«منِ‌فی‌الحال»
579 subscribers
258 photos
37 videos
3 files
40 links
چاوشی‌پرسن و ضد تابستون. حلیم با شکر و آنتی سطلی. مرید سیدمجتبی و گدای امام مجتبی«ع»
تهی از اضطراب‌اجتماعی. حساس به هکسره و نیم‌فاصله و نوع تایپ. لطفاً گولم نزنید حس ششمم از قبل همه‌چیو راجع‌بهتون بهم گفته.
؛
میناب ۱۶۸
؛
ناشناس پینه.
Download Telegram
از این اکتبر تا اون اکتبر فرجه.

شروعِ آبان ۱۴۰۵
از بچگی فضای گرافیک‌محورِ شهر برام اهمیت داشت و به فضاهای گرافیکی شهرها و مغازه‌ها خیلی دقت می‌کردم. همیشه از این‌که یزد سلیقهٔ فضای‌شهریِ درستی نداشت افسوس می‌خوردم. همیشه پوستر‌ها و بنرهای شهری رو می‌دیدم و حتی با این‌که علم گرافیک نداشتم از مشکلات ضایعِ بنر ناراحت می‌شدم.‌ حالاهم چنان تغییری نکرده؛ حتی بدتر هم شده. به بیلبورد‌های شهری نگاه می‌کنم. شعارهای بیلبوردها برای شهر و تبلیغ فضای گردشگری‌ش ضایعاً از هوش مصنوعی گرفته شده. تصاویر بنرها با سوتی‌های نامتعارفی مشخصاً با هوش مصنوعی طراحی شده. حتی طراح گرافیک به خودش زحمت نمی‌ده متن‌رو با یک فونت تمیز و به‌روز درج کنه. همونو هم می‌دن هوش مصنوعی و علتِ گرونیِ رم می‌شن. خب چرا ارگان‌ها و سازمان‌ها زحمت استخدام طراح‌های درست حسابی به خودشون نمی‌دن که بنر دمِ سازمانشون آشغالی نباشه؟ چرا هیچ‌کس به این مسائل توجه نمی‌کنه؟ خب خودتونم برید چندتا API از chatGPT می‌گیریم جاتون نصب می‌کنیم از خود chatGPT مدد می‌گیریم. بس لطفاً. بس.
خیلی جاها قید کافه رفتنو چرت‌و‌پرت‌خریدن‌رو زدم تا با ذوق یه تراول‌ماگی که مدتی چشممو گرفته بود بخرم. خیلی‌م قیمتش برام زیاد بود اما بالاخره خریدمش. توی مغازه‌م به آقاعه گفتم بررسی کنید مشکلی نداشته باشه. چندتا ازشو بررسی کرد و آخر سر یکی‌شو برداشت و گفت این خوبه و گذاشت تو کاورش. حالا که یکی‌دوروزه استفاده می‌کنم؛ دیدم هیچی رو نگه نمی‌داره. درواقع ته‌ش سوراخه و مایع داخل ماگ میره تو حائل بین‌ش و زنگ می‌زنه. :))))
پول حروم براتون شوخیه؟ :))))))
این زندگی در شأن آدمی که گربه‌های شهر باهاش معاشرت دارن نیست.
لطفاً همگی به حاصل عشق پاکِ نازنین‌کبوتر خانوم و آقا فَربُدکفتر آقا دقت کنید. اسم نی‌نی‌شونو گذاشتم کبوترساناز.
یک‌نفر لف داد. حیف نیست تو چنلِ بهترین و بامزه‌ترین انسان جهان نیستید؟ من خودم ناراحت می‌شم. برای خودتون می‌گم. وگرنه به من چی می‌رسه؟
یه کوئیک جلوم رد شد. راننده یه دختر ده‌ساله بود و روی صندلی شاگرد ظاهراً برادر پونزده‌ساله‌‌ش بود که داشت تشویقش می‌کرد آفرین داری خوب دور می‌زنی فلانی. به کجا برد این امید مارا.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«منِ‌فی‌الحال»
کربلایی حسین طاهری – زمینه | تار و پود چادر تو
روزایی که زندگی سخت گرفت بهم چنگ زدم به چادرتون و با تمام وجود صداتون زدم و با تمام وجود حضورتون‌رو بهم نشون دادید. لطف شما گردن‌آویزِ منه تا به اَبد. زیرِ سایه که نه؛ زیرِ نورِ وجودِ شما جام امن و گرم و نرمه.
دارم به حرف‌هاشون گوش می‌دم و لاینقطع نکته می‌نویسم. استاد مروستی‌زاده یک نخبهٔ خالصه.
شاعرِ «باید برخاست»
بچه‌ها من تانستم آبجکتمو Mask کنمممسکچسچچزجقوس.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وای وای چه حس خوبی داره.😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