دیپلماسی ایرانی
3.53K subscribers
3.06K photos
760 videos
58 files
12.4K links
کانال سایت دیپلماسی ایرانی

ما را در توییتر دنبال کنید:

Twitter.com/IRDiplomacy

در اینستاگرام هم در کنار شما هستیم:

Instagram.com/irdiplomacy.ir
Download Telegram
🔺صلح اروپا با سلاح هسته‌ای است؟

🔻بازگشایی تنگه هرمز با تهاجم اتمی

🖌نویسنده: اسلام ذوالقدرپور

دیپلماسی ایرانی: مناسبات قدرت در جهان برآشفته کنونی به گونه‌ای دگرگون شده که بازیگران نظام جهانی نه‌تنها هژمونی، بلکه بیشتر راهبرد بقا را دنبال می‌کنند. بازیگران بزرگ نظام جهانی مانند ایالات متحده امریکا، چین، روسیه، اتحادیه اروپا و در نهایت ایران با روندی از تهدید بقا روبه‌رو هستند که مؤلفه‌های آن پنهان و غیرشفاف هستند.

راهبرد بقا در بستر آنارشی دهه سوم قرن ۲۱ بر ادامه کنش بازیگران در بدترین شرایط ممکن و کمترین امکان کنش سازگار با دگرگونی مناسبات قدرت، بنیان شده و چشم انداز کنشگری بازیگران را تعریف می‌کند. منابع محدود یا کمیاب بازیگران در مناسبات قدرت با وجود جنگ افزارهای نسل ۵ و نسل ۶ جنگنده‌ها، موشک‌های بالستیک هوش مصنوعی و...، انقلاب پهپادی در جنگ‌های چند سال اخیر را برساخته که جنگ روسیه و اوکراین از فوریه ۲۰۲۲ تا تهاجم فراگیر یک سال گذشته اسرائیل و ایالات متحده امریکا به ایران با این انقلاب پهپادی شناخته می‌شوند.

در کنار انقلاب پهپادی در میدان جنگ‌های جهانی که هنر جنگ قرن 21 را شکل داده، ناتوانی قدرت‌های بزرگ یا ابرقدرت‌های نظامی جهان برای پیروزی کامل و پایان جنگ با مزایای بیشمار، سیاستگذاران را به سوی جنگ افزارهای هسته‌ای یا بمب اتمی متمایل کرده است.

ناتوانی روسیه در شکست اوکراین، ناتوانی اتحاد اسرائیل، امریکا و اعراب در شکست ایران و... سبب بروز انگاره اثرگذاری بمب اتمی برای پایان جنگ شده است.

انگاره تهاجم اتمی ایالات متحده امریکا و اسرائیل به ایران برای باز کردن تنگه هرمز و پایان جنگ، همسانی روزافزونی با انگاره پایان جنگ اوکراین با بمب اتمی دارد!

این دو انگاره بر الگوی ضربه سخت برای بازگشت به نظم پیشین یا همان نظم دو ابرقدرتی بنیان شده که دارای طرفدارانی در دولت دونالد ترامپ، دولت پوتین و بلکه برخی سیاستمداران تندروی اروپایی است. رویکردی هراسناک از تاکتیکی که می‌تواند جهان را به آتش کشیده و پایان تاریخ را رقم زند.

در اندیشه سیاستگذاران راهبردی غربی به‌ویژه ایالات متحده امریکا و برخی دولت‌های اروپایی، راه نهایی برای پایان جنگ اوکراین و روسیه، تشویق روسیه برای تهاجم اتمی به اوکراین است که اوکراین، قربانی منافع بازیگران بزرگ می‌شود.

سیاستگذاران تندروی ایالات متحده امریکا به دنبال راهکاری برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ یک سال گذشته امریکا و اسرائیل با ایران هستند که گویا تنها با بمب اتم و تهاجم اتمی به ایران امکان‌پذیر است.

پیشینه تاریخی اروپای جنگ افروز و ایالات متحده ابرقدرت نشان می‌دهد که رهبران آنها، صلح را با کشتار فراگیر و جهان ویران امکان‌پذیر می‌دانند. بنابراین جهان آشفته کنونی می‌تواند بار دیگر کارزار جنگ اتمی یا تهاجم اتمی بازیگران علیه یکدیگر باشد.

روند رویدادهای جهان آشفته و مناسبات جدید قدرت که مورد پسند قدرت‌های بزرگ نیست، وحشت از جنگ اتمی را بر افکار عمومی چیره کرده است و سیاستگذاران را سرگردان می‌سازد. عادی‌سازی تهاجم اتمی به اوکراین یا ایران در افکار عمومی را می‌توان در اخبار و تحلیل‌های روزمره رسانه‌های بین‌الملل دنبال کرد که در چارچوب هشدارهایی از سوی سیاستمداران یا کارشناسان مطرح می‌شوند.

در چنین وضعیتی، سیاستگذاران ارشد ایران باید احتمال تهاجم اتمی به ایران را جدی بدانند و جنگ یک سال اخیر به‌ویژه کشتار کودکان مدرسه میناب و شهروندان لامرد را جلوه آمادگی امریکا و اسرائیل برای به‌کارگیری بمب اتمی علیه ایران قلمداد کنند و طرحی نو برای بازدارندگی دشمنان از تهاجم اتمی در پیش گیرند تا فرصت نجات ایران از آسیب بزرگ و جبران‌ناپذیر را از دست ندهند.

