168Ir
یکی از ویژگیهای ثابت اینترآشغال این است که ابتدا مردم را تحریک میکنند و سپس آنها را در آتشِ افراطگرایی و تروریسم میاندازند. در نهایت، همین تحریککنندگان به کسانی تبدیل میشوند که با سلاحهایی مانند کاتر و نارنجکهای دستساز، موجب یتیم شدنِ خانوادهها…
برادر عزیزم حیات، از بس قشنگ مینوازه که نمیشه فکتهاشو زود زود نخوند.
امیدوارم موقع اجرای حکم «ببر به نام خداوندت. که لطف خنجر ابراهیم به تیز بودن احکام است. نبخش مرتکبانت را. تو حکم واجبالجرایی» پلی کرده باشن.
Forwarded from عج؛
از شما چه پنهون، این قضیه که چند ساله چاوشیگوشدادن مد/فراگیر شده رو دوست ندارم. کاش میشد برگشت به روزهایی که چاوشی در جواب اینکه «چرا کنسرت نمیذاری؟» میگفت «چون میخوام همهی تمرکزم روی موسیقی باشه» و نتیجهی این تمرکز، خلق شاهکارهایی بود که برای من حداقل تاریخ انقضا نداشتن و ندارن.
باری؛ تولدت مبارک جناب. امیدوارم امسال دیگه کلّهمون بهخاطر بالا نیومدن سایت فروش بلیط کنسرتت خراب بشه، نه بهخاطر استفاده از ترانههای امیدروزبه.❤️
باری؛ تولدت مبارک جناب. امیدوارم امسال دیگه کلّهمون بهخاطر بالا نیومدن سایت فروش بلیط کنسرتت خراب بشه، نه بهخاطر استفاده از ترانههای امیدروزبه.❤️
من احساس میکنم قضیهی همستر رو خیلی زود به فراموشی سپردیم. خواهشاً کارزار تمسخر اونایی که همستر استارت کرده بودن رو راه بندازیم. اجازه ندیم این بیآبرویی اینقدر زود در تاریخ حل بشه.
مرا ببر به نجف. روبهروی ایووان جدیدش، هنگام طلوع. و سپس برگرد. من نمیآیم.
اگر اربعین میرید/نمیرید/هستید/خواهیدرفت دعاگوی منهم باشید. کلاً این ایام منرو فراموش نکنید. لطفتون مستدام.
یکیاز دوستام میگه آخه سگ وسطِ این گرما میاد حرم؟
منی که داشتم پیامشو وسط صحن زیر یوغ آفتاب میخوندم:
منی که داشتم پیامشو وسط صحن زیر یوغ آفتاب میخوندم:
این افسردگیهای فیکتونم صدقهسرِ اینستاست. نکنید با زندگیتون اینجوری. حتی اگر مشکلات شدیدی هم داشته باشید، اکسپلورگردی فقط حالتونو بدتر میکنه و کرده.
«منِفیالحال»
Mohsen Chavoshi – 40 Rooz
آوازهخون بود و واسه تو روضهخون شد.
پشت تلفن برای اولینبار گریه کردم و گفتم از نجف نریم. از نجف نریم. از نجف نریم.
بعد از ماهها واقعاً احساس سبکی میکنم. نجف بهترین ریکاوری دنیاست. در ثانیه هرچی حزن داری رو میده بالا یه نوشابههم روش سر میکشه. اصلاً سرحالترین و زندهترین نسخهی آدمی [لااقل من] رو میشه در نجف دید. من با لفظ «بابا» چسبوندن پشت هر امامی و این مسخرهبازیا مخالفِ محضم. «امام» جایگاه خودشرو داره و «پدر» هم. امّا هرجور حساب میکنم نمیتونم امامعلی(ع) رو پدر زندگیم ندونم. نمیتونم نجفرو «خونهیپدری» ندونم. من اکسیژن به اکسیژن این هوارو، خشت به خشتِ آجرها رو، وجب به وجب منبتکاریهارو، کاشی به کاشی معماریهارو، صحن به صحن حرم و اتاق به اتاقِ این خونهی پدری رو دوست میدارم. منرو نجف دفن کنید.