💠🤔💠 زنگ اندیشه
هر دوازدهسال یک بار جمعیتی بالغ بر چهلمیلیون نفر برای تبرک مذهبی و احرای مناسک دینی در رود گنگ جمع میشوند، خود را شستوشو میدهند و از آب آن مینوشند.
«آراویند آدیگا» نویسنده هندی-استرالیایی در رمان خواندنی «ببر سفید» که سال ۲۰۰۸ میلادی برنده جایزه «من- بوکر» شد در توصیف این تبرک مینویسد که «..دهانتان پر از مدفوع، کاه، تکههای آبچکان جسدانسان، لاشه گاومیش و هفت نوع اسید صنعتی مختلف میشود.»
اگر احساس کردیم که این عمل مذهبی تا چه اندازه مشمئزکننده است به باورهای مذهبی خودمان فکر کنیم که بسیاری از آنها هم به همین اندازه زننده هستند و مسئله این است که ما هنگام ورود به عرصهی مذاهب دیگر با عقلمان پا میگذاریم و در مذهب مورد قبول خودمان با احساس و عاطفه.
در بسیاری مواقع که لجن و مدفوع و بوی متعفن را آنچنان برایمان گوارا میسازد که از غوطهورخوردن در آن نشئه بشویم و احساس رستگاری کنیم.
مصیبت بیشتر اما آنجا است که مجبور باشی به این تعفن احترام بگذاری و در غیر آن جانت را بگیرند و یا عرصه زندگی را بر تو چنان تنگ کنند که آرزوی مرگ کنی!
🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
هر دوازدهسال یک بار جمعیتی بالغ بر چهلمیلیون نفر برای تبرک مذهبی و احرای مناسک دینی در رود گنگ جمع میشوند، خود را شستوشو میدهند و از آب آن مینوشند.
«آراویند آدیگا» نویسنده هندی-استرالیایی در رمان خواندنی «ببر سفید» که سال ۲۰۰۸ میلادی برنده جایزه «من- بوکر» شد در توصیف این تبرک مینویسد که «..دهانتان پر از مدفوع، کاه، تکههای آبچکان جسدانسان، لاشه گاومیش و هفت نوع اسید صنعتی مختلف میشود.»
اگر احساس کردیم که این عمل مذهبی تا چه اندازه مشمئزکننده است به باورهای مذهبی خودمان فکر کنیم که بسیاری از آنها هم به همین اندازه زننده هستند و مسئله این است که ما هنگام ورود به عرصهی مذاهب دیگر با عقلمان پا میگذاریم و در مذهب مورد قبول خودمان با احساس و عاطفه.
در بسیاری مواقع که لجن و مدفوع و بوی متعفن را آنچنان برایمان گوارا میسازد که از غوطهورخوردن در آن نشئه بشویم و احساس رستگاری کنیم.
مصیبت بیشتر اما آنجا است که مجبور باشی به این تعفن احترام بگذاری و در غیر آن جانت را بگیرند و یا عرصه زندگی را بر تو چنان تنگ کنند که آرزوی مرگ کنی!
🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
💠🤔💠 زنگ اندیشه
در روزگار پیشین صیادی بود، هر روز برون آمدی و مُرغان را بگرفتی و بکُشتی.
روزی سرمایی عظیم بود، به صحرا رفته بود و مرغان را بگرفته بود و پر و بال ایشان را میکَند...
از غایت سرما آب از چشم او میدوید.
یکی از مرغان گفت: «بیچاره مردی حليم است و رحم دل، بر ما میگرید.»
دیگری گفت: «در گریه چشمش مَنگر، در فِعل دستش بِنگر!»
🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
در روزگار پیشین صیادی بود، هر روز برون آمدی و مُرغان را بگرفتی و بکُشتی.
روزی سرمایی عظیم بود، به صحرا رفته بود و مرغان را بگرفته بود و پر و بال ایشان را میکَند...
از غایت سرما آب از چشم او میدوید.
