هاشم راعی ،مشاور و مدرس مدیریت + جعبه ابزار مدیریت نوین
1.05K subscribers
10.1K photos
606 videos
113 files
2.93K links
مدیر کانال :
@hashemraei

https://www.instagram.com/hashem_raei/
این کانال توسط آقای مهندس هاشم راعی ، مشاور و مدرس حوزه کسب و کار ، مدیریت می شود .
۰۹۱۲ ۰۹۱۵ ۱۲۱

جعبه ابزار مدیریت نوین، مکانیست برای
دسترسی به کاربردی ترین مطالب در حوزه های مختلف مدیریت
Download Telegram
💠🔥💠 تخریب اموال عمومی

تخریب اموال عمومی اون بود که بیش از1000 میلیارد دلار برای برنامه هسته ای  به باد رفت

تخریب اموال عمومی اون پول های هست که در عراق فلسطین سوریه و لبنان و یمن به باد رفت

تخریب اموال عمومی اونه که اجبارا ماشین کشتار پراید را به مردم حقنه( این واژه را اولین باراز زبان آقای رئیسی شنیدم) کردید و آنها را در خیابان و دشت کوه صحرا کشتید.

تخریب اموال عمومی اون پولی بود که نزدیکان و سران نظام به غارت بردند و می‌گویند کش ندهید

تخریب اموال عمومی با تحریک خودتون و توسط صدام طی 8 سال انجام شد که اسمش گذاشتین نعمت.

تخریب اموال عمومی اینه که پول کشور گرفتید دست خودتون و سود بانک‌ها را به 20 درصد بردید و می‌گویید کشور اسلامیه و اسلام با ربا مخالفه، ولی اگر ربا برای خودتون باشه قانونه.

تخریب اموال عمومی اونیه که میدان شوش، مولوی و قیام پر از معتاده و تو کتاب‌های تاریخ مینوشتید شاه جوانان را معتاد کرد ولی الان هر دو خانواده یک معتاد دارد، هر دو خانواده یک پرونده طلاقی دارد هر دو خانواده یکی پرونده‌ی بدهکاری دارد برادر را با برادر و پدر به جنگ هم انداختید.

تخریب اموال عمومی اینه که خوزستان بیشترین زمین حاصل خیز ایران را داره، تمامی رودهای بزرگ ایران بهش سرازیر میشن، نفت گاز ایران تو خوزستانه، بهتر از 100تا اروپاست ولی اکثر فقیر و بدبخت مثل سومالی ن و آب برای نوشیدن ندارند هوا شون همیشه گرد و خاکه،

تخریب اموال عمومی یعنی اینکه سال 57 امارات قطر و عربستان 100 سال از ما عقب تر بودن الان 1000 سال افتادن جلو ما.
تخریب اموال عمومی یعنی تحریم کردن مردم و ایجاد دشمنی سوری با آمریکا و بالا بردن هزینه کشاورزی و استفاده از سموم سرطان زا و گسترش سرطان در بین مردم.

تخریب اموال عمومی یعنی اینکه بیای برای خوب نشان دادن خود بیای یک دوره باشکوه حکومت ایران را مدام خوار و حقیر نشان بدهید و تمامی فیلم های سینمایی ما در مورد یک به یک افراد عرب در طول تاریخ به هر بهانه باشد.

تخریب اموال عمومی یعنی اینکه تمامی کشورها از تاریخ شون به دروغ هزاران فیلم ساختن شما فقط فیلم های افراد عرب را ساختید و مردم ایران را بی هویت نشان دادید.
بهترین سلسله های دنیا در ایران بودند شجاع ترین و بی نطیر ترین و دلیرترین فرد تاریخ تو ایران بود ولی حتی اسمش به دیگران نگفتید.

تخریب اموال عمومی یعنی اینکه الان خودتون بروید مترو فردوسی و بگردید و اسم مشاهیر و فیلسوف و پروفسورهای که خودتون زدید به دیوار ببینید همه شون تو دوره پهلوی بودند ولی تو 40 سال اخیر یک شاعر، یک فیلسوف یک پروفسور یک نویسنده تحویل جامعه ندادید


تخریب اموال عمومی ایرانی است که جنگل هاش هر روز نابود میشه

تخریب اموال عمومی جوانان و ورزشکاران ایران را فراری می‌دهید نابغه های ورزش و علم ایران هر کدام راهی یک کشور شدند.

