@modireweb
♻️ چگونه مشتریان به شیفتگان سازمان تبدیل میشوند؟
بر طبق گزارشات سايت trendwatching اين كه مشتريان احساس كنند خدمات خوبی را از يك مؤسسه دريافت كردهاند، درست شبيه به احساس عاشق شدن است! چرا كه وقتی خدمات مشتريان به خوبی ارائه شود، در مشتری ايجاد حس مهم بودن و ارزشمند بودن میكند و اينها همان احساساتی است كه در يك عشق اتفاق میافتد.
سه روش وجود دارد كه به ايجاد اين حس در مشتريان كمك میكند:
• كارهايی فراتر از خواسته و نياز مشتريان انجام شود.
• آسايش مشتريان به خوبي درك شود.
• «در دسترس بودن» يك نوع سرمايهگذاری لحاظ شود و نه هزينه.
نگاهی كوتاه به اين سه نكته اساسی میاندازيم:
«فراتر از نياز مشتری»: برای خدمت بيشتر به مشتريان، شركت آمازون مثال خوبي است. آمازون هيچگاه اجازه نمیدهد سطح رضايت مشتريانش در يك سطح راكد باقی بماند. هميشه كارهايی برای مشعوف نمودن مشتريانش دارد. جديدا اين شركت تصميم گرفته است سرويس تحويل فوری خود را برای مشتريان قديمی بدون اخذ هزينه بيشتر انجام دهد.
يا مثلا يك شركت هواپيمايی تصميم گرفته است سرويس حمل و نقل مسافران به پای هواپيما را با خودروهای برقی مجهز به سايبان و همراه با سرو نوشيدني به انجام برساند.
«آسايش مشتری» : بطور مثال يك شركت توزيع كننده مواد غذايی تصميم گرفته است در روزهای برفی، سرويس تحويل در محل خود را بدون هزينه اضافي برای مشتريان انجام دهد. انگار شب كريسمس است!
ارايه خدمت در محل مشتری يكي از روشهای متنوع براي ايجاد آسايش در مشتري است كه در زمينههای مختلفی مثل صدور بيمهنامهها، تعميرات خودرو، و... به كار میرود.
«در دسترس بودن»: مشتری بايد احساس كند كه هر زمان لازم بود يا مشكلي داشت، به سازمان فروشنده دسترسی دارد. مثلا شركتی شاخص حداكثر ازمان نتظار براي پاسخگويی خود را 5 دقيقه گذاشته است و اين شاخص عملكردی را كليه كاركنان بخش ارتباط با مشتری دقيقا رعايت میكنند. يا مثلا شركت هيلتون، نشانی ايميلهای متعددی را برای ارتباط مشتريان با سازمانش معرفی كرده است كه ايميلها سريعا بررسي و پاسخ داده میشوند. همچنين ايجاد مركز تماس فورِی از طريق شماره تلفنهای كوتاه و رايگان، يا امكان ايجاد تماس از طريق درج نظر در وب سايت سازمان، به طوری كه با يك كليك ساده، امكان تماس مشتری با سازمان برقرار شده و يا مشتری میتواند شماره تماس خود را برای برقراری تماس از سوی سازمان باقی بگذارد.
اينها روشهايی هستند كه با پيادهسازی آنها، مشتری احساس میكند سازمان برايش اهميت قايل شده و مورد احترام است. اين گونه نه تنها او مشتری سازمان شما بلكه عاشق سازمان شما شده است.
♻️ چگونه مشتریان به شیفتگان سازمان تبدیل میشوند؟
بر طبق گزارشات سايت trendwatching اين كه مشتريان احساس كنند خدمات خوبی را از يك مؤسسه دريافت كردهاند، درست شبيه به احساس عاشق شدن است! چرا كه وقتی خدمات مشتريان به خوبی ارائه شود، در مشتری ايجاد حس مهم بودن و ارزشمند بودن میكند و اينها همان احساساتی است كه در يك عشق اتفاق میافتد.
سه روش وجود دارد كه به ايجاد اين حس در مشتريان كمك میكند:
• كارهايی فراتر از خواسته و نياز مشتريان انجام شود.
• آسايش مشتريان به خوبي درك شود.
• «در دسترس بودن» يك نوع سرمايهگذاری لحاظ شود و نه هزينه.
نگاهی كوتاه به اين سه نكته اساسی میاندازيم:
«فراتر از نياز مشتری»: برای خدمت بيشتر به مشتريان، شركت آمازون مثال خوبي است. آمازون هيچگاه اجازه نمیدهد سطح رضايت مشتريانش در يك سطح راكد باقی بماند. هميشه كارهايی برای مشعوف نمودن مشتريانش دارد. جديدا اين شركت تصميم گرفته است سرويس تحويل فوری خود را برای مشتريان قديمی بدون اخذ هزينه بيشتر انجام دهد.
يا مثلا يك شركت هواپيمايی تصميم گرفته است سرويس حمل و نقل مسافران به پای هواپيما را با خودروهای برقی مجهز به سايبان و همراه با سرو نوشيدني به انجام برساند.
«آسايش مشتری» : بطور مثال يك شركت توزيع كننده مواد غذايی تصميم گرفته است در روزهای برفی، سرويس تحويل در محل خود را بدون هزينه اضافي برای مشتريان انجام دهد. انگار شب كريسمس است!
ارايه خدمت در محل مشتری يكي از روشهای متنوع براي ايجاد آسايش در مشتري است كه در زمينههای مختلفی مثل صدور بيمهنامهها، تعميرات خودرو، و... به كار میرود.
