اسماعیل فصیح «جایگاه: روزی از زندگی یک نویسندهٔ معاصر ایران»
یک متن تاریخی عالی از اسماعیل فصیح. اصل متن به انگلیسی است و تازه حالا ترجمهٔ فارسیاش منتشر شده. فصیح در جایگاه راوی سوم شخص، یک روز زندگی خود در دههٔ ۶۰ را شرح میدهد، درگیریهاش با ارشاد، مصائبش در دانشگاه، بیماری پسرش، بیبرقی، جیرهبندی کالاها و...
فصیح در لابهلای این متن تاریخی گزارشی هم از سرنوشت انتشاراتیها و کتابفروشیهایی میدهد که پس از انقلاب مصادره شدهاند و همینطور مدرسهٔ زبان آریانپور، کمبود کاغذ برای ناشران مستقل، تعطیلی کتابفروشیها و...
این متن برای مطالعهٔ تاریخ فرهنگی و روشنفکری دههٔ ۶۰ ایران نمونهٔ خوبی است.
احسان عابدی
متن در نشریهٔ اینترنتی بانگ، با ترجمهٔ جمشید شیرانی، منتشر شده. آن را میتوانید از این لینک بخوانید:
https://baangnews.net/10103
@kaaghaz
یک متن تاریخی عالی از اسماعیل فصیح. اصل متن به انگلیسی است و تازه حالا ترجمهٔ فارسیاش منتشر شده. فصیح در جایگاه راوی سوم شخص، یک روز زندگی خود در دههٔ ۶۰ را شرح میدهد، درگیریهاش با ارشاد، مصائبش در دانشگاه، بیماری پسرش، بیبرقی، جیرهبندی کالاها و...
فصیح در لابهلای این متن تاریخی گزارشی هم از سرنوشت انتشاراتیها و کتابفروشیهایی میدهد که پس از انقلاب مصادره شدهاند و همینطور مدرسهٔ زبان آریانپور، کمبود کاغذ برای ناشران مستقل، تعطیلی کتابفروشیها و...
این متن برای مطالعهٔ تاریخ فرهنگی و روشنفکری دههٔ ۶۰ ایران نمونهٔ خوبی است.
احسان عابدی
متن در نشریهٔ اینترنتی بانگ، با ترجمهٔ جمشید شیرانی، منتشر شده. آن را میتوانید از این لینک بخوانید:
https://baangnews.net/10103
@kaaghaz
ویرجینیا وولف، ۱۹۳۹
▪️در عکسی که به نقاشی میماند. این عکس مربوط به آخرین جلسهای است که یک عکاس حرفهای از وولف عکاسی کرده، و تنها عکسهای رنگی بهجامانده از او.
▪️دو عکس دیگر از این مجموعه
عکاس: Gisele Freund
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
▪️در عکسی که به نقاشی میماند. این عکس مربوط به آخرین جلسهای است که یک عکاس حرفهای از وولف عکاسی کرده، و تنها عکسهای رنگی بهجامانده از او.
▪️دو عکس دیگر از این مجموعه
عکاس: Gisele Freund
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
عباس معروفی درگذشت
عباس معروفی رماننویس، شاعر، نمایشنامه نویس، ناشر و روزنامهنگار شناخته شده معاصر ایران در سن ۶۵ سالگی در آلمان درگذشت.
آقای معروفی در سالهای اخیر در حال مبارزه با سرطان بود.
خبر مرگ این نویسنده شهیر ایرانی را اولین بار صفحه «خانه هدایت برلین» در اینستاگرام که صفحه رسمی معرفی و انتشار آثار اوست، منتشر کرده است.
منبع: بیبیسی فارسی
#خبر
@kaaghaz
عباس معروفی رماننویس، شاعر، نمایشنامه نویس، ناشر و روزنامهنگار شناخته شده معاصر ایران در سن ۶۵ سالگی در آلمان درگذشت.
آقای معروفی در سالهای اخیر در حال مبارزه با سرطان بود.
