حذف تصویر دختران از جلد کتاب درسی
حقیقتاً اولش باورم نشد تا این که رفتم در پایگاه کتابهای درسی با چشمان خودم دیدم:
کتاب پارسال
کتاب امسال
عکس از محمدرضا برخورداری
شرح از الهام نظری
@kaaghaz
حقیقتاً اولش باورم نشد تا این که رفتم در پایگاه کتابهای درسی با چشمان خودم دیدم:
کتاب پارسال
کتاب امسال
عکس از محمدرضا برخورداری
شرح از الهام نظری
@kaaghaz
در مقام یک شیطان، شهادت میدهم که دیگر شیطانی باقی نمانده است. وقتی انسان خودش شیطان است، دیگر چه نیازی به شیطان؟ چرا باید کسی را که نزده میرقصد به گناه ترغیب کرد؟
– از «آخرین شیطان»، ایساک باشویس زینگر –
– از «آخرین شیطان»، ایساک باشویس زینگر –
بگو چگونه بنویسم که دار از درخت آمد
درخت، آن درختانی که خود تبرشکن بودند
کنون سری به هر داری شکستهگردنی دارد
که روز و روزگارانی یلان تهمتن بودند
مگر ببارد از ابری بر این جنازهها اشکی
که مادران جدامانده ز پارههای تن بودند
– سیمین بهبهانی –
درخت، آن درختانی که خود تبرشکن بودند
کنون سری به هر داری شکستهگردنی دارد
که روز و روزگارانی یلان تهمتن بودند
مگر ببارد از ابری بر این جنازهها اشکی
که مادران جدامانده ز پارههای تن بودند
– سیمین بهبهانی –
برشی از کتاب گزارش این سوگ، سی.اس. لوییس
احساسات، و احساسات، و احساسات. بگذار در عوض، فکرکردن را امتحان بکنم. از منظر منطقی، مرگِ اچ. چه عامل تازهای در خصوص مسئلهی هستی، مطرح کرده؟ چه موجباتی به من داده است تا در همهی باورهایم تردید بکنم؟ قبلاً نمیدانستم همچو اتفاقهایی و حتا بدتر، هر روز میافتند؟ میگفتم حسابِ آنها را کردهام. هشدار گرفته بودم - خودم را هشدار داده بودم - که نکند به خوشیِ ایندنیایی امید ببندم. به ما حتا از مصائب خبر داده بودند. از تربیتِ ما بود. به ما حتا گفته بودند: «خوشا به حال ماتمیان زیرا ایشان تسلّی خواهند یافت،» و من پذیرفتم. جز آنچه توقع داشتم نصیبِ من نشد. البته که تفاوت میکند وقتیکه بر سرِ خودِ تو میآید و نه بر سرِ دیگران، و در واقعیت و نه در خیال. بله؛ اما برای آدمی عاقلومعقول، همچو تفاوتی باید بکند؟ خیر. و تفاوت هم نمیکند برای آدمی که ایمانِ او ایمان واقعی بوده باشد و نگرانیاش برای غمهای دیگرانْ نگرانیِ واقعی. موردْ خیلی ساده است. اگر خانهام به تکضربهای رمبیده، به دلیلِ آن است که خانهای مقوایی بوده. ایمانی که «حسابِ اینهمه را کرده بود» نه ایمان، که خیال بوده. حسابِ-آنهمه-را-کردن همدردیِ واقعی نبوده است. اگر واقعاً، چنانکه خیال میکردم، به غمِ جهانیان اهمیت داده بودم، اینطور متأثر نمیشدم وقتیکه نوبت به غمِ خودم رسید. ایمانی خیالی بوده است، بازیبازیکنان با پولکهایی بیخطر، برچسبشان «بیماری»، «درد»، «مرگ»، و «تنهایی»...
بیریجبازها میگویند باید مبلغیْ پول در میان باشد «وگرنه بازی جدی گرفته نمیشود.» از قرار معلوم، اینطور است. حکمِ تو - که خدا هست یا نیست، که خدا خوب است یا آزارگری فلکی است، که زندگیِ ابدی هست یا خوابوخیال است - جدی گرفته نمیشود اگر چندان بر سرِ آن، مایهای نگذارند. و هرگز کشف نخواهی کرد چقدر ممکن بوده است جدیاش بگیرند تا وقتیکه رقمها بیاندازه بالا نروند، تا وقتیکه ملتفت نشوی تو داری نه بر سرِ مُشتی پولک یا ششپِنسی، که بر سرِ هر پِنیات از دارِ دنیا قمار میکنی. فقط همچو چیزی آدم را - یا بههرتقدیر آدمی مثل من را - از تفکرِ صرفاً کلامیِ او و باورهای صرفاً فرضیاش بیدار میکند. بایستی مغزِ او تکان بخورد تا عقل به کلهاش برگردد. فقط شکنجه حقیقت را میشکافد. او فقط زیرِ شکنجه، به حقیقت پی میبرد.
