و صدها نفر زخمی شدند.

یک روز پس از آغاز درگیری‌ها، دولت ممنوعیت استفاده از شبکه‌های اجتماعی را لغو کرد. با این حال، اعتراضات شدت گرفت و معترضان ساختمان پارلمان، دفاتر احزاب سیاسی، دفاتر دولتی و منازل مقام‌های ارشد را به آتش کشیدند.

در پی گسترش بحران، نخست‌وزیر شارما اولی استعفای خود را اعلام کرد. او این تصمیم را تلاشی برای مدیریت وضعیت اضطراری کشور دانست، اما کناره‌گیری‌اش مانع ادامه خشونت‌ها نشد و درگیری‌ها همچنان ادامه یافت و در پی سر باز کردن عقده فروخورده، همسر وی بر اثر جراحات ناشی از به آتش کشیده شدن خانه اش توسط معترضان کشته شد.

در میانه این آشوب، وزیر دارایی نپال هدف مستقیم خشم معترضان قرار گرفت. ویدئویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، او را در حالی نشان می‌داد که به رودخانه پناه می‌برد و هم‌زمان مورد ضرب و شتم جمعیت خشمگین قرار می‌گیرد. این صحنه به نمادی از شدت بحران سیاسی و اجتماعی کشور تبدیل شد.

همچنین، وزیر امور خارجه نیز از حمله معترضان در امان نماند و تصاویری از کتک‌خوردن او در خیابان بازتاب گسترده‌ای یافت. حمله به مقام‌های ارشد، ابعاد تازه‌ای به بحران بخشید و بی‌اعتمادی به ساختار سیاسی موجود را بیش از پیش نمایان کرد.

در طول این حوادث، دست‌کم ۱۹ نفر کشته و بیش از ۵۰۰ نفر زخمی شدند. آتش‌سوزی‌ها، درگیری‌ها و حمله به اماکن دولتی، نشانه‌ای از شکاف عمیق میان نسل جوان و نخبگان سیاسی بود؛ شکافی که ریشه در فساد ساختاری، بی‌عدالتی اقتصادی و بحران آزادی بیان داشت.

نپال اکنون در شرایطی بی‌سابقه به سر می‌برد؛ استعفای نخست‌وزیر، تخریب گسترده ساختمان‌های دولتی، حمله مستقیم به وزرا و موجی از خشونت، آینده سیاسی کشور را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.

نپال با درآمد سرانه حدود ۱۴۰۰ دلار در سال، فقیرترین کشور جنوب آسیاست. نرخ بیکاری جوانان بسیار بالاست و نزدیک به یک‌سوم جوانان نه شغلی دارند و نه در حال تحصیل‌اند.

وابستگی اقتصاد به حواله‌های ارسالی کارگران مهاجر نیز چشمگیر است؛ در سال ۲۰۲۴ بیش از ۳۳ درصد تولید ناخالص داخلی نپال از محل این حواله‌ها تأمین شد. در چنین شرایطی، شکاف عمیق طبقاتی، فساد گسترده و انحصار منابع در دست خانواده‌های سیاسی، ریشه اصلی انفجار خشم عمومی امروز نپال به شمار می‌رود.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies درگیری و خشونت بی‌سابقه در نپال در روزهای ابتدایی سپتامبر ۲۰۲۵، تصمیم دولت نپال برای محدود کردن دسترسی به شبکه‌های اجتماعی اعتراضات گسترده‌ای را شعله‌ور کرد. این تصمیم که در واکنش به موج انتقادها از فساد و تبعیض اتخاذ شد، به سرعت خشم عمومی…
@Indianstudies

نپال؛ ارتش در خیابان و دولت در بحران

اعتراض‌های گسترده نسل جوان در نپال که در واکنش به مسدود شدن شبکه‌های اجتماعی آغاز شد، طی روزهای اخیر به بحرانی سیاسی و امنیتی بی‌سابقه تبدیل شده است. این اعتراض‌ها به‌سرعت از مخالفت با محدودیت‌های اینترنتی به جنبشی ضد فساد و ضد ساختار حاکم بدل شد.

با تشدید بحران، ارتش نپال که به‌ندرت در امور داخلی مداخله می‌کند، روز چهارشنبه وارد صحنه شد. سربازان مسلح در خیابان‌های پایتخت مستقر شدند و مقررات منع آمدوشد اعلام شد. ارتش در بیانیه‌ای شامگاه سه‌شنبه تأکید کرد که وظیفه‌اش حفظ نظم و قانون است.

این اقدام پس از آن صورت گرفت که پلیس در کنترل اوضاع ناتوان ماند و ساختمان‌های دولتی از جمله پارلمان به آتش کشیده شدند. صحنه‌هایی از سوزاندن پرچم‌های کمونیستی و شعارهای تند علیه رهبران سیاسی، موجی از نگرانی را در سراسر منطقه برانگیخته است.

نخست‌وزیر که هدف اصلی خشم معترضان بود، در نهایت از سمت خود کناره‌گیری کرد. کناره‌گیری او اما پرسش‌های بزرگی درباره آینده سیاسی نپال بر جای گذاشته است.

بسیاری از ناظران بیم دارند که خلأ قدرت موجب بی‌ثباتی بیشتر شود. همسایگان نپال، به‌ویژه هند و چین، تحولات را از نزدیک دنبال می‌کنند؛ در حالی که ملی‌گرایان هندی و اپوزیسیون چینی این رخدادها را نشانه‌ای از پایان دوران نفوذ احزاب چپ در نپال تلقی کرده‌اند.

در تحولی مهم، معترضان در نشست مجازی خود تصمیم گرفتند سوشیلا کارکی، نخستین زن رئیس دیوان عالی نپال، را به‌عنوان رهبر موقت برگزینند. انتخاب او پیام آشکاری از سوی جوانان معترض است که خواهان رهبری مستقل و غیرحزبی‌اند. کارکی که به پاک‌دستی و استقلال قضایی شهرت دارد، اکنون با مأموریتی دشوار روبه‌روست: هدایت حکومتی انتقالی در شرایطی که کشور در بحران عمیق سیاسی و اقتصادی فرو رفته است.

با وجود این تحولات، آینده نپال همچنان مبهم است. مشکلات ریشه‌ای از جمله فساد ساختاری، بیکاری گسترده جوانان و حاکمیت طبقه‌ای تثبیت‌شده، همچنان پابرجاست. نپال به سرنوشت کشورهای همسایه خود، بنگلادش و سریلانکا، می‌نگرد که در سال‌های اخیر شاهد اعتراض‌های مشابه بودند اما هنوز در جستجوی ثبات سیاسی و اقتصادی‌اند. اینکه جنبش نسل Z بتواند به اصلاحات واقعی منجر شود یا تنها فصل دیگری از بی‌ثباتی در این کشور کوهستانی خواهد بود، پرسشی است که پاسخ آن در روزها و هفته‌های آینده مشخص خواهد شد.

نپال کشوری کوچک و محصور در خشکی است که میان دو قدرت بزرگ آسیا، چین و هند، قرار گرفته و همین موقعیت جغرافیایی آن را به صحنه‌ای حساس از رقابت‌های منطقه‌ای بدل کرده است. اقتصاد نپال به‌شدت به تجارت و کمک‌های دو همسایه وابسته است و هر تحول سیاسی در کاتماندو بلافاصله در پکن و دهلی‌نو بازتاب می‌یابد. در عین حال، این کشور جایگاهی نمادین و جهانی دارد؛ چراکه قله اورست، بام جهان، در مرز آن با چین قرار گرفته و نپال را به مقصدی شناخته‌شده برای کوهنوردان و گردشگران بین‌المللی تبدیل کرده است.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies تعرفه‌های جدید آمریکا و هند دولت ایالات متحده اعلام کرد که از ۷ اوت، تعرفه‌ای ۲۵ درصدی بر واردات بسیاری از کالاهای هند اعمال خواهد شد. اگرچه تمرکز اصلی این تصمیم بر هند بوده، اما کشورهای همسایه نیز به دلیل حضور در زنجیره تأمین منطقه‌ای،…
@indianstudies

بزرگ‌ترین اپراتور بندری خصوصی هند، ورود نفتکش‌های تحت تحریم غرب را ممنوع کرد

شرکت آدانی، که مدیریت ۱۴ بندر از جمله بندر مهم موندرا را در اختیار دارد، اعلام کرده ورود نفتکش‌هایی که تحت تحریم‌های کشورهای غربی قرار دارند به بنادر تحت کنترل خود ممنوع است.