خبر مرگ این نویسنده شهیر ایرانی را اولین بار صفحه «خانه هدایت برلین» در اینستاگرام که صفحه رسمی معرفی و انتشار آثار اوست، منتشر کرده است.
منبع: بیبیسی فارسی
#خبر
@kaaghaz
Forwarded from دربهدر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 خاطرۀ عباس معروفی از سیروس علینژاد سردبیر مجلۀ آدینه درباره رمان سمفونی مردگان و نقل قولی از هوشنگ گلشیری درباره رمان فریدون سه پسر داشت.
ویدئوی کامل مصاحبه را اینجا ببینید.
@gadaboutmitsl
ویدئوی کامل مصاحبه را اینجا ببینید.
@gadaboutmitsl
کتاب تازه: خیابان ویلا به روایت علیرضا عالمنژاد
▪️خیابان ویلا به روایت علیرضا عالمنژاد منتشر شد، اولین کتاب انتشارات گهگاه.
▪️این کتاب راهنمایی است فرهنگی برای پرسه زدن در شهری که بناهایش رو به ویرانی است و خاطراتش در حال فراموشی. البته، کتاب صرفاً به یک خیابان میپردازد: خیابان ویلا، خیابانی که دستکم از سال ۱۳۱۹ معبر و مسکن مردم شهر بوده، خیابانی که چندین دهه مردمانی با فرهنگها و مذاهب گوناگون را در خود جای داده و نشانی است از روحیهٔ مداراجوی مردم شهر.
▪️راوی این تورِ مکتوب علیرضا عالمنژاد است. او از پرسهزنان کهنهکار شهر به حساب میآید. در کارنامهاش هم برگزاری تورهای تهرانگردی به چشم میخورد، هم نویسندگی وبلاگ کافه تهرون و از همه مهمتر، تأسیس کافه تهرون در باغ نگارستان و چند سال بعد هم در کوچهٔ خسرو، خیابان ویلا. لابد دلبستگی و آشنایی بیشترش با ویلا به همین آخری برمیگردد.
▪️کتاب با برخی اطلاعات تاریخی و فرهنگی دربارهٔ خیابان ویلا آغاز میشود. سپس، با مصاحبهٔ چند نفر از ساکنان قدیمی خیابان ویلا (خسرو سینایی، روبرت صافاریان، علی خدایی و گیزلا وارگا سینایی) ادامه مییابد. اما احتمالاً جذابترین بخش کتاب مربوط به بخشهایی است که گذشتهٔ این خیابان را روایت میکند. در این بخش با سرگذشت یکی از خانوادههای قدیمی خیابان آشنا میشویم و کوچهپسکوچهها را زیر پا میگذاریم؛ تاریخچهٔ قنادی لرد را میخوانیم؛ سرگذشت ایرن جنگه و رستوران پاپریکا را دنبال میکنیم؛ و...
▪️خیابان ویلا به روایت علیرضا عالمنژاد کتاب دلچسبی است، مخصوصاً با عکسها و تصاویر قدیمیای که مرتب و باسلیقه در صفحات چیده شدهاند. البته سروشکل آن به کتابهای پژوهشی نمیخورد، اما مطالب آن بیتردید به کار پژوهشگران میآید. کتاب کمی شلخته دستهبندی شده و لابد ویراستار باتجربه میتوانست شکل بهتری به آن بدهد، اما به همین شکل هم غنیمتی است و میتواند الگویی باشد برای تدوین کتابهای مشابه دربارهٔ محلههای دیگر شهر.
▪️خیابان ویلا به روایت علیرضا عالمنژاد | علیرضا عالمنژاد | انتشارات گهگاه | ۲۰۰ صفحه مصور | قطع وزیری، شومیز با کاغذ تحریر اعلا | ۱۶۰,۰۰۰ تومان
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
▪️خیابان ویلا به روایت علیرضا عالمنژاد منتشر شد، اولین کتاب انتشارات گهگاه.