«در دسترس بودن»: مشتری بايد احساس كند كه هر زمان لازم بود يا مشكلي داشت، به سازمان فروشنده دسترسی دارد. مثلا شركتی شاخص حداكثر ازمان نتظار براي پاسخگويی خود را 5 دقيقه گذاشته است و اين شاخص عملكردی را كليه كاركنان بخش ارتباط با مشتری دقيقا رعايت میكنند. يا مثلا شركت هيلتون، نشانی ايميلهای متعددی را برای ارتباط مشتريان با سازمانش معرفی كرده است كه ايميلها سريعا بررسي و پاسخ داده میشوند. همچنين ايجاد مركز تماس فورِی از طريق شماره تلفنهای كوتاه و رايگان، يا امكان ايجاد تماس از طريق درج نظر در وب سايت سازمان، به طوری كه با يك كليك ساده، امكان تماس مشتری با سازمان برقرار شده و يا مشتری میتواند شماره تماس خود را برای برقراری تماس از سوی سازمان باقی بگذارد.
اينها روشهايی هستند كه با پيادهسازی آنها، مشتری احساس میكند سازمان برايش اهميت قايل شده و مورد احترام است. اين گونه نه تنها او مشتری سازمان شما بلكه عاشق سازمان شما شده است.
@modireweb
♻️ بهصرفهترین ابزار بازاریابی آنلاین چیست؟
🔹اسکات فاکس(برنامه نویس وب و نویسنده) می گوید: ایمیل.
🔸چون تقریباً اکثر افراد از موتور های جستجوگر و رسانههای اجتماعی استفاده میکنند، اما ایمیل، فرد زحمتکش این جامعه مدرن است.بهترین مشتریان شما احتمالاً به ایمیل خود بیشتر از تلویزیون یا حتی صحبت کردن با فرزندانشان توجه میکنند.
🔸شما چه یک کسبوکار بزرگ داشته باشید و چه صاحب یک کسبوکار کوچک باشید به ایمیل خود برای ارتباط با مشتریانتان نیاز دارید.
🔸 خبرنامههای ایمیلی هزینه بالایی ندارند در حالی که میتوانند مشتری را ترغیب کنند تا از سایت شما بازدید کند و یا حتی محصول شما را بخرد.
🔸همچنین ارسال یک خبرنامه کوتاه حاوی اطلاعات مفید و یا مقالات خاص میتواند منجر به افزایش فروش شما شود. پس میتوانید از ایمیل استفاده کنید و کالای خود را تبلیغ کنید.
🔹نظر اقای جان استوارت(مجری رسانههای عمومی، سخنران و ویراستار ) بر وبسایت است، اومی گوید:
🔸شما میتوانید به سادگی یک وبسایت رایگان راهاندازی کنید.
در اینجا ۳ دلیل وجود دارد که چرا داشتن وبسایت بسیارمؤثر است.
🔸وبسایت میتواند شما را به عنوان یک متخصص در زمینه کاریتان نشان دهد.
🔸شما میتوانید موضوع خاصی را مطرح کنید و به مردم اجازه دهید سوالات خود را بپرسند و به آن ها محتوای رایگان بدهید. اما قبل از انتشار هر کامنتی آن را تائید کنید تا از اسپم شدن آن جلوگیری شود. 🔸شما با داشتن یک وبسایت حرفه ای میتوانید فروش خود را بالا ببرید چون مردم به کسانی که وبسایت دارند اعتماد بیشتری دارند و بیشتر از آنها خرید میکنند.
♻️ بهصرفهترین ابزار بازاریابی آنلاین چیست؟
🔹اسکات فاکس(برنامه نویس وب و نویسنده) می گوید: ایمیل.
🔸چون تقریباً اکثر افراد از موتور های جستجوگر و رسانههای اجتماعی استفاده میکنند، اما ایمیل، فرد زحمتکش این جامعه مدرن است.بهترین مشتریان شما احتمالاً به ایمیل خود بیشتر از تلویزیون یا حتی صحبت کردن با فرزندانشان توجه میکنند.
🔸شما چه یک کسبوکار بزرگ داشته باشید و چه صاحب یک کسبوکار کوچک باشید به ایمیل خود برای ارتباط با مشتریانتان نیاز دارید.
🔸 خبرنامههای ایمیلی هزینه بالایی ندارند در حالی که میتوانند مشتری را ترغیب کنند تا از سایت شما بازدید کند و یا حتی محصول شما را بخرد.
🔸همچنین ارسال یک خبرنامه کوتاه حاوی اطلاعات مفید و یا مقالات خاص میتواند منجر به افزایش فروش شما شود. پس میتوانید از ایمیل استفاده کنید و کالای خود را تبلیغ کنید.
🔹نظر اقای جان استوارت(مجری رسانههای عمومی، سخنران و ویراستار ) بر وبسایت است، اومی گوید:
🔸شما میتوانید به سادگی یک وبسایت رایگان راهاندازی کنید.
در اینجا ۳ دلیل وجود دارد که چرا داشتن وبسایت بسیارمؤثر است.
🔸وبسایت میتواند شما را به عنوان یک متخصص در زمینه کاریتان نشان دهد.
🔸شما میتوانید موضوع خاصی را مطرح کنید و به مردم اجازه دهید سوالات خود را بپرسند و به آن ها محتوای رایگان بدهید. اما قبل از انتشار هر کامنتی آن را تائید کنید تا از اسپم شدن آن جلوگیری شود. 🔸شما با داشتن یک وبسایت حرفه ای میتوانید فروش خود را بالا ببرید چون مردم به کسانی که وبسایت دارند اعتماد بیشتری دارند و بیشتر از آنها خرید میکنند.
@modireweb
✅10 استراتژی برای بالا بردن خلاقیت و نوآوری
⭕️ 1. افراد خلاق واقعی قابلیت ادراک و استفاده از تمام حس های خود را پرورش داده اند، که می تواند در طول زمان ضعیف شود. زمانی برای تقویت آن بگذارید.
⭕️ 2. نوآوری بر مبنای دانش است. پس باید دائم حوزه دانش خود را گسترش دهید. چیزهایی بخوانید که معمولا نمی خوانید.
⭕️ 3. ادراکات شما می تواند منطق شما را تحت الشعاع قرار دهد. دقت کنید که چگونه مسائل را درک می کنید. یعنی نحوه قضاوت خود از مسائل را تغییر دهید.
