«منِ‌فی‌الحال»
586 subscribers
265 photos
38 videos
3 files
40 links
چاوشی‌پرسن و ضد تابستون. حلیم با شکر و آنتی سطلی. مرید سیدمجتبی و گدای امام مجتبی«ع»
تهی از اضطراب‌اجتماعی. حساس به هکسره و نیم‌فاصله و نوع تایپ. لطفاً گولم نزنید حس ششمم از قبل همه‌چیو راجع‌بهتون بهم گفته.
؛
میناب ۱۶۸
؛
ناشناس پینه.
Download Telegram
اسپانسر پروکسیِ سگ‌پدر؛ ما این‌جا اقامه‌ی صلاة می‌کنیم.
دعوا و بحث [مفید بر سر مسائل خاص] خیلی خوبه. تو هر مقطعی؛ عینِ یه تلنگر می‌مونه برای همه‌ی کسایی که تو اون دعوا بودن. یک‌سری موارد روشن می‌شه و تکلیف بعضی از قضایا معین می‌شه و در نهایت از دل این دعوا و بحث، اگر درست و اخلاقی پیش بره، باید فهم و آگاهی بیشتری بیرون بیاد؛ نه کینه و تحقیر و چندتا آدمِ زخمی که بعد از تموم شدن بحث، دیگه حاضر نباشن صدای هم‌دیگه رو بشنون. مهم اینه فراموش نکنیم طرفِ مقابل دعوا؛ از جبهه‌ی خودیه. از بچه‌های خودمونه. رفیق، دوست، خواهر و برادر ماست. جوری طرف‌رو نشورید بذارید کنار که اگر یه سلطنت‌طلب‌هم بود باهاش همین رفتار رو می‌داشتید. اونم تو مقطعی که حضرت‌آقا برای اتحاد و وحدت بین اقشار جامعه، حتی افرادی که به‌لحاظِ اجتماعی با‌ما تفاوت دارن کلی صحبت می‌کنن؛ در حدی که توی پیام آخر می‌فرمایند «موکداً و مکرراً». اون‌وقت ما بر سرِ مسائل پایه‌ای و سطح‌پائین این‌جوری هم‌رو می‌کوبیم. این خیلی ناراحت‌کننده‌ست. ادمین‌ها شما چنلی دارید که از ۳۰ نفر تا ۱۲۰۰۰ و بالاتر ممبر داره. مهمم نیست به چه روشی بالا اومدید یا ادبیات و نوع تفکرتون راجع‌به جزئیات جمهوری‌اسلامی چیه. ولی این خیلی زشته که جلوی همه‌ی ممبرهای خودتون و بعدتر ممبرهای چنلی که باهم سرِ یک موضوع اختلاف پیدا کردید این‌جوری بزنید شتک‌پتکِ هم‌رو بیارید روهم. کمی مروت. کمی اخلاق‌مداری. کمی حیا. کمی آداب اجتماعی. روبه‌روتون دشمن نیست. سطلی نیست. یک دوست و یک هم‌جبهه‌ای‌ئه. خیلیا تا می‌بینن کسی داره نظری می‌ده که برخلافِ عقیده‌ی خودشونه، رو میارن به فحش خواهر مادر. انواع فحش‌های جنسی. انواع بددهنی‌ها. انواع هتک‌حرمت‌ها. اگر طرف مقابل داره یک نظریه‌ی اشتباه میده، یا حتی فراتر؛ داره مرتکب عمل اشتباهی میشه، خب تو داری مرتکب یک عمل حرام میشی. گناه‌کبیره. یه‌جوری بحث کنید روزهای آتی رومون بشه از چنل‌های هم پیام فور بزنیم. :))
«منِ‌فی‌الحال»
دعوا و بحث [مفید بر سر مسائل خاص] خیلی خوبه. تو هر مقطعی؛ عینِ یه تلنگر می‌مونه برای همه‌ی کسایی که تو اون دعوا بودن. یک‌سری موارد روشن می‌شه و تکلیف بعضی از قضایا معین می‌شه و در نهایت از دل این دعوا و بحث، اگر درست و اخلاقی پیش بره، باید فهم و آگاهی بیشتری…
به‌صورتِ جدی؛ مدیونید به من در دنیا و آخرت اگر فکر کنید منظورم شخص خاصیه! به صورت کاملاً کلی نوشتم و قصد اشاره به هیچ‌کس ندارم. صرفِ وظیفه و در حدّ وقتی که داشتم و احساسی که در کمبود اشاره به این نکات داشتم؛ یاوه‌هایی پروندم. این متن، فارغ‌ از تمامی جدل‌های شکل‌گرفته و بحث‌های انجامیده‌ در طول این دوروز بر سرِ داستانِ «برادرکشی» و «پخش‌اطلاعات» نوشته شده و من اصلاً منظورم هیچ‌یک از طرفین دعاوی‌های رخ داده نیست. فقط خواستم به عنوانِ یک‌ دوست و خواهر، متذکر این نکات کلی باشم برای همه‌ی افرادی که صاحب‌نظرند؛ ولاغیر.