▪️این کتاب راهنمایی است فرهنگی برای پرسه زدن در شهری که بناهایش رو به ویرانی است و خاطراتش در حال فراموشی. البته، کتاب صرفاً به یک خیابان میپردازد: خیابان ویلا، خیابانی که دستکم از سال ۱۳۱۹ معبر و مسکن مردم شهر بوده، خیابانی که چندین دهه مردمانی با فرهنگها و مذاهب گوناگون را در خود جای داده و نشانی است از روحیهٔ مداراجوی مردم شهر.
▪️راوی این تورِ مکتوب علیرضا عالمنژاد است. او از پرسهزنان کهنهکار شهر به حساب میآید. در کارنامهاش هم برگزاری تورهای تهرانگردی به چشم میخورد، هم نویسندگی وبلاگ کافه تهرون و از همه مهمتر، تأسیس کافه تهرون در باغ نگارستان و چند سال بعد هم در کوچهٔ خسرو، خیابان ویلا. لابد دلبستگی و آشنایی بیشترش با ویلا به همین آخری برمیگردد.
▪️کتاب با برخی اطلاعات تاریخی و فرهنگی دربارهٔ خیابان ویلا آغاز میشود. سپس، با مصاحبهٔ چند نفر از ساکنان قدیمی خیابان ویلا (خسرو سینایی، روبرت صافاریان، علی خدایی و گیزلا وارگا سینایی) ادامه مییابد. اما احتمالاً جذابترین بخش کتاب مربوط به بخشهایی است که گذشتهٔ این خیابان را روایت میکند. در این بخش با سرگذشت یکی از خانوادههای قدیمی خیابان آشنا میشویم و کوچهپسکوچهها را زیر پا میگذاریم؛ تاریخچهٔ قنادی لرد را میخوانیم؛ سرگذشت ایرن جنگه و رستوران پاپریکا را دنبال میکنیم؛ و...
▪️خیابان ویلا به روایت علیرضا عالمنژاد کتاب دلچسبی است، مخصوصاً با عکسها و تصاویر قدیمیای که مرتب و باسلیقه در صفحات چیده شدهاند. البته سروشکل آن به کتابهای پژوهشی نمیخورد، اما مطالب آن بیتردید به کار پژوهشگران میآید. کتاب کمی شلخته دستهبندی شده و لابد ویراستار باتجربه میتوانست شکل بهتری به آن بدهد، اما به همین شکل هم غنیمتی است و میتواند الگویی باشد برای تدوین کتابهای مشابه دربارهٔ محلههای دیگر شهر.
▪️خیابان ویلا به روایت علیرضا عالمنژاد | علیرضا عالمنژاد | انتشارات گهگاه | ۲۰۰ صفحه مصور | قطع وزیری، شومیز با کاغذ تحریر اعلا | ۱۶۰,۰۰۰ تومان
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
در خدمت هیچکس نیستم، مگر وجدان خودم
واتسلاف هاول
سیاستمداری، انقلابیگری یا «دگراندیشیِ» حرفهای نه کار امروز من بوده و نه کار دیروزم، در آینده هم هیچ قصدی برای اینجور کارها ندارم. من نویسندهام، چیزی را مینویسم که خودم بخواهم نه دیگران، و اگر هم درگیر امور دیگری جز نوشتن شدهام فقط به این خاطر بوده که حس میکنم وظیفهٔ طبیعی انسانی و مدنیام حکم میکرده، همانطور که وظیفهام در جایگاه یک نویسنده هم همین بوده؛ یعنی سرشناس بودن و شهرت این وظیفه را روی دوشم میگذارد که چون در بین مردم شناختهشده هستم، بهنسبت آدمهای کمتر شناختهشده عقایدم را با صدای بلندتری بیان کنم. نه به این خاطر که باهوشتر یا مهمتر از بقیهٔ آدمها باشم، بلکه چون خواهناخواه در موقعیت متفاوتی قرار گرفتهام و مسئولیت متفاوتی بر عهدهام است. بااینکه دربارهٔ مسائل مختلف طبیعتاً دیدگاههای خاص خودم را دارم، پای هیچ ایدئولوژی یا آموزه یا حتی حزب و فرقهٔ سیاسی خاصی نمیایستم. من در خدمت هیچکس نیستم، بهخصوص در خدمت ابرقدرتها. اگر هم در خدمت چیزی باشم فقط وجدان خودم است. من [...] فقط در برابر دروغ طرف حقیقت را میگیرم، در برابر بیخردی طرف خرد را و در برابر بیعدالتی طرف عدالت را.