تخریب اموال عمومی یعنی نفت گاز ایران را مجانی به لبنان و سوریه می‌فرستید.

تخریب اموال عمومی اونی هست که جوانان را مجبور به کولبری و سوختبری میکنید و خودتان با کشتی های غول پیکر از اسکله و گمرک ها بصورت قانونی قاچاق میکنید و برای نمایش قانون خود کولبر و سوختبر را می‌کشید.

تخریب اموال عمومی اینست که جوانان تحصیل کرده را به بیگاری و مسافر کشی و نگهبانی  می‌فرستید و تمامی پست های مهم را بصورت دست جمعی به افراد بالای 70 سال می‌دهید.

تخریب اموال عمومی اینه که سنگ و خاک ایران را به کشورهای عربی میفروشی تا کاخ و جنگل و باغ درست کنند و ساختمان‌های کشور خودمون با یک قلقلک بر سر مردمش آوار میشوند

تخریب اموال عمومی یعنی اینکه سایت ها و اپلیکیشن ها را فیلتر میکنید و خودتون می‌روید فیلتر شکن بهشون میفروشید

تخریب اموال عمومی اینه که شرکت های خودروساز داخلی را تا بی نهایت حمایت می‌کنید و آنها ماشین قراضه به قیمت بهترین مدل ماشین دنیا به مردم میفروشید.

تخریب اموال  عمومی یعنی اینکه سرمایه مردم را به بورس می‌کشانید و غارت میکنید
#مهسا_امینی
👍1
💠💡💠 «نسل زِد» چه کسانی هستند و چه ویژگی‌هایی دارند؟

🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
💠✅💠 سپاسگزاری از مراجع عظام!!
✍️دکتر محسن رنانی
📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی

این متن را منتشر می‌کنم تا به نسل جوانی که این روزها با یک دنیا امید، دست به اعتراض زده است (و به جای شنیده شدن و به رسمیت شناخته شدنِ اعتراضش، اغتشاش‌گر و فریب‌خورده‌ خوانده شد و با او به شدت برخورد و اهانت شد تا عصبی شود و پرخاشگری کند تا بتوانند به‌راحتی متهم و سرکوب و دستگیرش کنند)، بگویم ناامید نشو، تو ظرف چند هفته، به اندازه ده ‌سال تحولات کشور را جلو برده‌ای. تا بداند علاوه بر دستاوردهای آشکاری که می‌بینیم و مهم‌ترینش بیرون ریختن امید‌های وجودی جامعه است، در پشت جنبش او تحولات فکری و روانی مهمی، بویژه در بخش‌های خاموش و مردد جامعه، درحال شکل‌گیری است.

ما برای ورود به عصر توسعه، راهی جز این نداریم که با همه موانع سنتی شکل‌گیری «عقلانیت توسعه» خداحافظی کنیم. بنیادی‌ترین شرط توسعه هر کشور، که عقلانیت توسعه بر بستر آن شکل می‌گیرد، وجود مهارت گفت‌وگو یا هم‌شنوی اول در بین نخبگان و سپس در بین عامه مردم است. اما در جامعه‌ای که «تقلید» و تمکین و سکوت و مدح و ارادت و دست‌بوسی و تقدس، قاعده مسلط است، هرگز روحیه و مهارت هم‌شنوی، پرسش‌گری و نقد شکل نمی‌گیرد. پای منبر کدام روحانی، دیده‌اید که یک نفر پرسش کند و او نیز خود را موظف به پاسخ بداند؟ اصلا این حکومت دارد شکست می‌خورد چون کشور را هم مثل مجلس روضه اداره می‌کند: یک‌طرفه و تک‌گویانه.

