Forwarded from ایستارتاپس | حسین مرادی (Hossein Moradi)
💥 سیستمهای احمق یا مدیران جلسهای؟
✍علی بابایی
🖱همه ما میدانیم که مدیران بسیار سرشان شلوغ است. دلیل اصلی آن هم این است که دائم جلسه دارند. علت آن این است که باید در مورد موضوعات متعددی تصمیم بگیرند. البته پوشیده نیست که بخشی از این کارها و جلسات نیز تشریفاتی است. خوب چرا این تصمیمات از طریق دیگری گرفته نمیشود؟
🖱مثلا چرا کارهای گسترده کارشناسی در قالب یک گزارش خوب تهیه نمیشود و مدیر از طریق خواندن آن گزارش تصمیم نمیگیرد؟ میتوان گفت به همان دلیل که بسیاری از اساتید، پایان نامه دانشجویان را نمیخوانند و تنها در جلسه به ارائه وی گوش میدهند و نظر میدهند.
🖱ریشه این ماجرا پدیده «احمق بودن سیستمها»ست (Stupid). بسیاری از سیستمها در کشور ما احمق هستند و این باعث میشود که درست کار نکنند و لذا مدیران ناگزیر باید دائم با آنها کلنجار بروند. پس با دو سیستم احمق و سیستم هوشمند روبرو هستیم. اما فرق این دو سیستم در چیست؟ مثلا آیا سیستم بیمارستانی ما هوشمند است یا احمق؟ سیستم حمل و نقل؟ سیستم علمی؟ مالیاتی؟ ثبت اسناد؟ تامین اجتماعی؟ گمرک؟ بازنشستگی؟ آموزش و پرورش؟ کنکور؟
🖱سیستم هوشمند سیستمی است که ظاهر آن ساده است و شما به راحتی با آن مواجه میشوید و کار خود را انجام میدهید ولی در پشت آن، پیچیدگی بسیار زیادی وجود دارد که شما اصلا نمیبینید. شما از کار کردن با سادگی آن لذت می برید در حالیکه نمیدانید چقدر طراحی پیچیدهای دارد. در مقابل، سیستم احمق سیستمی است که ظاهری پیچیده دارد و شما در کار کردن با آن دچار مشکلات میشوید در حالیکه پشت آن بسیار ساده است و توان خاصی ندارد. در عمل اتفاقی که میافتد این است که در سیستم هوشمند، شما بار خاصی متحمل نمیشوید و خیلی ساده با آن کار میکنید در حالیکه در سیستم احمق، همه بار بر روی دوش شماست.
🖱مثلا گوگل را فرض کنید. پیچیدهترین سیستم دنیاست و در عین حال ساده ترین ظاهر را دارد. اما در مقابل، در سیستم ارزیابی آموزشی، همه بار بردوش دانشجو و دانشآموز و خانواده وی است در حالیکه در باطن خبری نیست و معلوم نیست چه چیز را میسنجد. یا در سیستم ارتقای اساتید، باید نمرهها را تک تک از جاهای مختلف جمعآوری کنی و همه بار بر روی دوش توست و آن طرف چک میکند که نمرات را آوردی یا نه. وارد یک بیمارستان که میشوی، همه کارها را باید خودت انجام دهی. خلاصۀ ماجرا اینکه باید بدوی.
🖱در سیستمهای احمق، مدیران ناگزیر میشوند تا برای همه چیز تصمیمگیری کنند. باطن سیستم خبری نیست. جوک معروفی بود که میگفت درون سر طرف را که شکافتند صرفا یک سیم بود که دو تا گوش را بههم وصل میکرده که نیفتد؛ این همان حکایت سیستم احمق است. اما متاسفانه مدیران به جای اینکه تلاش کنند سیستمسازی کنند، خود به روش احمقانۀ دیگری به مدیریت میپردازند و آن همانا حل مسائل و چالشهای آن یکی پس از دیگری از یک جلسه به جلسه دیگر است. اینطوری میشود که مدیر ما همیشه سرش شلوغ است.
🖱پس نمیتوان و نباید همه چیز را به آمریکا مرتبط کرد. این سیستمها هستند که احمق هستند و اگرچه مدتی کنترل و مدیریت فردی می شوند، اما ناگهان از یک جایی کار خراب میشود و همه چیز میریزد بیرون. حال سوال این جاست که چه کسی و چه زمانی بالاخره آستین همت بالا خواهد زد و سیستمها را به صورت هوشمند طراحی خواهد کرد؟ آیا این تغییرات باید از بالا به پائین باشد؟ آیا باید منتظر تغییر نسل باشیم؟ یا پائین به بالا هم میتوان کاری کرد؟
🖱به نظرم هر کسی از پائین هم میتواند در سیستمهایی که خودش حضور دارد تلاش کند و هوشمندی را به آنها تزریق کند. با هر بهبود ساده، سیستمها هوشمندتر میشوند...
