کانال محمد امین مروتی
1.85K subscribers
2.1K photos
1.91K videos
142 files
2.98K links
Download Telegram
✳️ پیامبر اسلام و اسلام پیامبر

    ✍️رضا بابایی

تاریخ گواه است که اسلام در زمان پیامبر(ص)، دین اصلاح‌ بود نه انقلاب؛ جز در مسئلۀ چندخدایی که داستانی دیگر دارد. شیوه‌های انقلابی و ارتجالی در این دین و در هیچ‌یک از آیین‌های مانا جایی نداشته است؛ چون زیرساخت‌های اجتماعی و فرهنگ عمومی، انقلاب و دگرگونی ارتجالی را نمی‌پذیرند. اسلام نخستین، بیشتر جنبش(Movement) بود تا شورش و انقلاب(Revolution). جنگ‌های صدر اسلام هم یا دفاعی بود یا بیشتر زمینه‌های سیاسی - اقتصادی داشت تا عقیدتی.

اسلام حتی در احکام اقتصادی و جزایی، اصلاحات جزئی را بر انقلاب ترجیح داد؛ یعنی در بیرون از زمان و مکان خود سیر نکرد. از همین رو است که غالب احکام اقتصادی و جزائی و حکومتی اسلام، امضایی است، نه تأسیسی؛ یعنی نظم پیشین را بیش‌وکم پذیرفت و در همان قالب‌ها محتواسازی کرد. برده‌داری، ماه‌های حرام، نابرابری ارث و دیۀ زن و مرد، معاملات رایج در شبه‌‌جزیره(مضاربه، جعاله ...)، نظام قبیلگی، نوع روابط اجتماعی و خانوادگی، سنت چندهمسری و... در عصر رسالت تغییر اساسی نکرد. اسلام، ساختارهای جدید نیافرید؛ ساختارهای پیشین را برنینداخت و در قالب حکومت و فرایند حاکم‌گزینی دست نبرد. اگر تغییری داد، در محتوا و اندکی نیز در شکل اجرا بود. عقیدۀ شیعه به وجود نص و نصب الهی برای خلافت امام علی(ع)، استثنا است؛ چنانکه حاکم مسلمانان در سقیفه، به همان شیوه‌ای انتخاب شد که پیش از اسلام سابقه داشت و تا زمان معاویه هم ادامه داشت.

احکام تأسیسی اسلام، عمدتا در بخش عبادیات است؛ در غیر آن، شیوۀ پیامبر اسلام(ص) همراهی حداکثری با زمانه بود؛ نه تغییرات ناگهانی و شهرآشوب. مسلمانان نیز اگر همین شیوه را برگزینند، پا در جای پای پیامبر خویش گذاشته‌اند؛ یعنی نه در گذشتۀ دور یا نزدیک بمانند و نه بدون جایگزین‌های مجرب و سازگار با زمانه، ساختارها را بشکنند. بنابراین، مسلمانی دو معنا دارد:
1. پیروی از «پیامبر اسلام»؛
2. پیروی از «اسلام پیامبر».

«اسلام پیامبر» یعنی روشی که ایشان برگزید و فرایندی که پیمود تا به «پیامبر اسلام» رسید. «اسلام پیامبر» تا آنگاه که به خلافت تبدیل نشده بود، بسیار ساده و سازگار با سنت‌ها و ساختارهای موجود بود. مثلا اسلام، تقوا را نشانۀ برتری قلمداد کرد، اما این برتری، نظام بردگی را نقض نمی‌کرد؛ یعنی پرهیزگار برتر است، چه برده باشد و چه مولی. «نظام بردگی» محصول سنت‌ها و تاریخ اعراب بود؛ نقض آن نیز بر عهدۀ سنت‌های جدید است، نه فرمان پیامبران که رسالتی دیگر داشتند. اسلام پیامبر در بیرون از زمان و مکان شکل نگرفت که ما پیامبر اسلام را منهای زمان و مکان بنگریم. پیامبر اسلام پایان اسلام پیامبر نیست؛ آغاز آن است؛ یعنی شیوه و روش ایشان در مواجهه با زمان و مکان باید همچنان ادامه می‌یافت که نیافت.

