کنتاوروس.pdf
1.2 MB
شش سال از روزی که به سوگ دوست و همکار عزیزمان، نازنین دیهیمی، نشستیم گذشت. تا پیش از همهگیری، هر سال به یاد او گرد هم جمع میشدیم، اما متأسفانه شرایط پس از آن مساعد چنین گردهماییای نبود.
امسال به یاد او متن ترجمهٔ داستانی از ژوزه ساراماگو را منتشر میکنیم. این داستان در آذر ۱۳۹۷ در نشریهٔ شبکهٔ آفتاب منتشر شده بود.
#یاد
@kaaghaz
امسال به یاد او متن ترجمهٔ داستانی از ژوزه ساراماگو را منتشر میکنیم. این داستان در آذر ۱۳۹۷ در نشریهٔ شبکهٔ آفتاب منتشر شده بود.
#یاد
@kaaghaz
معرفی کتاب تازه: منات به دنبال
منات به دنبال، مجموعه یادداشتها و خاطرات و خردهترجمههای بهمن فرسی، منتشر شد.
این کتاب حاصل سیاحت فرسی در دنیای هنر، بیش از همه دنیای تئاتر، است. او بررسی کوتاهش دربارهٔ هر نمایش یا رویدادی را ثبت کرده و آن را (بدون ذکر تاریخ) در این مجموعه گرد آورده است. آنچه دربارهٔ نمایشهای خارجی نوشته شده چنان موشکافانه است که علاقهمند تئاتر میتواند از آن بهره ببرد، و آنچه دربارهٔ آثار مهاجران ایرانی است میتواند منبعی مناسب برای بررسی هنر ایرانیان در تبعید باشد.
اما یادداشتها چیزی بیش از بررسی دارند. فرسی پیش از انقلاب از پیشگامان هنر تئاتر بود و در عالم نشر و نشریه هم سابقهٔ طولانی دارد و به تبع فعالیتهای چندوجهی، آشناییهایش هم گسترده و چندوجهی است. او یادماندههای این آشناییهای دیروز و امروز را لابهلای متنها منعکس کرده. خودش میگوید: «این سابقهها لازم است. طالب آن هم بیشتر است. در میان ما کسی به نقد یا بررسی کاری ندارد.».
بنابراین، علاقهمندان به سابقه و خاطره میتوانند از میان بررسیها با منقاش خاطرات تازهای سوا کنند و بخوانند، مطالبی دربارهٔ ایرج جنتی، حمید مصداقی، جلال آلاحمد، عزتالله انتظامی، شاهرخ و ابراهیم گلستان، داریوش مهرجویی، محمد زهری، رضا علامهزاده، هوشنگ توزیع، شهره آغداشلو و...
کتاب در مجموع دلنشین و خواندنی است، مخصوصاً یادداشتهای «اَبی»، «گول مرگ را نخورید، زهری اینجاست»، «تا به ثریا»، «اشارهٔ ناقص»، «نقطه سر سطر» و... اما برخی شیوههای نوشتاری فرسی خواننده را آزار میدهد، از جمله علامتهای تعجب بیجای فراوان در وسط جمله و حتی در وسط کلمه (مثلاً «رفته!اند») و املای غریب کلماتی مثل «فوقُلعاده» یا «بلاَخره» و...
▪️منات به دنبال | نوشتهٔ بهمن فرسی | نشر بیدگل | ۳۶۰ ص. رقعی | ۳۱۵,۰۰۰ تومان
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
منات به دنبال، مجموعه یادداشتها و خاطرات و خردهترجمههای بهمن فرسی، منتشر شد.
این کتاب حاصل سیاحت فرسی در دنیای هنر، بیش از همه دنیای تئاتر، است. او بررسی کوتاهش دربارهٔ هر نمایش یا رویدادی را ثبت کرده و آن را (بدون ذکر تاریخ) در این مجموعه گرد آورده است. آنچه دربارهٔ نمایشهای خارجی نوشته شده چنان موشکافانه است که علاقهمند تئاتر میتواند از آن بهره ببرد، و آنچه دربارهٔ آثار مهاجران ایرانی است میتواند منبعی مناسب برای بررسی هنر ایرانیان در تبعید باشد.
اما یادداشتها چیزی بیش از بررسی دارند. فرسی پیش از انقلاب از پیشگامان هنر تئاتر بود و در عالم نشر و نشریه هم سابقهٔ طولانی دارد و به تبع فعالیتهای چندوجهی، آشناییهایش هم گسترده و چندوجهی است. او یادماندههای این آشناییهای دیروز و امروز را لابهلای متنها منعکس کرده. خودش میگوید: «این سابقهها لازم است. طالب آن هم بیشتر است. در میان ما کسی به نقد یا بررسی کاری ندارد.».
بنابراین، علاقهمندان به سابقه و خاطره میتوانند از میان بررسیها با منقاش خاطرات تازهای سوا کنند و بخوانند، مطالبی دربارهٔ ایرج جنتی، حمید مصداقی، جلال آلاحمد، عزتالله انتظامی، شاهرخ و ابراهیم گلستان، داریوش مهرجویی، محمد زهری، رضا علامهزاده، هوشنگ توزیع، شهره آغداشلو و...
کتاب در مجموع دلنشین و خواندنی است، مخصوصاً یادداشتهای «اَبی»، «گول مرگ را نخورید، زهری اینجاست»، «تا به ثریا»، «اشارهٔ ناقص»، «نقطه سر سطر» و... اما برخی شیوههای نوشتاری فرسی خواننده را آزار میدهد، از جمله علامتهای تعجب بیجای فراوان در وسط جمله و حتی در وسط کلمه (مثلاً «رفته!اند») و املای غریب کلماتی مثل «فوقُلعاده» یا «بلاَخره» و...