– واتسلاف هاول –
*تأکید از کاغذ
▪️ از کتاب:
نامههای سرگشاده | واتسلاف هاول | ترجمهٔ احسان کیانیخواه | نشر نو | ۴۲۴ص. رقعی گالینگور | ۹۶,۰۰۰ تومان
#بریده_کتاب #پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
واتسلاف هاول
سیاستمداری، انقلابیگری یا «دگراندیشیِ» حرفهای نه کار امروز من بوده و نه کار دیروزم، در آینده هم هیچ قصدی برای اینجور کارها ندارم. من نویسندهام، چیزی را مینویسم که خودم بخواهم نه دیگران، و اگر هم درگیر امور دیگری جز نوشتن شدهام فقط به این خاطر بوده که حس میکنم وظیفهٔ طبیعی انسانی و مدنیام حکم میکرده، همانطور که وظیفهام در جایگاه یک نویسنده هم همین بوده؛ یعنی سرشناس بودن و شهرت این وظیفه را روی دوشم میگذارد که چون در بین مردم شناختهشده هستم، بهنسبت آدمهای کمتر شناختهشده عقایدم را با صدای بلندتری بیان کنم. نه به این خاطر که باهوشتر یا مهمتر از بقیهٔ آدمها باشم، بلکه چون خواهناخواه در موقعیت متفاوتی قرار گرفتهام و مسئولیت متفاوتی بر عهدهام است. بااینکه دربارهٔ مسائل مختلف طبیعتاً دیدگاههای خاص خودم را دارم، پای هیچ ایدئولوژی یا آموزه یا حتی حزب و فرقهٔ سیاسی خاصی نمیایستم. من در خدمت هیچکس نیستم، بهخصوص در خدمت ابرقدرتها. اگر هم در خدمت چیزی باشم فقط وجدان خودم است. من [...] فقط در برابر دروغ طرف حقیقت را میگیرم، در برابر بیخردی طرف خرد را و در برابر بیعدالتی طرف عدالت را.
– واتسلاف هاول –
*تأکید از کاغذ
▪️ از کتاب:
نامههای سرگشاده | واتسلاف هاول | ترجمهٔ احسان کیانیخواه | نشر نو | ۴۲۴ص. رقعی گالینگور | ۹۶,۰۰۰ تومان
#بریده_کتاب #پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
در خدمت هیچکس نیستم، مگر وجدان خودم
خشایار دیهیمی: نشر گمان پولم را نمیدهد
با من پیرمرد که چنین کنند وای به حال جوانهای تازهنفس
▪️خشایار دیهیمی در صفحهٔ فیسبوکش اعلام کرده که نشر گمان طلب صدمیلیونیاش را پرداخت نمیکند.
نشر گمان کارش را با خشایار دیهیمی آغاز کرد و حسن شهرت اولیهاش هم ناشی از نام دیهیمی و اعتماد عمومی به کار او بود. بعد از چندی، دیهیمی به سبب اختلافاتی از این نشر جدا شد، اما نشر گمان با کمک همان حسن شهرت دوران دیهیمی و الگوبرداری از مجموعهٔ دیهیمی در انتخاب کتاب (و حتا طراحی یونیفرم جلد) به ناشری پرمخاطب تبدیل شد.
▪️امیدوارم کل ماجرا سوءتفاهمی بیش نباشد، وگرنه علاوه بر اینکه مایهٔ شرمساری نشر گمان و محمدباقر حاجیانی (مدیر این نشر) است، همانطور که دیهیمی در یادداشتش اشاره کرده، این کار میتواند به رویهای زشت تبدیل شود.
