«منِفیالحال»
Photo
ایشون به طرزِ بهشدت گوگولیای از اوایل تجمعات بین مردم حضور داشتن. اوایل میدون باهنر، الآن میدون امامحسین(ع). اینقدر خالصانه و ناز با ملت میگشتن و باهاشون برخورد میکردن و بهشون روحیه میدادن که بین همهی مردم توی این پنج٫ششماه محبوب شدن و همه دوستش دارن و واقعاً بهش احترام میذارن. خدا حفظشون کنه. بسیار باصفا ان.
Forwarded from ناجه" (Fatemeh)
جدی وقتی ماها در حد یه نوشابه و شکلات و اسپری بدن نمیتونیم از دلمون بگذریم ،حتمانم امام مون ک اومد هرچی گفت میگیم چشم🙏🏻
ما گاهاً تعجب میکنیم از داستانهایی که میگن: «یارو بهخاطر نونش و شکمش امام رو فروخت.» ولی خودمونم خیلی فرقی نداریم با عبرتهای این داستانها. گذشتن از یه نوشابهی آشغالی، یه شکلات که اگر نخوری نمیمیری، یه اسپریبدن که هزارتا جایگزین دیگه داره واقعاً کار سختی نیست؛ اگر شکمپرست و دنبالهروی نَفْس نباشیم.
نوشابه که هیچ. از آدمهاشم همه آشغالین. فقط اونایی که تونستن دیگه حق رو تشخیص بدن ماهان.🙂↔️
یکی از چنلهارو بهطور اتفاقی چک کردم. از بینهایت یه استوری فوروارد کرده بود و رفتم تو چنل بینهایتشو. عضو شدم و به ناگاه دستم خورد روی پیشنهادهای تلگرام. چنل استاد وکیلی رو بالا آورد و چشمم خود به واژهی پپسی و کوکاکولا. بله. به طرز فوقالعادهای رزق بود این پادکست آخر چنلشون :)))
https://t.me/Ostad_vakili/2796
https://t.me/Ostad_vakili/2796
«منِفیالحال»
یکی از چنلهارو بهطور اتفاقی چک کردم. از بینهایت یه استوری فوروارد کرده بود و رفتم تو چنل بینهایتشو. عضو شدم و به ناگاه دستم خورد روی پیشنهادهای تلگرام. چنل استاد وکیلی رو بالا آورد و چشمم خود به واژهی پپسی و کوکاکولا. بله. به طرز فوقالعادهای رزق بود…
فقط امیدوارم یه گلریزون کنیم یه میکروفون بخریم برای تیم این استاد بزرگوار. هرکس از مامانش قهر کرده و خواسته یه پیج راه بندازه رسماً یه استودیو تجهیزات زده زیربغل و تولید محتوا کرده؛ بعد اکثر اساتید فاخر ما صوتهای جلساتشون باید با نوکیا ضبط شه.
راجعبه نوشابه بحث میکنیم. حواسمونم نیست جمعه تا تموم نشه خِر مارو ول نمیکنه و قاشققاشق غم نمیریزه تو این گلوی پر بغضِ بیصاحب.
اول فکر کردم این گل جامونده. عینهو من از خط شماره ۱۱ مسیر خیابون امام. ولی دیدم نه، صاحاب داره. و بعد میدونید چیشد؟ یهو صاحابِ این دستهگل روشو کرد سمتِ من گفت: «چه خوشگلی، روزت مبارک خانم» و فوجفوج پروانه در قلب من به پرواز درآمد. انسانهای بامزّه.
افرادی ژانر «شیعهی گرون»رو راه انداختن که دوبار توئیتاشونو میخونی میبینی دوزاریهم بیش نمیارزند.
«فدایسرت» چه لفظِ قشنگیه. یعنی هیچچیز ارزش کلهخراب شدن و سردرد تورو نداره. یه تار موت میارزه به همهٔ این وقایا. اصلاً همهچیز فدای سر تو بشه. ای بابا لیوان از دستت افتاد شکست؟ فدای سرت. نمیتونی مووآن کنی؟ فدای سرت. رفتی زیر ماشین و فردا خاکسپاریته؟ فدای سرت. آدم عجیب آرامش میگیره از این جمله.