مسلمانان، پیامبر اسلام را بیش‌وکم می‌شناسند‌، اما در «اسلام پیامبر» چندان نمی‌نگرند؛ یعنی تأثیر نسبت‌های زمانی و مکانی را در سیر پیامبرانۀ او نادیده می‌گیرند. اگر اسلام پیامبر(روش و فرایند) به اندازۀ پیامبر اسلام(نتیجه و برایند) در کانون توجهات می‌نشست، زمان و مکان همان اندازه برای مسلمانان اهمیت می‌یافت که برای پیامبر اسلام(ص) اهمیت داشت. برای اینکه پیامبر اسلام(ع) در «مکه=ام‌القری» و «پیرامون مکه=من حولَها» محصور نماند و عقیده به استمرار رسالت ایشان در زمان‌ها و مکان‌های دیگر، با آیاتی همچون «أَوْحَینَا إِلَیک قُرْآنًا عَرَبِیا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَی وَمَنْ حَوْلَهَا؛ قرآن عربی را بر تو وحی کردیم تا [مردم] مکه و پیرامون آن را هشدار دهی»(شوری7) سازگار باشد، باید فرایند(اسلام پیامبر) را هم به اندازۀ برایند(پیامبر اسلام) دید؛ وگرنه گزیری از توقف در یکی از ایستگاه‌های تاریخ نمی‌ماند.

⚡️  پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
👍5👏2👎1🤔1
چوپونا ميگن بز گر هميشه موقع پريدن مكث ميكنه، و اگه نپره ديگه هيچوقت نميپره، حدود يكسال پيش توى خيابون شاپور سر يه پسربچه ى ده ساله رو بُريدن. رفته بوده نون بگيره، داشته تو كوچه ميرفته كه يكى از خونه ش مياد بيرون و سر پسربچه رو ميبره و به راهش ادامه ميده، چند ساعت بعد قاتلو ميگيرن، مواد مصرف كرده بوده، تو بازجويياش گفته چيز زيادى يادم نيست، فقط يادمه يه بسربچه بود كه خيلى شبيه بچگياى خودم بود، منم سرشو بُريدم، اگه قصه نويس بودم اسم اين قصه رو ميذاشتم قاتلى كه پريدن بلد نبود
😱3🤯2
پیش از آنکه سخن بگویی
بگذار جملاتت از سه دروازه بگذرند؛
آیا درست اند؟ آیا لازم اند؟ آیا مهربانانه اند؟


بودا
❤9👍6
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻭ ﺩﺭﺵ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﻨﻢ ﻋﻬﺪ ﻗﺪﯾﻢ
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﮔﺬﺭﻡ


#شهریار
📸سمیه سجادی


🍃🍃
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥فیلم سینمایی سرگذشت عجیب بنجامین باتن
📜زیرنویس فارسی چسبیده (هاردساب)
📤کیفیت : 480p ر زندگی بعدی، کاش می‌شد مسیر را وارونه طی کنم. در آغاز، پیکری بیجان و مرده باشم و آنگاه راه آغاز شود.
در خانه سالمندان، زندگی را آغاز کنم و هر روز همه چیز بهتر شود.
به خاطرِ بیش از حد سالم بودن، از خانه بیرونم کنند.
حقوق بازنشستگی ام را جمع کنم و سپس، کار کردن را آغاز کنم.
روز اول، یک ساعتِ طلایی خواهم خرید و به مهمانی و پایکوبی خواهم رفت.
سپس چهل سال پیوسته کار خواهم کرد و هر روز ، جوان تر خواهم شد.
آنگاه برای دبیرستان آماده ام؛ و سپس به دبستان می‌روم و آنگاه کودک می‌شوم و بازی می کنم.
هیچ مسئولیتی نخواهم داشت.
آنقدر جوان و جوان تر می‌شوم تا به یک نوزاد تبدیل شوم. و آنگاه نه ماه ، در محیطی زیبا و لوکس ، چیزی شبیه استخر ،غوطه ور خواهم شد و سپس با یک لحظه برانگیختگی شورانگیز ، زندگی را در اوج به پایان برسانم.

مرگ در می زند
وودی_آلن
👍2👌2❤1
در کل، آدم‌ها بیشتر خوبند تا بد؛ ولی نکته این نیست. آدم‌ها کم و بیش نادانند؛ و همین بیش و کمی است که شرارت و فضیلت می‌نامیمش. بزرگترین شرِّ چاره‌ناپذیر آن نادانی است که خیال می‌کند همه‌ چیز را میداند.