▪️طبعاً حق نشر گمان در پاسخ به این پست محفوظ است.
@kaaghaz
با من پیرمرد که چنین کنند وای به حال جوانهای تازهنفس
▪️خشایار دیهیمی در صفحهٔ فیسبوکش اعلام کرده که نشر گمان طلب صدمیلیونیاش را پرداخت نمیکند.
نشر گمان کارش را با خشایار دیهیمی آغاز کرد و حسن شهرت اولیهاش هم ناشی از نام دیهیمی و اعتماد عمومی به کار او بود. بعد از چندی، دیهیمی به سبب اختلافاتی از این نشر جدا شد، اما نشر گمان با کمک همان حسن شهرت دوران دیهیمی و الگوبرداری از مجموعهٔ دیهیمی در انتخاب کتاب (و حتا طراحی یونیفرم جلد) به ناشری پرمخاطب تبدیل شد.
▪️امیدوارم کل ماجرا سوءتفاهمی بیش نباشد، وگرنه علاوه بر اینکه مایهٔ شرمساری نشر گمان و محمدباقر حاجیانی (مدیر این نشر) است، همانطور که دیهیمی در یادداشتش اشاره کرده، این کار میتواند به رویهای زشت تبدیل شود.
▪️طبعاً حق نشر گمان در پاسخ به این پست محفوظ است.
@kaaghaz
دربارهٔ اختلاف خشایار دیهیمی و نشر گمان
▪️مهدی نوری
بنده در شرایط روحی مساعدی نیستم و اگر بودم هم نوشتن در این فقره برایم دشوار بود. باید روایت و نظرم را در باب اختلافی بنویسم که در یک طرفش یکی از محبوبترین روشنفکران و مترجمان کشور است و در طرف دیگر یکی از محبوبترین ناشران کشور. اما حالا که این اختلاف به فضای عمومی راه پیدا کرده، چارهای ندارم جز اینکه چند نکتهای را متذکر شوم.
اختلاف میان خشایار دیهیمی و نشر گمان سابقهای چندساله دارد. یک بار در سال ۱۳۹۶ آقای مصطفی ملکیان میانجی شدند، اما نتیجهای حاصل نشد و مسائلی به میان آمد که من در اینجا مایل به طرحشان نیستم. باری، در سال ۱۳۹۸ و پس از گفتوگو با طرفین این داستان، قرار شد بنده به وکالت از آقای دیهیمی با نشر گمان مذاکره کنم. آقای دیهیمی در هفدهم شهریورماه ۱۳۹۸ وکالتنامهای به من دادند بدین مضمون: «بدینوسیله اعلام میدارم، در مذاکره با نشر گمان برای حل اختلافات فیمابین و تسویه حساب مالی تا این تاریخ و توافق در مورد قرارداد جدید، آقای مهدی نوری از طرف اینجانب اختیار تام دارند.»
برای مطالعهٔ متن روی instant view کلیک کنید
#یادداشت_وارده
@kaaghaz
▪️مهدی نوری
بنده در شرایط روحی مساعدی نیستم و اگر بودم هم نوشتن در این فقره برایم دشوار بود. باید روایت و نظرم را در باب اختلافی بنویسم که در یک طرفش یکی از محبوبترین روشنفکران و مترجمان کشور است و در طرف دیگر یکی از محبوبترین ناشران کشور. اما حالا که این اختلاف به فضای عمومی راه پیدا کرده، چارهای ندارم جز اینکه چند نکتهای را متذکر شوم.
اختلاف میان خشایار دیهیمی و نشر گمان سابقهای چندساله دارد. یک بار در سال ۱۳۹۶ آقای مصطفی ملکیان میانجی شدند، اما نتیجهای حاصل نشد و مسائلی به میان آمد که من در اینجا مایل به طرحشان نیستم. باری، در سال ۱۳۹۸ و پس از گفتوگو با طرفین این داستان، قرار شد بنده به وکالت از آقای دیهیمی با نشر گمان مذاکره کنم. آقای دیهیمی در هفدهم شهریورماه ۱۳۹۸ وکالتنامهای به من دادند بدین مضمون: «بدینوسیله اعلام میدارم، در مذاکره با نشر گمان برای حل اختلافات فیمابین و تسویه حساب مالی تا این تاریخ و توافق در مورد قرارداد جدید، آقای مهدی نوری از طرف اینجانب اختیار تام دارند.»