🖱مدیرانی که خود را به احمقانگی سیستمها تسلیم میکنند، بهتر است شغل دیگری برای خود برگزینند. انتظار می رود یک مدیر (حال می خواهد رئیس بانک مرکزی باشد یا وزیر اقتصاد یا رئیس یک سازمان)، تحلیل خوبی از سیستم خود داشته باشد و آن را از نو طراحی کند. طرحی که هوشمندانه باشد و بتواند به راحتی با شبیه سازی نیازهای مراجعان، به آنها پاسخ دهد.
🖱خلاصه اینکه در سیستم احمق، مدیران جلسهای ما به تصمیمات احمقانهتری میرسند. مثلا سیستم احمق اجازه تاسیس موسسات مالی داده و تصمیم احمقانهتر این بوده که پول را به مالباختگان (!) از بودجه عمومی برگرداندیم . یا مثلا نرخ ارز جابجا شده و ما در یک جلسه تصمیم گرفتیم ارز 4200 تومانی به خیلیها بدهیم. یا مثلا توی کویر ذوب آهن زدیم، حالا میخواهیم از خلیج فارس آب بیاوریم...
🖱خدایا پناه میبریم به تو از دست سیستمهای احمق و مدیران جلسهای!
🆔 @eastartups 🎯
✍علی بابایی
🖱همه ما میدانیم که مدیران بسیار سرشان شلوغ است. دلیل اصلی آن هم این است که دائم جلسه دارند. علت آن این است که باید در مورد موضوعات متعددی تصمیم بگیرند. البته پوشیده نیست که بخشی از این کارها و جلسات نیز تشریفاتی است. خوب چرا این تصمیمات از طریق دیگری گرفته نمیشود؟
🖱مثلا چرا کارهای گسترده کارشناسی در قالب یک گزارش خوب تهیه نمیشود و مدیر از طریق خواندن آن گزارش تصمیم نمیگیرد؟ میتوان گفت به همان دلیل که بسیاری از اساتید، پایان نامه دانشجویان را نمیخوانند و تنها در جلسه به ارائه وی گوش میدهند و نظر میدهند.
🖱ریشه این ماجرا پدیده «احمق بودن سیستمها»ست (Stupid). بسیاری از سیستمها در کشور ما احمق هستند و این باعث میشود که درست کار نکنند و لذا مدیران ناگزیر باید دائم با آنها کلنجار بروند. پس با دو سیستم احمق و سیستم هوشمند روبرو هستیم. اما فرق این دو سیستم در چیست؟ مثلا آیا سیستم بیمارستانی ما هوشمند است یا احمق؟ سیستم حمل و نقل؟ سیستم علمی؟ مالیاتی؟ ثبت اسناد؟ تامین اجتماعی؟ گمرک؟ بازنشستگی؟ آموزش و پرورش؟ کنکور؟
🖱سیستم هوشمند سیستمی است که ظاهر آن ساده است و شما به راحتی با آن مواجه میشوید و کار خود را انجام میدهید ولی در پشت آن، پیچیدگی بسیار زیادی وجود دارد که شما اصلا نمیبینید. شما از کار کردن با سادگی آن لذت می برید در حالیکه نمیدانید چقدر طراحی پیچیدهای دارد. در مقابل، سیستم احمق سیستمی است که ظاهری پیچیده دارد و شما در کار کردن با آن دچار مشکلات میشوید در حالیکه پشت آن بسیار ساده است و توان خاصی ندارد. در عمل اتفاقی که میافتد این است که در سیستم هوشمند، شما بار خاصی متحمل نمیشوید و خیلی ساده با آن کار میکنید در حالیکه در سیستم احمق، همه بار بر روی دوش شماست.
🖱مثلا گوگل را فرض کنید. پیچیدهترین سیستم دنیاست و در عین حال ساده ترین ظاهر را دارد. اما در مقابل، در سیستم ارزیابی آموزشی، همه بار بردوش دانشجو و دانشآموز و خانواده وی است در حالیکه در باطن خبری نیست و معلوم نیست چه چیز را میسنجد. یا در سیستم ارتقای اساتید، باید نمرهها را تک تک از جاهای مختلف جمعآوری کنی و همه بار بر روی دوش توست و آن طرف چک میکند که نمرات را آوردی یا نه. وارد یک بیمارستان که میشوی، همه کارها را باید خودت انجام دهی. خلاصۀ ماجرا اینکه باید بدوی.
🖱در سیستمهای احمق، مدیران ناگزیر میشوند تا برای همه چیز تصمیمگیری کنند. باطن سیستم خبری نیست. جوک معروفی بود که میگفت درون سر طرف را که شکافتند صرفا یک سیم بود که دو تا گوش را بههم وصل میکرده که نیفتد؛ این همان حکایت سیستم احمق است. اما متاسفانه مدیران به جای اینکه تلاش کنند سیستمسازی کنند، خود به روش احمقانۀ دیگری به مدیریت میپردازند و آن همانا حل مسائل و چالشهای آن یکی پس از دیگری از یک جلسه به جلسه دیگر است. اینطوری میشود که مدیر ما همیشه سرش شلوغ است.
