«تروفو: خیلی از تحسینکنندههای شما دوست دارند که ببینند مثلاً با یک اثر کلاسیک بزرگ مثل "جنایت و مکافات" داستایفسکی چه میکنید.
هیچکاک: من هرگز این کار را نخواهم کرد، دقیقاً به این دلیل که "جنایت و مکافات" کاری است که دیگری قبلاً به انجام رسانده است. [...] کاری که من میکنم این است که داستان را یک بار میخوانم و اگر از فکر اصلی خوشم آمد کتاب را بهکلی کنار میگذارم و شروع به آفرینش سینما میکنم. امروز اگر از من بپرسید نمیتوانم قصهی "پرندگان" اثر دافنه دوموریه را برایتان تعریف کنم. [...]
تروفو: پس خیال ندارید "جنایت و مکافات" را به فیلم برگردانید؟
هیچکاک: اگر هم این کار را بکنم احتمالاً فیلم خوبی از کار در نخواهد آمد.
تروفو: چرا؟
هیچکاک: چونکه کتاب داستایفسکی پر از کلماتی است که هر کدام وظیفه و مصرفی دارند.» صص۵۶ و ۵۷
#بریده_کتاب #سینما
@kaaghaz
هیچکاک: من هرگز این کار را نخواهم کرد، دقیقاً به این دلیل که "جنایت و مکافات" کاری است که دیگری قبلاً به انجام رسانده است. [...] کاری که من میکنم این است که داستان را یک بار میخوانم و اگر از فکر اصلی خوشم آمد کتاب را بهکلی کنار میگذارم و شروع به آفرینش سینما میکنم. امروز اگر از من بپرسید نمیتوانم قصهی "پرندگان" اثر دافنه دوموریه را برایتان تعریف کنم. [...]
تروفو: پس خیال ندارید "جنایت و مکافات" را به فیلم برگردانید؟
هیچکاک: اگر هم این کار را بکنم احتمالاً فیلم خوبی از کار در نخواهد آمد.
تروفو: چرا؟
هیچکاک: چونکه کتاب داستایفسکی پر از کلماتی است که هر کدام وظیفه و مصرفی دارند.» صص۵۶ و ۵۷
#بریده_کتاب #سینما
@kaaghaz
«شگفتی» داستان آگوست، پسری دهساله، است که ظاهر و چهرهای غیرعادی دارد و بههمیندلیل همسالانش از او فراری هستند. او بهخاطر مشکلش تا حالا ۲۷بار جراحی شده و هنوز به مدرسه نرفته و در خانه درس خوانده است، اما خانوادهاش تصمیم گرفتهاند که او را به مدرسه بفرستند. آگوست از نظر فکری و احساسی کاملاً مثل دیگران است و دوست دارد با او عادی رفتار شود؛ نه بیتوجهی را دوست دارد و نه توجه بیش از حد.
این رمان در ۲۰۱۳ در فهرست کتابهای پرفروش نیویورکتایمز بوده است. در ایران هم، با پنج نشان، در فهرست #لاکپشت_پرنده قرار گرفته است.
#پیشنهاد_تابستانی #پیشنهاد_نوجوان
@kaaghaz
این رمان در ۲۰۱۳ در فهرست کتابهای پرفروش نیویورکتایمز بوده است. در ایران هم، با پنج نشان، در فهرست #لاکپشت_پرنده قرار گرفته است.
#پیشنهاد_تابستانی #پیشنهاد_نوجوان
@kaaghaz
Forwarded from میراثنما
شماره جدید «نگاه نو» با بخش ویژه میراث فرهنگی ایران منتشر شد. گفت و گو با مهدی حجت از مدیران کهنهکار میراث فرهنگی بخشی از این پرونده ویژه است.
@mirasnama
@mirasnama
بخشی از صحبتهای رضا رضایی دربارهی نزدیکی مضامین آثار کلاسیک با جامعهی ما در مجلهی کرگدن شمارهی۸:
_ [گتسبی بزرگ] محصول یک دورهی تاریخی عجیب و غریب در جهان است. کسی که دقیق نخواند متوجه نمیشود. در این کتاب مسئلهی نژادی، ثروت و سرمایهداری افسارگسیخته، قاچاق، شرایط بین دو جنگ جهانی و خیلی چیزهای دیگر دیده میشود. چرا ترجمهاش میکنم؟ دقیقاً به این علت که عین وقایعی که در رمان میخوانم در فضای اطرافم در حال وقوع است. فضای رمان «گتسبی» خیلی به شرایط دور و بر من و شما نزدیک است.