▪️از گزارشِ این سوگ | سی.اس. لوییس | ترجمهٔ خشایار قشقایی
*این کتاب به قلم خشایار قشقایی ترجمه شده و به چاپ خواهد رسید.
#بریده_کتاب
@kaaghaz
احساسات، و احساسات، و احساسات. بگذار در عوض، فکرکردن را امتحان بکنم. از منظر منطقی، مرگِ اچ. چه عامل تازهای در خصوص مسئلهی هستی، مطرح کرده؟ چه موجباتی به من داده است تا در همهی باورهایم تردید بکنم؟ قبلاً نمیدانستم همچو اتفاقهایی و حتا بدتر، هر روز میافتند؟ میگفتم حسابِ آنها را کردهام. هشدار گرفته بودم - خودم را هشدار داده بودم - که نکند به خوشیِ ایندنیایی امید ببندم. به ما حتا از مصائب خبر داده بودند. از تربیتِ ما بود. به ما حتا گفته بودند: «خوشا به حال ماتمیان زیرا ایشان تسلّی خواهند یافت،» و من پذیرفتم. جز آنچه توقع داشتم نصیبِ من نشد. البته که تفاوت میکند وقتیکه بر سرِ خودِ تو میآید و نه بر سرِ دیگران، و در واقعیت و نه در خیال. بله؛ اما برای آدمی عاقلومعقول، همچو تفاوتی باید بکند؟ خیر. و تفاوت هم نمیکند برای آدمی که ایمانِ او ایمان واقعی بوده باشد و نگرانیاش برای غمهای دیگرانْ نگرانیِ واقعی. موردْ خیلی ساده است. اگر خانهام به تکضربهای رمبیده، به دلیلِ آن است که خانهای مقوایی بوده. ایمانی که «حسابِ اینهمه را کرده بود» نه ایمان، که خیال بوده. حسابِ-آنهمه-را-کردن همدردیِ واقعی نبوده است. اگر واقعاً، چنانکه خیال میکردم، به غمِ جهانیان اهمیت داده بودم، اینطور متأثر نمیشدم وقتیکه نوبت به غمِ خودم رسید. ایمانی خیالی بوده است، بازیبازیکنان با پولکهایی بیخطر، برچسبشان «بیماری»، «درد»، «مرگ»، و «تنهایی»...
بیریجبازها میگویند باید مبلغیْ پول در میان باشد «وگرنه بازی جدی گرفته نمیشود.» از قرار معلوم، اینطور است. حکمِ تو - که خدا هست یا نیست، که خدا خوب است یا آزارگری فلکی است، که زندگیِ ابدی هست یا خوابوخیال است - جدی گرفته نمیشود اگر چندان بر سرِ آن، مایهای نگذارند. و هرگز کشف نخواهی کرد چقدر ممکن بوده است جدیاش بگیرند تا وقتیکه رقمها بیاندازه بالا نروند، تا وقتیکه ملتفت نشوی تو داری نه بر سرِ مُشتی پولک یا ششپِنسی، که بر سرِ هر پِنیات از دارِ دنیا قمار میکنی. فقط همچو چیزی آدم را - یا بههرتقدیر آدمی مثل من را - از تفکرِ صرفاً کلامیِ او و باورهای صرفاً فرضیاش بیدار میکند. بایستی مغزِ او تکان بخورد تا عقل به کلهاش برگردد. فقط شکنجه حقیقت را میشکافد. او فقط زیرِ شکنجه، به حقیقت پی میبرد.
▪️از گزارشِ این سوگ | سی.اس. لوییس | ترجمهٔ خشایار قشقایی
*این کتاب به قلم خشایار قشقایی ترجمه شده و به چاپ خواهد رسید.
#بریده_کتاب
@kaaghaz
آگوستینو رامِلی در قرن شانزدهم این ماشین کتابخوان را طراحی کرد تا همزمان چند کتاب را مطالعه کند.
منبع
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
منبع
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
آیشمن در اورشلیم؛ نقشی که آیشمن بازی کرد
امیر احمدی آریان: «حالا که آیشمن در اورشلیم با ترجمهٔ خوب بالأخره درآمد*، کاش این کتاب هم ترجمه شود که مکمل خوبی است. نویسنده زندگی آیشمن در آرژانتین پیش از دستگیری را روایت کرده. او و باقی نازیها جلسهای داشتند که در آن مفصل دربارهٔ دستگیری و دادگاه احتمالی بحث میکردند. نویسنده صدای ضبطشدهٔ آیشمن را پیدا کرده که میگوید در دادگاه نقش کارمند سادهٔ فرمانبردار را بازی خواهد کرد. کتاب نشان میدهد آنچه آرنت دید و روایت کرد نه شخصیت واقعی آیشمن، که نقشی بود که او مثل هنرپیشهای حرفهای در دادگاه بازی کرد.»
