امروز، ساعت ۱۶، مراسم معرفی و بررسی «اصول و مبانی تحلیل متون ادبی» نوشتۀ سلینا کوش و ترجمۀ حسین پاینده، برگزار میشود:
https://goo.gl/3wR2J8
#خبر
@kaaghaz
https://goo.gl/3wR2J8
#خبر
@kaaghaz
اریک ووئیار جایزۀ ادبی گنکور فرانسه را برای کتاب «صورتجلسه» از آن خود کرد. این کتاب داستان پشت پردۀ اتفاقاتی است که در ۱۹۳۸ منجر به الحاق اتریش به آلمان شد.
https://goo.gl/Lqa62d
#خبر
@kaaghaz
https://goo.gl/Lqa62d
#خبر
@kaaghaz
امیرمهدی حقیقت در این مصاحبه از جهان داستانی کازوئو ایشیگورو گفته و رمان «غول مدفون» را معرفی کرده است. «غول مدفون» با ترجمهٔ حقیقت در نشر چشمه منتشر شده:
https://goo.gl/VywLpB
#مصاحبه
@kaaghaz
https://goo.gl/VywLpB
#مصاحبه
@kaaghaz
▪️چیزهایی هست که نمی دانی !
🔹 روزگار نو
🔺 متفاوت ترین مجله تلگرامی حوزه دانش و فرهنگ
telegram.me/joinchat/AAAAAEB4w4CQnSCQw2RwSA
🔹 روزگار نو
🔺 متفاوت ترین مجله تلگرامی حوزه دانش و فرهنگ
telegram.me/joinchat/AAAAAEB4w4CQnSCQw2RwSA
Forwarded from بهمن دارالشفایی
یادداشت دوستم مهراد برای خانم میرهادی (که همان پارسال نوشت)
یادت بخیر خانم میرهادی
مهراد واعظی نژاد
در دانشگاه استادی داشتیم که میگفت اگر گذشته را جوری دیگر ثبت کرده بودند، آینده جور دیگری میشد. راست میگفت. اگر تاریخ را جوری دیگر یادمان داده بودند، شاید امروز آدمهای دیگری بودیم. اگر به جای قلدر و کمانکش و تاجبهسر، از کاتب و صحاف و آموزگار گفته بودند، اگر به جای او که چشم درمیآورد و زبان میدوخت، از او که ساز میزد و آواز میخواند نوشته بودند، اگر به جای او که خاک غیر به توبره میکشید و کاخ میساخت، برای او که بذر میکاشت و نان میپخت مدیحه سروده بودند، شاید امروز سالار و سردار و کبیر و قهرمان و یل و پهلوان را جوری دیگر به کار میبردیم، میراث را چیزی دیگر میدانستیم، بزرگ و مهتر و فخر را به کسانی دیگر لقب میدادیم - به مردان و (به ویژه) زنانی که چون ثبت نشدهاند انگار نبودهاند، یا دستکم به کسانی دیگر از همینها که بیخ گوشمان بودهاند و چیزی ازشان مانده: امثال تاجالسلطنه، بیبی خانم استرآبادی، میرزا حسن رشدیه، صدیقه دولتآبادی، جبار باغچهبان، محمد بهمنبیگی... یا توران میرهادی، که امروز رفت، گرچه آنقدر بهجا گذاشت که جایی برای افسوس نگذاشت.
جلوی اسمش مینویسند مادر ادبیات کودک و نوجوان ایران، یا مادربزرگ همه بچههای ایران. خودش میگفت "من مثل آن بچه ده سالهام که اول بار این کتاب را باز کرده دنبال چیزی بگردد، اینجور سخت که نوشتهاید نمیفهمم. بروید دوباره بنویسید". این را هرکس در فرهنگنامه کودکان و نوجوانان کار کرده شنیده، هرکس که فکر میکرده برای بچهها گفتن، به زبان بچهها گفتن، آسان است - از پزشک و مهندس بگیر، تا جامعهشناس و اقتصاددان و هنرپژوه - هرکس که یک روز یک جا شاگرد توران میرهادی بوده. و چه بختیار بوده که بوده. چون توران خانم هر آموزگاری نبود. دیکته نمیگفت، مشق نمیخواست، سرکوفت نمیزد. درسش پرکاری بود، کمتر گفتن و بیشتر عمل کردن. درسش مهربانی بود، بدون هوار کردن و بر سینه کوفتن. درسش برابری بود، بیزاری از مقایسه و تبعیض. درسش دلیری بود، پس زدن خاکستر سختیها و باز زبانه کشیدن. درسش - شرمسارم خانم میرهادی اگر صدای کلیشه میدهد - درسش درس عشق بود، بی دریغ و بی منت، بی هایوهوی، تا آخر خط. شصتوپنج سال پیش برای برادر تازهدرگذشتهاش نوشته بود: "فرهاد عزیزم، به ایران میآیم تا آنچه را آموختهام و از این پس خواهم آموخت، در راه پیشرفت کودکان کشورمان به کار گیرم. با تو عهد میبندم که غم از دست دادنت را به کاری بزرگ تبدیل کنم. از این پس به جای تو هم کار خواهم کرد. من به ایران میآیم تا همه عشقم را، همه دانشم را در راه پیشرفت کودکان ایران به کار گیرم. تا پایان عمرم، و با تمام نیرو و توانم." درسش، درس آخرش، وفای به عهد بود.