▪️منات به دنبال | نوشتهٔ بهمن فرسی | نشر بیدگل | ۳۶۰ ص. رقعی | ۳۱۵,۰۰۰ تومان
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
معرفی کتاب تازه: منات به دنبال
بهمن فرسی و ظلمت در نیمروز کوستلر
از بابت پوسته یا قالب، با همین یک هیچ و همه [=ظلمت در نیمروز ] کوستلر به من آموخت که داستان سیاسی اگر گونهای از داستان باشد، نمونهٔ ناب و بیگزافه و روشنگرانهٔ آن چگونه میتواند بود. بهویژه دستبهقلمهای وطنی که در این گردش چرخ در خروپف تازهدمی از رویای سیاسی و شبهسیاسی گرفتارند، اثر کوستلر میتواند برایشان آموزهای کارساز و راهگشا باشد. سرهمبندیهای واهی و افواهی و تهی از تجربه و بینش علمی و عملی را میتوان به صغیران به تقصیر قالب کرد، اما نمیتوان آنها را داستان سیاسی نامید. داستان سیاسی نقل فرمایشات رندانهٔ رهبران، ذکر باورهای تلقینی مبتنی بر تعبد کور، نقل امربری و اطاعت، جعل و قلب وقایع، سرسپردگی به یک سر طویلهٔ اعتقادی، بردگی در آستان یکسویگی یا بیاندیشگی بومی و قومی و محفلی نیست.
پس از خواندن هیچ و همه بسیاری از خواندههای پیشین از خاطرم پرید و دود شد. بیشترینهٔ آن وحیهای داهیانه که در نوجوانی و آغاز جوانی خوانده و بر اثر تلقینهایشان به اهتزاز ایدئولوژیک واصل شده بودم باسمهای و قالبی از کار درآمدند. بر سرندی که هیچ و همه در چشمانداز نهاد، همهٔ آن فرزند خلقها، فولاد آبدیدهها، و آنها که زندهاندها، که برمیگشتند گل نسرین بچینند و با رز فرانس مباشرت اعتقادی بکنند، جملگی مانند گزارش یومیه و خبری گذشتند و ریختند و رنگ باختند.
از بهمن فرسی
▪️منات به دنبال | نوشتهٔ بهمن فرسی | نشر بیدگل | ۳۶۰ ص. رقعی | ۳۱۵,۰۰۰ تومان
هیچ و همه نامی لست که مترجم اول ظلمت در نیمروز بر این کتاب گذاشته بود. ترجمهای خواندنی از این کتاب با مشخصات زیر به چاپ رسیده است:
▪️ظلمت در نیمروز | نوشتهٔ آرتور کوستلر | مژده دقیقی | نشر ماهی | ۲۴۸ ص. رقعی | شومیز | ۲۱۵,۰۰۰ تومان
#بریده_کتاب
@kaaghaz
از بابت پوسته یا قالب، با همین یک هیچ و همه [=ظلمت در نیمروز ] کوستلر به من آموخت که داستان سیاسی اگر گونهای از داستان باشد، نمونهٔ ناب و بیگزافه و روشنگرانهٔ آن چگونه میتواند بود. بهویژه دستبهقلمهای وطنی که در این گردش چرخ در خروپف تازهدمی از رویای سیاسی و شبهسیاسی گرفتارند، اثر کوستلر میتواند برایشان آموزهای کارساز و راهگشا باشد. سرهمبندیهای واهی و افواهی و تهی از تجربه و بینش علمی و عملی را میتوان به صغیران به تقصیر قالب کرد، اما نمیتوان آنها را داستان سیاسی نامید. داستان سیاسی نقل فرمایشات رندانهٔ رهبران، ذکر باورهای تلقینی مبتنی بر تعبد کور، نقل امربری و اطاعت، جعل و قلب وقایع، سرسپردگی به یک سر طویلهٔ اعتقادی، بردگی در آستان یکسویگی یا بیاندیشگی بومی و قومی و محفلی نیست.
پس از خواندن هیچ و همه بسیاری از خواندههای پیشین از خاطرم پرید و دود شد. بیشترینهٔ آن وحیهای داهیانه که در نوجوانی و آغاز جوانی خوانده و بر اثر تلقینهایشان به اهتزاز ایدئولوژیک واصل شده بودم باسمهای و قالبی از کار درآمدند. بر سرندی که هیچ و همه در چشمانداز نهاد، همهٔ آن فرزند خلقها، فولاد آبدیدهها، و آنها که زندهاندها، که برمیگشتند گل نسرین بچینند و با رز فرانس مباشرت اعتقادی بکنند، جملگی مانند گزارش یومیه و خبری گذشتند و ریختند و رنگ باختند.
از بهمن فرسی
▪️منات به دنبال | نوشتهٔ بهمن فرسی | نشر بیدگل | ۳۶۰ ص. رقعی | ۳۱۵,۰۰۰ تومان
هیچ و همه نامی لست که مترجم اول ظلمت در نیمروز بر این کتاب گذاشته بود. ترجمهای خواندنی از این کتاب با مشخصات زیر به چاپ رسیده است:
▪️ظلمت در نیمروز | نوشتهٔ آرتور کوستلر | مژده دقیقی | نشر ماهی | ۲۴۸ ص. رقعی | شومیز | ۲۱۵,۰۰۰ تومان
#بریده_کتاب
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
بهمن فرسی و ظلمت در نیمروز کوستلر
Forwarded from خوشهگاه
ندانم کجا دیدهام در کتاب
که ابلیس را دید شخصی به خواب
به بالا صنوبر، به دیدن چو حور
چو خورشیدش از چهره میتافت نور
فرارفت و گفت: «ای عجب، این تویی!