@irdiplomacy
irdiplomacy.ir
🔺منازعات قرن بیست‌ویکم را چگونه می‌توان بازخوانی کرد

🔻کالبدشکافی سیستم بین‌الملل از منظر نظریه سیستم‌ها

🖌نویسنده: دکتر سلیمان گل‌پور ، دانش‌آموخته دکترای مدیریت سیستم‌ها

دیپلماسی ایرانی:
قرن بیست و یکم با وعده‌ پایان تاریخ و گسترش دموکراسی‌های لیبرال آغاز شد، اما خیلی زود به صحنه‌ بازگشتِ خشونت سازمان‌یافته‌ دولتی بدل شد. از برج‌های دوقلوی نیویورک در ۲۰۰۱ تا سقوط موصل، از الحاق کریمه در ۲۰۱۴ تا حمله‌ی تمام‌عیار روسیه به اوکراین در ۲۰۲۲، و از محاصره‌ نوار غزه تا بمباران‌های اخیر لبنان و جنگ های مکرر ایالات متحده با ایران، جهان نوعی تکرار الگویی تیره را شاهد بوده است: قدرت‌های بزرگ و میان‌اندازه، فارغ از نام و مرام سیاسی‌شان، هر بار با تکیه بر برتری نظامی یا حق وتو، قواعد بازی را به نفع خود تغییر می‌دهند و هزینه‌های فاجعه‌بار انسانی را به حساب منافع حیاتی یا دفاع مشروع می‌گذارند. این منازعات، هرچند در بسترهای تاریخی و جغرافیاییِ متفاوتی رخ داده‌اند، اما اشتراکات ساختاریِ شگفت‌آوری دارند. همه‌ی آنها در فضای خلأ نظارتی جهانی روی می‌دهند؛ جایی که شورای امنیت یا فلج است، یا با وتویِ یکی از اعضای دائم، از صدور هرگونه بازخورد تنبیهی فوری بازمی‌ماند.

قوانین بین‌المللی بشردوستانه، در برخورد با متجاوزان قدرتمند، نه به‌مثابه ترمزی برای خشونت، بلکه همچون سندی برای توجیهِ خشونت پس ازوقوع عمل می‌کنند. آیا این تکرار خشونت، نشان از شرارتِ ذاتی برخی رهبران دارد، یا ریشه در معماری خود نظام بین‌الملل دارد؟ آیا می‌توان جنگ در اوکراین، نسل‌کشی در غزه، و مداخلات نظامیِ آمریکا را صرفاً به‌حساب بازیگران بد گذاشت، یا اینکه این منازعات، خروجیِ طبیعی سیستمی هستند که برای مهار قدرت‌های بزرگ طراحی نشده، بلکه برای بقایِ آنها طراحی شده است؟

از دیدگاه سیستمی، این منازعات، خروجی یک معماری نهادی معیوب هستند؛ معماری‌ای که اگرچه رفتارهای پرخاشگرانه را جبر نمی‌کند، اما هزینه‌ آن‌ها را به‌شدت کاهش داده و پاداشِ آن‌ها را در کوتاه‌مدت تضمین می‌کند. نظام بین‌الملل، یک سیستم پیچیده‌ سازگارشونده است که در سه حلقه‌ی بازخورد کلیدی، دچار نارسایی بنیادین است :

۱- حلقه‌ بازخورد منفیِ فلج‌شده (شکست نهاد تنظیم‌گر) در سیستم‌های پایدار، یک تنظیم‌گر(ترموستات) وظیفه دارد انحراف از هنجار را شناسایی و سیستم را به تعادل بازگرداند. در نظام جهانی، شورای امنیت سازمان ملل نقش این ترموستات را دارد، اما حق وتوی پنج عضو دائم، این مکانیزم را به ابزاری برای مصون‌سازی قدرت‌های بزرگ تبدیل کرده است. نتیجه آن است که وقتی روسیه به اوکراین حمله می‌کند، خود می‌تواند قطعنامه علیه خویش را وتو کند؛ و هنگامی که آمریکا به عراق لشکرکشی می‌کند، وتوی متحدش (یا تهدید به آن) مانع از شکل‌گیری بازخورد تنبیهی فوری می‌شود. این، یک خطای سیستمی عینی است، اما ریشه در توازن قدرت پس از جنگ جهانی دوم دارد و صرفاً با شعار لغو حق وتو حل نمی‌شود؛ چراکه وتو، خود عصاره‌ وجودی این نهاد و بازتاب آنارشی ساختاری جهان است.