تقلید از یک فقیه از جنس مراجعه به یک متخصص مثل پزشک نیست.
پزشک نمی‌گوید اکنون که مرا به عنوان پزشک انتخاب کردی، تو مرا اَعلَم از دیگران می‌دانی بنابراین از این پس در همه بیماری‌هایت باید به من مراجعه کنی و دیگر حق نداری سراغ پزشکان دیگر بروی.
پزشک نمی‌گوید حالا که آمدی سراغ من، از این پس هرگونه پول و وجوهاتی که می‌خواهی در امور پزشکی صرف کنی را یا باید به من بدهی یا با نظر من خرج کنی؛ و حتی وقتی بیمار نیستی باید بخشی از درآمدت را به من بپردازی.
پزشک با بیمار گفت‌وگو می‌کند، به او اجازه پرسشگری می‌دهد و توضیح می‌دهد که بیماری او دقیقاً چیست و چرا این نسخه را برای او پیچیده است؛

اگر پزشک در تشخیص و تجویز خود خطایی بکند بعد از مدت کوتاهی آشکار می‌شود آنگاه بیمار می‌تواند برنامه ‌درمانی یا پزشک خود را عوض کند و مجبور نیست تا آخر عمر یک نسخه را دنبال کند و آسیب‌های احتمالی آن را متحمل شود.
پزشک با آمدن داروها و فناوریهای جدید برای تشخیص و درمان، از آنها استفاده می‌کند و پیوسته ابزارها و روش‌های خود را بهبود می‌دهد و به تجهیزات یا داروها و روش‌های درمانی گذشته خود دلبستگی و تعهدی ندارد و برایش مقدس نیستند.
پزشک همواره در برابر اقدامات خود پاسخ‌گو است. اگر در درمانش خطایی انجام داد و به بیمار آسیبی زد، بیمار حق شکایت و گرفتن خسارت دارد.
در پزشکی چیزی به‌نام «مشهور علما» وجود ندارد. یعنی این‌جوری نیست که اگر تاکنون همه پزشکان قبلی، برای درمان یک بیماری یک نظر واحدی داشته‌اند، دیگر هیچ پزشکی جرأت نکند یک راه‌حل یا روش درمانی متفاوتی را معرفی کند و به‌کار گیرد.
هر پزشک یا متخصص علم جدید برای حل هر مساله، فقط «احتمال می‌دهد» که راهکارش درست باشد و همواره دنبال پیدا کردن راهکار بهتر است و از قضا هر کس راهکار بهتری بیاورد او می‌پذیرد و راهکار خودش را پس می‌گیرد.
همواره یک مرجع بالاتر علمی و پزشکی (مثل سازمان نظام پزشکی) بر فعالیت‌های پزشک نظارت می‌کند و در صورت تکرار اشتباهات، ممکن است اجازه فعالیت او لغو شود.

اکنون بیایید و در بندهای بالا، به جای کلمه پزشک، واژه «مرجع تقلید»، به جای کلمه بیمار، واژه «مقلد» و به جای کلمه «درمان»، واژه «حکم فقهی» را بگذاریم، آنگاه دیگر هیچکدام از گزاره‌ها صادق نخواهد بود.

صدوبیست سال است ایران وارد دنیای مدرن شده است و تلسکوپ و ابزار رصد در اختیار این جامعه است، اما هنوز مراجع ما نتوانسته‌اند در گفت‌وگوی با یکدیگر این همه اختلاف در مساله حلول ماه را حل کنند و به یک راه حل معقول و مشترک برسند و جامعه از این تشتت برهانند.

پس از رنسانسِ اروپا و ورود جهان غرب به دوران علم جدید، کلیسا نیز برای۵۰۰ سال در برابر واقعیت های تمدن جدید مقاومت کرد تا سرانجام در سال ۱۹۶۲ به دستور پاپ وقت در واتیکان تشکیل شد و با دنیای نو آشتی کرد. اگر این بازنگری‌ها نبود احتمالا مسیحیت کاتولیک تا امروز با سرعت زیادی رو به افول گذاشته بود. وقت آن رسیده که فقیهان شیعه نیز همان جمله‌ای را شعار خود کنند که پاپ شعار خود ساخته بود:
«زمان بازکردن پنجره‌های کلیسا برای ورود هوای تازه فرا رسیده ‌است».

🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
👍1
💠❤️💠 تو را چه سود از باغ و درخت

که با یاس‌ها
              به داس سخن گفته‌ای.


🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
💠💡💠 زنگ اندیشه

فقط بهش فکر کن.
💠💡💠 زنگ اندیشه

فکر کن دکتر بهت میگه این توده خطرناک رو باید از بدنت خارج کنیم وگرنه مرگت حتمیه ! تو برگردی بگی
- خوب جاش چی میزارین!!
نمیشه باهاش با ملایمت برخورد کنین
یا حداقل با دم نوش و جوشونده درمانش کنین
- نه نمیشه خیلی خطرناکه و ممکنه از بین ببرت
- پس فرق شما با اون توده چیه آقای دکتر ؟!
- هیچی عزیزم شما بمیر !!