فرشته نباشد بدین نیکویی!
تو کین روی داری به حُسنِ قمر
چرا در جهانی به زشتی سَمَر؟
چرا نقشبندت در ایوانِ شاه
دُژمروی کردهست و زشت و تباه؟»
شنید این سخن بختبرگشته دیو
به زاری برآورد بانگ و غریو
که «ای نیکبخت! این نه شکلِ من است
ولیکن قلم در کفِ دشمن است»
(#سعدی. بوستان. «بابِ اول: در عدل و تدبیر و رای». به تصحیح و توضیحِ #غلامحسین_یوسفی. تهران: خوارزمی. ۱۳۸۱. چاپِ ۷. صفحهی ۴۹.)
خوشهگاه
که ابلیس را دید شخصی به خواب
به بالا صنوبر، به دیدن چو حور
چو خورشیدش از چهره میتافت نور
فرارفت و گفت: «ای عجب، این تویی!
فرشته نباشد بدین نیکویی!
تو کین روی داری به حُسنِ قمر
چرا در جهانی به زشتی سَمَر؟
چرا نقشبندت در ایوانِ شاه
دُژمروی کردهست و زشت و تباه؟»
شنید این سخن بختبرگشته دیو
به زاری برآورد بانگ و غریو
که «ای نیکبخت! این نه شکلِ من است
ولیکن قلم در کفِ دشمن است»
(#سعدی. بوستان. «بابِ اول: در عدل و تدبیر و رای». به تصحیح و توضیحِ #غلامحسین_یوسفی. تهران: خوارزمی. ۱۳۸۱. چاپِ ۷. صفحهی ۴۹.)
خوشهگاه
باقر مؤمنی، مترجم، تاریخنگار، پژوهشگر سیاسی و فعال سیاسی، در فرانسه درگذشت.
farzad seifikaran
#خبر
@kaaghaz
farzad seifikaran
#خبر
@kaaghaz
طبعآزمایی فرزاد، مینوی، صناعی و خانلری
سالها پیش نشریهٔ یغما محض تفنن ترجمهٔ چهار ادیب از شعر کوتاهی سرودهٔ ادنا سنت وینسنت میلی را منتشر کرد. متن اصلی شعر و ترجمهها را در زیر بخوانید (ترتیب ترجمهها طبق ترتیب یغما است):
My candle burns at both ends,
It will not last the night:
But O my foes and my friends
It gives a lovely light.
▪️Edna St. Vincent Millay
▪️مسعود فرزاد
دلم شمعی است کاندر بزم ذوق از هر دو سر سوزد
امیدی نیست کاین شمعِ سبکسر تا سحر سوزد
ولی شادم که روشنتر ز هر شمعِ دگر سوزد
گذشت از پا و سر چون او نه هر بیپا و سر سوزد
نه زی شمع دگر دوزد نظر جانانه شیرینتر
نه از شمع دگر ماند به دهر افسانه شیرینتر
▪️مجتبی مینوی
عمرم شمعی است کز دو سر میسوزد
ای دوست مگو که بیثمر میسوزد
هرچند که شب را نرساند به سحر
روشنتر و تابناکتر میسوزد
▪️محمود صناعی
عمرم شمعی است کز دو سر سوزد
دانم نرسد که تا سحر سوزد
ای دوست چه غم اگر نپاید دیر
روشنتر و تابناکتر سوزد
▪️پرویز ناتل خانلری
گر شمع وجودم از دو سر میسوزد
تا ظن نبری که بیثمر میسوزد
شب را نرساند به سحر، لیک ای دوست،
بنگر که چه با فروغ و فر میسوزد
دوست عزیزم، علیرضا اسماعیلپور هم دست به قلم شد و بعد از چند دهه، به این طبعآزمایی پیوست:
▪️علیرضا اسماعیلپور
شمع من سوزد از دو سر اینسان
گرچه شب تا سحر نمیمانَد
لیک، ای دشمنان و ای یاران!،
پرتوی خوش به ظلمت افشانَد
#بایگانی #نشریات #شعر
@kaaghaz
سالها پیش نشریهٔ یغما محض تفنن ترجمهٔ چهار ادیب از شعر کوتاهی سرودهٔ ادنا سنت وینسنت میلی را منتشر کرد. متن اصلی شعر و ترجمهها را در زیر بخوانید (ترتیب ترجمهها طبق ترتیب یغما است):
My candle burns at both ends,
It will not last the night:
But O my foes and my friends
It gives a lovely light.