۲ـ حلقه‌ بازخورد مثبت تقویت‌کننده‌ خشونت (معمای امنیت) نظام بین‌الملل ماهیتاً خودیار است و پلیس مرکزی ندارد. این ویژگی، یک حلقه‌ تقویت‌کننده‌ مخرب ایجاد می‌کند: اقدام دفاعی بازیگر الف در ذهن بازیگر ب به‌عنوان تهدیدی تهاجمی تفسیر می‌شود و بازیگر (ب) نیز ناچار به افزایش قدرت خود می‌شود. این معمای امنیت، یک واقعیت بنیادی در روابط بین‌الملل است که فارغ از نام کشورها عمل می‌کند. اسرائیل بمباران غزه را دفاع از خود می‌نامد، درحالی‌که این اقدام از منظر فلسطینیان نسل‌کشی و حمله به سرزمین مادری تلقی می‌شود و نسل بعدی مبارزان را پرورش می‌دهد. فارغ از ماهیت تجاوزگرانه و خوی متوحش، این تناقض مختص اسرائیل نیست؛ بلکه هر قدرتی که در چنین موقعیتی قرار گیرد، گرفتار همین پارادوکس سیستمی خواهد شد. برای خروج از این پارادوکس، سیستم نیازمند تعریف فراقاره‌ای از تهدید است؛ اما تا زمانی که امنیت صرفاً در چارچوب مرزهای ملی تعریف شود، این حلقه‌ مثبت مخرب همچنان به تولید خشونت دامن خواهد زد.
۳ـ حلقه‌ بازخورد تنبیهی با تأخیر و ناهمتراز در سیستم‌های کارآمد، هزینه‌ خطا باید فوری و متناسب باشد. اما در سیاست بین‌الملل، بازخورد تنبیهی برای زورگویان بزرگ یا با تأخیر سنگین همراه است (مانند تحریم‌هایی که سال‌ها طول می‌کشند تا اثرگذار شوند) یا اساساً شکل نمی‌گیرد. آمریکا با حمله به عراق نه‌تنها هزینه‌ای متناسب پرداخت نکرد، بلکه شرکت‌هایش قراردادهای بازسازی را نیز به دست آوردند؛ روسیه کریمه را ضمیمه کرد و تحریم‌ها نتوانستند آن را وادار به عقب‌نشینی کنند؛ و اسرائیل در غزه، با وجود نسل‌کشی،جنایت و ایجاد ویرانی گسترده، همچنان از حمایت تسلیحاتی و دیپلماتیک برخوردار است، بااین‌حال، نباید از حلقه‌های بازخورد مثبتِ بازدارنده غافل شد: وابستگی‌های اقتصادی عمیق، زنجیره‌های تأمین جهانی و هراس از تشدید رقابت‌ها و تقابل‌های هسته‌ای، تا حدی مانع از فروپاشی کامل سیستم شده‌اند. اما مشکل اینجاست که این بازدارنده‌های اقتصادی، در برابر منافع حیاتی ژئوپلیتیکی مانند تغییر مرزها یا بقای رژیم‌ها بسیار ضعیف‌تر از آن هستند که بتوانند سیستم را مهار کنند. سیستم، عملاً به بازیگران پیام می‌دهد؛ تا زمانی که منافع شما حیاتی باشد، زورگویی هزینه‌ای ناچیز دارد و پاداش آن فوری است. راه‌کارهای سیستمی (با رویکرد عیب‌یابی واقع‌گرایانه) راه‌حل، نه در موعظه‌ی اخلاقی به قدرتمندان (زیرا سیستم به آن‌ها قدرت داده است) و نه در طراحی آرمان‌شهری دولت جهانی خلاصه نمی‌شود زیرا خودِ سیستم اجازه‌ی شکل‌گیری آن را نمی‌دهد، بلکه راه‌حل، تغییر تدریجی معماری هزینه – فایده در سه سطح است؛

۱- بازطراحی مکانیزم وتو به‌جای حق وتوی انفرادی که در شرایط کنونی غیرقابل اجراست، می‌توان سازوکاری تعریف کرد که هزینه‌ی سیاسی استفاده از حق وتو را افزایش دهد. برای مثال، هر بار که یک عضو دائم از وتو برای جلوگیری از تصویب قطعنامه‌‌ای استفاده می‌کند، موضوع به‌طور خودکار به مجمع عمومی ارجاع شود تا با رأی دوسوم (هرچند غیرالزام‌آور) آن کشور در معرض انزوای دیپلماتیک قرار گیرد. این اقدام ترموستات را به‌کلی از کار نمی‌اندازد، اما فلج‌بودن آن را برای افکار عمومی جهان آشکار می‌سازد و هزینه‌ شهرت را برای متجاوز افزایش می‌دهد.

۲- بازخوردهای خودکار اقتصادی مبتنی بر معاهدات موجود به‌جای آرزوی پلیس اقتصادی جهانی، می‌توان از ظرفیت معاهدات چندجانبه‌ موجود استفاده کرد. پیشنهاد عملی‌تر این است که در پیمان‌های تجاری و اقلیمی، بندهای فسخ خودکارتعبیه شود که در صورت نقض مرزهای بین‌المللی به‌رسمیت‌شناخته‌شده، بدون نیاز به رأی‌گیری شورای امنیت، مذاکرات تجاری به حالت تعلیق درآید. این یک سیستم ایمنی غیرمتمرکز است که سیاستمداران برای دور زدن آن باید ائتلاف‌های سنگین و پرهزینه‌ای تشکیل دهند، نه اینکه صرفاً یک قطعنامه را وتو کنند.

۳- تغییر متغیر هدف از امنیت دولت به امنیت انسانیِ هشداردهنده اگرچه تغییر کد ماهوی سیستم وستفالیایی در کوتاه‌مدت ممکن نیست، اما می‌توان امنیت انسانی را نه به‌عنوان خروجی نهایی، بلکه به‌عنوان یک شاخص پیش‌بینی‌کننده وارد معادلات کرد. از منظر سیستمی، نسل‌کشی و آوارگی جمعی، گرچه ممکن است امنیت کوتاه‌مدت یک دولت را تأمین کند، اما موج‌های پناهندگی، بی‌ثباتی منطقه‌ای و رشد تروریسم را در میان‌مدت به‌عنوان بازخورد معکوس به همان دولت بازمی‌گرداند. اگر شاخص تعداد کودکان قربانی به‌عنوان یک هشدار سیستمی جدی برای بی‌ثباتی‌های آینده تعریف شود، آنگاه بمباران غزه یا اوکراین نه فقط یک جنایت اخلاقی، بلکه یک خطای محاسباتی سیستمی تلقی خواهد شد که هزینه‌های بلندمدت آن از منافع کوتاه‌مدتش بسیار بیشتر است.

