پایگاه میراث جهانی باغ پهلوانپور مهریز،یزد با همکاری انجمن علمی مرمت بافت و بنا دانشگاه تهران و با حمایت اداره کل میراث فرهنگی استان یزد برگزار میکند:
کارگاه علمی بازشناسی و احیا حصار چینهای باغهای تاریخی
زمان:شانزدهم لغایت نوزدهم تیر۱۳۹۷
مکان:یزد،مهریز، محوطه باغ جهانی پهلوانپور
📌ظرفیت برای ثبت نام محدود است
📎شماره تماس جهت کسب اطلاعات بیشتر و یا ثبت نام۰۹۱۳۵۱۵۹۰۲۶
کارگاه علمی بازشناسی و احیا حصار چینهای باغهای تاریخی
زمان:شانزدهم لغایت نوزدهم تیر۱۳۹۷
مکان:یزد،مهریز، محوطه باغ جهانی پهلوانپور
📌ظرفیت برای ثبت نام محدود است
📎شماره تماس جهت کسب اطلاعات بیشتر و یا ثبت نام۰۹۱۳۵۱۵۹۰۲۶
Forwarded from انجمن علمی مرمت دانشگاه تهران
🔺🔺پایگاه میراث جهانی باغ پهلوانپور مهریز،یزد با همکاری انجمن علمی مرمت بافت و بنا دانشگاه تهران و با حمایت اداره کل میراث فرهنگی استان یزد برگزار میکند:
کارگاه علمی بازشناسی و احیا حصار چینهای باغهای تاریخی
زمان:بیست و پنجم لغایت بیست و هشتم تیرماه ۱۳۹۷
مکان:یزد،مهریز، محوطه باغ جهانی پهلوانپور
📌ظرفیت برای ثبت نام محدود است
📎شماره تماس جهت کسب اطلاعات بیشتر و یا ثبت نام۰۹۱۳۵۱۵۹۰۲۶
کارگاه علمی بازشناسی و احیا حصار چینهای باغهای تاریخی
زمان:بیست و پنجم لغایت بیست و هشتم تیرماه ۱۳۹۷
مکان:یزد،مهریز، محوطه باغ جهانی پهلوانپور
📌ظرفیت برای ثبت نام محدود است
📎شماره تماس جهت کسب اطلاعات بیشتر و یا ثبت نام۰۹۱۳۵۱۵۹۰۲۶
Forwarded from انجمن علمی مرمت دانشگاه تهران
📣زمان تشکیل کارگاه علمی بازشناسی واحیا حصار چینهای باغهای تاریخی، یک هفته به تعویق افتاد
ارسال رزومه از طریق لینک زیر نیز امکان پذیر است: https://docs.google.com/forms/d/1DT4kQ8Ds7cus_qKLCkGV7-2mk6enMbwCWMmfuZtnkh4/edit
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تخریب گنبد آب انبار اوز لارستان فارس برای بازسازی !!!!
Forwarded from چمدان | Chamedan
🔸مسجد جامع ساری همچنان می سوزد | علی رغم تلاش آتش نشانان کماکان این مسجد در آتش میسوزد | بنا دارای شبستانهای وسیعی بوده که شبستان جنوبی شبستان اصلی و دارای محراب و منبر چوبی مشبک است
@chamedanmag
@chamedanmag
Forwarded from چمدان | Chamedan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم | کهنترین مسجد دیار علویان در سرزمین طبرستان در میان شعله های آتش می سوزد | تلاش آتش نشانان برای نجات این بنای تاریخی ادامه دارد
@chamedanmag
@chamedanmag
Forwarded from چمدان | Chamedan
🔸تصاویر تلخ آتش سوزی مسجد جامع ساری؛ کهنترین مسجد دیار علویان در سرزمین طبرستان
@chamedanmag
@chamedanmag
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین تصاویر منتشر شده از ساختمانی که مهمترین اخبار کشور آنجا تهیه میشد...