برای مطالعهٔ متن روی instant view کلیک کنید
#یادداشت_وارده
@kaaghaz
Telegraph
دربارۀ اختلاف خشایار دیهیمی و نشر گمان
بنده در شرایط روحی مساعدی نیستم و اگر بودم هم نوشتن در این فقره برایم دشوار بود. باید روایت و نظرم را در باب اختلافی بنویسم که در یک طرفش یکی از محبوبترین روشنفکران و مترجمان کشور است و در طرف دیگر یکی از محبوبترین ناشران کشور. اما حالا که این اختلاف به…
Forwarded from خوشهگاه (امیرمحمد شیرازیان)
قصهای در قابِ عکس | جستاری دربارهی روایت و عکاسی
دبلیو. اسکات اولسِن
مترجم: امیرمحمد شیرازیان
ما معمولاً چنین تصور میکنیم که روایت در بازنماییِ رخدادها معنا مییابد؛ رخدادهایی که رابطهای زنجیروار و علت و معلولی دارند. این نگاه سبب میشود جنبهی رواییِ تکعکسها را که کارکردشان ثبتِ لحظهای قطعی و آنی است، نادیده بگیریم و مؤلفههای روایی را صرفاً در مجموعهعکسها جست و جو کنیم. در این جستار، با دبلیو. اسکات اولسِن همراه میشویم تا با نقشِ مخاطب در کشفِ روایت در تکعکسها آشنا شویم و بدانیم تکعکسها هم در دلِ خود روایتی دارند.
ادامهی مطلب...
#نشر_اطراف #بیکاغذ_اطراف #دبلیو_اسکات_اولسن #امیرمحمد_شیرازیان
خوشهای نگین
دبلیو. اسکات اولسِن
مترجم: امیرمحمد شیرازیان
ما معمولاً چنین تصور میکنیم که روایت در بازنماییِ رخدادها معنا مییابد؛ رخدادهایی که رابطهای زنجیروار و علت و معلولی دارند. این نگاه سبب میشود جنبهی رواییِ تکعکسها را که کارکردشان ثبتِ لحظهای قطعی و آنی است، نادیده بگیریم و مؤلفههای روایی را صرفاً در مجموعهعکسها جست و جو کنیم. در این جستار، با دبلیو. اسکات اولسِن همراه میشویم تا با نقشِ مخاطب در کشفِ روایت در تکعکسها آشنا شویم و بدانیم تکعکسها هم در دلِ خود روایتی دارند.
ادامهی مطلب...
#نشر_اطراف #بیکاغذ_اطراف #دبلیو_اسکات_اولسن #امیرمحمد_شیرازیان
خوشهای نگین
بیکاغذِ اطراف
قصهای در قاب عکس | جستاری دربارهی روایت و عکاسی - بیکاغذِ اطراف
در این جستار، دبلیو. اسکات اولسِن از نقش مخاطب در کشف روایتِ عکسها میگوید و به یادمان میآورد که تکعکسها هم روایتی در خود دارند.
در حکومت ضحاکی مردم نه در کوی و برزن امنیت دارند و نه حتی در پستوی خانه. مأموران خیرهسرِ شقاوتپیشهاش هیچ حریم و مرزی نمیشناسند. ناجوانمردِ خونخواری که به دعوت ملت ایران قدم به سرزمینش نهاده و بر تخت شاهنشاهیاش تکیه زده است سرتاسر مملکت را نه ملک موروثی، که غنیمت جنگی خود میداند و همهٔ افراد رعیت را بردگان بیارزش خویشتن. از مرد و زن و صغیر و کبیر نمیگذرد.
