لطفاً همگی به حاصل عشق پاکِ نازنینکبوتر خانوم و آقا فَربُدکفتر آقا دقت کنید. اسم نینیشونو گذاشتم کبوترساناز.
یکنفر لف داد. حیف نیست تو چنلِ بهترین و بامزهترین انسان جهان نیستید؟ من خودم ناراحت میشم. برای خودتون میگم. وگرنه به من چی میرسه؟
یه کوئیک جلوم رد شد. راننده یه دختر دهساله بود و روی صندلی شاگرد ظاهراً برادر پونزدهسالهش بود که داشت تشویقش میکرد آفرین داری خوب دور میزنی فلانی. به کجا برد این امید مارا.
«منِفیالحال»
کربلایی حسین طاهری – زمینه | تار و پود چادر تو
روزایی که زندگی سخت گرفت بهم چنگ زدم به چادرتون و با تمام وجود صداتون زدم و با تمام وجود حضورتونرو بهم نشون دادید. لطف شما گردنآویزِ منه تا به اَبد. زیرِ سایه که نه؛ زیرِ نورِ وجودِ شما جام امن و گرم و نرمه.
دارم به حرفهاشون گوش میدم و لاینقطع نکته مینویسم. استاد مروستیزاده یک نخبهٔ خالصه.
شاعرِ «باید برخاست»
عیونتِ اَکاسی.
۶ آبان ۱۴۰۵
۶ آبان ۱۴۰۵