این تصمیم شامل خدمات بندری و اجازه پهلوگیری نیز می‌شود و به گفته منابع آگاه، می‌تواند بر جریان بخشی از واردات نفت خام، از جمله محموله‌هایی که با ناوگان موسوم به «سایه» روسیه جابه‌جا می‌شوند، تأثیر بگذارد.

برای نمونه، شرکت HPCL-Mittal Energy که پالایشگاهی با ظرفیت ۲۲۶ هزار بشکه در روز دارد، مواد خام خود را از طریق بندر موندرا دریافت می‌کند و ممکن است تحت تأثیر این سیاست قرار گیرد. هرچند دولت هند همچنان تأکید دارد که تنها به تحریم‌های سازمان ملل پایبند است و خرید نفت روسیه را رسماً متوقف نکرده، اما اقدام آدانی نشانه‌ای از محدودیت‌های جدید در مسیر ورود کشتی‌های تحت تحریم به بازار هند تلقی می‌شود.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstidies مواضع کشورهای شبه‌قاره درباره حملات تجاوزکارانه اسرائیل علیه ایران و پاسخ‌های دفاعی ایران ۱. هند وزارت خارجه هند در بیانیه‌ای رسمی ضمن ابراز نگرانی از گسترش درگیری، از هر دو طرف خواست از هر گونه اقدام تحریک‌آمیز خودداری کنند و از «کانال‌های…
@indiansrudies

درخواست پاکستان برای تعلیق عضویت اسرائیل در سازمان ملل

«شهباز شریف»، نخست‌وزیر پاکستان در نشست اضطراری سران کشورهای عربی و اسلامی در دوحه گفت که حمله تجاوزکارانه اسرائیل به قطر نمونه‌ای از مقاصد این رژیم برای هیمنه بر منطقه است.

نخست‌وزیر پاکستان با تاکید بر لزوم توقف فوری حملات اسرائیل به نوار غزه، خواهان تعلیق عضویت این رژیم در سازمان ملل شد.

Pakistani Prime Minister Shehbaz Sharif condemned the attack on Qatar as a blatant violation of its sovereignty, expressing full solidarity and warning that the strike reflects Israeli ambitions of hegemony.

Pakistani Prime Minister Shehbaz Sharif condemned the ongoing attacks in Gaza, expressing support for forming an Arab-Islamic working group to take action against Israel.

He called for suspending Israel’s UN membership and stressed the need to achieve a two-state solution.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies پاکستان: ما کشور دوم بن‌سلمان هستیم ▪️شاه‌محمود قریشی، وزیرامورخارجی پاکستان، هم‌زمان با سفر محمد بن‌سلمان ولی‌عهد عربستان به این کشور گفته: «عربستان نخستین‌کشوری‌بودکه در رنج‌های ما در کنار پاکستان ایستاد و ما هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنیم؛ ▫️رهبری…
@indianstudies

پیمان دفاع راهبردی میان عربستان و پاکستان

عربستان سعودی و پاکستان در جریان سفر شهباز شریف نخست وزیر پاکستان به ریاض، توافقنامه مهم و نمادین دفاع متقابل استراتژیک را امضا کردند.

امضای پیمان دفاع راهبردی مشترک میان دو کشور نشانه‌ای آشکار از تغییری استراتژیک در پویایی قدرت در خاورمیانه است، تغییری که ریشه در ناامیدی فزایندهٔ رهبران منطقه از ضمانت‌های امنیتی سنتی دارد. این پیمان هرگونه تجاوز به یکی از دو کشور را به منزلهٔ تجاوز به هر دو تعریف می‌کند.

علاوه بر این تعهد نمادین، طرفین قصد دارند همکاری نظامی، هماهنگی اطلاعاتی و تمرینات دفاعی را گسترش دهند تا بازدارندگی مشترک خود را در برابر تهدیدات منطقه‌ای افزایش دهند.

یکی از دلایل مهم برای امضای این پیمان، افزایش نگرانی‌ها درباره ثبات منطقه‌ای است؛ به ویژه پس از حمله هوایی اسرائیل به دوحه که بازتاب گسترده‌ای در جهان عرب داشت.

این حادثه بار دیگر ضعف پوشش امنیتی موجود را نمایان ساخت و نشان داد کشورهایی مانند عربستان ممکن است نتوانند صرفاً به حمایت قدرت‌های فرامنطقه‌ای اعتماد کنند. همین فشارها به همراه تحولات بین‌المللی، عربستان را به سمت انعقاد پیمان‌هایی سوق داده که استقلال عمل امنیتی آن را افزایش دهد.

پیشینه روابط بین عربستان و پاکستان، ده‌ها سال است که بر همکاری گستردهٔ نظامی بنا شده است؛ پاکستان همواره نقش کلیدی در آموزش نیروهای سعودی داشته و تمرینات نظامی مشترک را برگزار کرده است. اما نکتهٔ مهم این است که این همکاری حالا به یک تعهد رسمی و ساختاریافته تبدیل شده؛ به این معنی که نه فقط دو کشور می‌گویند در صورت تهدید کنار هم خواهند بود، بلکه چارچوب قانونی و عملی برای این همکاری تعریف شده است.

با این حال، مسائلی هم وجود دارد که نقشه راه عملیاتی شدن چنین پیمانی را پیچیده می‌کند. مهم‌ترین سوال این است که آیا این تعهد شامل استفاده از تضمین هسته‌ای پاکستان می‌شود یا نه؛ موضوعی که طرف سعودی تاکنون به‌صورت مستقیم به آن پاسخ نداده و تنها اعلام کرده است که این توافق «تمامی ابزارهای نظامی لازم بسته به نوع تهدید» را در بر خواهد گرفت.

پیامدهای منطقه‌ای این پیمان می‌تواند دامنهٔ وسیعی داشته باشد. کشورهایی که پیش‌تر بر توازن قدرت در منطقه حساب می‌کردند، اکنون باید رفتار خود را بازبینی کنند.

عربستان با این اقدام نه فقط می‌خواهد امنیت خود را تضمین کند، بلکه می‌خواهد بگوید که می‌تواند بین متحدان مختلفش توازن برقرار کند. به عنوان مثال رابطه با هند را همچنان حفظ کند.

همچنین، این پیمان از نظر سیاسی برای پاکستان فرصت‌هایی را ایجاد می‌کند تا جایگاه بین‌المللی‌اش را ارتقا دهد و حمایت‌های مالی و نظامی جدیدی را جذب کند.

وزیر دفاع پاکستان پیشتر در حاشیه نشست اضطراری عربی-اسلامی به میزبانی قطر، بر ضرورت ایجاد یک «نیروی نظامی اسلامی» مشابه ناتو تاکید کرد؛ ایده ای که مورد حمایت کشورهای عربی-اسلامی مثل مصر، ایران، عراق و ترکیه نیز قرار دارد.