⭕️ 4. تخیل جهت مند را تمرین کنید و آن را به عنوان مفهومی واقعی ببینید.
⭕️ 5. با فاصله گرفتن از ایده ها به آن ها فرصت «پرورش» دهید. برای مثال، می توانید وقتی روی یک پروژه بزرگ کار می کنید، زمانی به خود استراحت دهید و به نواختن موسیقی برای چند دقیقه بپردازید. به این ترتیب ذهن شما به جای دیگری هدایت می شود و به خلاقیت و نوآوری بیشتر شما کمک می کند.
⭕️6.تا جایی که می توانید تجربه کنید. رویارویی با مسائل ایده های بیشتری را وارد ضمیر ناخودآگاه شما می کند. به طور فعالانه مسائل جدیدی را برای افزایش تجربه خود بجویید.
⭕️ 7. الگو ها را به عنوان بخشی از مسئله در نظر بگیرید. تشخیص یک الگوی جدید بسیار مفید است اما مراقب باشید که بیش از اندازه درگیر آن نشوید.
⭕️ 8. مشکل را از ابتدا تعریف کنید. مشکل شما مشکل نیست؛ مشکل چیز دیگریست. وقتی مشکل واقعی را تعریف می کنید، می توانید آن را حل کنید و به مسیر خود ادامه دهید. در نهایت، اگر مشکل واقعی را به درستی تعریف کنید، بسیار سریع تر آن را حل می کنید.
⭕️ 9. به بخش هایی توجه کنید که دیگران توجهی ندارند، تا چیزهایی را ببینید که دیگران ندیده اند.
⭕️ 10. در ابتدای فرآیند نوآوری ایده بدهید و سپس متوقف شوید. بسیاری از اوقات چند ایده به ذهن ما می رسد و شروع به نوآوری می کنید و سپس به ایده های بیشتری می رسید و هیچ وقت هیچ ایده ای را عملی نمی کنید. گاهی اوقات باید بخش «تولید ایده» از فرآیند خلاقیت را خاموش کنید و واقعا وارد بخش عمل و اجرا شوید تا بتوانید پروژه را به واقعیت بدل کنید.
✅10 استراتژی برای بالا بردن خلاقیت و نوآوری
⭕️ 1. افراد خلاق واقعی قابلیت ادراک و استفاده از تمام حس های خود را پرورش داده اند، که می تواند در طول زمان ضعیف شود. زمانی برای تقویت آن بگذارید.
⭕️ 2. نوآوری بر مبنای دانش است. پس باید دائم حوزه دانش خود را گسترش دهید. چیزهایی بخوانید که معمولا نمی خوانید.
⭕️ 3. ادراکات شما می تواند منطق شما را تحت الشعاع قرار دهد. دقت کنید که چگونه مسائل را درک می کنید. یعنی نحوه قضاوت خود از مسائل را تغییر دهید.
⭕️ 4. تخیل جهت مند را تمرین کنید و آن را به عنوان مفهومی واقعی ببینید.
⭕️ 5. با فاصله گرفتن از ایده ها به آن ها فرصت «پرورش» دهید. برای مثال، می توانید وقتی روی یک پروژه بزرگ کار می کنید، زمانی به خود استراحت دهید و به نواختن موسیقی برای چند دقیقه بپردازید. به این ترتیب ذهن شما به جای دیگری هدایت می شود و به خلاقیت و نوآوری بیشتر شما کمک می کند.
⭕️6.تا جایی که می توانید تجربه کنید. رویارویی با مسائل ایده های بیشتری را وارد ضمیر ناخودآگاه شما می کند. به طور فعالانه مسائل جدیدی را برای افزایش تجربه خود بجویید.
⭕️ 7. الگو ها را به عنوان بخشی از مسئله در نظر بگیرید. تشخیص یک الگوی جدید بسیار مفید است اما مراقب باشید که بیش از اندازه درگیر آن نشوید.
⭕️ 8. مشکل را از ابتدا تعریف کنید. مشکل شما مشکل نیست؛ مشکل چیز دیگریست. وقتی مشکل واقعی را تعریف می کنید، می توانید آن را حل کنید و به مسیر خود ادامه دهید. در نهایت، اگر مشکل واقعی را به درستی تعریف کنید، بسیار سریع تر آن را حل می کنید.
⭕️ 9. به بخش هایی توجه کنید که دیگران توجهی ندارند، تا چیزهایی را ببینید که دیگران ندیده اند.
⭕️ 10. در ابتدای فرآیند نوآوری ایده بدهید و سپس متوقف شوید. بسیاری از اوقات چند ایده به ذهن ما می رسد و شروع به نوآوری می کنید و سپس به ایده های بیشتری می رسید و هیچ وقت هیچ ایده ای را عملی نمی کنید. گاهی اوقات باید بخش «تولید ایده» از فرآیند خلاقیت را خاموش کنید و واقعا وارد بخش عمل و اجرا شوید تا بتوانید پروژه را به واقعیت بدل کنید.