* آیشمن در اورشلیم | هانا آرنت | زهرا شمس | نشر برج | ۳۷۶ص. رقعی | ۵۰,۰۰۰تومان
#نقد
@kaaghaz
امیر احمدی آریان: «حالا که آیشمن در اورشلیم با ترجمهٔ خوب بالأخره درآمد*، کاش این کتاب هم ترجمه شود که مکمل خوبی است. نویسنده زندگی آیشمن در آرژانتین پیش از دستگیری را روایت کرده. او و باقی نازیها جلسهای داشتند که در آن مفصل دربارهٔ دستگیری و دادگاه احتمالی بحث میکردند. نویسنده صدای ضبطشدهٔ آیشمن را پیدا کرده که میگوید در دادگاه نقش کارمند سادهٔ فرمانبردار را بازی خواهد کرد. کتاب نشان میدهد آنچه آرنت دید و روایت کرد نه شخصیت واقعی آیشمن، که نقشی بود که او مثل هنرپیشهای حرفهای در دادگاه بازی کرد.»
* آیشمن در اورشلیم | هانا آرنت | زهرا شمس | نشر برج | ۳۷۶ص. رقعی | ۵۰,۰۰۰تومان
#نقد
@kaaghaz
کتاب تازه؛ سرودههای رودکی
سرودههای رودکی منتشر شد. این کتاب نسخهای مصحح از اشعار باقیماندهٔ رودکی است.
اشعاری که از رودکی امروز در دست ماست شامل ابیاتی پراکنده است که سعید نفیسی از کتب مختلف جمعآوری کرده است. نسخههای مختلف رودکی درواقع همین ابیات است که به دست افراد مختلف تصحیح و اصلاح شدهاند.
علی رواقی در این نسخه برخی لغات را با نگاه به زبان سغدی اصلاح کرده و پیشنهادات تازهای در معنای آنها ارائه داده است.
او همچنین دشواریهای ابیات در لغات و ترکیبات را بهتفصیل شرح داده است.
برخی از ابیاتی که نفیسی جمعآوری کرده، به گمان رواقی از رودکی نیست. او این ابیات را نیز مشخص کرده است.
انتشار پژوهش رواقی نیز از این نظر اهمیت دارد که نسخهای منقح و خواندنی از اشعار رودکی به دست میدهد. یافتن چنین نسخهای پیش از این کار دشواری بود.
▪️سرودههای رودکی | رودکی | پژوهش علی رواقی | انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی | ۷۷۴+پنجاهوهشت ص. وزیری گالینگور | ۱۲۰,۰۰۰ تومان
*جلد کتاب در اصل قهوهای است، در عکس بهدلیل ناشیگری عکاس در کنترل نور سرمهای شده!
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
سرودههای رودکی منتشر شد. این کتاب نسخهای مصحح از اشعار باقیماندهٔ رودکی است.
اشعاری که از رودکی امروز در دست ماست شامل ابیاتی پراکنده است که سعید نفیسی از کتب مختلف جمعآوری کرده است. نسخههای مختلف رودکی درواقع همین ابیات است که به دست افراد مختلف تصحیح و اصلاح شدهاند.
علی رواقی در این نسخه برخی لغات را با نگاه به زبان سغدی اصلاح کرده و پیشنهادات تازهای در معنای آنها ارائه داده است.
او همچنین دشواریهای ابیات در لغات و ترکیبات را بهتفصیل شرح داده است.
برخی از ابیاتی که نفیسی جمعآوری کرده، به گمان رواقی از رودکی نیست. او این ابیات را نیز مشخص کرده است.
انتشار پژوهش رواقی نیز از این نظر اهمیت دارد که نسخهای منقح و خواندنی از اشعار رودکی به دست میدهد. یافتن چنین نسخهای پیش از این کار دشواری بود.
▪️سرودههای رودکی | رودکی | پژوهش علی رواقی | انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی | ۷۷۴+پنجاهوهشت ص. وزیری گالینگور | ۱۲۰,۰۰۰ تومان
*جلد کتاب در اصل قهوهای است، در عکس بهدلیل ناشیگری عکاس در کنترل نور سرمهای شده!
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
کتاب تازه؛ ظهیرالدوله، خاموشخانهٔ زندگان
کتاب ظهیرالدوله، خاموشخانهٔ زندگان که بهتازگی انتشارات سرایی چاپ کرده، دربارهٔ آرامگاه ظهیرالدوله و زندگینامهٔ خفتگان این گورستان است. این کتاب بخشی از پژوهش شمیرانشناسی اصغر حیدریمنفرد است. کتاب همراه با کروکی دفنشدگان و عکس سنگقبرها و دیگر اطلاعات جالب ست.
نقل از دلآرام
▪️ظهیرالدوله، خاموشخانهٔ زندگان | اصغر حیدریمنفرد | نشر سرایی | ۵۶۵ص. رقعی | ۱۰۰,۰۰۰تومان
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
کتاب ظهیرالدوله، خاموشخانهٔ زندگان که بهتازگی انتشارات سرایی چاپ کرده، دربارهٔ آرامگاه ظهیرالدوله و زندگینامهٔ خفتگان این گورستان است. این کتاب بخشی از پژوهش شمیرانشناسی اصغر حیدریمنفرد است. کتاب همراه با کروکی دفنشدگان و عکس سنگقبرها و دیگر اطلاعات جالب ست.