Saudi Arabia and Pakistan sign a mutual defense pact

This agreement, which reflects the shared commitment of both nations to enhance their security and to achieving security and peace in the region and the world, aims to develop aspects of defense cooperation between the two countries and strengthen joint deterrence against any aggression.
Pact declares any attack on Saudi Arabia or Pakistan an attack on both, deepening shared security alliance.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies پیمان دفاع راهبردی میان عربستان و پاکستان عربستان سعودی و پاکستان در جریان سفر شهباز شریف نخست وزیر پاکستان به ریاض، توافقنامه مهم و نمادین دفاع متقابل استراتژیک را امضا کردند. امضای پیمان دفاع راهبردی مشترک میان دو کشور نشانه‌ای آشکار از…
@indianstudies

پیامدهای امنیتی و ژئوپلیتیکی توافق دفاعی عربستان و پاکستان

امضای توافق دفاع متقابل میان عربستان سعودی و پاکستان، به سرعت واکنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی را برانگیخته است.

هند در نخستین موضع‌گیری رسمی خود اعلام کرد که پیامدهای این تحول را برای امنیت ملی و ثبات منطقه‌ای و جهانی مورد بررسی قرار خواهد داد. سخنگوی وزارت امور خارجه هند تأکید کرد که دهلی‌نو در قبال این تحولات، تعهد کامل به حفاظت از منافع ملی خود دارد.

این توافق که در ریاض میان ولیعهد عربستان، محمد بن سلمان، و نخست‌وزیر پاکستان، شهباز شریف، امضا شد، در واقع رسمی‌سازی همکاری‌های دیرینه دو کشور در حوزه امنیتی و نظامی است. بر اساس مفاد اعلام‌شده، هرگونه حمله به یکی از طرفین به منزله حمله به دیگری تلقی خواهد شد؛ بندی که در ظاهر یک «پیمان دفاع جمعی» را تداعی می‌کند.

با این حال، تحلیلگران معتقدند که توان عملی عربستان برای دفاع از پاکستان در برابر هند یا قدرت پاکستان برای حمایت از عربستان در برابر اسرائیل و ایالات متحده، محدود و غیرواقعی است. از این رو، کارکرد اصلی توافق بیشتر در چارچوب مقابله با تهدیدات نزدیک و منطقه‌ای قابل درک است. امری که می تواند دلالت هایی هم برای ایران داشته باشد.

در صورت بروز درگیری میان ایران و آمریکا یا حملات موشکی احتمالی تهران علیه پایگاه‌های آمریکا در عربستان، اسلام‌آباد می‌تواند بر اساس این توافق نقش فعال‌تری ایفا کند. همین امر موجب شده برخی کارشناسان ایرانی این توافق را نشانه‌ای از هم‌راستایی بیشتر متحدان آمریکا علیه ایران بدانند که این رویکرد البته نیاز به پختگی بیشتر دارد.

همچنین، توافق امنیتی در حالی صورت گرفته است که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نسبت به میزان اتکاپذیری به آمریکا به‌عنوان حافظ امنیت خود بیش از پیش دچار تردید شده‌اند. حمله اسرائیل به قطر این نگرانی‌ها را افزایش داده است.

جالب توجه که عربستان در تماس های جداگانه ای با ایران و آمریکا پس از انعقاد پیمان دفاعی احتمالا تلاش کرده است به آنها این اطمینان خاطر را بدهد که توافق مذکور علیه آن دو نیست.

وقتی از یک مقام رسمی عربستانی پرسیده شد که آیا پاکستان بر اساس این پیمان موظف خواهد بود برای عربستان یک «چتر هسته‌ای» فراهم کند یا نه، او پاسخ داد: «این یک توافق دفاعی جامع است که همه ابزارهای نظامی را در بر می‌گیرد.» اگر درست باشد اولین نمونه خارج از ناتو و چتر آمریکا خواهد بود.

مقامات سابق پاکستانی ارزیابی‌های متفاوتی از توافق دارند. ملیحه لودی، سفیر سابق پاکستان، آن را یک «تغییر کیفی» در روابط دو کشور و نشانه ایفای نقش امنیتی گسترده‌تر اسلام‌آباد در خاورمیانه دانسته است. مشاهد حسین، سناتور سابق، از آن به عنوان «مهم‌ترین ابتکار دیپلماتیک و نظامی پنجاه سال گذشته» یاد کرده و تأکید دارد که هند از این تحول غافلگیر شده است.

ریشه‌های روابط امنیتی دو کشور به سال‌های آغازین استقلال پاکستان بازمی‌گردد. عربستان از نخستین کشورهایی بود که پاکستان را در سال ۱۹۴۷ به رسمیت شناخت و از آن زمان، همکاری‌های نظامی، آموزشی و مالی گسترده‌ای میان دو طرف برقرار بوده است.

آموزش هزاران نظامی سعودی توسط ارتش پاکستان و حضور مستمر نیروهای پاکستانی در خاک عربستان نمونه‌هایی از این همکاری دیرینه به شمار می‌روند.

با این حال، شرایط کنونی منطقه‌ای—از جنگ‌های اسرائیل علیه غزه و ایران گرفته تا حمله اخیر اسرائیل به دوحه—موجب شده کشورهای خلیج فارس به دنبال تقویت سازوکارهای دفاعی مستقل باشند.

پاکستان تنها کشور مسلمان دارای سلاح هسته‌ای است و همچنین بزرگ‌ترین ارتش جهان اسلام را در اختیار دارد؛ ارتشی که همواره اعلام کرده تمرکز اصلی‌اش بر مقابله با دشمن همسایه، هند، است.
مطالعات شبه قاره هند
بندر چابهار از تحریم آمریکا معاف است الیس ولز معاون وزیر خارجه‌ آمریکا دردیدار با صلاح‌الدین ربانی، سرپرست وزارت خارجه‌ افغانستان، از موافقت واشگتن با درخواست کابل مبنی بر معافیت بندر چابهار از تحریم‌های آمریکا خبر داد./ایرنا
@indianstudies

لغو معافیت تحریمی چابهار

ایالات متحده تصمیم گرفته است معافیت تحریمی که در سال ۲۰۱۸ برای فعالیت هند در بندر چابهار ایران صادر کرده بود، لغو کند. این تصمیم از ۷ مهر برابر با ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵ اجرایی می‌شود.

وزارت خارجه آمریکا با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که معافیت تحریمی اعطا شده به بندر چابهار در ایران را لغو کرده است. این اقدام بخشی از سیاست «فشار حداکثری» دولت ترامپ است. معافیت در سال ۲۰۱۸ برای کمک به بازسازی و توسعه اقتصادی افغانستان صادر شده بود.

لغو این معافیت می‌تواند شرکت‌های هندی در بندر چابهار را در معرض تحریم‌های آمریکا قرار دهد و یکی از پروژه‌های کلیدی هند برای اتصال به منطقه را با پیچیدگی مواجه کند.

بندر چابهار به هند اجازه می‌دهد تا با دور زدن پاکستان، به افغانستان و آسیای مرکزی دسترسی پیدا کند.

هند در سال ۲۰۲۴ قراردادی ۱۰ ساله برای توسعه و بهره‌برداری از این بندر با ایران امضا کرده بود.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies منابع آمریکایی تایید کردەاند آخرین نیروهای ارتش آمریکا روز جمعه پس از نزدیک به ۲۰ سال پایگاه هوایی بگرام در افغانستان را ترک كردند. پس از حمله آمریکا به افغانستان این پایگاه، کانون اصلی نیروهای آمریکا برای هدف قرار دادن طالبان و شکار رهبران…
@indianstudies

بگرام؛ حلقه مفقوده راهبرد آمریکایی در معادلات منطقه‌ای

بحث بازگشت ایالات متحده آمریکا به پایگاه نظامی بگرام بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ تحولی که ابعاد ژئوپلیتیک و امنیتی گسترده‌ای برای افغانستان و همسایگان آن دارد.

