💠🤔💠 جسارت اندیشیدن
✍ یادداشت هفتگی هاشم راعی مشاور و مدرس مدیریت..
ما ملتی هستیم که مرگ را به انتظار نشسته ایم و همچنان در انتظار کاوه ایم و آرش..
و ضحاک اینبار از گذشته ی تاریخ درس گرفته و هزاران کاوه و آرش را به افیون انتظار آلوده است ...
و شیطانِ پیروز مست ، عصاره ی حیل خود را به معجون مذهب آمیخته و در کام خلق زنده باد، مرده باد ریخته.
خلقی که بردگی نوین مذهبی را افتخار خود میداند و حاضر نیست برای آزادگی خود اندکی جسارت به خرج دهد.
حتی جسارت اندیشیدن!
اندیشه به ناکارامدی هر آنچه که در بالای پله های چوبی گفتند و باور کردیم و هزینه این باورهایمان هم شد طلای ناب ضریح ها و گنبد ها..
و دریغ از شفا ، دریغ از سهمی ازین سفره که خود گسترانیده بودیم در طی قرنها به وقت مصیبت..
اندیشه ی اینکه آزموده را آزمودن خطاست و آزموده را بارها آزمودن فاجعه به دنبال خواهد آورد.
اندیشه اینکه سپاه مکر و فریب هر بار به لباسی نو در می آید و ما هربار منتظر همان لباس و مکر و حیله ی سابقیم و هر بار دسیسه ای جدید را می آزماییم.
اندیشه اینکه مذهبی که فقط توان آباد کردن سفره ی مبلغانش را داشته باشد و دست گدایی را ارزانی پیروانش کند را نباید به هیچ شکل همراهی نمود و سیاهی لشکرش شد.
اندیشه ی اینکه آه و نفرین و فریاد مرده بادمان که از سر عجز و درماندگی به زبان می آوریم، تنها سفره ی شیاطینی که در بندشان اسیریم را رنگین تر خواهد نمود چرا که هر نفرین و لعنی که میفرستیم برایشان در حکم پاداش است..
اندیشه اینکه راهکار رهایی مان جمعی است و نه فردی!
و اینست که دیگر سیاهی و سپاهی لشکر سوء استفاده از مذهب نباشیم و به هر آنکس که خواست ایمانمان را بیازماید بگوییم؛
گر مسلمان گر مسیحی گر یهود
آدمی باشیم مذهب هرچه بود..
ما امروز به یک پوست اندازی جمعی نیازمندیم.
و تا ازین پوسته ی تنگ خرافات و تحریفات و فرعیات و تعصبات و چرندیات رها نشویم، زندگی نخواهیم کرد و تنها زنده ایم.
زنده نگهداشته میشویم تا برده ی زندگی ضحاک زمانه ی خود باشیم.
رو به راه خیر و نیکی و آزادگی باشیم.
✍ هاشم راعی مشاور و مدرس مدیریت
✍ یادداشت هفتگی هاشم راعی مشاور و مدرس مدیریت..
ما ملتی هستیم که مرگ را به انتظار نشسته ایم و همچنان در انتظار کاوه ایم و آرش..
و ضحاک اینبار از گذشته ی تاریخ درس گرفته و هزاران کاوه و آرش را به افیون انتظار آلوده است ...
و شیطانِ پیروز مست ، عصاره ی حیل خود را به معجون مذهب آمیخته و در کام خلق زنده باد، مرده باد ریخته.
خلقی که بردگی نوین مذهبی را افتخار خود میداند و حاضر نیست برای آزادگی خود اندکی جسارت به خرج دهد.
حتی جسارت اندیشیدن!
اندیشه به ناکارامدی هر آنچه که در بالای پله های چوبی گفتند و باور کردیم و هزینه این باورهایمان هم شد طلای ناب ضریح ها و گنبد ها..
و دریغ از شفا ، دریغ از سهمی ازین سفره که خود گسترانیده بودیم در طی قرنها به وقت مصیبت..
اندیشه ی اینکه آزموده را آزمودن خطاست و آزموده را بارها آزمودن فاجعه به دنبال خواهد آورد.
اندیشه اینکه سپاه مکر و فریب هر بار به لباسی نو در می آید و ما هربار منتظر همان لباس و مکر و حیله ی سابقیم و هر بار دسیسه ای جدید را می آزماییم.
اندیشه اینکه مذهبی که فقط توان آباد کردن سفره ی مبلغانش را داشته باشد و دست گدایی را ارزانی پیروانش کند را نباید به هیچ شکل همراهی نمود و سیاهی لشکرش شد.
