مطالعات شبه قاره هند
1.11K subscribers
1.33K photos
61 videos
19 files
365 links
کانالی برای دوستداران و علاقه مندان به اخبار و مسائل مربوط به شبه قاره‌ی هند
🇮🇳🇵🇰🇦🇫🇧🇩🇧🇹🇱🇰🇳🇵🇲🇻🇲🇲

پل ارتباطی
@MimNoghteh
Download Telegram
مطالعات شبه قاره هند
Video
@indianstudies

چرا مردم برخی مناطق هند و پاکستان ایران، و مرجعیت آن را جور دیگر می‌بینند و نوع علقه‌شان به نظام جمهوری اسلامی داستان به کل منحصربه‌فردی در مقایسه با هرجای دیگر دنیا است؟

از آغاز انتشار روایت‌هایی درباره حملات مستقیم آمریکا و اسرائیل به ایران در قالب جنگ دوباره‌ای و به ویژه با هدف‌گیری مراکز حساس ایران، از جمله حمله به بیت رهبری و شهادت آیت‌الله خامنه‌ای موجی از تجمعات و اعتراضات در بخش‌هایی از هند و پاکستان شکل گرفت.

در کراچی، تجمع معترضان مقابل کنسولگری آمریکا به درگیری شدید انجامید و بنا بر گزارش منابع خبری، در جریان تیراندازی نیروهای امنیتی، دست‌کم ۱۰ شهروند پاکستانی جان خود را از دست دادند. این رویداد، اعتراضات را از سطح واکنش سیاسی به سطح تجربه‌ای خونین و نمادین ارتقا داد.

هم‌زمان، در مناطق شمالی پاکستان مانند سکردو در گلگت–بلتستان، تجمع‌هایی با ماهیت سوگ‌وارانه برگزار شد که در آن‌ها حمله به ایران و رهبر آن، به‌مثابه تعرض به «مرکز معنوی تشیع» بازنمایی می‌شد. در کارگیل و کشمیر هم تجمع‌های مشابهی شکل گرفت.

در رخدادهای مهم گذشته هم تصاویر مشابهی دیده شده است؛ تصاویری که در جای دیگر دنیا به این سرعت و با این سطح همدلی و خودجوشانه معمولا به چشم نمی‌خورد. شاید به‌جز تا حدودی در عراق، افغانستان و یمن، به شکل خاموشی در بحرین و شرق عربستان و به‌شکل قابل مقایسه‌ای در لبنان نتوان این حس همبستگی را در جای دیگر فراتر از جغرافیای ایران دید.

آنچه این اعتراضات را توضیح می‌دهد، صرفاً سیاست روز نیست، بلکه فعال‌شدن الگوی معنایی «شهادت و مظلومیت» است. به تعبیر ولی نصر، تشیع معاصر دارای شبکه‌ای فراملی از همبستگی است که در آن، ایران پس از انقلاب ۱۹۷۹ نقش «کانون هویتی» یافته است.

در این چارچوب، حمله به رهبر ایران یا بیت رهبری، نه یک واقعه داخلی، بلکه ضربه به کل این شبکه معنایی تلقی می‌شود. از همین رو، کنسولگری آمریکا در ذهن معترضان به نماد عامل ظلم تبدیل می‌شود و کشته‌شدن معترضان پاکستانی نیز به‌سرعت در زنجیره مفهومی «شهادت» ادغام می‌گردد.

چرا این نگاه خاص در پاکستان، کشمیر، لداخ و کارگیل وجود دارد؟

۱) ارجاع مستقیم ادبیات علمی به این منطقه

مطالعات علمی به‌طور مشخص به گلگت–بلتستان و کارگیل و کشمیر پرداخته‌اند و توضیح می‌دهند که ترکیب «اکثریت/تجمع شیعه + حاشیه‌نشینی سیاسی + مجاورت با منازعات ژئوپولیتیکی» این مناطق را به شدت مستعد بسیج عاطفی فراملی می‌کند.

۲) قدسی‌شدن رهبری سیاسی در تشیع معاصر

در جهان معاصر مرز میان دین و سیاست در بسیاری از جنبش‌ها بازتعریف شده و رهبران سیاسی می‌توانند کارکرد قدسی پیدا کنند. در مورد ایران، رهبر جمهوری اسلامی برای بسیاری از شیعیان شبه‌قاره، نه صرفاً رئیس یک دولت، بلکه «مرجع نمادین عزت و ایستادگی» تلقی می‌شود. این برداشت، محصول تبلیغ رسمی صرف نیست، بلکه نتیجه نیاز هویتی جوامعی است که خود را در وضعیت فشار یا تهدید می‌بینند.

۳) نقش توجه نمادین رهبر ایران به شبه‌قاره

در چهار دهه گذشته، رهبر ایران در پیام‌ها، سخنرانی‌ها و دیدارها، بارها به مفاهیمی چون «مسلمانان هند و پاکستان»، «شیعیان مظلوم منطقه»، «کشمیر» و «وحدت امت اسلامی» اشاره کرده است. این اشاره‌ها ــ حتی زمانی که کلی و غیرجزئی هستند ــ در جوامعی مانند گلگت–بلتستان و کارگیل به‌دقت دریافت و بازتفسیر می‌شوند. این اشاره‌ها گهگاهی با تنگ‌تر شدن روابط سياسی دوجانبه با هند هم همراه شده است.

از منظر جامعه‌شناسی دین، همین به‌رسمیت‌شناخته‌شدن نمادین کافی است تا پیوند عاطفی و هویتی تقویت شود؛ یعنی «ما دیده می‌شویم، پس تعلق داریم».

۴) پیوند رنج محلی با روایت کلان مقاومت

برای شیعیان این مناطق، تجربه تبعیض، ناامنی یا حاشیه‌نشینی سیاسی، به‌راحتی با روایت کلان «مقاومت در برابر ظلم جهانی» پیوند می‌خورد.

ایران و رهبرش در این روایت، نقش «مرکز معنوی عدالت‌خواهی» را ایفا می‌کنند. بنابراین، حمله به ایران یا رهبر آن، به‌صورت طبیعی واکنشی آیینی، احساسی و حتی جان‌فدایانه برمی‌انگیزد؛ واکنشی که بیشتر از آنکه سیاسی باشد، هویتی و دینی است.

طرفه‌که آنچه در کراچی، سکردو، کشمیر و کارگیل رخ داد، نه یک واکنش مقطعی، بلکه برون‌ریزی ساختار عمیقی از همبستگی شیعی فراملی است.

در این ساختار، ایران و رهبر آن به‌عنوان «دولت و سیاستمدار» دیده نمی‌شوند، بلکه به‌مثابه کانون معنا، عزت و استمرار تاریخی تشیع فهم می‌گردند.

فردای پایان جنگ تحمیلی، در میانه تصمیم‌گیری کلان بر سر آینده و بازپیکرسازی نسبت‌ وطن‌گرایی یا امت‌گرایی در نسبت ایران- که احتمالا متراکم‌تر و مستمرتر از جنگ ۱۲ روزه در آن وطن‌گرایی و ایرانی‌بودن پررنگ شود- باید این عناصر و سرمایه‌ها را مشابه یک دیاسپورای واجد معنا و فعال در نظر داشت.
@indianstudies

و همچنان داستان میانجیگری پاکستان

بعد از دو جنگ و دو آتش‌بس، پاکستان در ماه‌های اخیر تلاش کرده نقش میانجی میان ایران و آمریکا را یکه‌تازانه بازی کند؛ تلاشی که هم از موقعیت جغرافیایی این کشور ناشی می‌شود و هم از روابط هم‌زمانش با تهران، واشنگتن و بازیگران منطقه‌ای به ويژه عربستان.