جایتان خالی است خانم میرهادی ...
@bahmanshafa
یادت بخیر خانم میرهادی
مهراد واعظی نژاد
در دانشگاه استادی داشتیم که میگفت اگر گذشته را جوری دیگر ثبت کرده بودند، آینده جور دیگری میشد. راست میگفت. اگر تاریخ را جوری دیگر یادمان داده بودند، شاید امروز آدمهای دیگری بودیم. اگر به جای قلدر و کمانکش و تاجبهسر، از کاتب و صحاف و آموزگار گفته بودند، اگر به جای او که چشم درمیآورد و زبان میدوخت، از او که ساز میزد و آواز میخواند نوشته بودند، اگر به جای او که خاک غیر به توبره میکشید و کاخ میساخت، برای او که بذر میکاشت و نان میپخت مدیحه سروده بودند، شاید امروز سالار و سردار و کبیر و قهرمان و یل و پهلوان را جوری دیگر به کار میبردیم، میراث را چیزی دیگر میدانستیم، بزرگ و مهتر و فخر را به کسانی دیگر لقب میدادیم - به مردان و (به ویژه) زنانی که چون ثبت نشدهاند انگار نبودهاند، یا دستکم به کسانی دیگر از همینها که بیخ گوشمان بودهاند و چیزی ازشان مانده: امثال تاجالسلطنه، بیبی خانم استرآبادی، میرزا حسن رشدیه، صدیقه دولتآبادی، جبار باغچهبان، محمد بهمنبیگی... یا توران میرهادی، که امروز رفت، گرچه آنقدر بهجا گذاشت که جایی برای افسوس نگذاشت.
جلوی اسمش مینویسند مادر ادبیات کودک و نوجوان ایران، یا مادربزرگ همه بچههای ایران. خودش میگفت "من مثل آن بچه ده سالهام که اول بار این کتاب را باز کرده دنبال چیزی بگردد، اینجور سخت که نوشتهاید نمیفهمم. بروید دوباره بنویسید". این را هرکس در فرهنگنامه کودکان و نوجوانان کار کرده شنیده، هرکس که فکر میکرده برای بچهها گفتن، به زبان بچهها گفتن، آسان است - از پزشک و مهندس بگیر، تا جامعهشناس و اقتصاددان و هنرپژوه - هرکس که یک روز یک جا شاگرد توران میرهادی بوده. و چه بختیار بوده که بوده. چون توران خانم هر آموزگاری نبود. دیکته نمیگفت، مشق نمیخواست، سرکوفت نمیزد. درسش پرکاری بود، کمتر گفتن و بیشتر عمل کردن. درسش مهربانی بود، بدون هوار کردن و بر سینه کوفتن. درسش برابری بود، بیزاری از مقایسه و تبعیض. درسش دلیری بود، پس زدن خاکستر سختیها و باز زبانه کشیدن. درسش - شرمسارم خانم میرهادی اگر صدای کلیشه میدهد - درسش درس عشق بود، بی دریغ و بی منت، بی هایوهوی، تا آخر خط. شصتوپنج سال پیش برای برادر تازهدرگذشتهاش نوشته بود: "فرهاد عزیزم، به ایران میآیم تا آنچه را آموختهام و از این پس خواهم آموخت، در راه پیشرفت کودکان کشورمان به کار گیرم. با تو عهد میبندم که غم از دست دادنت را به کاری بزرگ تبدیل کنم. از این پس به جای تو هم کار خواهم کرد. من به ایران میآیم تا همه عشقم را، همه دانشم را در راه پیشرفت کودکان ایران به کار گیرم. تا پایان عمرم، و با تمام نیرو و توانم." درسش، درس آخرش، وفای به عهد بود.