نقل از دلآرام
▪️ظهیرالدوله، خاموشخانهٔ زندگان | اصغر حیدریمنفرد | نشر سرایی | ۵۶۵ص. رقعی | ۱۰۰,۰۰۰تومان
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
شجریان: راه موسیقی از فرهنگ جدا نیست
هنرمند [غربی] نمیخواهد غم و غصهای را بیان کند. هنرمند [غربی] در آرامش محیط اجتماعیاش این موسیقی را ایجاد کرده است که ما از آن بهرهای نداشتهایم. هنرمند غربی دارد به جامعهٔ خود جواب میدهد. هنرمند ایرانی هم به جامعهٔ خود پاسخ میگوید. موسیقیدان ایرانی در تاریخی رشد کرده که درد و گرفتاری جزء اصلی آن بوده است. این هنرمند اغلب آن آرامش را نداشته است. چگونه انتظار داریم تاریخ سرزمینی پر از مصیبت و گرفتاری و تنگنا باشد، مردمش در سختی و دشواری و آشوب روزگار بگذرانند، آنوقت موسیقی بخواهد ساز جداگانهای بزند! ما آنقدر مشکل داشتهایم که هیچگاه آرامش را حس نکردهایم. معلوم است که در چنین شرایطی نمیتوان از موسیقی انتظار داشت در جهت مخالف حرکت کند. مثل اینکه در مراسم عزاداری ناگهان شروع کنند رنگ چهارگاه بزنند، مسخره میشود! بین موسیقی و فضای اجتماعی رابطه برقرار است، با هم یکجور هماهنگی دارند.
حرف موسیقی ایرانی جدا از معنا و محتوای فرهنگ ایرانی نیست. شما انتظار دارید این موسیقی معانیای را بیان کند که در فرهنگ آن موجود نیست؟ به نظر من آن کسانی که موسیقی ایرانی را به خاطر غمانگیز بودن آن محکوم میکنند به راه خطا میروند. اصلاً تصور غلطی است که فکر کنیم راه موسیقی و فرهنگ از هم جداست. موسیقی تجلی فرهنگ جامعه است. مردم این سرزمین در طول تاریخ مصیبتها و سختیهای بسیاری کشیدهاند. این رنج تاریخی در موسیقی تجلی پیدا کرده است. برای همین میگویم به موسیقی حمله نکنیم! چون این فرهنگ را منعکس میکند. این فرهنگ هم که نتیجهٔ تاریخ این سرزمین است.
– محمدرضا شجریان –
#بریده_کتاب از راز مانا
@kaaghaz
هنرمند [غربی] نمیخواهد غم و غصهای را بیان کند. هنرمند [غربی] در آرامش محیط اجتماعیاش این موسیقی را ایجاد کرده است که ما از آن بهرهای نداشتهایم. هنرمند غربی دارد به جامعهٔ خود جواب میدهد. هنرمند ایرانی هم به جامعهٔ خود پاسخ میگوید. موسیقیدان ایرانی در تاریخی رشد کرده که درد و گرفتاری جزء اصلی آن بوده است. این هنرمند اغلب آن آرامش را نداشته است. چگونه انتظار داریم تاریخ سرزمینی پر از مصیبت و گرفتاری و تنگنا باشد، مردمش در سختی و دشواری و آشوب روزگار بگذرانند، آنوقت موسیقی بخواهد ساز جداگانهای بزند! ما آنقدر مشکل داشتهایم که هیچگاه آرامش را حس نکردهایم. معلوم است که در چنین شرایطی نمیتوان از موسیقی انتظار داشت در جهت مخالف حرکت کند. مثل اینکه در مراسم عزاداری ناگهان شروع کنند رنگ چهارگاه بزنند، مسخره میشود! بین موسیقی و فضای اجتماعی رابطه برقرار است، با هم یکجور هماهنگی دارند.
حرف موسیقی ایرانی جدا از معنا و محتوای فرهنگ ایرانی نیست. شما انتظار دارید این موسیقی معانیای را بیان کند که در فرهنگ آن موجود نیست؟ به نظر من آن کسانی که موسیقی ایرانی را به خاطر غمانگیز بودن آن محکوم میکنند به راه خطا میروند. اصلاً تصور غلطی است که فکر کنیم راه موسیقی و فرهنگ از هم جداست. موسیقی تجلی فرهنگ جامعه است. مردم این سرزمین در طول تاریخ مصیبتها و سختیهای بسیاری کشیدهاند. این رنج تاریخی در موسیقی تجلی پیدا کرده است. برای همین میگویم به موسیقی حمله نکنیم! چون این فرهنگ را منعکس میکند. این فرهنگ هم که نتیجهٔ تاریخ این سرزمین است.
