Like Someone in Love.srt
75.4 KB
زیرنویس فارسی فیلم «مثل یک عاشق»
@KiarostamiAbbas
@KiarostamiAbbas
Chaplin Today: The Kid (2003)
Alain Bergala
with the participation of
Abbas Kiarostami
TV Short | 26 min | Documentary
فیلم، مستندیست از الن برگالا که با نگاهی عمیق به یکی از شاهکارهای چاپلین، (پسربچه) The Kid به بررسی جذابیت ماندگار آن میپردازد.
مستند برگالا دربردارندهی برشهایی از این اثر جاودان، بههمراه تکهفیلمهایی کمتردیدهشده است: فیلمی خصوصی که چاپلین آن را برای سرگرمی، با ستارهی جوانِ پسربچه، جکی کوگان در خانهی دوست نزدیکش داگلاس فِربَنکس گرفته؛ همچنین فیلمی از او هنگام رهبری ارکستری در سال ۱۹۷۱ که موزیک متن نفسگیر فیلم پسربچه را برای اکران مجدد آن اجرا میکنند.
بهعلاوه، نگاهی دارد به میراث جاودان چاپلین که جهانیان را تحت تأثیر قرار داد. در انتها نیز شامل گفتوگویی با عباس کیارستمی است که تأثیر عمیق چاپلین بر آثارش طی سالیان را بررسی میکند.
در این بخش رضا هاشمی، بازیگر نان و کوچه - نخستین تجربهی سینمایی کیارستمی (۱۳۴۹) - بههمراه فرزند خردسالش حضور دارند.
Chaplin Today: The Kid (2003)
Alain Bergala
with the participation of
Abbas Kiarostami
TV Short | 26 min | Documentary
فیلم، مستندیست از الن برگالا که با نگاهی عمیق به یکی از شاهکارهای چاپلین، (پسربچه) The Kid به بررسی جذابیت ماندگار آن میپردازد.
مستند برگالا دربردارندهی برشهایی از این اثر جاودان، بههمراه تکهفیلمهایی کمتردیدهشده است: فیلمی خصوصی که چاپلین آن را برای سرگرمی، با ستارهی جوانِ پسربچه، جکی کوگان در خانهی دوست نزدیکش داگلاس فِربَنکس گرفته؛ همچنین فیلمی از او هنگام رهبری ارکستری در سال ۱۹۷۱ که موزیک متن نفسگیر فیلم پسربچه را برای اکران مجدد آن اجرا میکنند.
بهعلاوه، نگاهی دارد به میراث جاودان چاپلین که جهانیان را تحت تأثیر قرار داد. در انتها نیز شامل گفتوگویی با عباس کیارستمی است که تأثیر عمیق چاپلین بر آثارش طی سالیان را بررسی میکند.
در این بخش رضا هاشمی، بازیگر نان و کوچه - نخستین تجربهی سینمایی کیارستمی (۱۳۴۹) - بههمراه فرزند خردسالش حضور دارند.
Chaplin Today - The Kid (Full).mp4
186 MB
Chaplin Today: The Kid (2003)
Alain Bergala
with the participation of
Abbas Kiarostami
26 min
فیلم بهجز بخش گفتوگو با #عباس_کیارستمی، به زبان انگلیسیست.
@KiarostamiAbbas
Chaplin Today: The Kid (2003)
Alain Bergala
with the participation of
Abbas Kiarostami
26 min
فیلم بهجز بخش گفتوگو با #عباس_کیارستمی، به زبان انگلیسیست.
