کاغذ
5.76K subscribers
818 photos
34 videos
55 files
739 links
کاغذ، رسانۀ کتاب
دربارهٔ کتاب و خواندنی‌های دیگر

‌
«تنها توصیه‌ای که یک نفر می‌تواند دربارهٔ خواندن به دیگری بکند این است که به او بگوید هیچ توصیه‌ای نپذیرد.»/ ویرجینیا وولف

شبکه‌های اجتماعی:
Instagram.com/kaaqaz
Twitter.com/kaaqaz
ادمین:
@mehrdad_assil
Download Telegram
دو نامه از گلستان به چوبک

«از مجموعه آرشیو‌ ابراهیم گلستان در دانشگاه استنفورد، این‌‌ تصاویر ‌برخی از دیگر نامه‌های ارسالی ابراهیم گلستان به صادق چوبک از سال ۱۹۴۹ تا دهه ۱۹۹۰ هستند.

این نامه‌ها شامل یادداشتی از گلستان در سال ۱۹۶۷ است که در آن از دست دادن شاعر فمنیست و پیشگام، فروغ فرخزاد، را سوگواری می‌کند.

مجموعهٔ ابراهیم گلستان در کتابخانهٔ گرین دانشگاه استنفورد یکی از آرشیوهای متعدد ایران است که در کتابخانهٔ گرین و کتابخانه و آرشیو مؤسسه هوور در استنفورد نگهداری می‌شوند.

این مجموعه پس از اتمام مراحل پردازش، در اتاق مطالعهٔ مجموعه‌های ویژه کتابخانه گرین برای بازدید قابل دسترسی خواهد بود. عموم مردم می‌توانند با ثبت درخواست خود به صورت آنلاین از طریق سیستم AEON قبل از بازدید، به این مواد دسترسی پیدا کنند.»


▪️منبع متن و تصاویر: صفحهٔ اینستاگرام مطالعات ایرانی دانشگاه استنفور
▪️چند نامهٔ دیگر از گلستان و چوبک را اینجا ببینید

#بایگانی

@kaaghaz
‏آیا هنر و سیاست جایی به هم می‌رسند؟
احمد شاملو: آه. بله، حتماً… نِرون شهر رم را به آتش می‌کشید و چنگ می‌نواخت.
شاه اسماعیل خودمان صدها هزار نفر را گردن می‌زد و غزل می‌گفت.
بتهوون عظیم‌ترین سمفونی عالم را در ستایش شادی ساخت... و هیتلر که آرزو داشت نقاش بشود، عظیم‌ترین رنجگاه تاریخ، زاخسنهاوزن را.
ناصرالدین شاه هم شعر می‌سرود و هم نقاشی می‌کرد، اما می‌داد سارق را زنده‌زنده پوست بکنند. انسان برایش با بادمجان تفاوتی نداشت... خب بله، یک جایی به هم می‌رسند: متأسفانه بر سر نعش یکدیگر.

behzad vafakhah

از کتاب:
▪️دربارهٔ هنر و ادبیات؛ گفت‌وگوی ناصر حریری با شاملو | انتشارات نگاه | ۲۶۴ ص. رقعی | ۱۱۰,۰۰۰ تومان

#نقل_قول

@kaaghaz
معرفی کتاب تازه: خم افلاک

خم افلاک رمانی است دربارۀ تاریخ علم، رمانی عاشقانه که داستانی سرشار از ماجراجویی را دنبال می‌کند.

ریچل بارنباوم در بستر تاریخ اوایل قرن بیستم داستانی مهیج را روایت می‌کند. سال ۱۹۱۴، درست هنگامی که روسیه در آستانۀ جنگ جهانی است و اینشتین در شرف اثبات نظریۀ نسبیت، خواهر و برادری بلندپرواز فکر دگرگونی جهان را در سر می‌پرورانند: زن جراح جوان و برادر دانشمندش برای حل معمای نسبیت به رقابت با آلبرت اینشتین می‌پردازند.

