This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همیشه حق با اکثریت نیست!
اکثریت گاهی با قطعیت حکم به چیزی میدهد که خلاف حقیقت است و حتی در سیاهی کامل اکثریت، یک نور و یک صدا و یک تردید میتواند همه چیز را تغییر دهد.
فیلم دوازده_مرد_خشمگین شاهکار سینمای جهان در ستایش تردید است، در ستایش اقلیت و در ستایش گفتگو، که چگونه میشود با تردید در یقین اکثریت، حقیقت را آشکار کرد.
فیلم درباره یک هیات منصفه ۱۲ نفره است که در ساعت تنفس قبل از اعلام حکم اعدام یک جوان دور هم جمع میشوند و در حالی که ۱۱ نفر حکم به اعدام میدهند، فقط یک نفر با تردید و گرفتن زمان برای تردید، همه چیز را بر میگرداند و حقیقت را آشکار میکند.
همه فیلم در یک اتاق میگذرد و یکی از عجیبترین و مهمترین فیلمهای تاریخ سینما است.
اکثریت گاهی با قطعیت حکم به چیزی میدهد که خلاف حقیقت است و حتی در سیاهی کامل اکثریت، یک نور و یک صدا و یک تردید میتواند همه چیز را تغییر دهد.
فیلم دوازده_مرد_خشمگین شاهکار سینمای جهان در ستایش تردید است، در ستایش اقلیت و در ستایش گفتگو، که چگونه میشود با تردید در یقین اکثریت، حقیقت را آشکار کرد.
فیلم درباره یک هیات منصفه ۱۲ نفره است که در ساعت تنفس قبل از اعلام حکم اعدام یک جوان دور هم جمع میشوند و در حالی که ۱۱ نفر حکم به اعدام میدهند، فقط یک نفر با تردید و گرفتن زمان برای تردید، همه چیز را بر میگرداند و حقیقت را آشکار میکند.
همه فیلم در یک اتاق میگذرد و یکی از عجیبترین و مهمترین فیلمهای تاریخ سینما است.
❤4👍3
🟡در كلیسا، جک از دوستش ماكس می پرسد:
«فكر می كنی میشه هنگام دعا كردن سیگار كشید؟»
ماكس میگه:
«چرا از كشیش نمی پرسی؟»
جك نزد كشیش می رود و می پرسد:
«می توانم وقتی در حال دعا كردن هستم، سیگار بكشم.»
كشیش پاسخ می دهد:
«نه، پسرم، نمیشه. این بی ادبی است.»
جك نتیجه را برای دوستش ماكس بازگو می كند.
ماكس میگه: «تعجبی نداره. تو سئوالت رو درست مطرح نكردی. بگذار من بپرسم.»
ماكس نزد كشیش میره و می پرسه
« وقتی در حال سیگار كشیدنم می تونم دعا كنم؟»
كشیش مشتاقانه پاسخ می ده: «مطمئناً، پسرم.
مطمئناََ!!!
«فكر می كنی میشه هنگام دعا كردن سیگار كشید؟»
ماكس میگه:
«چرا از كشیش نمی پرسی؟»
جك نزد كشیش می رود و می پرسد:
«می توانم وقتی در حال دعا كردن هستم، سیگار بكشم.»
كشیش پاسخ می دهد:
«نه، پسرم، نمیشه. این بی ادبی است.»
جك نتیجه را برای دوستش ماكس بازگو می كند.
ماكس میگه: «تعجبی نداره. تو سئوالت رو درست مطرح نكردی. بگذار من بپرسم.»
ماكس نزد كشیش میره و می پرسه
« وقتی در حال سیگار كشیدنم می تونم دعا كنم؟»
كشیش مشتاقانه پاسخ می ده: «مطمئناً، پسرم.
مطمئناََ!!!
😁7👍3❤1🤔1👌1
عشق به کلمه نیاز دارد. مدتی کوتاه میتوان به حسِ بیکلام اعتماد کرد، اما در دراز مدت، عشقِ بیکلام و کلامِ بی عشق دوام نخواهد آورد.