کمی قبل‌تر و بعد از دعوت شدن از بازیگران جدیدتر به میدان مذاکرات تکراری ایران و آمریکا توسط ترکیه، ایران مجدد به عمان، طلایه‌دار بی‌چون‌وچرای این نوع مذاکرات خاص، روی خوش نشان داد تا بازیگر بی‌دلیل وارد وارد بازی نشود. آن روز کمتر تصوری از نقش فزاینده پاکستان و فیلدمارشال عاصم و ارتش در این داستان پرپیچ‌و‌خم وجود داشت و صرفا جاه‌طلبی از نوع مصر و ترکیه در پاکستان قابل برداشت بود. اما ورق چرخید.

در این مدت، اسلام‌آباد لااقل توانسته با انتقال پیام‌ها و فراهم کردن کانال‌های ارتباطی غیرمستقیم، از افزایش تنش میان دو طرف جلوگیری کند و خود را به‌عنوان بازیگری مؤثر در معادلات منطقه معرفی کند. البته که گاهی تعریف و تمجید و درخواست عاجزانه شریف از ترامپ و استفاده از الگوهای باب میل ایران کمک شایان توجهی کرده است که این شانس از بین نرود.

برای پاکستان، این میانجی‌گری فقط یک اقدام دیپلماتیک نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان این کشور برای افزایش وزن سیاسی و امنیتی در منطقه است. پاکستان می‌خواهد نشان دهد که می‌تواند در بحران‌های حساس خاورمیانه نقش متوازن ایفا کند و در عین حفظ روابط با آمریکا، مناسبات خود با ایران را نیز مدیریت کند. این نقش همچنین می‌تواند جایگاه پاکستان را در رقابت‌های ژئوپلیتیکی منطقه و بازتعریف آینده از آن به ویژه در قیاس با هند تقویت کند.

با این حال، موفقیت این میانجی‌گری با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است؛ زیرا اختلاف‌های بنیادین میان ایران و آمریکا تا همین اواخر پابرجا بود و همچنان وضعیت تا پیش از یک امضا و توافق شکننده است‌ البته که بسیاری از مسائل مورد اختلاف فراتر از توان یک میانجی منطقه‌ای است.

در کنار نقش پاکستان در میانجی‌گری میان ایران و آمریکا، روابط اسلام‌آباد با کشورهای خلیج فارس هم پیچیده و گاه تنش‌آلود است. در این میان، نارضایتی اخیر امارات از سیاست منطقه‌ای پاکستان و اعلام پس‌گیری وام یا اخراج اتباع پاکستانی نشان داد اختلافات سیاسی می‌تواند به ابزارهای فشار اقتصادی علیه میانجی هم گره بخورد.

این وضعیت بیانگر این است که سیاست خارجی پاکستان در یک فضای چندلایه حرکت می‌کند؛ جایی میان رابطه برادرانه با ایران، تعامل با آمریکا، وزن‌کشی در مقابل هند و وابستگی‌های مالی و سیاسی به کشورهای عربی، که هر کدام می‌تواند بر دیگری اثر بگذارد.

در نهایت، اگرچه برخی این نقش پاکستان را نوعی برون‌سپاری از سوی چین، عربستان یا قطر تلقی می‌کنند، اما این محاسبه نمی‌تواند نافی آثار مستقیم این صحنه‌گردانی علنی برای خود دولت و ارتش پاکستان در آینده نزدیک باشد به ويژه اگر عایدی در کار باشد!
@indianstudies

خلیل‌الرحمن، وزیر امور خارجه کنونی بنگلادش به عنوان رئیس هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل انتخاب شد.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies خلیل‌الرحمن، وزیر امور خارجه کنونی بنگلادش به عنوان رئیس هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل انتخاب شد.
@indianstudies

بنگلادش در اوج دیپلماسی چندجانبه؛ پیروزی خلیل‌الرحمن در انتخابات فشرده سازمان ملل

خلیل‌الرحمن، وزیر امور خارجه بنگلادش و دیپلمات باسابقه این کشور، در انتخابات ریاست هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد United Nations General Assembly با کسب ۹۹ رأی از مجموع ۱۹۰ رأی، در رقابتی نزدیک به پیروزی رسید؛ رقابتی که از آن به‌عنوان یکی از فشرده‌ترین انتخابات سال‌های اخیر در ساختار سازمان ملل یاد می‌شود.

او از دیپلمات‌های قدیمی بنگلادش است که از سال ۱۹۷۹ وارد دستگاه خدمات خارجی شده و طی دهه‌ها فعالیت، مسئولیت‌هایی همچون مشاور امنیت ملی و نماینده ویژه دولت در پرونده روهینگیا را بر عهده داشته است. سابقه حضور در مأموریت‌های مرتبط با سازمان ملل در نیویورک و ژنو نیز جایگاه او را به‌عنوان دیپلماتی آشنا با سازوکارهای چندجانبه تقویت کرده است.

این پیروزی در شرایطی به دست آمد که مجمع عمومی درگیر فشارهای فزاینده ناشی از بحران‌های جهانی، جنگ‌ها، افزایش شکاف‌های سیاسی میان قدرت‌های بزرگ، و تضعیف اعتماد به چندجانبه‌گرایی است. هم‌زمان، سازمان ملل با چالش‌های مالی و بحران نقدینگی نیز مواجه است؛ مسئله‌ای که توان اجرایی و کارکردی نهادهای وابسته به این سازمان را تحت فشار قرار داده و بر اهمیت نقش ریاست مجمع در مدیریت اجماع‌سازی افزوده است.

همینک وزیر خارجه سابق آلمان، آنالنا بائربوک به عنوان رئیس مجمع عمومی این مقام را عهده‌دار است و پیشتر کشورهای عربی در نظر داشتند تا «ریاض منصور» سفیر فلسطین در سازمان ملل، را برای دوره مذکور به عنوان رئیس مجمع عمومی سازمان ملل نامزد کنند که با مخالفت آمریکا از این تصمیم عقب نشستند.

بنگلادش پس از تحولات سیاسی سال ۲۰۲۴ و تغییر در ساختار قدرت، در مسیر بازتعریف سیاست خارجی خود قرار دارد و تلاش می‌کند نقش فعال‌تری در موضوعات جهانی، به‌ویژه در حوزه‌های انسانی و توسعه‌ای ایفا کند.
@indianstudies

نزدیکی هند و امارات در الگوی محور امنیتی جدید منطقه

هند و امارات دربارهٔ یک قرارداد تسلیحاتی بزرگ در حال مذاکره هستند که شامل موشک کروز مافوق‌صوت «برهموس» و سامانه پدافند هوایی «آکاش‌تیر» می‌شود.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies نزدیکی هند و امارات در الگوی محور امنیتی جدید منطقه هند و امارات دربارهٔ یک قرارداد تسلیحاتی بزرگ در حال مذاکره هستند که شامل موشک کروز مافوق‌صوت «برهموس» و سامانه پدافند هوایی «آکاش‌تیر» می‌شود.
@indianstudies

نزدیکی هند و امارات در الگوی محور امنیتی جدید منطقه

تحولات ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که خاورمیانه در حال ورود به مرحله‌ای تازه از بازآرایی قدرت و ائتلاف‌های منطقه‌ای است.

در شرایطی که اعتماد بسیاری از بازیگران منطقه به چتر امنیتی آمریکا با پرسش‌های جدی مواجه شده، کشورها به دنبال ایجاد شبکه‌های جدید همکاری سیاسی، امنیتی و نظامی هستند، شبکه‌ای که پیش از این تحولات پردامنه هم با معرفی توافق امنیتی عربستان و پاکستان آغاز شده بود.

