﷽خورشید ولایت﷽
277 subscribers
59.9K photos
7.12K videos
2.29K files
6.18K links
تو بدری و خورشید تو را بنده شده است
تا بنده‌ تو شده است تابنده شده است
زآن روی که از شعاع نور رخ تو
خورشید منیر و ماه تابنده شده است
Download Telegram
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (امیرعلی قاسمی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (امیرعلی قاسمی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (وردست خورشید عارفان)
🌞 خورشید عارفان 🌞

در حدیثی از امام صادق(ع) به این معنی اشاره ای شده است که می فرماید: «کلما میزتموه باوهامکم فی ادق معانیه مخلوق مصنوع مثلکم مردود الیکم و لعل النمل الصغار تتوهم ان لله تعالی زبانیتین، فان ذلک کمالها و تتوهم ان عدمهما نقصان لمن لا یتصف بهما و هکذا حال العقلاء فیما یصفون الله تعالی به » (3) .
«هر آنچه با اوهام و خیالات خود در دقیق ترین معانی آنها تشخیص داده اید، مخلوق و مصنوع شما و همانند خودتان می باشد که به خودتان باز می گردد. شاید مورچه خود خیال کند که خدا را دو شاخک هست چون کمال مورچه در آن است و چنین می پندارد که فقدان آنها، نقصانی است بر کسی که آن دو را ندارد وضعیت عقلا و دانشمندان نیز در توصیف خداوند این چنین می باشد».

🔴 کانال خورشیدعارفان
🌞
@khorshide_arefan
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (وردست خورشید عارفان)
🌞 خورشید عارفان 🌞

آن چه پیش تو غیر از آن ره نیست
غایت فهم توست، الله نیست

شیخ بهایی، کشکول، دفتر سوم

🔴 کانال خورشیدعارفان
🌞
@khorshide_arefan
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (امیرعلی قاسمی)
🕊☘

گنج دل زمین منم سر چه نهی تو بر زمین
قبله آسمان منم رو چه به آسمان کنی



#مولانا
#کانال_تلگرام_خورشید_عارفان
🔥1
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (امیرعلی قاسمی)
سلام خدا بر امیرالمومنین

زبان عاقل در پشت قلب اوست، و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد.

حکمت ۳۸ نهج‌البلاغه
#کانال_تلگرام_خورشید_عارفان
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (وردست خورشید عارفان)
🌞 خورشید عارفان 🌞
کمال‌الدولة والدین نبشته بود، گفت که در شهر می‌گویند که عین‌القضات دعویِ خدایی می‌کند، و به‌قتل من فتوی می‌دهند. ای دوست، اگر از تو فتوی خواهند، تو نیز فتوی می‌ده! همه را این وصیت می‌کنم که فتوی این آیت نویسند: «و لله الأسماء الحسنی فادعوه بها و ذروا الذین یلحدون في أسمائه سیجزون بما کانوا یعملون». من خود، این قتل به‌دعا می‌خواهم؛ دریغا هنوز دور است؟ کی بوَد؟ «و ما ذلك على الله بعزيز».
عین‌القضات همدانی، تمهیدات، به‌تصحیح عفیف عسیران، ص251.

#صوفیانه‌ها
🔴 کانال خورشیدعارفان
🌞
@khorshide_arefan
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (وردست خورشید عارفان)
🌞 خورشید عارفان 🌞

عین‌القضات می‌گوید:

«کمال‌الدوله و الدین برای من نوشته بود که در شهر چنین می‌گویند که عین‌القضات ادعای خدایی می‌کند و برای کشتن من فتوا می‌دهند. ای دوست! اگر از تو هم درباره من فتوا خواستند، تو نیز فتوا بده! اما من به همه وصیت می‌کنم که به جای هر سخنی، این آیه را بنویسند: «وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»؛ یعنی: «و نام‌های نیکو از آنِ خداست، پس او را به همان نام‌ها بخوانید و کسانی را که درباره نام‌های او به کژی می‌روند واگذارید؛ آنان به سبب آنچه انجام می‌دادند، جزا خواهند یافت.» (اعراف، ۱۸۰)
سپس عین‌القضات با شگفتی می‌گوید: من خودم این کشته شدن را از خدا دعا می‌کنم؛ افسوس که هنوز دور است! چه زمانی خواهد رسید؟ و مگر چنین کاری بر خدا دشوار است؟»
اما اکنون باید ببینیم چرا عین‌القضات در برابر اتهام «دعوی خدایی» این آیه را می‌آورد.
نکته بسیار ظریف همین‌جاست. او نمی‌گوید «من خدا هستم» و نمی‌کوشد با استدلال ظاهری اتهام را دفع کند؛ بلکه ذهن مخاطب را از «شخص عین‌القضات» به «اسماء الهی» می‌برد. آیه می‌گوید: «وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ»؛ اسماء حسنی از آنِ خداست. در نگاه عرفانی، انسان می‌تواند مظهر اسماء و صفات الهی باشد، اما مظهر بودن با دعوی استقلال و الوهیتِ شخصی یکی نیست.
این همان نقطه‌ای است که باید میان «أنا الحق» عرفانی و ادعای «من خدای مستقل هستم» فرق گذاشت. عارف اگر در مقام توحید از خود عبور کند، ممکن است سخنی بگوید که در ظاهر بسیار سنگین و حتی کفرآمیز به نظر برسد؛ اما زبان او درباره «منِ شخصی» نیست، بلکه درباره حقیقت وجود است. ابن‌عربی نیز بعدها همین مسئله را با دستگاهی بسیار منظم‌تر در قالب ظهور اسماء و صفات و تجلی حق توضیح می‌دهد. در این نگاه، عبد هرچه هست، به وجود حق قائم است؛ نه اینکه یک موجود مستقل در برابر خدا باشد و بعد ادعای خدایی کند.
اما عین‌القضات یک بازی بسیار هوشمندانه دیگر هم با آیه می‌کند. می‌گوید اگر می‌خواهید مرا به خاطر اسماء الهی متهم کنید، آیه قرآن را بخوانید: «وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ». یعنی کسانی را که در اسماء خدا «الحاد» می‌کنند رها کنید.
«الحاد» در اصل به معنای میل کردن و منحرف شدن از مسیر است. بنابراین عین‌القضات به‌نوعی می‌گوید مشکل من نیستم که درباره خدا سخن گفته‌ام؛ مشکل آن است که حقیقت اسماء الهی درست فهمیده نمی‌شود و سخن اهل معرفت را به معنایی غیر از مقصودش حمل می‌کنند.
و بعد ناگهان سخنش از یک دفاعیه تبدیل به یک شور عاشقانه می‌شود:
«من خود این قتل به دعا می‌خواهم؛ دریغا هنوز دور است؟ کی بود؟»
این جمله را نباید صرفاً یک میل بیمارگونه به مرگ فهمید. عین‌القضات در سنت عرفانی، مرگ را می‌تواند به معنای فنای تعیّن و رهایی از «منِ خودبنیاد» ببیند. او حتی از مرگی که دشمنان برایش رقم می‌زنند، زبانِ طلب و وصال می‌سازد. گویی می‌گوید: اگر قرار است این «منِ عین‌القضات» در راه حقیقت از میان برود، چرا از آن بگریزم؟
و اینجا جمله پایانی بسیار مهم است:
«وَما ذٰلِکَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِیزٍ»
یعنی: «و این کار بر خدا دشوار نیست.»
در ظاهر، دارد درباره نزدیک شدن مرگ سخن می‌گوید؛ اما در باطن، عین‌القضات مرگِ خود را هم در قلمرو اراده حق می‌بیند. او نمی‌گوید من قدرتی دارم که مرگ را انتخاب کنم؛ می‌گوید حتی این نیز در دست اوست.
به همین دلیل، این متن را اگر بخواهیم در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم:
عین‌القضات در برابر اتهام «دعوی خدایی»، از «اسماء الهی» سخن می‌گوید؛ و در برابر تهدید به قتل، از «فنا» سخن می‌گوید.
اما یک تذکر مهم هم بدهم؛ مبادا ما امروز همان خطایی را مرتکب شویم که مخالفان عین‌القضات کردند. اینکه عارفی از «ظهور اسماء خدا در انسان» یا از «فنا در حق» سخن می‌گوید، به خودی خود به معنای آن نیست که شخصِ او خداست. اگر «مظهر» را با «ظاهر» یکی بگیریم، اگر «آینه» را با «چهره‌ای که در آینه دیده می‌شود» یکی بدانیم، از توحید به یک برداشت سطحی و نادرست می‌رسیم.
حرف عین‌القضات را باید از همین منظر خواند: انسان در نهایت فقر و وابستگی به حق است؛ هرچه کمال و اسم و صفت در او دیده می‌شود، استقلالاً از خودش نیست. عارف هرچه جلوتر می‌رود، «من» شخصی را کمتر می‌بیند و اسماء و صفات حق را بیشتر مشاهده می‌کند. این همان جایی است که زبان عرفان از زبان معمولی فاصله می‌گیرد و اگر با دقت خوانده نشود، «توحید» با «حلول و اتحاد» اشتباه گرفته می‌شود.