_ اتفاقاً محیط همین کتابهای جین آستین بسیار شبیه جامعهای است که در آن زندگی میکنیم. [...] هیچوقت فکر کردهاید این خانوادهها در رمان «غرور و تعصب» ثروتشان را از کجا به دست آوردهاند؟ نشانههایش در رمان هست ولی باید دقیق بخوانید تا پی ببرید. روابط و رقابتهای کسانی که در طبقهی پایینتر هستند، از چه جنسی است؟ چرا شوهر پولدار کردن فضیلت محسوب میشود؟ چرا افسر خوشتیپ میتواند دختر جوانی را فریب دهد؟ معیارها چیست که فریب میخورند؟ چرا یک جا ناکام میمانند و یک جا نمیمانند؟ چرا قهرمان داستان ما که حاضر نیست به یک دختر طبقه متوسط نگاه کند، از برج غرورش کمکم پایین میآید؟ چرا این دختر که پیشداوری دارد و اصلاً از پسر خوشش نمیآید، پیشداوریاش را کنار میگذارد و از این آدم خوشش میآید؟ این هم روانشناسی است، هم بررسی طبقات اجتماعی است و...
#مصاحبه #مجله
@kaaghaz
_ [گتسبی بزرگ] محصول یک دورهی تاریخی عجیب و غریب در جهان است. کسی که دقیق نخواند متوجه نمیشود. در این کتاب مسئلهی نژادی، ثروت و سرمایهداری افسارگسیخته، قاچاق، شرایط بین دو جنگ جهانی و خیلی چیزهای دیگر دیده میشود. چرا ترجمهاش میکنم؟ دقیقاً به این علت که عین وقایعی که در رمان میخوانم در فضای اطرافم در حال وقوع است. فضای رمان «گتسبی» خیلی به شرایط دور و بر من و شما نزدیک است.
_ اتفاقاً محیط همین کتابهای جین آستین بسیار شبیه جامعهای است که در آن زندگی میکنیم. [...] هیچوقت فکر کردهاید این خانوادهها در رمان «غرور و تعصب» ثروتشان را از کجا به دست آوردهاند؟ نشانههایش در رمان هست ولی باید دقیق بخوانید تا پی ببرید. روابط و رقابتهای کسانی که در طبقهی پایینتر هستند، از چه جنسی است؟ چرا شوهر پولدار کردن فضیلت محسوب میشود؟ چرا افسر خوشتیپ میتواند دختر جوانی را فریب دهد؟ معیارها چیست که فریب میخورند؟ چرا یک جا ناکام میمانند و یک جا نمیمانند؟ چرا قهرمان داستان ما که حاضر نیست به یک دختر طبقه متوسط نگاه کند، از برج غرورش کمکم پایین میآید؟ چرا این دختر که پیشداوری دارد و اصلاً از پسر خوشش نمیآید، پیشداوریاش را کنار میگذارد و از این آدم خوشش میآید؟ این هم روانشناسی است، هم بررسی طبقات اجتماعی است و...
#مصاحبه #مجله
@kaaghaz
بندی از مقالهی «اگر این خیانت باشد»
گرگوری راباسا | ترجمهی عبدالله کوثری
از مجلهی «مترجم» | شمارهی ۱۶ | زمستان ۷۳
خوانندهی تیزبین میتواند بدون توسل به زبان اصلی دربارهی مزایای ترجمه داوری کند.
آنکه اغلب مایهی دردسر مترجم است منتقدی است که آن یکی زبان (زبان اصلی) را هم میداند. او معمولاً آدمی دانشگاهی است که تکلیف شبانهی خود را انجام داده و متن ترجمه را با اصل مقایسه کرده است. اگر خطایی یا لغزشی در ترجمه باشد بیگمان آن را در مییابد و بسا که بدیلهای ممکن را نیز پیشنهاد کند که برخی از آنها به همان اندازه پذیرفتنی است که آخرین پاسخ ارائه شده در آزمونهای چند گزینشی: "هیچ کدام از پاسخها."
بیگمان اگر خطایی در ترجمه باشد باید تصحیح شود و از همینروست که میگوییم امکان ندارد ترجمهای نهایی باشد. اما مترجم در حیرت میماند که اگر کار با اخطاری درست میشود دیگر این همه بگیر و ببند دادگاه نظامی برای چیست؟
@kaaghaz
گرگوری راباسا | ترجمهی عبدالله کوثری
از مجلهی «مترجم» | شمارهی ۱۶ | زمستان ۷۳
خوانندهی تیزبین میتواند بدون توسل به زبان اصلی دربارهی مزایای ترجمه داوری کند.