در همین چارچوب، گزارش‌ها از مذاکرات گسترده میان هند و امارات برای فروش موشک کروز مافوق‌صوت «برهموس» و سامانه پدافندی «آکاش‌تیر» حکایت دارد؛ توافقی که فراتر از یک معامله تسلیحاتی، نشانه‌ای از تعمیق شراکت راهبردی میان ابوظبی و دهلی‌نو به شمار می‌رود.

امارات که در سال‌های اخیر تلاش کرده روابط خود را با قدرت‌های مختلف متوازن کند، اکنون به دنبال تنوع‌بخشی به منابع تأمین امنیت و تسلیحات خود است و هند نیز در تلاش است جایگاه خود را به عنوان یک قدرت نوظهور نظامی و صادرکننده فناوری دفاعی تثبیت کند.

در سوی دیگر، پاکستان نیز همزمان در حال افزایش نقش سیاسی و امنیتی خود در معادلات منطقه است. اسلام‌آباد با تکیه بر روابط نزدیک با عربستان سعودی، همکاری‌های فزاینده با ترکیه و ارتباطات سنتی با کشورهای عربی، می‌کوشد سهم بیشتری از ترتیبات جدید منطقه‌ای به دست آورد.

ورود فعال پاکستان و قطر به روندهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا نیز نشان می‌دهد این دو کشور دیگر صرفاً نقش تسهیل‌کننده را ایفا نمی‌کنند، بلکه به دنبال تأمین منافع سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود در قالب بازیگران مؤثر منطقه‌ای هستند.

به این ترتیب، رقابت سنتی هند و پاکستان که دهه‌ها در جنوب آسیا جریان داشت، اکنون ابعاد تازه‌ای در خلیج فارس و غرب آسیا پیدا کرده است. امارات به یکی از مهم‌ترین شرکای راهبردی هند تبدیل شده، در حالی که پاکستان بر شبکه روابط خود با عربستان، قطر و ترکیه تکیه دارد. این وضعیت به تدریج دو محور غیررسمی را در منطقه شکل می‌دهد که هر یک به دنبال افزایش نفوذ و سهم خود از نظم در حال ظهور خاورمیانه هستند.
@indianstudies

سفر رئیس‌جمهور ایران به پاکستان

رئیس‌جمهور ایران، مسعود پزشکیان، همزمان با ۸۰ سالگی روابط ایران و پاکستان در سفری رسمی به پاکستان رفته است تا درباره توسعه همکاری‌های اقتصادی، امنیت مرزی و تحولات منطقه‌ای گفت‌وگو کند.

سفر ‌مسعود پزشکیان به ‌پاکستان در شرایطی انجام می‌شود که اسلام‌آباد طی هفته‌های اخیر نقش فعالی در تسهیل تماس‌ها و رایزنی‌های دیپلماتیک مرتبط با تفاهم ایران و آمریکا ایفا کرده است.

رسانه‌های پاکستانی این سفر را فرصتی برای توسعه همکاری‌های تجاری، انرژی، امنیت مرزی و هماهنگی درباره تحولات منطقه‌ای توصیف کرده‌اند.

از نگاه تحلیلی، این سفر دو پیام اصلی دارد: نخست، قدردانی تهران از نقش دیپلماتیک پاکستان و دوم، تلاش برای تبدیل این نزدیکی سیاسی به دستاوردهای اقتصادی و امنیتی ملموس.

برخی تحلیلگران معتقدند ارتقای جایگاه منطقه‌ای اسلام‌آباد می‌تواند به گسترش تجارت و همکاری‌های اقتصادی با ایران منجر شود، هرچند تحقق این هدف به توافق‌های عملی و تداوم ثبات منطقه‌ای وابسته است.

اگر مذاکرات به نتایج اجرایی در حوزه تجارت، انرژی و امنیت مرزی برسد، سفر پزشکیان می‌تواند نقطه آغاز فصل تازه‌ای در روابط تهران و اسلام‌آباد باشد؛ در غیر این صورت، اهمیت آن بیشتر در سطح نمادین و دیپلماتیک ارزیابی خواهد شد.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies نزدیکی هند و امارات در الگوی محور امنیتی جدید منطقه تحولات ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که خاورمیانه در حال ورود به مرحله‌ای تازه از بازآرایی قدرت و ائتلاف‌های منطقه‌ای است. در شرایطی که اعتماد بسیاری از بازیگران منطقه به چتر امنیتی آمریکا با…
@indianstudies

پاکستان؛ کانال محرمانه دیروز، بازیگر پرتکاپوی امروز

۵۵ سال پیش، جهان شاهد یکی از محرمانه‌ترین عملیات‌های دیپلماتیک قرن بود.

در تابستان ۱۹۷۱، هنری کیسینجر در سفر رسمی به پاکستان، به بهانه بیماری از انظار ناپدید شد؛ اما در واقع، از اسلام‌آباد راهی پکن شد تا کانال محرمانه‌ای را بگشاید که به دیدار تاریخی ریچارد نیکسون و مائو تسه‌تونگ انجامید؛ رخدادی که موازنه قدرت در جنگ سرد را برای همیشه تغییر داد.

امروز، پس از بیش از نیم‌قرن، پاکستان بار دیگر در متن یکی از حساس‌ترین پرونده‌های ژئوپلیتیکی جهان قرار گرفته است. این بار نه میان واشنگتن و پکن، بلکه میان تهران و واشنگتن.

اسلام‌آباد با حفظ ارتباط هم‌زمان با ایران، آمریکا، کشورهای عربی و چین، بار دیگر همان نقشی را ایفا می‌کند که سال‌ها پیش آن را به «دیپلماسی پشت‌پرده» مشهور کرد؛ یعنی ایجاد کانال ارتباطی در زمانی که گفت‌وگوی مستقیم دشوار یا غیرممکن است.

تفاوت مهم اینجاست که اگر مأموریت سال ۱۹۷۱ سال‌ها در سکوت باقی ماند و بعدها اسناد آن منتشر شد، نقش امروز پاکستان دیگر صرفاً یک گمانه‌زنی نیست.

اسلام‌آباد اکنون به یکی از محورهای اصلی تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا تبدیل شده و جایگاه خود را به‌عنوان یک میانجی قابل‌اعتماد در معادلات منطقه‌ای دوباره احیا کرده است.

وجه مشترک هر دو مقطع تاریخی، نه صرفاً محرمانه بودن مذاکرات، بلکه موقعیت منحصربه‌فرد پاکستان است؛ کشوری که توانسته با حفظ خطوط ارتباطی با بازیگران رقیب، در بزنگاه‌های حساس نقش «پل ارتباطی» را بر عهده بگیرد. این همان مزیتی است که نه بسیاری از متحدان آمریکا دارند و نه بسیاری از همسایگان ایران.

این نقش‌آفرینی البته چالش‌های خود را هم به همراه دارد. مخالفان پاکستان در همه جا هستند چه آنان که حضور فوری فرمانده ارتش پاکستان در واشنگتن در جنگ سال قبل و یا نامزد کردن ترامپ را نشانه‌ای بر بی‌اعتمادی به همسایه شرقی و نبود بی‌طرفی او ارزیابی می‌کنند‌. چه آنانکه اساسا پاکستان را واجد جایگاه و وزن سیاسی و کاربلدی میانجگری آن هم در این پرونده به غایت پیچیده می‌دانند. چه آنانکه حضور را واجد پیگیری منافع بازیگران دیگر مانند عربستان و ترکیه می‌خوانند.