@KiarostamiAbbas
Chaplin Today - The Kid.mp4
94.3 MB
Chaplin Today: The Kid (2003)
Alain Bergala
with the participation of
Abbas Kiarostami
10 min
بخش گفتوگو با #عباس_کیارستمی
@KiarostamiAbbas
Chaplin Today: The Kid (2003)
Alain Bergala
with the participation of
Abbas Kiarostami
10 min
بخش گفتوگو با #عباس_کیارستمی
@KiarostamiAbbas
Forwarded from بهمن کیارستمی
اختیاریه جنوبی، خیابان رزاقی، کوچهی زهره. پدربزرگم اوساحمد نقاش، دههی بیست در محلهی رستمآبادِ اختیاریه، خانهای ساخت که تا چندسال پیش هنوز سرپا و برقرار بود. اسم زهره رو عَموم روی اون کوچه گذاشته بود. زهره، دختری بوده که دل عموی ما رو در نوجوانی ربوده بود و عموی دلداده، برای نشان دادن میزان دلدادگی به زهره اسمش رو روی دیوار سر کوچه نوشته و این اسم تا امروز روی اون کوچه مونده. جمعهی پیش، غروب ما رو بدجوری گرفته بود و گفتم سری به کوچهی زهره بزنم بلکه دل، گشوده شه. عیال رو هم راه انداختم که بریم محلهی آبا و اجدادی رو ببینیم و از لواسون تا رستمآباد، از راست و دروغ هرچی بود و نبود تعریف کردم؛ که کوچه تنگ بود و تقریبا اختصاصی (راست) که خانه دو در داشت یکی اول کوچه و یکی آخر کوچه (تقریبا راست) که زهره خانم خونهاش در این باغکوچهی سعادت بود (دروغ) که این عمارت رضاشاهی که میبینی منزل پدر دوستم رامین جهانبگلو بود و بچه که بودیم در این باغ چه شلنگ تختهها که ننداختیم (دروغ شاخدار؛ توی اون باغ که خوشبختانه هنوز هم باغه فقط یک بار با ابوی رفته بودم، وقتی چهارده پونزده ساله بودم و رامین سیوشش هفت ساله بود.)
وارد کوچه که شدیم انگار درِ یک یخچال صنعتی رو باز کرده باشی؛ سنگ نمای داغ و آپارتمانهای بدقوارهی یخ. جز اسم کوچه که هنوز زهره است، هیچ شباهتی به کوچهی زهرهای که آخرینبار دیده بودم نداشت. آخرین بار حدودا هفت سال پیش با ابوی رفته بودم اونجا. مادربزرگم خانم بالاخره کوتاه اومده بود و بعد از اینکه سالها یکتنه جلوی وراث ایستاده بود، بالاخره حاضر شده بود خونهی کلنگی رو بفروشه تا هرکس سهمش رو بگیره بره پی کارش. از قضا ابوی که همیشه طرفدار خانم بود در این قضیه زیاد سنگ اون خونه رو به سینه نمیزد و در جبههی لشکریان نوهها و نتیجهها و نبیرهها و ساکنان دنیای جدید میجنگید. خونه که فروخته شد و کلنگها که سروصداشون دراومد، یک غروب جمعه زنگ زد و گفت: بیا یهسر بریم خونهی خانم. توی صداش هیچ نشانی از غصه یا افسوس نبود و طوری گفت بریم خونهی خانم که انگار هم خانم هست هم عمه فخری و هم عمه شمسی و هم حمید و شهرزاد و شاهد و حمیرا. وقتی رسیدیم هوا تقریبا تاریک شده بود، کوچه در حال گذار به مدرنیته بود و خونه کلنگ رو خورده بود، ولی هنوز سرپا بود و میشد تیرچههای چوبی رو دید. ابوی یکی دو بار تندتند تا ته کوچه رفت و برگشت و بعد نشست در ماشین و یهویی بغضش ترکید. من فقط دو دفعه دیدم اینطوری گریه کنه، یکبار وقتی رفیقش ممیز مُرد و یکبار هم وقتی دخترش حمیده.