آلبر_کامو
👍8
اگر از سعادت دیگران خرسند نمی‌شوید، بدانید که هرگز سعادتمند نخواهید شد!

✍️ #آرتور_شوپنهاور

📚 #در_باب_حکمت_زندگی
👍12👌1
زندگی پس از زندگی(2022)

 
محمدامین مروتی
 
زندگی پس از زندگی یک مینی سریال تلویزیونی بریتانیایی است که اقتباسی از رمان "زندگی پس از زندگی" نوشته کیت اتکینسون است . این سریال به کارگردانی جان کراولی ساخته شده است . سریال داستان زندگی زنی به نام اورسولا تاد و ترسیم امکانات مختلفی برای زندگی اوست.
در آغاز سریال اورسولا در هنگام تولد می میرد. در فلش بک بعدی مادر موفق می شود ناف را که دور گردن نوزاد پیچیده شده ببرد و او را نجات دهد. در فلش بک بعدی او حین بازی از پنجره پرت می شود و می میرد و در سکانس بعدی در دریا غرق می شود و همینطور در فلش بک های مکرر بعدی ازدواج می کند و بچه دار هم می شود الی آخر.
پیام سریال دور نبودن سایه مرگ از سر زندگی ما و رقم خوردن امکانات مختلفی برای زندگی در نتیجه وقایع غیرقابل پیش بینی است.
در عین حال سریال تصویری از تاریخ انگلستان در اوایل قرن بیستم نیز ارائه می‌دهد و جنگ و اپیدمی آنفلوانزا ترسیم می کند.
 
دیدن این سریال را به علاقمندان به فلسفه و روانشناسی توصیه می کنم.
 
 
6 شهریور 1405
❤4👏2
❤6❤‍🔥2👍1
#فلسفه™️



کسی که چرایی برای زندگی داشته باشد
با هر چگونه ای خواهد ساخت.

فردریش_نیچه



@phiilosophiy
👍7❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرین پرنده را هم رها کرده‌ام
اما هنوز غمگینم
چیزی
در این قفسِ خالی هست
که آزاد نمی‌شود ...






گروس عبدالملکیان
👌6❤1😢1
عقل و اخلاق
 
محمدامین مروتی
 
حسن و قبح، عقلی است؛ زیرا اخلاق فرع بر عقل است. تا عقل نباشد اخلاق نیست. دین هم فرع بر عقل است. تا عقل نباشد، دین هم نیست و دین بر انسان عاقل عرضه می شود.
 اما این بدان معنا نیست که اخلاق، امری ذاتی و مطلق است.
هفتادهزار سال پیش به برکت یک جهش ژنتیکی، اجداد ما اندیشه ورز شدند و گوی سبقت از همگنان انسان و حیوان خود ربودند و کره خاکی را در سیطره خود گرفتند. همین اندیشه ورزی، زمینه ساز اخلاقی بودن انسان شد. تعقل حکم به زندگی جمعی و همراهی و همکاری برای بقا می کرد. لذا اخلاق کم کم در وجود انسان نهادینه شد. اما این نهادینگی یک تمهید بقایی و تکاملی بود و به معنای ذاتی بودن اخلاق نیست. اخلاقی زیستن نیاز و ضرورتی برای بقای نسل بشر بود و این نیاز به قدری قوی و عمیق بود که نسل اندر نسل در ژنوم او تثبیت و به قولی نهادینه گشت و در واقع توسط طبیعت، انتخاب شد.
 
6 شهریور 1405
❤4👍2
انسان‌های بسیار باهوش نمی‌توانند شرور باشند، زیرا شر نیازمند نوعی حماقت و محدودیت در اندیشه است.
.