شاید هنوز برای قضاوت درباره نتایج نهایی این نقش‌آفرینی زود باشد، اما یک واقعیت بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است: پاکستان بار دیگر از حاشیه به متن دیپلماسی جهانی بازگشته است؛ همان کشوری که یک‌بار مسیر روابط آمریکا و چین را تغییر داد و امروز نیز تلاش می‌کند در یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های خاورمیانه، مسیر گفت‌وگو را جایگزین تقابل کند.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstidies مواضع کشورهای شبه‌قاره درباره حملات تجاوزکارانه اسرائیل علیه ایران و پاسخ‌های دفاعی ایران ۱. هند وزارت خارجه هند در بیانیه‌ای رسمی ضمن ابراز نگرانی از گسترش درگیری، از هر دو طرف خواست از هر گونه اقدام تحریک‌آمیز خودداری کنند و از «کانال‌های…
@indianstudies

هند و بازنگری در یک موازنه دشوار

جنگ اخیر، صرف‌نظر از نتایج میدانی آن، به یکی از مهم‌ترین آزمون‌های سیاست خارجی هند تبدیل شد.

کشوری که طی یک دهه گذشته تلاش کرده بود همزمان روابط راهبردی خود را با آمریکا، اسرائیل، کشورهای عربی و تا حدی ایران حفظ کند، اکنون با این پرسش ینیادین روبه‌رو است که آیا این موازنه همچنان پاسخگوی تحولات پرشتاب منطقه است یا به بازنگری نیاز دارد.

در محافل دانشگاهی، اندیشکده‌ها و رسانه‌های هند، اجماع نسبی بر این است که دهلی‌نو بیش از آنکه توانسته باشد بر روند بحران اثر بگذارد، ناچار به مدیریت پیامدهای آن شده است.

افزایش بهای انرژی، تهدید امنیت کشتیرانی، نگرانی درباره میلیون‌ها شهروند هندی شاغل در کشورهای خلیج فارس و اختلال در کریدورهای تجاری، همگی نشان دادند که امنیت غرب آسیا مستقیماً با امنیت اقتصادی هند گره خورده است.

بخش مهمی از تحلیل‌ها بر این نکته تأکید دارد که هند در سال‌های اخیر روابط خود با آمریکا، اسرائیل و شرکای عرب را به‌طور چشمگیری گسترش داده، اما همزمان از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی ایران فاصله گرفته است. تبعیت از الگوی تحریم آمریکا و کاهش خرید نفت ایران دو نشانه قابل ذکر در این حیطه است.

در حالی که ایران برای دهلی‌نو تنها یک شریک انرژی نیست، بلکه جدا از پیوندهای تمدنی و مردمی در گذرگاه تاریخ، حلقه اتصال به آسیای مرکزی، افغانستان و کریدور بین‌المللی شمال–جنوب نیز به شمار می‌رود.

در مقابل، بسیاری از تحلیلگران هندی معتقدند مسئله انتخاب میان ایران و اسرائیل نیست، بلکه نبود یک راهبرد منسجم برای خلیج فارس است.

از نگاه آنان، هند باید روابط دفاعی و فناوری خود با اسرائیل، مشارکت اقتصادی با کشورهای عربی و تعامل ژئوپلیتیکی با ایران را به‌طور همزمان حفظ کند و از گرفتار شدن در قطب‌بندی‌های منطقه‌ای بپرهیزد. هرچند استمرار توجه و تعامل هند با ایران محل تأمل است.

همزمان، بحران اخیر بار دیگر رقابت هند و چین را نیز برجسته کرد. در حالی که بسیاری از اقتصادهای آسیایی از شوک انرژی و اختلال زنجیره تأمین آسیب دیدند، چین با اتکا به ذخایر راهبردی، تنوع‌بخشی به منابع انرژی و توان بالای مدیریت اقتصادی، فشار کمتری را متحمل شد و حتی در برخی حوزه‌ها مزیت رقابتی خود را افزایش داد؛ موضوعی که در رسانه‌ها و اندیشکده‌های هندی به‌عنوان هشداری برای دهلی‌نو مورد توجه قرار گرفته است.

درخصوص رقابت هند و پاکستان هم در مطالب دیگر کمابیش گفته شد که پاکستان در نقش‌آفرینی خود و بر سر زبان افتادن «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» به هند هم نیم‌نگاهی داشته است.

حال از زاویه دید هند این یعنی کنار رفتن بیشتر هند در مناسبات و مذاکرات و تحولات، موضوعی که بی‌تردید به ويژه از رهگذر رقابت دیرپای دو کشور همیشه در جنگ-رقابت، خوشایند دهلی نیست.

برآیند این دیدگاه‌ها نشان می‌دهد که سیاست «موازنه‌گری» یا «چندتعهدی» هند شکست نخورده، اما دیگر به شکل گذشته کارا نیست. پیشتر تصور غالبی وجود داشت که هند با سیاستهایش یک بازیگر صرفا برنده است. امروز باید گفت این برنده ماندن ممکن است با کاهش اثرگذاری فعال به تدریج فرسوده و مستهلک شود.

اکنون در فضای کارشناسی هند بیش از هر زمان دیگری بر ضرورت تدوین یک دکترین منسجم تأکید می‌شود؛ راهبردی که بتواند میان الزامات امنیت انرژی، رقابت قدرت‌های بزرگ و حفظ روابط متوازن با همه بازیگران منطقه تعادل برقرار کند و از تبدیل شدن هند به صرفاً پرداخت‌کننده هزینه بحران‌های غرب آسیا بدون نقش‌آفرینی جلوگیری کند.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies بازگشت آرام اما عمیق IMEC پروژه هند–خاورمیانه–اروپا دوباره در حال جان‌گرفتن است. سفرهای محرمانه، گفت‌وگوهای تازه میان امارات، عربستان، اردن و اسرائیل، و تلاش برای اتصال ریلی ابوظبی به حیفا نشان می‌دهد که این طرح خاموش نشده، بلکه در سکوت بازطراحی…
@indianstudies

هرمز، آیمک و نبرد واقعی بر سر کریدورهای قرن بیست‌ویکم

رقابت امروز غرب آسیا صرفاً امری نظامی نیست؛ جنگ دیگری هم به طور موازی بر سر کریدورها، بنادر و مسیرهای انرژی برقرار است.

حمله آمریکا به پل راه‌آهن آق‌قلا نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ حمله‌ای که یکی از گره‌های مهم کریدورهای ریلی ایران در مسیرهای شرق–غرب و شمال–جنوب را هدف گرفت و نشان داد رقابت از دریا به زیرساخت‌های ترانزیتی و جایگزینهای ایران کشیده شده است.

پیشتر آمریکا با تکیه بر کریدور IMEC به دنبال اتصال هند به اروپا از مسیر امارات، عربستان، اسرائیل و مدیترانه بود. پروژه‌ای که علاوه بر منافع اقتصادی، با هدف کاهش نقش ایران و چین در تجارت بین‌المللی و گره زدن منطقه به دولت مشکل‌سازی اسرائیل طراحی شده بود.

اما تحولات چندسال اخیر و بعد از ۷ اکتبر این پروژه را با چالش روبه‌رو کرد. جنگ غزه، توقف عادی‌سازی روابط کشورهای اسلامی به ویژه عربستان با اسرائیل و همگرایی ریاض و آنکارا بر سر سوریه جدید، باعث شد هزینه و امکان تحقق چنین پروژه‌ای بیش از گذشته دور از ذهن به نظر برسد و مسیرهای جایگزین از طریق سوریه، اردن و ترکیه بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرند.