Forwarded from سید محمد بهشتی
Forwarded from سید محمد بهشتی
📝«حلوا برای زندهها»
یکی از خویشاوندانم بیماری قند داشت و علاقهاش به شیرینیجات از مرزهای متعارف گذشته بود تا جاییکه حتی در حین دیالیز نیز از خوردن شیرینی دست نمیکشید. خلاصه آنقدر افراط کرد که کلیههایش را از دست داد و به ناچار متوسل به پیوند کلیه شد. بازگشت او از جراحی، مقارن شد با درگذشت یکی دیگر از اقوام مشترکمان. در مراسم ختم متوفی، بنا به رسم معمول، میزبانان در چند دیس بزرگ حلوا تدارک دیده بودند و بر میزهایی مقابل میهمانان قرار میدادند. خویشاوند بیمار ما در مقام مهتریِ مجلس، ضمن تعارف به حضار که حلوا بخورند، زیرلب به صاحبان عزا معترض بود که با این دیسهای حلوای شلخته حرمت متوفی را حفظ نکردهاند. آخر طاقت نیاورد و دیس روی میز خود را پیش کشید و با چاقویی که در کنارش بود مشغول صاف و هموار کردن حلوای آن شد. در عین حال از سجایای متوفی میگفت و از صدق و صفای او. حلوا که در دیس هموار شد، مقداری زیاد آمد. او حلوای اضافی را خورد و دوباره نگاهی به صدر و ذیل دیس کرد و چهرۀ ناراحتی گرفت. گویی ظاهر حلوا را هنوز در شأن متوفی نمیدید و از اینرو دوباره مشغول حفظ حرمت متوفی شد و با چاقو به جان دیس حلوا افتاد و بعد از چند بار تلاش خستگیناپذیر برای رفع و رجوع و در واقع خوردن اضافات حلوا، دست آخر با دیسی مواجه بود که ورقۀ نازکی حلوا در کف آن باقی مانده بود. طبیعی بود که این ورقۀ نازک را اصلا درخور مقام متوفی نداند و لذا این باقیماندۀ اندک را نیز خورد. به فاصلۀ کوتاهی و با اینکه سن زیادی نداشت خبردار شدیم که چشمانش را از دست داده و چیزی نگذشت که هر دو پایش را قطع کردند و یکی دو سال بعد اجل مهلتش نداد و از دنیا رفت.
چند روز پیش همایشی راجع به برجباغ در تهران برگزار شد که عجیب مرا یاد این ماجرا انداخت و با این شبیهسازی آیندۀ روندی که در پیش گرفتهایم از پیش چشمم عبور کرد. تصورش خیلی سخت نیست؛ خودمان و همۀ تصمیمگیران دربارۀ شهر تهران را به جای آن خویشاوند دیابتی مجسم کنید؛ به جای مرض قند بیماریِ سوداگری را بنشانید؛ به جای شخص متوفی، شهر تهران را در نظر آورید و حلوای مجلس ترحیم او که ارزشهای شهر است. قوانین و مقررات مربوط به «برجباغ» تدبیری بود برای حفظ باغات شهر که به تدریج دستخوش تعرض و ساخت و ساز میشد. ولی به گواهی آمار و ارقام، درست از زمان وضع چنین قوانین و مقرراتی، سرعتِ از بین رفتن باغات تهران بسیار بیشتر شده است. صادقانه که فکر میکنیم آنچه که در این برجها تعبیه کردهایم جای خالی باغات از دست رفته را نگرفته و صرفا نقش «احترام به متوفی» و آبروداری در مراسم ترحیم را ایفا میکند مثل دیسهایی است که حلوایش را خوردهایم و طوری هم قیافه میگیریم که به جای لذت در قیافهمان، ناچاری خوانده شود. اما قربانی این سناریو کیست؟ شخص متوفی؟ حلوا؟ مرض قند؟ و یا کسی که به مرض قند مبتلاست؟
بیماری قند بیماری موذی و مهلکی است؛ اگر بیماریهای دیگر با عوارضی چون درد و خونریزی و تشنج و چرک و عفونت همراه است که تلاش ما را برای بهبود برمیانگیزند، مرض قند چندان پرعارضه نیست؛ درد و خونریزی ندارد، چرکین نیست و بیش از آنکه اشتهایمان را کم کند، میلمان به خوردن را بیشتر میکند. مرض قند از در پشتی وارد میشود از میل مفرط آدمیزاد به شیرینی. شیرینیای که عضو لاینفک شادخواریهایمان است. غافل از اینکه به میزان پیشروی ما در فتح قلمروهای دلخواهمان، بیماری هم ذرهذره وجودمان را فرامیگیرد؛ به نواحی مختلف بدنمان حمله میکند و در نهایت این ماییم که مغلوبش میشویم. کسی با باغات شهر دشمنی ندارد. همه در ظاهر حامی آن هستند. همه میخواهند سهمی از آن داشته باشند؛ در ییلاقات خنک و سرسبز تجریش و شمیران زندگی کنند و از زیباییهای آن متنعم شوند. تراکمفروشی و برجسازی در شمال تهران از شدت تقاضا برای جاخوش کردن در محدودۀ این باغات حکایت میکند. هرقدر که بیشتر به دل این باغات میتازیم، خود را برنده احساس میکنیم و فکر میکنیم لقمهای بیشتر حلوا نصیبمان شده. تدابیری چون برجباغ هم از ما سلب مسئولیت کرده و قاعدۀ «احترام به متوفی» کار ما را توجیه و حتی ارزشمند میکند. ولیکن بهای این لذت، زندگی ما خواهد بود.