🖱پس نمیتوان و نباید همه چیز را به آمریکا مرتبط کرد. این سیستمها هستند که احمق هستند و اگرچه مدتی کنترل و مدیریت فردی می شوند، اما ناگهان از یک جایی کار خراب میشود و همه چیز میریزد بیرون. حال سوال این جاست که چه کسی و چه زمانی بالاخره آستین همت بالا خواهد زد و سیستمها را به صورت هوشمند طراحی خواهد کرد؟ آیا این تغییرات باید از بالا به پائین باشد؟ آیا باید منتظر تغییر نسل باشیم؟ یا پائین به بالا هم میتوان کاری کرد؟
🖱به نظرم هر کسی از پائین هم میتواند در سیستمهایی که خودش حضور دارد تلاش کند و هوشمندی را به آنها تزریق کند. با هر بهبود ساده، سیستمها هوشمندتر میشوند...
🖱مدیرانی که خود را به احمقانگی سیستمها تسلیم میکنند، بهتر است شغل دیگری برای خود برگزینند. انتظار می رود یک مدیر (حال می خواهد رئیس بانک مرکزی باشد یا وزیر اقتصاد یا رئیس یک سازمان)، تحلیل خوبی از سیستم خود داشته باشد و آن را از نو طراحی کند. طرحی که هوشمندانه باشد و بتواند به راحتی با شبیه سازی نیازهای مراجعان، به آنها پاسخ دهد.
🖱خلاصه اینکه در سیستم احمق، مدیران جلسهای ما به تصمیمات احمقانهتری میرسند. مثلا سیستم احمق اجازه تاسیس موسسات مالی داده و تصمیم احمقانهتر این بوده که پول را به مالباختگان (!) از بودجه عمومی برگرداندیم . یا مثلا نرخ ارز جابجا شده و ما در یک جلسه تصمیم گرفتیم ارز 4200 تومانی به خیلیها بدهیم. یا مثلا توی کویر ذوب آهن زدیم، حالا میخواهیم از خلیج فارس آب بیاوریم...
🖱خدایا پناه میبریم به تو از دست سیستمهای احمق و مدیران جلسهای!
🆔 @eastartups 🎯
كُنْ لِدُنْیاكَ كَأَنَّكَ تَعیشُ اَبَداً وَ كُنْ لِاخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَموتُ غَداً [علی(ع)].
برای دنیایت چنان باش كه گویی جاویدان خواهی ماند و برای آخرتت چنان باش كه گویی فردا می میری.
برای دنیایت چنان باش كه گویی جاویدان خواهی ماند و برای آخرتت چنان باش كه گویی فردا می میری.
فرشید مقدم:
«حمید چیتچیان وزیر پیشین نیرو کلید حل بحران برق را گرانسازی آن میداند. این مقاله در توییتر بسیار خوانده شد و برخی دوستان هم پیشنهادش را جدی و منطقی دانستند. اینها انگیزۀ من شد که درکم را از ماجرا در یادداشت کوتاهی بنویسم.
****
بحث آقای وزیر سابق نیرو را اگر در حدود آب و برق و گاز نگهداریم، حداقل این استدلالش منطقی به نظر میرسد: انرژی در ایران از بیشتر کشورها ارزانتر است و این باعث میشود صنعت انرژی نتواند خود را بازسازی کند و توسعه دهد و مصرفکنندۀ خانگی هم انگیزهای برای صرفهجویی ندارد. راهحل ایشان گرانکردنِ قیمت انرژی است یعنی از مردم پول بیشتر بگیرند. حالا چرا پیشنهاد ایشان را نمیتوانیم قبول کنیم؟ چون در دیدگاه ایشان و نیز اقتصاددانهای دستراستی که در کشور حاکماند است ارزانکردن کالاها و خدمات جایی ندارد، همیشه همه چیز را باید گران کرد. برای صرفهجویی در مصرف بنزین طرفدار گران کردنِ آناند. برای کنترل مصرفِ آب در کشاورزی قیمتگذاری بر آن را پیشنهاد میکنند. برای افزایش کیفیتِ آموزشِ عالی پولیکردن کاملِ تحصیل را پیشنهاد میکنند.