خم افلاک اولین رمان بارنباوم است. او در نشریۀ لس‌آنجلس ریویو آو بوکز می‌نویسد و در دانشگاه هاروارد ادبیات و فلسفه خوانده است. بارنباوم دربارۀ ایدۀ رمان می‌گوید:
سال ۲۰۱۴ بود که مقاله‌ای را در نشریۀ ساینتیفیک امریکن خواندم. نوشته بود صد سال پیش در چنین ماهی، اینشتین در آستانۀ اثبات نسبیت بود؛ اگر همان موقع خودش یا گروهش به روسیه می‌رفتند، می‌توانستند از خورشیدگرفتگی کاملی عکس بردارند که حکم آخرین قطعۀ اثبات نظریه‌اش را داشت. از این طریق اثبات می‌کرد که گرانش قادر به خم کردن نور است. هنوز مجله را زمین نگذاشته، به این فکر افتادم که عجب ایدۀ نابی است برای نوشتن داستان. چه می‌شد اگر کسی اینشتین را شکست می‌داد؟


این کتاب از اولین منشورات نشر خزان است.

▪️خم افلاک | ریچل بارنباوم | ترجمهٔ فاطمه تناسان | نشر خزان | ۶۴۸ ص. | رقعی، جلد سخت | ۴۵۰,۰۰۰ تومان

▪️original title:
A Bend in the Stars (2019), Rachel Barenbaum

#معرفی_کتاب_تازه

@kaaghaz
خبر انتشار کتاب: قصه‌های جنگ

نشر نی دومین مجموعه از آثار جوزف کنراد را با نام قصه‌های جنگ منتشر کرد؛ مجموعه‌ی اول در ۱۴۰۱ با نام قصه‌های آشوب منتشر شده بود. گویا ترجمهٔ آثار کنراد قرار بود ادامه پیدا کند که متأسفانه با درگذشت مترجم جوان مجموعه، نیما حضرتی، متوقف شد.
قصه‌های جنگ مجموع شش داستان است که کنراد آن‌ها را بین ۱۹۰۶ تا ۱۹۰۸ نوشت. این شش داستان برخلاف داستان‌های اولیهٔ کنراد نه خودزندگی‌نامه‌ای است و نه بر اساس تجربه‌ای دست اول نوشته شده است. کنراد این مجموعه را پس از رمان نوسترومو نوشت و قصد داشت داستان‌های ساده‌تری بنویسد که هم استراحتی کرده باشد و هم شاید درآمدی فوری از آن کسب کند.
نام اصلی کتاب A Set of Six است. از کیفیت ترجمه بی‌اطلاعم.

▪️قصه‌های جنگ | جوزف کنراد | ترجمهٔ نیما حضرتی | نشر نی | ۱۹۲ صفحه | رقعی، شومیز | ۱۹۰,۰۰۰ تومان

#خبر_انتشار_کتاب

@kaaghaz
نازنین هنرکار:
«شیوه‌نامهٔ جدید کتابخانهٔ به‌اصطلاح "ملی" رو خوندم. به نظر میاد تغییرات و محدودیت‌های عجیب و شرم‌آوری که گذاشته‌اند، ادامهٔ همان روند سرکوب و حذف شهروندان است، و ابهام و عدم‌صراحت در متن جدید، دست حراست رو برای اعمال سلیقه بیش از قبل باز گذاشته.

بخشی از تغییرات شیوه‌نامهٔ جدید:

ــ دانشجویان کارشناسی ارشد بدون پایان‌نامه امکان عضویت ندارند. عضویت اعضای فعلی هم تمدید نخواهد شد.
ــ نخبگان، مخترعان و نویسندگان کتاب/مقالاتِ تخصصی که قبلاً حق عضویت پژوهشی داشتند، حالا در صورت نداشتن مدرک کارشناسی ارشد، از حق عضویت "محروم" شده‌اند. درحالی‌که قهرمانان ورزشی ملی و جهانی با مدرک کارشناسی حق عضویت دارند.
ــ امکان عضویت معلولان لغو شده.
ــ مصادیق پوشش طوری عنوان شده که پوششِ عرفیِ اکثریتِ اعضای زن تخلف محسوب می‌شود. (پوشاندن کامل سر و صورت و پوشیدن مانتوی جلوبسته تا زیر زانو)
ــ توزیع برگه‌های نظرسنجی و نامه و دعوت به هر نوع تجمع ممنوع شده.

لینک شیوه‌نامه‌ی جدید»
.
گلی ترقی، پاریس، خانهٔ سالمندان!