📚 کتاب : #تصرف_عدوانی
✍️ اثر : #لنا_آندرشون
🆔 @irTBook
📚 کتاب : #تصرف_عدوانی
✍️ اثر : #لنا_آندرشون
🆔 @irTBook
👍2👏2❤1
خیلی پیش از ظهور نازیها، سوسیالیستهای آلمان و ایتالیا از روشهایی استفاده میکردند که بعدها نازیها و فاشیستها با مهارت تمام به کار گرفتند.
این فاشیستها نبودند که کودکان را از خردسالی به سازمانهای سیاسی کشاندند تا اندیشهشان را شکل دهند؛ این کار را سوسیالیستها آغاز کردند. این فاشیستها نبودند که ورزش و بازی و فوتبال و پیادهروی را در باشگاههای حزبی سازمان دادند تا اعضا به اندیشههای دیگر آلوده نشوند؛ این هم ابتکار سوسیالیستها بود.
سوسیالیستها بودند که نخستینبار اصرار کردند عضو حزب باید با شیوهی سلامکردن و خطابکردنش از دیگران متمایز شود. آنان بودند که با ایجاد «سلولها» و سازوکارهای نظارت دائمی بر زندگی خصوصی، الگوی حزب توتالیتر را پیریزی کردند.
وقتی هیتلر به قدرت رسید، لیبرالیسم در آلمان مرده بود؛ و این سوسیالیسم بود که آن را کشته بود.
از کتاب "راه بردگی" فردریش فون هایک
این فاشیستها نبودند که کودکان را از خردسالی به سازمانهای سیاسی کشاندند تا اندیشهشان را شکل دهند؛ این کار را سوسیالیستها آغاز کردند. این فاشیستها نبودند که ورزش و بازی و فوتبال و پیادهروی را در باشگاههای حزبی سازمان دادند تا اعضا به اندیشههای دیگر آلوده نشوند؛ این هم ابتکار سوسیالیستها بود.
سوسیالیستها بودند که نخستینبار اصرار کردند عضو حزب باید با شیوهی سلامکردن و خطابکردنش از دیگران متمایز شود. آنان بودند که با ایجاد «سلولها» و سازوکارهای نظارت دائمی بر زندگی خصوصی، الگوی حزب توتالیتر را پیریزی کردند.
وقتی هیتلر به قدرت رسید، لیبرالیسم در آلمان مرده بود؛ و این سوسیالیسم بود که آن را کشته بود.
از کتاب "راه بردگی" فردریش فون هایک
👍2👎2❤1
درک هرمنوتیکی و فواید آن
محمدامین مروتی
مبنای هرمنوتیک این است که هر کسی اطلاعات و داده ها و فاکت های بیرونی را در ظرف ذهن و زبان خود می ریزد و آن اطلاعات را به قالب ذهن خود در می آورد و به عبارتی به اندازه عقل خود، آن ها را دریافت و تحلیل می کند. هر کسی ذهنیت ها و سوابق ذهنی خودش را دارد و ادراک و فهمش از دنیا، از فیلتر این افق های معنایی می گذرد.
با مثال هایی موضوع را باز می کنم.
اول: می گویند کسی از شیعیان متعصب، خلفای سه گانه و به خصوص خلیفه دوم را دشنام می داد. متعصبانی از اهل سنت خواستند تنبیهش کنند. عاقلی از میان ایشان، این کار را منع کرد. از او دلیل خواستند. گفت آن عُمری که در ذهن اوست در ذهن شما نیست. آن عمر او با عمر شما فرق دارد. عمر او غاصب خلافت و دشمن اهل بیت است و عمر شما خلیفه برحق و دوست نزدیک علی است. لذا او از منظر خویش حق دارد دشنامش دهد.