#کانال_تلگرام_خورشید_عارفان
🔴 کانال خورشیدعارفان
🌞
@khorshide_arefan
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (وردست خورشید عارفان)
🌞 خورشید عارفان 🌞

و شاید زیباترین راز این قطعه همین باشد: عین‌القضات نمی‌ترسد که او را به خدایی متهم کنند؛ چون تمام سخنش درباره این است که «خدا» را در کجا و چگونه باید دید. دعوای او دعوای یک انسان با مردم نیست؛ دعوای او بر سر معنای «اسماء الهی» و نسبت انسان با آن اسماء است. و سرانجام خودش را چنان در برابر حقیقت خلع سلاح می‌کند که حتی مرگش را نیز از آنِ خود نمی‌داند: «من این قتل را به دعا می‌خواهم... و ما ذلک علی الله بعزیز.»
این، زبان مردی است که می‌خواهد «من» را تا آخرین سنگر از میان بردارد؛ حتی اگر آخرین سنگر، خودِ زندگی او باشد.

#کانال_تلگرام_خورشید_عارفان
🔴 کانال خورشیدعارفان
🌞
@khorshide_arefan
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (امیرعلی قاسمی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (امیرعلی قاسمی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (امیرعلی قاسمی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (امیرعلی قاسمی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (وردست خورشید عارفان)
🔴 کانال خورشیدعارفان
🌞 @khorshide_arefan
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (وردست خورشید عارفان)
Audio
🔴 کانال خورشیدعارفان
🌞 @khorshide_arefan
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (امیرعلی قاسمی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ﷽خورشید عارفان ﷽ (وردست خورشید عارفان)
تو را که هر چه مراد است در جهان داري
چه غم ز حال ضعيفان ناتوان داري
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
که حکم بر سر آزادگان روان داري
ميان نداري و دارم عجب که هر ساعت
ميان مجمع خوبان کني ميانداري
بياض روي تو را نيست نقش درخور از آنک
سوادي از خط مشکين بر ارغوان داري
بنوش مي که سبکروحي و لطيف مدام
علي الخصوص در آن دم که سر گران داري
مکن عتاب از اين بيش و جور بر دل ما
مکن هر آن چه تواني که جاي آن داري
به اختيارت اگر صد هزار تير جفاست
به قصد جان من خسته در کمان داري
بکش جفاي رقيبان مدام و جور حسود
که سهل باشد اگر يار مهربان داري
به وصل دوست گرت دست مي دهد يک دم
برو که هر چه مراد است در جهان داري
چو گل به دامن از اين باغ مي بري حافظ
چه غم ز ناله و فرياد باغبان داري

🔴 کانال خورشیدعارفان
🌞
@khorshide_arefan