خلاصه‌ اینکه جهان، یک سیستم هوشمند اما دچار نقص همدلی ساختاری است. این سیستم، سلول‌های غیرخودی (انسان‌های طرف مقابل) را به‌عنوان متغیرهای قابل حذف در نظر می‌گیرد؛ اما این رفتار ضدسیستمی، خودِ پایداری بلندمدت سیستم را تهدید می‌کند. راه‌حل، نه در سرنگونی یک‌باره‌ این ساختار (که عملاً محال است)، بلکه در نصب پچ‌های هزینه‌ساز بر روی این معماری کهن است؛ پچ‌هایی که بازی قدرت مطلق را به یک بازی پرهزینه و غیرعقلانی تبدیل کنند. تا زمانی که هزینه‌ی جنایت برای قدرت‌های بزرگ از هزینه‌ی صلح بیشتر نشود، سیستم همچنان به تولید هیولا ادامه خواهد داد؛ اما اصلاح این سیستم، نیازمند درک عمیق محدودیت‌های آنارشیک جهان است، نه نادیده‌گرفتن آن‌ها.

@irdiplomacy
irdiplomacy.ir
🔺از ۲۰۱۹ تا کنون، خطی زمانی که قابل تأمل است

🔻از دیوارکشی‌ها و فنس‌کشی‌ها در مرزهای ایران تا پیمان مکه

🖌نویسنده: علی اکبر رضایی

دیپلماسی ایرانی:
برای فهم توافق دفاع مشترک عربستان، ترکیه و پاکستان باید به سال ۲۰۱۹ بازگشت؛ سالی که در آن پاکستان فنس‌کشی مرز خود با ایران را آغاز کرد و ترکیه نیز که از سال ۲۰۱۷ ساخت دیوار مرزی با ایران را شروع کرده بود، این روند را توسعه داد. در آن مقطع هر دو کشور اقدامات خود را با دلایل امنیتی، مقابله با تروریسم، قاچاق و کنترل مرز توجیه می‌کردند. با این حال امروز که به گذشته نگاه می‌کنیم همزمانی این تحولات با روندهای بعدی تصویر قابل تأملی ایجاد می‌کند.

در سال‌های بعد روابط ترکیه، پاکستان و عربستان به‌تدریج وارد مرحله تازه‌ای شد. همکاری‌های دفاعی آنکارا و اسلام‌آباد گسترش یافت و همزمان روابط ترکیه و عربستان پس از دوره‌ای از تنش مسیر عادی‌سازی و توسعه همکاری‌های اقتصادی و امنیتی را طی کرد.

در سوی دیگر روابط دفاعی ریاض و اسلام‌آباد نیز عمیق‌تر شد تا اینکه در سال ۲۰۲۵ عربستان و پاکستان توافق دفاعی متقابلی امضا کردند که بر اساس آن حمله به یکی از دو کشور حمله به هر دو تلقی می‌شود.

یک سال بعد این روند یک گام دیگر جلو رفت. در ۷ اوت ۲۰۲۶ ترکیه به عربستان و پاکستان پیوست و سه کشور در مکه توافق دفاع مشترک امضا کردند.

بنابراین اگر وقایع را در یک خط قرار دهیم از امنیتی شدن مرزهای ایران با ترکیه و پاکستان در سال ۲۰۱۹ به گسترش همکاری‌های دفاعی این دو کشور با عربستان و در نهایت به یک تعهد دفاعی سه‌جانبه رسیده‌ایم؛ سه کشوری که امروز در غرب، شرق و جنوب محیط پیرامونی ایران وزن قابل توجهی دارند.

البته نمی‌توان با قطعیت گفت دیوارهای سال ۲۰۱۹ از ابتدا بخشی از نقشه‌ای برای رسیدن به توافق امروز بوده‌اند اما در سیاست بین‌الملل همیشه آنچه اهمیت دارد نیت اولیه یک اقدام نیست بلکه مسیر و نتیجه انباشت تحولات است.

آنچه در سال ۲۰۱۹ مجموعه‌ای از اقدامات مرزی و جداگانه به نظر می‌رسید امروز در کنار یک توافق دفاعی سه‌جانبه قرار گرفته است. اگر این روند در آینده با رزمایش مشترک، همکاری اطلاعاتی، همکاری پدافندی و ورود کشورهای دیگری مانند مصر تکمیل شود آن‌گاه معنای تحولات سال‌های گذشته بسیار متفاوت خواهد شد.

شاید هنوز برای قضاوت نهایی زود باشد اما برای طرح یک سناریو نه. سناریو این است که آنچه از سال ۲۰۱۹ با سخت‌تر شدن مرزهای ایران در شرق و غرب آغاز شد امروز به مرحله شکل‌گیری یک آرایش امنیتی جدید در پیرامون ایران رسیده، آرایشی که ممکن است در آینده صرفاً یک همکاری دفاعی میان سه کشور نباشد و به یک کمربند امنیتی گسترده‌تر تبدیل شود. اگر چنین اتفاقی رخ دهد شاید سال‌ها بعد وقتی به عقب نگاه می‌کنیم توافق مکه را نه یک اتفاق ناگهانی بلکه یکی از حلقه‌های زنجیره‌ای بدانیم که نخستین نشانه‌های آن را باید در تحولات مرزی سال ۲۰۱۹ جست‌وجو کرد.