جایتان خالی است خانم میرهادی ...
@bahmanshafa
توییت از گنگ بیخواب:
خواندن این کتاب [گفتوگو با محمدعلی سپانلو] درک خوبی از فضای روشنفکری ایران و روابط روشنفکران پیش و پس از انقلاب به دست میدهد. سپانلو این فضا و روابط را از زاویهٔ دید خود روایت میکند.
📌نقلقولهایی از این کتاب:
🖋گلشیری در بیمارستان بود. شاملو هم همان بیمارستان بود. شاملو را با صندلی چرخدار آورده بودند بالای سر گلشیری و گفته بود پاشو قصهٔ معصوم را بخوان. ما ذهناً آماده بودیم شاملو فوت کند، اما گلشیری در گذشت./ ص ۴۲۰
🖋گلشیری در مراسم ختم میرفت و سخنرانی (سیاسی) میکرد. این بار که ختم بود در مسجد سهروردی شمالی برای میرعلایی، من نبودم. ولی نه تنها نمیگذارند گلشیری صحبت کند، بلکه گویا آخوند مجلس میرود بالا و به میرعلایی (متوفی) فحش میدهد.
🖋در نشریهی لثارات که در نماز جمعه پخش میشد من و سه نفر دیگر را به عنوان توطئه کنندهها نام برده بودند. آیتالله جنتی هم در نمازجمعه تأئید کرد که اینها میخواهند دختر مدرسهایها را گمراه کنند./ ص ۳۶۱
محمدعلی سپانلو (تاریخ شفاهی ادبیات ایران) | محسن فرجی و اردوان امیرینژاد| نشر ثالث | ۵۲۰ص، رقعی | ۴۰هزار تومان
#توییتر #پیشنهاد_دیگران #بریده_کتاب
@kaaghaz
https://twitter.com/gonge_bi_khaab/status/929023372280856577
خواندن این کتاب [گفتوگو با محمدعلی سپانلو] درک خوبی از فضای روشنفکری ایران و روابط روشنفکران پیش و پس از انقلاب به دست میدهد. سپانلو این فضا و روابط را از زاویهٔ دید خود روایت میکند.
📌نقلقولهایی از این کتاب:
🖋گلشیری در بیمارستان بود. شاملو هم همان بیمارستان بود. شاملو را با صندلی چرخدار آورده بودند بالای سر گلشیری و گفته بود پاشو قصهٔ معصوم را بخوان. ما ذهناً آماده بودیم شاملو فوت کند، اما گلشیری در گذشت./ ص ۴۲۰
🖋گلشیری در مراسم ختم میرفت و سخنرانی (سیاسی) میکرد. این بار که ختم بود در مسجد سهروردی شمالی برای میرعلایی، من نبودم. ولی نه تنها نمیگذارند گلشیری صحبت کند، بلکه گویا آخوند مجلس میرود بالا و به میرعلایی (متوفی) فحش میدهد.
🖋در نشریهی لثارات که در نماز جمعه پخش میشد من و سه نفر دیگر را به عنوان توطئه کنندهها نام برده بودند. آیتالله جنتی هم در نمازجمعه تأئید کرد که اینها میخواهند دختر مدرسهایها را گمراه کنند./ ص ۳۶۱
محمدعلی سپانلو (تاریخ شفاهی ادبیات ایران) | محسن فرجی و اردوان امیرینژاد| نشر ثالث | ۵۲۰ص، رقعی | ۴۰هزار تومان
#توییتر #پیشنهاد_دیگران #بریده_کتاب
@kaaghaz
https://twitter.com/gonge_bi_khaab/status/929023372280856577
Twitter
گنگ بیخواب
خواندن این کتاب درک خوبی از فضای روشنفکری ایران و روابط روشنفکران پیش و پس از انقلاب به دست میدهد. سپانلو این فضا و روابط را از زاویهی دید خود روایت میکند.