یکی از مرغان گفت: «بیچاره مردی حليم است و رحم دل، بر ما میگرید.»
دیگری گفت: «در گریه چشمش مَنگر، در فِعل دستش بِنگر!»
🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
Telegram
هاشم راعی ،مشاور و مدرس مدیریت + جعبه ابزار مدیریت نوین
مدیر کانال :
@hashemraei
https://www.instagram.com/hashem_raei/
این کانال توسط آقای مهندس هاشم راعی ، مشاور و مدرس حوزه کسب و کار ، مدیریت می شود .
۰۹۱۲ ۰۹۱۵ ۱۲۱
جعبه ابزار مدیریت نوین، مکانیست برای
دسترسی به کاربردی ترین مطالب در حوزه های مختلف مدیریت
@hashemraei
https://www.instagram.com/hashem_raei/
این کانال توسط آقای مهندس هاشم راعی ، مشاور و مدرس حوزه کسب و کار ، مدیریت می شود .
۰۹۱۲ ۰۹۱۵ ۱۲۱
جعبه ابزار مدیریت نوین، مکانیست برای
دسترسی به کاربردی ترین مطالب در حوزه های مختلف مدیریت
💠🔵💠بحران آب در ایران ربطی به آسمان ندارد، مشکل پشت میزهای قدرت است!
به طور متوسط و به شهادت آمارهای شرکت مدیریت منابع آب ایران، میانگین توان آب قابل استحصال کشور در یک دوره درازمدت پنجاه و دوساله حدود یکصد میلیارد مترمکعب است.
از این مقدار فقط ۸ الی ۸.۵% میتواند نیاز آب شرب یکسال ایرانیان را تامین کند. یعنی کمتر از یکهفتم آبی که در مخازن سدهای ایران ذخیره میشود به فرض آنکه از مخازن آب زیرزمینی اصلاً در هیچ شهری استفاده نشود - که میشود - کافی است تا ایرانیان را دیگر از هیولایی به نام تشنگی نترسانیم.
پس اگر اینک در خوزستان با رخدادی به نام شورش آبی روبرو شدهایم، در بروجن بیش از ۶۰ روستا را با تانکر آبرسانی میکنیم و در گیلان برای جبران کمبود آب شرب مردم به قطع رویشگاههای جنگلی و ساخت سدهای بزرگ مخزنی روی آوردهایم؛ این نه به دلیل کمبود ریزش های آسمانی که به دلیل کمبود خرد، وجدان و فهم بومشناختی در مدیریت آبی سرزمین است.
هیچ از خود پرسیدهایم که چرا مردم در خراسان جنوبی به اندازه خوزستان از کمبود آب خشمگین نیستند؟ پاسخ این است که آنها درک میکنند که در خراسان آبی نیست که بخواهند توزیع کنند، اما در خوزستانی که کارون، دز، کرخه، زهره، مارون و بهمنشیر را دارد؛ در خوزستانی که یکسوم منابع آب سطحی ایران در آن جاری است، چرا باید مردم در چنین فلاکتی اسیر و گرفتار باشند؟
آری ...مشکل ما با دعا و نماز باران یا با غلبه تفکر سازهای در یزد، اصفهان، خراسان، سمنان، خوزستان، کرمان، ارومیه، فارس، قم و ... حل نخواهد شد؛ وقتی که بلد نیستیم از آب موجود به درستی استفاده کنیم؛ وقتی که ضایعات در بخش کشاورزی ما چندبرابر حد استاندارد است؛ وقتی که با صادرات آب مجازی فکر میکنیم میشود پول پایدار تولید کرد؛ وقتی که عرضه ترمیم لولههای فرسوده شبکه شرب شهری را نداریم و ۳۰درصد آب را به هدر میدهیم و وقتی هنوز به ۲۰درصد اهداف برنامههای پنجساله چهارم تا ششم نرسیده و اغلب شهرهای ما فاقد تصفیهخانه و توان بازچرخانی آب هستند.