@modireweb
مدير موفق چه كسي است؟
مدير موفق كسي است كه:
1-مسئولیت پذیری در برابر کار ها ، فعاليتها و شكستها
2-تمايل براى بهبود انجام كارها و به کار گیری ابتکار عمل
3-قلمداد کردن کارها به عنوان سرگرمی لذت بخش نه به عنوان بارى بر دوش
4-برخورداری از توانايى كافى در زمان بندى مناسب براى انجام فعاليتها
5-توانايى انجام كارها در فشرده ترين زمان ممكن
6-درک و پذیرش منطقی شرايط و پشتکار فراوان برای انجام فعالیتها
7-اعتماد وافر نسبت به ساير افراد و مردم
8-انجام فعاليت به منظور دستيابى و تحقق موفقيت
9-فراگرفتن ابزارها و روشهاى تقويت حافظه
10-برخورداری از نیروی جسمانی و سلامت بدنی
11-داشتن دیدگاههای روشن و آشکار واندیشه ی نافذ و بینشی فراگیر
12-داشتن آرزوهایی هدفمند و قابل دستیابی و به عبارتی نزدیک به حقایق
13-انعطاف پذیری در عین استواری و پایداری در رسیدن به اهداف
14-میانه روی وپرهیزاز افراط و تفریط
15-برخورداری از شخصیت پایدار و غیر متزلزل
16-بردباری و صبر در حل مشکلات
17-خويشتن داری در جایگاهها و موقعیتهای سخت و برانگیزاننده
18-آرامش در برابر بحران
19-واقع بینی در برخورد با مسائل
20-رعایت اصول و موازینی ( ارزش ) چون نظم ، ترتيب و احترام به زمان بندیها
احترام به مقررات و آئیین نامه های سازمانی
21-یکسان نگری به حال و آینده (چرا که نبایستی این دو را فدای یکدیگر کرد)
22-قاطع بودن در تصمیم گیری و درگیر شک و تردید نگشتن
23-پایبندی به تصمیماتی که با اندیشه و مشاوره اتخاذ گردیده اند
24-روحيه هم كارى وهم بستگی در سيستم مديريتى
25-داشتن روحیه انتقاد پذیر
گوش
26-سیستم مدیریتی هدف گراو واقع گرا.
27-گوش فرا دادن به صحبت ها و نظرات دیگران و احترام گذاشتن به آنها
مدير موفق چه كسي است؟
مدير موفق كسي است كه:
1-مسئولیت پذیری در برابر کار ها ، فعاليتها و شكستها
2-تمايل براى بهبود انجام كارها و به کار گیری ابتکار عمل
3-قلمداد کردن کارها به عنوان سرگرمی لذت بخش نه به عنوان بارى بر دوش
4-برخورداری از توانايى كافى در زمان بندى مناسب براى انجام فعاليتها
5-توانايى انجام كارها در فشرده ترين زمان ممكن
6-درک و پذیرش منطقی شرايط و پشتکار فراوان برای انجام فعالیتها
7-اعتماد وافر نسبت به ساير افراد و مردم
8-انجام فعاليت به منظور دستيابى و تحقق موفقيت
9-فراگرفتن ابزارها و روشهاى تقويت حافظه
10-برخورداری از نیروی جسمانی و سلامت بدنی
11-داشتن دیدگاههای روشن و آشکار واندیشه ی نافذ و بینشی فراگیر
12-داشتن آرزوهایی هدفمند و قابل دستیابی و به عبارتی نزدیک به حقایق
13-انعطاف پذیری در عین استواری و پایداری در رسیدن به اهداف
14-میانه روی وپرهیزاز افراط و تفریط
15-برخورداری از شخصیت پایدار و غیر متزلزل
16-بردباری و صبر در حل مشکلات
17-خويشتن داری در جایگاهها و موقعیتهای سخت و برانگیزاننده
18-آرامش در برابر بحران
19-واقع بینی در برخورد با مسائل
20-رعایت اصول و موازینی ( ارزش ) چون نظم ، ترتيب و احترام به زمان بندیها
احترام به مقررات و آئیین نامه های سازمانی
21-یکسان نگری به حال و آینده (چرا که نبایستی این دو را فدای یکدیگر کرد)
22-قاطع بودن در تصمیم گیری و درگیر شک و تردید نگشتن
23-پایبندی به تصمیماتی که با اندیشه و مشاوره اتخاذ گردیده اند
24-روحيه هم كارى وهم بستگی در سيستم مديريتى
25-داشتن روحیه انتقاد پذیر
گوش
26-سیستم مدیریتی هدف گراو واقع گرا.
27-گوش فرا دادن به صحبت ها و نظرات دیگران و احترام گذاشتن به آنها
کانال آرمانیک را با آموزهای تخصصی در زمینه وب سایت دنبال کنید
@armanic
@armanic
"چطور چین به سرعت به کشوری صنعتی و مدرن تبدیل شد؟
@modireweb
شروع اصلاحات اقتصادی چین در سال 1979 بود. علامت این رویداد در دسامبر سال 1978 اتفاق افتاد که طی یازدهمین کنگره مرکزی حزب کمونیست چین ، دنگ شائوپینگ رئیس تازه حزب ، سخنانی ایراد کرد که به عنوان مهم ترین سخنرانی تاریخ چین مدرن شناخته شد. وی بر ضرورت تمرکز بر توسعه اقتصادی و آزادگذاشتن واقعیات و نه ایدئولوژی در تعیین مسیر آن تاکید کرد. شائوپینگ گفت: مهم نیست که گربه سیاه یا سفید باشد ، مهم این است که بتواند موش بگیرد. از آن زمان خط مشی چین همین بوده و این کشور با نوعی عمل گرایی سرسختانه به راه مدرنیزاسیون رفته است. نتیجه شگفت انگیز بوده است. این کشور طی تقریبا سی سال سالانه بیش از 9 درصد رشد اقتصادی داشته که شتابان ترین رشد یک اقتصاد بزرگ در تاریخ به حساب می آید. در همین تاریخ این کشور 400 میلیون نفر را از باتلاق فقر بیرون کشیده که بیشترین فقرزدایی انجام شده در هر جا و هر زمان است. چین ، موفقترین داستان توسعه در تاریخ جهان است.منطقه مالی پودنگ در شانگهای هشت برابر کاناری وارف در لندن است.شهر چونگ کینگ عملا طبق الگوی شهر شیکاگوی آمریکا ساخته شده است. چین بزرگترین تولیدکننده ذغال سنگ، فولاد و سیمان جهان است.بزرگترین بازار تلفنهای همراه هوشمند در جهان است و حجم زیرساختهای آن پنج برابر آمریکاست. الگوی چین برای توسعه متفاوت از الگوی ژاپن و کره جنوبی بوده است. چین در حوزه تجارت و سرمایه گذاری از سیاستی کاملا باز پیروی کرده است. ژاپن و کره از راهبرد صادرات محور با انسداد بازار داخلی استفاده کردند ولی چین به جای آن درهای خود را به سوی دنیا باز کرد.