آخرین دیدار [برنارد] لوئیس با شاه در تهران درست یک سال پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بود. لوئیس روایت میکند به محض ورود به دفتر کار شاه، او پرسید: «چرا اینقدر به من حمله میکنند؟» لوئیس میگوید: «چه کسانی اعلاحضرت؟» شاه پاسخ میدهد: «نیویورک تایمز، واشینگتن پست، تایمز لندن، گاردین و لوموند. پنج خواهران.» آیا «نمیفهمند که من بهترین دوستشان در این بخش از جهان هستم؟ آخر چرا این همه انتقاد؟» لوئیس میگوید در پاسخ گفتم: «اعلاحضرت باید بدانند که سیاست خارجی غرب بر اساس اصول مارکسیستی است.» شاه از این پاسخ سخت یکه میخورد و لوئیس میگوید وقتی چهرهٔ حیرتزدهٔ او را دیدم گفتم: «منظورم کارل نیست بلکه گروچو است. آیا فیلمهای برادران مارکس را دیدهاید؟» در پاسخ شاه که میگوید: «بله البته»، لوئیس سخن از سر میگیرد: «آیا آن صحنه را به خاطر میآورید که گروچو میگوید من حاضر نیستم عضو باشگاهی شوم که حاضر باشد مرا به عضویت بپذیرد؟ سیاست خارجی غرب نیز به همین ترتیب عمل میکند. ما دلنگران دوستی حکومتهایی نیستیم که خواستار دوستی با ما هستند. بلکه فقط به دشمنانمان فکر میکنیم.»
–نادر انتخابی، چهرهها و اندیشهها–
#بریده_کتاب
@kaaghaz
–نادر انتخابی، چهرهها و اندیشهها–
#بریده_کتاب
@kaaghaz
کتاب هفته: ۱ مهر ۱۴۰۰
▪️قرار بر این بود که کتاب هفته به صورت هفتگی منتشر شود، اما به دلیل روند ناجور کرونا انتشار آن فعلاً نظمی ندارد. مرور فهرستوار گزیده کتابهای منتشرشده در چند هفتهٔ اخیر. بدون ترتیب:
▪️آینده تاریخ است/ ماشا گسن/ افشین خاکباز/ نشر مرکز/ ۴۵۹ص. وزیری/ ۱۶۵,۰۰۰ تومان
روزنامهنگار مشهور روس که حالا در نیویورک زندگی میکند و در مهمترین نشریات امریکا مینویسد، داستان روسیهٔ امروز را روایت میکند و برخلاف کتابهایی که سر یا دم فیل در تاریکی را نشان دادهاند، او مدعی است که شِمایی کامل از این فیل که همان روسیه باشد به دست میدهد. کتاب دربارهٔ سرکوب و جنگ و رجعت رفتارهای روسیهٔ عصر شوروی است و میگوید دموکراسی پس از فروپاشی شاید به دست نیامده و چهبسا اصلاً فروپاشی شوروی وهمی بوده باشد.
▪️به مملکتتون خدمت کنید/ دکتر محمدعلی مجتهدی/ نشر لاک/ ۲۲۵ ص. رقعی گالینگور/ ۱۵۰,۰۰۰ تومان
کتابی در شناخت محمدعلی مجتهدی، مدیر مدرسهٔ البرز. بخش اصلی کتاب حسب حال مجتهدی است، و بخشهای بعدی گزیدهٔ گفتوگوی او با حبیب لاجوردی است و سرگذشت مدرسهٔ البرز و غیره. کتابپردازی از همه نظر عالی.
▪️سهگانهٔ خوابگردها/ هرمان بروخ/ علیاصغر حداد/ نشر لاهیتا/ ۷۸۱ص. جلد سخت/ ۲۲۰,۰۰۰ تومان
از مهمترین شاهکارهای ادبیات آلمان و حتا جهان در نیمهٔ اول قرن بیستم. بروخ در این اثر به آلمانِ میان سالهای ۱۸۸۸ و ۱۹۱۸ پرداخته و افول ارزشهای پیشین اروپا را نشان داده است. کتاب از ادبیات صرف فراتر رفته و دفتر سوم تقریباً «به اثری فلسفی بدل» میشود. بروخ دوست هانا آرنت بود و در این کتاب مقالهٔ آرنت دربارهٔ کتاب گنجانده شده است.
▪️سرنوشت بشر/ آندره مالرو/ سیروس ذکاء/ نشر فرهنگ جاوید/ ۴۲۰ص. پالتویی/ ۷۰,۰۰۰ تومان
برندهٔ گنکور ۱۹۳۳ و شاهکار یکی از برجستهترین روشنفکران فرانسه در قرن بیستم. داستان در بستر شورش شانگهای در ۱۹۲۷ شکل میگیرد. مالرو در این کتاب از مشاهدات مستقیمش هم بهره برده. قبلاً در مجموعه آثار مالرو، زیر نظر ابوالحسن نجفی، در نشر خوارزمی منتشر شده بود.
▪️یَکُلیا و تنهایی او/ تقی مدرسی/ نشر فرهنگ جاوید/ ۱۳۷ص. پالتویی/ ۳۰,۰۰۰ تومان
از آثار کلاسیک ادبیات داستانی فارسی. گلشیری آن را «یکی از سنگ بناهای ادب معاصر ما» توصیف کرده است. مدرسی آن را در ۱۳۳۳ نوشته و بعد از چند سال ناشر جدیدی آن را تجدید چاپ کرده است.
▪️پروژهٔ هیلمری/ اندی وییر/ حسین شهرابی/ کتابسرای تندیس/ ۵۷۴ص./ ۱۶۰,۰۰۰ تومان
از مجموعهٔ «شاهکارهای علمی تخیلی» نشر کتابسرای تندیس. کتاب دربارهٔ مأموریت فضایی شخصیتی است به نام رایلند کریس که بقای زمین در گرو موفقیت اوست. نویسنده هم که از برجستهترین نویسندگان این ژانر است و کتاب مریخی او، لااقل از طریق فیلم، معرف حضور است.
▪️کتابهایی که، به دلیل عدم دسترسی به موقع، نشد توضیحی دربارهشان بنویسم:
▫️مسیح مانوی/ حمیدرضا اردستانی رستمی/ نگاه معاصر/ ۲۳۸ص./ ۶۰,۰۰۰ تومان
▫️اشراق و عرفان/ نصرالله پورجوادی/ نشر سخن/ ۵۶۰ص. جلد سخت/ ۱۶۵,۰۰۰ تومان
▫️قاضی/ ایوان کلیما/ فروغ پوریاوری/ نشر ثالث/ ۵۷۶ص./ ۱۵۰,۰۰۰ تومان
▫️اساطیر و اساطیروارهها/ سیروس شمیسا/ نشر هرمس/ ۶۵۵ص. گالینگور/ ۱۸۰,۰۰۰ تومان
▫️بازار داراییها در دههٔ ۹۰ شمسی؛ دفتر اول: بازار اوراق بهادار/ ویراستار: حسین عبده تبریزی/ نشر نی/ ۳۳۳ص./ ۹۸,۰۰۰ تومان
▪️کتاب هفته صرفاً جنبهٔ اطلاعرسانی دارد.
#کتاب_هفته
@kaaghaz
▪️قرار بر این بود که کتاب هفته به صورت هفتگی منتشر شود، اما به دلیل روند ناجور کرونا انتشار آن فعلاً نظمی ندارد. مرور فهرستوار گزیده کتابهای منتشرشده در چند هفتهٔ اخیر. بدون ترتیب:
▪️آینده تاریخ است/ ماشا گسن/ افشین خاکباز/ نشر مرکز/ ۴۵۹ص. وزیری/ ۱۶۵,۰۰۰ تومان
روزنامهنگار مشهور روس که حالا در نیویورک زندگی میکند و در مهمترین نشریات امریکا مینویسد، داستان روسیهٔ امروز را روایت میکند و برخلاف کتابهایی که سر یا دم فیل در تاریکی را نشان دادهاند، او مدعی است که شِمایی کامل از این فیل که همان روسیه باشد به دست میدهد. کتاب دربارهٔ سرکوب و جنگ و رجعت رفتارهای روسیهٔ عصر شوروی است و میگوید دموکراسی پس از فروپاشی شاید به دست نیامده و چهبسا اصلاً فروپاشی شوروی وهمی بوده باشد.