@irdiplomacy
irdiplomacy.ir
🔴 وزیر خزانه‌داری آمریکا مدعی شد:

امروز صبح بزرگترین حمله مالی تاریخ علیه ایران را آغاز خواهیم کرد.

روز تسویه حساب اقتصادی ایران نزدیک است

هدف ما قطع تمام شریان‌های اقتصادی است که ایران را سرپا نگه می‌دارد.

جایگزین برای کشورهایی که سرنوشت خود را به تهران گره می‌زنند، بسته شدن هرگونه مسیری به سوی رفاه پایدار است.

هر کشوری که به عنوان شریان مالی برای یک نظام رو به زوال عمل کند، باید انتظار داشته باشد که انزوا را با آن تقسیم کند.

@irdiplomacy
irdiplomacy.ir
غریب‌آبادی: تداوم ارسال سلاح و هرگونه حمایت از رژیم صهیونیستی، انتخاب آگاهانه لندن و پاریس برای همکاری و مشارکت در ارتکاب جنایات رژیم صهیونیستی است

کاظم غریب‌آبادی معاون حقوقی و بین‌المللی وزارت امور خارجه در پیامی در شبکه ایکس نوشت:

بیش از صد دیپلمات باسابقه انگلیسی و فرانسوی به دولت‌های‌شان هشدار دادند که سیاست رژیم صهیونسیتی به سمت «پاکسازی قومی» و «محو فلسطین» پیش می رود. آنان خواستار اقدام عملی لندن و پاریس در توقف انتقال سلاح، ممنوعیت تجارت با شهرک‌ها و اجرای تصمیمات دیوان های لاهه شدند.

لندن و پاریس نباید پشت واژه «ابراز نگرانی» از این وضعیت پنهان شوند؛ ادامه ارسال سلاح و هرگونه حمایت از رژیم، انتخاب آگاهانه برای همکاری و مشارکت در ارتکاب جنایات رژیم صهیونیستی است.

https://x.com/Gharibabadi/status/2091259661328814311
سفر وزیر امور خارجه عمان به تهران

اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور خارجه در گفتگو با خبرنگاران از سفر سید بدر البوسعیدی وزیر امور خارجه سلطنت عمان به تهران خبر داد.

به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه، سفر آقای البوسعیدی برای روز سه‌شنبه ۳ شهریور برنامه‌ریزی شده و قرار است وزیر امور خارجه عمان در این سفر با سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان دیدار و درباره موضوعات دوجانبه و منطقه‌ای رایزنی کند.

سخنگوی وزارت امور خارجه تصریح کرد این سفر در راستای تقویت همکاری‌های دوجانبه ایران-عمان و نیز ادامه مشورت‌های مستمر سیاسی بین دو طرف، به‌عنوان دو کشور ساحلی تنگه هرمز، برای کمک به تقویت صلح و امنیت در منطقه صورت می‌گیرد.
@irdiplomacy
irdiplomacy.ir
💢از فرماندهی استراتژیک تا بازوی اجرایی

✍️ سجاد عابدی

دیپلماسی ایرانی:
در ساختار کلان امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، مدیریت بحران‌های سطح بالا و شرایط جنگی بر پایه یک سلسله‌مراتب تصمیم‌گیری متمرکز اما عملیاتی استوار است. در این میان، ستاد کل نیروهای مسلح به عنوان «مغز متفکر» و «مرکز فرماندهی استراتژیک» و قرارگاه خاتم‌الانبیا به عنوان «بازوی اجرایی-تکامل‌یافته» عمل می‌کنند. برای درک اقدامات این دو نهاد در شرایط جنگی، باید ابتدا جایگاه آن‌ها را در شورای عالی امنیت ملی (شورای تشخیص مصلحت) و فرماندهی مستقیم رهبری تحلیل کرد.

۱. ستاد کل نیروهای مسلح: مدیریت استراتژیک و یکپارچه‌سازی
ستاد کل در شرایط جنگی، نقش «هماهنگ‌کننده ارشد» را ایفا می‌کند. وظیفه اصلی ستادکل در زمان جنگ، تبدیل «سیاست‌های کلان امنیت ملی» (که توسط مقام معظم ولی‌نسبت و شورای عالی امنیت ملی تعیین می‌شود) به «طرح‌های عملیاتی» است.

در شرایطی که کشور با تهاجم نظامی مواجه است، اقدامات ستادکل بر سه محور متمرکز می‌شود:

یکپارچه‌سازی نیروها: هماهنگی میان ارتش، سپاه و نیروهای انتظامی برای جلوگیری از تداخل عملیاتی و ایجاد یک جبهه واحد.
مدیریت منابع استراتژیک: توزیع منابع لجستیکی و انسانی بر اساس اولویت‌های دفاعی.
ارزیابی تهدیدات لحظه‌ای: تحلیل داده‌های اطلاعاتی برای اتخاذ تصمیمات سریع در مورد واکنش‌های متقابل (Symmetric and Asymmetric responses).

در واقع، ستادکل در ساختار کلان، پل ارتباطی میان لایه‌ی سیاسی (رهبری) و لایه‌ی عملیاتی (نیروهای مسلح) است. در زمان جنگ، این نهاد مسئولیت تعریف «هدف نهایی عملیات» و نظارت بر پیشرفت آن را بر عهده دارد.