▪️Edna St. Vincent Millay
▪️مسعود فرزاد
دلم شمعی است کاندر بزم ذوق از هر دو سر سوزد
امیدی نیست کاین شمعِ سبکسر تا سحر سوزد
ولی شادم که روشنتر ز هر شمعِ دگر سوزد
گذشت از پا و سر چون او نه هر بیپا و سر سوزد
نه زی شمع دگر دوزد نظر جانانه شیرینتر
نه از شمع دگر ماند به دهر افسانه شیرینتر
▪️مجتبی مینوی
عمرم شمعی است کز دو سر میسوزد
ای دوست مگو که بیثمر میسوزد
هرچند که شب را نرساند به سحر
روشنتر و تابناکتر میسوزد
▪️محمود صناعی
عمرم شمعی است کز دو سر سوزد
دانم نرسد که تا سحر سوزد
ای دوست چه غم اگر نپاید دیر
روشنتر و تابناکتر سوزد
▪️پرویز ناتل خانلری
گر شمع وجودم از دو سر میسوزد
تا ظن نبری که بیثمر میسوزد
شب را نرساند به سحر، لیک ای دوست،
بنگر که چه با فروغ و فر میسوزد
دوست عزیزم، علیرضا اسماعیلپور هم دست به قلم شد و بعد از چند دهه، به این طبعآزمایی پیوست:
▪️علیرضا اسماعیلپور
شمع من سوزد از دو سر اینسان
گرچه شب تا سحر نمیمانَد
لیک، ای دشمنان و ای یاران!،
پرتوی خوش به ظلمت افشانَد
#بایگانی #نشریات #شعر
@kaaghaz
کاغذ
طبعآزمایی فرزاد، مینوی، صناعی و خانلری سالها پیش نشریهٔ یغما محض تفنن ترجمهٔ چهار ادیب از شعر کوتاهی سرودهٔ ادنا سنت وینسنت میلی را منتشر کرد. متن اصلی شعر و ترجمهها را در زیر بخوانید (ترتیب ترجمهها طبق ترتیب یغما است): My candle burns at both ends,…
طبعآزمایی فرزاد، مینوی، صناعی، خانلری و اسماعیلپور
دوست عزیزم، علیرضا اسماعیلپور هم دست به قلم شد و بعد از چند دهه به این طبعآزمایی پیوست:
▪️علیرضا اسماعیلپور
شمع من سوزد از دو سر اینسان
گرچه شب تا سحر نمیمانَد
لیک، ای دشمنان و ای یاران!،
پرتوی خوش به ظلمت افشانَد
@kaaghaz
دوست عزیزم، علیرضا اسماعیلپور هم دست به قلم شد و بعد از چند دهه به این طبعآزمایی پیوست:
▪️علیرضا اسماعیلپور
شمع من سوزد از دو سر اینسان
گرچه شب تا سحر نمیمانَد
لیک، ای دشمنان و ای یاران!،
پرتوی خوش به ظلمت افشانَد
@kaaghaz
بهزودی...
▪️فریدریش نیچه؛ زندگینامهای فلسفی/ جولیان یانگ/ نشر نی
نشر نی زندگینامهٔ مفصل فریدیریش نیچه با ترجمهٔ محمد دهقانی را در دست انتشار دارد. جولیان یانگ زندگی نیچه را تنیده با اندیشههای او بررسی کرده است: «یانگ تفکّر نیچه را در بافتار روزگار خودش ــ ظهور میلیتاریسم پروسی، یهودستیزی، علم داروینی، جنبشهای "جوانان" و نهضتهای رهاییبخش، و نیز نظریهی "مرگ خدا" ــ میگذارد و بر تأثیر قطعی افلاطون و ریشارد واگنر در تلاش نیچه برای اصلاح فرهنگ غربی تأکید میکند. از تأثیر ویرانگری که عشق نافرجام نیچه به لو سالومه بر شخصیت او داشت نیز سخن میگوید و میکوشد تا بفهمد چرا نیچه در چهلوچهار سالگی دیوانه شد.».
▪️ترورهای سیاسی/ دکتر سهراب یزدانی/ نشر مد
دکتر سهراب یزدانی در تازهترین پژوهش خود به ترورهای سیاسی در تاریخ معاصر ایران پرداخته است. این پژوهش با دیباچهای دربارهٔ ترور سیاسی و سابقهٔ آن در مورد ناصرالدین شاه آغاز میشود و در ادامه به بازهٔ زمانی ۱۲۸۶ (مجلس اول و ترور امینالسلطان و آیتالله بهبهانی و...) تا ۱۲۹۶ (زمان دستگیری اعضای کمیتهٔ مجازات به دست وثوقالدوله) میپردازد. یزدانی سالها پیش در اولین مقالهٔ پژوهشیاش به کمیتهٔ مجازات پرداخته بود. اندیشه پویا صفحاتی از این کتاب را در شمارهٔ اخیر خود منتشر و اعلام کرده که ترورهای سیاسی در نشر مد منتشر خواهد شد.
▪️طبیعت و تجربه/ جان دیویی/ نشر بیدگل
انتشارات بیدگل در مجموعهٔ متون فلسفی که زیر نظر مسعود علیا منتشر میکند بهزودی کتاب تجربه و طبیعت از جان دیویی را منتشر خواهد کرد: «تجربه و طبیعت نسخۀ مبسوط و بازنگریشدۀ سخنرانیهای جان دیویی در سال ۱۹۲۵ است. دیویی در این کتاب رویکردش را به مسئلۀ دانش شرح میدهد، به راهحلهای سایر نظامهای فکری برای این مسئله میپردازد و دیدگاههایش را دربارۀ رابطۀ میان جهان خارج، ذهن و دانش شرح و بسط میدهد».