داستان بعضیهاست ...


🧰 https://t.me/joinchat/AAAAADuezNaqNX9_kmOm4Q
💠💡💠 زنگ اندیشه


تو کتاب بی‌شعوری خیلی قشنگ نوشته:
بی‌شعورها قابلیت شگفت انگیزی برای دیدن تنها یک وجه از هر مساله‌ای رو دارن
همون وجهی که منافع اونا رو تامین میکنه
💠🆘💠 "هانا آرنت" می گوید:

«قاطع‌ترین دستور از لوله تفنگ بیرون می‌آید که به آنی‌ترین و کامل‌ترین اطاعت می‌انجامد. چیزی که هیچگاه از این لوله در نمی‌آید قدرت است..!
هرجا قدرت از دست برود؛ حکومت با خشونت عریان به میدان می‌آید. خشونت که پیروز می‌شود یعنی حکومت با قدرتش خداحافظی کرده است..
  در میدان جنگ؛ تیرها که به هدف می‌خورند پیروزی قطعی؛ اما در میدان شهر؛ تیرها که به بدن بخورند؛ شکست حتمی هست..!»
💠🔥💠 «کورۀ آزادی»


مثل کسی‌ام که گنج پیدا کرده. هر روز به پستو می‌روم، صندوقچۀ گنج را باز می‌کنم، دست می‌اندازم زیر سکه‌ها و مرواریدها، مشتم را پر و خالی می‌کنم تا مطمئن شوم این گنج واقعی است؛ تا مطمئن شوم خواب نیستم. یاد گرفته‌ام تحت تأثیر رخدادهای روز قرار نگیرم، نگاه کلان تاریخی داشته باشم و بفهمم سرنوشت ملت‌ها را «جوامع» رقم می‌زنند، نه «حکومت‌ها» ــ هر قدر هم که زور حکومت‌ها زیاد باشد.


جامعۀ 57 چیزی از آزادی نمی‌فهمید. «آزادی» را فریاد می‌زد، اما آنچه در ذهن داشت «ضد آزادی» بود. به متون کنشگران اصلی انقلاب 57 اگر بنگرید، همۀ حرفشان این است که «انسان آزاد نیست». در نگاه کنشگرانِ جامعۀ 57 انسان «مهره‌ای» ناچیز در دستگاهی آرمان‌گرایانه بود؛ چرخ‌دنده‌ای که هویتش فقط به لطف بودن در این دستگاه تعریف می‌شد. جان انسان، زندگی شخصی، لذت و هر امر شخصی و فردی هیچ بود؛ ضدارزش بود. این نگرش چنان رادیکال بود که حتی آزادی‌های فردی را «اسارت» دریافت می‌کردند. مشتِ نمونۀ خروارش این بود که دختران چپ‌گرای بی‌دین با کمال میل حاضر بودند باحجاب شوند، چون به صراحت آزادی فردی را مصداق «بردگی زن» می‌دانستند.

برای پنجاه‌وهفتی‌ها نفس انسان هیچ ارزش ماهوی نداشت، بلکه ارزش انسان به این بود که چقدر حاضر است خود را فدای آرمان‌های بزرگ و ارزش‌های والا کند. تصور می‌کرد جامعه‌ای که با این جانفشانی‌ها وهیچ‌انگاریِ فردیت‌ها به دست می‌آید، چنان آرمانشهر خوش‌وخرمی است که جان ناقابل انسان در برابرش هیچ است. آن نسل عمیقاً دچار «آزادی‌بیزاری» بود؛ فردیت به مزاجش نمی‌ساخت. اصلاً فردیت‌هراسی داشت و باید ذره‌ای در جمعی بزرگ می‌شد تا زندگی‌اش معنا یابد. آزادی را نه می‌فهمید، نه می‌خواست و نه پشیزی برای آن ارزش قائل بود.