ما کفران نعمت کرده و خواهیم کرد تا زمانی که به جای پخمهها از نخبهها استفاده نکنیم و به جای کلنگ مدیریتی با مدیریت کلنگی روزگار بگذرانیم. این شاید آخرین هشدار برای آنهایی باشد در دورن حاکمیت که هنوز اعتبار و وقار ایران و توجه به حقوق ملی برایشان مهم است./آینده
✍محمد درویش
فعال محیط زیست
─┅─═ 🌹═─┅─
به طور متوسط و به شهادت آمارهای شرکت مدیریت منابع آب ایران، میانگین توان آب قابل استحصال کشور در یک دوره درازمدت پنجاه و دوساله حدود یکصد میلیارد مترمکعب است.
از این مقدار فقط ۸ الی ۸.۵% میتواند نیاز آب شرب یکسال ایرانیان را تامین کند. یعنی کمتر از یکهفتم آبی که در مخازن سدهای ایران ذخیره میشود به فرض آنکه از مخازن آب زیرزمینی اصلاً در هیچ شهری استفاده نشود - که میشود - کافی است تا ایرانیان را دیگر از هیولایی به نام تشنگی نترسانیم.
پس اگر اینک در خوزستان با رخدادی به نام شورش آبی روبرو شدهایم، در بروجن بیش از ۶۰ روستا را با تانکر آبرسانی میکنیم و در گیلان برای جبران کمبود آب شرب مردم به قطع رویشگاههای جنگلی و ساخت سدهای بزرگ مخزنی روی آوردهایم؛ این نه به دلیل کمبود ریزش های آسمانی که به دلیل کمبود خرد، وجدان و فهم بومشناختی در مدیریت آبی سرزمین است.
هیچ از خود پرسیدهایم که چرا مردم در خراسان جنوبی به اندازه خوزستان از کمبود آب خشمگین نیستند؟ پاسخ این است که آنها درک میکنند که در خراسان آبی نیست که بخواهند توزیع کنند، اما در خوزستانی که کارون، دز، کرخه، زهره، مارون و بهمنشیر را دارد؛ در خوزستانی که یکسوم منابع آب سطحی ایران در آن جاری است، چرا باید مردم در چنین فلاکتی اسیر و گرفتار باشند؟
آری ...مشکل ما با دعا و نماز باران یا با غلبه تفکر سازهای در یزد، اصفهان، خراسان، سمنان، خوزستان، کرمان، ارومیه، فارس، قم و ... حل نخواهد شد؛ وقتی که بلد نیستیم از آب موجود به درستی استفاده کنیم؛ وقتی که ضایعات در بخش کشاورزی ما چندبرابر حد استاندارد است؛ وقتی که با صادرات آب مجازی فکر میکنیم میشود پول پایدار تولید کرد؛ وقتی که عرضه ترمیم لولههای فرسوده شبکه شرب شهری را نداریم و ۳۰درصد آب را به هدر میدهیم و وقتی هنوز به ۲۰درصد اهداف برنامههای پنجساله چهارم تا ششم نرسیده و اغلب شهرهای ما فاقد تصفیهخانه و توان بازچرخانی آب هستند.
ما کفران نعمت کرده و خواهیم کرد تا زمانی که به جای پخمهها از نخبهها استفاده نکنیم و به جای کلنگ مدیریتی با مدیریت کلنگی روزگار بگذرانیم. این شاید آخرین هشدار برای آنهایی باشد در دورن حاکمیت که هنوز اعتبار و وقار ایران و توجه به حقوق ملی برایشان مهم است./آینده
✍محمد درویش
فعال محیط زیست
─┅─═ 🌹═─┅─
💠🎲💠 دوستان لازم می دانم که مختصری در باره سر چشمه های کارون و زاینده رود و تاریخ تونلهای باز گردندان آب کارون به زاینده رود، توضیح دهم، چون برداشت بعضی از دوستان را از این مسئله اشتباه می بینم و این مسئله ارتباطی به توهم توطئه و دشمن خارجی ندارد. فقط میخواهم توضیح دهم که سوء مدیریت و بیسوادی چه بر سر مردم این سرزمین آورده است.