قاعدۀ «احترام به متوفی» فقط دربارۀ برجباغ صادق نیست، بلکه الگوی مدیریتی چند دهه اخیر در همۀ زمینههاست. ساختن سد به بهانۀ مدیریت منابع آب؛ تبدیل اراضی زراعی به توسعۀ شهری؛ تخلیۀ سفرههای زیرزمینی با حفر چاههای مجاز و غیرمجاز به بهانۀ توسعۀ کشاورزی؛ مداخلۀ انفجاری در طبیعت به بهانۀ استخراج مواد معدنی و صادرات فلهای آنها؛ توسعۀ کمّی دانشگاهها به بهانۀ علم، همه و همه تحت عنوان توسعه ولی در واقع معادل «احترام به متوفی» بوده است.
@seyedmohammadbeheshti
یکی از خویشاوندانم بیماری قند داشت و علاقهاش به شیرینیجات از مرزهای متعارف گذشته بود تا جاییکه حتی در حین دیالیز نیز از خوردن شیرینی دست نمیکشید. خلاصه آنقدر افراط کرد که کلیههایش را از دست داد و به ناچار متوسل به پیوند کلیه شد. بازگشت او از جراحی، مقارن شد با درگذشت یکی دیگر از اقوام مشترکمان. در مراسم ختم متوفی، بنا به رسم معمول، میزبانان در چند دیس بزرگ حلوا تدارک دیده بودند و بر میزهایی مقابل میهمانان قرار میدادند. خویشاوند بیمار ما در مقام مهتریِ مجلس، ضمن تعارف به حضار که حلوا بخورند، زیرلب به صاحبان عزا معترض بود که با این دیسهای حلوای شلخته حرمت متوفی را حفظ نکردهاند. آخر طاقت نیاورد و دیس روی میز خود را پیش کشید و با چاقویی که در کنارش بود مشغول صاف و هموار کردن حلوای آن شد. در عین حال از سجایای متوفی میگفت و از صدق و صفای او. حلوا که در دیس هموار شد، مقداری زیاد آمد. او حلوای اضافی را خورد و دوباره نگاهی به صدر و ذیل دیس کرد و چهرۀ ناراحتی گرفت. گویی ظاهر حلوا را هنوز در شأن متوفی نمیدید و از اینرو دوباره مشغول حفظ حرمت متوفی شد و با چاقو به جان دیس حلوا افتاد و بعد از چند بار تلاش خستگیناپذیر برای رفع و رجوع و در واقع خوردن اضافات حلوا، دست آخر با دیسی مواجه بود که ورقۀ نازکی حلوا در کف آن باقی مانده بود. طبیعی بود که این ورقۀ نازک را اصلا درخور مقام متوفی نداند و لذا این باقیماندۀ اندک را نیز خورد. به فاصلۀ کوتاهی و با اینکه سن زیادی نداشت خبردار شدیم که چشمانش را از دست داده و چیزی نگذشت که هر دو پایش را قطع کردند و یکی دو سال بعد اجل مهلتش نداد و از دنیا رفت.