استدلالهایی را که در هر شرایط و با هر دروندادی نتیجه و برونداد ثابت دارد منطقاً نمیتوان جدی گرفت. اگر ایشان در یک مورد هم طرفدار ارزانسازی بودند مثلاً در مورد مسکن یا زمین شهری یا قیمت خودرو در آن صورت مباحثشان در طرفداریهای موردی از گرانسازی را میتوانستیم جدی بگیریم. برای روشنشدن مثالِ قیمت انرژی را ادامه بدهیم:
چیتچیان در مقالۀ خود نشان میدهد رشد قیمت انرژی در دو دهۀ گذشته کمتر از تورم بوده است. انرژی در ایران نسبت به کشورهای دیگر بسیار ارزان است. این درست! شهروندان آب و برق را در خانههاشان مصرف میکنند. آیا مسکن هم مثل انرژی در ایران ارزان است؟ خیر. تورمِ زمین و مسکن از تورم عمومی بسیار بیشتر است. از سال 1372 تا سال 1392 سطح عمومی قیمتها (تورم) 39 برابر شده است. در همین زمان قیمت مسکن در تهران 76 برابر شده است! سوال: چرا جریاناتی که طرفدارِ گرانکردنِ انرژی اند از ارزانسازی زمین و مسکن حرف نمیزنند؟ یک گام جلوتر برویم: آیا دولت و نظام در برابر رشد قیمت مسکن منفعل بودهاند؟ بررسیهای مختلفی نشان میدهد دولت و نظام عموماً منفعل نبوده و فعالانه در گرانسازی مسکن و زمینِ شهری دست دارد. دولت جدای از سرمایهداری مستغلاتی نیست.
در ادبیات دولتیها رکود در بخش مسکن یعنی مسکن در حال گرانشدن نیست و این یعنی شهروندِ غیرِمالک که در تلاش برای خانهدارشدنِ است دسترسیاش به مسکن ممکن است بیشتر شود. بهخلافِ تبلیغات رسانهای دولت و صداوسیما که عمدۀ تقصیرِ گرانی مسکن را به گردن بنگاههای معاملات ملکی میاندازند، تصمیماتِ کلانِ دولت است که عاملِ اصلی گرانی مسکن است. البته بنگاهها هم حداکثر استفاده را از این شرایط میبرند.
حال بخش بزرگی از مردم که به سختی خانهدار میشوند و هزینۀ مسکن بهشدت به آنها فشار وارد میکند چگونه میتوانند مصرف انرژیشان را بهینه کنند؟ مصرف بهینۀ گاز به معنی سادۀ تحمل سرما در زمستان نیست، بلکه تغییر تکنولوژی و مصالح ساختمانی و کاربرد عایقها و غیره است که هم هزینهبردار است و هم مستلزمِ برنامهریزی و حمایت دولت است. در مورد آب و برق هم خیلی چیزها باید تغییر کند که تغییرشان منوط به تصمیم دولت و تغییر سیاستهای دولت و نظام است. اما اقتصادخواندۀ دستراستی فقط بلد است بگوید گرانترش کنید.»
http://farschid.blog.ir/1397/04/27
«حمید چیتچیان وزیر پیشین نیرو کلید حل بحران برق را گرانسازی آن میداند. این مقاله در توییتر بسیار خوانده شد و برخی دوستان هم پیشنهادش را جدی و منطقی دانستند. اینها انگیزۀ من شد که درکم را از ماجرا در یادداشت کوتاهی بنویسم.
****
بحث آقای وزیر سابق نیرو را اگر در حدود آب و برق و گاز نگهداریم، حداقل این استدلالش منطقی به نظر میرسد: انرژی در ایران از بیشتر کشورها ارزانتر است و این باعث میشود صنعت انرژی نتواند خود را بازسازی کند و توسعه دهد و مصرفکنندۀ خانگی هم انگیزهای برای صرفهجویی ندارد. راهحل ایشان گرانکردنِ قیمت انرژی است یعنی از مردم پول بیشتر بگیرند. حالا چرا پیشنهاد ایشان را نمیتوانیم قبول کنیم؟ چون در دیدگاه ایشان و نیز اقتصاددانهای دستراستی که در کشور حاکماند است ارزانکردن کالاها و خدمات جایی ندارد، همیشه همه چیز را باید گران کرد. برای صرفهجویی در مصرف بنزین طرفدار گران کردنِ آناند. برای کنترل مصرفِ آب در کشاورزی قیمتگذاری بر آن را پیشنهاد میکنند. برای افزایش کیفیتِ آموزشِ عالی پولیکردن کاملِ تحصیل را پیشنهاد میکنند.
