«منِ‌فی‌الحال»
585 subscribers
264 photos
38 videos
3 files
40 links
چاوشی‌پرسن و ضد تابستون. حلیم با شکر و آنتی سطلی. مرید سیدمجتبی و گدای امام مجتبی«ع»
تهی از اضطراب‌اجتماعی. حساس به هکسره و نیم‌فاصله و نوع تایپ. لطفاً گولم نزنید حس ششمم از قبل همه‌چیو راجع‌بهتون بهم گفته.
؛
میناب ۱۶۸
؛
ناشناس پینه.
Download Telegram
امشب به صورت نیمه‌تصادفی توی گعده‌ای که داخل خیابون مسجدجامع بود‌ حضور داشتم و به صحبت هاشون گوش می‌دادم. یادم نیست چه اتفاقی افتاد که باب صحبت بین من و بغل‌‌دستیم که از تنها جوان‌های اون جمع بودیم گشوده‌شد. توی بحثی که داخل اون گعده شکل گرفته بود دونفر نظراتشون متفاوت بود که از قضا اون دونفر من و این بنده‌خدا‌ بودیم. من یک نکته‌ی ریز و کوچیک رو به ایشون گفتم و یهو ایشون شروع کردن همه‌ی فکت‌ها و استدلال‌هاشونو برای من توضیح و تفسیر کردن. طوری که انگار من باهاشون مخالفم. هرچیم سر تکون می‌دادم، لبخند می‌زدم و با تائید سر می‌گفتم: «آقا من صحبتاتو قبول دارم» دست برنمی‌داشت. و هرگز به من اجازه‌ی صحبت نمی‌داد. بعضی‌ها عادت دارن بدون این‌که طرف‌مقابل ازشون درخواست کرده باشه، شروع کنن و روی صفحه‌ی ذهنیِ مخاطبشون حینِ گفتگو؛ هرآنچه که توی ذهن‌شونه رو بالا بیارن.
به این حالت گفته میشه: Lecturing یا حتی Overexplaining. فرد بدون اینکه مخاطب توضیح بیشتری بخواد، مدام اطلاعات، استدلال و جزئیات اضافه می‌کنه. همچنین، به‌جای گفت‌وگوی دوطرفه، تعامل رو تبدیل به سخنرانی می‌کنه؛ یعنی فرض می‌کنه وظیفه‌اش «توضیح دادن» و وظیفه مخاطب فقط «گوش دادن»ئه.

وظیفهٔ این انسان‌ها کم‌اعتبار کردن و بی‌ارزش کردن علم در نزد مخاطبه. چرا که به یک‌باره همه‌ی بار علمی‌ای که شاید باارزش باشه رو مستقیم و بدون ملاحظه و بدون توقف و بدون توجه به فهم و ادراک مخاطب از صحبت‌ها انتقال می‌دن. عجله دارید؟ می‌خواید اثبات کنید بیشتر متوجه می‌شید؟ کاپ طلایی علامه‌ی دهر برای شما.
زیر یه پست طنز یه کامنت گذاشتم که 11k لایک گرفت. نه بحث سیاسی بود نه تیکه نه هیچی. یه موضوع طنز و بامزه. منتهی دیدم یهو سطلی‌ها شروع کردن به ریپلی کردن که توی ارزشی چرا کلیپ طنز می‌بینی؟ ادمین هم کامنتمو پاک کرد. خیلی خردسال‌ن این لایعقل‌ها. چی‌ بگم والا. ایموجیِ لبخند همراه با اشک + دونقطه پرانتز پرانتز پرانتز.
فیلم‌برداری توی شب/نور کم سوهانِ روحه.
«منِ‌فی‌الحال»
انگار پُلم، همه ازم می‌گذرن.
زخم‌ها زد راه بر جانم ولی؛ زخمِ عشق آورده تا کویت مرا.
آقا محسن‌عراقی شما کارتون بیسته و محتوای مداحی‌هاتون درجه‌یکه به خوانندگی ادامه بدید. به حرف کسی‌م توجه نکنید مخصوصاً بنده.
چنل حیاة رو کم‌کم باید با فیلترشکن باز کنم.
آدمای بی‌ذوق، دونه‌دونه لامپای رنگیِ امیدمو می‌زنن می‌ترکونن.
من واقعاً معذرت می‌خوام که با من آشنا شدی.
وجود کشمش در غذا از جملهٔ جنایات بشری باید پنداشته بشه.
راستی در دنیای «تو اگه منو می‌خواستی به بقیه تکست نمی‌دادی» چقدر من «سرِ این سفره هنوزم یه نفر، روز و شب منتظرِ مهمونه؛ مطمئن باش کسی قادر نیست، منو از عشقِ تو برگردونه»ام.
بساطِ سوسیس‌بندری به‌راهه گویا.
1
همون‌جور که من دارم پروژه می‌زنم دوستِ یک‌سال کوچک‌تر از من داره تو پاساژ لباس عقد انتخاب می‌کنه❤️
فروشگاه مورد نیاز انقلابیون.
پول اگر چرک کف دست باشه، بنده دستام کاملاً استریلیزه شده و عاری از هرگونه باکتری و کثافته.
صل علی سترکه. چشمای خلبان جنگنده‌ی بالای سرم اگر آمریکاییه بترکه.
Mohsen Chavoshi
Mohsen Chavoshi – Roode Sookhte
«یه روز تو میری و من، دستم به جایی بند نیست ..»
تولدت مبارک آبی. دریا. صبور. مهندس. خیاط. خوش‌سلیقه. بامعرفت. خوش‌ذوق. صاحب پیک‌های ریز. جدیت‌های به‌موقع. دلتنگی‌های بی‌موقع. زهرا. زهرای ما.🩵
دعا می‌کنیم برای کنکوری‌های امسال.
shahrzad
mohsen chavoshi
خط به خطِ این نوا.