«منِ‌فی‌الحال»
580 subscribers
258 photos
37 videos
3 files
40 links
چاوشی‌پرسن و ضد تابستون. حلیم با شکر و آنتی سطلی. مرید سیدمجتبی و گدای امام مجتبی«ع»
تهی از اضطراب‌اجتماعی. حساس به هکسره و نیم‌فاصله و نوع تایپ. لطفاً گولم نزنید حس ششمم از قبل همه‌چیو راجع‌بهتون بهم گفته.
؛
میناب ۱۶۸
؛
ناشناس پینه.
Download Telegram
شما وقتی تُهی از محتوا می‌شید، به چه راهکاری چنگ می‌زنید؟ می‌خوام بنویسم، کلماتم نرسیده به بیان؛ بلعیده می‌شن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from با مُ‌حِ‌ب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from با مُ‌حِ‌ب
چند وقت قبل از شهادت رهبر عزیزمون هم همین موضوع رو فرموده بودن آیت الله جاودان
و بعد ما عزیزترین کس‌مون و آقامون رو از دست دادیم

الان مجدد فرمودن این رو
یعنی خدایی نکرده ممکنه جان آقا سید مجتبی ولی فقیه فعلیمون هم در خطر باشه؛
و باید نذر کرد و زیارت ششم مولا امیرالمؤمنین (ع) رو بخونیم و پول گذاشت وسط برای قربانی و توسل کنیم به حضرت زینب سلام الله علیها که زمام دار ما باشند ان شاءالله❤️‍🩹
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
با مُ‌حِ‌ب
چند وقت قبل از شهادت رهبر عزیزمون هم همین موضوع رو فرموده بودن آیت الله جاودان و بعد ما عزیزترین کس‌مون و آقامون رو از دست دادیم الان مجدد فرمودن این رو یعنی خدایی نکرده ممکنه جان آقا سید مجتبی ولی فقیه فعلیمون هم در خطر باشه؛ و باید نذر کرد و زیارت ششم مولا…
من خیلی وقته این موضوع‌رو می‌خوام بگم. ممنونم از ادمین این چنل که بیان کردن و دارن کار می‌کنن. خدا خیرشون بده. شما هم کمک کنید. دم‌تون گرمه. وضعیت واقعاً خطرناک و ناراحت‌کننده‌ست. کم نذارید تا یه‌وقت پشیمون بشید.🫠
دیگه هرکی تجهیزات رسانه‌ای داره از قبل داره.
شب همه به‌خیر، به‌جز اونایی که تلاش ستودنی‌ای در شکستن دل بقیه دارن.
مُصیبتی داریم به‌خدا.
«منِ‌فی‌الحال»
Mohsen Chavoshi – Havam Dobare Pase
نذار که کشتهٔ این زهرِ گزنده بشم؛
اگر می‌تونی.
دیسِ خالیِ کیک روی میز مباحثه بود. باورم نمی‌شد خواهرِ چهارمِ مطهره این‌قدر بزرگ شده باشه که بتونه کیک بپزه. محدثه و نازنین‌زهرا دیس‌رو برداشتن و چارچنگولی کفِ‌شو می‌خراشیدن تا ته‌دیسِ کیک رو بخورن. یه‌جوری با لذت این خُرده‌هارو تناول می‌کردن که یک‌لحظه خیره شدم و دلم خواست. نازنین‌زهرا در گوش محدثه گفت: «فععکر کنم حانیه‌م می‌خواد. میای بهش بدیم؟» انگار که چه چیزِ تحفه‌ای باشه. محدثه چهار‌تا پنجول دیگه خورد و نازنین‌زهرا دیس‌رو برام خراشید و بهم داد. گفت برای تو. “برای تو”. وسطِ بحث نفس و اتحاد و دعوا سرِ نظریات ملاصدرا و بوعلی؛ خوردنِ خُرده‌کیک‌ها و چایِ سرد، واقعاً چسبید. ممنون بابت «معرفت‌النفس».
Forwarded from خونه.
/ من قبل از شما خیلی راحت بودم .
با من از خجالت صحبت نکن.
من تو ماشین جلوی بابام «تو در مسافت بارانی» پخش کردم.
گششششنه رسیدم خونه. یادم افتاد دیشب نرگس زنگم زده بود که: «میای هیئت؟» گفتم من از صبح دفتر بودم، برای هیئت هم می‌مونم. گفت: «چرا صدات خسته‌ست؟ خوبی؟» گفتم آره. بعد گفت: «الکی میگی، برات شولی‌شلغم میارم بهتر شی». ناز. هنوزم از شولی‌ش دارم. الآن می‌رم گرم کنم با رب‌انار یا‌م‌یام کنم. دلتون بسوزه.
از آدم‌هایی که به راحتی راجع‌به زشتی یا زیبایی چهرهٔ افراد صحبت می‌کنن و به خودشون اجازه می‌دن هر آدمی‌رو زشت خطاب کنن فاصله نگیرید. فرار کنید.