استدلالهایی را که در هر شرایط و با هر دروندادی نتیجه و برونداد ثابت دارد منطقاً نمیتوان جدی گرفت. اگر ایشان در یک مورد هم طرفدار ارزانسازی بودند مثلاً در مورد مسکن یا زمین شهری یا قیمت خودرو در آن صورت مباحثشان در طرفداریهای موردی از گرانسازی را میتوانستیم جدی بگیریم. برای روشنشدن مثالِ قیمت انرژی را ادامه بدهیم:
چیتچیان در مقالۀ خود نشان میدهد رشد قیمت انرژی در دو دهۀ گذشته کمتر از تورم بوده است. انرژی در ایران نسبت به کشورهای دیگر بسیار ارزان است. این درست! شهروندان آب و برق را در خانههاشان مصرف میکنند. آیا مسکن هم مثل انرژی در ایران ارزان است؟ خیر. تورمِ زمین و مسکن از تورم عمومی بسیار بیشتر است. از سال 1372 تا سال 1392 سطح عمومی قیمتها (تورم) 39 برابر شده است. در همین زمان قیمت مسکن در تهران 76 برابر شده است! سوال: چرا جریاناتی که طرفدارِ گرانکردنِ انرژی اند از ارزانسازی زمین و مسکن حرف نمیزنند؟ یک گام جلوتر برویم: آیا دولت و نظام در برابر رشد قیمت مسکن منفعل بودهاند؟ بررسیهای مختلفی نشان میدهد دولت و نظام عموماً منفعل نبوده و فعالانه در گرانسازی مسکن و زمینِ شهری دست دارد. دولت جدای از سرمایهداری مستغلاتی نیست.
در ادبیات دولتیها رکود در بخش مسکن یعنی مسکن در حال گرانشدن نیست و این یعنی شهروندِ غیرِمالک که در تلاش برای خانهدارشدنِ است دسترسیاش به مسکن ممکن است بیشتر شود. بهخلافِ تبلیغات رسانهای دولت و صداوسیما که عمدۀ تقصیرِ گرانی مسکن را به گردن بنگاههای معاملات ملکی میاندازند، تصمیماتِ کلانِ دولت است که عاملِ اصلی گرانی مسکن است. البته بنگاهها هم حداکثر استفاده را از این شرایط میبرند.
حال بخش بزرگی از مردم که به سختی خانهدار میشوند و هزینۀ مسکن بهشدت به آنها فشار وارد میکند چگونه میتوانند مصرف انرژیشان را بهینه کنند؟ مصرف بهینۀ گاز به معنی سادۀ تحمل سرما در زمستان نیست، بلکه تغییر تکنولوژی و مصالح ساختمانی و کاربرد عایقها و غیره است که هم هزینهبردار است و هم مستلزمِ برنامهریزی و حمایت دولت است. در مورد آب و برق هم خیلی چیزها باید تغییر کند که تغییرشان منوط به تصمیم دولت و تغییر سیاستهای دولت و نظام است. اما اقتصادخواندۀ دستراستی فقط بلد است بگوید گرانترش کنید.»
http://farschid.blog.ir/1397/04/27
farschid.blog.ir
پاسخ به مقالۀ «کلید خاموشی بحران»
حمید چیتچیان وزیر پیشین نیرو کلید حل بحران برق را گرانسازی آن میداند. این مقاله در توییتر بسیار خوانده شد و برخی دوستان هم پیشنهادش را جدی و منطقی دانستند. اینها انگیزۀ من شد که درکم را از ماجرا در یادداشت کوتاهی بنویسم.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مصرف پلاستیک در برنامه طبیعت۳۶۰شبکهدو
آگهی دعوت به گردهمایی عمومی کارگروه اسقاط
اعضاء محترم کارگروه اسقاط،
با سلام و آرزوی موفقیت روزافزون،
احتراما از حضور محترمتان دعوت مینماید در گردهمـایی عمـومی کارگروه اسـقاط اتحادیه که ساعت ۱۴ چهارشنبه مورخ ۱۳۹۷/۵/۱۷ در محل سالن جلسات طبقه اول ساختمان جدید اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، با دستور زیر برگذار میگردد، شرکت فرمایید.
دستور جلسه:
۱- انتخاب هیئت رئیسه کارگروه اسقاط (خودرویی)
۲- سایر مواردی که در صلاحیت گردهمایی عمومی کارگروه میباشد.
لازم به ذکر است تنها اعضایی که تا پایان سال ۱۳۹۶ با اتحادیه تسویه حساب نموده، پروانه بهرهبرداری، کارت بازرگانی و یا کارت عضویت در اتاق بازرگانی معتبر دارند، واجد حق رای خواهند بود.
با تجدید احترام،
سید توحید صدرنژاد
دبیرکل اتحادیه
http://irfederation.ir/آگهی-دعوت-به-گردهمایی-عمومی-کارگروه-اس/
اعضاء محترم کارگروه اسقاط،
با سلام و آرزوی موفقیت روزافزون،
احتراما از حضور محترمتان دعوت مینماید در گردهمـایی عمـومی کارگروه اسـقاط اتحادیه که ساعت ۱۴ چهارشنبه مورخ ۱۳۹۷/۵/۱۷ در محل سالن جلسات طبقه اول ساختمان جدید اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، با دستور زیر برگذار میگردد، شرکت فرمایید.