«منِ‌فی‌الحال»
خیلی هوا گرمه امیدوارم سریع انتقالی بگیرم به سردخونه.
استاد دوستانی نخی شد که به زندگی وصلم کنه. خدا حفظت کنه مردِ باصفاي اصفهان.
امشب به صورت نیمه‌تصادفی توی گعده‌ای که داخل خیابون مسجدجامع بود‌ حضور داشتم و به صحبت هاشون گوش می‌دادم. یادم نیست چه اتفاقی افتاد که باب صحبت بین من و بغل‌‌دستیم که از تنها جوان‌های اون جمع بودیم گشوده‌شد. توی بحثی که داخل اون گعده شکل گرفته بود دونفر نظراتشون متفاوت بود که از قضا اون دونفر من و این بنده‌خدا‌ بودیم. من یک نکته‌ی ریز و کوچیک رو به ایشون گفتم و یهو ایشون شروع کردن همه‌ی فکت‌ها و استدلال‌هاشونو برای من توضیح و تفسیر کردن. طوری که انگار من باهاشون مخالفم. هرچیم سر تکون می‌دادم، لبخند می‌زدم و با تائید سر می‌گفتم: «آقا من صحبتاتو قبول دارم» دست برنمی‌داشت. و هرگز به من اجازه‌ی صحبت نمی‌داد. بعضی‌ها عادت دارن بدون این‌که طرف‌مقابل ازشون درخواست کرده باشه، شروع کنن و روی صفحه‌ی ذهنیِ مخاطبشون حینِ گفتگو؛ هرآنچه که توی ذهن‌شونه رو بالا بیارن.
به این حالت گفته میشه: Lecturing یا حتی Overexplaining. فرد بدون اینکه مخاطب توضیح بیشتری بخواد، مدام اطلاعات، استدلال و جزئیات اضافه می‌کنه. همچنین، به‌جای گفت‌وگوی دوطرفه، تعامل رو تبدیل به سخنرانی می‌کنه؛ یعنی فرض می‌کنه وظیفه‌اش «توضیح دادن» و وظیفه مخاطب فقط «گوش دادن»ئه.

وظیفهٔ این انسان‌ها کم‌اعتبار کردن و بی‌ارزش کردن علم در نزد مخاطبه. چرا که به یک‌باره همه‌ی بار علمی‌ای که شاید باارزش باشه رو مستقیم و بدون ملاحظه و بدون توقف و بدون توجه به فهم و ادراک مخاطب از صحبت‌ها انتقال می‌دن. عجله دارید؟ می‌خواید اثبات کنید بیشتر متوجه می‌شید؟ کاپ طلایی علامه‌ی دهر برای شما.
زیر یه پست طنز یه کامنت گذاشتم که 11k لایک گرفت. نه بحث سیاسی بود نه تیکه نه هیچی. یه موضوع طنز و بامزه. منتهی دیدم یهو سطلی‌ها شروع کردن به ریپلی کردن که توی ارزشی چرا کلیپ طنز می‌بینی؟ ادمین هم کامنتمو پاک کرد. خیلی خردسال‌ن این لایعقل‌ها. چی‌ بگم والا. ایموجیِ لبخند همراه با اشک + دونقطه پرانتز پرانتز پرانتز.
فیلم‌برداری توی شب/نور کم سوهانِ روحه.
«منِ‌فی‌الحال»
انگار پُلم، همه ازم می‌گذرن.
زخم‌ها زد راه بر جانم ولی؛ زخمِ عشق آورده تا کویت مرا.
آقا محسن‌عراقی شما کارتون بیسته و محتوای مداحی‌هاتون درجه‌یکه به خوانندگی ادامه بدید. به حرف کسی‌م توجه نکنید مخصوصاً بنده.
چنل حیاة رو کم‌کم باید با فیلترشکن باز کنم.
آدمای بی‌ذوق، دونه‌دونه لامپای رنگیِ امیدمو می‌زنن می‌ترکونن.
من واقعاً معذرت می‌خوام که با من آشنا شدی.
وجود کشمش در غذا از جملهٔ جنایات بشری باید پنداشته بشه.
راستی در دنیای «تو اگه منو می‌خواستی به بقیه تکست نمی‌دادی» چقدر من «سرِ این سفره هنوزم یه نفر، روز و شب منتظرِ مهمونه؛ مطمئن باش کسی قادر نیست، منو از عشقِ تو برگردونه»ام.
بساطِ سوسیس‌بندری به‌راهه گویا.
1
همون‌جور که من دارم پروژه می‌زنم دوستِ یک‌سال کوچک‌تر از من داره تو پاساژ لباس عقد انتخاب می‌کنه❤️
فروشگاه مورد نیاز انقلابیون.
پول اگر چرک کف دست باشه، بنده دستام کاملاً استریلیزه شده و عاری از هرگونه باکتری و کثافته.