دوم: ایرج پزشکزاد خالق "دایی جان ناپلئون" می گوید من این کتاب را در نقد توهم توطئه ایرانیانی چون دایی جان و مش قاسم نسبت به انگلستان نوشته بودم. روزی در مجلسی شخصی برگشت و به من گفت دست مریزاد! خوب دست انگلیسی ها را در کتابت رو کرده ای و من حیرت زده از برداشت این شخص، سخنی برای گفتن نیافتم.
سوم: فیلم "اخراجی ها"ی ده نمکی با این تلقی که ده نمکی حکومت را با زبان تند نقد کرده، مورد استقبال اقشار عظیمی از جامعه قرار گرفته بود. در حالی که اهل فن می دانستند ده نمکی خود نماینده تندترین گرایش های سیاسی است.
چهارم: کسروی نگران بود که مردم از حافظ، خراباتیگری و بی مسئولیتی و تن آسانی بیاموزند، در حالی که مردم چنین برداشتی از او ندارند، بلکه او را زبان خدا و لسان الغیب می دانند. هر کس برداشتی متناسب با شخصیت و ذهنیت خود، از حافظ دارد. مطهری او را عارفی پاک می داند و شاملو او را رندی لابالی و بی خدا.
این امثله، بدان آوردم که بگویم برداشت ها و به قول معروف، قرائت های مختلفی از متون وجود دارد که به سوابق ذهنی و تیپ شخصیتی ما برمی گردد و علت بسیاری از اختلافات و دعواهای ما، نشناختن این مبانی اختلاف است. و اما:
تبصره اول:
این بدان معنا نیست که این اختلافات چاره ناپذیر است. بلکه بدان معناست که اولاً نباید انتظار حل فوری و قطعی این اختلافات را داشته باشیم. ثانیاً بهترین راه کاستن از این اختلافات، درک دیگری و قرار دادن خود به جای دیگری و برخورد همدلانه تر با دیگران است.
تبصره دوم:
همچنین این به معنی هم ارزی ادراکات مختلف نیست. قطعاً بعضی از ادراکات به واسطه سعه صدر و وسعت نظر و دید وسیع، حاوی حقایق بیشتری از ادراکات کوته نظرانه و سطحی و متعصبانه است و بر واقعیات و فکت های خارجی انطباق بیشتری دارد.
تبصره سوم: میزان اختلاف در برداشت هر چه از علوم طبیعی به پژوهش های انسانی(مثل سیاست و دین) و ادبی (مثل شعر) و هر چه از متون جدید به متون کهن، حرکت کنیم، بیشتر می شود.
24 مرداد 1405
👍9
نکته ای برای بهزیستی:
تنها کسی که نمیشود به او کمک کرد فردی است که دیگران را مقصر اشتباهاتش میداند. (راه_انسان_شدن / کارل_راجرز)
👍8
معنایابی یا معنادهی؟
محمدامین مروتی
انسان سنتی در پی کشف معنا و معنایابی بود. انسان مدرن در پی جعل معنا و معنادهی به دنیاست. انسان مدرن بیجا و بی مکان و آواره شده است. از خانه پدری رانده شده است. خانه پدری و سنتی انسان با مدرنیته و با "مرگ خدا" (تعبیر نیچه برای آغاز مدرنیته) ویران شده است. عده ای در پی تخریب و تجدید بنای این خانه اند و عده ای در پی بازسازی و نوسازی اش. دسته نخست، برای دست و پا کردن سقفی بر روی سر انسان مدرن، وعده ناکجاآباد می دهند و عده ای می گویند دل به رویا نتوان داد و باید در روز بارانی، فکر چتری بود و سرپناهی که ممکن است خیلی هم نو و دلخواه نباشد ولی از بیجایی و آوارگی بهتر است.
بنیادی به نام "دولت/ملت"، همان خانه ای است که می تواند سرپناه انسان مدرن باشد. انسان مدرن برای داشتن چنین سرپناهی با استبداد می جنگد تا به زندگیش معنا می دهد.