همزمان، عراق نیز پروژه جاده توسعه (فاو–ترکیه) را دنبال می‌کند تا به مسیر اصلی ترانزیت میان خلیج فارس و اروپا تبدیل شود. در همین چارچوب، طرح احیای خط لوله نفت عراق–بانیاس سوریه نیز مطرح شده است؛ پروژه‌ای که با حمایت آمریکا می‌تواند نفت عراق را مستقیماً به مدیترانه منتقل کند و وابستگی به تنگه هرمز را کاهش دهد.

این طرح در کنار کریدور فاو و مسیر سوریه، بخشی از راهبرد ایجاد مسیرهای جایگزین برای عبور از هرمز ارزیابی می‌شود که می‌تواند در سایه استفاده بیش از ظرفیتِ بازیگریِ تنگهِ راهبردی هرمز در معادلات کنونی ایران و ناخشنودی کشورهای منطقه تسریع گردد.

در این میان، امارات وضعیت متفاوتی دارد. موفقیت IMEC تا حد زیادی به بندر جبل‌علی وابسته است؛ بنابراین ابوظبی بیش از دیگر کشورهای عربی به حفظ این کریدور و امنیت هرمز نیاز دارد.

در مقابل، عربستان، ترکیه، قطر و عراق با توسعه مسیرهای سوریه و فاو، گزینه‌های جایگزین را دنبال می‌کنند؛ موضوعی که نشان‌دهنده تفاوت نگاه و منافع میان امارات و سایر بازیگران منطقه است که در شرایطی که در منطقه گذشت عمیق‌تر هم شد.

در سطح جهانی نیز هند بزرگ‌ترین ذی‌نفع IMEC، چین حامی کریدورهای «کمربند و راه»، و پاکستان با بندر گوادر، یکی از بازیگران مهم کریدورهای رقیب محسوب می‌شوند که نظاره‌گر تحولات هستند.

به نظر می‌رسد رقابت امروز دیگر فقط بر سر جغرافیا نیست؛ بلکه بر سر کنترل و تحمیل سازوکار شاهراه‌هایی است که اقتصاد و موازنه قدرت در نظم آینده جهان را تعیین خواهند کرد.
@indianstudies

کشمیر؛ ناآرامی‌های داخلی در سایه تنش هند و پاکستان

در روزهای اخیر اعتراضات در کشمیر تحت اداره پاکستان وارد مرحله تازه‌ای شده و به یکی از جدی‌ترین بحران‌های داخلی این منطقه در سال‌های اخیر تبدیل شده است.

هزاران نفر در شهرهای راولاکوت، پونچ و مسیر منتهی به مظفرآباد در اعتراض به وضعیت اقتصادی، ساختار سیاسی و بازداشت فعالان مدنی به خیابان آمده‌اند. درگیری ها تاکنون ده‌ها کشته و زخمی برجا گذاشته است.

هم‌زمان، دولت محلی فعالیت «کمیته اقدام مشترک مردمی» را ممنوع اعلام کرده و با استقرار گسترده نیروهای خود، قطع یا محدود کردن اینترنت و بستن راه‌های ارتباطی تلاش کرده اعتراضات را مهار کند.

در کنار این بحران داخلی، تنش در خط کنترل میان هند و پاکستان نیز افزایش یافته و رسانه‌های هندی از یک درگیری مرزی در منطقه راجاوری خبر داده‌اند. هرچند این دو رویداد هم‌زمان رخ داده‌اند، اما تاکنون شواهد مستقلی مبنی بر ارتباط مستقیم اعتراضات داخلی کشمیر با درگیری مرزی منتشر نشده است.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies پاکستان؛ کانال محرمانه دیروز، بازیگر پرتکاپوی امروز ۵۵ سال پیش، جهان شاهد یکی از محرمانه‌ترین عملیات‌های دیپلماتیک قرن بود. در تابستان ۱۹۷۱، هنری کیسینجر در سفر رسمی به پاکستان، به بهانه بیماری از انظار ناپدید شد؛ اما در واقع، از اسلام‌آباد…
@indianstudies

اندر معایب و مزایای میانجیگری پاکستان و شاید عراق؟

پاکستان همزمان با نقش میانجیگری، در حال گسترش همکاری با ایران، تقویت روابط با آمریکا و عربستان و تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یک میانجی منطقه‌ای است.

در روزهای گذشته اسلام‌آباد از یک سو خواستار دریافت تسهیلات ۱۰ میلیارد دلاری از آمریکا برای تثبیت اقتصاد خود شد؛ از سوی دیگر با ایران بر سر افزایش تجارت به ۱۰ میلیارد دلار، توسعه مرزهای مشترک و اتصال ریلی به توافق رسید.

همزمان نیز در بیانیه‌ای رسمی، تهدیدهای انصارالله علیه عربستان و کشتیرانی دریای سرخ را محکوم کرد و اعلام داشت هرگونه تعرض به کشتی‌های پاکستانی، تهدیدی علیه امنیت ملی این کشور تلقی خواهد شد. نشانه‌ای صریح برای پاسداشت همکاری دفاعی با سعودی و در حالی که واکنش‌های ایران به عربستان در دور اخیر جنگ آمریکا علیه ایران محدودتر از گذشته بوده است.

در همین حال، عراق نیز وارد میدان دیپلماسی شده است. بر اساس اعلام خبرگزاری رسمی عراق، نخست‌وزیر این کشور در رأس هیأتی بلندپایه به تهران سفر می‌کند تا علاوه بر همکاری‌های گازی، درباره تحولات منطقه رایزنی کند. العربیه مدعی شده واشنگتن از بغداد خواسته برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا نقش میانجی را ایفا کند.

بغداد همچنین اعلام کرده سیاستش بر پایه دیپلماسی، بی‌طرفی در منازعات منطقه‌ای و گسترش همکاری‌های اقتصادی است و حتی برای کاهش آثار جنگ بر صادرات نفت خود، مسیرهای جایگزین را با همکاری شرکت‌های آمریکایی دنبال می‌کند.

پاکستان تلاش می‌کند از جایگاه میانجی، هم اعتبار سیاسی و هم منافع اقتصادی کسب کند؛ اما همین مسئله، مهم‌ترین محدودیت آن نیز هست.

اسلام‌آباد اقتصادی وابسته به حمایت‌های خارجی، روابط راهبردی با چین، پیمان دفاعی با عربستان و نیاز جدی به همکاری با آمریکا دارد. اکنون نیز امیدوار است نقش‌آفرینی دیپلماتیک، مسیر دریافت حمایت‌های مالی واشنگتن را هموارتر کند.

در چنین شرایطی طبیعی است که هر تحول منطقه‌ای بر محاسبات این کشور اثر مستقیم بگذارد و استقلال عمل آن به‌عنوان میانجی، همواره محل پرسش باشد.

البته این به معنای نادیده گرفتن ظرفیت‌های همکاری با پاکستان نیست. توسعه تجارت، اتصال ریلی، افزایش ترانزیت و ارتقای امنیت مرزهای مشترک، منافعی واقعی و بلندمدت برای ایران و البته پاکستان ایجاد می‌کند و نباید این فرصت‌ها را قربانی بی‌اعتمادی سیاسی کرد.

تجربه سال‌های اخیر یک واقعیت را نیز نشان داده است؛ میانجیگری در پرونده ایران، هیچ‌گاه آسان نبوده است. عمان، قطر و اکنون پاکستان هرکدام ناچار بوده‌اند میان روابط خود با تهران، واشنگتن و کشورهای عربی توازن برقرار کنند؛ توازنی که حفظ آن همواره دشوار و پرهزینه بوده است.

اگر عراق نیز وارد این مسیر شود، به رغم تجربه تلاش در آشتی‌دادن ایران و سعودی که گره‌اش نهایتا در پکن باز شد، با همان چالش روبه‌رو خواهد شد.