سید رسول موسوی، دیپلمات پیشین ایران، در گفت‌وگویی با ایسنا تأکید کرده است که بگرام به دلیل موقعیت راهبردی خود می‌تواند همزمان آسیای مرکزی، سیبری و اقیانوس هند را تحت پوشش قرار دهد و حتی ظرفیت ضدحمله هسته‌ای نیز دارد. وی بگرام را حلقه گمشده چهارگوش راهبردی آمریکا متشکل از اینجرلیک، بگرام، دوحه و بحرین می‌داند.

از منظر حقوقی و سیاسی، توافق دوحه میان آمریکا و طالبان به واشنگتن امکان پرواز و حضور در آسمان افغانستان را داده است. همین موضوع به یکی از کارت‌های مهم آمریکا در تعامل با طالبان بدل شده است؛ چرا که آسمان افغانستان برای طالبان حیاتی است و پهپادهای آمریکایی همچنان در این کشور، به‌ویژه در قندهار، فعالیت دارند. کارشناسان معتقدند واشنگتن می‌تواند با ابزارهایی چون شناسایی حکومت طالبان، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و کمک‌های اقتصادی، در مسیر مذاکره بر سر بگرام امتیازگیری کند.

اندری کورتونوف، کارشناس روسی، یادآور شده است که طالبان تنها در صورت دریافت امتیازات جدی حاضر به همکاری خواهند بود؛ از جمله استفاده مشترک یا دسترسی محدود آمریکا به برخی زیرساخت‌های بگرام. او هشدار داده است که نزدیکی بیش از حد طالبان به آمریکا می‌تواند آنان را در برابر جریان‌های بنیادگرا در داخل افغانستان آسیب‌پذیر سازد.

از سوی دیگر، ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با تهدید علنی خواستار بازگرداندن بگرام شده و هشدار داده است که در غیر این صورت «اتفاقات بدی» رخ خواهد داد. این موضع‌گیری با واکنش تند طالبان روبه‌رو شد.

سخنگوی طالبان، ذبیح‌الله مجاهد، تأکید کرد که سیاست خارجی افغانستان مبتنی بر واقع‌گرایی، عقلانیت و همکاری اقتصادی با همه کشورهاست، اما واگذاری خاک افغانستان به بیگانگان امکان‌پذیر نیست. فصیح‌الدین فطرت، رئیس ستاد کل وزارت دفاع طالبان نیز هرگونه توافق بر سر بگرام را رد کرده و استقلال و تمامیت ارضی را «خط قرمز» دانسته است.

این تقابل گفتاری نشان می‌دهد که بگرام صرفاً یک پایگاه نظامی نیست، بلکه نماد حاکمیت ملی افغانستان و نقطه‌ای استراتژیک در معادلات کلان جهانی. بازگشت احتمالی آمریکا به این پایگاه نه تنها چالشی برای طالبان بلکه تهدیدی مستقیم برای ایران، روسیه و چین و حتی پاکستان و عربستان تلقی می‌شود.

در همین حال، طرح دوباره بگرام می‌تواند بخشی از سناریوی گسترده‌تر آمریکا و اسرائیل برای مهار تحولات امنیتی در خاورمیانه و حتی مقابله با قابلیت‌های هسته‌ای پاکستان بعد از پیمان جدید آن کشور با عربستان باشد.

فشارهای فزاینده واشنگتن علیه کابل یکی از دلایل عدم شناسایی بین المللی طالبان بوده است، عاملی که باعث شده، برخلاف سوریه، کرسی طالبان هنوز در اختیار دولت ساقط شده افغانستان باشد. چنین امتیازهایی می تواند طالبان را تحریک نماید هرچند چشم‌انداز واگذاری دوباره بگرام به آمریکا در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسد.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies مجمع عمومی سازمان ملل متحد و شبه قاره هند افغانستان که یکسال پیش سرخط مهم‌ترین موضوعات بود دیگر موضوع اصلی مورد بحث رهبران جهان نبوده است. در هفتادوهفتمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، رهبران قدرت‌های بزرگ که خود را داعیه دار نظم جهان…
@indianstudies

محور سخنرانی مقامات شبه قاره در نشست ۸۰ام سازمان ملل

پاکستان
نخست‌وزیر پاکستان، شهباز شریف، در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان تأکید نمود که صلح پایدار با هند بدون حل مسئله کشمیر ممکن نیست و از جامعه بین‌المللی خواست برای تحقق حق تعیین سرنوشت مردم کشمیر اقدام کند.

شریف همچنین از نقش دونالد ترامپ در جلوگیری از تشدید بحران اخیر میان هند و پاکستان قدردانی کرد و او را «مرد صلح» نامید.

وی از حقوق ملت فلسطین و پایان اشغالگری‌ها حمایت کرد و خواستار اقدام فوری برای توقف بحران انسانی در غزه شد.

شریف به چالش‌های جهانی مانند تغییر اقلیم، تروریسم، و اسلام‌هراسی اشاره کرد و بر لزوم همکاری کشورهای جهان در این زمینه‌ها تأکید ورزید.

او همچنین از طالبان خواست به حقوق بشر به‌ویژه حقوق زنان و دختران احترام بگذارند و بر لزوم همبستگی برای توسعه پایدار و احترام به برابری و حاکمیت کشورها تأکید کرد.

هند
وزیر امور خارجه هند، سوبرامانایام جیشانکار، پاکستان را به‌عنوان «مرکز تروریسم جهانی» معرفی کرد و از حمایت‌های آن کشور از گروه‌های تروریستی انتقاد نمود.

جیشانکار به حمله تروریستی اخیر در پهالگام اشاره کرد که منجر به کشته شدن ۲۶ نفر شد و آن را «وحشیانه» خواند. وی تأکید کرد که هند حق دارد از شهروندان خود در برابر تروریسم دفاع کند و عاملان این حمله را به عدالت خواهد سپرد.

وزیر امور خارجه هند همچنین بر لزوم اصلاح شورای امنیت سازمان ملل متحد تأکید کرد و خواستار گسترش عضویت دائمی و غیردائمی این شورا شد. وی افزود که هند آماده است تا مسئولیت‌های بیشتری را در یک شورای امنیت اصلاح‌شده بر عهده گیرد.

در این سخنرانی، جیشانکار به چالش‌های جهانی مانند جنگ تعرفه‌ها و بحران‌های انسانی در اوکراین و غزه اشاره کرد و بر لزوم همکاری بین‌المللی برای مقابله با این مسائل تأکید نمود. وی همچنین از کشورهای جهان خواست تا در برابر تروریسم و حمایت از آن موضع قاطعی اتخاذ کنند و افزود که «حمایت از تروریسم در نهایت به خود آن کشور بازخواهد گشت».

بنگلادش
محمد یونس، حاکم موقت بنگلادش، بر بحران انسانی روهینگیا تأکید نمود و هشدار داد که با کاهش کمک‌های بین‌المللی، وضعیت بیش از ۱.۳ میلیون پناهجوی روهینگیا در بنگلادش به سمت فاجعه پیش می‌رود و از جامعه جهانی خواست برای جلوگیری از این بحران و فشار بر میانمار برای اعطای حقوق شهروندی به روهینگیا اقدام کند.

یونس از هند انتقاد کرد و مدعی شد که این کشور در تلاش است تا اعتراضات دانشجویی در بنگلادش را به‌عنوان تهدیدی مشابه طالبان معرفی کند. وی افزود که این اقدامات هند به تضعیف جنبش‌های مردمی در بنگلادش کمک می‌کند.

یونس همچنین بر لزوم اصلاحات جهانی و بازگرداندن دارایی‌های دزدیده‌شده از کشورهای در حال توسعه تأکید کرد و احیای اتحادیه همکاری‌های منطقه‌ای جنوب آسیا (سارک) را ابزاری برای تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و توسعه مشترک دانست.

او چشم‌انداز خود را برای جهان «سه صفر» مطرح کرد، شامل صفر کربن، صفر تمرکز ثروت و صفر بیکاری، و این اهداف را برای مقابله با فقر و نابرابری ضروری دانست.