لازم بود جامعۀ ایرانی چند نسل در کوره‌ای که همین آرمان‌خواهان ساخته بودند حرارت ببیند تا تازه معنای «آزادی» و «زندگی» را بفهمد؛ تا بفهمد آزادی‌های فردی معادل «بردگی زن» نیست. از این رهگذر، سرانجام بخش بزرگی از جامعۀ ایرانی مفهوم آزادی و زندگی را درک کرد و جسمانیت زن را به رسمیت شناخت. این آن گنجی است که برق اشرفی‌هایش دل و دینم را ربوده: جامعه‌ای که بخشی از آن مفهوم آزادی را درک کرده است. انسان ایرانی بالاخره آمد روی زمین. زندگی جای آرمان را گرفت و جسم جای روح را. این یعنی چشم ما تازه به روی واقعیت بینا شد و اگر می‌پرسیدید بزرگ‌ترین معضل ایرانیان در عصر جدید چه بود، پاسخ می‌دادم «ما دسترسی به واقعیت نداریم».

می‌دانم؛ شنیدن این جملات برای آرمانخواهان بسیار رنج‌آور است، اما وقتی فرد جای آرمانشهرهای ایدئولوژیک، دنبال ساختن زندگی شخصی‌اش می‌رود، حین ساختن زندگی‌اش کیفیت زندگی دیگران را هم بالا می‌برد. یوتوپیایی در این دنیا وجود ندارد؛ اما وقتی هر کس بر ساختن دنیایش تمرکز می‌کند، ناگزیر سطح زندگی دیگران را هم بالا می‌آورد. لازمۀ این خودسازی دنیوی، آزادی است. از دل تلاش‌های این زندگی‌سازانِ کوچک و منفرد بهشت‌های زمینی و یوتوپیایی درنمی‌آید، اما سطح زندگی عموم مردم روزبه‌روز بالاتر می‌آید. آرمانشهرگرایان فردیت و آزادی‌های فردی را مسدود می‌کنند تا بهشتی برین روی زمین بسازند، اما در نهایت نه بهشت می‌سازند و نه اجازه می‌دهند همین جامعۀ خودساخته پدید آید.

بسیار از من می‌پرسند «حالا چی می‌شه؟» پاسخ روشن و آسان است: جامعه‌ای که به گنج آزادی ــ یعنی درک آزادی ــ دست یافت، یا راهی خواهد یافت، یا راهی خواهد ساخت. از این روست که می‌گویم: ایران بیمه شد.

مهدی تدینی
👍1
💠💡💠 ویترین کتاب فروشی سرو بابل
«ایران بر لبه تیغ»
«زنان بدون مرز»
«آخرین روزها»
IRAN E ZIBA
SHAHIN RASHIDI
یه روز دیدم گم شد جونم
دور افتادم از آشیونم
بی خونه‌مون و سرگردونم
پریدم از خواب .
دیدم شبه دیدم تاره
قصه‌ی داس و گندمزاره
اما باز دلم امید داره
به صبح به آفتاب . .
سلطان قلبم، نفس های ایران
رویای من، مردمِ شاد ایران

جسم و تن و روح و دار و ندارم
فدای ایرانْ .

ایرانِ زیبایِ زیبایِ زیباْ
ایرانِ تنهایِ تنهایِ تنهاْ

جوانه زند یه روز اشک چشمها
از خاکِ ایرانْ . .
خوابم نمیره بیدارم
منم حق زندگی دارم
به خودم اینو بدهکارم
ایرانِ آرام .
اکنون نباید بشینم ببینم
غمهای بی وقفه‌ی سرزمینم
جانم تو ، آیین و ایمان و دینم
تو ای سرزمینم . .

بلوچ کرد و لر، ترک، عرب، فرق نداره
کسی این روزا، خوابِ راحت نداره

با هر پوشش و اعتقادت برای
ایرانِ آزادْ
ایرانِ آزادِ آزادِ آزادْ
ایرانِ آبادِ آبادِ آبادْ
جسم و تن و روح و دار و ندارم
فدای ایرانْ
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠❤️💠ایرانِ آزادِ آزادِ آزادْ
ایرانِ آبادِ آبادِ آبادْ
جسم و تن و روح و دار و ندارم
فدای ایرانْ
💠💡💠 زنگ اندیشه


بر خلاف مذهب، در علم حقیقتِ مطلق نداریم و به همین دلیل هم هست که علم پیشرفت می کند.

لارنس کراوس
💠💊💠 طنز مدیریتی روز!!



در بلادهای بی‌تربیت یک مقوله و پدیده‌‌ مزخرفی وجود داره به نام وجدان کاری!

باز دوباره یه چیز ناشناخته‌ای وجود داره به نام اخلاق حرفه‌ای!