اندیشه ی اینکه آه و نفرین و فریاد مرده بادمان که از سر عجز و درماندگی به زبان می آوریم، تنها سفره ی شیاطینی که در بندشان اسیریم را رنگین تر خواهد نمود چرا که هر نفرین و لعنی که میفرستیم برایشان در حکم پاداش است..
اندیشه اینکه راهکار رهایی مان جمعی است و نه فردی!
و اینست که دیگر سیاهی و سپاهی لشکر سوء استفاده از مذهب نباشیم و به هر آنکس که خواست ایمانمان را بیازماید بگوییم؛
گر مسلمان گر مسیحی گر یهود
آدمی باشیم مذهب هرچه بود..
ما امروز به یک پوست اندازی جمعی نیازمندیم.
و تا ازین پوسته ی تنگ خرافات و تحریفات و فرعیات و تعصبات و چرندیات رها نشویم، زندگی نخواهیم کرد و تنها زنده ایم.
زنده نگهداشته میشویم تا برده ی زندگی ضحاک زمانه ی خود باشیم.
رو به راه خیر و نیکی و آزادگی باشیم.
✍ هاشم راعی مشاور و مدرس مدیریت
💠🎞💠 معرفی فیلم
نام فیلم : رستگاری در شاوشنک
The Shawshank Redemption
سال ساخت : 1994
کارگردان : Frank Darabont
بازیگران :
Bob Gunton، Morgan Freeman، Tim Robbins
توضیح :
رستگاری در شاوشنگ یکی از زیباترین فیلم های سالهای آخرین قرن بیستم بود ، که بی شک هر کس برای یکبار آنرا باید ببیند .
نیروی اراده انسان ، هدفمندی ، استقامت ، تاب آوری ، امید ، همه و همه مواردی هستند که در یک فضای پر از یاس و نکبت در کنار هم به زیبایی به تصویر کشیده شده اند .
لینک دانلود :
https://dl2.p30updl.ir/uptv/film/The_Shawshank_Redemption_1994_720p_UPTVz.co_Duble.mkv?1628970307
#فیلم_شماره_42
🆔 @managementtools
نام فیلم : رستگاری در شاوشنک
The Shawshank Redemption
سال ساخت : 1994
کارگردان : Frank Darabont
بازیگران :
Bob Gunton، Morgan Freeman، Tim Robbins
توضیح :
رستگاری در شاوشنگ یکی از زیباترین فیلم های سالهای آخرین قرن بیستم بود ، که بی شک هر کس برای یکبار آنرا باید ببیند .
نیروی اراده انسان ، هدفمندی ، استقامت ، تاب آوری ، امید ، همه و همه مواردی هستند که در یک فضای پر از یاس و نکبت در کنار هم به زیبایی به تصویر کشیده شده اند .
لینک دانلود :
https://dl2.p30updl.ir/uptv/film/The_Shawshank_Redemption_1994_720p_UPTVz.co_Duble.mkv?1628970307
#فیلم_شماره_42
🆔 @managementtools
💠✍💠 پهلوی کجا اشتباه کرد ؟!
(( این متن بدون تایید ، تعصب و رد حکومت پهلوی هست و صرفا بخاطر روشن اندیشی ارسال شده است... ))
این مقاله نه برای تطهیر حکومت سابق ، بلکه برای برخی علل عقب ماندگی و اشتباهات خودمان در هنگام انقلاب در مقایسه با سایر کشورها تحریر شده است .
پهلوی هرچه خودش دوست داشت برای منِ ایرانی هم میخواست و این اشتباه تاریخی باعث شکست هردوی ما شد
آیا توسعه و پیشرفت اقتصادی یک جامعه نباید به موازات توسعه و پیشرفت فرهنگ یک جامعه باشد ؟
اگر توسعه و پیشرفت اقتصادی جلوتر از جامعه باشد چه اتفاقی میافتد ؟
در زمانی که رضا شاه پل میساخت ، راه آهن ایجاد میکرد ، جاده میساخت ، بیمارستان احداث میکرد ، چادر از سر زن ایرانی به زور آژان برمیداشت ، هنوز درخاورمیانه زن را سوارشتر نمیکردند ، بلکه مرد سوار میشد و زن دنبال شتر راه میرفت !!
در زمانیکه قمر الملوک وزیری . صفحه گرامافون پر میکرد ، زن ایرانی از پشت درب ، دست در دهان میکرد و حرف میزد که مرد نامحرم صدای او را نشنود !!