دستور جلسه:
۱- انتخاب هیئت رئیسه کارگروه اسقاط (خودرویی)
۲- سایر مواردی که در صلاحیت گردهمایی عمومی کارگروه میباشد.
لازم به ذکر است تنها اعضایی که تا پایان سال ۱۳۹۶ با اتحادیه تسویه حساب نموده، پروانه بهرهبرداری، کارت بازرگانی و یا کارت عضویت در اتاق بازرگانی معتبر دارند، واجد حق رای خواهند بود.
با تجدید احترام،
سید توحید صدرنژاد
دبیرکل اتحادیه
http://irfederation.ir/آگهی-دعوت-به-گردهمایی-عمومی-کارگروه-اس/
آگهی دعوت به گردهمایی عمومی کارگروه بازیافت فلزات
اعضاء محترم کارگروه بازیافت فلزات،
با سلام و آرزوی موفقیت روزافزون،
احتراما از حضور محترمتان دعوت مینماید در گردهمایی عمومی کارگروه بازیافت فلزات اتحادیه که ساعت ۱۶ سهشنبه مـورخ ۱۳۹۷/۵/۲۳ در محل تالار هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی اصفهان (واقع در اصفهان، پل خواجو، میدان فیض)، با دستور زیر برگذار میگردد، شرکت فرمایید:
۱- گزارش روند تصویب لایحه کمک به ساماندهای مدیریت پسماند با مشارکت بخش غیردولتی
۲- انتخاب هیئت رئیسه کارگروه بازیافت فلزات
۳- سایر مواردی که در صلاحیت گردهمایی عمومی کارگروه میباشد.
لازم به ذکر است مطابق اساسنامه جدید اتحادیه تنها اعضای هیئت رئیسه کارگروهها میتوانند برای عضویت در هیئتمدیره اتحادیه کاندیدا شوند. همچنین تنها اعضایی که تا پایان سال۱۳۹۶ با اتحادیه تسویهحساب نموده، پروانه بهرهبرداری، کارت بازرگانی و یا کارت عضویت در اتاق بازرگانی معتبر دارند، واجد حق رای خواهند بود.
با تجدید احترام،
سید توحید صدرنژاد
دبیرکل اتحادیه
http://irfederation.ir/آگهی-دعوت-به-گردهمایی-عمومی-کارگروه-با/
اعضاء محترم کارگروه بازیافت فلزات،
با سلام و آرزوی موفقیت روزافزون،
احتراما از حضور محترمتان دعوت مینماید در گردهمایی عمومی کارگروه بازیافت فلزات اتحادیه که ساعت ۱۶ سهشنبه مـورخ ۱۳۹۷/۵/۲۳ در محل تالار هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی اصفهان (واقع در اصفهان، پل خواجو، میدان فیض)، با دستور زیر برگذار میگردد، شرکت فرمایید:
۱- گزارش روند تصویب لایحه کمک به ساماندهای مدیریت پسماند با مشارکت بخش غیردولتی
۲- انتخاب هیئت رئیسه کارگروه بازیافت فلزات
۳- سایر مواردی که در صلاحیت گردهمایی عمومی کارگروه میباشد.
لازم به ذکر است مطابق اساسنامه جدید اتحادیه تنها اعضای هیئت رئیسه کارگروهها میتوانند برای عضویت در هیئتمدیره اتحادیه کاندیدا شوند. همچنین تنها اعضایی که تا پایان سال۱۳۹۶ با اتحادیه تسویهحساب نموده، پروانه بهرهبرداری، کارت بازرگانی و یا کارت عضویت در اتاق بازرگانی معتبر دارند، واجد حق رای خواهند بود.
با تجدید احترام،
سید توحید صدرنژاد
دبیرکل اتحادیه
http://irfederation.ir/آگهی-دعوت-به-گردهمایی-عمومی-کارگروه-با/
Forwarded from پایگاه خبری انتخاب
Forwarded from اقتصاد آنلاین
📌صادرات لاستیک و تایر فرسوده ممنوع شد
🔹گمرک براساس نامه وزیر صنعت معدن و تجارت ممنوعیت صادرات لاستیک و تایر فرسوده را به گمرکات اجرایی ابلاغ کرد.
@eghtesadonline
🔹گمرک براساس نامه وزیر صنعت معدن و تجارت ممنوعیت صادرات لاستیک و تایر فرسوده را به گمرکات اجرایی ابلاغ کرد.