در اون مناطق عقب افتاده و بدوی دنیا اینجوریه که مسئولین، کارمند و حقوق‌بگیر مردم هستن!

در اون بلاد بیشعور! یک عمل احمقانه و بزدلانه‌ای هست به نام استعفا!!

اینجوریه که اگه مسئولی بیاد سرکار و نتونه رضایت مردم رو جلب کنه و کارشو رو درست انجام نده، عمل شنیع و زننده استعفا رو انجام میده!

که واقعا باعث تاسفه! و خاک تو سرشون!!
💠☠💠خلاصه‌ای از کتاب آداب دیکتاتوری

✍️فرانک دیکوتر
 
دیکتاتورهایی که دوام می‌آورند،
بر دو ابزار قدرت تکیه دارند:
*وحشت و کیش شخصیت*
  دیکتاتور بر نیروهای قضایی، نظامی، امنیتی، پلیس، بازجویان و شکنجه‌گران متکی میباشد.
 
چهره‌ی دیکتاتورها بر روی بیلبورد
ساختمانها، ادارات، مدارس
و پادگانهای ارتش به چشم می‌خورد.
  تصاویر، شعارها و سخنان دیکتاتور،
زینتبخش تمام ادارات و مدارس،
با هدف کیش شخصیت است.
 
در دیکتاتوری‌ها، وفاداری به شخص دیکتاتور، مهمترین مسئله است.
  هدف دیکتاتوری، تخریب عقل سلیم و
*تقویت تقدس فرمان بُرداری* است.
 
همه دیکتاتورها در محاصره‌ی افراد چاپلوس و دروغگویان و شیادان سیاسی بی اصول هستند که در طول سالها،آنها را ترفیع داده‌اند.
 
در نظام دیکتاتوری، *پاداش وفاداری*
بیش از *پاداش توانایی* است.
  دیکتاتورها دستاوردها را به حساب خودشان مینویسند، اما برای شکستها دیگران را سرزنش میکنند.
 
دیکتاتورها در سطح ملی بگیر و ببند وسیع با عناوینی نظیر *جاسوس،خائن و فتنه‌گر* راه می‌اندازند.
  دیکتاتورها،  دشمن فراوان میبینند.
  آنها دادگاهای نمایشی راه می‌اندازند و دگراندیشان را در تلویزیون حکومتی،
مجبور به اعتراف میکنند.

دیکتاتورها *ژست علامه دهر* به خود
میگیرند و در مورد حکمت، فلسفه، مسائل پزشکی، روشهای آبیاری، تولید فولاد،
کار ساختمانی و ... ، رهنمود میدهند!!
 
هیچ چیزی مثل تهدید جنگ کانون توجه دیکتاتور را، متمرکز نمیکند‌ و به منظور آمادگی برای جنگ، به دنبال *اقتصاد خودکفا* هستند.
  دیکتاتورها، خواهان ابراز چاکری و اطاعت مدام از سوی همان مردمی هستند
که بر آنها، ظالمانه، حکومت میکنند.
   با از *بین رفتن ترس*
کل زیربنای دیکتاتوری فرو میریزد.
💠🔻💠«دقت»

‏مقام های غربی مسابقه گذاشته اند که بگویند «با دقت تحولات ایران را دنبال می‌کنند».

حکایت آقایی است که به جای طوطی، جغد خرید. از ایشان پرسیدند حالا این موجود چیزی هم می‌گوید؟ گفت: حرف خاصی نمی‌زند ولی عوضش خوب دقت می‌کند.
💠💡💠 یک پژوهشگر: نسل جدید از همه بازیگران میدان سیاست عبور کرده است

🔸سیدآبادی، پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان:

اتفاق بزرگي در خانواده و جامعه ايراني رخ داده است.

نسل جديد از دو قطبي‌سازي‌ها و ديگري‌سازي عبور كرده است.

در خانواده و جامعه مدني صداي نوجوانان شنيده مي‌شود، اما در ساختار سياسي نه.

ساختار سياسي از جامعه و خانواده عقب افتاده است.

اين نسل به دليل اينكه بوميان ديجيتال هستند، امكان زيستن در دنياهاي موازي را دارند.

از خانواده‌اي كنترل‌گر- پشتيبان به خانواده‌اي پشتيبان- راهنما حركت كرده‌ايم./اعتماد