نمیشود از درشکه و گاری پیاده شد و سوار اتوبوس دو طبقه شد !!
نمیشود هم در کوچه "شهرفرنگ" دوره گردها را تماشا کرد و هم "سینما مهتاب" و "سینما رادیو سیتی" را افتتاح کرد !
نیویورک غول اقتصادی دنیا اگر ساخته شد به موازات آن فرهنگ جامعه را ساختند .
در ایران ۲۰ سال بود " کازینو آب علی" و " کازینو رامسر " افتتاح شده بود اما زنان ایرانی تا درب کازینو با چادر میرفتند ، بعد چادر از سر برمیداشتند و داخل میشدند !!!
در دو جنگ جهانی اول و دوم زنان همسو با مردان در جبهه های جنگ بودند .
اما در هر دو جنگ زن ایرانی درپستوی خانه ودرمطبخ بود و مرد ایرانی پای منقل !!
نمیشود یکباره از کاروانسرا و مسافرخانه به "هتل هیلتون" و "هتل شرایتون" رفت !!
نمیشود از قهوه خانه های "سید اسمال" به " کاباره باکارا " رفت !!
نمیشود از "ماشین دودی" ناگهان پرواز مستقیم به نیویورک داشت .
نمیشود دانشگاه هاروارد را به شیراز آورد ، در زمانیکه ۸۰ درصد دختران تا سیکل بیشتر نمیخوانند !!
اینها ایراد پهلوی نیست ایراد ما هم نبود .
این همه سرعت در پیشرفت اقتصادی یک جامعه اگر همسو با پیشرفت فرهنگ یک جامعه نباشد به انفجار یا انقلاب منجر میشود .
خیلی چیز ها برای منِ ایرانی زود بود ، زود بود ببینم که همه خوشحال باشند
پهلوی به زنان ایران ده سال زودتر از زنان سوئیس حق رای داد ، اما کسی نپرسید آیا منِ ایرانی شعور رای دادن داشتم ؟
پهلوی هرچه خودش دوست داشت میخواست من هم داشته باشم !
اما برای من که هنوز با توپ پلاستیکی در کوچه های خاکی فوتبال بازی میکردم و توی کوچه کُشتی میگرفتم ، استادیوم آریامهر زود بود .
به زور نمیشود فرهنگی مدرن را به جامعه توهم زده و سنتی تزریق کرد .
ما ۲۰۰ سال پیش در کوچه و خیابان در دسته های سینه زنی و عزاداری و قمه زنی بودیم و هنوز هم در قرن بیست و یکم به همان ترتیب در صف مراسم عزاداری و درحال علم کشی وقمه و زنجیر زنی هستیم !!
محمدرضا شاه میخواست تا قبل از دهه ۱۹۸۰ ایران را جلو تر از اروپا ببرد ، درحالی که آرزوی مردم ایران برگشت به ۱۴۰۰ سال پیش بود! !
پهلوی : منِ ایرانی را نمیشناخت و ملتی که افکار پوسیده و سنتهای غلط مانند ( کف بینی. سرکتاب باز نمودن و فال بینی ) از قرنها پیش مغز و روحشان را به گند کشیده را با مردم سوئیس و سوئد اشتباه گرفته بود .
و این اشتباه تاریخی باعث شکست هردوی ما شد .
هم من و هم پهلوی ،
فلسفه جهل
🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
(( این متن بدون تایید ، تعصب و رد حکومت پهلوی هست و صرفا بخاطر روشن اندیشی ارسال شده است... ))
این مقاله نه برای تطهیر حکومت سابق ، بلکه برای برخی علل عقب ماندگی و اشتباهات خودمان در هنگام انقلاب در مقایسه با سایر کشورها تحریر شده است .
پهلوی هرچه خودش دوست داشت برای منِ ایرانی هم میخواست و این اشتباه تاریخی باعث شکست هردوی ما شد
آیا توسعه و پیشرفت اقتصادی یک جامعه نباید به موازات توسعه و پیشرفت فرهنگ یک جامعه باشد ؟
اگر توسعه و پیشرفت اقتصادی جلوتر از جامعه باشد چه اتفاقی میافتد ؟
در زمانی که رضا شاه پل میساخت ، راه آهن ایجاد میکرد ، جاده میساخت ، بیمارستان احداث میکرد ، چادر از سر زن ایرانی به زور آژان برمیداشت ، هنوز درخاورمیانه زن را سوارشتر نمیکردند ، بلکه مرد سوار میشد و زن دنبال شتر راه میرفت !!