@eghtesadonline
Forwarded from “ ذغالهای صنعتی كاوه”
ای کاش روزی هم شاهد حرکت قطارهای پرسرعت میان تمام شهرهای ایران و حتی اتصال ریلی ایران به خطوط کشورهای همسایه باشیم. ملت ایران شایسته بهترین زندگی هاست.....
https://t.me/joinchat/AAAAAEc_FZJN3aA-ebZ1lw
https://t.me/joinchat/AAAAAEc_FZJN3aA-ebZ1lw
Forwarded from بهمن دارالشفایی
«سرانجام پس از سه سال کشمکش، وزارت اقتصاد و وزارت صنعت توافق کردند که سامانه جامع گمرکی به سامانه جامع تجارت متصل شود.» /مهر
صادق الحسینی:
«اتصالی بسیار حیاتی برای کشف فساد که بعد از خون دل خوردن بسیار انجام شد!
این اتفاق بسیار مهم است. برای اولین بار سیستم ثبت سفارش و گمرک یکپارچه میشود! کسی باورش میشود برای اتصالی ساده و به این بدیهی چقدر بهترین بچههای ایران فحش خوردند؟!
ناامید نشویم، فساد در فشار کم میآورد!»
https://twitter.com/alhosseini/status/1034006137404878849
صادق الحسینی:
«اتصالی بسیار حیاتی برای کشف فساد که بعد از خون دل خوردن بسیار انجام شد!
این اتفاق بسیار مهم است. برای اولین بار سیستم ثبت سفارش و گمرک یکپارچه میشود! کسی باورش میشود برای اتصالی ساده و به این بدیهی چقدر بهترین بچههای ایران فحش خوردند؟!
ناامید نشویم، فساد در فشار کم میآورد!»
https://twitter.com/alhosseini/status/1034006137404878849
Forwarded from پایگاه خبری انتخاب
♦️شاهکاری دیگر در مواجهه با کودکان کار؛ «گوشش را بریدند»!
جزئیات در👇👇
entekhab.ir/001nE0
🆔 @Entekhab_ir
جزئیات در👇👇
entekhab.ir/001nE0
🆔 @Entekhab_ir
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
موانع تحقق دولت الکترونیک به روایت دکتر آذریجهرمی در برنامه حالا خورشید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تایملپس زیبا و نجومی در روستای نایبند طبس
این ویدیوی ۳۰ثانیهای از ۲۵۰۰ عکس تشکیل شده است.
این ویدیوی ۳۰ثانیهای از ۲۵۰۰ عکس تشکیل شده است.
Forwarded from سهند ایرانمهر
✔️خطر «جنگل» شدن جامعه را جدی بگیریم!🔻
🖊 مصطفی داننده
این روزها بسیاری از کسانی که هشت شان گرو نه شان است، بسیاری از کسانی که چرخ زندگیشان درست نمیچرخد، بسیاری از کسانی که کمرشان زیر بار قرض شکسته است، همان هایی هستند که در بلبشوی اقتصاد ایران درست زندگی کردند. دلار نخریدند، سکه روی سکه نگذاشتند، برای سود بیشتر ملک و ماشین نخریدند، نفروختند و تنها و تنها زندگی کردند.
خیلیها در الاکلنگ قیمت دلار سرمایهشان را به بازار ارز نریختند و سعی کردند دلالی نکنند. آنها نمیخواستند سهمی در گرانی اجناس داشته باشند.
خیلیها وقتی سایت ثبت نام خودرو باز شد، ثبت نام نکردند تا بازار دچار شوک نشود. خیلیها برای اینکه پول بیشتر در بیاورند خانه دوم و سوم نخریدند تا قیمت خانه سر به فلک نگذارد.
خیلیها به سخنان مسؤولان کشور اعتماد کردند و دلار، سکه و طلا نخریدند تا بازار به آرامش برسد.
حالا همین آدمها که سعی کردند در این جامعه پر گرگ، انسان باشند، بیش ازهمه مشکل دارند. به نظر میرسد جامعه این روزهای ایران، آدمهای خوب را پس میزند و همه را ترغیب میکند به بد بودن و به دغل بودن.
امروز آنهایی که فروختند، خوردند و بردند، سرکوفت خانواده را نمیشنوند. نگران شام شب خودشان نیستند، نگران بالا رفتن قیمت پوشک نیستند و پا را روی پا گذاشتهاند و از زندگی در ایران لذت میبرند.
سبک زندگی در ایران به گونهای شده است که آدم خوب بودن و خوب ماندن راحت نیست. آدمهای خوب معمولا ضرر میکنند و هزینه درست زندگی کردن خود را میپردازند.
بايد از خودمان بپرسیم چرا جامعه امروز ایران به اینجا رسیده است؟
چرا انسانهای خوب برای خوب بودن مجبور به سرکوفت شنیدن هستند و آدمهای بد تشویق میشوند؟ پول، وجدان جامعه ایران را خریده است.
به نظر میرسد بخشی از مردم وجدان خود را جلوی خانه خوب در شمال شهر و ماشین آخرین مدل قربانی کردهاند. چرا اینگونه شده ایم؟ چه کسی مقصر است؟ چه کسی مسئول است؟
این سبک زندگی کم کم باعث میشود تعداد آدمهای خوب و با وجدان در کشور کم شود. چون آنها هم مجبور هستند برای ساختن زندگی خود، چشم خود را بر روی وجدان ببندند و آجر روی آجر بگذارند.