اما ایران و ایرانی هم خدایی دارد، خدایی که شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد، و فریدون آزاده را در امواج بلاخیز کشتارهای ضحاکی.
▪️از کتاب:
ضحاک ماردوش از شاهنامهٔ فردوسی | گزارش سعیدی سیرجانی | انتشارات پیکان | ۲۰۳ ص. وزیری گالینگور | ۶۲,۰۰۰ تومان
#بریده_کتاب
@kaaghaz
اما ایران و ایرانی هم خدایی دارد، خدایی که شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد، و فریدون آزاده را در امواج بلاخیز کشتارهای ضحاکی.
▪️از کتاب:
ضحاک ماردوش از شاهنامهٔ فردوسی | گزارش سعیدی سیرجانی | انتشارات پیکان | ۲۰۳ ص. وزیری گالینگور | ۶۲,۰۰۰ تومان
#بریده_کتاب
@kaaghaz
Forwarded from تلخیها (Alireza Esmaeilpour)
پلکهای فروبستهی نیلگونَت
خوابِ مرا کشته اند
و اختران تافته از پیشانی نمناکَت
چشمانم را به ناوَکِ شرمْ دوخته
جانت نیلوفریست
نشکُفته و بیتاب
نامت ماه و نَفَسَت باران
و نوایَت در هوای رَستِگی
رَستی و این همه را به هیچ نشمردی
خندهی خفتگان را
صِیحِهی روزکوران را
مویهی مادر را
موی بادبُردهی نخلهای پَرپَر را
لیک از لبان گداختهات
نهالی خاموش بر میآید:
"چرا از اینسانَم برگزیدی
تا آرمیده بر بستر درفش و دریغ
بر سرخیِ و سیاهی این شب محتضر
گواهی دهم؟"
خون تو ساربان شتاب ماست
و گیسوی رازدانَت پردهدارِ اشک ما-
بدان
آذرخشِ کمینساخته در این ابرِ قیرگون
مژدهرسانِ تَرزَبانِ آفتاب است-
ببین.
علیرضا اسماعیلپور- ۱۴۰۱/۶/۲۴
خوابِ مرا کشته اند
و اختران تافته از پیشانی نمناکَت
چشمانم را به ناوَکِ شرمْ دوخته
جانت نیلوفریست
نشکُفته و بیتاب
نامت ماه و نَفَسَت باران
و نوایَت در هوای رَستِگی
رَستی و این همه را به هیچ نشمردی
خندهی خفتگان را
صِیحِهی روزکوران را
مویهی مادر را
موی بادبُردهی نخلهای پَرپَر را
لیک از لبان گداختهات
نهالی خاموش بر میآید:
"چرا از اینسانَم برگزیدی
تا آرمیده بر بستر درفش و دریغ
بر سرخیِ و سیاهی این شب محتضر
گواهی دهم؟"
خون تو ساربان شتاب ماست
و گیسوی رازدانَت پردهدارِ اشک ما-
بدان
آذرخشِ کمینساخته در این ابرِ قیرگون
مژدهرسانِ تَرزَبانِ آفتاب است-
ببین.
علیرضا اسماعیلپور- ۱۴۰۱/۶/۲۴
«وظیفۀ نویسنده این است که حقیقت هولناک را بیان کند، و مسئولیت مدنیِ خواننده آن است که این حقیقت را بیاموزد. روی گرداندن، چشم فروبستن و نادیده گرفتن، چیزی نیست جز اهانت به خاطرۀ جانباختگان».
(واسیلی گروسمن، جهنم تِربلینکا، ۱۹۴۴).
از توییتر عرفان ثابتی
#نقل_قول
@kaaghaz
(واسیلی گروسمن، جهنم تِربلینکا، ۱۹۴۴).
از توییتر عرفان ثابتی
#نقل_قول
@kaaghaz
تصویرسازی هدا حدادی، تصویرساز و نویسندهٔ کتابهای کودک و نوجوان، به یاد مهسا امینی.