– محمدرضا شجریان –
#بریده_کتاب از راز مانا
@kaaghaz
«ژکوندِ نیمروز گرگومیش»؛ نوشتهٔ جِی. جی. بالارد
ترجمهٔ فرید دبیرمقدم
روایت سوم
یادداشت مترجم | جیمز گراهام بالارد، رماننویسی انگلیسی، زادۀ ۱۹۳۰ بود و درگذشتۀ ۲۰۰۹. از او آثار متعددی به فارسی ترجمه شده است، از جمله برج، امپراتوری خورشید، خشکسالی، کابوس چهاربعدی و...
از متن داستان | «ریچارد مِیتلند غرولندکنان به زنش گفت: "امان از این مرغهای دریاییِ کثافت! نمیتونی یه کاری بکنی برن پی کارشون؟"
جودیت پشت ویلچر اینپا و آنپا کرد و دستانش مثل کبوترانی بیقرار اطراف چشمان باندپیچیشدۀ میتلند تکان خوردند. از فراز چمنزار به کرانۀ رودخانه چشم دوخت. "سعی کن بهشون فکر نکنی عزیزم. همونجا نشستهان فقط."
"فقط؟! مشکل همینه!" میتلند عصایش را بلند کرد و محکم در هوا چرخاند. "حس میکنم همهشون نشستهان اونجا و دارن منو نگاه میکنن!"»
داستان را اینجا+ بخوانید
#روایت_کاغذ
نویسنده: جِی.جی.بالارد
مترجم: فرید دبیرمقدم
▪️زیر نظر مهران موسوی
@kaaghaz
ترجمهٔ فرید دبیرمقدم
روایت سوم
یادداشت مترجم | جیمز گراهام بالارد، رماننویسی انگلیسی، زادۀ ۱۹۳۰ بود و درگذشتۀ ۲۰۰۹. از او آثار متعددی به فارسی ترجمه شده است، از جمله برج، امپراتوری خورشید، خشکسالی، کابوس چهاربعدی و...
از متن داستان | «ریچارد مِیتلند غرولندکنان به زنش گفت: "امان از این مرغهای دریاییِ کثافت! نمیتونی یه کاری بکنی برن پی کارشون؟"
جودیت پشت ویلچر اینپا و آنپا کرد و دستانش مثل کبوترانی بیقرار اطراف چشمان باندپیچیشدۀ میتلند تکان خوردند. از فراز چمنزار به کرانۀ رودخانه چشم دوخت. "سعی کن بهشون فکر نکنی عزیزم. همونجا نشستهان فقط."
"فقط؟! مشکل همینه!" میتلند عصایش را بلند کرد و محکم در هوا چرخاند. "حس میکنم همهشون نشستهان اونجا و دارن منو نگاه میکنن!"»
داستان را اینجا+ بخوانید
#روایت_کاغذ
نویسنده: جِی.جی.بالارد
مترجم: فرید دبیرمقدم
▪️زیر نظر مهران موسوی
@kaaghaz
Peynevesht_Eichmann.pdf
452.9 KB
پینوشت آیشمن در اورشلیم
پس از انتشار آیشمن در اورشلیم، هانا آرنت آماج حملات گستردهای قرار گرفت. او در پاسخ به نقدهایی که به آراء او شده بود، در چاپهای بعدی مؤخرهای به کتاب افزود. فایل زیر ترجمهٔ همین مؤخره است به قلم زهرا شمس، مترجم آیشمن در اورشلیم.
آیشمن در اورشلیم گزارش هانا آرنت از دادگاه آدولف آیشمن، از مأموران ارشد رژیم نازی، است.
منبع فایل: وبسایت نشر برج
@kaaghaz
پس از انتشار آیشمن در اورشلیم، هانا آرنت آماج حملات گستردهای قرار گرفت. او در پاسخ به نقدهایی که به آراء او شده بود، در چاپهای بعدی مؤخرهای به کتاب افزود. فایل زیر ترجمهٔ همین مؤخره است به قلم زهرا شمس، مترجم آیشمن در اورشلیم.
آیشمن در اورشلیم گزارش هانا آرنت از دادگاه آدولف آیشمن، از مأموران ارشد رژیم نازی، است.
منبع فایل: وبسایت نشر برج
@kaaghaz
کتاب تازه؛ راههای ابریشم
کتاب راههای ابریشم؛ تاریخ جهان از دیدگاهی نو منتشر شد.
راههای ابریشم تاریخ جهان را از عصر باستان تا سال ۲۰۱۳ در بر میگیرد. پیتر فرانکوپن از جمله نویسندههایی است که تحت تأثیر نظریهٔ ضدشرقشناسی ادوارد سعید روایت متفاوتی از تاریخ جهان به دست داده است.
فرانکوپن توسعهٔ تمدن را حاصل "راههایی" میداند که شرق دور و اروپا را به یک نقطهٔ مرکزی متصل میکرد – جایی که امروزه خاورمیانه نامش دادهاند.