جامعه بی وجدان بیشتر شبیه جنگل است. هر کسی برای رسیدن به هدف خود زندگی میکند و کاری به دیگران ندارد.
واقعا باید دست به دست هم بدهیم و وجدان جامعه را بیدار کنیم. به مردم یادآوری کنیم که کم فروشی، گران فروشی، پارتی بازی و ... در زمانهای نه چندان دور در همین جامعه زشت و پلید بود. خانوادههای سعی میکردند پول کم فروشی به سر سفره نیاید.
باید فرد فردمان کلاهمان را قاضی کنیم و از خود بپرسیم چه بلایی سر وجدانمان آوردهایم؟ چرا وجدان ما که روی کوچکترین کارهای بد هم حساس بود حالا خود را به کوچه علی چپ زده است و انگار نه انگار.
فکری به حال خودمان کنیم تا اوضاع از این بدتر نشده است.
عصرایران
@sahandiranmehr
🖊 مصطفی داننده
این روزها بسیاری از کسانی که هشت شان گرو نه شان است، بسیاری از کسانی که چرخ زندگیشان درست نمیچرخد، بسیاری از کسانی که کمرشان زیر بار قرض شکسته است، همان هایی هستند که در بلبشوی اقتصاد ایران درست زندگی کردند. دلار نخریدند، سکه روی سکه نگذاشتند، برای سود بیشتر ملک و ماشین نخریدند، نفروختند و تنها و تنها زندگی کردند.
خیلیها در الاکلنگ قیمت دلار سرمایهشان را به بازار ارز نریختند و سعی کردند دلالی نکنند. آنها نمیخواستند سهمی در گرانی اجناس داشته باشند.
خیلیها وقتی سایت ثبت نام خودرو باز شد، ثبت نام نکردند تا بازار دچار شوک نشود. خیلیها برای اینکه پول بیشتر در بیاورند خانه دوم و سوم نخریدند تا قیمت خانه سر به فلک نگذارد.
خیلیها به سخنان مسؤولان کشور اعتماد کردند و دلار، سکه و طلا نخریدند تا بازار به آرامش برسد.
حالا همین آدمها که سعی کردند در این جامعه پر گرگ، انسان باشند، بیش ازهمه مشکل دارند. به نظر میرسد جامعه این روزهای ایران، آدمهای خوب را پس میزند و همه را ترغیب میکند به بد بودن و به دغل بودن.
امروز آنهایی که فروختند، خوردند و بردند، سرکوفت خانواده را نمیشنوند. نگران شام شب خودشان نیستند، نگران بالا رفتن قیمت پوشک نیستند و پا را روی پا گذاشتهاند و از زندگی در ایران لذت میبرند.
سبک زندگی در ایران به گونهای شده است که آدم خوب بودن و خوب ماندن راحت نیست. آدمهای خوب معمولا ضرر میکنند و هزینه درست زندگی کردن خود را میپردازند.
بايد از خودمان بپرسیم چرا جامعه امروز ایران به اینجا رسیده است؟
چرا انسانهای خوب برای خوب بودن مجبور به سرکوفت شنیدن هستند و آدمهای بد تشویق میشوند؟ پول، وجدان جامعه ایران را خریده است.
به نظر میرسد بخشی از مردم وجدان خود را جلوی خانه خوب در شمال شهر و ماشین آخرین مدل قربانی کردهاند. چرا اینگونه شده ایم؟ چه کسی مقصر است؟ چه کسی مسئول است؟
این سبک زندگی کم کم باعث میشود تعداد آدمهای خوب و با وجدان در کشور کم شود. چون آنها هم مجبور هستند برای ساختن زندگی خود، چشم خود را بر روی وجدان ببندند و آجر روی آجر بگذارند.
جامعه بی وجدان بیشتر شبیه جنگل است. هر کسی برای رسیدن به هدف خود زندگی میکند و کاری به دیگران ندارد.
واقعا باید دست به دست هم بدهیم و وجدان جامعه را بیدار کنیم. به مردم یادآوری کنیم که کم فروشی، گران فروشی، پارتی بازی و ... در زمانهای نه چندان دور در همین جامعه زشت و پلید بود. خانوادههای سعی میکردند پول کم فروشی به سر سفره نیاید.
باید فرد فردمان کلاهمان را قاضی کنیم و از خود بپرسیم چه بلایی سر وجدانمان آوردهایم؟ چرا وجدان ما که روی کوچکترین کارهای بد هم حساس بود حالا خود را به کوچه علی چپ زده است و انگار نه انگار.
فکری به حال خودمان کنیم تا اوضاع از این بدتر نشده است.
عصرایران
@sahandiranmehr