۲. قرارگاه خاتم‌الانبیا: از پشتیبانی لجستیکی تا بازوی صنعتی-دفاعی
قرارگاه خاتم‌الانبیا در ساختار امنیت ملی، فراتر از یک نهاد سازنده‌ است؛ این قرارگاه در واقع «مدیریت زنجیره تأمین جنگ» است. در شرایط جنگی، بقای هر ارتشی به لجستیک و توانایی بازسازی تجهیزات وابسته است.

اقدامات قرارگاه خاتم در شرایط جنگی بر محورهای زیر استوار است:

تأمین نیازهای فوری عملیاتی: تبدیل ظرفیت‌های صنعتی کشور به خط تولیدات جنگی (مانند پهپادها، موشک‌ها و تجهیزات ضدزره) در کوتاه‌ترین زمان ممکن.
مدیریت زیرساختی: حفاظت و بازسازی سریع زیرساخت‌های حیاتی کشور که در جریان جنگ مورد هدف قرار می‌گیرند.

بومی‌سازی پیشرفته: کاهش وابستگی به واردات در میانه جنگ، تا فشار تحریم‌ها بر توان عملیاتی اثر نگذارد.

در ساختار کلان، قرارگاه خاتم به عنوان بازوی اجرایی ستادکل عمل می‌کند. وقتی ستادکل نیاز به یک قابلیت نظامی جدید (مثلاً سامانه دفاعی خاص) را در میدان جنگ شناسایی می‌کند، قرارگاه خاتم مسئولیت تبدیل این نیاز به واقعیت فیزیکی و صنعتی را بر عهده می‌گیرد.

۳. تحلیل هم‌افزایی در چارچوب دکترین دفاعی
در شرایط جنگی، تعامل میان ستادکل و قرارگاه خاتم را می‌توان در قالب یک چرخه دید.

لایه اول (سیاست): شورای عالی امنیت ملی و رهبری، خطوط قرمز و اهداف جنگی را تعیین می‌کنند.
لایه دوم (برنامه‌ریزی): ستاد کل، این اهداف را به عملیات‌های نظامی تبدیل کرده و نیازهای تجهیزاتی را لیست می‌کند.
لایه سوم (تولید): قرارگاه خاتم، با بهره‌گیری از صنایع دفاعی، تجهیزات مورد نیاز را تولید یا بهینه‌سازی می‌کند.
لایه چهارم (عملیات): نیروهای مسلح (سپاه و ارتش) تجهیزات را در میدان به کار می‌گیرند.

این ساختار باعث می‌شود که جمهوری اسلامی در شرایط جنگی، دچار «گسست عملیاتی» نشود. یعنی آنچه در میدان جنگ نیاز است، سریعاً به مرکز تصمیم‌گیری (ستادکل) گزارش شده و از طریق بازوی صنعتی (خاتم) تأمین گردد.

۴. چالش‌ها و فرصت‌های ساختاری در شرایط فعلی
با توجه به تغییر ماهیت جنگ‌های مدرن (جنگ‌های ترکیبی، سایبری و پهپادی)، اقدامات این دو نهاد تغییر کرده است. ستادکل اکنون بر «جنگ‌های نامتقارن» و «عمق استراتژیک» تمرکز دارد و قرارگاه خاتم بر «تکنولوژی‌های پیشرو» (High-Tech) متمرکز شده است.

نکته کلیدی در تحلیل ساختاری این است که قرارگاه خاتم با ادغام مدیریت صنعتی و نظامی، فاصله بین «کارخانه» و «جبهه» را به حداقل رسانده است. این موضوع در دکترین امنیتی ایران به عنوان «خودکفایی دفاعی» شناخته می‌شود که در زمان جنگ، حیاتی‌ترین رکن برای بقای نظام است.

نتیجه‌گیری
در مجموع، ستاد کل نیروهای مسلح به عنوان «معمار عملیات» و قرارگاه خاتم‌الانبیا به عنوان «سازنده ابزار جنگ» عمل می‌کنند. این دو نهاد در کنار هم، ساختاری را شکل می‌دهند که هدف آن تبدیل «پتانسیل‌های ملی» به «توانمندی‌های نظامی» در کوتاه‌ترین زمان ممکن است. در شرایط جنگی، این هماهنگی باعث می‌شود که تصمیمات سیاسی به سرعت به نتایج میدانی تبدیل شوند و کشور بتواند در برابر تهاجمات گسترده، انعطاف‌پذیری (Resilience) خود را حفظ کند.

@irdiplomacy
irdiplomacy.ir
💢برنده و بازنده جنگ ایران و آمریکا

🖌نویسنده: روح‌الله سوری

دیپلماسی ایرانی:
پرسشی که در خصوص جنگ ایران و آمریکا می‌توان مطرح کرد این پرسش است که بالاخره کدام طرف این جنگ را باید برنده و کدام طرف را باید بازنده به حساب آورد. با توجه به اینکه این جنگ را هنوز نمی‌توان تمام شده و پایان یافته تلقی کرد پاسخ به این پرسش نیز شاید هنوز زود باشد اما بر اساس نتایج به دست آمده تا کنون، می‌توان به چند نکته در این باره اشاره کرد:

اولین نکته که باید مورد اشاره قرار داد این است که برخلاف جنگ‌های دیگر، در این جنگ به‌طور قاطع نمی‌توان یک طرف را برنده و طرف دیگر را بازنده اعلام کرد. ویژگی جنگ کنونی میان ایران و آمریکا این است که همزمان هم می توان هر یک از طرف ها را برنده و هم بازنده عنوان کرد. علت چنین وضعیتی را بایست در اهداف طرفین و میزان دستیابی آنها به این اهداف در نظر گرفت. واقعیت این است که هم طرف ایرانی و هم طرف آمریکایی همچنان که در دستیابی به برخی اهداف خود موفق بوده اند در دستیابی به برخی دیگر از اهداف خود نیز ناموفق عمل کرده اند.