#خبر #به_زودی
@kaaghaz
▪️فریدریش نیچه؛ زندگینامهای فلسفی/ جولیان یانگ/ نشر نی
نشر نی زندگینامهٔ مفصل فریدیریش نیچه با ترجمهٔ محمد دهقانی را در دست انتشار دارد. جولیان یانگ زندگی نیچه را تنیده با اندیشههای او بررسی کرده است: «یانگ تفکّر نیچه را در بافتار روزگار خودش ــ ظهور میلیتاریسم پروسی، یهودستیزی، علم داروینی، جنبشهای "جوانان" و نهضتهای رهاییبخش، و نیز نظریهی "مرگ خدا" ــ میگذارد و بر تأثیر قطعی افلاطون و ریشارد واگنر در تلاش نیچه برای اصلاح فرهنگ غربی تأکید میکند. از تأثیر ویرانگری که عشق نافرجام نیچه به لو سالومه بر شخصیت او داشت نیز سخن میگوید و میکوشد تا بفهمد چرا نیچه در چهلوچهار سالگی دیوانه شد.».
▪️ترورهای سیاسی/ دکتر سهراب یزدانی/ نشر مد
دکتر سهراب یزدانی در تازهترین پژوهش خود به ترورهای سیاسی در تاریخ معاصر ایران پرداخته است. این پژوهش با دیباچهای دربارهٔ ترور سیاسی و سابقهٔ آن در مورد ناصرالدین شاه آغاز میشود و در ادامه به بازهٔ زمانی ۱۲۸۶ (مجلس اول و ترور امینالسلطان و آیتالله بهبهانی و...) تا ۱۲۹۶ (زمان دستگیری اعضای کمیتهٔ مجازات به دست وثوقالدوله) میپردازد. یزدانی سالها پیش در اولین مقالهٔ پژوهشیاش به کمیتهٔ مجازات پرداخته بود. اندیشه پویا صفحاتی از این کتاب را در شمارهٔ اخیر خود منتشر و اعلام کرده که ترورهای سیاسی در نشر مد منتشر خواهد شد.
▪️طبیعت و تجربه/ جان دیویی/ نشر بیدگل
انتشارات بیدگل در مجموعهٔ متون فلسفی که زیر نظر مسعود علیا منتشر میکند بهزودی کتاب تجربه و طبیعت از جان دیویی را منتشر خواهد کرد: «تجربه و طبیعت نسخۀ مبسوط و بازنگریشدۀ سخنرانیهای جان دیویی در سال ۱۹۲۵ است. دیویی در این کتاب رویکردش را به مسئلۀ دانش شرح میدهد، به راهحلهای سایر نظامهای فکری برای این مسئله میپردازد و دیدگاههایش را دربارۀ رابطۀ میان جهان خارج، ذهن و دانش شرح و بسط میدهد».
#خبر #به_زودی
@kaaghaz
«چراغ کتابخانهٔ عمومی امامزاده یحیی و بنیاد مازندران پژوهی انوشه خاموش شد!
متأسفانه ناگاه ادارهٔ اوقاف شهرستان بابل ساختمان کتابخانه و بنیاد را به حکمی یکسویه از شورای حل اختلاف پس گرفت، ساختمانی که دکتر علی شافی آن را با درآمد ناشی از کار شرافتمندانهٔ پزشکی و وام و قسطهای طولانی بانکیاش بنا کرده بود...
کتابخانهٔ عمومی امامزاده یحیی(ع) با همت و پشتیبانی دکتر علی شافی، پزشک نیکوکار در سال ۱۳۸۴ تأسیس و تجهیز شد. کلیهٔ مخارج جاری این مجموعه بدون یک ریال کمک از ارگان دولتی یا غیردولتی از محل درآمد شخصی ایشان هزینه شده که تاکنون در حال ارائهٔ خدمات به همشهریان عزیز بابلی بوده است.
دریغ، دریغ که امروز روزی است که مُهر پایان بر پیشانی بنیاد و کتابخانهٔ غنی مازندرانپژوهی آن خورد.
این روز تاریک به تلخی در خاطره تاریخ اجتماعی مازندران به جا خواهد ماند.
آذر ۱۴۰۲»
▪️از صفحهٔ کتابخانه، با اندکی جرح و تعدیل
#خبر #کتابخانه
@kaaghaz
متأسفانه ناگاه ادارهٔ اوقاف شهرستان بابل ساختمان کتابخانه و بنیاد را به حکمی یکسویه از شورای حل اختلاف پس گرفت، ساختمانی که دکتر علی شافی آن را با درآمد ناشی از کار شرافتمندانهٔ پزشکی و وام و قسطهای طولانی بانکیاش بنا کرده بود...
کتابخانهٔ عمومی امامزاده یحیی(ع) با همت و پشتیبانی دکتر علی شافی، پزشک نیکوکار در سال ۱۳۸۴ تأسیس و تجهیز شد. کلیهٔ مخارج جاری این مجموعه بدون یک ریال کمک از ارگان دولتی یا غیردولتی از محل درآمد شخصی ایشان هزینه شده که تاکنون در حال ارائهٔ خدمات به همشهریان عزیز بابلی بوده است.
دریغ، دریغ که امروز روزی است که مُهر پایان بر پیشانی بنیاد و کتابخانهٔ غنی مازندرانپژوهی آن خورد.
این روز تاریک به تلخی در خاطره تاریخ اجتماعی مازندران به جا خواهد ماند.
آذر ۱۴۰۲»
▪️از صفحهٔ کتابخانه، با اندکی جرح و تعدیل
#خبر #کتابخانه
@kaaghaz
Forwarded from یادداشتهای سید احمدرضا قائممقامی
qaemmaqami، nam azarbayjan.pdf
2.2 MB
آذربایجان
مرحوم روحالله خالقی گفته اقبالالسلطان قهرمان ملی است و مقصودش آن کارهاست که مرحوم اقبال در فتنهٔ آذربایجان کرد. جناب خالقی که آهنگ آذربايجان را ساخت (گلهای رنگارنگ ۲۱۹) نیز خود از این قهرمانان است:
ای قبلهٔ آزادگان، وی خاک آذربادگان
فرخنده باد ایام تو، کز نام تو
آشفتهخاطر دشمن دون شد
می در گلوی مدعی خون شد
ضمیمهٔ این یادداشت چیزکی است که سابقاً دربارهٔ آذربایجان نوشتهام و این جا به مناسبت روز آذربایجان نشر میکنم.