سرشاخه اصلی زاینده رود، دیم چشمه در نزدیکی شهرکرد است، در ادامه رود پلاسجان و رودخانه مرغاب به آن می پیوندند. سر چشمه های کارون از کوهرنگ و زرد کوه بختیاری است. تا اینجا و بصورت طبیعی و خداداد این دو رودخانه و مردم چهار محال و خوزستان از یکطرف و مردم اصفهان از طرف دیگر هیچ نوع برخورد و تضاد منافعی با هم ندارند.
در ابتدا شاه عباس کبیر با مشاوره شیخ بهایی در طرحی بسیار هوشمندانه دستور داد که این دو رودخانه به یکدیگر ملحق شوند. گردنه کوهرنگ به چلگرد شکافته شد ولی متاسفانه با مرگ شاه عباس این طرح نیمه تمام رها شد. بعلت وسعت کار و هزینه زیاد هیچیک از شاهان بعدی این کار را ادامه ندادند. تا اینکه دولت پهلوی در ۱۳۲۷ در پی مطالعات انجام شده از همان گردنه کوهرنگ استفاده کرده و اولین تونل برگردان آب کارون به زاینده رود را احداث کرد تا مقدمه ای باشد برای احداث ذوب آهن و تامین آب مورد نیاز آن در آینده. البته میزان برداشت حساب شده و طی مطالعات بدست آمد و زیان چندان برای کارون و زیست محیط آن نداشت.
مشکلات کارون و زاینده رود و مردم این دو استان پس از حفر تونل دوم بعد از انقلاب اسلامی بوجود آمد.
تونل دوم در همین منطقه و در سال ۱۳۸۳ در زمان ریاست جمهوری خاتمی آغاز بروز مشکلات بود. بطوریکه اکنون و با احداث این کانال ۵۰ درصد آب فعلی زاینده رود را کارون تامین می کرد. این تونل در سال ۸۶ به بهره برداری رسید و جالب است بدانید که درست سال ۸۷ زاینده رود خشک شد.
کانال سوم نیز تحت عنوان طرح بهشت آباد جهت تامین آب اصفهان، قم، یزد و کرمان حفر شده که بعلت کارشکنی ها و مخالفت های محلی مردم چهارمحال ۲۰ سال است که مسکوت مانده و افتتاح نگردیده است. در صورت افتتاح ۷۵ درصد آب کارون به زاینده رود پمپاژ خواهد شد. و این همان طرحی است که آقای رئیسی وعده داده با افتتاح آن آب مورد نیاز قم را تامین خواهد کرد.
اما اگر اینهمه آب از کارون به زاینده رود سرازیر می شود پس علت خشکی این رودخانه چیست؟
مسابقه همگانی دولتمردان، سیاستمداران و مجلسیان اصفهانی در انتقال صنایع عمده به استان اصفهان و گرفتن لقب قطب اقتصادی از استانهای خوزستان و اراک. با استقرار صنایع بزرگ از جمله ذوب آهن، پالایشگاه نفت، پتروشیمی، صنایع شیمیائی، فولاد مبارکه و. . .
تراز اصلی آب زاینده رود از میان رفت. اگر دقت کنید همه ی این صنایع آب بر هستند بدون اینکه زاینده رود بعلت سر چشمه های محدودش توان تامین آب این صنایع را داشته باشد. در نتیجه آنچه آب از کارون بسوی زاینده رود پمپ میشود همه در بالادست و توسط این صنایع بلعیده شده و چیزی عاید پلهای زیبای تاریخی اصفهان و کشاورزان پائین دست نخواهد شد. جهالت و سوء مدیریت این دولتمردان موجب خشکی زاینده رود و زیست بوم تاریخی آن شده است. خشکی رودخانه هم سبب بیکاری چندین صد هزار نفر ساکنین پائین دست رودخانه و هجوم آنان به شهر اصفهان شده است. ضمنا گزارش شده که برداشت بی رویه آب در مسیر رودخانه در محدوده سد تا پل کله ( بدستور شخص احمدی نژاد) توسط پمپاژ به تنهائی بیش از کل میزان آبی است که سالانه توسط تونل از کارون وارد زاینده رود می شود.
