جومپا لاهیری، نویسندهی هندی-امریکایی، آخرین اثرش را به زبان ایتالیایی نوشته است. همسر او ایتالیایی است و خودش نیز سخت دلبستهی فرهنگ و زبان ایتالیایی، آنچنان که به این کشور مهاجرت کرده و با همسر و دو فرزندش در آنجا زندگی میکند. «بهعبارت دیگر» اثری غیرداستانی است دربارهی این دلبستگی. بریدهای از این کتاب را بخوانید:
«من دختر مادری هستم که هرگز تن به تغییر نداد. در امریکا، تا آنجا که میتوانست طوری لباس پوشید، رفتار کرد، غذا خورد، فکر کرد و زندگی کرد که انگار هرگز هند را، کلکته را، ترک نکرده است. اینکه حاضر نشد دیدگاهش، عاداتش و رفتارش را تعدیل کند تدبیری بود برای مقاومت در برابر فرهنگ امریکایی و مبارزه با آن به قصد حفظ هویتش. امریکاییشدن، یا حتی شبیه یک امریکایی شدن، برایش به معنای شکست مطلق بود. مادرم، هر بار به کلکته برمیگردد، به خود میبالد که بهرغم حدود پنجاه سال دوری از هند، شبیه زنی است که هیچگاه آنجا را ترک نکرده است.
من درست نقطهی مقابل اویم. عصیان مادرم امتناع از تغییر بود و عصیان من اصرار بر دگرگون شدن.»
به عبارت دیگر | جومپا لاهیری | امیرمهدی حقیقت | نشر ماهی | ۱۳۲ صفحه، ۹۵۰۰ تومان
#پیشخان #بریده_کتاب
@kaaghaz
«من دختر مادری هستم که هرگز تن به تغییر نداد. در امریکا، تا آنجا که میتوانست طوری لباس پوشید، رفتار کرد، غذا خورد، فکر کرد و زندگی کرد که انگار هرگز هند را، کلکته را، ترک نکرده است. اینکه حاضر نشد دیدگاهش، عاداتش و رفتارش را تعدیل کند تدبیری بود برای مقاومت در برابر فرهنگ امریکایی و مبارزه با آن به قصد حفظ هویتش. امریکاییشدن، یا حتی شبیه یک امریکایی شدن، برایش به معنای شکست مطلق بود. مادرم، هر بار به کلکته برمیگردد، به خود میبالد که بهرغم حدود پنجاه سال دوری از هند، شبیه زنی است که هیچگاه آنجا را ترک نکرده است.
من درست نقطهی مقابل اویم. عصیان مادرم امتناع از تغییر بود و عصیان من اصرار بر دگرگون شدن.»
به عبارت دیگر | جومپا لاهیری | امیرمهدی حقیقت | نشر ماهی | ۱۳۲ صفحه، ۹۵۰۰ تومان
#پیشخان #بریده_کتاب
@kaaghaz
مؤسسهی فردازی این کتابخانه کوچک را در تنها مدرسه روستای حسینآباد اراک با ۱۵۰ کتاب در حوزههای علمی، هنری، کمک آموزشی، رمان، خودشناسی و... برپا کرد.
https://goo.gl/jEauey
@kaaghaz
https://goo.gl/jEauey
@kaaghaz
فردازی همچنین در حسینآباد به تمامی دانشآموزان تنها مدرسه این روستا کتاب اهدا کرد.
https://goo.gl/Odr23s
@kaaghaz
https://goo.gl/Odr23s
@kaaghaz
یکی از بهترین کتابهایی است که درباره روابط انسانها نوشته شده، حال و روز زنان و مردانی که از پیوندهای ثابت بیبهرهاند.
متن و عکس:داوود پنهانی
https://goo.gl/8skt9z
#پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
متن و عکس:داوود پنهانی
https://goo.gl/8skt9z
#پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
طرحهای مرتضی ممیز برای انتشار داستان «ملکوت»، اثر بهرام صادقی. دیروز، ۱۵ دی، سالروز تولد این نویسندهی بزرگ بود.