مارکهای معروف و شرکتهای برتر جهان همه در چین شعبه دارند. از سوی دیگر چینی ها برای پیشرفت روحیه ناسیونالیستی خود را کنار گذاشتند. مثلا بیشتر برجهای پر زرق و برق و طرحهای شهرهایشان به دست معماران غربی ساخته شده و از همه جالبتر اینکه چین برای برگزاری هرچه عالیتر بازیهای المپیک پکن 2008 ، استیون اسپیلبرگ کارگردان معروف آمریکایی را استخدام کرد که این بازیها را مدیریت کند. واگذاری چنین نقشی به یک بیگانه از سوی ژاپن یا هند غیر قابل تصور است. زمانی از یک مقام چینی پرسیدم بهترین راه حل برای مشکل فقر روستایی کدام است؟ پاسخ داد باید بازارها را آزاد گذاشت تا نقش خود را ایفا کنند، بازار مردم را از زمین جدا و وارد صنعت میکند و مردم را به شهرها میکشاند.نکته بسیار مهم تر در توسعه همه جانبه چین این است که این کشور از سال 1979 تا به امروز با چراغ خاموش رو به جلو حرکت کرده است. مثلا چین معمولا به قطعنامهایی که آمریکا بانی آن در شورای امنیت سازمان ملل است رای مثبت میدهد و یا حداقل آن را وتو نمیکند. این را دنگ شائول پینگ حرکت با چراغ خاموش میخواند.یعنی چین سر به زیر داشت و پیشرفت کرد.سیاست عدم مداخله و عدم مقابله چین هنوز هم پابرجاست. چین معمولا به استثنای آنچه که به تایوان مربوط میشود معمولا از ورود به مجادلات با سایر دولتها پرهیز میکند و خود را با کشورهای دیگر درگیر نمیکند تا تمام توانش به رشد اقتصادی معطوف بماند.از طرف دیگر در سال 2002 چینی ها از اصطلاح رشد مسالمت آمیز استفاده کردند. در سالهای 2006 و 2007 تلویزیون دولتی چین مستندی 12 قسمتی درباره داستان پیشرفت و خیزش 9 قدرت بزرگ از جمله آمریکا و انگلیس پخش کرد و در این مستند از ژاپن و آمریکا تمجید فراوان کرد. پیام اصلی این مستند این بود: عظمت یک ملت در توانایی اقتصادی آن نهفته است و نظامی گری و امپراطوری گری به بن بست میرسد."
(جهان پسا امریکایی، فرید زکریا، ترجمه احمد عزیزی، نشر هرمس، چاپ دوم1393، فصل چالشگر)
@modireweb
شروع اصلاحات اقتصادی چین در سال 1979 بود. علامت این رویداد در دسامبر سال 1978 اتفاق افتاد که طی یازدهمین کنگره مرکزی حزب کمونیست چین ، دنگ شائوپینگ رئیس تازه حزب ، سخنانی ایراد کرد که به عنوان مهم ترین سخنرانی تاریخ چین مدرن شناخته شد. وی بر ضرورت تمرکز بر توسعه اقتصادی و آزادگذاشتن واقعیات و نه ایدئولوژی در تعیین مسیر آن تاکید کرد. شائوپینگ گفت: مهم نیست که گربه سیاه یا سفید باشد ، مهم این است که بتواند موش بگیرد. از آن زمان خط مشی چین همین بوده و این کشور با نوعی عمل گرایی سرسختانه به راه مدرنیزاسیون رفته است. نتیجه شگفت انگیز بوده است. این کشور طی تقریبا سی سال سالانه بیش از 9 درصد رشد اقتصادی داشته که شتابان ترین رشد یک اقتصاد بزرگ در تاریخ به حساب می آید. در همین تاریخ این کشور 400 میلیون نفر را از باتلاق فقر بیرون کشیده که بیشترین فقرزدایی انجام شده در هر جا و هر زمان است. چین ، موفقترین داستان توسعه در تاریخ جهان است.منطقه مالی پودنگ در شانگهای هشت برابر کاناری وارف در لندن است.شهر چونگ کینگ عملا طبق الگوی شهر شیکاگوی آمریکا ساخته شده است. چین بزرگترین تولیدکننده ذغال سنگ، فولاد و سیمان جهان است.بزرگترین بازار تلفنهای همراه هوشمند در جهان است و حجم زیرساختهای آن پنج برابر آمریکاست. الگوی چین برای توسعه متفاوت از الگوی ژاپن و کره جنوبی بوده است. چین در حوزه تجارت و سرمایه گذاری از سیاستی کاملا باز پیروی کرده است. ژاپن و کره از راهبرد صادرات محور با انسداد بازار داخلی استفاده کردند ولی چین به جای آن درهای خود را به سوی دنیا باز کرد.مارکهای معروف و شرکتهای برتر جهان همه در چین شعبه دارند. از سوی دیگر چینی ها برای پیشرفت روحیه ناسیونالیستی خود را کنار گذاشتند. مثلا بیشتر برجهای پر زرق و برق و طرحهای شهرهایشان به دست معماران غربی ساخته شده و از همه جالبتر اینکه چین برای برگزاری هرچه عالیتر بازیهای المپیک پکن 2008 ، استیون اسپیلبرگ کارگردان معروف آمریکایی را استخدام کرد که این بازیها را مدیریت کند. واگذاری چنین نقشی به یک بیگانه از سوی ژاپن یا هند غیر قابل تصور است. زمانی از یک مقام چینی پرسیدم بهترین راه حل برای مشکل فقر روستایی کدام است؟ پاسخ داد باید بازارها را آزاد گذاشت تا نقش خود را ایفا کنند، بازار مردم را از زمین جدا و وارد صنعت میکند و مردم را به شهرها میکشاند.نکته بسیار مهم تر در توسعه همه جانبه چین این است که این کشور از سال 1979 تا به امروز با چراغ خاموش رو به جلو حرکت کرده است. مثلا چین معمولا به قطعنامهایی که آمریکا بانی آن در شورای امنیت سازمان ملل است رای مثبت میدهد و یا حداقل آن را وتو نمیکند. این را دنگ شائول پینگ حرکت با چراغ خاموش میخواند.یعنی چین سر به زیر داشت و پیشرفت کرد.سیاست عدم مداخله و عدم مقابله چین هنوز هم پابرجاست. چین معمولا به استثنای آنچه که به تایوان مربوط میشود معمولا از ورود به مجادلات با سایر دولتها پرهیز میکند و خود را با کشورهای دیگر درگیر نمیکند تا تمام توانش به رشد اقتصادی معطوف بماند.از طرف دیگر در سال 2002 چینی ها از اصطلاح رشد مسالمت آمیز استفاده کردند. در سالهای 2006 و 2007 تلویزیون دولتی چین مستندی 12 قسمتی درباره داستان پیشرفت و خیزش 9 قدرت بزرگ از جمله آمریکا و انگلیس پخش کرد و در این مستند از ژاپن و آمریکا تمجید فراوان کرد. پیام اصلی این مستند این بود: عظمت یک ملت در توانایی اقتصادی آن نهفته است و نظامی گری و امپراطوری گری به بن بست میرسد."
