This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 «جان شیفته»؛ رمانی از رومن رولان
داستان زندگی زنی به نام «آنِت ریویر» که در مسیر زندگی، با عشق، تنهایی، انتخاب، شکست و فراز و نشیبهای زیادی روبهرو میشود؛ اما آنچه در تمام این مسیر پررنگ است، تلاش او برای حفظ آزادی و استقلال روح و اندیشهاش است.
رومن رولان در این اثر، فقط یک داستان عاشقانه روایت نمیکند؛ بلکه از زندگی، انسان، عشق و جستوجوی معنا میگوید.
«جان شیفته» از آن کتابهایی است که شاید با خواندنش، بخشی از خودمان را در میان صفحاتش پیدا کنیم. 🌱📖
#جان_شیفته #رومن_رولان
داستان زندگی زنی به نام «آنِت ریویر» که در مسیر زندگی، با عشق، تنهایی، انتخاب، شکست و فراز و نشیبهای زیادی روبهرو میشود؛ اما آنچه در تمام این مسیر پررنگ است، تلاش او برای حفظ آزادی و استقلال روح و اندیشهاش است.
رومن رولان در این اثر، فقط یک داستان عاشقانه روایت نمیکند؛ بلکه از زندگی، انسان، عشق و جستوجوی معنا میگوید.
«جان شیفته» از آن کتابهایی است که شاید با خواندنش، بخشی از خودمان را در میان صفحاتش پیدا کنیم. 🌱📖
#جان_شیفته #رومن_رولان
👏1😍1
بزرگترین مزیت کمونیسم این است که به احساسات متوسل میشود. برابری، انصاف و جهانی بدون رنج را وعده میدهد، آرمانهایی چنان اغواکننده که حامیانش میتوانند نیات خوب را با نتایج خوب اشتباه بگیرند.
سرمایهداری وعدهای کمتر رمانتیک میدهد: آزادی، فرصت و رفاه از طریق مبادله داوطلبانه، مسئولیت فردی و حق حفظ آنچه بهدست میآورید.
کمونیسم میخواهد بر اساس آنچه وعده میدهد قضاوت شود. سرمایهداری میخواهد بر اساس آنچه تولید میکند قضاوت شود.
و در همین جا طنز ماجرا نهفته است: سرمایهداری باید دائماً از نقصهای خود دفاع کند، در حالی که کمونیسم اغلب بهخاطر شکستهایش توجیه میشود.
یکی مسئول واقعیت شناخته میشود. دیگری بهعنوان یک آرمان مورد دفاع قرار میگیرد.
سرمایهداری وعدهای کمتر رمانتیک میدهد: آزادی، فرصت و رفاه از طریق مبادله داوطلبانه، مسئولیت فردی و حق حفظ آنچه بهدست میآورید.
کمونیسم میخواهد بر اساس آنچه وعده میدهد قضاوت شود. سرمایهداری میخواهد بر اساس آنچه تولید میکند قضاوت شود.
و در همین جا طنز ماجرا نهفته است: سرمایهداری باید دائماً از نقصهای خود دفاع کند، در حالی که کمونیسم اغلب بهخاطر شکستهایش توجیه میشود.
یکی مسئول واقعیت شناخته میشود. دیگری بهعنوان یک آرمان مورد دفاع قرار میگیرد.
👍1
زندگی و آثار نیچه
محمدامین مروتی
نیچه در خانواده ای روحانی در سال 1844 به دنیا آمد. در 21 سالگی به شوپنهاور و در 24 سالگی به واگنر علاقمند شد ولی از هر دو برید.
در 28 سالگی "تولد تراژدی" را به چاپ رساند.
نیچه زندگی جنسی موفقی نداشت. عشق او لوسالومه بود که جواب رد از او شنید. به احتمال قوی، جملات قصارش علیه زنان بی ربط به این شکست نبوده است.
در 23 سالگی دچار سفلیس شد و گرفتار سردردهای شدیدی شد و در 31 سالگی عوارض روانی پیدا کرد و نهایتاً فروپاشی روانی و فلج پیشرونده در 49 سالگی به زندگی او پایان داد.
نیچه در " آنک انسان" خود را معرفی می کند و می گوید در 36 ساگی دچار بیماری شده است ولی در اثنای تب و بیماری دریافت های دقیقی داشته است و توانسته کنترل خود و بیماریش را به دست گیرد و خود را بهبود بخشد. می گوید: "تنها بیماری بود که مرا بر سر عقل آورد." و "هرگز به اندازه این ایام با خود شاد نبوده ام."
در 36 ساگی دانش طربناک را می نویسد و در 39 سالگی شاهکارش چنین گفت زرتشت را.
به پیشنهاد لوسالومه در 38 سالگی وارد یک مثلث عشقی با او و "پل ره" شد که منجر به درگیری و دعوایش با خواهرش الیزابت شد. الیزابت زن یک افسر ضد یهود نازی شد و نیچه را خرج نازیسم کرد.
در 42 سالگی "فراسوی نیک و بد" را به چاپ رساند و در 43 سالگی "تبارشناسی اخلاق" را.
شش تا از مهمترین آثارش از جمله "آنک انسان" و "غروب بتان" و "دجال" را در سال آخر عمر و آستانه فروپاشی روانی نوشت که به نحو فزاینده ای از شور و احساسات مملو هستند.
عنوان آخرین کتابش(1888) به اشکال مختلفی ترجمه شده از جمله "آنک انسان" و "بنگر مرد را". در این عنوان نیچه خود را با مسیح در لحظه مصلوب شدن مقایسه می کند که "پیلاتس" به تحقیر خطاب به او گفته بود"بنگرید این مرد را!". لذا منظور نیچه در این کتاب که مروری بر همه آثار خود اوست، معرفی خود است که این است نیچه.
منبع:
آنک انسان، نیچه، ترجمه رویا منجم، نشر فکر روز
22 مهر 1405
👍2🙏1