این عصر جمعهی آفتابی وضع از اون عصر جمعه هم بدتر بود و حتی نمیشد برای عیال قیافهی مغموم و متألم گرفت؛ کوچهی شیک و پیک سنگی هیچ ربطی به داستانهایی که در راه تعریف کرده بودم نداشت و اصلا نمیشد تصور کرد که تا چندسال پیش سر کوچه تیر چوبی و خونهی حیاطدار بوده و ته کوچه سکینه خانم و درخت تبریزی. برای همین پیشنهاد کردم پیاده تا چهارراه دلبخواه بریم و ده رستمآباد رو ببینیم. گرچه گذار به مدرنیتهی بافت قدیمی اختیاریه هم کم و بیش کامل شده ولی خونههای کلنگی پهلوی اول هنوز تک و توک توی کوچه پسکوچههاش پیدا میشه. عیال پرسید این خونهها چندن؟ گفتم نمیدونم بریم بپرسیم. یهکم جلوتر، بعد از خشکشوییِ «واش لند» یک معاملات ملکی بود. از مرد میونسالِ پشت میز پرسیدم: آقا تو این محل خونهکلنگی چنده؟ از پشت عینک نگاه کرد گفت: چقد داری؟ من که برای این سوال آماده نبودم همینطوری یه عدد پروندم: ۵۰۰. نگاهی عاقل اندر سفیه کرد و گفت هیچی. برای این که کم نیارم گفتم ۱؛ عدده دیگه، چک که نیست، آدم همینطوری میگه. گفت چیزی ندارم و شروع کرد با رفیقش حرف زدن، یعنی پاشو برو کار دارم. من هم کم نیاوردم و گفتم ۲ چطور؟ باز از پشت عینک نگاه کرد و پرسید: کلنگی برای چی میخوای؟ قبل از این که جواب بدم رفیقش با کمی تمسخر گفت: بابا پسرحاجی میخواد بکوبه بسازه دیگه، یه جرعه براش پیدا کن. (در اصطلاح املاکیها جرعه یعنی زمین کوچک). صابمغازه که میدونست از این پسرحاجی آبی گرم نمیشه با بیحوصلگی سررسیدش رو ورق زد و گفت: یه جرعه دو کله دارم تو کوچه صنعتگران. منتها اوقافیه، به کارت میاد؟
- صنعتگران کدوم بود؟
- این پشت، کوچه زهره رو بلدی؟
- بلدم.
- کوچه بعدیش میشه صنعتگران.
- جاش که خوبه، چند درمیاد؟
- چهارشنبه میگفت یکوهشصد، امروز که جمعهس، برو ببینش پسند کردی فردا باز قیمت میگیرم.
- یعنی چهارشنبه تا فردا قیمتش فرق میکنه؟
- فردا دلار چنده پسرحاجی؟
- بله... باشه ممنون.
- فقط حواست باشه ملک عقبنشینی دارهها. تو تکبرگش میشه ۹۰متر که روش میتونی چهار طبقه جواز ساخت بگیری.
- نمیخوام بکوبم، قصدم بازسازیه.
- پس اون بهدردت نمیخوره.
- چیز دیگه ندارین؟
- نه والله.
- خدافظ شما.
- بهسلامت.
وارد کوچه که شدیم انگار درِ یک یخچال صنعتی رو باز کرده باشی؛ سنگ نمای داغ و آپارتمانهای بدقوارهی یخ. جز اسم کوچه که هنوز زهره است، هیچ شباهتی به کوچهی زهرهای که آخرینبار دیده بودم نداشت. آخرین بار حدودا هفت سال پیش با ابوی رفته بودم اونجا. مادربزرگم خانم بالاخره کوتاه اومده بود و بعد از اینکه سالها یکتنه جلوی وراث ایستاده بود، بالاخره حاضر شده بود خونهی کلنگی رو بفروشه تا هرکس سهمش رو بگیره بره پی کارش. از قضا ابوی که همیشه طرفدار خانم بود در این قضیه زیاد سنگ اون خونه رو به سینه نمیزد و در جبههی لشکریان نوهها و نتیجهها و نبیرهها و ساکنان دنیای جدید میجنگید. خونه که فروخته شد و کلنگها که سروصداشون دراومد، یک غروب جمعه زنگ زد و گفت: بیا یهسر بریم خونهی خانم. توی صداش هیچ نشانی از غصه یا افسوس نبود و طوری گفت بریم خونهی خانم که انگار هم خانم هست هم عمه فخری و هم عمه شمسی و هم حمید و شهرزاد و شاهد و حمیرا. وقتی رسیدیم هوا تقریبا تاریک شده بود، کوچه در حال گذار به مدرنیته بود و خونه کلنگ رو خورده بود، ولی هنوز سرپا بود و میشد تیرچههای چوبی رو دید. ابوی یکی دو بار تندتند تا ته کوچه رفت و برگشت و بعد نشست در ماشین و یهویی بغضش ترکید. من فقط دو دفعه دیدم اینطوری گریه کنه، یکبار وقتی رفیقش ممیز مُرد و یکبار هم وقتی دخترش حمیده.