در ساختن خانه مدرنیته می توان از مصالح سنتی و به دردخور خانه ی سنت استفاده کرد و یا تکه تکه و قطعه به قطعه آن نوسازی کرد. مصالح سنتی عبارتند از فرهنگ و دین و ملیت و داشته های پیشینی یک ملت. یعنی مطابق منطق موقعیت و بر اساس نیازهای فوری و عاجل و قدم به قدم باید پیش رفت، بی آن که نقشه نهایی را در ذهن داشت.
15 مرداد 1405
سلام!
حال همهٔ ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!.....
نه ریرا جان
نامهام باید کوتاه باشد
ساده باشد
از نو برایت مینویسم
حال همهٔ ما خوب است
اما تو باور نکن!
سید علی صالحی
حال همهٔ ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!.....
نه ریرا جان
نامهام باید کوتاه باشد
ساده باشد
از نو برایت مینویسم
حال همهٔ ما خوب است
اما تو باور نکن!
سید علی صالحی
❤6👍1🔥1
تسلای این جهان این است
که رنجِ مُدام وپیوسته
وجود ندارد.
غمی میرود
و شادیای باز زاده میشود.
اینها همه در تعادلاند.
این جهان،
جهانِ جبرانهاست...!!
#آلبر_کامو
که رنجِ مُدام وپیوسته
وجود ندارد.
غمی میرود
و شادیای باز زاده میشود.
اینها همه در تعادلاند.
این جهان،
جهانِ جبرانهاست...!!
#آلبر_کامو
👏4👍3
👏4❤2
پنجاه رمان مشهور فارسی
۱. شمس و طغرا، محمدباقر خسروی (تاریخی)
۲. تهران مخوف، مرتضی مشفق کاظمی (اجتماعی)
۳. زیبا، محمد حجازی (اجتماعی و اداری)
۴. بوف کور، صادق هدایت (رمان مدرن فارسی)
۵. حاجی آقا، صادق هدایت (انتقادی اجتماعی)
۶. چشمهایش، بزرگ علوی (عشق و مبارزه سیاسی)
۷. دختر رعیت، محمود اعتمادزاده (نهضت جنگل)
۸. نیمهراه بهشت، سعید نفیسی (نورسیدگان سیاسی)
۹. یکلیا و تنهایی او، آقای مدرسی (داستان اسطورهای)
۱۰. مدیر مدرسه، جلال آلاحمد (آموزش و پرورش)
۱۱. شوهر آهو خانم، علیمحمد افغانی (چندهمسری)
۱۲. تنگسیر، صادق چوبک (فقر و نابرابری)
۱۳. ملکوت، بهرام صادقی (داستان روانکاوانه)
۱۴. سنگ صبور، صادق چوبک (خرافه و تهیدستی)
۱۵. شازده احتجاب، هوشنگ گلشیری (زوال اشرافیت قاجاری)
۱۶. سووشون، سیمین دانشور (اجتماعی سیاسی)
۱۷. همسایهها، احمد محمود (داستان نفت)
۱۸. جای خالی سلوچ، محمود دولتآبادی (فقر و سختی)
۱۹. زمین سوخته، احمد محمود (داستان نفت)
۲۰. گاوخونی، جعفر مدرس صادقی (اجتماعی زناشویی)
۲۱. ثریا در اغما، اسماعیل فصیح (ایرانیان خارج و داخل جنگ)
۲۲. کلیدر، محمود دولتآبادی (حماسه روستایی)
۲۳. آن خمره، هوشنگ مرادی کرمانی
۲۴. طوبا و معنای شب، شهرنوش پارسیپور (زن بیسرپرست)
۲۵. زنان بدون مردان، شهرنوش پارسیپور (مسائل زنان)
۲۶. رازهای سرزمین من، رضا براهنی (امریکاپرستی و امریکاستیزی)
۲۷. اهل غرق، منیرو روانیپور (سنتهای قبایل بوشهری)