یونس همچنین بر اهمیت برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه در بنگلادش و تقویت چندجانبه‌گرایی در سازمان ملل برای شنیده شدن صدای کشورهای در حال توسعه تأکید نمود.
@indianstudies

رد پای مودی در تقویت روابط هند با اسرائیل

آمارهای رسمی حاکی از آن است که ۴۵ درصد کل صادرات تسلیحات نظامی رژیم صهیونیستی به مقصد هند انجام می‌شود.

نارندرا مودی، نخست وزیر هند، از زمانی که در اکتبر سال ۲۰۰۱ به عنوان سر وزیر ایالت گجرات پا به عرصه سیاسی این کشور گذاشت، با تمام توان تلاش کرده تا با استفاده از همه ظرفیت‌ها، مناسبات کشورش با رژیم صهیونیستی را گسترش دهد.

در واقع حلقه نزدیکان مودی به رژیم صهیونسیتی به عنوان الگوی توسعه‌ای نگاه می‌کردند که باید در گجرات هم پیاده می‌شد.
پس از ناآرامی‌های سال ۲۰۰۲ در ایالت گجرات، تلاش‌هایی از سوی احزاب چپ و چپ میانه رو این ایالت برای متوقف کردن تلاش‌های مودی برای توسعه مناسبات با اسرائیل به جریان افتاد اما با این وجود مودی به رویکرد خود در نزدیک شدن به اسرائیل ادامه داد و سطح روابط هند و رژیم صهیونیستی را تا حد زیادی تقویت کرد.

مودی حتی در سال ۲۰۰۶ به بهانه بازدید از برخی اقدامات رژیم صهیونیستی در حوزه مدیریت آب به سرزمین‌های اشغالی سفر کرد و این اتفاق در حالی رخ داد که آمریکا به خاطر سرکوب اعتراضات سال ۲۰۰۲ مسلمانان در گجرات ویزای مودی را لغو کرده بود.

برخی کارشناسان بر این باورند که دلیل تلاش‌های مودی برای نزدیک شدن به رژیم صهیونیستی نزدیک بودن ایدئولوژی و جهان بینی وی به احزاب راست‌گرا در اسرائیل بوده است.

مودی در زمان سر وزیری گجرات حتی تلاش کرد در حوزه‌های امنیتی از موساد رژیم صهیونیستی کمک بگیرد و این همکاری خود را در یک حادثه تروریستی در سال ۲۰۰۸ در بمبئی نشان داد.

در واقع این مودی بود که پای اسرائیل را به هند باز کرد و اولین حضور صهیونیست‌ها در هند با امضا توافق نامه ساخت یک کارخانه لبنیات در گجرات کلید خورد و شرکت البیت اسرائیل متعهد شد که ۱۰ هزار گاو برای ساخت این کارخانه وارد این ایالت کند. دولت مودی در این توافق نامه ۱۴۳ هکتار زمین را طی یک قرارداد لیزینگ ۳۰ ساله به طرف اسرائیلی واگذار کرد.

در آن زمان البیت مدعی بود که گاوهای این شرکت روزانه ۲۵ تا ۳۰ لیتر شیر تولید می‌کنند اما این عدد برای گاوهای بومی هند ۳ تا ۹ لیتر است. طرف اسرائیلی حتی مدعی بود که با استفاده از اسپرم یخ زده گاوهای خود می‌تواند به دامداران گجرات کمک کند اما پروژه مذکور به طور کامل به تاریخ پیوست و اجرا نشد.

در سال ۲۰۱۴ که مودی نخست وزیر هند شد، تغییر بنیادینی در سیاست خارجی این کشور که تا پیش از این به فلسطینی‌ها متمایل بود، ایجاد شد و هند به سمت گسترش روابط با اسرائیل رفت و حتی کار به جایی رسید که سوجاتا سینگ، وزیر خارجه وقت هند در سال ۲۰۱۵، به خاطر گنجانده شدن یک پاراگراف در قطعنامه گروه بریکس علیه اسرائیل از سوی مودی از وزارت برکنار شد.

به گزارش روزنامه تایمز هند، در طول دوران نخست وزیری مودی، روابط این کشور با اسرائیل نه تنها گسترش یافت، بلکه به یکی از ستون‌های اصلی سیاست خارجی این کشور بدل شده است.

آمارهای رسمی حاکی از آن است که در شرایط کنونی ۴۵ درصد از کل صادرات سالانه تسلیحات اسرائیل به مقصد هند انجام می‌شود و شرکت‌های هندی روابط بسیاری نزدیکی را با شرکت‌های دفاعی و اقتصادی اسرائیلی توسعه داده‌اند.

شرکت معروف ادانی هند هم اکنون یکی از اصلی ترین سهامداران شرکت صهیونیستی البیت سیستم است که ۸۰ درصد کل تجهیزات نیروی زمینی ارتش رژیم صهیونیستی و ۸۵ درصد پهپادهای آن را تأمین می‌کند. ادانی همچنین در شرکت بهره برداری بندر حیفا هم میلیاردها دلار سهام دارد.

از دیگر شرکت‌های بزرگ هندی که با اسرائیلی‌ها همکاری گسترده دارد می‌توان به ریلاینس اشاره کرد که از موشک‌های تولیدی همین شرکت در همکاری با شرکت رافائل اسرائیل، برای نابود کردن ساختمان‌ها در باریکه غزه استفاده می‌شود.

یک شرکت هندی به نام تونبو حتی به اسرائیل موشک‌های نقطه زن و تسلیحات حرارتی سبک صادر می‌کند.

دولت هند و رژیم صهیونیستی در کنار مراودات نظامی، در حوزه‌های انرژی، دارویی، مدیریت آب، بهداشت، آموزش، مالی و فنآوری با یکدیگر روابط گسترده دارند.

در واقع از طریق همین همکاری‌ها دولت هند تلاش می‌کند تا روابط و حمایت‌های خود از صهیونیست‌ها را طبیعی جلوه دهد و به طور غیر مستقیم به اقدامات ضد بشری اسرائیل علیه مردم غزه، مشروعیت ببخشد.

از مهمترین شرکت‌های هندی که همکاری گسترده‌ای با رژیم صهیونیستی دارند می‌توان به شرکت نفت هند، دارویی دکتر ردی, سامواردانا موترسون، ریلاینس، بهارات الکترونیکس، و هندوستان ایروناتیکس اشاره کرد.

ارتش هند هم تاکنون چندین قرارداد میلیاردی با اسراییلی‌ها امضا کرده است به گونه‌ای که شرکت تاتا موتورز هند لندرورهای دیفندر به اسرائیل صادر می‌کند که این خودروها سپس به خودروهای زرهی نظامی تبدیل شده و در جنگ علیه مردم غزه و فلسطین در کرانه باختری استفاده می‌شوند.

پایگاه خبری مشرق
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies آگهی تور نوروزی از ایران به افغانستان در آخر ۱۳۵۳ در تهران؛ وقتی منطقه آرام بود رضا امیرخانی، نویسنده جانستان کابلستان، در مصاحبه اخیرش می گه : الان اگه بخوام مهاجرت کنم می رم افغانستان ... جایی که آدم ها وسط کلی خطر « آزادن » و می تونی باهاشون…
@indianstudies

امیرخانی، شجاعی و... در لیست جدید سانسور طالبان

فهرست ممنوعه‌های امارت به‌روزرسانی شد.

کتاب‌فروش هراتی که نمی‌خواست نامش فاش شود، از نام‌های تازه‌ای یاد می‌کند که هم عجیب‌اند و هم باورنکردنی.