این عصر جمعهی آفتابی وضع از اون عصر جمعه هم بدتر بود و حتی نمیشد برای عیال قیافهی مغموم و متألم گرفت؛ کوچهی شیک و پیک سنگی هیچ ربطی به داستانهایی که در راه تعریف کرده بودم نداشت و اصلا نمیشد تصور کرد که تا چندسال پیش سر کوچه تیر چوبی و خونهی حیاطدار بوده و ته کوچه سکینه خانم و درخت تبریزی. برای همین پیشنهاد کردم پیاده تا چهارراه دلبخواه بریم و ده رستمآباد رو ببینیم. گرچه گذار به مدرنیتهی بافت قدیمی اختیاریه هم کم و بیش کامل شده ولی خونههای کلنگی پهلوی اول هنوز تک و توک توی کوچه پسکوچههاش پیدا میشه. عیال پرسید این خونهها چندن؟ گفتم نمیدونم بریم بپرسیم. یهکم جلوتر، بعد از خشکشوییِ «واش لند» یک معاملات ملکی بود. از مرد میونسالِ پشت میز پرسیدم: آقا تو این محل خونهکلنگی چنده؟ از پشت عینک نگاه کرد گفت: چقد داری؟ من که برای این سوال آماده نبودم همینطوری یه عدد پروندم: ۵۰۰. نگاهی عاقل اندر سفیه کرد و گفت هیچی. برای این که کم نیارم گفتم ۱؛ عدده دیگه، چک که نیست، آدم همینطوری میگه. گفت چیزی ندارم و شروع کرد با رفیقش حرف زدن، یعنی پاشو برو کار دارم. من هم کم نیاوردم و گفتم ۲ چطور؟ باز از پشت عینک نگاه کرد و پرسید: کلنگی برای چی میخوای؟ قبل از این که جواب بدم رفیقش با کمی تمسخر گفت: بابا پسرحاجی میخواد بکوبه بسازه دیگه، یه جرعه براش پیدا کن. (در اصطلاح املاکیها جرعه یعنی زمین کوچک). صابمغازه که میدونست از این پسرحاجی آبی گرم نمیشه با بیحوصلگی سررسیدش رو ورق زد و گفت: یه جرعه دو کله دارم تو کوچه صنعتگران. منتها اوقافیه، به کارت میاد؟
- صنعتگران کدوم بود؟
- این پشت، کوچه زهره رو بلدی؟
- بلدم.
- کوچه بعدیش میشه صنعتگران.
- جاش که خوبه، چند درمیاد؟
- چهارشنبه میگفت یکوهشصد، امروز که جمعهس، برو ببینش پسند کردی فردا باز قیمت میگیرم.
- یعنی چهارشنبه تا فردا قیمتش فرق میکنه؟
- فردا دلار چنده پسرحاجی؟
- بله... باشه ممنون.
- فقط حواست باشه ملک عقبنشینی دارهها. تو تکبرگش میشه ۹۰متر که روش میتونی چهار طبقه جواز ساخت بگیری.
- نمیخوام بکوبم، قصدم بازسازیه.
- پس اون بهدردت نمیخوره.
- چیز دیگه ندارین؟
- نه والله.
- خدافظ شما.
- بهسلامت.
▪️ این صفحه سفید است: هنر غیاب کیارستمی و بکت
چند سالی هست که زمزمههایی مبنی بر شباهت سینمای کیارستمی و ساموئل بکت در افواه روشنفکران و منتقدان خارجی و داخلی مطرح شده است و اولین بار هم آنتونی مینگلا کارگردان مطرح انگلیسی این موضوع را بیان کرد. بعضی با آوردن دلایلی چون شباهت بعضی صحنهها در سینمای کیارستمی و فاصلهگذاری در آثار بکت، بین این دو مشترکاتی قائل شدهاند. حسام عابدینی، پایاننامه خود را با موضوع «هنر غیاب ساموئل بکت و عباس کیارستمی» در دانشگاه یورک انگلیس نوشته و این اثر در قالب کتابی به نام «این صفحه سفید است: هنر غیاب ساموئل بکت و عباس کیارستمی» منتشر شده است. به همین بهانه خبرگزاری ایبنا گفتوگویی با حسام عابدینی انجام داده است که در ادامه میخوانیم...