کتاب «آن سوی اُتیسم»، نوشتهٔ صدیقه فراهانی، منتشر شد. این کتاب شناختی کامل نسبت به چیستی اُتیسم و افراد مبتلا به آن ارائه میدهد. دربارهٔ کتاب:
https://goo.gl/yHf6aL
#پیشخان
@kaaghaz
https://goo.gl/yHf6aL
#پیشخان
@kaaghaz
نمایشنامهای از نیما یوشیج، با نام «خواهش میکنم»، که گمان میرفت در حادثهای سوخته باشد، تازگی پیدا شده و بهزودی منتشر میشود. دراینباره بخوانید:
https://goo.gl/xSavh9
#خبر
@kaaghaz
https://goo.gl/xSavh9
#خبر
@kaaghaz
Forwarded from Khabgard | خوابگرد
به روستا آمدم،
به محل دیدارمان نگاه کردم:
نه تو بودی، نه ندایی نه تکانی
پیش از ما دیوارها همدیگر را بوسیده بودند.
این شعر را یکی از ساکنان ورزقان پس از زلزلهی مرداد ۹۱ ورزقان به ترکی سروده بود.
از توئیتر بابک ذاکری
@KhabGard
https://t.me/mamlekate/34612
به محل دیدارمان نگاه کردم:
نه تو بودی، نه ندایی نه تکانی
پیش از ما دیوارها همدیگر را بوسیده بودند.
این شعر را یکی از ساکنان ورزقان پس از زلزلهی مرداد ۹۱ ورزقان به ترکی سروده بود.
از توئیتر بابک ذاکری
@KhabGard
https://t.me/mamlekate/34612
Telegram
مملکته
شهر ریجاب /شهرستان دالاهو/ کرمانشاە
#الو غلامی: همه خونه هایی که بافت قدیمی داشتن تخریب شدن.هنوز نیروهای امدادی به روستا نرسیده. مردم عادی دارن آواربرداری میکنن.
@mamlekate
#الو غلامی: همه خونه هایی که بافت قدیمی داشتن تخریب شدن.هنوز نیروهای امدادی به روستا نرسیده. مردم عادی دارن آواربرداری میکنن.
@mamlekate
Forwarded from با من بخوان
راهنمای آشنایی با بحرانزدگی در کودکان (نسخه pdf)
دریافت فایل:
t.me/khanak_org/389
#زلزله
توضیح بیشتر:
ketabak.org/iy8sv
🔻
@khanak_org
دریافت فایل:
t.me/khanak_org/389
#زلزله
توضیح بیشتر:
ketabak.org/iy8sv
🔻
@khanak_org
Forwarded from با من بخوان
آشنایی با بحران زدگی در کودکان.pdf
606.7 KB
📘 هدف از این راهنما، آشنا کردن همه شهروندان با تروما یا بحرانزدگی و تشویق آن ها برای کمکرسانی به کودکان و نوجوانان در وضعیتهای بحرانی مانند #زلزله است.
توضیح بیشتر
ketabak.org/iy8sv
🔻
@khanak_org
توضیح بیشتر
ketabak.org/iy8sv
🔻
@khanak_org
Forwarded from بهمن دارالشفایی
نازنین دیهیمی از دنیا رفت.
خاکسپاریاش چهارشنبه (پسفردا) ساعت ۱۱ صبح در قطعه ۹ بهشتزهراست.
اطلاع بیشتری از هیچ جزئیاتی ندارم، فقط میدانم خبر فاجعه درست است.
@bahmanshafa
خاکسپاریاش چهارشنبه (پسفردا) ساعت ۱۱ صبح در قطعه ۹ بهشتزهراست.
اطلاع بیشتری از هیچ جزئیاتی ندارم، فقط میدانم خبر فاجعه درست است.
@bahmanshafa
بابک محقق، مترجم کتاب «جنگ جهانی اول»، در گفتوگویی این کتاب را معرفی کرده است. بخشی از گفتوگو را در پست بعد بخوانید و متن کامل را از طریق لینک:
https://goo.gl/nX87Gx
#مصاحبه #پیشخان
@kaaghaz
https://goo.gl/nX87Gx
#مصاحبه #پیشخان
@kaaghaz
از خلال گفتههای بابک محقق:
✔️ مخاطبان در این کتاب علاوه بر شناخت علل و ریشههای اصلی بروز جنگ و نقش طرفهای درگیر در گذار چهارساله وقایع، با جنبههای انسانی و نقشآفرینی چهرههای شاخص حکومتی و نظامی در فراز و فرودهای این دوره تاریک و مصیبتبار قرن بیستم آشنا خواهند شد.
✔️ ساختار کتاب به نحوی است که خواننده را از همان ابتدا به قلب ماجرا میبرد و با زبانی پرکشش و همدلانه ذهن را از خلال حوادث تاریخی به یافتن پاسخهای منطقی بر ابهامات گوناگونی هدایت میکند که در یک سدۀ گذشته در تاروپود این رویداد بزرگ تنیده است.