مرحوم روحالله خالقی گفته اقبالالسلطان قهرمان ملی است و مقصودش آن کارهاست که مرحوم اقبال در فتنهٔ آذربایجان کرد. جناب خالقی که آهنگ آذربايجان را ساخت (گلهای رنگارنگ ۲۱۹) نیز خود از این قهرمانان است:
ای قبلهٔ آزادگان، وی خاک آذربادگان
فرخنده باد ایام تو، کز نام تو
آشفتهخاطر دشمن دون شد
می در گلوی مدعی خون شد
ضمیمهٔ این یادداشت چیزکی است که سابقاً دربارهٔ آذربایجان نوشتهام و این جا به مناسبت روز آذربایجان نشر میکنم.
نسخه وُرد کتاب خود بهنام بادبانهای جنوب را در Internet Archive گذاشتهام. کپیرایت هم ندارد.
این نسخهای است که دوازده سال پیش به ناشر دادم و نامش را اوزال (بهمعنی بادبان در لهجه بندر کُنگ) گذاشته بودم. ناشر نامش را عوض کرد و با اصلاحاتی دو سال بعد منتشر کرد.
علی پارسا
توضیح از سایت نشر نو: بادبانهای جنوب حاصل بیش از پنج سال تحقیق میدانی و پژوهشی نویسنده، علی پارسا، در معرفی سابقه، ابزارها، روشها و به طور کلی فرهنگ دریانوردی با کشتیهای چوبی و بادبانی است که تا مدتی پیش در جنوب ایران رایج بوده است. بسیاری از ایرانیان با این سنت دریانوردی که قرنها رایج بوده است آشنایی ندارند. چه بسا بسیاری از آنان شاید شگفتزده شوند اگر به آنان گفته شود که هممیهنان آنها از هزاران سال پیش تا همین دههٔ ۱۳۴۰ خورشیدی با کشتیهای دستساز بادبانی به سواحل هند و افریقا میرفتند.
#بایگانی #کتاب_رایگان
@kaaghaz
این نسخهای است که دوازده سال پیش به ناشر دادم و نامش را اوزال (بهمعنی بادبان در لهجه بندر کُنگ) گذاشته بودم. ناشر نامش را عوض کرد و با اصلاحاتی دو سال بعد منتشر کرد.
علی پارسا
توضیح از سایت نشر نو: بادبانهای جنوب حاصل بیش از پنج سال تحقیق میدانی و پژوهشی نویسنده، علی پارسا، در معرفی سابقه، ابزارها، روشها و به طور کلی فرهنگ دریانوردی با کشتیهای چوبی و بادبانی است که تا مدتی پیش در جنوب ایران رایج بوده است. بسیاری از ایرانیان با این سنت دریانوردی که قرنها رایج بوده است آشنایی ندارند. چه بسا بسیاری از آنان شاید شگفتزده شوند اگر به آنان گفته شود که هممیهنان آنها از هزاران سال پیش تا همین دههٔ ۱۳۴۰ خورشیدی با کشتیهای دستساز بادبانی به سواحل هند و افریقا میرفتند.
#بایگانی #کتاب_رایگان
@kaaghaz
Internet Archive
بادبانهای جنوب : Ali Parsa : Free Download, Borrow, and Streaming : Internet Archive
نسخه ورد کتاب بادبانهای جنوب نوشته علی پارسا
معرفی کتاب تازه: فلسفهٔ باغها
چرا باغها مهماند؟ دیوید کوپر در کتاب فلسفهٔ باغها میکوشد به این سؤال بنیادین پاسخ دهد.
به گمان کوپر، باغ چیزی است ورای «سرگرمی» و «مکان خوب». باغ پدیدهای است که در «زندگی خوب»، آنچه نزد یونانیان باستان زندگی «ائودایمونیک» نامیده میشد، جایگاه ویژهای دارد. پس عجیب نیست که فلسفهٔ مدرن اعتنای چندانی به باغ نداشته است؛ چرا که بحث پیرامون «زندگی خوب» عمدتاً از دایرهٔ فلسفهٔ مدرن خارج بوده است، امری که روزگاری دغدغهٔ اصلی فلسفه به شمار میرفت.
اما عجیبتر اینکه از منظر زیباشناختی هم توجهی به باغها نشده است. کوپر چند علت این بیتوجهی را در دو فصل کتاب توضیح داده؛ از جمله این که زیباشناسی توجه خود را عمدتاً معطوف هنر کرده است، حال اینکه تقلیل باغ به هنر به معنای درنیافتن اهمیت آن است.
کوپر بر اساس همین رویکرد به باغهای تاریخی و مشهور چندان نپرداخته، بلکه باغهای خانگی را مد نظر قرار داده است.
این کتاب از جمله کتابهایی است که این سالها تحت عنوان «هنر زندگی» منتشر شدهاند. نویسنده با بیانی شیوا به فلسفهورزی پیرامون مسائل ملموس زندگی میپردازد.