▪️ این صفحه سفید است: هنر غیاب کیارستمی و بکت
چند سالی هست که زمزمههایی مبنی بر شباهت سینمای کیارستمی و ساموئل بکت در افواه روشنفکران و منتقدان خارجی و داخلی مطرح شده است و اولین بار هم آنتونی مینگلا کارگردان مطرح انگلیسی این موضوع را بیان کرد. بعضی با آوردن دلایلی چون شباهت بعضی صحنهها در سینمای کیارستمی و فاصلهگذاری در آثار بکت، بین این دو مشترکاتی قائل شدهاند. حسام عابدینی، پایاننامه خود را با موضوع «هنر غیاب ساموئل بکت و عباس کیارستمی» در دانشگاه یورک انگلیس نوشته و این اثر در قالب کتابی به نام «این صفحه سفید است: هنر غیاب ساموئل بکت و عباس کیارستمی» منتشر شده است. به همین بهانه خبرگزاری ایبنا گفتوگویی با حسام عابدینی انجام داده است که در ادامه میخوانیم...
Telegraph
هنر غیاب ساموئل بکت و عباس کیارستمی
— زمینه انجام این پژوهش چه بود؟ چه چیزی باعث شد به سراغ نوشتن این اثر بروید؟ آیا منبعی در این زمینه وجود دارد؟ من چند سال قبل از اینکه پژوهش خود را شروع کنم به شباهتهایی بین ساموئل بکت و کیارستمی پی برده بودم ولی به جز چند کامنت ژورنالیستی در شبکههای اجتماعی…
گفتوگو با پروفسور ماتیو ابوت؛ نویسندهی کتاب «عباس کیارستمی و فیلم-فلسفه»
▪️ یک فیلمساز چگونه فیلسوف میشود؟
تنها چندماه پس از درگذشت عباس کیارستمی در تیرماه ۱۳۹۵ کتابی با عنوان «عباس کیارستمی و فیلم-فلسفه» به قلم پروفسور «ماتیو ابوت» استاد دانشکده فلسفه دانشگاه فدراسیون استرالیا، از سوی انتشارات دانشگاه ادینبرویِ انگلستان بهچاپ رسید که بسیار مورد توجه اهالی اندیشه قرار گرفت و چندی پیش نسخهی فارسی آن با ترجمه صالح نجفی توسط نشر لِگا روانه بازار شد. «گروه اندیشه روزنامه ایران» تلاش کرده تا به مناسبت #روز_سینما گفتوگویی را با پروفسور ابوت ترتیب دهد و جنبههای فلسفی اندیشه و آثار کیارستمی را با او به بحث گذارد.
گفتوگو با پروفسور ماتیو ابوت؛ نویسندهی کتاب «عباس کیارستمی و فیلم-فلسفه»
▪️ یک فیلمساز چگونه فیلسوف میشود؟
تنها چندماه پس از درگذشت عباس کیارستمی در تیرماه ۱۳۹۵ کتابی با عنوان «عباس کیارستمی و فیلم-فلسفه» به قلم پروفسور «ماتیو ابوت» استاد دانشکده فلسفه دانشگاه فدراسیون استرالیا، از سوی انتشارات دانشگاه ادینبرویِ انگلستان بهچاپ رسید که بسیار مورد توجه اهالی اندیشه قرار گرفت و چندی پیش نسخهی فارسی آن با ترجمه صالح نجفی توسط نشر لِگا روانه بازار شد. «گروه اندیشه روزنامه ایران» تلاش کرده تا به مناسبت #روز_سینما گفتوگویی را با پروفسور ابوت ترتیب دهد و جنبههای فلسفی اندیشه و آثار کیارستمی را با او به بحث گذارد.
Telegraph
یک فیلمساز چگونه فیلسوف میشود؟
پروفسور ابوت، پروژه فکری شما برای نگارش کتاب «عباس کیارستمی و فیلم-فلسفه» چه بود و چرا برای بررسی نسبت بین فیلم و فلسفه، کیارستمی را انتخاب کردید؟ «باد ما را خواهد برد» اولین فیلمی بود که من از کیارستمی دیدم و بر این باورم که این اثر بهلحاظ ساختاری بسیار…
یادداشتی از عباس کیارستمی با عنوان «سینمای ناتمام» که بهمناسبت صدسالگی سینما و در سال ۱۹۹۵ در پاریس منتشر شد. در این یادداشت کیارستمی به بیان انتظاراتش از سینما میپردازد؛ از مشارکت تماشاگر در کامل کردن یک فیلم. اهميت اين متن بیشتر از آنروست كه در بیان کیارستمی، خواسته يا ناخواسته به مانيفستی دربارهی او و سينمايش بدل میشود.