طالبان به ‌این ‌ترتیب، سانسور را از دایره محدود متون دینی آغاز کرد، اما دامنه‌اش به ادبیات، شعر و رمان کشیده شد؛ جایی که کلمات قرار بود پنجره‌ای به تخیل و آزادی باشند، حالا در فهرست سیاه جای گرفته‌اند. کتاب‌فروش می‌گوید:

اسم‌هایی در لیست هست که حتی شنیدنش هم آدم را شوکه می‌کند. هوشنگ گلشیری، رضا امیرخانی، ابراهیم گلستان، اسماعیل فصیح، سیدمهدی شجاعی، عبدالحسین زرین‌کوب، نادر ابراهیمی، هوشنگ مرادی‌کرمانی، احمد محمود و جمال میرصادقی... طالبان همه اینها را ممنوع کرده‌اند.

از رمان و داستان گرفته تا آثار تاریخی و دینی. شما ببینید، وقتی نویسنده‌ای مثل مرادی‌کرمانی که قصه‌های کودکانه و شیرین نوشته هم در لیست ممنوعه قرار می‌گیرد، یعنی دیگر هیچ منطقی در کار نیست.

برای طالبان مهم نیست نویسنده چه گفته یا کتاب چه محتوایی دارد. همین که کتاب از ایران آمده باشد یا نویسنده‌اش به اندیشه‌ای متفاوت معروف باشد، کافی است تا از قفسه‌ها جمع شود. این‌طور که پیش می‌رود، ما باید آماده باشیم تا هر کتابی، حتی ساده‌ترین داستان‌ها هم روزی برچسب ممنوع بخورند.

واقعیت این است که طالبان اصلاً این نویسنده‌ها را نمی‌شناسد، آنها در کل نگاهی به کتاب ندارند که بفهمند این نوشته‌ها چه می‌گوید یا چه مفهومی دارد. بیشترِ این ممنوع کردن‌ها از ترس می‌آید؛ ترس از اندیشه‌ای که شاید ذهنی را باز کند، یا پرسشی در ذهن کسی ایجاد کند. آنها از چیزی می‌ترسند که حتی درست نمی‌شناسند.

یکی از نمونه‌های روشن پیوند ادبی ایران و افغانستان، رضا امیرخانی است. کتاب‌های او زمانی در بازار کتاب افغانستان پرفروش بود و بسیاری از خوانندگان افغانستانی با آثارش آشنا بودند.  مخصوصا «جانستان کابلستان» که سفرنامه این نویسنده از افغانستان بود.

کتاب‌فروش هراتی در این باره می‌گوید: «آثار امیرخانی نه فقط به خاطر داستان‌های جذابش، بلکه به دلیل پرداختن به مسائل انسانی، بین افغانستانی‌‌ها محبوب بود. حالا با ممنوع شدن آثار او، بخش بزرگی از این ارتباط قطع می‌شود. کسانی که پیش‌تر از سفرنامه و رمان‌هایش لذت می‌بردند، دیگر به این منابع دسترسی ندارند و این خلأ در بازار کتاب و ذهن خوانندگان احساس می‌شود.

امیرخانی یکی از نویسندگانی بود که باعث می‌شد مردم افغانستان با ادبیات امروز ایران آشنا شوند و حالا ممنوعیتش، همان پلی که میان دو فرهنگ وجود داشت را خراب کرده است.» 

روزنامه فرهیختگان
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies هند در جستجوی نقش منطقه ای فراگیر بسیاری از روزنامه نگاران، کارشناسان و فعالان هندی چه در آمریکا و چه در هندوستان معتقدند هدف اولیه این دیدار باید افزایش نقش هند در منطقه و حضور پررنگ تر آن درعرصه امنیت شبه قاره و کشورهای حوزه اقیانوس هند…
@indianstudies

هند و توازن دوباره در آسیا

در سال‌های اخیر، هند با تغییرات استراتژیک و تحولات ژئوپلیتیکی در آسیا مواجه شده است. پس از سال‌ها سیاست عدم تعهد و کناره‌گیری از نقش‌های امنیتی، این کشور به‌تدریج به‌دنبال بازتعریف جایگاه خود به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای فعال است.

هنوز در مسیر خود به سوی کسب جایگاه یک قدرت بزرگ با موانع بسیاری مواجه است. در این مسیر، هند با پنج چالش اصلی روبه‌رو است که برای ایفای نقش مؤثر در آینده آسیا باید به‌طور مؤثر آن‌ها را مدیریت کند.

اولین چالش هند در زمینه امنیت منطقه‌ای است. با وجود داشتن دومین ارتش بزرگ جهان و بودجه دفاعی قابل‌توجه، هند هنوز نتوانسته است در سطح مطلوبی در تأمین امنیت منطقه‌ای ایفای نقش کند. چین با مدرن‌سازی سریع نیروهای نظامی خود، فاصله‌ای قابل‌توجه با رقبایش ایجاد کرده است. برای پر کردن این شکاف، هند باید هزینه‌های نظامی خود را افزایش دهد، ساختارهای دفاعی‌اش را مؤثرتر کند و در تحقیق و توسعه دفاعی سرمایه‌گذاری بیشتری انجام دهد. همچنین، دیپلماسی نظامی فعال‌تر می‌تواند قدرت هند را در ائتلاف‌ها و به‌عنوان بازیگر امنیتی بانفوذ افزایش دهد.

دومین چالش هند در زمینه ادغام اقتصادی و فناوری است. رشد تجارت هند با کشورهای آسیایی، اگرچه چشمگیر است، اما در مقایسه با چین بسیار ناچیز است. برای مثال، تجارت هند با اعضای آسه‌آن در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۲۱ میلیارد دلار بوده است، در حالی که تجارت چین با همین کشورها به ۱ تریلیون دلار می‌رسد. هند در سال ۲۰۱۹ به دلیل نگرانی از افزایش کسری تجاری با چین، از پیمان منطقه‌ای RCEP خارج شد. استراتژی کاهش ریسک اقتصادی از چین پس از مناقشات مرزی ۲۰۲۰ تشدید شد، اما وابستگی هند به واردات چینی همچنان مانع بزرگی باقی مانده است. از سوی دیگر، هند به‌دنبال تقویت روابط تجاری و فناوری با غرب است. هند قرارداد تجارت آزاد با بریتانیا به امضا رسانده و مذاکرات با اتحادیه اروپا را سرعت بخشیده است. در فناوری نیز، هند بیشتر به آمریکا و کشورهای غربی گره خورده است تا شرق. این «چرخش غربی» پرسش‌هایی جدی درباره میزان پایداری ادغام اقتصادی هند با آسیا ایجاد می‌کند.

سومین چالش هند در زمینه مشارکت در نهادهای منطقه‌ای و بین‌المللی است. هند در نهادهای بسیاری مانند آسه‌آن، اجلاس شرق آسیا و فروم منطقه‌ای آسه‌آن حضور دارد، اما تأثیر چشمگیری نداشته است. چین با نفوذ بیشتر بر اعضا، اغلب بر تصمیم‌ها تأثیرگذار است. ضعف سازوکارهای آسه‌آن در نقش‌دهی به هند، جایگاه این کشور در این نهادها را تضعیف می‌کند. همچنین، هند تلاش می‌کند که بین مؤسسات محوری آسه‌آن و نهادهای مورد نظر آمریکا مانند کواد تعادل برقرار کند. اما نگرانی وجود دارد که به ابزاری برای پیش‌برد استراتژی آمریکایی بدل شود.

چهارمین چالش هند در روابط با همسایگان است. تنش‌های دیرپا با پاکستان و افت شدیدی در روابط با بنگلادش پس از تغییرات سیاسی در آن کشور، میراث تلخ تقسیم شبه‌قاره را نمایان می‌سازد. روابط هند با دیگر همسایگان نیز نوسانی است؛ دهلی‌نو تلاش کرده از ابزارهای متنوع استفاده کند تا پیوندهای منطقه‌ای را تقویت کند، اما منجر به پیشرفت بزرگی نشده‌اند. در مقابل، چین به‌راحتی با همسایگان هند تعامل دارد و از فرصت‌ها برای تقویت موقعیت خود در منطقه بهره می‌برد. هند باید راهبردی برای کاهش نفوذ چین در میان همسایگانش بیابد و همزمان، در روابط منطقه‌ای خود ثبات ایجاد کند.