پژمان موسوی: با اطلاع، می‌دانیم که گلی خانم ترقی، نویسندهٔ شهیر ایران، این روزها در یک خانهٔ سالمندان در پاریس روزگار می‌گذراند. بله، درست خواندید: گلی ترقی/ پاریس/ خانهٔ سالمندان! این یعنی ما باید «درد در خانهٔ سالمندان بودن» را هم بگذاریم در کنار غم غربت تا شاید بتوانیم حال و روز این روزهای گلی ترقی را درک کنیم؛ البته که باز هم نمی‌توانیم!
این را به‌خصوص آن‌هایی می‌فهمند که از صبغه و سابقه، موقعیت و جایگاه خانوادگی و نقش بی‌بدیل گلی خانم در داستان‌نویسی معاصر ایران اطلاع داشته باشند. غم‌انگیز است داستان‌نویس باشی، یک عمر برای مردمت بنویسی، در غم‌ها و شادی‌ها کنارشان باشی و دست آخر سرنوشتت گوشهٔ اتاقی در خانهٔ سالمندانی گوشهٔ پاریس در غربت باشد. اما چه می‌شود کرد روزگار است دیگر...

▪️از مجلهٔ تجربه، تیر ماه ۱۴۰۳، شمارهٔ ۳۱ (مسلسل ۱۸۱)

#خبر #نشریات

@kaaghaz
سفر به شرق جان دوس پاسوس


ترجمهٔ سعید باستانی از سفر به شرق جان دوس پاسوس به‌رایگان در وبگاه کتابخانهٔ ادبیات منتشر شد. این کتاب از دههٔ ۱۳۶۰ پشت سد سانسور مانده است. بخشی از مقدمهٔ سعید باستانی در معرفی کتاب و سرنوشت ترجمه:

«جان دوس پاسوس زیاد سفر می‌کرد و سفر به شرق شرح مشاهداتش در ترکیه و روسیه و ایران و عراق و سوریه است. او در این سفر در ایران شاهد قدرت گرفتن رضاخان و در عراق شاهد تاسیس آن کشور بود.

عنوان اصلی این سفرنامه، Orient Express، نام راه‌آهنی است که شرکتی بلژیکی در سال ۱۸۸۳ میلادی راه‌اندازی کرد. این راه‌آهن، که از پاریس تا استانبول مسافر می‌برد، در همهٔ کشورهای بینابین ایستگاه داشت و تا سال ۲۰۰۷ هم فعال بود.

این کتاب را بنده به توصیهٔ زنده‌یاد رضا براهنی در اوایل انقلاب اسلامی ترجمه کردم و تاکنون هیچ ناشری نتوانسته اجازهٔ چاپش را از وزارت ارشاد بگیرد.
ترجمهٔ کتاب را ابتدا در سال ۱۳۶۲ شمسی به آقای محمدرضا اصلانی، مدیر نشر نقره، دادم. متأسفانه فعالیت نشر نقره، به علت خصومت‌های حکومت جابر، با مشکلات عدیده مواجه شد و ترجمه، همزمان با مهاجرت من به ایالات متحد در سال ۱۳۶۵، به زنده‌یاد محمد زهرایی، از شرکای انتشارات نیل، واگذار گردید. آقای زهرایی هم، علاوه بر مشکلاتی که با شرکایش پیدا کرده بود، مدتی هم در بازداشت دژخیمان به سر برد. ایشان پس از آزادی، نشر کارنامه را تأسیس کرد و هنگامی که من، پس از ۱۵ سال دوری از وطن، در سال ۱۳۸۰ به ایران سفر کردم، ترجمهٔ سفر به شرق در اختیار نشر کارنامه بود و هنوز به وزارت ارشاد هم نرفته بود. من از آقای زهرایی خواستم که برای نشر کتاب تاریخی تعیین کند، اما متأسفانه ایشان به عللی قادر به اجابت درخواست من نبود. این شد که ترجمهٔ این کتاب به دست آقای کریمی، مدیر انتشارات نیلوفر، سپرده شد. ایشان تا به حال دو بار، ۱۳۸۷ و ۱۴۰۲، این ترجمه را برای اجازهٔ نشر به وزارت ارشاد تسلیم کرده و هرگز پاسخی دریافت نکرده است.
رسم بر این است که ممیز کتاب ایرادهای کتاب را برای ناشر توضیح می‌دهد تا ناشر و مولف یا مترجم آن ایرادها را جهت کسب اجازهٔ وزارت ارشاد رفع‌ورجوع کنند. دریغا که در مورد ترجمهٔ سفر به شرق پاسخ وزارت ارشاد سکوت مطلق بوده و بس.»

https://t.me/BashgaheAdabiyat/29674

▪️سفر به شرق | جان دوس پاسوس | ترجمهٔ سعید باستانی | انتشارات مجازی باشگاه ادبیات | ۲۲۷ صفحه