بغداد نیز همزمان به روابط با ایران، آمریکا و کشورهای عربی نیاز دارد و در کنار آن باید پیامدهای اقتصادی و امنیتی جنگ، از جمله تهدید صادرات انرژی و فشارهای داخلی را مدیریت کند. بنابراین، عراق نیز مانند پاکستان، عمان و قطر، راهی آسان در پیش نخواهد داشت.

میانجیگری در بحران ایران و آمریکا، بیش از آنکه یک دستاورد سیاسی باشد، یک مسئولیت پرهزینه است. پاکستان امروز می‌کوشد از این نقش برای ارتقای جایگاه منطقه‌ای و کسب امتیازات اقتصادی بهره ببرد و عراق نیز احتمالاً با انگیزه‌ای مشابه وارد میدان خواهد شد؛ اما در نهایت، موفقیت هر میانجی به میزان اعتماد دو طرف و توانایی او در حفظ توازن میان منافع متعارض و یافتن یک راه‌حل شدنی و مطلوب دو طرف بستگی دارد. مأموریتی که در شرایط کنونی خاورمیانه، بیش از هر زمان دیگری دشوار است. یادمان نمی‌رود ناخرسندی امارات از پاکستان هزینه اقتصادی آنی برای این کشور پُر شور و اشتیاق به همراه داشت.
@indianstudies

استعفای وزیر آموزش هند در پی تداوم اعتراضات دانشجویان

استعفای دارمندرا پرادان، وزیر آموزش هند، پس از ۳۶ روز اعتراضات گسترده دانشجویان و جوانان، به یکی از مهم‌ترین عقب‌نشینی‌های سیاسی دولت نارندرا مودی از زمان آغاز نخست‌وزیری او در سال ۲۰۱۴ تبدیل شد.

اعتراضات که از اواخر ژوئن ۲۰۲۶ آغاز شد، در واکنش به افشای سؤالات آزمون سراسری پزشکی و لغو نتایج آن شکل گرفت؛ بحرانی که بیش از ۲ میلیون داوطلب را مجبور به شرکت دوباره در آزمون کرد.

جنبش اعتراضی که با نام «حزب سوسک‌ها» (Cockroach Janta Party - CJP) شناخته می‌شود، ابتدا به‌صورت یک حرکت طنزآمیز در شبکه‌های اجتماعی آغاز شد، اما در مدت کوتاهی به یک جنبش سراسری نسل Z تبدیل شد.

معترضان خواستار استعفای وزیر آموزش، اصلاح کامل نظام برگزاری آزمون‌ها، جبران خسارت خانواده دانش‌آموزان آسیب‌دیده و پایان برخوردها با معترضان بودند. پس از مذاکرات با دولت، تمامی این مطالبات از سوی دولت پذیرفته شد و رهبران جنبش پایان اعتراضات را اعلام کردند.

این بحران تنها یک رسوایی آموزشی نبود. بر اساس گزارش‌ها، بیش از ۱۲ دانش‌آموز بر اثر فشار روانی ناشی از لغو آزمون و بلاتکلیفی دست به خودکشی زدند.

از منظر سیاسی، این رخداد یک شکست برای دولت مودی به شمار می‌رود. او طی بیش از یک دهه زمامداری، به ندرت در برابر فشار خیابانی عقب‌نشینی کرده بود و استعفای یک وزیر ارشد در نتیجه اعتراضات مردمی، اتفاقی نادر در دولت او محسوب می‌شود.

این اعتراضات همچنین نارضایتی عمیق نسل جوان از بیکاری، فساد در آزمون‌های استخدامی و آموزشی و کاهش اعتماد به نهادهای دولتی را آشکار کرد.

ابعاد بین‌المللی این رویداد نیز قابل توجه است. رسانه‌های بزرگ این اعتراضات را به‌طور گسترده پوشش دادند و آن را یکی از مهم‌ترین جنبش‌های اعتراضی جوانان در آسیا توصیف کردند. بسیاری از تحلیلگران این حرکت را با اعتراضات دانشجویی سال‌های اخیر در شبه قاره یعنی بنگلادش، سریلانکا و نپال مقایسه کرده‌اند؛ کشورهایی که جنبش‌های جوانان در آنها نقش مهمی در تغییر فضای سیاسی داشته است.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies پیامدهای امنیتی و ژئوپلیتیکی توافق دفاعی عربستان و پاکستان امضای توافق دفاع متقابل میان عربستان سعودی و پاکستان، به سرعت واکنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی را برانگیخته است. هند در نخستین موضع‌گیری رسمی خود اعلام کرد که پیامدهای این تحول را…
@indianstudies

پاکستان و کویت؛ گامی تازه در معادلات امنیتی خلیج فارس

دولت کویت با انتشار فرمانی در روزنامه رسمی «کویت الیوم»، توافقنامه همکاری دفاعی با پاکستان را که در ۱۱ ژوئن ۲۰۲۳ میان دو کشور امضا شده بود، به‌طور رسمی تصویب و لازم‌الاجرا کرد.

این توافق، چارچوب همکاری‌های نظامی و امنیتی دو کشور را در حوزه‌هایی همچون آموزش نیروهای مسلح، تبادل اطلاعات، پشتیبانی لجستیکی، همکاری‌های علمی و فناوری دفاعی، تبادل نیروهای نظامی، کارشناسان و متخصصان فنی گسترش می‌دهد.

هرچند این توافق در ظاهر یک سند همکاری دوجانبه است، اما زمان‌بندی اجرای آن اهمیت ویژه‌ای دارد. تصویب این توافق در شرایطی صورت می‌گیرد که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس پس از تحولات امنیتی اخیر منطقه، بیش از گذشته به دنبال متنوع‌سازی شرکای امنیتی خود هستند و تنها به تضمین‌های امنیتی آمریکا اتکا نمی‌کنند.

از منظر ژئوپلیتیکی، این توافق بیش از آنکه یک دستاورد برای کویت باشد، فرصتی برای پاکستان محسوب می‌شود.

اسلام‌آباد سال‌هاست در پی آن است که از ظرفیت ارتش قدرتمند، صنایع دفاعی در حال رشد و جایگاه خود به‌عنوان تنها قدرت هسته‌ای جهان اسلام برای ارتقای جایگاه منطقه‌ای خود بهره ببرد.

پاکستان اکنون با بحرانی عمیق در اقتصاد داخلی، کاهش ذخایر ارزی و وابستگی شدید به سرمایه‌گذاری و کمک‌های مالی کشورهای عربی روبه‌رو است. در چنین شرایطی، تبدیل شدن به یک شریک امنیتی برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس می‌تواند علاوه بر درآمدهای اقتصادی، نفوذ سیاسی و راهبردی این کشور را نیز افزایش دهد.

اسلام‌آباد سابقه طولانی در همکاری نظامی با کشورهای عربی دارد و تلاش می‌کند تا جایگاه خود را به‌عنوان یکی از ستون‌های امنیتی خلیج فارس تثبیت کند. در همین چارچوب، برخی رسانه‌ها و تحلیلگران از احتمال شکل‌گیری نوعی «چتر امنیتی پاکستانی» برای برخی کشورهای عربی سخن گفته‌اند. این گمانه‌زنی‌ها تا حدی ناشی از توان هسته‌ای پاکستان و روابط نزدیک آن با برخی دولت‌های عربی، به‌ویژه عربستان سعودی، است.