(جهان پسا امریکایی، فرید زکریا، ترجمه احمد عزیزی، نشر هرمس، چاپ دوم1393، فصل چالشگر)
@modireweb
۷ درس فوقالعاده برای کارآفرینان
کارآفرین بودن کار سادهای نیست. ترکیبی از کمی اشتیاق و علاقه و میزان زیادی برنامهریزی برای کسبوکار میتواند شما را به خواستهتان برساند.
۱-بدانید چه میخواهید.
آیا آرزوی این را دارید که فرمانروایی خود را داشته باشید یا میخواهید وقت استراحتتان را با آسودگی در کنار فرزندانتان بگذرانید؟ اغلب از کارآفرینان میشنویم که میخواهند کسبوکاری راه بیاندازند تا بتوانند فرزندانشان را حمایت کنند و در زمان بازنشستگی آسودهخاطر باشند.
آنها میخواهند در هر جا هستند کسبوکار خود را راهاندازی کنند و خدمات و محصولاتی را که دوست دارند عرضه کنند.
باید بدانید که لازم است تا وقت زیادی برای کسبوکارتان صرف کنید. انگیزهی کاری شما باید آنقدر زیاد باشد که بتوانید با چالشهای پیشرو کنار بیایید.
۲– بیش از آنچه صحبت میکنید، گوش بدهید.
ارتباطات مهماند و رویدادهای شبکهای راه بسیار خوبی برای این کار هستند. این رویدادها همچنین روش مناسبی برای ملاقات با مشتریان بالقوه است، اگرچه همه افراد در این مسیر موفق نمیشوند. این رویدادها فقط برای رد و بدل کردن کارت ویزیت نیستند بلکه فرصتهای خوبی برای یادگیری در اختیار افراد قرار میدهند.
خودتان را به افراد جدید معرفی کنید و سعی کنید زمینه مشترکی پیدا کنید. اگر بیش از صحبت کردن گوش کنید، شانس این را دارید که در موقعیتهای مناسب، راهحل مناسب را ارائه دهید.
۳– خودتان را ثابت کنید.
افراد برای چیزهای ارزشمند خوب هزینه میکنند. اگر در کسبوکار خود تازهکار هستید، کارتان مشکل میشود؛ پس سعی کنید خود را ثابت کنید.
۴– در رسانههای اجتماعی حضور داشته باشید.
امروزه اطلاعات زیادی را میتوان از طریق اینترنت بهدست آورد. افراد قبل از آنکه کاری انجام دهند در اینترنت جستوجو میکنند تا بتوانند اطلاعاتی را که میخواهند دریافت کنند. در واقع آنها میخواهند بدانند محصول و یا خدماتی که شما عرضه میکنید ارزش آن را دارد که برایش وقت و هزینه صرف کنند و یا نه.
بنابراین مهم است که برای پاسخگویی حضور داشته باشید. به این معنا که وبسایتی داشته باشید، در صفحات اجتماعی حضور داشته باشید و مهمتر از همه این که با مشتریان در ارتباط باشید.
۵– سرتان به کار خودتان باشد.
اغلب وقتی بیش از حد به آنچه در اطرافمان اتفاق میافتد توجه کنیم، از آنها تأثیر میپذیریم. بررسی میکنیم، تلاش میکنیم، ولی در نهایت پیشرفتی نمیکنیم. تنها چیزی که باید کنترل کنید خودتان هستید. و این به معنای کار کردن است. نگران نباشید که دیگر کارآفرینان و یا شرکتها چه میکنند. تنها نگران خودتان باشید!
۶– از کم شروع کنید.
اگر میخواهید خبره به بنظر برسید، مهم است که از پایه و کمکم شروع کنید. مثلاً اگر میخواهید سخنران یک سخنرانی بزرگ باشید، بهتر است با حضور در روزنامه، تلویزیون و یا رادیوی محلی شروع کنید. در کسبوکار نیز به همینصورت است. به طور کلی، ایده خود را به صورت آزمایشی به اجرا بگذارید و منتظر بازخوردها باشید. اگر بازخورد خوبی گرفتید، آن را گسترش دهید.
۷– ناامید نشوید.
بسیاری از افراد از ترس و شکست تأثیر میپذیرند. قابل درک است. کارآفرینی رعبآور بنظر میرسد. ولی آنچه اهمیت دارد ادامه دادن این راه است. مشتریانی هستند که ابتدا از ورود به دنیای فناوری اجتناب میکنند، ولی در نهایت به آن وابسته میشوند. آدمها تغییر میکنند. اگر ارزش چیزی را به آنها نشان دهید، خوشحال میشوند که یک چیز جدید را امتحان کنند.