▪️ فلسفهٔ باغها | دیوید ادوارد کوپر | ترجمهٔ شیرین کریمی | نشر نی | ۲۰۴ ص. رقعی | شومیز | ۱۸۰,۰۰۰ تومان
▪️original title:
A philosophy of gardens (2006), David Edward Cooper
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
چرا باغها مهماند؟ دیوید کوپر در کتاب فلسفهٔ باغها میکوشد به این سؤال بنیادین پاسخ دهد.
به گمان کوپر، باغ چیزی است ورای «سرگرمی» و «مکان خوب». باغ پدیدهای است که در «زندگی خوب»، آنچه نزد یونانیان باستان زندگی «ائودایمونیک» نامیده میشد، جایگاه ویژهای دارد. پس عجیب نیست که فلسفهٔ مدرن اعتنای چندانی به باغ نداشته است؛ چرا که بحث پیرامون «زندگی خوب» عمدتاً از دایرهٔ فلسفهٔ مدرن خارج بوده است، امری که روزگاری دغدغهٔ اصلی فلسفه به شمار میرفت.
اما عجیبتر اینکه از منظر زیباشناختی هم توجهی به باغها نشده است. کوپر چند علت این بیتوجهی را در دو فصل کتاب توضیح داده؛ از جمله این که زیباشناسی توجه خود را عمدتاً معطوف هنر کرده است، حال اینکه تقلیل باغ به هنر به معنای درنیافتن اهمیت آن است.
کوپر بر اساس همین رویکرد به باغهای تاریخی و مشهور چندان نپرداخته، بلکه باغهای خانگی را مد نظر قرار داده است.
این کتاب از جمله کتابهایی است که این سالها تحت عنوان «هنر زندگی» منتشر شدهاند. نویسنده با بیانی شیوا به فلسفهورزی پیرامون مسائل ملموس زندگی میپردازد.
▪️ فلسفهٔ باغها | دیوید ادوارد کوپر | ترجمهٔ شیرین کریمی | نشر نی | ۲۰۴ ص. رقعی | شومیز | ۱۸۰,۰۰۰ تومان
▪️original title:
A philosophy of gardens (2006), David Edward Cooper
#معرفی_کتاب_تازه
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
معرفی کتاب تازه: فلسفهٔ باغها
خوب خواندن یکی از آن لذات بیبدیلی است که انزوا به شما ارزانی میکند، چرا که این لذت تسلیبخشترین لذتهاست. خوب خواندن در شما دیگریبودن ایجاد میکند، دیگریبودن نسبت به خودتان یا دوستانتان یا کسانی که ممکن است دوستتان بشوند. ادبیات خلاقه دیگریبودن است، و به همین طریق هم تنهایی را تسکین میدهد. علت خواندن ما صرفاً این نیست که امکان آشنایی با آدمهای زیادی را نداریم، بلکه میخوانیم چون دوستی هم رابطهای است بسیار شکننده.
–هرولد بلوم، ترجمهٔ مهرداد اصیل–
کتابها بهترین پادزهر برای باتلاق بطالت و پوچی هستند.
–جورج استاینر، ترجمهٔ بهزاد قادری–
#نقل_قول
@kaaghaz
–هرولد بلوم، ترجمهٔ مهرداد اصیل–
کتابها بهترین پادزهر برای باتلاق بطالت و پوچی هستند.
–جورج استاینر، ترجمهٔ بهزاد قادری–
#نقل_قول
@kaaghaz
مختصری دربارهٔ یلدا
شروین فریدنژاد
نام یلدا در متون باستانی ایران نیامده. کهنترین یادکرد نام یلدا را میتوان در کتاب آثارالباقیه بیرونی از سدهٔ چهارم و پنجم هجری یافت که یلدا یا «میلاد مسیح» را به نقل از مسیحیان خوارزم، از جشنهای مشترک مسیحیان ملکایی، یعقوبی و نسطوری و زمان آن را بیستوپنجم دسامبر میداند. یلدا از همان زمان در قرن پنجم و به پیروی از مسیحیان ایرانی در شعر و متون ادب فارسی هم به معنای جشن میلاد مسیح وارد میشود و با مفهوم بلندترین شب سال قرین میگردد و به مرور زمان پیوندش با میلاد مسیح فراموش میشود. در زمانی نامعلوم، نام یلدا جایگزین نام «آذر جشن»، جشن باستانی زرتشتیان در آغاز زمستان، میگردد که به نام شب چله هم شناخته میشده. امروزه هم یلدا و هم چله نام این جشن ایرانی است که البته ربطی هم به میترائیسم رومی و تولد میترا و... ندارد. آنا کراسنوولسکا، ایرانشناس و اسطورهپژوه معاصر لهستانی، در آثار و نوشتههایش برای نخستین بار به آذر جشن و ارتباط آن با یلدا و شب چله و تطور این نام و شکل این جشن باستانی پرداخته است، از جمله در چند چهره کلیدی در اساطیر گاهشماری ایرانی (۱۹۹۸) و شب چله (۱۹۹۹). کتاب اول با ترجمه ژاله متحدین (نشر ورجاوند) به فارسی ترجمه شده.