✔️ نویسنده در این کتاب سه روایت هم پایه را کم و بیش به موازات یکدیگر پیش میبرد. نخستین روایت سیر رویدادهای نظامی از رقابتهای پیدا و پنهان رقبایی است که به جنگ منتهی شد تا بحران فراگیری که تقریباً کل دنیا را تحت تأثیر قرار داد. دومین روایت مجموعهای از تحلیلها دربارۀ امکانات نظامی، نبرد سنگرها، مناسبات فرماندهان و سربازان، شورشها و خودسریها، مردان شجاع و قهرمانان عرصۀ پیکار، جاسوسها و عملیات جاسوسی است و در نهایت سومین روایت جنبههای انسانی جنگ است که در آن به نقش زنان، روابط انسانی در گرماگرم نبرد و واکنش هنرمندان، اعم از شعرا، سینماگران و اهالی تئاتر میپردازد.
متن کامل گفتوگو:
https://goo.gl/nX87Gx
جنگ جهانی اول | دیوید اونز | بابک محقق | نشر فرهنگ جاوید | ۳۰۰ص، رقعی | ۲۵هزار تومان
#مصاحبه #پیشخان
@kaaghaz
✔️ مخاطبان در این کتاب علاوه بر شناخت علل و ریشههای اصلی بروز جنگ و نقش طرفهای درگیر در گذار چهارساله وقایع، با جنبههای انسانی و نقشآفرینی چهرههای شاخص حکومتی و نظامی در فراز و فرودهای این دوره تاریک و مصیبتبار قرن بیستم آشنا خواهند شد.
✔️ ساختار کتاب به نحوی است که خواننده را از همان ابتدا به قلب ماجرا میبرد و با زبانی پرکشش و همدلانه ذهن را از خلال حوادث تاریخی به یافتن پاسخهای منطقی بر ابهامات گوناگونی هدایت میکند که در یک سدۀ گذشته در تاروپود این رویداد بزرگ تنیده است.
✔️ نویسنده در این کتاب سه روایت هم پایه را کم و بیش به موازات یکدیگر پیش میبرد. نخستین روایت سیر رویدادهای نظامی از رقابتهای پیدا و پنهان رقبایی است که به جنگ منتهی شد تا بحران فراگیری که تقریباً کل دنیا را تحت تأثیر قرار داد. دومین روایت مجموعهای از تحلیلها دربارۀ امکانات نظامی، نبرد سنگرها، مناسبات فرماندهان و سربازان، شورشها و خودسریها، مردان شجاع و قهرمانان عرصۀ پیکار، جاسوسها و عملیات جاسوسی است و در نهایت سومین روایت جنبههای انسانی جنگ است که در آن به نقش زنان، روابط انسانی در گرماگرم نبرد و واکنش هنرمندان، اعم از شعرا، سینماگران و اهالی تئاتر میپردازد.
متن کامل گفتوگو:
https://goo.gl/nX87Gx
جنگ جهانی اول | دیوید اونز | بابک محقق | نشر فرهنگ جاوید | ۳۰۰ص، رقعی | ۲۵هزار تومان
#مصاحبه #پیشخان
@kaaghaz
همزمان با برگزاری نمایشگاهی از تصویرسازیهای مرتضی ممیز، استیکرهای تلگرامیای از این تصویرسازیها منتشر شده. از اینجا دانلود کنید:
https://goo.gl/XZ8KVa
@kaaghaz
https://goo.gl/XZ8KVa
@kaaghaz
بهاره آروین، عضو شورای شهر تهران، در وبلاگش یادداشتی منتشر کرده است دربارهٔ رمان «فرزند پنجم»، از دوریس لسینگ. از اینجا بخوانید:
https://goo.gl/iSDUTc
#پیشنهاد_دیگران #معرفی_کتاب
@kaaghaz
https://goo.gl/iSDUTc
#پیشنهاد_دیگران #معرفی_کتاب
@kaaghaz
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی از صحبتهای مرتضی ممیز دربارۀ تصویرسازی
این روزها نمایشگاه تصویرسازیهای ممیز در خانۀ هنرمندان برپاست که تا ۹ آذر ادامه دارد. به زودی کتاب تمام تصویرسازیهای او نیز منتشر میشود.