▪️به مملکتتون خدمت کنید/ دکتر محمدعلی مجتهدی/ نشر لاک/ ۲۲۵ ص. رقعی گالینگور/ ۱۵۰,۰۰۰ تومان
کتابی در شناخت محمدعلی مجتهدی، مدیر مدرسهٔ البرز. بخش اصلی کتاب حسب حال مجتهدی است، و بخشهای بعدی گزیدهٔ گفتوگوی او با حبیب لاجوردی است و سرگذشت مدرسهٔ البرز و غیره. کتابپردازی از همه نظر عالی.
▪️سهگانهٔ خوابگردها/ هرمان بروخ/ علیاصغر حداد/ نشر لاهیتا/ ۷۸۱ص. جلد سخت/ ۲۲۰,۰۰۰ تومان
از مهمترین شاهکارهای ادبیات آلمان و حتا جهان در نیمهٔ اول قرن بیستم. بروخ در این اثر به آلمانِ میان سالهای ۱۸۸۸ و ۱۹۱۸ پرداخته و افول ارزشهای پیشین اروپا را نشان داده است. کتاب از ادبیات صرف فراتر رفته و دفتر سوم تقریباً «به اثری فلسفی بدل» میشود. بروخ دوست هانا آرنت بود و در این کتاب مقالهٔ آرنت دربارهٔ کتاب گنجانده شده است.
▪️سرنوشت بشر/ آندره مالرو/ سیروس ذکاء/ نشر فرهنگ جاوید/ ۴۲۰ص. پالتویی/ ۷۰,۰۰۰ تومان
برندهٔ گنکور ۱۹۳۳ و شاهکار یکی از برجستهترین روشنفکران فرانسه در قرن بیستم. داستان در بستر شورش شانگهای در ۱۹۲۷ شکل میگیرد. مالرو در این کتاب از مشاهدات مستقیمش هم بهره برده. قبلاً در مجموعه آثار مالرو، زیر نظر ابوالحسن نجفی، در نشر خوارزمی منتشر شده بود.
▪️یَکُلیا و تنهایی او/ تقی مدرسی/ نشر فرهنگ جاوید/ ۱۳۷ص. پالتویی/ ۳۰,۰۰۰ تومان
از آثار کلاسیک ادبیات داستانی فارسی. گلشیری آن را «یکی از سنگ بناهای ادب معاصر ما» توصیف کرده است. مدرسی آن را در ۱۳۳۳ نوشته و بعد از چند سال ناشر جدیدی آن را تجدید چاپ کرده است.
▪️پروژهٔ هیلمری/ اندی وییر/ حسین شهرابی/ کتابسرای تندیس/ ۵۷۴ص./ ۱۶۰,۰۰۰ تومان
از مجموعهٔ «شاهکارهای علمی تخیلی» نشر کتابسرای تندیس. کتاب دربارهٔ مأموریت فضایی شخصیتی است به نام رایلند کریس که بقای زمین در گرو موفقیت اوست. نویسنده هم که از برجستهترین نویسندگان این ژانر است و کتاب مریخی او، لااقل از طریق فیلم، معرف حضور است.
▪️کتابهایی که، به دلیل عدم دسترسی به موقع، نشد توضیحی دربارهشان بنویسم:
▫️مسیح مانوی/ حمیدرضا اردستانی رستمی/ نگاه معاصر/ ۲۳۸ص./ ۶۰,۰۰۰ تومان
▫️اشراق و عرفان/ نصرالله پورجوادی/ نشر سخن/ ۵۶۰ص. جلد سخت/ ۱۶۵,۰۰۰ تومان
▫️قاضی/ ایوان کلیما/ فروغ پوریاوری/ نشر ثالث/ ۵۷۶ص./ ۱۵۰,۰۰۰ تومان
▫️اساطیر و اساطیروارهها/ سیروس شمیسا/ نشر هرمس/ ۶۵۵ص. گالینگور/ ۱۸۰,۰۰۰ تومان
▫️بازار داراییها در دههٔ ۹۰ شمسی؛ دفتر اول: بازار اوراق بهادار/ ویراستار: حسین عبده تبریزی/ نشر نی/ ۳۳۳ص./ ۹۸,۰۰۰ تومان
▪️کتاب هفته صرفاً جنبهٔ اطلاعرسانی دارد.
#کتاب_هفته
@kaaghaz
Forwarded from کارگاه خیال
ينتابني في أول الخريف
إحساس غريب بالأمان و الخطر
أخاف أن تقتربي
أخاف أن تبتعدي.
اول پاییز
حس غریب امنیت و ناامنی به جانم میافتد.
میترسم نزدیک شوی.
میترسم دور شوی.
#نزار_قبانی
ترجمه: عذرا جوانمردی
إحساس غريب بالأمان و الخطر
أخاف أن تقتربي
أخاف أن تبتعدي.
اول پاییز
حس غریب امنیت و ناامنی به جانم میافتد.
میترسم نزدیک شوی.
میترسم دور شوی.
#نزار_قبانی
ترجمه: عذرا جوانمردی
Forwarded from Iran International ایران اینترنشنال
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتوگو با لیلی امیرارجمند، از بنیانگذاران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که بهتازگی نشریه معتبر بریتانیایی «سایت اند ساوند» او را بهعنوان یکی از یکصد قهرمان پنهان تاریخ سینما معرفی کرده است.
@iranintltv
@iranintltv
Forwarded from کاغذ
روایتی از کانون در پیش از انقلاب
علی میرزایی، رییس بخش کتابخانههای تهرانِ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در پیش از انقلاب، خاطرات حضورش از ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۹ در این نهاد را در دل پنج گفتوگوی مفصل بیان کرده است.
بخشی از گفتوگوها قبلاً در جاهای دیگر (مثل تاریخ ادبیات کودکان ایران) منتشر شده، اما اینجا کنار هم عرضه شدهاند.
چون با قدیمیهای کانون –اعم از مربی و کارمند و غیره– مصاحبههای زیادی داشتهام در یکدههٔ قبل، فکر میکنم این گزارش «کامل» نیست. اما برای شناخت بخش مغفول کانون، یعنی «کتابخانهها/مراکز»، بخشهای مربوط به آموزش و استخدام مربیان، و ساختار اداری و اجرایی، اطلاعات خوبی به خواننده میدهد.
نقل از حسین نوروزی
توضیح بعدی کاغذ: در این کتاب گفتوگویی هم با لیلی امیرارجمند، مؤسس کانون، وجود دارد.
یک شاخه گل در سیاهی جنگل | علی میرزایی | نشر نگاره آفتاب | ۲۵۵ص. رقعی | ۷۰,۰۰۰ تومان
#پیشنهاد_دیگران
@kaaghaz
علی میرزایی، رییس بخش کتابخانههای تهرانِ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در پیش از انقلاب، خاطرات حضورش از ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۹ در این نهاد را در دل پنج گفتوگوی مفصل بیان کرده است.
بخشی از گفتوگوها قبلاً در جاهای دیگر (مثل تاریخ ادبیات کودکان ایران) منتشر شده، اما اینجا کنار هم عرضه شدهاند.
چون با قدیمیهای کانون –اعم از مربی و کارمند و غیره– مصاحبههای زیادی داشتهام در یکدههٔ قبل، فکر میکنم این گزارش «کامل» نیست. اما برای شناخت بخش مغفول کانون، یعنی «کتابخانهها/مراکز»، بخشهای مربوط به آموزش و استخدام مربیان، و ساختار اداری و اجرایی، اطلاعات خوبی به خواننده میدهد.