@KiarostamiAbbas
یادداشتی از عباس کیارستمی با عنوان «سینمای ناتمام» که بهمناسبت صدسالگی سینما و در سال ۱۹۹۵ در پاریس منتشر شد. در این یادداشت کیارستمی به بیان انتظاراتش از سینما میپردازد؛ از مشارکت تماشاگر در کامل کردن یک فیلم. اهميت اين متن بیشتر از آنروست كه در بیان کیارستمی، خواسته يا ناخواسته به مانيفستی دربارهی او و سينمايش بدل میشود.
@KiarostamiAbbas
Telegram
KiarostamiAbbas
سینمای ناتمام
یادداشتی از عباس کیارستمی
@KiarostamiAbbas
سینمای ناتمام
یادداشتی از عباس کیارستمی
@KiarostamiAbbas
فریم ۲۱ از فیلم «۲۴ فریم»،
ساختهی عباس کیارستمی، محصول ۲۰۱۷
موسیقی این اپیزود از فیلم «۲۴ فریم» ساختهی پیتر سلیمانیپور، آهنگساز و نوازندهی ساکسوفون و ترومپت است که چندروز پیش در سن پنجاهسالگی و به دلیل ابتلا به سرطان درگذشت. احمد کیارستمی با انتشار این بخش از #۲۴_فریم آن را به پیتر سلیمانیپور تقدیم نموده است. سلیمانیپور از معدود آهنگسازانی بود که در دو دههی آخر عمر و فعالیت هنری کیارستمی، با او همکاری داشت. موسیقی فیلم کوتاه «مرا به خانهام ببر» (۲۰۱۶) _ از دیگر آثار عباس کیارستمی _ نیز ساختهی این موسیقیدان ایرانی-روسی است.
@KiarostamiAbbas
فریم ۲۱ از فیلم «۲۴ فریم»،
ساختهی عباس کیارستمی، محصول ۲۰۱۷
موسیقی این اپیزود از فیلم «۲۴ فریم» ساختهی پیتر سلیمانیپور، آهنگساز و نوازندهی ساکسوفون و ترومپت است که چندروز پیش در سن پنجاهسالگی و به دلیل ابتلا به سرطان درگذشت. احمد کیارستمی با انتشار این بخش از #۲۴_فریم آن را به پیتر سلیمانیپور تقدیم نموده است. سلیمانیپور از معدود آهنگسازانی بود که در دو دههی آخر عمر و فعالیت هنری کیارستمی، با او همکاری داشت. موسیقی فیلم کوتاه «مرا به خانهام ببر» (۲۰۱۶) _ از دیگر آثار عباس کیارستمی _ نیز ساختهی این موسیقیدان ایرانی-روسی است.
@KiarostamiAbbas
Telegram
KiarostamiAbbas
فریم ۲۱ از فیلم «۲۴ فریم»،
ساختهی عباس کیارستمی، محصول ۲۰۱۷
@KiarostamiAbbas
فریم ۲۱ از فیلم «۲۴ فریم»،
ساختهی عباس کیارستمی، محصول ۲۰۱۷
@KiarostamiAbbas
گفتوگو با صالح نجفی دربارهی سینمای کیارستمی
▪️ فلسفیبودن سینمای کیارستمی را کجا باید جستوجو کنیم؟
«اگر کیارستمی فیلمساز مهم فلسفی است علت اصلی این است که از یک وضعیت مشخص تاریخی برآمده و صادقانه با این وضعیت تاریخی برخورد کرده، ما در موقعیت تاریخییی نیستیم که داستاننویسی بگوید خیلی به بکت علاقه دارد و شروع کند در فارسی مانند بکت نوشتن. این یک دروغ است.»