منبع: خوارزمی
۷ درس فوقالعاده برای کارآفرینان
کارآفرین بودن کار سادهای نیست. ترکیبی از کمی اشتیاق و علاقه و میزان زیادی برنامهریزی برای کسبوکار میتواند شما را به خواستهتان برساند.
۱-بدانید چه میخواهید.
آیا آرزوی این را دارید که فرمانروایی خود را داشته باشید یا میخواهید وقت استراحتتان را با آسودگی در کنار فرزندانتان بگذرانید؟ اغلب از کارآفرینان میشنویم که میخواهند کسبوکاری راه بیاندازند تا بتوانند فرزندانشان را حمایت کنند و در زمان بازنشستگی آسودهخاطر باشند.
آنها میخواهند در هر جا هستند کسبوکار خود را راهاندازی کنند و خدمات و محصولاتی را که دوست دارند عرضه کنند.
باید بدانید که لازم است تا وقت زیادی برای کسبوکارتان صرف کنید. انگیزهی کاری شما باید آنقدر زیاد باشد که بتوانید با چالشهای پیشرو کنار بیایید.
۲– بیش از آنچه صحبت میکنید، گوش بدهید.
ارتباطات مهماند و رویدادهای شبکهای راه بسیار خوبی برای این کار هستند. این رویدادها همچنین روش مناسبی برای ملاقات با مشتریان بالقوه است، اگرچه همه افراد در این مسیر موفق نمیشوند. این رویدادها فقط برای رد و بدل کردن کارت ویزیت نیستند بلکه فرصتهای خوبی برای یادگیری در اختیار افراد قرار میدهند.
خودتان را به افراد جدید معرفی کنید و سعی کنید زمینه مشترکی پیدا کنید. اگر بیش از صحبت کردن گوش کنید، شانس این را دارید که در موقعیتهای مناسب، راهحل مناسب را ارائه دهید.
۳– خودتان را ثابت کنید.
افراد برای چیزهای ارزشمند خوب هزینه میکنند. اگر در کسبوکار خود تازهکار هستید، کارتان مشکل میشود؛ پس سعی کنید خود را ثابت کنید.
۴– در رسانههای اجتماعی حضور داشته باشید.
امروزه اطلاعات زیادی را میتوان از طریق اینترنت بهدست آورد. افراد قبل از آنکه کاری انجام دهند در اینترنت جستوجو میکنند تا بتوانند اطلاعاتی را که میخواهند دریافت کنند. در واقع آنها میخواهند بدانند محصول و یا خدماتی که شما عرضه میکنید ارزش آن را دارد که برایش وقت و هزینه صرف کنند و یا نه.
بنابراین مهم است که برای پاسخگویی حضور داشته باشید. به این معنا که وبسایتی داشته باشید، در صفحات اجتماعی حضور داشته باشید و مهمتر از همه این که با مشتریان در ارتباط باشید.
۵– سرتان به کار خودتان باشد.
اغلب وقتی بیش از حد به آنچه در اطرافمان اتفاق میافتد توجه کنیم، از آنها تأثیر میپذیریم. بررسی میکنیم، تلاش میکنیم، ولی در نهایت پیشرفتی نمیکنیم. تنها چیزی که باید کنترل کنید خودتان هستید. و این به معنای کار کردن است. نگران نباشید که دیگر کارآفرینان و یا شرکتها چه میکنند. تنها نگران خودتان باشید!
۶– از کم شروع کنید.
اگر میخواهید خبره به بنظر برسید، مهم است که از پایه و کمکم شروع کنید. مثلاً اگر میخواهید سخنران یک سخنرانی بزرگ باشید، بهتر است با حضور در روزنامه، تلویزیون و یا رادیوی محلی شروع کنید. در کسبوکار نیز به همینصورت است. به طور کلی، ایده خود را به صورت آزمایشی به اجرا بگذارید و منتظر بازخوردها باشید. اگر بازخورد خوبی گرفتید، آن را گسترش دهید.
۷– ناامید نشوید.
بسیاری از افراد از ترس و شکست تأثیر میپذیرند. قابل درک است. کارآفرینی رعبآور بنظر میرسد. ولی آنچه اهمیت دارد ادامه دادن این راه است. مشتریانی هستند که ابتدا از ورود به دنیای فناوری اجتناب میکنند، ولی در نهایت به آن وابسته میشوند. آدمها تغییر میکنند. اگر ارزش چیزی را به آنها نشان دهید، خوشحال میشوند که یک چیز جدید را امتحان کنند.
منبع: خوارزمی
@modireweb
گوگل یک میلیارد دلار به اپل پرداخته تا موتورجستجوی پیشفرض iOS باشد
گوگل طی توافقنامهای از سال 2007 به مدت 7 سال از اپل تضمین گرفت که از موتور جستجوگر این شرکت بهطور پیشفرض در مرورگر سافاری استفاده شود؛ با یک حساب سرانگشتی تاریخ قرارداد مذکور سال گذشته در حالی به اتمام رسیده که خبری از تمدید یا عدم تمدید آن رسانهای نگردیده است.
حال دادگاهی که وظیفه رسیدگی به شکایت گوگل از اوراکل را پرونده نقض چند کد متنباز اندروید توسط غول آمریکایی را بر عهده داشته، اسنادی را توسط بلومبرگ منتشر کرده که بر اساس آنها گوگل در سال 2014، با پرداخت مبلغ یک میلیارد دلار دیگر کوپرتینوها را قانع کرده تا جایگاه موتور جستجوی پیشفرض iOS را به دیگر رقبای بازار همچون یاهو و مایکروسافت واگذار نکند.