نقل از حسین نوروزی
توضیح بعدی کاغذ: در این کتاب گفتوگویی هم با لیلی امیرارجمند، مؤسس کانون، وجود دارد.
یک شاخه گل در سیاهی جنگل | علی میرزایی | نشر نگاره آفتاب | ۲۵۵ص. رقعی | ۷۰,۰۰۰ تومان
#پیشنهاد_دیگران
@kaaghaz
Forwarded from یادداشتهای سید احمدرضا قائممقامی
هنر و مردانگی (یادآوری دربارهٔ معنی اصل چند کلمه)
هنر یعنی فضیلت ولی در اصل یعنی مردانگی، مشتق از نر. معنی مرد خوب و نیکمردی و مانند اینها از جعلیات معاصران است. هنر در لفظ یعنی مردی و مردانگی و جنگاوری را به نهایت داشتن. معنی مهارت که در اوستا در لفظ هنر یا مشتقات آن است نیز مجازی است، ولی این معنی مجازی البته کهن است. هنرمندی در اوستا صفت زنان نیز هست. با این حال، البته معنی مردانگی نیز همچنان استمرار داشته و این را از جمله میتوان از عطف هنر به مردانگی در متون پهلوی دریافت.
مروّت، از اصل مروءه، مشتق است از مرء، به معنی مرد، مانند فتوّت که مشتق است از فتی.
در لاتینی virtus یعنی فضیلت، ولی آن هم در اصل یعنی مردانگی، مشتق از vir به معنی مرد و مرد جوان. از اینجاست که مترجمانی مثل آقای آشوری در نقل virtue در کتاب ماکیاولی معادل هنر (به معنی اشتقاقی آن) را برگزیدهاند.
در ترکی اردم یعنی فضیلت و هنر و مهارت. هنوز در بعضی لهجههای ترکی و فارسی این کلمه کاربرد دارد و در فارسی قدیم هم گاهی به کار رفته. این کلمه هم گویا مشتق است از ere به معنی مرد.
در یونانی آرِته به معنی فضیلت است و آن نیز ممکن است در اشتقاق با جنگجویی و فضایل جنگاوران مرتبط باشد، ولی اشتقاق آن، تا آنجا که بنده میداند، بدرستی معلوم نیست.
دربارهٔ زمینه تاریخی و اجتماعی که باعث چنین تحول معنایی همانندی شده میتوان بحث و فحص کرد. به طور کلی و اجمالی این چنین چیزی میراث اجتماعات پهلوانی و خلق و خوی سلحشوری و جنگاوری است. ولی البته در جزئیات اختلافاتی بوده است، زیرا عرب جاهلی جامعهاش دیگر بوده و رومیان دیگر و ایرانیان دیگر.
در جای دیگر ممکن است مقایساتی تطبیقی کنیم میان جامعه عرب جاهلی و عصر پهلوانی در ایران و هند. اما مجالی بالنسبه وسیع برای چنین مقایسهای لازم است.
هنر یعنی فضیلت ولی در اصل یعنی مردانگی، مشتق از نر. معنی مرد خوب و نیکمردی و مانند اینها از جعلیات معاصران است. هنر در لفظ یعنی مردی و مردانگی و جنگاوری را به نهایت داشتن. معنی مهارت که در اوستا در لفظ هنر یا مشتقات آن است نیز مجازی است، ولی این معنی مجازی البته کهن است. هنرمندی در اوستا صفت زنان نیز هست. با این حال، البته معنی مردانگی نیز همچنان استمرار داشته و این را از جمله میتوان از عطف هنر به مردانگی در متون پهلوی دریافت.
مروّت، از اصل مروءه، مشتق است از مرء، به معنی مرد، مانند فتوّت که مشتق است از فتی.
در لاتینی virtus یعنی فضیلت، ولی آن هم در اصل یعنی مردانگی، مشتق از vir به معنی مرد و مرد جوان. از اینجاست که مترجمانی مثل آقای آشوری در نقل virtue در کتاب ماکیاولی معادل هنر (به معنی اشتقاقی آن) را برگزیدهاند.
در ترکی اردم یعنی فضیلت و هنر و مهارت. هنوز در بعضی لهجههای ترکی و فارسی این کلمه کاربرد دارد و در فارسی قدیم هم گاهی به کار رفته. این کلمه هم گویا مشتق است از ere به معنی مرد.
در یونانی آرِته به معنی فضیلت است و آن نیز ممکن است در اشتقاق با جنگجویی و فضایل جنگاوران مرتبط باشد، ولی اشتقاق آن، تا آنجا که بنده میداند، بدرستی معلوم نیست.
دربارهٔ زمینه تاریخی و اجتماعی که باعث چنین تحول معنایی همانندی شده میتوان بحث و فحص کرد. به طور کلی و اجمالی این چنین چیزی میراث اجتماعات پهلوانی و خلق و خوی سلحشوری و جنگاوری است. ولی البته در جزئیات اختلافاتی بوده است، زیرا عرب جاهلی جامعهاش دیگر بوده و رومیان دیگر و ایرانیان دیگر.
در جای دیگر ممکن است مقایساتی تطبیقی کنیم میان جامعه عرب جاهلی و عصر پهلوانی در ایران و هند. اما مجالی بالنسبه وسیع برای چنین مقایسهای لازم است.
کتاب تازه: در وادی درد
▪️مجموعه یادداشتهای دوده از مرحلهٔ سوم سفلیساش که به ترسها و درد و بیماری و زندگی اجتماعی در چشمههای آب گرم میپردازد. مترجم فارسیْ متن را با حواشی افزودهٔ جولین بارنز ترجمه کرده است.
▪️کتاب نه روایتی را دنبال میکند، نه تأملات عمیق یک ذهن استثنایی است و نه نثر شورانگیزی دارد. برعکس، متن آن درمجموع کسالتبار و بهشدت واقعگرا و گاهی شخصی است و، لااقل در ترجمهٔ فارسی، نثری معمولی دارد. (یعنی خوانندگانی مثل من را بهشدت مأیوس میکند). فقط گاهی افزودههای بارنز از ملال آن کمی میکاهد.
▪️همانطور که بارنز هم اشاره میکند، این یادداشتها شور تصنعی انسانی در آستانهٔ مرگ را ندارد و صرفاً واقعیت عینی را بازتاب میدهد و یکجور «اعترافات صادقانه» است.
▪️دوده –به روایت بارنز– در عصر خودش نویسندهای بسیار موفق بود و با بزرگانی مثل فلوبر و گنکور دوستی داشت، اما امروزه نویسندهای فراموششده است. هرچند، در یکی دو سال اخیر دو سه رمان از او به فارسی درآمده.
▪️در وادی درد | آلفونس دوده، حواشی و مقدمهٔ بارنز | عماد مرتضوی | نشر گمان | ۱۴۲ص. پالتویی | ۳۲,۰۰۰ تومان
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
▪️مجموعه یادداشتهای دوده از مرحلهٔ سوم سفلیساش که به ترسها و درد و بیماری و زندگی اجتماعی در چشمههای آب گرم میپردازد. مترجم فارسیْ متن را با حواشی افزودهٔ جولین بارنز ترجمه کرده است.
▪️کتاب نه روایتی را دنبال میکند، نه تأملات عمیق یک ذهن استثنایی است و نه نثر شورانگیزی دارد. برعکس، متن آن درمجموع کسالتبار و بهشدت واقعگرا و گاهی شخصی است و، لااقل در ترجمهٔ فارسی، نثری معمولی دارد. (یعنی خوانندگانی مثل من را بهشدت مأیوس میکند). فقط گاهی افزودههای بارنز از ملال آن کمی میکاهد.
▪️همانطور که بارنز هم اشاره میکند، این یادداشتها شور تصنعی انسانی در آستانهٔ مرگ را ندارد و صرفاً واقعیت عینی را بازتاب میدهد و یکجور «اعترافات صادقانه» است.