فرهنگ امروز/ ساجده سلیمی: لوئیس بونوئل، ژان لوک گدار، اینگمار برگمن، تارکوفسکی و... نامهایی هستند که با ژانر سینمای به اصطلاح فلسفی گره خوردهاند. عنوانی که چند سالی هست به میان ادبیات منتقدان راه پیدا کرده است، اما در تعریف دقیق سینمای فلسفی هنوز همگان به یک نقطه مشترک فکری نرسیدهاند؛ این فیلم فلسفی چه ویژگیهایی دارد؟ آیا فیلم فلسفی بر اساس نظریات فلسفی ساخته میشود یا کارگردان به مثابه فیلسوف وارد عمل میشود و... در میان سینماگران ایرانی اما عباس کیارستمی را سازنده فیلمهای فلسفی میدانند. کتابهای زیادی در سرتاسر دنیا برای او نوشته شده و درباره سینما کیارستمی و جریان فلسفی آن صحبت شده است. بعضی فیلمهای کیارستمی را سینمای اگزیستانسیالیستی میدانند، عدهای آنها را روایتگر تنهایی انسان قرن بیست و گاهی آنها را جلوهای از فلسفه اخلاق میدانند. کتاب «عباس کیارستمی و فیلم فلسفه» نوشته متیو ابوت دکترای فلسفه و استاد دانشگاه سیدنی استرالیاست که به تازگی از سوی نشر لگا با ترجمه صالح نجفی منتشر شده است. برای آگاهی بیشتر و کندوکاو درباره سینمای فلسفی کیارستمی از صالح نجفی دعوت کردیم که یک روز در خبرگزاری مهمان ما باشد.
گفتوگو با صالح نجفی درباره سینمای فلسفی کیارستمی و در مجموع مفهوم فیلم-فلسفه را از لینک اصلی مطلب بخوانید.
گفتوگو با صالح نجفی دربارهی سینمای کیارستمی
▪️ فلسفیبودن سینمای کیارستمی را کجا باید جستوجو کنیم؟
«اگر کیارستمی فیلمساز مهم فلسفی است علت اصلی این است که از یک وضعیت مشخص تاریخی برآمده و صادقانه با این وضعیت تاریخی برخورد کرده، ما در موقعیت تاریخییی نیستیم که داستاننویسی بگوید خیلی به بکت علاقه دارد و شروع کند در فارسی مانند بکت نوشتن. این یک دروغ است.»
فرهنگ امروز/ ساجده سلیمی: لوئیس بونوئل، ژان لوک گدار، اینگمار برگمن، تارکوفسکی و... نامهایی هستند که با ژانر سینمای به اصطلاح فلسفی گره خوردهاند. عنوانی که چند سالی هست به میان ادبیات منتقدان راه پیدا کرده است، اما در تعریف دقیق سینمای فلسفی هنوز همگان به یک نقطه مشترک فکری نرسیدهاند؛ این فیلم فلسفی چه ویژگیهایی دارد؟ آیا فیلم فلسفی بر اساس نظریات فلسفی ساخته میشود یا کارگردان به مثابه فیلسوف وارد عمل میشود و... در میان سینماگران ایرانی اما عباس کیارستمی را سازنده فیلمهای فلسفی میدانند. کتابهای زیادی در سرتاسر دنیا برای او نوشته شده و درباره سینما کیارستمی و جریان فلسفی آن صحبت شده است. بعضی فیلمهای کیارستمی را سینمای اگزیستانسیالیستی میدانند، عدهای آنها را روایتگر تنهایی انسان قرن بیست و گاهی آنها را جلوهای از فلسفه اخلاق میدانند. کتاب «عباس کیارستمی و فیلم فلسفه» نوشته متیو ابوت دکترای فلسفه و استاد دانشگاه سیدنی استرالیاست که به تازگی از سوی نشر لگا با ترجمه صالح نجفی منتشر شده است. برای آگاهی بیشتر و کندوکاو درباره سینمای فلسفی کیارستمی از صالح نجفی دعوت کردیم که یک روز در خبرگزاری مهمان ما باشد.
گفتوگو با صالح نجفی درباره سینمای فلسفی کیارستمی و در مجموع مفهوم فیلم-فلسفه را از لینک اصلی مطلب بخوانید.
Farhangemrooz
فلسفیبودن سینمای کیارستمی را کجا باید جستوجو کنیم؟
اگر کیارستمی فیلمساز مهم فلسفی است علت اصلی این است که از یک وضعیت مشخص تاریخی برآمده و صادقانه با این وضعیت تاریخی برخورد کرده، ما در موقعیت تاریخییی نیستیم که داستاننویسی بگوید خیلی به بکت علاقه دارد و شروع کند در فارسی مانند بکت نوشتن. این یک دروغ است.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آبان ۱۳۵۳، نهمین جشنوارهی بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان تهران: جایزهی ویژهی هیئت داوران به «مسافر» ساختهی عباس کیارستمی تعلق گرفت.