🔹 آرتور شوپنهاور
.
❤‍🔥7🥰2
من مردی را می‌شناختم که بیست سال از زندگی‌اش را پای زنی سبک‌سر و عشوه‌گر گذاشت و برای او قاطعانه از همه‌چیز گذشت: از دوستانش، از حرفه‌اش، از ملاحظات و آداب اجتماعی. تا اینکه یک روز، در کمال شگفتی دریافت که هرگز او را دوست نداشته است.
او فقط حوصله‌اش سر رفته بود؛ درست مانند بیشتر آدم‌ها. پس برای خود زندگیِ مصنوعی‌ای ساخت، بافته از تجربه‌های پیچیده و احساسات شدید و ماجراهای دراماتیک.
«باید اتفاقی بیفتد»؛ این، توضیح بخش بزرگی از کشمکش‌های انسانی است. آدمی نیاز دارد چیزی رخ دهد؛ چیزی غیرعادی، چیزی که زندگی را از یکنواختی بیرون بکشد؛ حتی اگر آن چیز، بردگیِ بی‌عشق باشد، حتی اگر جنگ باشد یا مرگ!
— آلبر کامو، «سقوط»
❤3👍1
"قدردانی کردن و قدردانی شدن دوپامین و سروتونین رو تو مغز ما آزاد می‌کنه.
یعنی همون کاری که داروهای ضد افسردگی می‌کنن".

پس تشکر کنیم؛ از حضور آدم‌ها، از محبت‌هاشون، زحمات‌شون، لطف‌هاشون و عشقی که به ما میدن. حال خوب مسریه، درست مثل حال بد.

Dr.amani
❤10👍3💯1
با یاد یارِ شاطرِ فرهنگ ایران
در سالروز درگذشت ایشان 

مرحوم استاد دکتر احسان یارشاطر
استاد مطالعات ایرانی، بنیان‌گذار و سرویراستار دانشنامهٔ ایرانیکا، بزرگ‌ترین و جامع‌ترین پروژهٔ بین‌المللی ایران‌شناختی

۱۴ فروردین ۱۲۹۹ همدان
۱۰ شهریور ۱۳۹۷ کالیفرنیا


وطن‌پرست کیست؟

به قلمِ زنده‌یاد دکتر احسان یارشاطر


به گمانِ من وطن‌دوستیِ راستین بیش از همه این است که هر کس در هر کاری که هست، به مقتضای آن وفا کند و دادِ آن را بدهد.
اگر پزشک است، صمیمانه در درمانِ بیماران بکوشد و وقتِ خود را همه صرفِ زمین‌بازی و قمارهای شبانه نکند، بل‌که عمدۀ آن را به فراگرفتنِ پیش‌رفت‌های پزشکی بگذراند.
اگر معلم است، همه در بندِ تربیتِ شاگردانِ خود باشد و از پژوهش و افزودنِ دانشِ خود غافل نمانَد.
اگر بقال است، کم‌فروشی و گران‌فروشی نکند.
اگر کارمندِ اداره است، خود را خادمِ مردم بداند، رشوه نگیرد و از کار ندزدد.
اگر پاسبان است، با دزد نسازد و هدیه نخواهد و در اندیشۀ جان و مالِ مردم باشد.
اگر بازرگان است، به نفعی عادلانه خرسند باشد و احتکار و سودجویی از فرصت را روا ندارد.
اگر قاضی است، به‌حق داوری کند.
اگر وکیلِ دعاوی است، راست را دروغ نکند و موکل خود را نفریبد.
اگر در کارِ سیاست است، بهبودِ حالِ مردم و مصالحِ راستينِ کشور را راه‌نمای گفتار و کردارِ خود قرار دهد.
و اگر سرباز یا فرمان‌ده است، خود را برای دفاع آماده بدارد و از دشمن نگريزد.

این اصلی است که اگر رعایت شود و به تربیت در ضمیرها خانه بگیرد، مردم را از جنگ و ویرانی‌ها و مصائبِ آن در امان نگاه خواهد داشت؛ چنان‌که عُبیدِ زاکانی دریافته‌بود و در لطيفه‌ای آورده‌است:

«شخصی با کمانِ بی‌تیر به جنگ می‌رفت که تیر از جانبِ دشمن آید، بردارد. گفتند: شاید نیاید. گفت: آن‌وقت جنگ نباشد».


‌‌‌‌‌‌‌
👏5🔥1
مردم به محض اینکه احساس «شنیده شدن» بکنند، روند بهبودشان آغاز می شود

گابرماته روانکاو
👌8👍1
🌾


حالم را خوب می‌کنند کارمندانی که حوصله دارند و لیست مدارک و مراحل کارها را یک ریز پشت سر هم بلغور نمی‌کنند، صاف و پوست‌کنده حالی‌ات می‌کنند باید چکار کنی..