شروین فریدنژاد
@kaaghaz
شروین فریدنژاد
نام یلدا در متون باستانی ایران نیامده. کهنترین یادکرد نام یلدا را میتوان در کتاب آثارالباقیه بیرونی از سدهٔ چهارم و پنجم هجری یافت که یلدا یا «میلاد مسیح» را به نقل از مسیحیان خوارزم، از جشنهای مشترک مسیحیان ملکایی، یعقوبی و نسطوری و زمان آن را بیستوپنجم دسامبر میداند. یلدا از همان زمان در قرن پنجم و به پیروی از مسیحیان ایرانی در شعر و متون ادب فارسی هم به معنای جشن میلاد مسیح وارد میشود و با مفهوم بلندترین شب سال قرین میگردد و به مرور زمان پیوندش با میلاد مسیح فراموش میشود. در زمانی نامعلوم، نام یلدا جایگزین نام «آذر جشن»، جشن باستانی زرتشتیان در آغاز زمستان، میگردد که به نام شب چله هم شناخته میشده. امروزه هم یلدا و هم چله نام این جشن ایرانی است که البته ربطی هم به میترائیسم رومی و تولد میترا و... ندارد. آنا کراسنوولسکا، ایرانشناس و اسطورهپژوه معاصر لهستانی، در آثار و نوشتههایش برای نخستین بار به آذر جشن و ارتباط آن با یلدا و شب چله و تطور این نام و شکل این جشن باستانی پرداخته است، از جمله در چند چهره کلیدی در اساطیر گاهشماری ایرانی (۱۹۹۸) و شب چله (۱۹۹۹). کتاب اول با ترجمه ژاله متحدین (نشر ورجاوند) به فارسی ترجمه شده.
شروین فریدنژاد
@kaaghaz
وحشت از ترجمهٔ دراکولا، نه از دراکولا
سعیده سالاری
مجلۀ مترجم در شمارۀ هشتاد نقدی منتشر کرده بود با عنوان «وحشت از ترجمۀ دراکولا، نه از دراکولا». نویسندۀ این نقد، سعیده سالاری، با بررسی ترجمۀ فارسی دراکولا پرده از فاجعۀ این ترجمه برداشته بود. عجیب اینکه نویسنده اگرچه در مقدمه به انتشار دو ترجمه در فاصلهای کوتاه اشاره کرده است، در هیچکجای متن عنوان نکرده که این نقد به کدامیک از این ترجمهها مربوط است. ناچار با بررسی متن متوجه شدیم که این ترجمۀ وحشتناک (به تعبیر سالاری) از محمود گودرزی است و ناشر کتاب هم نشر برج.
شاید بسیاری بر این گمان باشند که وجود ترجمههای مغلوط از شاهکارهای کلاسیک بِه از نبود آنهاست. بهواقع هم در این سالها ناشرانی که بازار چنین آثاری را گرم میدیدند سنگ تمام گذاشتند. فقط در یک فقره، جناب محمود گودرزی جور کمکاری چند قرن مترجمان فارسی را کشیده است که البته حاصل یکی از کارهای ایشان را میبینیم. اما آفت انتشار چنین ترجمههایی بیش از آن است که در بادی امر به نظر میرسد. ترجمۀ دراکولا تا امروز یازده نوبت تجدید چاپ شده است. با این اوصاف، آیا میتوان امیدوار بود که روزی مترجم شایستهای زحمت بازترجمۀ این اثر را به جان بخرد و درنهایت هم نه از نظر مادی طرفی بربندد و نه از نظر معنوی قدری ببیند و نیز متهم به «دوبارهکاری» شود؟
نقد دراکولا را که مجلۀ مترجم تازگی در وبسایت خود بارگذاری کرده در فایل زیر بخوانید.
دراکولا | نوشتۀ برام استوکر | ترجمۀ محمود گودرزی | نشر برج | ۴۶۸ ص. رقعی | جلد سخت | ۳۲۵,۰۰۰ تومان
#نقد
@kaaghaz
سعیده سالاری
مجلۀ مترجم در شمارۀ هشتاد نقدی منتشر کرده بود با عنوان «وحشت از ترجمۀ دراکولا، نه از دراکولا». نویسندۀ این نقد، سعیده سالاری، با بررسی ترجمۀ فارسی دراکولا پرده از فاجعۀ این ترجمه برداشته بود. عجیب اینکه نویسنده اگرچه در مقدمه به انتشار دو ترجمه در فاصلهای کوتاه اشاره کرده است، در هیچکجای متن عنوان نکرده که این نقد به کدامیک از این ترجمهها مربوط است. ناچار با بررسی متن متوجه شدیم که این ترجمۀ وحشتناک (به تعبیر سالاری) از محمود گودرزی است و ناشر کتاب هم نشر برج.
شاید بسیاری بر این گمان باشند که وجود ترجمههای مغلوط از شاهکارهای کلاسیک بِه از نبود آنهاست. بهواقع هم در این سالها ناشرانی که بازار چنین آثاری را گرم میدیدند سنگ تمام گذاشتند. فقط در یک فقره، جناب محمود گودرزی جور کمکاری چند قرن مترجمان فارسی را کشیده است که البته حاصل یکی از کارهای ایشان را میبینیم. اما آفت انتشار چنین ترجمههایی بیش از آن است که در بادی امر به نظر میرسد. ترجمۀ دراکولا تا امروز یازده نوبت تجدید چاپ شده است. با این اوصاف، آیا میتوان امیدوار بود که روزی مترجم شایستهای زحمت بازترجمۀ این اثر را به جان بخرد و درنهایت هم نه از نظر مادی طرفی بربندد و نه از نظر معنوی قدری ببیند و نیز متهم به «دوبارهکاری» شود؟
نقد دراکولا را که مجلۀ مترجم تازگی در وبسایت خود بارگذاری کرده در فایل زیر بخوانید.
دراکولا | نوشتۀ برام استوکر | ترجمۀ محمود گودرزی | نشر برج | ۴۶۸ ص. رقعی | جلد سخت | ۳۲۵,۰۰۰ تومان
#نقد
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
وحشت از ترجمهٔ دراکولا، نه از دراکولا