▪️دوده –به روایت بارنز– در عصر خودش نویسندهای بسیار موفق بود و با بزرگانی مثل فلوبر و گنکور دوستی داشت، اما امروزه نویسندهای فراموششده است. هرچند، در یکی دو سال اخیر دو سه رمان از او به فارسی درآمده.
▪️در وادی درد | آلفونس دوده، حواشی و مقدمهٔ بارنز | عماد مرتضوی | نشر گمان | ۱۴۲ص. پالتویی | ۳۲,۰۰۰ تومان
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
لباس دروغین قهرمانان بیماری
▪️آن بویر، نویسنده و شاعر و استاد نویسندگی خلاق، چند سال پیش به سرطان پستان مبتلا شد. او بر اساس تجربهاش سلسله یادداشتهایی را در رسانههای امریکایی منتشر کرد. جستار بلندی هم درهمینباره نوشت و در نیویورکر چاپ شد. همچنین، کتابی به نام The Undying بر اساس این تجربه نوشت و جایزهٔ پولیتزر ۲۰۲۰ را برد. قبلاً هم اینجا حرفش را زده بودیم.
متن زیر بریدهای از جستار او در نیویورکر است و به مناسبت ماه اکتبر، ماه آگاهی از سرطان پستان، منتشر میکنیم.
▪️«فرض بر این است که بیماران مبتلا به سرطان پستان نهفقط همان آدمهای سابق، که آدمهایی بهتر و قویتر هم هستند، آن هم هنگامی که بهطرز دردآوری ناخوشاحوالند. از ما انتظار میرود شوربختیمان را برای خودمان نگه داریم و با دیگران شهامت تقسیم کنیم. از ما انتظار میرود مثل ویدیوهایی که در یوتیوب در دسترس همگان است، رقصان راهی ماستکتومی شویم؛ یا، مثل سریال شهر و سکس، با سامانتا در سالن جشن همراه شویم و کلاهگیسهایمان را به هوا بیندازیم تا جمعیتی از مردان و زنان حاضر در ضیافت خروشی از سر تأیید سر دهند. از ما انتظار میرود مثل دانا در سریال با حرف ال شروع میشود، خودمان را جمعوجور کنیم و از خودخوری اندوهبار برهانیم و شیکوپیک کنیم و با کلاههای رنگارنگمان در خیابانها بچرخیم. بعد هم اگر مثل دانا مردیم، از ما انتظار میرود بدانیم که دوستانمان در یک رویداد ورزشی خیریه شرکت خواهند کرد تا پیش از شروع قسمتهای بعد، یک دقیقه سکوت کنند و یاد و خاطرۀ زندگیمان را گرامی بدارند.
از ما انتظار میرود هنگامی که به بیمارستان میرویم و تحت درمان قرار میگیریم مثل بیماران رفتار کنیم و هنگامی که سر کار میرویم و از دیگران مراقبت میکنیم مثل خودِ واقعی بیمارمان رفتار نکنیم. خودِ واقعی ما حالا باید لباس دروغین قهرمانان بیماری را بر تن کند: هر بیمار یک سلبریتی جانبهدر برده است که هم پیش از جراحی لبخند میزند و هم پس از آن. از ما انتظار میرود زنان یا دختران یا بانوان پرجنبوجوش، جذاب و متلکپرانی باشیم. ضمناً، همیشه از ما انتظار میرود –مثل جملهای که روی تیشرتهای فروشی سایت آمازون نوشته شده– بتوانیم به سرطان بگوییم «به پر و پای بد پتیارهای پیچیدی!». هرچند، در مورد خاص خودم، سرطان به پر و پای پتیارۀ درستی پیچیده است.»
▪️ Original title:
"What Cancer Takes Away", Anne Boyer, The New yorker, April 15, 2019 Issue
▪️Illustration by Bianca Bagnarelli
#بریده_کتاب
@kaaghaz
▪️آن بویر، نویسنده و شاعر و استاد نویسندگی خلاق، چند سال پیش به سرطان پستان مبتلا شد. او بر اساس تجربهاش سلسله یادداشتهایی را در رسانههای امریکایی منتشر کرد. جستار بلندی هم درهمینباره نوشت و در نیویورکر چاپ شد. همچنین، کتابی به نام The Undying بر اساس این تجربه نوشت و جایزهٔ پولیتزر ۲۰۲۰ را برد. قبلاً هم اینجا حرفش را زده بودیم.
متن زیر بریدهای از جستار او در نیویورکر است و به مناسبت ماه اکتبر، ماه آگاهی از سرطان پستان، منتشر میکنیم.
▪️«فرض بر این است که بیماران مبتلا به سرطان پستان نهفقط همان آدمهای سابق، که آدمهایی بهتر و قویتر هم هستند، آن هم هنگامی که بهطرز دردآوری ناخوشاحوالند. از ما انتظار میرود شوربختیمان را برای خودمان نگه داریم و با دیگران شهامت تقسیم کنیم. از ما انتظار میرود مثل ویدیوهایی که در یوتیوب در دسترس همگان است، رقصان راهی ماستکتومی شویم؛ یا، مثل سریال شهر و سکس، با سامانتا در سالن جشن همراه شویم و کلاهگیسهایمان را به هوا بیندازیم تا جمعیتی از مردان و زنان حاضر در ضیافت خروشی از سر تأیید سر دهند. از ما انتظار میرود مثل دانا در سریال با حرف ال شروع میشود، خودمان را جمعوجور کنیم و از خودخوری اندوهبار برهانیم و شیکوپیک کنیم و با کلاههای رنگارنگمان در خیابانها بچرخیم. بعد هم اگر مثل دانا مردیم، از ما انتظار میرود بدانیم که دوستانمان در یک رویداد ورزشی خیریه شرکت خواهند کرد تا پیش از شروع قسمتهای بعد، یک دقیقه سکوت کنند و یاد و خاطرۀ زندگیمان را گرامی بدارند.
از ما انتظار میرود هنگامی که به بیمارستان میرویم و تحت درمان قرار میگیریم مثل بیماران رفتار کنیم و هنگامی که سر کار میرویم و از دیگران مراقبت میکنیم مثل خودِ واقعی بیمارمان رفتار نکنیم. خودِ واقعی ما حالا باید لباس دروغین قهرمانان بیماری را بر تن کند: هر بیمار یک سلبریتی جانبهدر برده است که هم پیش از جراحی لبخند میزند و هم پس از آن. از ما انتظار میرود زنان یا دختران یا بانوان پرجنبوجوش، جذاب و متلکپرانی باشیم. ضمناً، همیشه از ما انتظار میرود –مثل جملهای که روی تیشرتهای فروشی سایت آمازون نوشته شده– بتوانیم به سرطان بگوییم «به پر و پای بد پتیارهای پیچیدی!». هرچند، در مورد خاص خودم، سرطان به پر و پای پتیارۀ درستی پیچیده است.»
▪️ Original title:
"What Cancer Takes Away", Anne Boyer, The New yorker, April 15, 2019 Issue
▪️Illustration by Bianca Bagnarelli
#بریده_کتاب
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
Illustration by Bianca Bagnarelli
یادنامهٔ محمود نیکبخت در اصفهان زیبا
▪️روزنامهٔ اصفهان زیبا یادنامهای برای محمود نیکبخت منتشر کرده است.
▪️محمود نیکبخت منتقد ادبی و شاعر و نویسندهٔ اصفهانی است که خرداد ماه امسال در هفتاد سالگی درگذشت. از او کتابهایی مثل بوطیقای بوف کور و از اندیشه تا شعر: مشکل شاملو در شعر منتشر شده است.
▪️این یادنامه در سه بخش تدوین شده: دربارهٔ نیکبخت، به یاد نیکبخت، و گزیده آثار نیکبخت.
▪️فایل یادنامه را اینجا دانلود کنید
#یاد
@kaaghaz
▪️روزنامهٔ اصفهان زیبا یادنامهای برای محمود نیکبخت منتشر کرده است.