از سوی دیگر، پاکستان همزمان که به سرمایه، بازار و حمایت مالی کشورهای عربی نیاز دارد، به دلیل همسایگی با ایران، وابستگی‌های مرزی، پروژه‌های انرژی و ملاحظات امنیتی، نمی‌تواند وارد ائتلافی شود که آشکارا علیه تهران تعریف شود. با این حال، به‌خوبی دریافته است که خلأ نسبی اعتماد کشورهای عربی به تضمین‌های امنیتی غرب، یک فرصت تاریخی برای امروزِ آن ایجاد کرده است.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies مودی در آستانه استمرار در پرانتخابات‌ترین سال جهان، بخش رای گیری انتخابات در هند، مدعی بزرگترین دموکراسی دنیا، به پایان رسید. سال ۲۰۲۴ حتی پیش از ناپایان ماندن دولت سیزدهم در ایران و انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری، یک سال عجیب انتخاباتی…
@indianstudies

دستکاری مودی در نحوه انتخاب اعضای کمیسیون انتخابات هند

کمیسیون انتخابات هند مسئول برگزاری و نظارت بر انتخابات این کشور است؛ بنابراین استقلال آن برای سلامت دموکراسی اهمیت زیادی دارد.

تا قبل از مارس ۲۰۲۳، بر اساس دستور موقت دیوان عالی هند، رئیس و اعضای کمیسیون انتخابات باید توسط هیئتی سه‌نفره انتخاب می‌شدند که شامل نخست‌وزیر، رهبر مخالفان در پارلمان و رئیس دیوان عالی هند بود. هدف از این سازوکار، کاهش نفوذ دولت و تضمین بی‌طرفی در روند انتخاب اعضا بود.

در مارس ۲۰۲۳، دیوان عالی اعلام کرد این وضعیت موقت تا زمان تصویب قانون جدید در پارلمان ادامه خواهد داشت.

اما دولت نارندرا مودی همان سال قانونی تصویب کرد که رئیس دیوان عالی را از این هیئت کنار گذاشت و به‌جای او یک وزیر کابینه را قرار داد. اکنون هیئت انتخاب شامل نخست‌وزیر، یک وزیر منتخب نخست‌وزیر و رهبر مخالفان است؛ یعنی دولت عملاً دو رأی از سه رأی را در اختیار دارد.

جمعه‌ای که گذشت دیوان عالی از دولت پرسید چرا رئیس دیوان عالی از این فرایند حذف شده است. نماینده دولت گفت اگر نتوان به تصمیم نخست‌وزیر اعتماد کرد، باید برای انتخاب وزیران کابینه هم یک قاضی یا فرد بیرونی حضور داشته باشد.

قضات پاسخ دادند بحث بی‌اعتمادی شخصی به نخست‌وزیر نیست؛ مسئله این است که استقلال و بی‌طرفی نه‌فقط باید وجود داشته باشد، بلکه مردم نیز باید آن را به‌روشنی ببینند.

منتقدان می‌گویند این تغییرات در شیوه انتخاب اعضای کمیسیون انتخابات می‌تواند استقلال این نهاد را تضعیف کند و بر سلامت روند انتخابات اثر بگذارد. دولت نیز تأکید دارد که قانون اساسی حضور رئیس دیوان عالی در هیئت انتخاب را الزامی نکرده است.

دیوان عالی هنوز حکم نهایی خود را درباره اعتبار این قانون صادر نکرده است.

این بحث‌ها در آستانه و پس از انتخابات ۲۰۲۴ پررنگ‌تر شده بود. در انتخابات سراسری ۲۰۲۴ هند، حزب بهاراتیا جاناتا (BJP) به رهبری نارندرا مودی دوباره توانست قدرت را حفظ کند، اما برخلاف دوره قبل، با کاهش کرسی‌ها و وابستگی بیشتر به ائتلاف احزاب متحد (NDA) دولت را تشکیل داد.

از نظر پیامدها، انتخابات ۲۰۲۴ بحث‌های مربوط به سلامت روند انتخابات، استقلال نهادهای نظارتی و نقش کمیسیون انتخابات را تشدید کرد و فشار افکار عمومی و اپوزیسیون برای اصلاحات نهادی را افزایش داد. این مسائل را می‌توان در چارچوب گسترده‌تر ترک برداشتن دموکراسی هندی هم تفسیر کرد.

Union govt. says if the decision of the Prime Minister cannot be trusted, then an ‘outsider’ or a former judge must sit in to advice on the appointment of Cabinet Ministers too; Supreme Court says that it is not about ‘lack of faith’ in the PM, but about ‘justice not only being done, but shown to be done’
مطالعات شبه قاره هند
@indianstudies پیامدهای امنیتی و ژئوپلیتیکی توافق دفاعی عربستان و پاکستان امضای توافق دفاع متقابل میان عربستان سعودی و پاکستان، به سرعت واکنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی را برانگیخته است. هند در نخستین موضع‌گیری رسمی خود اعلام کرد که پیامدهای این تحول را…
@indianstudies

چرا هند باید از «پیمان مکه» نگران باشد؟

خبر روز پیمان مکه است. پیمان دفاعی سه‌جانبه عربستان، پاکستان و ترکیه را اما نمی‌توان صرفاً از زاویه ایران و تحولات خاورمیانه تحلیل کرد.

بی‌تردید ایران یکی از مخاطبان مهم این آرایش امنیتی تازه است؛ اسرائیل نیز از آن این پیام را دریافت می‌کند که ریاض، دست‌کم فعلاً، تمایلی به قرار دادن سیاست امنیتی خود ذیل توافق ابراهیم و نظم مطلوب تل‌آویو ندارد. آمریکا نیز با نشانه دیگری از تلاش شرکای منطقه‌ای خود برای تنوع‌بخشی به ترتیبات امنیتی مواجه است آن هم بعد از ناتوانی مستمر در تامین امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس که دپوی مهمات آن‌اند و امارات هم نمی‌تواند نسبت به شکل‌گیری محوری با مرکزیت ریاض و بدون حضور خود کاملاً بی‌اعتنا باشد. با این حال، یکی از مهم‌ترین مخاطبان این تحول در خارج از خاورمیانه، حتما هند است.

شاید در نگاه اول پاکستان بازیگر فرصت‌طلبی به نظر برسد که صرفا دنبال ترضیه خاطر عربستان است اما کار فراتر از صرف ادای احترام برای دریافت وام است. از منظر جنوب آسیا، اهمیت اصلی توافق در این است که پاکستان را از موقعیت یک بازیگر صرفاً جنوب‌آسیایی فراتر می‌برد و آن را به بخشی از معماری امنیتی خلیج فارس و خاورمیانه فردا تبدیل می‌کند.

برای دهلی‌نو، نگرانی اصلی صرف روابط نزدیک پاکستان با عربستان یا ترکیه نیست؛ این روابط سابقه‌ای طولانی دارد. مسئله، پیوند یافتن سه ظرفیت متفاوت در یک چارچوب دفاعی است: توان مالی و نفوذ سیاسی عربستان، ظرفیت نظامی و صنایع دفاعی ترکیه و ارتش و توان بازدارندگی پاکستان. چنین ترکیبی، در صورت نهادینه شدن، می‌تواند محیط امنیتی پیرامون هند را پیچیده‌تر کند.

پرسش مهم برای دهلی‌نو این خواهد بود که تعهد دفاع جمعی این سه کشور در صورت وقوع یک بحران یا جنگ جدید میان هند و پاکستان تا چه اندازه قابل تسری است. هنوز روشن نیست که چنین تعهدی الزاماً به مداخله نظامی عربستان یا ترکیه منجر شود، هنوز حتی مشخص نیست این توافق ژست است یا تحول اما در منطق بازدارندگی، صرف احتمال حمایت اطلاعاتی، تسلیحاتی، لجستیکی یا سیاسی نیز می‌تواند در محاسبات طرف مقابل اثرگذار باشد. از این منظر، پاکستان از طریق این پیمان نوعی ابهام راهبردی پیرامون هر رویارویی احتمالی آینده با هند ایجاد می‌کند.