هر چه ترافیک گوگل بر روی سرویسهای مختلف آن افزایش یابد درآمد بخشهای تبلیغاتی نیز افزایش مییابد، به عنوان مثال، تحلیل گران معتقدند که این شرکت در سال 2020 تنها از شبکه اشتراکگذاری ویدیو یوتیوب، نزدیک به 20 میلیارد دلار درآمد کسب خواهد کرد. این اسناد که با برچسب محرمانه بایگانی گردیده است، همچنین برملا میکند که برخلاف نظریههای پیشین، گوگل طی این مدت، 34 درصد درآمد حاصل از تبلیغاتی کلیک شده توسط گوشیهای آیفون را به شرکت اپل پرداخت کرده است.
تخمین زده میشود که 90 درصد بازار جستجوگرهای موبایلی در اختیار گوگل وجود دارد، چرا که جستجو در دو بازار اصلی اندروید و
iOS
در دستان این شرکت قرار گرفته است. با برملا شدن مبلغ قرارداد گوگل و اپل در جهت حفظ جایگاه موتور جستجوگر این شرکت بر روی دستگاههای مبتنی بر iOS، بدیهی است که یاهو و مایکروسافت زین پس با پیشنهادهای وسوسهانگیزتری به سراغ مدیران کوپرتینوها در جهت از میدان به در کردن گوگل خواهند رفت.
گوگل یک میلیارد دلار به اپل پرداخته تا موتورجستجوی پیشفرض iOS باشد
گوگل طی توافقنامهای از سال 2007 به مدت 7 سال از اپل تضمین گرفت که از موتور جستجوگر این شرکت بهطور پیشفرض در مرورگر سافاری استفاده شود؛ با یک حساب سرانگشتی تاریخ قرارداد مذکور سال گذشته در حالی به اتمام رسیده که خبری از تمدید یا عدم تمدید آن رسانهای نگردیده است.
حال دادگاهی که وظیفه رسیدگی به شکایت گوگل از اوراکل را پرونده نقض چند کد متنباز اندروید توسط غول آمریکایی را بر عهده داشته، اسنادی را توسط بلومبرگ منتشر کرده که بر اساس آنها گوگل در سال 2014، با پرداخت مبلغ یک میلیارد دلار دیگر کوپرتینوها را قانع کرده تا جایگاه موتور جستجوی پیشفرض iOS را به دیگر رقبای بازار همچون یاهو و مایکروسافت واگذار نکند.
هر چه ترافیک گوگل بر روی سرویسهای مختلف آن افزایش یابد درآمد بخشهای تبلیغاتی نیز افزایش مییابد، به عنوان مثال، تحلیل گران معتقدند که این شرکت در سال 2020 تنها از شبکه اشتراکگذاری ویدیو یوتیوب، نزدیک به 20 میلیارد دلار درآمد کسب خواهد کرد. این اسناد که با برچسب محرمانه بایگانی گردیده است، همچنین برملا میکند که برخلاف نظریههای پیشین، گوگل طی این مدت، 34 درصد درآمد حاصل از تبلیغاتی کلیک شده توسط گوشیهای آیفون را به شرکت اپل پرداخت کرده است.
تخمین زده میشود که 90 درصد بازار جستجوگرهای موبایلی در اختیار گوگل وجود دارد، چرا که جستجو در دو بازار اصلی اندروید و
iOS
در دستان این شرکت قرار گرفته است. با برملا شدن مبلغ قرارداد گوگل و اپل در جهت حفظ جایگاه موتور جستجوگر این شرکت بر روی دستگاههای مبتنی بر iOS، بدیهی است که یاهو و مایکروسافت زین پس با پیشنهادهای وسوسهانگیزتری به سراغ مدیران کوپرتینوها در جهت از میدان به در کردن گوگل خواهند رفت.
Forwarded from Armanic
@armanic
برای راه اندازی کسب و کار اینترنتی چه کارهایی باید انجام بدهیم؟
بخش کوچکی از بازار را هدف قرار دهید و فقط بر یک حوزه تمرکز کنید. به طور مثال :
سایت فروش لباس مردانه و یا زنانه
سایت فروش فیلم
سایت فروش محصولات دیجیتالی
و …
منظور این است که هرچقدر بازار محصولات را به بخش های کوچک تری تبدیل کنید هم هزینه کمتری برای شما در بر خواهد داشت و هم اینکه سود کسب کار اینترنتی شما به شدت افزایش پیدا میکند.
برای راه اندازی کسب و کار اینترنتی چه کارهایی باید انجام بدهیم؟
بخش کوچکی از بازار را هدف قرار دهید و فقط بر یک حوزه تمرکز کنید. به طور مثال :
سایت فروش لباس مردانه و یا زنانه
سایت فروش فیلم
سایت فروش محصولات دیجیتالی
و …
منظور این است که هرچقدر بازار محصولات را به بخش های کوچک تری تبدیل کنید هم هزینه کمتری برای شما در بر خواهد داشت و هم اینکه سود کسب کار اینترنتی شما به شدت افزایش پیدا میکند.
مردم نسبت به رنگهای متفاوت، واکنشهای متفاوتی نشان میدهند و اگر شما بدانید که هر رنگی چه تاثیری در ذهن مخاطبانتان میگذارد، میتوانید راحتتر مخاطب مورد نظراتان را تحت تاثیر قرار بدهید. برای نمونه رنگ بنفش، از پایداری رنگ آبی و انرژی رنگ قرمز بهره میبرد و در این رنگ، صفاتی چون تجمل، نجابت، بلند همتی و قدرتمندی خودنمایی میکنند. پس از مطالعه این اینفوگرافیک، با اهمیت بودن انتخاب رنگ در بازاریابی برای شما بدیهی خواهد شد.
هر دو اینفوگرافیک توسط تیم Anetwork ایجاد شده است و بسیار نکات جذابی را آموزش می دهد
به هیچ عنوان مطالعه این دو اینفوگرافیک را از دست ندهید
به هیچ عنوان مطالعه این دو اینفوگرافیک را از دست ندهید