در طرف آمریکا صرف نظر از مبهم بودن هدف نهایی این کشور از جنگ با ایران و تغییر مکرر اهداف اعلامی مهمترین اهداف این کشور در جنگ با ایران را می‌توان موارد زیر برشمرد:

۱. وارد کردن ضربات و آسیب‌های نظامی،سیاسی و اقتصادی به ایران

۲. متقاعد کردن ایران به مذاکره بر سر موضوع هسته‌ای و البته دیگر موضوعات از قبیل سیاست‌های منطقه‌ای و موشکی ایران

۳. دستیابی به اهداف نظامی و سیاسی در بازه زمانی کوتاه مدت.

اگر اینها را اهداف آمریکا به حساب بیاوریم باید گفت که این کشور در وارد کردن ضربات (آسیب به سایت‌های هسته‌ای و توقف غنی سازی...) تا حدودی موفق بوده و همزمان نیز توانسته است میز مذاکره را در کنار ابزار جنگ به عنوان یک کارت بازی برای خود حفظ کند. اما چند مساله اساسی دیگر وجود دارد که باعث می‌شود در اطلاق دستیابی کامل آمریکا به اهداف خود تردیدهایی وارد ساخت. در درجه اول این کشور اگرچه در وارد کردن آسیب به توان دفاعی ایران به خصوص در زمینه دفاع هوایی توانسته موفقیت‌هایی را کسب کند اما علی‌رغم اظهار نظرهای متعدد مبنی بر از بین بردن یا تضعیف حداکثری توان تهاجمی ایران، شواهد نشان می‌دهد که آمریکا در از بین بردن توان تهاجمی ایران موفقیت چندانی به دست نیاورده است. از طرف دیگر هم اگرچه آمریکا موفق شده تا جمهوری اسلامی ایران را بعد از حذف مقامات عالیرتبه خود به پای میز مذاکره بیاورد اما موضوع مهم این است که چنین مذاکره ای در حال حاضر از وضعیت شکننده‌ای برخوردار است و هنوز نتوانسته به یک توافق نهایی تبدیل شود. در خصوص دستیابی به اهداف در کوتاه مدت نیز آنچه باید مورد توجه قرار داد این است که آمریکا در این خصوص با چالش‌های جدی مواجه است بنحوی که تا کنون این کشور درگیر جنگی شده که شش ماه از آن می گذرد.

به همین ترتیب در مورد اهداف جمهوری اسلامی ایران و میزان دستیابی به این اهداف نیز می توان قائل به چنین دیدگاهی بود. بررسی مواضع مقامات ایران و روند طی شده از سوی ایران از آغاز جنگ در نهم اسفند سال گذشته تا کنون اهداف زیر را به عنوان مهمترین اهداف ایران پیش روی ما قرار می‌دهد :

۱.فرسایشی کردن و طولانی کردن جنگ با هدف درگیر کردن آمریکا در یک جنگ بدون پایان.

۲. تحمیل هزینه‌های اقتصادی بر آمریکا، کشورهای منطقه و کشورهای مصرف کننده انرژی از طریق افزایش قیمت نفت

۳. حفظ حکومت و تداوم بقای آن

۴. خارج کردن آمریکا از منطقه

آنچه در خصوص این اهداف می‌توان بیان داشت این است که ایران بطور قطع هم در طولانی کردن جنگ و گسترش دامنه آن به کشورهای منطقه و هم در جلوگیری از سقوط حکومت بر اثر حملات نظامی آمریکا و اسرائیل موفقیت‌هایی داشته است. با این حال آنچه نباید در این رابطه نادیده گرفت این است که سیاست ابهام آمیز ترامپ در مورد جنگ و مذاکره و رویکرد وی در اعلام مکرر حمله و سپس لغو آن در کنار تلاش برای انتقال امن نفت از هرمز، علیرغم افزایش اولیه قیمت نفت در هفته‌های ابتداییِ بستن تنگه هرمز، نهایتا مانع از افزایش قیمت نفت آنطور که ایران انتظار داشت شده است. مولفه مهم دیگر در برآورد میزان موفقیت ایران به اهداف خود موضوع محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا است. نمی‌توان کتمان کرد که تداوم محاصره دریایی باعث افزایش فشارها بر اقتصاد ایران شده است که این مساله در درازمدت قادر خواهد بود هزینه‌های زیادی را بر اقتصاد ایران تحمیل کند. همچنین باید توجه داشت که فرسایشی کردن و گستراندن دامنه جنگ از سوی ایران در درازمدت می‌تواند نتایج معکوس و زیانباری هم متوجه جمهوری اسلامی کند. تداوم وضعیت کنونی جنگ هم در عرصه مسیرهای انتقال انرژی و هم در عرصه سیاسی و امنیتی تبعاتی را برای ایران به همراه خواهد داشت.
تاکید زیاد بر تنگه هرمز می‌تواند کشورهای منطقه را به سمت تکمیل مسیرهای جایگزین هدایت کند و بتدریج شرایطی را شکل دهد که از اهمیت تنگه هرمز کاسته شود. استفاده از کارت هرمز همچنین باعث خواهد شد که کشورهای مصرف کننده در درازمدت سرمایه گذاری بیشتری بر انرژی‌های تجدیدپذیر انجام دهند. در مورد خروج آمریکا از منطقه آنچه لازم است نسبت به آن توجه داشت این است که تداوم شرایط جنگی و عدم توانایی ایران برای بازسازی روابط خود با کشورهای منطقه نه تنها به خروج آمریکا از منطقه منجر نخواهد شد که از قضا می‌تواند علاوه بر تداوم حضور آمریکا پای دیگر بازیگران فرامنطقه‌ای را نیز به منطقه باز کند. در سطح معادلات سیاسی – امنیتی نیز شکل گیری اتحادهای سیاسی و نظامی میان کشورهای منطقه را باید از دیگر تبعات تداوم شرایط جنگی در نظر بگیریم. اتحادهایی که ویژگی مهم آنها صف بندی جدید منطقه علیه ایران (و البته اسرائیل) خواهد بود. تردید نمی‌توان داشت که دامنه چنین اتحادهایی در نهایت به ارتباطات اقتصادی و تجاری و ترسیم خطوط جدید تجارت و حمل و نقل میان کشورهای عضو نیز گسترش پیدا خواهد کرد و در این میان ایران به دلیل قرار گرفتن در مرکز منازعه‌ای فرسایشی عملا از این مسیرها کنار گذاشته خواهد شد.