علاوه بر دولتمردان و ذی نفوذان اصفهانی و تخریب اصفهان از سر جهالت، آقای خاتمی نیز از شلوغ بازار مملکت استفاده کرده و با پمپاژ آب زاینده رود در سال ۸۶ به یزد و تامین آب مورد نیاز زادگاهش موجبات خشک شدن دائمی زاینده رود را در سال ۸۷ فراهم آورد. و دولتمردان اصفهانی که احساس زرنگی می کردند، خود رکب خوردند. جالب است که ایران عضو کنوانسیون رامسر است و به موجب آن نمیتواند قوانینی تصویب کند که بر اثر آن تالاب ها خشک شوند. در حالیکه مجموع این سیاستهای غلط موجب خشک شدن هورالعظیم در خوزستان و گاو خونی در اصفهان شده است. بهرحال عدم آگاهی هموطنان خوزستانی و اصفهانی از این مسائل، آنان را در مقابل هم قرار داده و بعلت عدم درک مشکلات یکدیگر، نشانه های بروز درگیربهای قومی به وضوح قابل مشاهده است.
سرشاخه اصلی زاینده رود، دیم چشمه در نزدیکی شهرکرد است، در ادامه رود پلاسجان و رودخانه مرغاب به آن می پیوندند. سر چشمه های کارون از کوهرنگ و زرد کوه بختیاری است. تا اینجا و بصورت طبیعی و خداداد این دو رودخانه و مردم چهار محال و خوزستان از یکطرف و مردم اصفهان از طرف دیگر هیچ نوع برخورد و تضاد منافعی با هم ندارند.
در ابتدا شاه عباس کبیر با مشاوره شیخ بهایی در طرحی بسیار هوشمندانه دستور داد که این دو رودخانه به یکدیگر ملحق شوند. گردنه کوهرنگ به چلگرد شکافته شد ولی متاسفانه با مرگ شاه عباس این طرح نیمه تمام رها شد. بعلت وسعت کار و هزینه زیاد هیچیک از شاهان بعدی این کار را ادامه ندادند. تا اینکه دولت پهلوی در ۱۳۲۷ در پی مطالعات انجام شده از همان گردنه کوهرنگ استفاده کرده و اولین تونل برگردان آب کارون به زاینده رود را احداث کرد تا مقدمه ای باشد برای احداث ذوب آهن و تامین آب مورد نیاز آن در آینده. البته میزان برداشت حساب شده و طی مطالعات بدست آمد و زیان چندان برای کارون و زیست محیط آن نداشت.
مشکلات کارون و زاینده رود و مردم این دو استان پس از حفر تونل دوم بعد از انقلاب اسلامی بوجود آمد.
تونل دوم در همین منطقه و در سال ۱۳۸۳ در زمان ریاست جمهوری خاتمی آغاز بروز مشکلات بود. بطوریکه اکنون و با احداث این کانال ۵۰ درصد آب فعلی زاینده رود را کارون تامین می کرد. این تونل در سال ۸۶ به بهره برداری رسید و جالب است بدانید که درست سال ۸۷ زاینده رود خشک شد.
کانال سوم نیز تحت عنوان طرح بهشت آباد جهت تامین آب اصفهان، قم، یزد و کرمان حفر شده که بعلت کارشکنی ها و مخالفت های محلی مردم چهارمحال ۲۰ سال است که مسکوت مانده و افتتاح نگردیده است. در صورت افتتاح ۷۵ درصد آب کارون به زاینده رود پمپاژ خواهد شد. و این همان طرحی است که آقای رئیسی وعده داده با افتتاح آن آب مورد نیاز قم را تامین خواهد کرد.
