اینکه بدون دلیل و فقط از روی جو اجتماع و اتمسفر فضای مجازی بخوایم به خودمون اضطراب اجتماعی تلقین کنیم و “چون” درونگراییم بیشتر از حالت عادی از جامعه فاصله بگیریم و یک حصار دور خودمون بکشیم از افسردگیِ دروغین و غیرواقعی، فقط “چون” اکسپلورمون طبق الگوریتمهای یک مشت پفیوززادهی صهیونیست به عمد غمگینه؛ اصلاً باکلاس و باحال و سطحبالا نیست. در برابر ارتباط اجتماعی و صحبتهای هدفمند و عادی با انسانها گارد نگیرید و برای توجیه این کارِ بچگانه “چون” نیارید. “چون” هاتونم بذارید تو بانک روش سود سالیانه بیاد. لطفاً عادی زندگی کنید.
مهم نیست اعتقاداتت چیه، تو چه جناحسیاسیای هستی، الآن مشغول چه کاری هستی و حالت چطوریه. مهم اینه که قوز نکنی. صاف بشینی و شونههاتو بدی عقب.
«منِفیالحال»
Video
استاد سهرابیِ گل گلاب داشت تذهیب کار میکرد، رفتم جلو نگاه کنم؛ گفت به چی نگاه میکنی؟ گفتم استاد دارم از هنرتون فیض میبرم. گفتن چرت نگو این قلمو رو بگیر، این شاهعباسی رو بکش وقت کمه. من خرذوق شده بودم و استرس گرفتم. گفتم استاد من اصلاً تجربه ندارم؛ میترسم خراب کنم؛ حداقل بهم یاد بدید. گفتن این فلان گل، این اسپیرال، این شاهعباسی، این فلان برگ. اصلاً غمت به پارچه نباشه. پارچه خراب بشه دوباره میخریم، ولی تو دوباره نمیتونی به ترست غلبه کنی و تذهیب کار کنی، «فقط بکش و بزن تو دهنِ کمالگرایی».