▪️محمود نیکبخت منتقد ادبی و شاعر و نویسندهٔ اصفهانی است که خرداد ماه امسال در هفتاد سالگی درگذشت. از او کتابهایی مثل بوطیقای بوف کور و از اندیشه تا شعر: مشکل شاملو در شعر منتشر شده است.
▪️این یادنامه در سه بخش تدوین شده: دربارهٔ نیکبخت، به یاد نیکبخت، و گزیده آثار نیکبخت.
▪️فایل یادنامه را اینجا دانلود کنید
#یاد
@kaaghaz
کتاب تازه: روز ملخ
▪️رمانی از ناتانیل وست با ترجمهای خواندنی منتشر شد.
▪️داستان در سالهای اول دههٔ ۱۹۳۰ میگذرد که از یک طرف بحران اقتصادی گریبان امریکا را گرفته بود و از طرف دیگر عصر طلایی هالیوود شروع شده بود و رؤیاهای دورودرازی را به بحرانزدگان عرضه میکرد.
▪️ روایت روز ملخ هم در هالیوود میگذرد و نگاهی تیزبینانه به وضع رقتبار کسانی دارد که در این مهمانی بالماسکه و دروغین دستوپا میزنند تا کمی از ملال و مکافات رها شوند. در این بین نقاش جوانی که برای کار صحنهپردازی و نقاشی به هالیوود دعوت شده، با این اجتماع ارتباط برقرار میکند و طرح نقاشی یک تابلو را در ذهن میپروراند که اسمش را سوختن لسآنجلس گذاشته است.
▪️روز ملخ در چاپ اول فقط ۱۸۴۰ نسخه فروخت، منتقدان هم توجهی به آن نکردند. اما سالها پس از مرگ نویسنده قدرش شناخته شد و بزرگانی مثل هارولد بلوم آن را تحسین کردند.
▪️پیدیاف مقدمهٔ مترجم فارسی و دو فصل اول
▪️روز ملخ | ناتانیل وست | فرید دبیرمقدم | نشر ماهی | ۲۰۴ص. | ۵۵,۰۰۰ تومان
▪️Original title:
The day of the locust (1939), nathanael west
#معرفی_کتاب_تازه #پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
▪️رمانی از ناتانیل وست با ترجمهای خواندنی منتشر شد.
▪️داستان در سالهای اول دههٔ ۱۹۳۰ میگذرد که از یک طرف بحران اقتصادی گریبان امریکا را گرفته بود و از طرف دیگر عصر طلایی هالیوود شروع شده بود و رؤیاهای دورودرازی را به بحرانزدگان عرضه میکرد.
▪️ روایت روز ملخ هم در هالیوود میگذرد و نگاهی تیزبینانه به وضع رقتبار کسانی دارد که در این مهمانی بالماسکه و دروغین دستوپا میزنند تا کمی از ملال و مکافات رها شوند. در این بین نقاش جوانی که برای کار صحنهپردازی و نقاشی به هالیوود دعوت شده، با این اجتماع ارتباط برقرار میکند و طرح نقاشی یک تابلو را در ذهن میپروراند که اسمش را سوختن لسآنجلس گذاشته است.
▪️روز ملخ در چاپ اول فقط ۱۸۴۰ نسخه فروخت، منتقدان هم توجهی به آن نکردند. اما سالها پس از مرگ نویسنده قدرش شناخته شد و بزرگانی مثل هارولد بلوم آن را تحسین کردند.
▪️پیدیاف مقدمهٔ مترجم فارسی و دو فصل اول
▪️روز ملخ | ناتانیل وست | فرید دبیرمقدم | نشر ماهی | ۲۰۴ص. | ۵۵,۰۰۰ تومان
▪️Original title:
The day of the locust (1939), nathanael west
#معرفی_کتاب_تازه #پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
نوبل ادبیات به عبدالرزاق گورنه رسید
▪️آکادمی نوبل عبدالرزاق گورنه را برندهٔ نوبل ادبیات امسال معرفی کرد، به خاطر «بینش قاطع و دلسوزانهٔ او دربارهٔ اثرات استعمارگرایی و سرنوشت پناهجویانی که در شکاف میان فرهنگها و قارهها گرفتارند».
▪️گورنه رماننویس تانزانیایی (متولد ۱۹۴۸) و مقیم بریتانیا است و بیشتر آثارش را به زبان انگلیسی نوشته است. او تاکنون ۱۰ رمان و تعدادی داستان کوتاه نوشته و رمان بهشت(۱۹۹۴) معروفترین اثر اوست.
▪️تابهحال کتابی از گورنه به فارسی منتشر نشده است.
#خبر
@kaaghaz
▪️آکادمی نوبل عبدالرزاق گورنه را برندهٔ نوبل ادبیات امسال معرفی کرد، به خاطر «بینش قاطع و دلسوزانهٔ او دربارهٔ اثرات استعمارگرایی و سرنوشت پناهجویانی که در شکاف میان فرهنگها و قارهها گرفتارند».
▪️گورنه رماننویس تانزانیایی (متولد ۱۹۴۸) و مقیم بریتانیا است و بیشتر آثارش را به زبان انگلیسی نوشته است. او تاکنون ۱۰ رمان و تعدادی داستان کوتاه نوشته و رمان بهشت(۱۹۹۴) معروفترین اثر اوست.
▪️تابهحال کتابی از گورنه به فارسی منتشر نشده است.
#خبر
@kaaghaz
کتاب تازه: برخوردها در زمانهٔ برخورد
▪️بالاخره بعد از سالها، برخوردها در زمانهٔ برخورد منتشر شد.
▪️این کتاب خاطرات ابراهیم گلستان از دوران ملی شدن (یا به قول خودش «ملی کردن») صنعت نفت است. او در این دوران کارمند شرکت نفت در آبادان بوده و مطالب این کتاب هم در همین شهر میگذرد.
▪️گلستان در مقدمهٔ تازهای که -بهتاریخ مرداد ۱۴۰۰- بر کتاب نوشته توضیح داده که «این کتاب از باهمآوردن دو گزارش درمیآید که من سالها پیش نوشته بودم دربارهٔ آغاز پیشامد برجستهیی که زمانی کوتاه پیشتر از آن نوشتنها روی داده بود».
▪️سالها قبل، گلستان بخشی از فصل اول این کتاب را منتشر کرده بود که گزارش برخورد او با دیلن تامس، شاعر اهل ولز، در آبادان است. اما باقی کتاب تاکنون منتشر نشده بود.
▪️کتاب منتشرنشدهٔ دیگری که گلستان چند سال است از انتشار قریبالوقوع آن خبر میدهد کتاب مختار در روزگار است.
▪️برخوردها در زمانهٔ برخورد | ابراهیم گلستان | نشر بازتابنگار | ۱۴۱ص. | ۴۵,۰۰۰ تومان
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
▪️بالاخره بعد از سالها، برخوردها در زمانهٔ برخورد منتشر شد.
▪️این کتاب خاطرات ابراهیم گلستان از دوران ملی شدن (یا به قول خودش «ملی کردن») صنعت نفت است. او در این دوران کارمند شرکت نفت در آبادان بوده و مطالب این کتاب هم در همین شهر میگذرد.
▪️گلستان در مقدمهٔ تازهای که -بهتاریخ مرداد ۱۴۰۰- بر کتاب نوشته توضیح داده که «این کتاب از باهمآوردن دو گزارش درمیآید که من سالها پیش نوشته بودم دربارهٔ آغاز پیشامد برجستهیی که زمانی کوتاه پیشتر از آن نوشتنها روی داده بود».
▪️سالها قبل، گلستان بخشی از فصل اول این کتاب را منتشر کرده بود که گزارش برخورد او با دیلن تامس، شاعر اهل ولز، در آبادان است. اما باقی کتاب تاکنون منتشر نشده بود.
▪️کتاب منتشرنشدهٔ دیگری که گلستان چند سال است از انتشار قریبالوقوع آن خبر میدهد کتاب مختار در روزگار است.
