دستبندِ چوبی و ساعتم که همه منرو به اون میشناختن توی اصفهان جا مونده. دو تیکه از وجود و امضای من اونجاست. توروخدا تا برمیگردم اصفهان و بریونی سفارش میدم مراقبش باشید.
پیام این یارو یه جوریه. انگار بهش گفتن با چندتا ایموجی نشون بده مامانت دچار بیاخلاقی اجتماعی شده.
زبانِعشق من نفرتپراکنی دونفره علیه یهوده. با فحش خوارمادر مخالفم ولی بیا باهم خوارمادر یهود و یهودفن رو. ممنون.
رسانه رهبر انقلاب اسلامی
فرمانده معظّم کل قوا
من اینقدر دوستت دارم که بینِ «نوتیف از تو» و «نوتیف از چنل رهبری»، نوتیف از چنل رهبری رو انتخاب میکنم.
عمو داشت به بچههای ۵۰٫۶۰ سانتی شکلات میداد. داشتم رد میشدم برگشت به منِ ۲متری گفت: «عامو به شما شوکولات دادم؟» اشکم از شدت گوگولی بودنش دراومد. :)))
«منِفیالحال»
Photo
ایشون به طرزِ بهشدت گوگولیای از اوایل تجمعات بین مردم حضور داشتن. اوایل میدون باهنر، الآن میدون امامحسین(ع). اینقدر خالصانه و ناز با ملت میگشتن و باهاشون برخورد میکردن و بهشون روحیه میدادن که بین همهی مردم توی این پنج٫ششماه محبوب شدن و همه دوستش دارن و واقعاً بهش احترام میذارن. خدا حفظشون کنه. بسیار باصفا ان.
Forwarded from ناجه" (Fatemeh)
جدی وقتی ماها در حد یه نوشابه و شکلات و اسپری بدن نمیتونیم از دلمون بگذریم ،حتمانم امام مون ک اومد هرچی گفت میگیم چشم🙏🏻
ما گاهاً تعجب میکنیم از داستانهایی که میگن: «یارو بهخاطر نونش و شکمش امام رو فروخت.» ولی خودمونم خیلی فرقی نداریم با عبرتهای این داستانها. گذشتن از یه نوشابهی آشغالی، یه شکلات که اگر نخوری نمیمیری، یه اسپریبدن که هزارتا جایگزین دیگه داره واقعاً کار سختی نیست؛ اگر شکمپرست و دنبالهروی نَفْس نباشیم.
نوشابه که هیچ. از آدمهاشم همه آشغالین. فقط اونایی که تونستن دیگه حق رو تشخیص بدن ماهان.🙂↔️
یکی از چنلهارو بهطور اتفاقی چک کردم. از بینهایت یه استوری فوروارد کرده بود و رفتم تو چنل بینهایتشو. عضو شدم و به ناگاه دستم خورد روی پیشنهادهای تلگرام. چنل استاد وکیلی رو بالا آورد و چشمم خود به واژهی پپسی و کوکاکولا. بله. به طرز فوقالعادهای رزق بود این پادکست آخر چنلشون :)))
https://t.me/Ostad_vakili/2796
https://t.me/Ostad_vakili/2796
«منِفیالحال»
یکی از چنلهارو بهطور اتفاقی چک کردم. از بینهایت یه استوری فوروارد کرده بود و رفتم تو چنل بینهایتشو. عضو شدم و به ناگاه دستم خورد روی پیشنهادهای تلگرام. چنل استاد وکیلی رو بالا آورد و چشمم خود به واژهی پپسی و کوکاکولا. بله. به طرز فوقالعادهای رزق بود…
فقط امیدوارم یه گلریزون کنیم یه میکروفون بخریم برای تیم این استاد بزرگوار. هرکس از مامانش قهر کرده و خواسته یه پیج راه بندازه رسماً یه استودیو تجهیزات زده زیربغل و تولید محتوا کرده؛ بعد اکثر اساتید فاخر ما صوتهای جلساتشون باید با نوکیا ضبط شه.
راجعبه نوشابه بحث میکنیم. حواسمونم نیست جمعه تا تموم نشه خِر مارو ول نمیکنه و قاشققاشق غم نمیریزه تو این گلوی پر بغضِ بیصاحب.