#کتاب_رایگان #سانسور #خبر_انتشار_کتاب

@kaaghaz
کم‌بینایی و نهان‌بینی؛ به مناسبت زادروز آلدوس هاکسلی
فرید دبیرمقدم، مترجم دنیای شگفت‌انگیز نو*

در ژانویهٔ ۱۹۳۱ و چند ماه پیش از نگارش دنیای شگفت‌انگیز نو، هاکسلی که دیگر یک نویسندهٔ جوان و خوش‌آتیه به شمار می‌آمد، از ویلایش در فرانسه سفری به محلهٔ بلومزبری در لندن کرد تا با دوستان قدیمش در آن حلقهٔ معروف دیداری تازه کند. ویرجینیا وولف پس از صرف شام با او در دفترچهٔ خاطرات خود چنین نوشت: «آلدوس زندگی را در ید خود دارد. نمی‌دانم این موضوع لطمه‌ای به نوشتنش می‌زند یا نه. محرکش نوعی نگاه تلخ است در این مایه‌ها: مرگ از راه می‌رسد و هیچ‌چیز اهمیت ندارد، پس دست‌کم بگذار تمام دیدنی‌ها را ببینم و تمام خواندنی‌ها را بخوانم.»

این همه میل به دیدن و خواندن آن هم در عین نومیدی از کجا می‌آید؟ می‌توانیم آن را به مشکل بینایی هاکسلی مربوط بدانیم، معضلی که در سرتاسر عمر با آن دست به گریبان بود. در زمستان ۱۹۱۱، چشمان هاکسلیِ شانزده ساله به عفونتی باکتریایی مبتلا شد. عفونت به قدری شدید بود که چشم راستش کامل نابینا شد و چشم چپش همه‌چیز را چنان تار می‌دید که حتی برای راه‌رفتن نیز نیاز به کمک داشت. چاره‌ای نبود جز ترک تحصیل از مدرسهٔ مشهور ایتن. این ظلمت نزدیک به دو سال به درازا کشید. تصور چنین مصیبت عظیمی برای نوجوانی که نمی‌توانست با همسالان خود ارتباط اجتماعی موفقی برقرار کند و یگانه مأمنش خواندن بود به‌راستی هولناک است. به گفتهٔ خودش، راه برون‌رفت از این ظلمت را در عرض چهار هفته خودش فرا گرفت: خط بریل. بعدها در مصاحبه‌ای از مزیت کتاب‌خواندن با بریل سخن گفت که می‌توانسته در تاریکی مطلقِ شب‌های سرد زیر پتو بماند و با دست کتاب بخواند. تصویر غریبی است. عطش هاکسلی به تجربه‌های زیباشناختی چنان سیری‌ناپذیر بود که با بریل شروع به نت‌خوانی و نواختن پیانو کرد؛ یک دست روی برگه‌های نت و دستی دیگر روی کلیدهای پیانو.

هاکسلی اهمیت این تجربه را هرگز در زندگی‌اش کوچک جلوه نداد و یکی از دل‌مشغولی‌های ذهنی او تا پایان عمر رابطهٔ میان ذهن و بدن باقی ماند: این‌که چگونه بدن می‌تواند برای ذهن محدودیت ایجاد کند و در مقابل چگونه ذهن باید رابطهٔ صحیح با بدن را کشف کند. هاکسلی از یک طرف به سوی پرسش‌هایی فلسفی رفت که از قدیم‌الایام مطرح بودند و از سوی دیگر چشم به آینده‌ای دوخت که می‌تواند تلنباری از ویرانه‌ها بر کرهٔ زمین باشد؛ روایت یک دیستوپیای نامتعارف در ادبیات: دنیای شگفت انگیز نو. با نگاه به زمانه‌ای که در آن زندگی می‌گذرانیم، خوب است بار دیگر به وولف بازگردیم و توصیف دیگری را از هاکسلی در دفترچه یادداشت او بخوانیم: «نهان‌بین نابینا».