▪️برخوردها در زمانهٔ برخورد | ابراهیم گلستان | نشر بازتابنگار | ۱۴۱ص. | ۴۵,۰۰۰ تومان
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
کاغذ
کتاب تازه: برخوردها در زمانهٔ برخورد ▪️بالاخره بعد از سالها، برخوردها در زمانهٔ برخورد منتشر شد. ▪️این کتاب خاطرات ابراهیم گلستان از دوران ملی شدن (یا به قول خودش «ملی کردن») صنعت نفت است. او در این دوران کارمند شرکت نفت در آبادان بوده و مطالب این کتاب…
مقدمهٔ قدیمی ابراهیم گلستان
▪️وقتی گلستان در سال ۱۳۹۰ بخش اول کتاب برخوردها در زمانهٔ برخورد را در نشریهٔ نافه به چاپ سپرد، مقدمهای هم بر آن نوشت که در کتاب چاپی نیامده است. متن زیر چند پاراگراف پایانی این مقدمه است که بهتاریخ ۸ اکتبر ۲۰۱۱ امضا شده است:
▪️بایرون جائی گفته است «حقیقت همیشه غریب است، غریبتر از قصه ساخته». این کتاب تنها، فقط، از حقیقت و از واقعیت است که میگوید. این کتاب را من در سال ۱۳۳۶ کمابیش به همین صورت بپایان آوردم. میشد آن را از زیر ساطور دوره سیاه تیمور بختیاری کمابیش سالم به درآورد ... اما متن آن، به گمانم، ضرر میزد به اعتبار خطاکار یک استاد که با حدّ شگفتانگیز عقل، و بسط رتبه استادی به کارها و مسائل دیگر، کاری آشکارا مخدوش، خود را جا داده بود که صنعت سنگینی را اداره کند اما در سال آماده گردیدن کتاب جریانی را هم به راه انداخته بود که من درآمدن احتمالی کتاب را نوعی لطمه رساندن به عزت، و در نتیجه به کار و کفایت کار او دیدم. و نکردم. بیست سالی بعد هم که وضع تا حدی بازتر در حساب میامد باز اندیشیدم درآوردن کتاب صدمهای باشد به کارهای مهمتر، و در نتیجه به رتبه ظاهراً قدرتمندی که میپنداشت گرفته ست و کارهای اساسیتری که اجتماع در جلو دارد بیفتد توی گود کسانی که تکلیف و حدّ فکر و قضاوتشان را میشد دانست و بیشتر مردمان صدا دار ندانستند – تا بعد، امروز، دیر، دانستند. کتاب پیش خودم ماند تا آن زمان که درآید، هرجا که درآید. و وقتی که درآید جائی خواهد داشت در شرحِ نحوهِ رفتار و فکرِ آن روزگارِ جماعت و همچنین همین روزگار.
من تقصیر کار بودهام که در آن روزها بیخود ملاحظه کردم، اگرچه گفتهها وقتی که فکر میکنی مثبتاند خواهی دید که نشنیده میمانند – الاّ وقتی که با دروغ و تهمت و چرکی درآمیزند و از آن باشند تا با خطاهای حسّ و فهمِ عام بسازند. خطای حس و فهم همیشه عادی است و هرچه که عادی است زودتر پذیرای سستی و نقص است.
در این نیمه اول از فصل اول کتاب تنها بعضی زمینههای فکر و تمدن در این دیار، در گفتگو با آن شاعرِ کممانندِ زود مردهِ خود را خراب کن آمده ست که آمده بود برای نوشتنِ گفتارِ فیلمی که بی پی میخواست بسازد، و ساخت. و او نرسید گفتار بنویسد چون زودتر از پایانِ ساختِ فیلم آواره شد و در آوارگی به مستی مرد. در کتابِ من فصلهای از دوم به بعد است که مستقیم و بیفاصله با داستانِ ملی شدنِ نفت، در همان حدّ دیدهها و شنیدههای مستقیم میایند. شما، به لطف، این نیمه اول فصلِ اول را برای آنچه هست بخوانید.
کتاب تقدیم به آن مای مصلح آینده، و به جوانههای اندیشه که امروز در حال رشداند و در ترس از فداشدنهای فرصتهاشان که فرصت افتنده در گودال غفلت عام است و فراموشی. اما کجا حقیقت همیشه پنهان تواند ماند.
@kaaghaz
▪️وقتی گلستان در سال ۱۳۹۰ بخش اول کتاب برخوردها در زمانهٔ برخورد را در نشریهٔ نافه به چاپ سپرد، مقدمهای هم بر آن نوشت که در کتاب چاپی نیامده است. متن زیر چند پاراگراف پایانی این مقدمه است که بهتاریخ ۸ اکتبر ۲۰۱۱ امضا شده است:
▪️بایرون جائی گفته است «حقیقت همیشه غریب است، غریبتر از قصه ساخته». این کتاب تنها، فقط، از حقیقت و از واقعیت است که میگوید. این کتاب را من در سال ۱۳۳۶ کمابیش به همین صورت بپایان آوردم. میشد آن را از زیر ساطور دوره سیاه تیمور بختیاری کمابیش سالم به درآورد ... اما متن آن، به گمانم، ضرر میزد به اعتبار خطاکار یک استاد که با حدّ شگفتانگیز عقل، و بسط رتبه استادی به کارها و مسائل دیگر، کاری آشکارا مخدوش، خود را جا داده بود که صنعت سنگینی را اداره کند اما در سال آماده گردیدن کتاب جریانی را هم به راه انداخته بود که من درآمدن احتمالی کتاب را نوعی لطمه رساندن به عزت، و در نتیجه به کار و کفایت کار او دیدم. و نکردم. بیست سالی بعد هم که وضع تا حدی بازتر در حساب میامد باز اندیشیدم درآوردن کتاب صدمهای باشد به کارهای مهمتر، و در نتیجه به رتبه ظاهراً قدرتمندی که میپنداشت گرفته ست و کارهای اساسیتری که اجتماع در جلو دارد بیفتد توی گود کسانی که تکلیف و حدّ فکر و قضاوتشان را میشد دانست و بیشتر مردمان صدا دار ندانستند – تا بعد، امروز، دیر، دانستند. کتاب پیش خودم ماند تا آن زمان که درآید، هرجا که درآید. و وقتی که درآید جائی خواهد داشت در شرحِ نحوهِ رفتار و فکرِ آن روزگارِ جماعت و همچنین همین روزگار.
من تقصیر کار بودهام که در آن روزها بیخود ملاحظه کردم، اگرچه گفتهها وقتی که فکر میکنی مثبتاند خواهی دید که نشنیده میمانند – الاّ وقتی که با دروغ و تهمت و چرکی درآمیزند و از آن باشند تا با خطاهای حسّ و فهمِ عام بسازند. خطای حس و فهم همیشه عادی است و هرچه که عادی است زودتر پذیرای سستی و نقص است.
در این نیمه اول از فصل اول کتاب تنها بعضی زمینههای فکر و تمدن در این دیار، در گفتگو با آن شاعرِ کممانندِ زود مردهِ خود را خراب کن آمده ست که آمده بود برای نوشتنِ گفتارِ فیلمی که بی پی میخواست بسازد، و ساخت. و او نرسید گفتار بنویسد چون زودتر از پایانِ ساختِ فیلم آواره شد و در آوارگی به مستی مرد. در کتابِ من فصلهای از دوم به بعد است که مستقیم و بیفاصله با داستانِ ملی شدنِ نفت، در همان حدّ دیدهها و شنیدههای مستقیم میایند. شما، به لطف، این نیمه اول فصلِ اول را برای آنچه هست بخوانید.
کتاب تقدیم به آن مای مصلح آینده، و به جوانههای اندیشه که امروز در حال رشداند و در ترس از فداشدنهای فرصتهاشان که فرصت افتنده در گودال غفلت عام است و فراموشی. اما کجا حقیقت همیشه پنهان تواند ماند.