نویسنده، در قالب روایتی پرکشش، میکوشد نشان دهد که این "راهها" چگونه جهان را شکل دادند و سرانجام، پس از قرنهای متمادی، به تغییر گرانیگاه تمدن از خاورمیانه و ایران به اروپا انجامیدند.
فرانکوپن، با کمک منابع بسیار متنوع، گسترهٔ وسیعی از وقایع جهان را شرح داده است.
او دنبالهای هم بر این کتاب نوشته است با نام راههای ابریشم نو که قرار است به قلم همین مترجم منتشر شود
پشت جلد و فهرست کتاب
▪️راههای ابریشم؛ تاریخ جهان از دیدگاهی نو | پیتر فرانکوپن | حسن افشار | نشر مرکز | ۵۹۲ص. وزیری | ۱۴۸,۵۰۰ تومان
Original title:
▪️Silk roads: a new history of the world (2015)
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
کتاب راههای ابریشم؛ تاریخ جهان از دیدگاهی نو منتشر شد.
راههای ابریشم تاریخ جهان را از عصر باستان تا سال ۲۰۱۳ در بر میگیرد. پیتر فرانکوپن از جمله نویسندههایی است که تحت تأثیر نظریهٔ ضدشرقشناسی ادوارد سعید روایت متفاوتی از تاریخ جهان به دست داده است.
فرانکوپن توسعهٔ تمدن را حاصل "راههایی" میداند که شرق دور و اروپا را به یک نقطهٔ مرکزی متصل میکرد – جایی که امروزه خاورمیانه نامش دادهاند.
نویسنده، در قالب روایتی پرکشش، میکوشد نشان دهد که این "راهها" چگونه جهان را شکل دادند و سرانجام، پس از قرنهای متمادی، به تغییر گرانیگاه تمدن از خاورمیانه و ایران به اروپا انجامیدند.
فرانکوپن، با کمک منابع بسیار متنوع، گسترهٔ وسیعی از وقایع جهان را شرح داده است.
او دنبالهای هم بر این کتاب نوشته است با نام راههای ابریشم نو که قرار است به قلم همین مترجم منتشر شود
پشت جلد و فهرست کتاب
▪️راههای ابریشم؛ تاریخ جهان از دیدگاهی نو | پیتر فرانکوپن | حسن افشار | نشر مرکز | ۵۹۲ص. وزیری | ۱۴۸,۵۰۰ تومان
Original title:
▪️Silk roads: a new history of the world (2015)
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
دختری از ایران، خاطرات سَتّاره فرمانفرماییان
خانم سَتّاره فرمانفرمائیان(نفر وسط)؛ مادر مددکاری اجتماعی ایران و مؤسس مدرسهٔ عالی مددکاری تهران. کتاب دختری از ایران که سرگذشت زندگی اوست، جذاب و خواندنیست.
نقل از علی ملیحی
*کتاب گویا در حال حاضر در بازار موجود نیست. مشخصات:
دختری از ایران | سَتّاره فرمانفرماییان | ترجمه مریم اعلایی | نشر کارنگ | ۴۸۰ص. رقعی
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
خانم سَتّاره فرمانفرمائیان(نفر وسط)؛ مادر مددکاری اجتماعی ایران و مؤسس مدرسهٔ عالی مددکاری تهران. کتاب دختری از ایران که سرگذشت زندگی اوست، جذاب و خواندنیست.
نقل از علی ملیحی
*کتاب گویا در حال حاضر در بازار موجود نیست. مشخصات:
دختری از ایران | سَتّاره فرمانفرماییان | ترجمه مریم اعلایی | نشر کارنگ | ۴۸۰ص. رقعی
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
کتاب تازه؛ دانش خطرناک
دانش خطرناک؛ شرقشناسی و مصائب آن منتشر شد.
کتاب دربارهٔ مطالعات شرقشناسی است. نویسنده نگاه و مطالعهٔ شرق از طرف غربیان را از دوران باستان تا عصر مدرن بررسی کرده است. از این نظر آن را میتوان تاریخچهٔ شرقشناسی دانست. اما هدف کتاب در اصل دفاع از شرقشناسی و شرقشناسان در مقابل دشمنان آن است.
نویسنده در صدر دشمنان شرقشناسی از ادوارد سعید نام برده و نوشته که اگر کتاب شرقشناسی سعید نوشته نمیشد، او هم دانش خطرناک را نمینوشت.
اروین در مقدمه اشاره کرده که کتاب سعید «حاصل شیادی شریرانهای است که تشخیص خطاهای صادقانهٔ آن از سیاهنماییهای عامدانهاش دشوار است».
اروین در فصلی مجزا دربارهٔ آراء سعید بحث کرده و علاوه بر خطاهای فاحش او تناقضات نظریاش را نیز نشان داده است.
او در فصل دیگری از کتاب از دیگر دشمنان شرقشناسی نام برده و از جمله به جلال آلاحمد و سید حسین نصر پرداخته است.