@KiarostamiAbbas
آبان ۱۳۵۳، نهمین جشنوارهی بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان تهران: جایزهی ویژهی هیئت داوران به «مسافر» ساختهی عباس کیارستمی تعلق گرفت.
@KiarostamiAbbas
«کاخ جهاننما» (۱۳۵۶) ساختهی عباس کیارستمی، مستند کوتاهیست که به فرایند بازسازی بخشی از کاخ صاحبقرانیه (تالار جهان نما) میپردازد.
این فیلم قبل از انقلاب هیچگاه نمایش داده نشد و مدتها گمان میرفت که گم شده یا از بین رفته تا اینکه برای نخستینبار در سال ۱۹۹۶ در جشنوارهی فیلم نانت به اکران درآمد.
@KiarostamiAbbas
«کاخ جهاننما» (۱۳۵۶) ساختهی عباس کیارستمی، مستند کوتاهیست که به فرایند بازسازی بخشی از کاخ صاحبقرانیه (تالار جهان نما) میپردازد.
این فیلم قبل از انقلاب هیچگاه نمایش داده نشد و مدتها گمان میرفت که گم شده یا از بین رفته تا اینکه برای نخستینبار در سال ۱۹۹۶ در جشنوارهی فیلم نانت به اکران درآمد.
@KiarostamiAbbas
Telegram
KiarostamiAbbas
مستند «کاخ جهاننما»،
ساختهی عباس کیارستمی، محصول ۱۳۵۶
@KiarostamiAbbas
ساختهی عباس کیارستمی، محصول ۱۳۵۶
@KiarostamiAbbas
https://t.me/kiarostamiabbas/334
فیلم «پنج»، محصول ۲۰۰۳، ساختهی عباس کیارستمی، ۷۴ دقیقه
«پنج» فیلمیست تقریبا بدون داستان که از پنج قسمت (اپیزود) مستقل که هر یک نمای ثابت بلندیست، تشکیل گردیده.
#پنج که عنوان اصلیاش «پنج، تقدیم به ازو» است، به یاسوجیرو اُزو، فیلمساز صاحبسبک ژاپنی تقدیم شده است.
خلاصهی داستان پنج اپیزود:
۱- تکه چوبی که توسط امواج به ساحل دریا آورده شده
۲- پیادهروی افراد در کنار ساحل دریا
۳- فعالیت دستهای سگ در ساحل دریا
۴- حرکت یک گروه پرسروصدای اردک در کنار ساحل دریا از یک سو به یک سو و سپس در جهت مخالف
۵- برکهای در شب، همآوازی قورباغهها، طوفان و سپس طلوع آفتاب
@KiarostamiAbbas
فیلم «پنج»، محصول ۲۰۰۳، ساختهی عباس کیارستمی، ۷۴ دقیقه
«پنج» فیلمیست تقریبا بدون داستان که از پنج قسمت (اپیزود) مستقل که هر یک نمای ثابت بلندیست، تشکیل گردیده.
#پنج که عنوان اصلیاش «پنج، تقدیم به ازو» است، به یاسوجیرو اُزو، فیلمساز صاحبسبک ژاپنی تقدیم شده است.
خلاصهی داستان پنج اپیزود:
۱- تکه چوبی که توسط امواج به ساحل دریا آورده شده
۲- پیادهروی افراد در کنار ساحل دریا
۳- فعالیت دستهای سگ در ساحل دریا
۴- حرکت یک گروه پرسروصدای اردک در کنار ساحل دریا از یک سو به یک سو و سپس در جهت مخالف
۵- برکهای در شب، همآوازی قورباغهها، طوفان و سپس طلوع آفتاب
@KiarostamiAbbas
Telegram
KiarostamiAbbas
فیلم «پنج»،
محصول ۲۰۰۳، ساختهی عباس کیارستمی
@KiarostamiAbbas
محصول ۲۰۰۳، ساختهی عباس کیارستمی
@KiarostamiAbbas