۲۸. سمفونی مردگان، عباس معروفی (دردسرهای روشنفکر)
۲۹. خانه ادریسیها، غزاله علیزاده (خانواده اشرافی)
۳۰. جزیره سرگردانی، سیمین دانشور (مبارزه سیاسی دهه سی)
۳۱. نیمه غایب، حسین ثناپور (عشق دانشجویی)
۳۲. بامداد خمار، فتانه حاججوادی (عشق طبقاتی)
۳۳. سفر به گرای ۲۷۰ درجه، احمد دهقان (رمان جنگی)
۳۴. فال خون، داوود غفارزادگان (روایت جنگ)
۳۵. آزادهخانم و نویسندهاش، رضا براهنی (اسطورهزدایی)
۳۶. من او، رضا امیرخانی (عشق، تجرد، عرفان)
۳۷. کولی کنار آتش، منیرو روانیپور (سنت و مدرنیسم)
۳۸. اسفار کاتبان، ابوتراب خسروی (نقش قدیسان در جوامع)
۳۸. همنوایی شبانه ارکستر چوبها، رضا قاسمی (روشنفکر پناهنده)
۳۹. درخت انجیر معابد، احمد محمود (نمادگرا، نقد اجتماعی)
۴۰. شهری که زیر درختان سدر مرد، خسرو حمزوی (تمثیلی و سیاسی)
۴۱. روی ماه خداوند را ببوس، مصطفی مستور (پرسشهای دینی)
۴۲. چراغها را من خاموش میکنم، زویا پیرزاد (زن خانهدار)
۴۳. پرنده من، فریبا وفی (عشق و زندگی مشترک)
۴۴. ترلان، فریبا وفی (زن در نقش نظامی)
۴۵. رود راوی، ابوتراب خسروی (فرقهگرایی)
۴۶. نامها و سایهها، محمدرحیم اخوت (تاریخی)
۴۷. شطرنج با ماشین قیامت، حبیب احمدزاده (جنگ ایران و عراق)
۴۸. بازی آخر بانو، بلقیس سلیمانی (عشق و سیاست)
۴۹. کتاب دا، اعظم حسینی (خاطرات زنانه از جنگ)
۵۰. بیکتابی، محمدرضا شرفی خبوشان (تجارت دستنویسهای ایرانی)
۱. شمس و طغرا، محمدباقر خسروی (تاریخی)
۲. تهران مخوف، مرتضی مشفق کاظمی (اجتماعی)
۳. زیبا، محمد حجازی (اجتماعی و اداری)
۴. بوف کور، صادق هدایت (رمان مدرن فارسی)
۵. حاجی آقا، صادق هدایت (انتقادی اجتماعی)
۶. چشمهایش، بزرگ علوی (عشق و مبارزه سیاسی)
۷. دختر رعیت، محمود اعتمادزاده (نهضت جنگل)
۸. نیمهراه بهشت، سعید نفیسی (نورسیدگان سیاسی)
۹. یکلیا و تنهایی او، آقای مدرسی (داستان اسطورهای)
۱۰. مدیر مدرسه، جلال آلاحمد (آموزش و پرورش)
۱۱. شوهر آهو خانم، علیمحمد افغانی (چندهمسری)
۱۲. تنگسیر، صادق چوبک (فقر و نابرابری)
۱۳. ملکوت، بهرام صادقی (داستان روانکاوانه)
۱۴. سنگ صبور، صادق چوبک (خرافه و تهیدستی)
۱۵. شازده احتجاب، هوشنگ گلشیری (زوال اشرافیت قاجاری)
۱۶. سووشون، سیمین دانشور (اجتماعی سیاسی)
۱۷. همسایهها، احمد محمود (داستان نفت)
۱۸. جای خالی سلوچ، محمود دولتآبادی (فقر و سختی)
۱۹. زمین سوخته، احمد محمود (داستان نفت)
۲۰. گاوخونی، جعفر مدرس صادقی (اجتماعی زناشویی)
۲۱. ثریا در اغما، اسماعیل فصیح (ایرانیان خارج و داخل جنگ)
۲۲. کلیدر، محمود دولتآبادی (حماسه روستایی)
۲۳. آن خمره، هوشنگ مرادی کرمانی
۲۴. طوبا و معنای شب، شهرنوش پارسیپور (زن بیسرپرست)