در این میان، حضور ترکیه برای هند حساسیت بیشتری دارد. آنکارا طی سال‌های گذشته در موضوع کشمیر مواضعی نزدیک‌تر به اسلام‌آباد داشته و همکاری‌های دفاعی ترکیه و پاکستان نیز رو به گسترش بوده است.

عربستان، برخلاف ترکیه، روابط اقتصادی و سیاسی بسیار گسترده‌ای با هند دارد و بعید است تمایل داشته باشد این روابط را قربانی رقابت هند و پاکستان کند. بنابراین دهلی‌نو احتمالاً خواهد کوشید میان تعهد دفاعی ریاض به اسلام‌آباد و حمایت از پاکستان در یک منازعه با هند مرزبندی روشنی ایجاد کند.

در سطحی گسترده‌تر، اهمیت این پیمان برای پاکستان در افزایش وزن ژئوپلیتیکی آن است. اسلام‌آباد می‌تواند ظرفیت ارتش، تجربه عملیاتی و جایگاه خود به‌عنوان یک قدرت هسته‌ای را به نوعی سرمایه امنیتی تبدیل کرده و در مقابل، نفوذ سیاسی، منابع مالی و عمق راهبردی بیشتری به دست آورد. این دقیقاً همان روندی است که هند با حساسیت دنبال خواهد کرد؛ زیرا پاکستان در این صورت دیگر صرفاً رقیبی در مرزهای غربی هند نخواهد بود، بلکه به حلقه اتصال جنوب آسیا با ترتیبات امنیتی خلیج فارس و حتی شرق مدیترانه تبدیل می‌شود.

اهمیت بالقوه اینجا در پیوند دادن چند جغرافیای امنیتی است. برای ایران، مسئله مهار نفوذ منطقه‌ای است؛ برای اسرائیل، محدود شدن چشم‌انداز نظم مطلوب تل‌آویو؛ برای آمریکا، افزایش استقلال امنیتی شرکای منطقه‌ای؛ و برای امارات، ظهور محوری تازه بدون مرکزیت ابوظبی. اما برای هند پرسش مشخص‌تر است: آیا پاکستان در حال منطقه‌ای کردن موازنه خود با دهلی‌نو و افزودن بازیگران جدید به معادله سنتی هند و پاکستان است؟

اگر این پیمان در آینده به همکاری سازمان‌یافته‌تر در حوزه اطلاعات، صنایع دفاعی، پدافند، رزمایش‌های مشترک و هماهنگی عملیاتی منجر شود، دهلی‌نو ناچار خواهد بود آن را نه صرفاً یک تحول خاورمیانه‌ای، بلکه تغییری مستقیم در محیط امنیتی خود تلقی کند. شاید به همین دلیل، هند یکی از مهم‌ترین مخاطبان بلندمدت «پیمان مکه» باشد.

هند هنوز موضع رسمی مفصلی درباره پیمان سه‌جانبه مکه اتخاذ نکرده است، اما پیش‌تر درباره پیمان دفاعی عربستان و پاکستان اعلام کرده بود که پیامدهای آن را برای «امنیت ملی هند و ثبات منطقه‌ای» بررسی می‌کند. خبری منتشر شد که هند در واکنش به این پیمان به دنبال انعقاد یک توافق دفاعی با اسرائیل رفته است؛ اما وزارت خارجه هند این گزارش را رسماً رد و آن را «خبر جعلی» توصیف کرد.
مطالعات شبه قاره هند
@indianstidies آرامش ناپایدار پس از اعلام آتش‌بس در ۱۰ می ۲۰۲۵ بین هند و پاکستان، وضعیت در منطقه کشمیر همچنان ناپایدار باقی مانده است. اگرچه توافق‌ با میانجی‌گری ایالات متحده به‌منظور کاهش تنش‌ها حاصل شد، اما تنها چند ساعت پس از اعلام آن، گزارش‌هایی از…
@indianstudies

احضار کاردار آمریکا در اسلام‌آباد

پاکستان در اعتراض به اظهارات سفیر آمریکا در هند درباره وضعیت جامو و کشمیر، کاردار سفارت آمریکا در اسلام‌آباد را احضار و رسماً مراتب اعتراض شدید خود را به واشنگتن ابلاغ کرد.

وزارت امور خارجه پاکستان روز چهارشنبه اعلام کرد که «ناتالی بیکر»، کاردار آمریکا در اسلام‌آباد، در پی اظهارات «سرجیو گور»، سفیر ایالات متحده در هند، به این وزارتخانه احضار شده و یک اعتراض رسمی و شدید دیپلماتیک به وی تسلیم شده است. گور در جریان سفر خود به سرینگر، جامو و کشمیر را «بخش مهمی از هند» توصیف کرده بود.

وزارت خارجه پاکستان این توصیف را «خلاف واقع» خواند و اعلام کرد اسلام‌آباد اطلاق عنوان «بخشی از هند» به جامو و کشمیر را به‌شدت محکوم و قاطعانه رد می‌کند. پاکستان تأکید دارد که وضعیت نهایی این منطقه همچنان حل‌وفصل نشده و باید مطابق قطعنامه‌های مرتبط شورای امنیت سازمان ملل و خواست مردم کشمیر تعیین شود. قطعنامه ۴۷ شورای امنیت سازمان ملل در سال ۱۹۴۸ نیز به موضوع برقراری صلح و برگزاری همه‌پرسی در ایالت جامو و کشمیر پرداخته است.

اعتراض اسلام‌آباد در حالی مطرح شده که حتی توصیه سفر کنونی وزارت خارجه آمریکا نیز جامو و کشمیر را منطقه‌ای «مورد مناقشه» توصیف می‌کند و می‌گوید هند، پاکستان و چین بر بخش‌هایی از این سرزمین ادعا دارند. از این رو، سخنان اخیر سفیر آمریکا در دهلی‌نو با ادبیاتی که در برخی اسناد رسمی فعلی واشنگتن درباره وضعیت کشمیر به کار می‌رود، تفاوت محسوسی دارد.

پاکستان در فوریه ۲۰۲۶ نیز در پی انتشار نقشه‌ای در برخی مجاری رسمی آمریکا که بخش‌های مورد مناقشه کشمیر را در قلمرو هند نشان می‌داد، موضوع را با واشنگتن در میان گذاشته بود. سخنگوی وزارت خارجه پاکستان در آن زمان اعلام کرد که طرف آمریکایی نقشه را اصلاح کرده و اسلام‌آباد از این اقدام استقبال کرده است.

در بخش دیگری از موضع امروز پاکستان، اسلام‌آباد بار دیگر از تلاش‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای کاهش تنش میان پاکستان و هند استقبال کرد.

با این حال، دهلی‌نو روایت متفاوتی از پایان درگیری‌های ۲۰۲۵ دارد. دولت هند اعلام کرده است توقف عملیات نظامی نتیجه تماس مستقیم مقام‌های نظامی دو کشور بوده و نارندرا مودی نیز در ژوئن ۲۰۲۵ به ترامپ گفته بود که هند میانجیگری کشور ثالث در مسائل خود با پاکستان را نمی‌پذیرد.

تحولات امروز بار دیگر اختلاف بنیادی میان مواضع سه طرف درباره کشمیر را آشکار کرده است: هند جامو و کشمیر را جزء جدایی‌ناپذیر قلمرو خود می‌داند؛ پاکستان بر ماهیت مورد مناقشه این سرزمین و اجرای قطعنامه‌های سازمان ملل تأکید دارد.
@indianstudies

یوگی آدیتیانات یا «بولدوزر بابا» در مسیر جانشینی مودی