آنکه اغلب مایهی دردسر مترجم است منتقدی است که آن یکی زبان (زبان اصلی) را هم میداند. او معمولاً آدمی دانشگاهی است که تکلیف شبانهی خود را انجام داده و متن ترجمه را با اصل مقایسه کرده است. اگر خطایی یا لغزشی در ترجمه باشد بیگمان آن را در مییابد و بسا که بدیلهای ممکن را نیز پیشنهاد کند که برخی از آنها به همان اندازه پذیرفتنی است که آخرین پاسخ ارائه شده در آزمونهای چند گزینشی: "هیچ کدام از پاسخها."
بیگمان اگر خطایی در ترجمه باشد باید تصحیح شود و از همینروست که میگوییم امکان ندارد ترجمهای نهایی باشد. اما مترجم در حیرت میماند که اگر کار با اخطاری درست میشود دیگر این همه بگیر و ببند دادگاه نظامی برای چیست؟
@kaaghaz
Forwarded from میراثنما
مادیتهای معاصر: باستانشناسیهای معاصر/گذشتهی نزدیک | به کوشش لیلا پاپلی یزدی | نشر حکمت کلمه | ۱۶۰ ص. جیبی
لیلا پاپلی یزدی معرفی زیر را به طور اختصاصی در اختیار میراثنما گذاشته است.
@mirasnama
لیلا پاپلی یزدی معرفی زیر را به طور اختصاصی در اختیار میراثنما گذاشته است.
@mirasnama
Forwarded from میراثنما
«مادیتهای معاصر» نخستین متن فارسی در توضیح باستانشناسیهای معاصر است. نویسندگان این کتاب سابقهی پژوهش بر روی دادههای فرهنگی معاصر، در ایران و پاکستان و کویت، را دارند و اینبار تلاش کردهاند تا متنی تولید کنند، که نه لزوماً برای باستانشناسان، بلکه برای علاقمندان به علوم انسانی هم مفید باشد.
باستانشناسیهای معاصر شاخههای نویی از باستانشناسی است که به جهان امروز و انسان بیش از مواد فرهنگی متعهد است. باستانشناس معاصر/گذشتهی نزدیک عمدتاً روش زندگیای را انتخاب میکند که در موضع نقدِ قدرتهاست؛ از این رو قسمت بزرگی از باستانشناسیهای معاصر به فهم دیگرباره یا دیگرگونِ تاریخِ سیاسی اختصاص دارد. در تاریخ و باستانشناسیِ سنتی معمولاً انسانها، آدمهای بدنهی جامعه، اپوزیسیون، بردگان، زنان، دگرباشان و... به نفع پروپاگاندای شاهِ پیروز حذف میشوند، پروپاگاندایی که همهی تاریخ را به نفع ساختار سیاسی ضبط میکند. باستانشناسی معاصر اما این نسبت را میشکند؛ موضوعیت او «همه»ی انسانهاست.
@mirasnama
باستانشناسیهای معاصر شاخههای نویی از باستانشناسی است که به جهان امروز و انسان بیش از مواد فرهنگی متعهد است. باستانشناس معاصر/گذشتهی نزدیک عمدتاً روش زندگیای را انتخاب میکند که در موضع نقدِ قدرتهاست؛ از این رو قسمت بزرگی از باستانشناسیهای معاصر به فهم دیگرباره یا دیگرگونِ تاریخِ سیاسی اختصاص دارد. در تاریخ و باستانشناسیِ سنتی معمولاً انسانها، آدمهای بدنهی جامعه، اپوزیسیون، بردگان، زنان، دگرباشان و... به نفع پروپاگاندای شاهِ پیروز حذف میشوند، پروپاگاندایی که همهی تاریخ را به نفع ساختار سیاسی ضبط میکند. باستانشناسی معاصر اما این نسبت را میشکند؛ موضوعیت او «همه»ی انسانهاست.
@mirasnama
در حال و هوای جوانی|مسکوب|اچانداس مدیا
برشی از این خاطرات جوانی شاهرخ مسکوب را در زیر بخوانید. برای خرید نسخه الکترونیک کتاب در ایران به لینک مراجعه کنید
http://bit.ly/28I0PAO
@kaaghaz
برشی از این خاطرات جوانی شاهرخ مسکوب را در زیر بخوانید. برای خرید نسخه الکترونیک کتاب در ایران به لینک مراجعه کنید
http://bit.ly/28I0PAO
@kaaghaz
این برشی از کتاب #در_حال_و_هوای_جوانی است. تاریخ یادداشت ۱۱ مهر ۱۳۴۳ است، نخستین روزهای سفر مسکوب به فرانسه. او به ماندگاری خانههای قدیمی در فرانسه و تخریب چنین خانههایی در تهرانِ آن دوران اشاره دارد:
«دیروز با جمعی از بورسیههای A.S.T.E.F. رفتیم به شارتر. ساعت ده صبح رسیدیم. گشتی زدیم و ساعت دهونیم همراه راهنمایی برای تماشای شهر راه افتادیم. خانههایی را که هشتصد سال پیش ساختهاند و هنوز مسکون است، کوچههای قرون وسطایی و پلها و تکههایی از باروی بازماندهی شهر را نشانمان داد. درست مثل خودمان هستند که یک خانهی صد سال پیش در پایتخت کشور شاهنشاهی نمیتوان یافت و هرچه خانهی صفوی در اصفهان بود یا خراب شده و یا خرابش کردهاند. دست به خرابی خودمان را کمتر ملتی دارد.»