۲۵. زنان بدون مردان، شهرنوش پارسیپور (مسائل زنان)
۲۶. رازهای سرزمین من، رضا براهنی (امریکاپرستی و امریکاستیزی)
۲۷. اهل غرق، منیرو روانیپور (سنتهای قبایل بوشهری)
۲۸. سمفونی مردگان، عباس معروفی (دردسرهای روشنفکر)
۲۹. خانه ادریسیها، غزاله علیزاده (خانواده اشرافی)
۳۰. جزیره سرگردانی، سیمین دانشور (مبارزه سیاسی دهه سی)
۳۱. نیمه غایب، حسین ثناپور (عشق دانشجویی)
۳۲. بامداد خمار، فتانه حاججوادی (عشق طبقاتی)
۳۳. سفر به گرای ۲۷۰ درجه، احمد دهقان (رمان جنگی)
۳۴. فال خون، داوود غفارزادگان (روایت جنگ)
۳۵. آزادهخانم و نویسندهاش، رضا براهنی (اسطورهزدایی)
۳۶. من او، رضا امیرخانی (عشق، تجرد، عرفان)
۳۷. کولی کنار آتش، منیرو روانیپور (سنت و مدرنیسم)
۳۸. اسفار کاتبان، ابوتراب خسروی (نقش قدیسان در جوامع)
۳۸. همنوایی شبانه ارکستر چوبها، رضا قاسمی (روشنفکر پناهنده)
۳۹. درخت انجیر معابد، احمد محمود (نمادگرا، نقد اجتماعی)
۴۰. شهری که زیر درختان سدر مرد، خسرو حمزوی (تمثیلی و سیاسی)
۴۱. روی ماه خداوند را ببوس، مصطفی مستور (پرسشهای دینی)
۴۲. چراغها را من خاموش میکنم، زویا پیرزاد (زن خانهدار)
۴۳. پرنده من، فریبا وفی (عشق و زندگی مشترک)
۴۴. ترلان، فریبا وفی (زن در نقش نظامی)
۴۵. رود راوی، ابوتراب خسروی (فرقهگرایی)
۴۶. نامها و سایهها، محمدرحیم اخوت (تاریخی)
۴۷. شطرنج با ماشین قیامت، حبیب احمدزاده (جنگ ایران و عراق)
۴۸. بازی آخر بانو، بلقیس سلیمانی (عشق و سیاست)
۴۹. کتاب دا، اعظم حسینی (خاطرات زنانه از جنگ)
۵۰. بیکتابی، محمدرضا شرفی خبوشان (تجارت دستنویسهای ایرانی)
🙏5❤2
اسلام تاریخی و اسلام ایدئولوژیک
علی میرسپاسی مولف دو کتاب در باره اندیشه و شخصیت احمد فردید است. نقد او به فردید در مصاحبه با اندیشه پویای شماره 101، این است که او اسلام تاریخی را که شامل فقه و کلام و فلسفه و عرفان و ادبیات و تلقیات دینی مردم و زندگی زیسته مردم است به اسلام سیاسی و ایدئولوژیک تبدیل می کند.
همین انتقاد به شریعتی و مجاهدین و بعضی مدعیان دین ناب وارد است. به تعبیری ایشان درخت دین را تراشیدند و تراشیدند تا از آن حربه ای تیز برای مبارزه بسازند.
علی میرسپاسی مولف دو کتاب در باره اندیشه و شخصیت احمد فردید است. نقد او به فردید در مصاحبه با اندیشه پویای شماره 101، این است که او اسلام تاریخی را که شامل فقه و کلام و فلسفه و عرفان و ادبیات و تلقیات دینی مردم و زندگی زیسته مردم است به اسلام سیاسی و ایدئولوژیک تبدیل می کند.
همین انتقاد به شریعتی و مجاهدین و بعضی مدعیان دین ناب وارد است. به تعبیری ایشان درخت دین را تراشیدند و تراشیدند تا از آن حربه ای تیز برای مبارزه بسازند.
👍3❤1