https://goo.gl/qwDK7C
@kaaghaz
https://goo.gl/qwDK7C
@kaaghaz
#بریده_کتاب
از کتاب "روایتی از زندگی و زمانهی اکبر هاشمیرفسنجانی"، جعفر شیرعلینیا، نشر سایان، ۱۳۹۵
علی بزرگیان
https://goo.gl/Kwo2SY
@kaaghaz
از کتاب "روایتی از زندگی و زمانهی اکبر هاشمیرفسنجانی"، جعفر شیرعلینیا، نشر سایان، ۱۳۹۵
علی بزرگیان
https://goo.gl/Kwo2SY
@kaaghaz
کتاب «نابوکوف» نقل قولها و گفتههایی از این نویسندهی بزرگ است که از خودزندگینامهی او با نام «سخن بگو، حافظه» و گزیدهی مصاحبههاش با نام «نظریات صائب» انتخاب شدهاند و کنار عکسهایی قرار گرفتهاند که هورست تاپه، عکاس پرتره، از او گرفته است. هورست تاپه از سال ۱۹۶۲ تا سال ۱۹۷۷، از نابوکوف عکس برمیداشت و به نوعی عکاس ویژهی او بود. مبنای تدوین این کتاب کوچک هم برگزاری نمایشگاه نابوکوف در موزهی ویو مونترو بوده است.
برگردان فارسی نقل قولها از رضا رضایی است که سه رمان از آثار نابوکوف را هم ترجمه کرده. عکسهایی که در این کتاب منتشر شدهاند احتمالاً علاقهمندان نابوکوف را سر ذوق میآورد. یکی از نقل قولهای کتاب، که دربارهی رمان «لولیتا» و همسرش است، بخوانید:
«در اوایل دههی ۱۹۲۰ که داشتم نخستین آثار داستانیام را مینوشتم، او مشاور و داورم بود. تمام داستانها و رمانهایم را خداقل دو بار برای او میخواندم. موقع تایپ کردن و تصحیح کردن نمونههای تایپشده و وارسی کردن ترجمههای آثارم به زبانهای گوناگون، باز هم کتابهایم را میخواند.
یکی از روزهای سال ۱۹۵۰ در ایتاکا، نیویورک، که از دشواریهای فنی و شک و تردید به ستوه آمده بودم و داشتم نخستین فصلهای «لولیتا» را به کورهی زبالهسوزی باغ میبردم، او بود که جلویم را گرفت و گفت دست نگه دارم و کمی دیگر هم فکر کنم.»
نابوکوف (گفتهها، عکسها) | نابوکوف، هورست تاپه | رضا رضایی | انتشارات فرهنک جاوید | ۶۴ صفحه، ۱۵۰۰۰تومان
#پیشخان #معرفی_کتاب #بریده_کتاب
@kaaghaz
برگردان فارسی نقل قولها از رضا رضایی است که سه رمان از آثار نابوکوف را هم ترجمه کرده. عکسهایی که در این کتاب منتشر شدهاند احتمالاً علاقهمندان نابوکوف را سر ذوق میآورد. یکی از نقل قولهای کتاب، که دربارهی رمان «لولیتا» و همسرش است، بخوانید:
«در اوایل دههی ۱۹۲۰ که داشتم نخستین آثار داستانیام را مینوشتم، او مشاور و داورم بود. تمام داستانها و رمانهایم را خداقل دو بار برای او میخواندم. موقع تایپ کردن و تصحیح کردن نمونههای تایپشده و وارسی کردن ترجمههای آثارم به زبانهای گوناگون، باز هم کتابهایم را میخواند.
یکی از روزهای سال ۱۹۵۰ در ایتاکا، نیویورک، که از دشواریهای فنی و شک و تردید به ستوه آمده بودم و داشتم نخستین فصلهای «لولیتا» را به کورهی زبالهسوزی باغ میبردم، او بود که جلویم را گرفت و گفت دست نگه دارم و کمی دیگر هم فکر کنم.»
نابوکوف (گفتهها، عکسها) | نابوکوف، هورست تاپه | رضا رضایی | انتشارات فرهنک جاوید | ۶۴ صفحه، ۱۵۰۰۰تومان
#پیشخان #معرفی_کتاب #بریده_کتاب
@kaaghaz
Forwarded from مملکته
جایزهی ادبی بهرام صادقی شاید مهمترین جایزهی غیردولتی داستان کوتاه در ایران باشه و این مرحلهاش مهمترین مرحله است برای مشارکت دادن خوانندهها. به داستان علاقه دارید اپلیکیشن طاقچه رو میتونید از پایین این صفحه دریافت کنید و آثار برگزیده رو بخونید و رأی بدید:
https://taaghche.ir/label/3124
@mamlekate #معرفی
https://taaghche.ir/label/3124
@mamlekate #معرفی
علی بزرگیان: یک کتابی نی منتشر کرده به نام «صدایی که شنیده نشد». نظرسنجی از مردم تهران در سال ۵۵ است و تحلیل آن. نتایج نظرسنجی خیلی عجیبه. دو سال پیش از انقلاب پرسیدن مهمترین مسئلهی جامعه چیست؟ تنها ۳درصد مشکلات سیاسی رو انتخاب کردن. اکثریت گفتند آب و برق و گاز.