خوشم می‌آید از آقا و خانم دکترهایی که موقع ورود مریض، زیرچشمی به او نگاه نمی‌اندازند. خوش و بش می‌کنند و صمیمانه از دردش می‌پرسند..

خوش‌خلقم می‌کنند راننده‌هایی که می‌ایستند و دست تکان می‌دهند تا تو از خیابان رد شوی..

مشتاقم می‌کنند آدم‌هایی که از شغل‌شان راضی‌اند و کارشان را مزخرف‌ترین شغل هستی نمی‌دانند..

هیجان‌زده‌ام می‌کنند آدم‌هایی که برایت کاری می‌کنند، بی آن‌که از آن‌ها خواسته باشی..

حس خوبی دارم وقتی رفیقی که کم‌تر همدیگر را می‌بینیم، راهش را دور می‌کند تا بیش‌تر با هم باشیم..

جانم در می‌رود برای مادری که وقتی می‌رسم خانه و دلم غذای دلخواهم را می‌خواهد، کتلت‌های سرخ‌شده را توی سس گوجه‌فرنگی غلت می‌دهد..

خوشم می‌آید از رفیق شفیقی که زنگ می‌زند و می‌گوید "برنامه‌ی محبوبت شروع شده" و سریع قطع می‌کند..

خوشم می‌آید از مسافرانی که در صندلی عقب تاکسی، یه‌وری لم نمی‌دهند..

هنوز هیجان زده‌ام می‌کنند رفقایی که اول صبح اس‌ام‌اس می‌زنند "سلام خوبی؟"

خوشم می‌آید از آدم‌های خوش‌ذوقی که وقتی یک لباس نو می‌خرند، فردا صبح تن‌شان می‌کنند..

احترام می‌گذارم به غریبه‌هایی که درِ آسانسور را باز نگه می‌دارند تا تو برسی..

خوشم می‌آید از آدم‌هایی که هنرمندان خوبی‌اند برای زندگی.......


؟؟؟
☕️☺️
❤7❤‍🔥5👍5👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیلوفر نمیدانست سهمش از دنیا مرداب
است، اما بازهم گُل شد،
“امید داشتن” بخشی از زندگیست…
❤11
مهمترین نقد به تئوری ارزش مارکس

 
محمدامین مروتی
 
مارکس می گوید ارزش یک کالا نه بر اساس کار مشخص، بلکه بر اساس میزان کار مجردی که در آن مندرج است، محاسبه می شود و به این کار مجرد می گوید "کار اجتماعا لازم"، یعنی میانگین مقدار کاری که تولید یک کالا بدان نیاز دارد.
به نظر مارکس درست است که ارزش در میزان کار مندرج در آن است، اما محاسبه اش مبتنی بر میانگین کار لازم مندرج در آن است و این محاسبه، کار اجتماع است.
 
اما:
1. قیمت  یک کالای مشخص و معین، نه بر اساس میانگین کار بلکه بر اساس ارزان ترین و با کیفیت ترین قیمت تعیین می شود. تولید کننده ای که کالایی با مشخصات یکسان را ارزان تر تولید می کند، رقبا را کنار می زند و او درواقع همان کسی است که تکنولوژی پیشرفته تری دارد.
 
2. من و شما وقتی کالایی را می خریم، توجهی به میزان کار انجام شده روی آن نداریم. بلکه به نیاز خود و ترجیحات و اولویت های خود توجه داریم. مثلاً اگر لباس داشته باشیم، اولویت بعدی مان کفش است و اگر کفش داشته باشیم، لباس. یا اولویت اول مان غذاست بعد پوشاک بعد مسکن بعد اتومبیل و الخ. مجموعه این مطلوبیت ها تقاضای بازار را رقم می زند و بازار هم با توجه به تناسب عرضه با تقاضا، قیمت کالا را تعیین می کند. (نظریه مطلوبیت)
 
لذا ارزش امری درونی نیست و مبنای محاسبه اش هم میانگین کار مندرج در آن نیست، بلکه میزان مطلوبیت آن است.
 
25 مرداد 1405
👏2❤1