پنجمین چالش هند در سیاست داخلی و تصویر منطقه‌ای است. بحث درباره پسرفت دموکراسی در هند بیشتر در محافل غربی مطرح است و تأثیر زیادی بر سیاست خارجی آن‌ها نداشته است. اما درون هند، رشد ناسیونالیسم افراطی و انتشار آن در جوامع دیاسپورا واکنش منفی در منطقه چندمذهبی آسیا به‌وجود آورده است. هند باید مراقب باشد که چهره‌ای تندرو از خود به نمایش نگذارد. در منطقه‌ای که واقع‌گرایی سیاسی غالب است، فاصله از ارزش‌های لیبرال الزامی نیست؛ اما آزار اقوام و مذاهب می‌تواند اعتبار هند را تنزل دهد. کنترل گرایش‌های تند و حفظ تعادل میان قدرت داخلی و توقعات منطقه‌ای، برای حفظ و تقویت جایگاه هند حیاتی است.

در مجموع، نقش هند در آینده به چگونگی مدیریت صحیح این پنج چالش بستگی خواهد داشت. اگر هند بتواند اصلاحات کلیدی را عملی کند، قادر خواهد بود نه تنها به قدرت منطقه‌ای واقعی بدل شود، بلکه به یک معماری جایگزین در آسیا کمک کند. در عین حال، این فرآیند پیچیده نیازمند زمان، توازن هوشمندانه میان راهبردهای خارجی و سیاست داخلی، و حساسیت به پیچیدگی‌های منطقه است.

فارین پالیسی
@indianstudies

بوتان؛ نمونه‌ای موفق از گردشگری پایدار

زمانی که مقدمه کتاب ارزشمند درک باک با عنوان سیاست شادکامی را می خوانید با یک عبارت شگفت انگیز منسوب به پادشاه کشور کوچک بوتان واقع در عمق کوه های هیمالیا مواجه می شوید. 

در سال ۱۹۷۲ پادشاه جدید بوتان خطاب به مردم کشورش اعلام کرد؛ از این پس معیار اصلی ملت او برای اندازه گیری پیشرفت، شادکامی ناخالص ملی خواهد بود و نه تولید ناخالص ملی!

درک باک مولفه های اصلی سیاست شادکامی در بوتان را به شرح زیر فهرست می کند؛
حکمرانی خوب و استقرار دموکراسی/ توسعه اجتماعی-اقتصادی عادلانه و با ثبات/ صیانت از محیط زیست/ صیانت از فرهنگ

بوتان، سرزمین کوهستانی در قلب هیمالیا، سال‌هاست که مدل منحصربه‌فردی از گردشگری را اتخاذ کرده است: نه صرفاً رشد اقتصادی، بلکه رشد مسئولانه‌ای که حفظ محیط زیست، فرهنگ محلی و کیفیت زندگی مردم را در اولویت قرار می‌دهد.

این کشور با سیاست «ارزش بالا، تأثیر پایین» (High Value, Low Impact) و بر پایه فلسفه‌ی خوشبختی ملی (Gross National Happiness) عمل می‌کند؛ یعنی نه تنها درآمد مهم است، بلکه نحوه کسب آن و تأثیرش بر طبیعت و جامعه هم نقشی اساسی دارد.

یکی از ابزارهای کلیدی بوتان برای تحقق این دیدگاه، عوارض روزانه توسعه پایدار برای گردشگران بین‌المللی است. این هزینه نه به‌صورت مالیاتی محض، بلکه به‌عنوان هزینه‌ای برای گردشگری تعریف شده است که شامل هزینه زیرساخت‌ها، حفاظت محیط زیست، خدمات عمومی و حفظ میراث فرهنگی می‌شود.

با این روش، کشور اطمینان حاصل می‌کند که گردشگران هزینه‌ای پرداخت می‌کنند که سهم خود را در نگهداری منابع طبیعی و فرهنگی می‌پردازند، بدون اینکه فشار جمعیتی یا تخریب بی‌رویه رخ دهد.

در حفاظت از محیط زیست و تنوع زیستی، بوتان اقدامات جدی دارد. بیش از نیمی از سرزمین کشور در مناطق حفاظت‌شده واقع شده‌اند؛ جنگل‌ها، منابع آبی، زیستگاه گونه‌های کمیاب و مناظری که طبیعت بکر باقی مانده‌اند، با قوانین سخت‌گیرانه محافظت می‌شوند.

به علاوه، در پروژه‌های اکوتوریسم، مسیرهای پیاده‌روی، اقامتگاه‌های روستایی، و فعالیت‌هایی که به ارتباط نزدیکی با طبیعت نیاز دارند، به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که تأثیر محیطی‌شان حداقل باشد.

جوامع محلی یکی از ارکان مهم این مدل‌اند. درآمد گردشگری به شکلی تلاش می‌شود توزیع شود که فقط به شهرها یا مراکز توریستی محدود نشود، بلکه در روستاها، در دل طبیعت، و بین خانواده‌ها و افراد محلی تقسیم شود. اقامتگاه‌های کوچک روستایی، راهنماهای محلی، صنایع دستی، و مشارکت مستقیم مردم محل در گردشگری باعث می‌شود که هم منافع اقتصادی به آن‌ها برسد و هم فرهنگ و سبک زندگی‌شان حفظ گردد.

با وجود این موفقیت‌ها، چالش‌ها هم کم نیستند: ساخت‌وساز زیرساخت مناسب در مناطق دورافتاده، تأمین دسترسی (حمل‌ونقل) در کوهستان، حفاظت در مقابل تغییرات اقلیمی، فشار بر منابع طبیعی و مدیریت بازدیدکنندگان به گونه‌ای که تجربه گردشگری لطمه نبیند.

بوتان در طرح راهنمای گردشگری ۲۰۲۵ هدف‌گذاری کرده است که نه تنها تعداد گردشگران را کنترل کند بلکه محصولات گردشگری را متنوع سازد (گردشگری ماجراجویانه، درمانی، فرهنگی و تجربه‌های محلی)، ظرفیت خدمات و آموزش نیروی انسانی را افزایش دهد، و تکنولوژی دیجیتال را برای مدیریت بهتر و بازاریابی هوشمندتر به کار گیرد.
مطالعات شبه قاره هند
با سلام کانالی برای دوستداران و علاقه مندان به اخبار و مسائل مربوط به شبه قاره ی هند و به خصوص کشور هند
@indianstidies

یک دل‌نوشته درباره "مطالعات شبه‌قاره هند"

از ۱۴ اکتبر ۲۰۱۶ تا ۱۴ اکتبر ۲۰۲۵ می شود ۹ سال؛ دیگه رند نبودنش را به بزرگی خودتون ببخشید، دلم تا ۱۰ سال منتظر نماند!😊

از جایی شروع شد که گذرم به نوعی به هند خورد و راجع به شبه‌قاره چیزی نمی یافتم. خیلی کم بود. یک وبلاگ که مطالب قدیمی و غیر منسجمی داشت و یک دغدغه‌مند مثل من چندین سال قبل که تازه دانشجو بود با هم‌کلاسی هایش ایجاد کرد. پیدا کردمش. دیدمش‌ و صحبت کردم. از موضوع فاصله گرفته بود.

منم که حالا "پاگیر" هند شده بودم با این ایده که الان دور دور تلگرام است و با این امید که هم‌کلاسی هایم و دیگران پای کار می‌آیند شروع کردم. تشویق کردم اما آن چیزی که در ذهن داشتم نشد.