https://goo.gl/2c136H
لیلا پاپلی: همین مبحثی که در مورد کتاب «صدایی که...» نوشتهاید در کتاب «سیاستهای خیابانی» [از آصف بیات] هم خیلی خوب بیان شده؛ همین که مسئلهی اصلی در دههی پنجاه زندگی روزمره بوده، بهویژه در محلات حاشیهای.
https://goo.gl/6Y1I0L
#پیشخان
@kaaghaz
https://goo.gl/2c136H
لیلا پاپلی: همین مبحثی که در مورد کتاب «صدایی که...» نوشتهاید در کتاب «سیاستهای خیابانی» [از آصف بیات] هم خیلی خوب بیان شده؛ همین که مسئلهی اصلی در دههی پنجاه زندگی روزمره بوده، بهویژه در محلات حاشیهای.
https://goo.gl/6Y1I0L
#پیشخان
@kaaghaz
احمد محمود سال ۱۳۷۶ رمان«آدم زنده»، نوشتهی خودش، را برای فرار از سانسور به نام ممدوح بن عاطل ابونزال، که مثلاً نویسندهای عراقی است، منتشر کرد.
https://goo.gl/0fzDmg
#سانسور #برای_اطلاع
@kaaghaz
https://goo.gl/0fzDmg
#سانسور #برای_اطلاع
@kaaghaz
آرامگاه ناصر خسرو در یمگان بدخشان، افغانستان. از توییتر حسن کریمی:
https://goo.gl/AOMBZn
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
https://goo.gl/AOMBZn
#کاغذ_مصور
@kaaghaz
Forwarded from Khabgard | خوابگرد
📚 فروغ با سی سال تأخیر!
کتاب «زنی تنها، فروغ و شعرش» به فارسی منتشر شد (تهران: نشر هنوز ۱۳۹۵). این کتاب را مایکل هیلمن در ۱۹۸۷ نوشته بود، و سرانجام، پس از سی سال، همراه با پیشگفتاری که مولف بر ترجمۀ فارسی نوشته است، به دنیای فارسیزبانان آمد.
«زنی تنها» بررسی مستند زندگی و اشعار فرخزاد در فضای فرهنگی روشنفکران ایرانی در دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ است.
اگر این کتاب زودتر به فارسی منتشر شده بود، علاقهمندان زندگی و شعر فرخزاد این روزها از خواندن برخی وقایع زندگی فرخزاد شگفتزده نمیشدند. تقریباً همۀ آنچه را اخیراً در نظر بعضی مخاطبان نویافته تلقی شده، مایکل هیلمن در کتابش آورده بود.
@KhabGard
متن کامل یادداشت سایه اقتصادینیا دربارهی این کتاب را در راهک بخوانید:
http://raahak.com/?p=11896
کتاب «زنی تنها، فروغ و شعرش» به فارسی منتشر شد (تهران: نشر هنوز ۱۳۹۵). این کتاب را مایکل هیلمن در ۱۹۸۷ نوشته بود، و سرانجام، پس از سی سال، همراه با پیشگفتاری که مولف بر ترجمۀ فارسی نوشته است، به دنیای فارسیزبانان آمد.
«زنی تنها» بررسی مستند زندگی و اشعار فرخزاد در فضای فرهنگی روشنفکران ایرانی در دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ است.
اگر این کتاب زودتر به فارسی منتشر شده بود، علاقهمندان زندگی و شعر فرخزاد این روزها از خواندن برخی وقایع زندگی فرخزاد شگفتزده نمیشدند. تقریباً همۀ آنچه را اخیراً در نظر بعضی مخاطبان نویافته تلقی شده، مایکل هیلمن در کتابش آورده بود.
@KhabGard
متن کامل یادداشت سایه اقتصادینیا دربارهی این کتاب را در راهک بخوانید:
http://raahak.com/?p=11896
«دنیا زشتی کم ندارد.
زشتیهای دنیا بیشتر بود اگر آدمی بر آنها دیده بسته بود.
اما آدمی چارهساز است.»
از گفتار فیلم«خانه سیاه است»، ابراهیم گلستان، متن در کتاب«گفتهها»چاپ شده
#بریده_کتاب
@kaaghaz
زشتیهای دنیا بیشتر بود اگر آدمی بر آنها دیده بسته بود.
اما آدمی چارهساز است.»
از گفتار فیلم«خانه سیاه است»، ابراهیم گلستان، متن در کتاب«گفتهها»چاپ شده
#بریده_کتاب
@kaaghaz