هدا حدادی
#هنر_تصویرسازی
@kaaghaz
هدا حدادی
#هنر_تصویرسازی
@kaaghaz
شکسپیر بهرغم بیبدیل بودنش در تصویرکردن مستبدانِ تا زانو در خونفرورفته، کمی سادهلوح بود، چون هیولاهایش دچار شک و عذاب وجدان و احساس گناه میشدند و خوابهای آشفته میدیدند. روح مقتولانش پیش چشمشان ظاهر میشد. اما در زندگی واقعی، زیر سیطرهٔ وحشت واقعی، وجدان معذب کجا بود؟ خواب آشفته کجا بود؟ اینها همه احساساتیگری و خوشبینی کاذب است، امیدی است به اینکه دنیا آنطور باشد که ما دلمان میخواهد، نه آنطور که واقعاً هست. آنهایی که چوبها را میبریدند و خاکارهها را به پرواز درمیآوردند، آنهایی که پشت میزهای کارشان در عمارت بزرگْ بلوموری میکشیدند، آنهایی که پای حکمها را امضا میکردند، تلفنی فرمان میدادند و پوشه را – و همراه آن زندگی کسی را – میبستند، باری، چندتا از آنها خوابهای بد میدیدند؟ روح مردگان برابر چندتا از آنها ظاهر میشد تا شماتتشان کند؟
▪️از کتاب:
هیاهوی زمان | جولین بارنز | سپاس ریوندی | نشر ماهی
#بریده_کتاب
@kaaghaz
▪️از کتاب:
هیاهوی زمان | جولین بارنز | سپاس ریوندی | نشر ماهی
#بریده_کتاب
@kaaghaz
آیا دوباره گیسوانم را
در باد شانه خواهم زد؟
شعر فروغ فرخزاد
تصویرسازی هدا حدادی
#هنر_تصویرسازی #شعر
@kaaghaz
در باد شانه خواهم زد؟
شعر فروغ فرخزاد
تصویرسازی هدا حدادی
#هنر_تصویرسازی #شعر
@kaaghaz
تا به امروز در طول تاریخ، ممتنع بودن و بیرون از گود بودن، بارى خوب یا بد، همواره ممکن بوده است. کسى که کارى را تأیید نمىکرد غالباً مىتوانست خاموش باشد یا دربارهٔ چیزهاى دیگر سخن بگوید. امروز همهچیز دگرگون شده و حتى سکوت نیز معناى دهشتناکى به خود گرفته است.از همان زمان که ممتنع بودن، یعنى انتخاب نکردن، هم خود نوعى انتخاب شده و به همین عنوان مورد تقبیح یا تقدیر قرار گرفته است، هنرمند دیگر –چه بخواهد چه نخواهد– وارد گود شده است.
– نطق آلبر کامو –
قفسه
#نقل_قول
@kaaghaz
– نطق آلبر کامو –
قفسه
#نقل_قول
@kaaghaz
Forwarded from Khabgard | خوابگرد
ماگارت اتوود هم از اعتراضات مردم ایران حمایت کرد.
اتوود در توئیتر خود یک مقالهی تحلیلی روزنامهی گاردین را به اشتراک گذاشت و عنوان آن را هم توئیت کرد: «شاید مرگ وحشیانهی #مهسا_امینی لحظهی سرنوشتسازی برای ایران باشد.»
@KhabGard
twitter.com/MargaretAtwood/status/1572376096707952640
اتوود در توئیتر خود یک مقالهی تحلیلی روزنامهی گاردین را به اشتراک گذاشت و عنوان آن را هم توئیت کرد: «شاید مرگ وحشیانهی #مهسا_امینی لحظهی سرنوشتسازی برای ایران باشد.»
@KhabGard
twitter.com/MargaretAtwood/status/1572376096707952640
بهترین دژ همانا پرهیز از نفرتانگیختن در مردم است. زیرا هیچ دژی تو را در امان نخواهد داشت اگر که مردم از تو بیزار باشند.
– شهریار ماکیاولی –
– شهریار ماکیاولی –