@kaaghaz
Forwarded from خللفرج
B 14- Mehran Mousavi.pdf
325.1 KB
متنی که ضمیمهی این پُست کردهام یادداشتی است از من بهنام «ملال و لذت ریویونویسی». این متن در شمارهی چهاردهم نشریهی بازخورد (خرداد و تیر ۱۳۹۹) منتشر شده.
از مقدمهی متن: «در این یادداشت میخواهم یکی از دلایلی را که باعث شده ما انبوهی ریویونویسِ بد داشته باشیم مختصراً شرح بدهم. بعد ویژگیهایی را که در ریویوهای بد این چند سال اخیر تشخیص دادهام فهرست میکنم، تا غیرمستقیم بگویم منظورم از ریویوی خوب چیست. شاید پرداختن غیرمستقیم به "ریویوی خوب" از آن روست که فکر میکنم نمیشود برای نوشتهی خلاق دستورالعمل صادر کرد.»
http://telegram.me/kholalforaj
از مقدمهی متن: «در این یادداشت میخواهم یکی از دلایلی را که باعث شده ما انبوهی ریویونویسِ بد داشته باشیم مختصراً شرح بدهم. بعد ویژگیهایی را که در ریویوهای بد این چند سال اخیر تشخیص دادهام فهرست میکنم، تا غیرمستقیم بگویم منظورم از ریویوی خوب چیست. شاید پرداختن غیرمستقیم به "ریویوی خوب" از آن روست که فکر میکنم نمیشود برای نوشتهی خلاق دستورالعمل صادر کرد.»
http://telegram.me/kholalforaj
در کشاکش دهر
نویسنده ناشناس/ مترجم عزتالله فولادوند
آرام از میان هیاهو و شتابزدگیها بگذر و به یاد بیاور که چه آرامشی در خاموشی نهفته است. گردن منه، اما به همهکس تا میتوانی نیکو باش. حقیقتی را که در دل داری آهسته و روشن بگوی و به گفتار دیگران گوش فرا ده، زیرا که بسا مردمان کمهوش و نادان که سخنی درخور شنیدن دارند.
از غوغاگران و پرخاشگران بپرهیز، چه این کسان جان را میآزارند. اگر خویشتن را با دیگران میسنجی، مگذار غره یا آزرده شوی، از آن روی که همواره کسانی از تو کوچکتر یا بزرگتر هستند و خواهند بود. از کامیابیها و برنامههای خودت شاد باش.
به کاری که پیشه کردهای، هرچند کوچک و ناچیز، دل ببند. زیرا در فرازونشیب زندگی سرمایهٔ واقعی تو است.
▪️متن کامل را در نگاه نو بخوانید
▫️عکس از حمیدرضا دستجردی
@kaaghaz
نویسنده ناشناس/ مترجم عزتالله فولادوند
آرام از میان هیاهو و شتابزدگیها بگذر و به یاد بیاور که چه آرامشی در خاموشی نهفته است. گردن منه، اما به همهکس تا میتوانی نیکو باش. حقیقتی را که در دل داری آهسته و روشن بگوی و به گفتار دیگران گوش فرا ده، زیرا که بسا مردمان کمهوش و نادان که سخنی درخور شنیدن دارند.
از غوغاگران و پرخاشگران بپرهیز، چه این کسان جان را میآزارند. اگر خویشتن را با دیگران میسنجی، مگذار غره یا آزرده شوی، از آن روی که همواره کسانی از تو کوچکتر یا بزرگتر هستند و خواهند بود. از کامیابیها و برنامههای خودت شاد باش.
به کاری که پیشه کردهای، هرچند کوچک و ناچیز، دل ببند. زیرا در فرازونشیب زندگی سرمایهٔ واقعی تو است.
▪️متن کامل را در نگاه نو بخوانید
▫️عکس از حمیدرضا دستجردی
@kaaghaz
«تیشتَره به داس میخندد»؛ نوشتهٔ نسیم توکلی
روایت نهم
یادداشت کاغذ | نهمین داستان «روایت کاغذ» داستان کوتاهی است نوشته نسیم توکلی، بهاسم «تیشتَره به داس میخندد».
از متن داستان | «کِرم داشت میخوردَم، کرمهای تن پیرینِسا. کرمهای جوان و چاق و چلۀ او، کرمهایی که تا یکیدو ماه دیگر روی بدنش رشد میکردند. همینحالا هم میتوانستم ادعا کنم مُرده. خوشحال بودم که حتی کرمهایش خیلی زود دیگر چیزی برای خوردن پیدا نمیکنند؛ لاغر، بیخون، بیدندان. پس آنکه اصلاً آنقدر ناچیز است؛ چطور توانست به این حال بیندازدَم؟ زنک خاکبرسر، تو دو ماه دیگر میمیری! عفریته!»
داستان را اینجا+ بخوانید
#روایت_کاغذ
نویسنده: نسیم توکلی
زیرنظر مهران موسوی
@kaaghaz
روایت نهم
یادداشت کاغذ | نهمین داستان «روایت کاغذ» داستان کوتاهی است نوشته نسیم توکلی، بهاسم «تیشتَره به داس میخندد».
از متن داستان | «کِرم داشت میخوردَم، کرمهای تن پیرینِسا. کرمهای جوان و چاق و چلۀ او، کرمهایی که تا یکیدو ماه دیگر روی بدنش رشد میکردند. همینحالا هم میتوانستم ادعا کنم مُرده. خوشحال بودم که حتی کرمهایش خیلی زود دیگر چیزی برای خوردن پیدا نمیکنند؛ لاغر، بیخون، بیدندان. پس آنکه اصلاً آنقدر ناچیز است؛ چطور توانست به این حال بیندازدَم؟ زنک خاکبرسر، تو دو ماه دیگر میمیری! عفریته!»
داستان را اینجا+ بخوانید
#روایت_کاغذ
نویسنده: نسیم توکلی
زیرنظر مهران موسوی
@kaaghaz
دن کیشوتِ دالی
تصویرسازی سالوادور دالی از دن کیشوت، در صفحهٔ یک نسخه از کتابش که به والت دیسنی اهدا کرده بود. این نسخه در موزهٔ دیزنی در سان فرانسیسکو نگهداری میشود.
در وبسایت منبع عکس، تاریخ این طراحی سال ۱۹۵۷ ذکر شده، اما گوشهٔ تصویر تاریخ ۱۹۴۸ به چشم میخورد که من نمیدانم کدام درست است.
#کاغذ_مصور #هنر_تصویرسازی
@kaaghaz
تصویرسازی سالوادور دالی از دن کیشوت، در صفحهٔ یک نسخه از کتابش که به والت دیسنی اهدا کرده بود. این نسخه در موزهٔ دیزنی در سان فرانسیسکو نگهداری میشود.
در وبسایت منبع عکس، تاریخ این طراحی سال ۱۹۵۷ ذکر شده، اما گوشهٔ تصویر تاریخ ۱۹۴۸ به چشم میخورد که من نمیدانم کدام درست است.
#کاغذ_مصور #هنر_تصویرسازی
@kaaghaz
Forwarded from تلخیها (Alireza Esmaeilpour)
سانِت یا غزلوارهی ۶۶، یکی از مشهورترین اشعار ویلیام شکسپیر (۱۵۸۲-۱۶۱۶)، در واقع گلایهنامهای است در شرح تیرهروزی و انحطاط جامعهی دوران شاعر. او مشخصاً در سه ساحت به این زوال اشاره میکند: فساد اجتماعی، بیعدالتی در کار جهان و ستمکاری حاکمان.