با توجه به جمیع این مسائل برای تحلیل بازنده یا برنده بودن نگاه تصمیم گیرندگان تنها نباید به میدان نظامی و نتایج آن دوخته شود بلکه آنچه مهم است تمرکز بر تاثیر این جنگ بر آینده ایران و توسعه آن است.

@irdiplomacy
irdiplomacy.ir
♦️ رئیس شورای عالی قضایی عراق وارد تهران شد

🔹 فائق زیدان، رئیس شورای عالی قضایی عراق به منظور رایزنی درباره همکاری‌های قضایی و تقویت روابط مشترک به تهران آمد.

@irdiplomacy
irdiplomacy.ir
حمله باندهای مسلح در هائیتی ۴۷ کشته بر جا گذاشت

🔹سازمان ملل: در حمله شبانه باندهای مسلح به محله‌ای مشرف به پایتخت هائیتی، دست‌کم ۴۷ نفر کشته و ۲۲ نفر زخمی شدند.

🔹این حمله که حدود ساعت ۱۰:۳۰ شب به وقت محلی آغاز شد، خشم ساکنان را برانگیخت و آنها خواستار تقویت تدابیر امنیتی شدند.

🔹دولت هائیتی این حمله را «جنایتی هولناک» خواند و وعده تقویت امنیت را داد، اما ساکنان خواستار کناره‌گیری رئیس پلیس محلی شدند و گفتند نیروهای پلیس نتوانستند از قربانیان که تنها چند دقیقه با مقر پلیس فاصله داشتند، محافظت کنند.

@irdiplomacy
irdiplomacy.ir
آمریکا برای اطلاعات مربوط به پنج فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۱۰ میلیون دلار جایزه تعیین کرده است

🔹وزارت امور خارجه آمریکا درخواست خود برای اطلاعات مربوط به آنچه پنج چهره کلیدی سپاه پاسداران نامیده را تجدید کرده و تا سقف ۱۰ میلیون دلار جایزه ارائه می‌دهد. نکته جالب اینجاست که نام شهید مجید خادمی فرمانده سابق اطلاعات سپاه که در جنگ رمضان به شهادت رسیده هم در این لیست وجود دارد.

🔹براساس گزارش الجزیره نام احمد وحیدی، فرمانده سپاه. علی عبداللهی، رئیس قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا. سعید آقاجانی، فرمانده پهپاد نیروی هوافضای سپاه و حمیدرضا لشگریان، رئیس فرماندهی سایبری و الکترونیکی سپاه نیز در این لیست وجود دارد. بنا به ادعای وزارت امور خارجه، افرادی که اطلاعات قابل پیگیری ارائه دهند، ممکن است «واجد شرایط جابجایی و دریافت جایزه» باشند. /شفقنا

@irdiplomacy
irdiplomacy.ir
✅ چین: با تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران، مخالف هستیم

🔻وزارت خارجه چین در واکنش به تهدیدات آمریکا در خصوص اعمال تحریم‌های بیشتر علیه ایران اعلام کرد که همکاری این کشور با تهران بر اساس قوانین بین‌المللی انجام می‌شود.

🔸لین جیان سخنگوی وزارت خارجه چین تصریح کرد: نباید در این همکاری‌ها دخالت یا اختلال ایجاد شود. چین تحولات را از نزدیک دنبال می کند و برای حفاظت از حقوق و منافع مشروع خود تمام اقدامات لازم را انجام خواهد داد. با تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران، مخالف هستیم. این تحریم‌ها هیچ مبنایی در حقوق بین‌الملل ندارند.

🔻چین روز جمعه نیز اعلام کرد که تحریم‌ ها و فشارهای آمریکا مناقشه در غرب آسیا را حل نخواهد کرد؛ این اظهارات پس از آن بیان شد که واشنگتن اخیرا از کشورها از جمله پکن خواست تا به تلاش‌ ها برای منزوی کردن اقتصاد ایران بپیوندند.

@irdiplomacy
irdiplomacy.ir