#بریده_کتاب #خاطرات
@kaaghaz
«دیروز با جمعی از بورسیههای A.S.T.E.F. رفتیم به شارتر. ساعت ده صبح رسیدیم. گشتی زدیم و ساعت دهونیم همراه راهنمایی برای تماشای شهر راه افتادیم. خانههایی را که هشتصد سال پیش ساختهاند و هنوز مسکون است، کوچههای قرون وسطایی و پلها و تکههایی از باروی بازماندهی شهر را نشانمان داد. درست مثل خودمان هستند که یک خانهی صد سال پیش در پایتخت کشور شاهنشاهی نمیتوان یافت و هرچه خانهی صفوی در اصفهان بود یا خراب شده و یا خرابش کردهاند. دست به خرابی خودمان را کمتر ملتی دارد.»
#بریده_کتاب #خاطرات
@kaaghaz
خشایار دیهیمی مترجم آثار آلبرکامو از رویکردش در ترجمه این آثار میگوید.
@kaaghaz
https://www.instagram.com/p/BG2VF-1me1d/
@kaaghaz
https://www.instagram.com/p/BG2VF-1me1d/
بابک احمدی در شمارهی ۳۵ مجله «اندیشه پویا» سه رمان معرفی کرده است؛ دو تا از جولین بارنز و یکی از موراکامی.
#معرفی_کتاب #مجله
@kaaghaz
#معرفی_کتاب #مجله
@kaaghaz
سرگذشت آقای زومر | پاتریک زوسکینت | کساییپور | هرمس | ۱۰۸ص.
راوی داستان پسرکی بود که آقای زومر را میدید؛ مردی که هیچکس حتی لحظهای هم توقفش را ندیده بود.
#پیشنهاد_تابستانی #بریده_کتاب
@kaaghaz
راوی داستان پسرکی بود که آقای زومر را میدید؛ مردی که هیچکس حتی لحظهای هم توقفش را ندیده بود.
#پیشنهاد_تابستانی #بریده_کتاب
@kaaghaz
«سرگذشت آقای زومر» هم برای نوجوانان خواندنی است، هم برای بزرگسالان. کتاب اثر پاتریک زوسکینت، نویسندهی رمان معروف «عطر»٬ است. سامپه، تصویرگر معروف فرانسوی، هم طرحهایی با آبرنگ برای آن کشیده است که نشر هرمس بهصورت رنگی چاپشان کرده. برش زیر سطرهای اول داستان است:
«آنوقتها که هنوز از دار و درخت بالا میرفتم – یعنی مدتها پیش، سالها دهها سال پیش – قد من فقط یکهوا از نود و هفت سانتیمتر بیشتر بود، سایز کفشم ۲۹ بود، و آنقدر سبک بودم که میتوانستم پرواز کنم – نه، دروغ نمیگویم، آنوقتها واقعاً میتوانستم پرواز کنم – یا دستکم تقریباً میتوانستم، یا بهتر است بگویم آن روزها اگر واقعاً میخواستم و جداً با تمام وجودم تلاش میکردم، راستیراستی توانایی پرواز کردن را داشتم، چون ... هنوز هم خیلی خوب یادم هست که یکبار چیزی نمانده بود پرواز کنم.»
#بریده_کتاب #پیشنهاد_تابستانی
@kaaghaz
«آنوقتها که هنوز از دار و درخت بالا میرفتم – یعنی مدتها پیش، سالها دهها سال پیش – قد من فقط یکهوا از نود و هفت سانتیمتر بیشتر بود، سایز کفشم ۲۹ بود، و آنقدر سبک بودم که میتوانستم پرواز کنم – نه، دروغ نمیگویم، آنوقتها واقعاً میتوانستم پرواز کنم – یا دستکم تقریباً میتوانستم، یا بهتر است بگویم آن روزها اگر واقعاً میخواستم و جداً با تمام وجودم تلاش میکردم، راستیراستی توانایی پرواز کردن را داشتم، چون ... هنوز هم خیلی خوب یادم هست که یکبار چیزی نمانده بود پرواز کنم.»
#بریده_کتاب #پیشنهاد_تابستانی
@kaaghaz