اما اگر اینهمه آب از کارون به زاینده رود سرازیر می شود پس علت خشکی این رودخانه چیست؟
مسابقه همگانی دولتمردان، سیاستمداران و مجلسیان اصفهانی در انتقال صنایع عمده به استان اصفهان و گرفتن لقب قطب اقتصادی از استانهای خوزستان و اراک. با استقرار صنایع بزرگ از جمله ذوب آهن، پالایشگاه نفت، پتروشیمی، صنایع شیمیائی، فولاد مبارکه و. . .
تراز اصلی آب زاینده رود از میان رفت. اگر دقت کنید همه ی این صنایع آب بر هستند بدون اینکه زاینده رود بعلت سر چشمه های محدودش توان تامین آب این صنایع را داشته باشد. در نتیجه آنچه آب از کارون بسوی زاینده رود پمپ میشود همه در بالادست و توسط این صنایع بلعیده شده و چیزی عاید پلهای زیبای تاریخی اصفهان و کشاورزان پائین دست نخواهد شد. جهالت و سوء مدیریت این دولتمردان موجب خشکی زاینده رود و زیست بوم تاریخی آن شده است. خشکی رودخانه هم سبب بیکاری چندین صد هزار نفر ساکنین پائین دست رودخانه و هجوم آنان به شهر اصفهان شده است. ضمنا گزارش شده که برداشت بی رویه آب در مسیر رودخانه در محدوده سد تا پل کله ( بدستور شخص احمدی نژاد) توسط پمپاژ به تنهائی بیش از کل میزان آبی است که سالانه توسط تونل از کارون وارد زاینده رود می شود.
علاوه بر دولتمردان و ذی نفوذان اصفهانی و تخریب اصفهان از سر جهالت، آقای خاتمی نیز از شلوغ بازار مملکت استفاده کرده و با پمپاژ آب زاینده رود در سال ۸۶ به یزد و تامین آب مورد نیاز زادگاهش موجبات خشک شدن دائمی زاینده رود را در سال ۸۷ فراهم آورد. و دولتمردان اصفهانی که احساس زرنگی می کردند، خود رکب خوردند. جالب است که ایران عضو کنوانسیون رامسر است و به موجب آن نمیتواند قوانینی تصویب کند که بر اثر آن تالاب ها خشک شوند. در حالیکه مجموع این سیاستهای غلط موجب خشک شدن هورالعظیم در خوزستان و گاو خونی در اصفهان شده است. بهرحال عدم آگاهی هموطنان خوزستانی و اصفهانی از این مسائل، آنان را در مقابل هم قرار داده و بعلت عدم درک مشکلات یکدیگر، نشانه های بروز درگیربهای قومی به وضوح قابل مشاهده است.
۵۰ درس زندگی و کسب و کار از استیو جابز
@managementtools
۵۰ درس زندگی و کسب و کار از استیو جابز
جرج ایلین
قسمت اول
جرج ایلین
قسمت اول
۵۰ درس زندگی و کسب و کار از استیو جابز
@managementtools
۵۰ درس زندگی و کسب و کار از استیو جابز
جرج ایلین
قسمت دوم
جرج ایلین
قسمت دوم
۵۰ درس زندگی و کسب و کار از استیو جابز
@managementtools
۵۰ درس زندگی و کسب و کار از استیو جابز
جرج ایلین
قسمت سوم
جرج ایلین
قسمت سوم
💠🎲💠 عکس و مکث !
این تصویر نشون میده مشکل برنامه ریزی همه جای دنیا وجود داره و مدعی هم همه جا پیدا میشه !
🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
این تصویر نشون میده مشکل برنامه ریزی همه جای دنیا وجود داره و مدعی هم همه جا پیدا میشه !
🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q