۴۰ص. اول کتاب
▪دانش خطرناک | رابرت اروین | محمد دهقانی | نشر ماهی | ۴۶۸ص. رقعی | ۸۲,۰۰۰ تومان
Original title:
▪️Dangerous knowledge: orientalism and its discontents (US) (2006)
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
دانش خطرناک؛ شرقشناسی و مصائب آن منتشر شد.
کتاب دربارهٔ مطالعات شرقشناسی است. نویسنده نگاه و مطالعهٔ شرق از طرف غربیان را از دوران باستان تا عصر مدرن بررسی کرده است. از این نظر آن را میتوان تاریخچهٔ شرقشناسی دانست. اما هدف کتاب در اصل دفاع از شرقشناسی و شرقشناسان در مقابل دشمنان آن است.
نویسنده در صدر دشمنان شرقشناسی از ادوارد سعید نام برده و نوشته که اگر کتاب شرقشناسی سعید نوشته نمیشد، او هم دانش خطرناک را نمینوشت.
اروین در مقدمه اشاره کرده که کتاب سعید «حاصل شیادی شریرانهای است که تشخیص خطاهای صادقانهٔ آن از سیاهنماییهای عامدانهاش دشوار است».
اروین در فصلی مجزا دربارهٔ آراء سعید بحث کرده و علاوه بر خطاهای فاحش او تناقضات نظریاش را نیز نشان داده است.
او در فصل دیگری از کتاب از دیگر دشمنان شرقشناسی نام برده و از جمله به جلال آلاحمد و سید حسین نصر پرداخته است.
۴۰ص. اول کتاب
▪دانش خطرناک | رابرت اروین | محمد دهقانی | نشر ماهی | ۴۶۸ص. رقعی | ۸۲,۰۰۰ تومان
Original title:
▪️Dangerous knowledge: orientalism and its discontents (US) (2006)
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
«سکوت»؛ داستانی از جولین بارنز
ترجمهٔ خشایار قشقایی
روایت چهارم
یادداشت مترجم | «سکوت» داستان آخر از مجموعۀ میز لیموی بارنز است، راجع به سکوتِ آخرِعمریِ ژان سیبلیوس (۱۸۶۵-۱۹۵۷)، کامپوزر و ویولونیستِ فنلاندی که از ۱۹۲۵ به بعدْ چیزی ننوشت. داستان سر ـ و ـ شکلِ روزنامه (diary) دارد.
از متن داستان | لااقل یک احساس در من، با گذرِ هر سال، شدیدتر میشود ــ رغبتی به تماشای درناها. اینموقعِ سال، سرِ تپه، به تماشای آسمان میایستم. امروز نیامدند. جز غازِ وحشی نیامد. غازْ قشنگ میبود اگر درنا نبود.
جوانکی روزنامهچی کمکم کرد وقت بگذرد. از هومر گفتیم، از جَز. خبر نداشت موسیقیِ من را در خوانندۀ جَز استفاده کردهاند. گاهی جهالتِ جوانها به هیجانم میآورد. اینطور جهالتهایی هم یک جورِ سکوت است.
داستان را اینجا+ بخوانید
#روایت_کاغذ
نویسنده: جولین بارنز
مترجم: خشایار قشقایی
▪️زیر نظر مهران موسوی
@kaaghaz
ترجمهٔ خشایار قشقایی
روایت چهارم
یادداشت مترجم | «سکوت» داستان آخر از مجموعۀ میز لیموی بارنز است، راجع به سکوتِ آخرِعمریِ ژان سیبلیوس (۱۸۶۵-۱۹۵۷)، کامپوزر و ویولونیستِ فنلاندی که از ۱۹۲۵ به بعدْ چیزی ننوشت. داستان سر ـ و ـ شکلِ روزنامه (diary) دارد.
از متن داستان | لااقل یک احساس در من، با گذرِ هر سال، شدیدتر میشود ــ رغبتی به تماشای درناها. اینموقعِ سال، سرِ تپه، به تماشای آسمان میایستم. امروز نیامدند. جز غازِ وحشی نیامد. غازْ قشنگ میبود اگر درنا نبود.
جوانکی روزنامهچی کمکم کرد وقت بگذرد. از هومر گفتیم، از جَز. خبر نداشت موسیقیِ من را در خوانندۀ جَز استفاده کردهاند. گاهی جهالتِ جوانها به هیجانم میآورد. اینطور جهالتهایی هم یک جورِ سکوت است.
داستان را اینجا+ بخوانید
#روایت_کاغذ
نویسنده: جولین بارنز
مترجم: خشایار قشقایی
▪️زیر نظر مهران موسوی
@kaaghaz
یادی از آتشبرآب، در آستانهٔ انتشار آنا کارِنینا
سه سال پیش در کاغذ متنی از یلدا بیدختینژاد منتشر کردیم که با مستنداتی نشان میداد حمیدرضا آتشبرآب ترجمههای ایشان را با نام خودش منتشر کرده است؛ ترجمههایی که همگی از مشهورترین شاهکارهای ادبیات روسیه بودند.