سانِتِ ۶۶ از سه بندِ چهارمصرعی (quatrain؛ قالبی شبیه به رباعی) و یک بیت مُصَرَّع (couplet؛ شامل دو مصرع همقافیه) تشکیل شده است. شکسپیر در اغلب غزلوارههای خود، در سطر نهم (آغاز بند سوم) لحن شعر یا اندیشهی حاکم بر آن را دگرگون میکند. اما برخلاف دیگر اشعار مشابه، فضای تیرهی غزلوارهی ۶۶ تا بیت پایانی بر جای میماند. در پایان نیز شاعر میگوید تنها عشق است که او را به ادامهی زندگی در چنین جهان منحطی وامیدارد، اما نقش دلدار از این فراتر نمیرود، حالآنکه در سانِتهای دیگر (بهویژه ۲۹ و ۳۰)، محبوبِ شاعر حاصل عمر و معنای هستی وی به شمار میآید.
اینک متن اصلی این غزلواره و ترجمهای به شعر از آن:
Sonnet 66
Tired with all these, for restful death I cry,
As to behold desert a beggar born,
And needy nothing trimmed in jollity,
And purest faith unhappily forsworn,
And gilded honour shamefully misplaced,
And maiden virtue rudely strumpeted,
And right perfection wrongfully disgraced,
And strength by limping sway disabled,
And art made tongue-tied by authority,
And folly doctor-like controlling skill,
And simple truth miscalled simplicity,
And captive good attending captain ill.
Tired with all these, from these would I be gone,
Save that to die I leave my love alone.
William Shakespear Complete Works, ed. Jonathan Bate & Eric Rasmussen, Chief Editor: Héloïse Sénéchal, RCS (Royal Shakespear Company), Modern Library, New York, 2007 (p.2446-2447).
سانِت (غزلوارهی) ۶۶
در هوای خوابِ مرگَم، خستهجانَم زین همه
زانکه بینم صالحان را زاده در فقر و نزار
هم سُرورِ سِفلِگان را بر بساطِ پَرنیان
هم وِثاقِ مومنانِ پاک را بشکسته خوار
هم کلاه فخر را بر فرق نااَهلانِ دون
هم -دریغا!- روسپیگشته پریرُخ دختران
هم نِکویانی بهناحَق نام و حرمت باخته
هم علیل از جُورِ مُشتی کوژ ْ دستی پُرتوان
هم هنر را از جفای حاکمان لبدوخته
هم سفیهان با ردای علم، حاکم بر فنون
هم بهغفلت، راستی را کاستی خوانده ز جهل
هم به بندِ شَر فُتاده خِیر، خوار و سرنگون
خستهجانم زینهمه؛ آسودَمی در خاک، رام
گر دلآرامَم ز تنهایی نَگَشتی تلخکام.
ویلیام شکسپیر (۱۵۸۲-۱۶۱۶)
ترجمه به شعر: علیرضا اسماعیلپور
سانِتِ ۶۶ از سه بندِ چهارمصرعی (quatrain؛ قالبی شبیه به رباعی) و یک بیت مُصَرَّع (couplet؛ شامل دو مصرع همقافیه) تشکیل شده است. شکسپیر در اغلب غزلوارههای خود، در سطر نهم (آغاز بند سوم) لحن شعر یا اندیشهی حاکم بر آن را دگرگون میکند. اما برخلاف دیگر اشعار مشابه، فضای تیرهی غزلوارهی ۶۶ تا بیت پایانی بر جای میماند. در پایان نیز شاعر میگوید تنها عشق است که او را به ادامهی زندگی در چنین جهان منحطی وامیدارد، اما نقش دلدار از این فراتر نمیرود، حالآنکه در سانِتهای دیگر (بهویژه ۲۹ و ۳۰)، محبوبِ شاعر حاصل عمر و معنای هستی وی به شمار میآید.
اینک متن اصلی این غزلواره و ترجمهای به شعر از آن:
Sonnet 66
Tired with all these, for restful death I cry,
As to behold desert a beggar born,
And needy nothing trimmed in jollity,
And purest faith unhappily forsworn,
And gilded honour shamefully misplaced,
And maiden virtue rudely strumpeted,
And right perfection wrongfully disgraced,
And strength by limping sway disabled,
And art made tongue-tied by authority,
And folly doctor-like controlling skill,
And simple truth miscalled simplicity,
And captive good attending captain ill.
Tired with all these, from these would I be gone,
Save that to die I leave my love alone.
William Shakespear Complete Works, ed. Jonathan Bate & Eric Rasmussen, Chief Editor: Héloïse Sénéchal, RCS (Royal Shakespear Company), Modern Library, New York, 2007 (p.2446-2447).
سانِت (غزلوارهی) ۶۶
در هوای خوابِ مرگَم، خستهجانَم زین همه
زانکه بینم صالحان را زاده در فقر و نزار
هم سُرورِ سِفلِگان را بر بساطِ پَرنیان
هم وِثاقِ مومنانِ پاک را بشکسته خوار
هم کلاه فخر را بر فرق نااَهلانِ دون
هم -دریغا!- روسپیگشته پریرُخ دختران
هم نِکویانی بهناحَق نام و حرمت باخته
هم علیل از جُورِ مُشتی کوژ ْ دستی پُرتوان
هم هنر را از جفای حاکمان لبدوخته
هم سفیهان با ردای علم، حاکم بر فنون
هم بهغفلت، راستی را کاستی خوانده ز جهل
هم به بندِ شَر فُتاده خِیر، خوار و سرنگون
خستهجانم زینهمه؛ آسودَمی در خاک، رام
گر دلآرامَم ز تنهایی نَگَشتی تلخکام.
ویلیام شکسپیر (۱۵۸۲-۱۶۱۶)
ترجمه به شعر: علیرضا اسماعیلپور
کتاب رایگان: فلکزدهها از ماریانو آسوئلا
▪️فرشته مولوی: رمانخوانهای ایراننشین، ایکتاب فلکزدهها را نشر نوگام رایگان در دسترس شما گذاشته. «بشتابید که غفلت موجب پشیمانیست.»
▪️نشر نوگام: این رمان که داستانی از انقلاب مکزیک است، در سالهای پرهولوولای اول انقلاب در ایران ترجمه و منتشر شد و آیندهای بس هولناک را هشدار میداد. اما آنچنان که باید دیده نشد.
دانلود رایگان برای ایران و خرید آنلاین برای خارج از ایران:
https://nogaam.com/book/2410/
▪️کاغذ: از آسوئلا (یا آزوئلا) سروش حبیبی هم کتاب اربابها را ترجمه کرده که اخیراً در نشر ماهی تجدید چاپ شده است.
اگرچه فرشته مولوی عموماً بهعنوان نویسنده شناخته میشود، ترجمههایی خواندنی از نویسندگانی چون خوان رولفو (دشت سوزان) هم به دست داده است. فلکزدهها یکی از ترجمههای اوست.
▪️فلکزدهها | ماریانو آسوئلا | فرشته مولوی | نشر نوگام | ۲۰۲ صفحه
#کتاب_رایگان
@kaaghaz
▪️فرشته مولوی: رمانخوانهای ایراننشین، ایکتاب فلکزدهها را نشر نوگام رایگان در دسترس شما گذاشته. «بشتابید که غفلت موجب پشیمانیست.»
▪️نشر نوگام: این رمان که داستانی از انقلاب مکزیک است، در سالهای پرهولوولای اول انقلاب در ایران ترجمه و منتشر شد و آیندهای بس هولناک را هشدار میداد. اما آنچنان که باید دیده نشد.
دانلود رایگان برای ایران و خرید آنلاین برای خارج از ایران:
https://nogaam.com/book/2410/
▪️کاغذ: از آسوئلا (یا آزوئلا) سروش حبیبی هم کتاب اربابها را ترجمه کرده که اخیراً در نشر ماهی تجدید چاپ شده است.
اگرچه فرشته مولوی عموماً بهعنوان نویسنده شناخته میشود، ترجمههایی خواندنی از نویسندگانی چون خوان رولفو (دشت سوزان) هم به دست داده است. فلکزدهها یکی از ترجمههای اوست.
▪️فلکزدهها | ماریانو آسوئلا | فرشته مولوی | نشر نوگام | ۲۰۲ صفحه
#کتاب_رایگان
@kaaghaz