در زمانیکه قمر الملوک وزیری . صفحه گرامافون پر میکرد ، زن ایرانی از پشت درب ، دست در دهان میکرد و حرف میزد که مرد نامحرم صدای او را نشنود !!
نمیشود از درشکه و گاری پیاده شد و سوار اتوبوس دو طبقه شد !!
نمیشود هم در کوچه "شهرفرنگ" دوره گردها را تماشا کرد و هم "سینما مهتاب" و "سینما رادیو سیتی" را افتتاح کرد !
نیویورک غول اقتصادی دنیا اگر ساخته شد به موازات آن فرهنگ جامعه را ساختند .
در ایران ۲۰ سال بود " کازینو آب علی" و " کازینو رامسر " افتتاح شده بود اما زنان ایرانی تا درب کازینو با چادر میرفتند ، بعد چادر از سر برمیداشتند و داخل میشدند !!!
در دو جنگ جهانی اول و دوم زنان همسو با مردان در جبهه های جنگ بودند .
اما در هر دو جنگ زن ایرانی درپستوی خانه ودرمطبخ بود و مرد ایرانی پای منقل !!
نمیشود یکباره از کاروانسرا و مسافرخانه به "هتل هیلتون" و "هتل شرایتون" رفت !!
نمیشود از قهوه خانه های "سید اسمال" به " کاباره باکارا " رفت !!
نمیشود از "ماشین دودی" ناگهان پرواز مستقیم به نیویورک داشت .
نمیشود دانشگاه هاروارد را به شیراز آورد ، در زمانیکه ۸۰ درصد دختران تا سیکل بیشتر نمیخوانند !!
اینها ایراد پهلوی نیست ایراد ما هم نبود .
این همه سرعت در پیشرفت اقتصادی یک جامعه اگر همسو با پیشرفت فرهنگ یک جامعه نباشد به انفجار یا انقلاب منجر میشود .
خیلی چیز ها برای منِ ایرانی زود بود ، زود بود ببینم که همه خوشحال باشند
پهلوی به زنان ایران ده سال زودتر از زنان سوئیس حق رای داد ، اما کسی نپرسید آیا منِ ایرانی شعور رای دادن داشتم ؟
پهلوی هرچه خودش دوست داشت میخواست من هم داشته باشم !
اما برای من که هنوز با توپ پلاستیکی در کوچه های خاکی فوتبال بازی میکردم و توی کوچه کُشتی میگرفتم ، استادیوم آریامهر زود بود .
به زور نمیشود فرهنگی مدرن را به جامعه توهم زده و سنتی تزریق کرد .
ما ۲۰۰ سال پیش در کوچه و خیابان در دسته های سینه زنی و عزاداری و قمه زنی بودیم و هنوز هم در قرن بیست و یکم به همان ترتیب در صف مراسم عزاداری و درحال علم کشی وقمه و زنجیر زنی هستیم !!
محمدرضا شاه میخواست تا قبل از دهه ۱۹۸۰ ایران را جلو تر از اروپا ببرد ، درحالی که آرزوی مردم ایران برگشت به ۱۴۰۰ سال پیش بود! !
پهلوی : منِ ایرانی را نمیشناخت و ملتی که افکار پوسیده و سنتهای غلط مانند ( کف بینی. سرکتاب باز نمودن و فال بینی ) از قرنها پیش مغز و روحشان را به گند کشیده را با مردم سوئیس و سوئد اشتباه گرفته بود .
و این اشتباه تاریخی باعث شکست هردوی ما شد .
هم من و هم پهلوی ،
فلسفه جهل
🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
Telegram
هاشم راعی ،مشاور و مدرس مدیریت + جعبه ابزار مدیریت نوین
مدیر کانال :
@hashemraei
https://www.instagram.com/hashem_raei/
این کانال توسط آقای مهندس هاشم راعی ، مشاور و مدرس حوزه کسب و کار ، مدیریت می شود .
۰۹۱۲ ۰۹۱۵ ۱۲۱
جعبه ابزار مدیریت نوین، مکانیست برای
دسترسی به کاربردی ترین مطالب در حوزه های مختلف مدیریت
@hashemraei
https://www.instagram.com/hashem_raei/
این کانال توسط آقای مهندس هاشم راعی ، مشاور و مدرس حوزه کسب و کار ، مدیریت می شود .
۰۹۱۲ ۰۹۱۵ ۱۲۱
جعبه ابزار مدیریت نوین، مکانیست برای
دسترسی به کاربردی ترین مطالب در حوزه های مختلف مدیریت