خیلی‌ها آمدند و رفتند. در این بین خیلی‌ها هم وقتی مطلبی در این باره می‌دیدند یا می‌نوشتند برایم می‌فرستادند و می‌فرستند من هم بیشتر در کانال می‌گذاشتم و از آنها سپاسگزارم.

اگرچه سعی کردم انسجامی باشد و خطی دنبال شود و با درپاسخ فرسته‌های قبل کردن، گذشته موضوع یادآوری شود، اما می‌دانم به دلیل مشغله و آهسته دور شدن من از آن‌ فضا و مطالب جسته‌گریخته خیلی محقق نشد.

می‌خواستم متنوع باشد فقط هند نباشد پاکستان، بنگلادش، افغانستان، نپال، بوتان، سریلانکا، مالدیو، میانمار، تبت و غرب چین 😌و حالا کسی نیست شرق و جنوب آفریقا🙈 هم باشد به آنجا نرسید یا کمتر رسید.

فقط سیاست خارجی نباشد، سینما، فرهنگ، تاریخ اساطیری، زبان هندی، اقتصاد، دانشگاه، گردشگری، احزاب، رسانه ها، دیاسپورا، ادیان، ارتباط با ایران، و ... باشد.

از خبر خام و خبر آنی تا تحلیل‌های عمیق‌تر و گمانه‌زنی‌ها، تا اطلاع‌رسانی برنامه‌ها و سمینارهای مرتبط تا محتواهای مستقل زیاد تاب خوردیم.

مخاطبان متنوعی داریم و داشتیم. خیلیا با تبلیغات و تبادل آمدند و رفتند. اما از غیر فارسی‌زبان (عربی و انگلیسی) داشته‌ایم تا خبرنگار، تحلیلگر، علاقه‌مند به سینما و زبان‌های هند، دانشجو در هند، فعال مذهبی شبه‌قاره ای، دانشجوی مطالعات شبه‌قاره، دست‌اندرکاران سیاست خارجی و سفیر، و بازرگان و توریست. از همراهی همه شما سپاسگزارم!🙏 و از محتوای مرتبط همواره استقبال می‌کنم.
@mimnoghteh
متاسفم که فرصت کافی نیست. دوست داشتم یک پادکست جذاب و پرمحتوا مختص موضوع و از دریچه‌های مختلف می‌ساختم یا کسی بسازد.

اما خوشبختانه نسبت به قبل وضعیت بهتر است و خیزش چین باعث شده بیشتر به این حوزه (جنوب و شرق آسیا) پرداخته شود، هرچند هنوز در یک غفلت آشکار نسبت به شرق‌ بی‌واسطمان هستیم جایی که می‌شود در آن ایران را بازیافت، تجربه‌های مشابه را دید و در آن همه چیز برای همه سلیقه‌ها پیدا می‌شود.

تا خدا چه بخواهد سعی می‌کنم این آب‌باریکه ادامه داشته باشد.
@indianstudies

نیم‌نگاهی به تنش مرزی میان افغانستان و پاکستان در یک هفته گذشته

درگیری‌های مرزی اخیر میان پاکستان و افغانستان از ۱۰ اکتبر آغاز شد و تا ۱۶ اکتبر ادامه یافت. در این مدت، درگیری‌ها در امتداد مرزهای مشترک، به‌ویژه در مناطق چمن و اسپین بولدک، شدت گرفت و منجر به کشته‌شدن دست‌کم ۱۸ نفر و زخمی‌شدن بیش از ۳۶۰ نفر شد. یوناما گفته است که گزارش‌های معتبری از تلفات قابل‌توجه ‏غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان، در نتیجه درگیری‌ها بین ‏نیروهای طالبان و پاکستان دریافت کرده است.‏

تنش‌های مرزی میان افغانستان و پاکستان به‌سرعت به خشونتِ گسترده‌ای تبدیل شد که سازمان ملل و ناظران بین‌المللی را در حالت هشدار قرار داد.

حضور گروه‌های شبه‌نظامی مانند تحریک طالبان پاکستان (TTP) در خاک افغانستان و استفاده از آن برای حملات به پاکستان، نگرانی اعلامی پاکستان است. پاکستان این گروه‌ها را تهدیدی برای امنیت خود می‌داند و از افغانستان خواسته است تا آن‌ها را سرکوب کند. از سوی دیگر، حکومت طالبان این اتهامات را رد کرده و بر حاکمیت ملی خود تأکید می‌کند.

فشار بین‌المللی برای آتش‌بس و حفاظت از غیرنظامیان سریعاً افزایش یافت چراکه تبادل آتش برای چند روز، جریان تجارت و عبور و مرور مرزی را عملاً متوقف کرد.

در سطح عملیات، اسلام‌آباد پاسخ‌های نظامی شدیدی را علیه مواضع داخل افغانستان انجام داد: ارتش پاکستان از حملات هوایی و توپخانه‌ای بر مواضع گروه‌هایی که از دید آن «تروریست» و از خاک افغانستان علیه پاکستان عمل می‌کنند خبر داده و اعلام کرده تلفات سنگینی بر گروه‌های مسلح تحمیل کرده است؛ از سوی دیگر کابل و مقام‌های طالبان ادعا کرده‌اند که پاکستان مواضع ملکی و پاسگاه‌های نظامی افغانستان را هدف قرار داده و خسارات و تلفات قابل‌توجهی بر جای گذاشته است.

در کنار درگیری‌های مرزی، حملات پهپادی و انفجارهایی در داخل شهر کابل نیز رخ داد که طالبان وقوع دو حمله پهپادی مرگبار در پایتخت را به پاکستان نسبت داد.

هند اما آشکارا جانب کابل را گرفت و در عمل سیاست تقویت رابطه با دولت موقت طالبان (در مقام تنظیم‌کننده‌گی امور افغانستان) را دنبال کرد. دهلی نو در روزهای اخیر سفارت خود را در کابل بازگشایی کرد، کمک‌های بشردوستانه و بهداشتی را افزایش داد و به‌صراحت از حاکمیت و ثبات افغانستان حمایت سیاسی کرد. اخیرا «امارت اسلامی افغانستان» تحت حاکمیت طالبان هم با هند بیانیه مشترکی را علیه پاکستان امضا کرد که کشمیر را که خیلی از کشورهای اسلامی جزوی از اراضی پاکستان می‌دانند، بخشی از قلمرو هند دانسته و نسبت به «حملات تروریستی» در ان ابراز نگرانی می‌کند.

بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مواضع محتاطانه‌تری اختیار کردند. چین و روسیه هر دو خواستار خویشتن‌داری، گفتگو و اجتناب از گسترش درگیری شدند و بر نقش دیپلماتیک برای حل اختلاف تأکید کردند؛ پکن به‌طور ویژه از آتش‌بس موقت استقبال و خواهان گفت‌وگو شد تا از گسترش بحران به آسیای مرکزی و مسیرهای اقتصادی جلوگیری شود. ایران نیز با هشدار درباره «خطر سرایت» بحران و فراخوان به وحدت و گفت‌وگو وارد شد و خواستار پایبندی به تمامیت ارضی و حفظ ثبات شد.

پاکستان روز چهارشنبه اعلام کرد که به درخواست طالبان افغانستان، یک آتش‌بس موقت ۴۸ ساعته با رضایت متقابل برقرار شده است.

قطر در حال حاضر نقش میانجی‌گری فعال و مؤثری در کاهش تنش‌ها و تسهیل گفت‌وگوهای مرزی بین پاکستان و افغانستان ایفا می‌کند. در همین راستا، هیئتی به ریاست مولوی یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، به دوحه سفر کرده است تا درباره تمدید آتش‌بس و آغاز مذاکرات رسمی با مقام‌های پاکستانی گفت‌وگو کند. پاکستان نیز از این تلاش‌ها استقبال کرده و اعلام کرده است که «توپ اکنون در زمین افغانستان است» و آماده گفت‌وگو با شرایط مشروع است.