آتشبرآب در واکنش به این ادعای یلدا بیدختینژاد، نه فقط آن را تکذیب نکرد، بلکه اذعان کرد بابت این ترجمهها به ایشان مبالغی هم پرداخت میکرده است.
با وجود انتشار وسیع این خبر، ناشران این کتابها واکنش درخوری به آن نشان ندادند و تجدید چاپ آنها ادامه یافت. در صدر این ناشران نشر علمی وفرهنگی است که داراییهای مادی و معنوی دو نشر خوشنام و دورانساز (بنگاه ترجمه و نشر کتاب و انتشارات فرانکلین) را پس از انقلاب به دست آورد.
بحث دراینباره زمانی آغاز شد که دکتر کوثری (استاد دانشگاه) مدیریت انتشارات علمی و فرهنگی را به عهده داشت. اما از اواخر سال گذشته، قرعهٔ مدیریت این مجموعه به نام نادره رضایی افتاده است؛ انتصابی که حواشی بسیاری هم داشت. با اینهمه هر بار مدیر تازهای به این نشر پا میگذارد امیدها از نو زنده میشود که شاید علمی و فرهنگی رویهٔ دیگری را در پیش بگیرد، چه این نشر از محل داراییهای عمومی اداره میشود و چنین انتظاری نابجا نیست.
اما این بار هم امیدها نقش بر آب شد. در این مورد خاص باید بگوییم که در چند ماه گذشته آثار دیگری از آتشبرآب زیر نظر نادره رضایی تجدید چاپ شده و البته آثار دیگری از او برای اولین بار روی پیشخانها آمده است.
آنچه کاغذ را به یادآوری این ماجرا واداشت، خبر انتشار کتاب آنا کارِنینا (یا بهقول آتشبرآب آنا کارینینا) در صفحهٔ اینستاگرام نشر علمی و فرهنگی است (این پست حذف شد). یلدا بیدختینژاد در متن خود از آناکارنینا هم نام برده بود.
این یادداشت صرفاً برای یادآوری منتشر شده است. متن یادداشتهای مذکور را اینجا بخوانید:
پایان یک کابوس (یادداشت یلدا بیدختینژاد)
بر مدار میچرخد (پاسخ آتشبرآب)
#یادآوری #نقد
@kaaghaz
سه سال پیش در کاغذ متنی از یلدا بیدختینژاد منتشر کردیم که با مستنداتی نشان میداد حمیدرضا آتشبرآب ترجمههای ایشان را با نام خودش منتشر کرده است؛ ترجمههایی که همگی از مشهورترین شاهکارهای ادبیات روسیه بودند.
آتشبرآب در واکنش به این ادعای یلدا بیدختینژاد، نه فقط آن را تکذیب نکرد، بلکه اذعان کرد بابت این ترجمهها به ایشان مبالغی هم پرداخت میکرده است.
با وجود انتشار وسیع این خبر، ناشران این کتابها واکنش درخوری به آن نشان ندادند و تجدید چاپ آنها ادامه یافت. در صدر این ناشران نشر علمی وفرهنگی است که داراییهای مادی و معنوی دو نشر خوشنام و دورانساز (بنگاه ترجمه و نشر کتاب و انتشارات فرانکلین) را پس از انقلاب به دست آورد.
بحث دراینباره زمانی آغاز شد که دکتر کوثری (استاد دانشگاه) مدیریت انتشارات علمی و فرهنگی را به عهده داشت. اما از اواخر سال گذشته، قرعهٔ مدیریت این مجموعه به نام نادره رضایی افتاده است؛ انتصابی که حواشی بسیاری هم داشت. با اینهمه هر بار مدیر تازهای به این نشر پا میگذارد امیدها از نو زنده میشود که شاید علمی و فرهنگی رویهٔ دیگری را در پیش بگیرد، چه این نشر از محل داراییهای عمومی اداره میشود و چنین انتظاری نابجا نیست.
اما این بار هم امیدها نقش بر آب شد. در این مورد خاص باید بگوییم که در چند ماه گذشته آثار دیگری از آتشبرآب زیر نظر نادره رضایی تجدید چاپ شده و البته آثار دیگری از او برای اولین بار روی پیشخانها آمده است.
آنچه کاغذ را به یادآوری این ماجرا واداشت، خبر انتشار کتاب آنا کارِنینا (یا بهقول آتشبرآب آنا کارینینا) در صفحهٔ اینستاگرام نشر علمی و فرهنگی است (این پست حذف شد). یلدا بیدختینژاد در متن خود از آناکارنینا هم نام برده بود.
این یادداشت صرفاً برای یادآوری منتشر شده است. متن یادداشتهای مذکور را اینجا بخوانید:
پایان یک کابوس (یادداشت یلدا بیدختینژاد)
بر مدار میچرخد (پاسخ آتشبرآب)
#یادآوری #نقد
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