چند روز پیش همایشی راجع به برجباغ در تهران برگزار شد که عجیب مرا یاد این ماجرا انداخت و با این شبیهسازی آیندۀ روندی که در پیش گرفتهایم از پیش چشمم عبور کرد. تصورش خیلی سخت نیست؛ خودمان و همۀ تصمیمگیران دربارۀ شهر تهران را به جای آن خویشاوند دیابتی مجسم کنید؛ به جای مرض قند بیماریِ سوداگری را بنشانید؛ به جای شخص متوفی، شهر تهران را در نظر آورید و حلوای مجلس ترحیم او که ارزشهای شهر است. قوانین و مقررات مربوط به «برجباغ» تدبیری بود برای حفظ باغات شهر که به تدریج دستخوش تعرض و ساخت و ساز میشد. ولی به گواهی آمار و ارقام، درست از زمان وضع چنین قوانین و مقرراتی، سرعتِ از بین رفتن باغات تهران بسیار بیشتر شده است. صادقانه که فکر میکنیم آنچه که در این برجها تعبیه کردهایم جای خالی باغات از دست رفته را نگرفته و صرفا نقش «احترام به متوفی» و آبروداری در مراسم ترحیم را ایفا میکند مثل دیسهایی است که حلوایش را خوردهایم و طوری هم قیافه میگیریم که به جای لذت در قیافهمان، ناچاری خوانده شود. اما قربانی این سناریو کیست؟ شخص متوفی؟ حلوا؟ مرض قند؟ و یا کسی که به مرض قند مبتلاست؟
بیماری قند بیماری موذی و مهلکی است؛ اگر بیماریهای دیگر با عوارضی چون درد و خونریزی و تشنج و چرک و عفونت همراه است که تلاش ما را برای بهبود برمیانگیزند، مرض قند چندان پرعارضه نیست؛ درد و خونریزی ندارد، چرکین نیست و بیش از آنکه اشتهایمان را کم کند، میلمان به خوردن را بیشتر میکند. مرض قند از در پشتی وارد میشود از میل مفرط آدمیزاد به شیرینی. شیرینیای که عضو لاینفک شادخواریهایمان است. غافل از اینکه به میزان پیشروی ما در فتح قلمروهای دلخواهمان، بیماری هم ذرهذره وجودمان را فرامیگیرد؛ به نواحی مختلف بدنمان حمله میکند و در نهایت این ماییم که مغلوبش میشویم. کسی با باغات شهر دشمنی ندارد. همه در ظاهر حامی آن هستند. همه میخواهند سهمی از آن داشته باشند؛ در ییلاقات خنک و سرسبز تجریش و شمیران زندگی کنند و از زیباییهای آن متنعم شوند. تراکمفروشی و برجسازی در شمال تهران از شدت تقاضا برای جاخوش کردن در محدودۀ این باغات حکایت میکند. هرقدر که بیشتر به دل این باغات میتازیم، خود را برنده احساس میکنیم و فکر میکنیم لقمهای بیشتر حلوا نصیبمان شده. تدابیری چون برجباغ هم از ما سلب مسئولیت کرده و قاعدۀ «احترام به متوفی» کار ما را توجیه و حتی ارزشمند میکند. ولیکن بهای این لذت، زندگی ما خواهد بود.
قاعدۀ «احترام به متوفی» فقط دربارۀ برجباغ صادق نیست، بلکه الگوی مدیریتی چند دهه اخیر در همۀ زمینههاست. ساختن سد به بهانۀ مدیریت منابع آب؛ تبدیل اراضی زراعی به توسعۀ شهری؛ تخلیۀ سفرههای زیرزمینی با حفر چاههای مجاز و غیرمجاز به بهانۀ توسعۀ کشاورزی؛ مداخلۀ انفجاری در طبیعت به بهانۀ استخراج مواد معدنی و صادرات فلهای آنها؛ توسعۀ کمّی دانشگاهها به بهانۀ علم، همه و همه تحت عنوان توسعه ولی در واقع معادل «احترام به متوفی» بوده است.
@seyedmohammadbeheshti
🔸موافقت مجلس با تشکیل وزارت میراث فرهنگی|افزایش نیروی انسانی در این وزارتخانه ممنوع است
ماده واحده طرح تشکیل وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در دستور کار جلسه علنی صبح امروز (چهارشنبه) مجلس قرار گرفت که نمایندگان با ۱۳۷ رای موافق، ۴۱ رای مخالف و یک رای ممتنع از مجموع ۱۹۹ نماینده حاضر به آن رای دادند.
ماده واحده طرح تشکیل وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در دستور کار جلسه علنی صبح امروز (چهارشنبه) مجلس قرار گرفت که نمایندگان با ۱۳۷ رای موافق، ۴۱ رای مخالف و یک رای ممتنع از مجموع ۱۹۹ نماینده حاضر به آن رای دادند.
Forwarded from کانون میراث پژوهان کوچک
👧🏻👦🏻 آموزش میراث فرهنگی به کودکان
👉🏻 http://www.imna.ir/news/348991
🌈 کانون میراث پژوهان کوچک
👧🏻👦🏻 @miraspajoohankoochak
👉🏻 http://www.imna.ir/news/348991
🌈 کانون میراث پژوهان کوچک
👧🏻👦🏻 @miraspajoohankoochak