*▪️دنیای شگفت‌انگیز نو | آلدوس هاکسلی | ترجمهٔ فرید دبیرمقدم | نشر مَد | ۲۸۴ صفحه | رقعی، شومیز | ۲۶۵,۰۰۰ تومان
(برای مشاهدهٔ جلد کتاب، روی عکس کلیک کنید)
#یاد

@kaaghaz
شهرهای نامرئی، «شهرها و خاطره. ۲»
ایتالو کالوینو
بر اساس ترجمهٔ انگلیسی ویلیام ویور


مردی که دیرزمانی بر پهنهٔ سرزمین‌های دوردست تاخته است، یک روز شوق شهر را احساس می‌کند. او سرانجام به ایزیدورا می‌رسد، شهری که ساختمان‌هایش پلکان‌های مارپیچ دارد، سنگ‌فرش‌شده با صدف‌های دریایی مارپیچ؛ شهری که در آن تلسکوپ‌ها و ویولن‌های بی‌نقص می‌سازند؛ شهری که وقتی مسافرانش میان دو زن تردید دارند، ناگاه زن سومی پیش رویشان پدیدار می‌شود؛ شهری که جنگ خروس‌هایش به ورطهٔ کتک‌کاری‌های خونین قماربازان درمی‌غلطد. وقتی شوقِ شهر به دلش افتاده بود، به همین چیزها فکر می‌کرد. پس ایزیدورا شهر رویاهای اوست، اما هنوز یک تفاوت باقی است: شهری که رویایش را داشت او را به هنگام جوانی در خود جای داده بود؛ اکنون در پیرسالی به ایزیدورا رسیده است. در میدان شهر سکویی هست که مردان سالخورده بر آن می‌نشینند و گذر شخص جوانی را از برابر خود تماشا می‌کنند. او نیز در ردیف آن‌ها نشسته است. حال، شوق‌ها خاطراتی بیش نیستند.

▪️original title:
Le città invisibili (1972), by Italo Calvino

▪️تصویرسازی از دنیله کاستلّانو

#بریده_کتاب #هنر_تصویرسازی

@kaaghaz
محمدتقی غیاثی درگذشت

محمدتقی غیاثی، منتقد ادبی و مترجم ادبیات فرانسوی، در ۹۲ سالگی در فرانسه درگذشت.


محمدتقی غیاثی در خمام گیلان زاده شد و تحصیلات ابتدایی را در خمام و متوسطه را در شهر رشت و تحصیلات دانشگاهی را در رشتهٔ زبان و ادبیات فرانسه در دانشسرای عالی تهران گذراند. در سی‌سالگی با بورس تحصیلی وزارت فرهنگ دولت ایران به پاریس رفت و موفق به اخذ دکتری ادبیات فرانسه از دانشگاه سوربن پاریس شد. «تأثیر استاندال روی ژید» عنوان تز دکتری او بود. پس از بازگشت به ایران تا هنگام بازنشستگی با سمت استاد تمامی در دانشگاه تهران و  چندین سال نیز در دورهٔ دکتری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات به تدریس زبان و ادبیات فرانسه اشتغال داشت. محمدتقی غیاثی جز فرهنگ‌های فرانسه-فارسی و کتاب‌های کمک‌درسی‌ای که در آموزش زبان فرانسه منتشر کرده‌ است، ترجمه‌های پرشماری نیز از آثار ادبی نویسندگان فرانسه در کارنامهٔ پربار خود دارد. خدایان تشنه‌اند اثر آناتول فرانس، سهم سگان شکاری اثر امیل زولا، دلهرهٔ هستی اثر آلبر کامو، هفتهٔ مقدس اثر لویی آراگون و نقد تکوینی اثر لوسین گلدمن از جمله ترجمه‌های اوست.
این مترجم برجسته امروز هفتم مردادماه ۱۴۰۳ در فرانسه درگذشت.

نشر‌ نو


▪️گفت‌وگویی با محمدتقی غیاثی را این‌جا بخوانید.
▪️برخی مقالات محمدتقی غیاثی را از این‌جا دانلود کنید و بخوانی.

▪️عکس از مجتبی سالک، بخارا

#خبر

@kaaghaz
دو طرح جلدِ اول نامناسب تشخیص داده شدند، و کتاب با طرح جلد سفیدپخچالی منتشر خواهد شد!
Meisam Amini


به‌روزرسانی:
‏دکتر شیخ‌رضایی، مدیر نشر کرگدن، خبر داده‌اند که «یکی از معاونان وزارت ارشاد و رئیس ادارۀ کتاب در دو تماس جداگانه خبر دادند که عدم تصویب هردو جلد قبلی حاصل برداشت نادرست از قانون بوده و هردو جلد مورد تأیید و قابل‌استفاده‌اند.»
البته کتاب با جلد سفید چاپ شده و امکان تغییر دیگه نیست.
Meisam Amini

#سانسور

@kaaghaz