@kaaghaz
این روزها نمایشگاه تصویرسازیهای ممیز در خانۀ هنرمندان برپاست که تا ۹ آذر ادامه دارد. به زودی کتاب تمام تصویرسازیهای او نیز منتشر میشود.
@kaaghaz
«در برابر استبداد» کتابی است از تیموتی اسنایدر، مورخ بنام امریکایی. کتاب در واکنش به قدرت گرفتن ترامپ نوشته شده و به راههای مقابله با استبداد میپردازد. دربارۀ کتاب:
https://goo.gl/pesc24
@kaaghaz
https://goo.gl/pesc24
@kaaghaz
معرفی و پیشنهاد کتاب: در برابر استبداد
▪️دکتر ریو، راوی رمان طاعون کامو، در آخرین سطرهای روایتش با تلخیای که متناسب با پایانبندی داستان نیست، میگوید: «ریو فریادهای شادی را که از شهر برمیخاست میشنید و به یاد میآورد که این شادی پیوسته در معرض تهدید است. زیرا میدانست که این مردمِ شادان نمیدانند، اما […] شاید روزی برسد که طاعون برای بدبختی و تعلیم انسانها، موشهایش را بیدار کند و بفرستد که در شهری خوشبخت بمیرند.» (طاعون، آلبر کامو، رضا سیدحسینی، نشر نیلوفر چاپ یازدهم ۱۳۸۸) شادی مردم طبعاً از پایان کابوس طاعون و باز شدن دروازههای شهر بود، اما دکتر ریو بدبینانه به چیز دیگری فکر میکرد.
▪️حالا، پس از هفتاد سال که از اولین انتشار طاعون در ۱۹۴۷ میگذرد، دانلد ترامپ به رییس جمهوری امریکا انتخاب شده است و این رویداد تیموتی اسنایدر را واداشته که بار دیگر تاریخ خوفانگیز قرن بیستم را ورق بزند و بیست درس از آن دوران را برشمارد. اسنایدر مثالهایی در شرح هر یک از بیست درس تاریخی افزوده است.
▪️اگرچه انگیزۀ نوشتن این کتاب برآمدن ترامپ بوده است، مخاطبان آن صرفاً امریکاییها نیستند. اسنایدر شرح میدهد که شهروندان برای برانداختن استبداد چه میتوانند بکنند.
▪️متن کامل یادداشت:
https://goo.gl/pesc24
▪️در برابر استبداد | تیموتی اسنایدر | بابک واحدی | نشر گمان | ۱۲۰ص. رقعی | ۱۲هزار تومان
#معرفی_کتاب #پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
▪️دکتر ریو، راوی رمان طاعون کامو، در آخرین سطرهای روایتش با تلخیای که متناسب با پایانبندی داستان نیست، میگوید: «ریو فریادهای شادی را که از شهر برمیخاست میشنید و به یاد میآورد که این شادی پیوسته در معرض تهدید است. زیرا میدانست که این مردمِ شادان نمیدانند، اما […] شاید روزی برسد که طاعون برای بدبختی و تعلیم انسانها، موشهایش را بیدار کند و بفرستد که در شهری خوشبخت بمیرند.» (طاعون، آلبر کامو، رضا سیدحسینی، نشر نیلوفر چاپ یازدهم ۱۳۸۸) شادی مردم طبعاً از پایان کابوس طاعون و باز شدن دروازههای شهر بود، اما دکتر ریو بدبینانه به چیز دیگری فکر میکرد.
▪️حالا، پس از هفتاد سال که از اولین انتشار طاعون در ۱۹۴۷ میگذرد، دانلد ترامپ به رییس جمهوری امریکا انتخاب شده است و این رویداد تیموتی اسنایدر را واداشته که بار دیگر تاریخ خوفانگیز قرن بیستم را ورق بزند و بیست درس از آن دوران را برشمارد. اسنایدر مثالهایی در شرح هر یک از بیست درس تاریخی افزوده است.
▪️اگرچه انگیزۀ نوشتن این کتاب برآمدن ترامپ بوده است، مخاطبان آن صرفاً امریکاییها نیستند. اسنایدر شرح میدهد که شهروندان برای برانداختن استبداد چه میتوانند بکنند.
▪️متن کامل یادداشت:
https://goo.gl/pesc24
▪️در برابر استبداد | تیموتی اسنایدر | بابک واحدی | نشر گمان | ۱۲۰ص. رقعی | ۱۲هزار تومان
#معرفی_کتاب #پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz