مدیر وب - آموزش سئو و هوش مصنوعی
47.3K subscribers
1.3K photos
349 videos
24 files
915 links
من مهران منصوری فر هستم و به شما کمک می‌کنم:
- کسب و کار آنلاین خودتون را راه‌اندازی کنید
- در نتایج اول گوگل با سئو دیده شوید
- دیجیتال مارکتینگ کنید
و درآمد آنلاین داشته باشید.

آموزش‌‌ها اینجاست:
modireweb.com

سوالی دارید اینجا بپرسید:
@modirewebsup
Download Telegram
📍آينده براى كسانى است كه امروز برايش آماده ميشوند ..

چقدر براى فردا آماده اى؟؟

@Modireweb
‌ ✅🔴 چگونه ایده های خود را به کسب و کاری میلیون دلاری تبدیل کنیم؟
@modireweb
💡👓 آیا در ذهن خود ایده های عالی برای راه اندازی کسب و کار و یا ارائه کالا یا خدمت می پرورانید؟ شما ممکن است ایده های بیشماری داشته باشید، شاید هم ایده ای در ذهن نداشته باشید. نگران و ناامید نباشید. شما برای راه اندازی کسب و کار تنها به ایده نیاز ندارید. چرا؟ اجازه دهید که توضیح دهم. ایده ها نیازمند تحقیقات یکپارچه از بازار هدف، استراتژی مناسب و برنامه دقیق کسب و کار هستند و بدون چنین ملزوماتی فقط ایده هستند و نه چیزی بیشتر. اگر می خواهید ایده خود را به کسب و کار تبدیل کنید، گام های زیر را دنبال کنید.

☑️1)بر روی یک ایده متمرکز شده و آنرا مطرح کنید.

اگر با تعداد زیادی ایده روبرو هستید، اطمینان داشته باشید که نمی توانید هیچ یک را عملیاتی سازید. بررسی سطحی ایده های مختلف در هر روز شما را به جایی نمی رساند.برروی یک ایده که علاقه مندی بیشتری به آن دارید متمرکز شوید. حال سعی کنید آنرا بر روی کاغذ بیاورید، تصاویری رسم کنید، کلمات کلیدی را بنویسید. درمورد اینکه ممکن است تا اندازه ای خیالی به نظر برسد، نگرانی به خود راه ندهید. نوشتن افکارتان بر روی کاغذ، ایده شما را قابل مدیریت می کند.

☑️2)سؤال بپرسید.

مارک میتلند می گوید: " سؤالات منجر به پاسخ می شوند". بنابراین به پرسیدن سؤال در مورد کسب و کارتان ادامه دهید تا جایی که سؤالات مطرح شده به شما در نوشتن خلاصه اجرایی طرح کسب و کارتان کمک کند. هراندازه سؤالات بیشتری از خود بپرسید، انگیزه بیشتری برای اجرایی کردن ایده تان خواهید داشت.

☑️3)ایده خود را ارزیابی نمایید.

اگر ایده خود را نزد خود نگه دارید و مشتریان واقعی آنرا ارزیابی نکنند، ایده شما حقیقتاً ایده ای بی ارزش خواهد بود. چگونه در این مرحله می توان به مشتریان دست پیدا کرد؟ نمونه ابتدایی یا کمینه محصول مورد نظر خود را بسازید. نمونه ای که ارزش اصلی کسب و کار شما و مشکلی که از مشتریان حل می کند را نشان دهد. این نمونه می تواند در قالب اسلاید، تصویر و ... باشد. این نمونه در طول یک روز یا یک هفته آماده می شود.این نمونه را با افراد مختلفی که در شبکه ارتباطی خود دارید به اشتراک بگذارید و عکس العمل ها و واکنش ها را بررسی کنید. آیا مردم از استفاده از آن خشنود هستند؟

☑️4)جزئیات کسب و کار مد نظر را بنویسید.

بایستی جزئیات کسب و کار مد نظر خود را بنویسید که شامل موارد روبرو است:جزئیات محصول و منافع حاصل از آن، تیم مدیریتی چه کسانی هستند؟ برآوردهای مالی شما جیست؟ مشتریان شما چه کسانی هستند و انتظارات آنها چیست؟ برنامه شما برای توسعه محصولات و یا خدمات چیست؟

☑️5) شیوه تأمین مالی و مسائل مالی را مطرح نمایید.

لنون می گوید:" اگر در طرح شما، جایی برای مدل و جریان درآمدی شما نیست، ایده شما بیشتر شبیه سرگرمی است، نه یک کسب و کار." مسائل مالی و شیوه های تأمین مالی را حتماً مد نظر قرار دهید.

☑️6)بازاری بزرگ بیابید.

زمان خود را صرف ایده ای نکنید که بازارهدف بزرگی ندارد. بررسی کنید که آیا ایده شما به حل مشکل تعداد انبوهی از مردم منتهی می شود یا خیر؟ تا آنجا که می توانید بزرگ و جهانی فکر کنید.

☑️7)تفکر بلند مدت داشته باشید

کسب و کار شما در کوتاه مدت، کسب و کاری کوچک است. اما برای ادامه مسیر، بایستی تصویری واضح از آینده آن داشته باشید. کسب و کارتان در پنج سال یا 10 سال آینده کجا خواهد بود؟ چه تعداد کارمند خواهید داشت؟ و سوالاتی از این قبیل.

☑️8)نگاهی دوباره به ایده خود داشته باشید.

تلاش نمایید که ایده خود را از زوایای مختلف نگاه کنید. از دیدگاه مصرف کنندگان، مشتریان، شرکای تجاری و حتی کارمندان فعلی و آتی شرکت. این کار به شما کمک خواهد کرد که اقدامات لازم را انجام دهید و نظرات بیشتری را بشنوید و به منتقدان خود گوش دهید و حتی آنهارا تائید کنید و یا آنها را به اشتباهشان واقف کنید.

☑️9) از ابتدا به مسائل قانونی توجه کنید.

☑️10) برای توسعه و اجرایی نمودن ایده خود آماده شوید.
‌ طرح کسب و کار خود را دوباره بررسی نمایید، محصول مد نظرخود، تیم و استراتژی های بازاریابی و مالی خود را بهنگام نمایید و تمامی منابع مورد نیاز برای اجرایی نمودن ایده خود را فراهم آورید. با داشتن برنامه ای که در بازار هدف خود آنرا ارزیابی نموده اید و منابعی که فراهم آورده اید، قادر خواهید بود که ایده خود را اجرایی کنید. اطمینان حاصل کنید که افراد تیم شما به انتظاراتی که از آنها دارید، واقف و آگاه هستند.
هشت علامتی که نشان می‌دهد شغل مناسبی انتخاب کرده‌اید.
@modireweb
✅ کاری انجام می‌دهید که برای‌تان ارزشمند و پرمزیت است.

اولین علامت نمایانگر این‌که شما حقیقتا از حرفه‌تان لذت می‌برید این است که این کار برای‌تان، ذاتا ارزشمند است. به‌عبارتی دیگر، پول، تنها انگیزه شما نیست. به‌تمام معنی از دیدن نتایج لذت می‌برید و معمولا وقت‌کشی نمی‌نمایید یا صرفا منتظر پرداخت حقوق نیستید. این، مشخصه کار خوب و مناسب است که برای‌تان ارزشمند باشد.

✅ صبح‌ها با انگیزه از خواب بیدار می‌شوید.

وقتی صبح آلارم ساعت‌تان به‌صدا در می‌آید و شما دکمه چرت کوتاه را برای آخرین بار می‌زنید، چه افکاری به ذهن‌تان می‌آید؟ اگر برای رفتن و شروع کار، انگیزه دارید بدانید که شغل درستی را انتخاب کرده‌اید.

✅ از عصرهای جمعه هراس ندارید.

هرکسی می‌داند که احساسات عصرهای جمعه وقتی وحشتناک است که می‌دانید تعطیلات رو به اتمام است و شش روز کاری پیش‌رو دارید. اگر این نگرانی و هراس را عصرآخرین روز تعطیلات ندارید، پس به احتمال زیاد از شغل‌تان لذت می‌برید. برای‌تان روز کاری فرقی با روز تعطیل ندارد چون کاری را انجام می‌دهید که دوست دارید.

✅ صرفا در حالت حفظ بقا نیستید.

خیلی از افراد به کار مانند یک مبارزه نگاه می‌کنند. آنها فقط سعی می‌کنند ادامه بقا بدهند. یکی از راه‌هایی که می‌توانید بفهمید کار درستی را انتخاب کرده‌اید این است که در این حالت نباشید. درعوض درحالت تاخت و تاز هستید. هر روز در کارتان جوری نمایان می‌شوید که انگار کاملا آماده‌اید. این یکی از علامت‌های یک کارمند راضی و علاقه‌مند است.

✅ نمی‌توانید دست از صحبت درباره کارتان برای دیگران بردارید.

آیا تابه‌حال شده که برای دوستان، خانواده و افراد کاملا غریبه درباره کارتان حرف بزنید؟ بیشتر اوقات شاید توجه چندانی به حرف‌های شما ندارند اما شما ادامه می‌دهید، تندوتند درمورد بزرگی و خوبی شرکت‌تان و این‌که چرا عاشق کارتان هستید صحبت می‌کنید. اگر چنین هستید، قطعا تصمیم درستی درمورد کارتان گرفته‌اید.

✅ خیلی کم به ساعت‌تان نگاه می‌کنید.

وقتی صحبت از چک کردن مدام ساعت به میان می‌آید، کارمندان به دو نوع تقسیم می‌شوند. گروه اول مدام به ساعت نگاه می‌کنند و فکر می‌کنند” آیا عقربه دقیقه شمار دراین ساعات باقیمانده، اصلا حرکت می‌کند؟” گروه دوم پیوسته به ساعت نگاه می‌کنند و فکر می‌کنند” چطور یک‌دفعه ساعت چهار شد؟!” اگر شما به ندرت به ساعت نگاه می‌کنید و از این متعجبید که زمان چقدر زود می‌گذرد می‌توانید مطمئن باشید که عاشق کارتان هستید.

✅ واقعا از صرف وقت با همکاران‌تان لذت می‌برید.

وقتی واقعا آنهایی را که با شما کار می‌کنند دوست دارید، کارتان خیلی لذت‌بخش‌تر خواهد بود. اگر سریعا بعد از تعطیل شدن کار، به همکاران‌تان پیام ارسال می‌کنید یا درتعطیلات هم زمانی را با آنها سپری می‌نمایید پس یعنی از بودن با این گروه افراد، شاد و راضی هستید. همچنین معنایش این است که از هر روز رفتن به محل کارتان لذت می‌برید.

✅ نمی‌توانید درک کنید که چگونه بعضی‌ها از کارشان متنفرند.

بر اساس بررسی Deloitte Shift Index Survey، هشتاد درصد از مردم، از کارشان نفرت دارند. یعنی چهار پنجم افراد، از حرفه‌ای که هر روز به آن مشغولند متنفرند و این آمار حتی افراد بی‌تفاوت نسبت به کارشان را هم دربر نمی‌گیرد. اگر شما نمی‌توانید درک کنید که افرادی هم وجود دارند که از کارشان منزجرند، پس بدانید که شغل درستی را انتخاب کرده‌اید.

اگر هر کدام از این نشانه‌های گفته شده را درخودتان پیدا کردید، بدانید که انتخاب شغلی درست و مناسبی داشته‌اید و می‌توانید خودتان را جزو خوش‌شانس‌ها بدانید و هرگز کارتان را دست‌کم نگیرید. هشتاد درصد از نیروی کار، آرزوی این را دارند که جای شما باشند!

اگر شما جزو آن 80 درصد هستید ،آیا تابحال به تغییر شغل فکر کرده‌اید؟
«تجارت الکترونیکی» به ساده‌‌ترین زبان ممکن!

@modireweb
معمولا در مدرسه و دانشگاه مفاهیمی به خوردمان داده می‌شود که با بی‌حوصلگی از کنارشان عبور می‌کنیم. «تجارت الکترونیکی» از همین دست مفاهیم است. در مورد آن می‌خوانیم، سر جلسه‌ی امتحان می‌نشینیم و در چشم به هم زدنی همه‌ی آن‌چه خوانده‌ایم را فراموش می‌کنیم. گاه آن‌قدر یک موضوع کلیشه‌ای می‌شود که دیگر حال‌مان از شنیدن اسمش به هم می‌خورد. تجارت الکترونیکی با وجود این‌که نامش در حال تبدیل شدن به یک کلیشه است، اما خودش روز‌به‌روز نفوذ بیشتری در زندگی روزمره‌ی ما پیدا می‌کند. در ادامه می‌خواهیم خیلی ساده، مفاهیم ابتدایی تجارت الکترونیک را با هم مرور کنیم. در این نوشته تا حد امکان از آوردن اصطلاحات و جزییات تخصصی خودداری کرده‌ایم.

تجارت الکترونیکی به خرید و فروش کالا و خدمات از طریق اینترنت گفته می‌شود. مفهوم تجارت الکترونیکی برای اولین بار در دهه‌ی ۶۰ میلادی مطرح شد. با افزایش دسترسی به شبکه‌ی جهانی اینترنت در دهه‌ی ۹۰ میلادی، به‌تدریج سر و کله‌ی فروشندگان آنلاین پیدا شد. سال ۱۹۹۵ بود که «جف بزوس» (Jeff Bezos) کسب‌و‌کار فروش آنلاین کتاب را شروع کرد و اولین گام برای آغاز امپراتوری «آمازون» را برداشت.

در همان سال، شرکت «ای‌بی» (eBay) هم با راه‌اندازی یک وب‌سایت مخصوص مزایده، وارد این عرصه شد.
همگام با پیشرفت فناوری‌ اطلاعات و افزایش دسترسی عموم به اینترنت، تجارت الکترونیکی هم بیست سال فرصت داشت تا تکامل پیدا کرده و به وضعیت امروزی برسد.

در کتاب‌های مختلف، تجارت الکترونیکی را در چهار دسته‌ی مختلف تقسیم‌بندی می‌کنند و از آن‌ها به عنوان سناریو‌های فروش یاد می‌شود. به‌طور خلاصه این چهار گونه عبارت‌اند از:

تجارت الکترونیکی به سبک B2B

کلمه‌ی اختصاری B2B از عبارت انگلیسی Business to Business آمده؛ در این‌جا از مشتری (به معنای عامیانه‌اش) خبری نیست و معاملات بین صاحبان کسب و کار صورت می‌گیرد. یک مثال ساده می‌آوریم: پلتفرمی آنلاین را در نظر بگیرید که در آن یک تولید‌کننده‌ی مواد غذایی از یک تولید‌کننده‌ی نمک، جنس می‌خرد. «علی‌بابا» (Alibaba) از بزرگ‌ترین بازارهای آنلاین B2B است.

تجارت الکترونیکی به سبک B2C

این کلمه از عبارت انگلیسی Business to Customer ریشه گرفته است؛ ‌این نوع از تجارت الکترونیک، بیش از سایرین برای‌مان آشنا است. سایت‌هایی مثل آمازون و دیجی‌کالا در این دسته قرار می‌گیرند. در این‌جا یک کسب‌و‌کار، در قالب یک فروشگاه اینترنتی، کالاهایی را برای فروش در اختیار مشتریان عام قرار می‌دهد. ناگفته نماند که آمازون از طریق پلتفرم Amazon Business فعالیت‌هایی از نوع B2B هم انجام می‌دهد.

تجارت الکترونیکی به سبک C2B
C2B از کلمه‌ی Customer to Business نشات گرفته؛ این‌گونه سایت‌ها را در چند سال اخیر زیادتر می‌بینیم. در این‌گونه از تجارت الکترونیک، مشتری یک پروژه را تعریف کرده و بودجه‌‌ی خود را برای انجام پروژه مشخص می‌کند. در این حالت صاحبان کسب و کار (در بسیاری از موارد افراد متخصص یا فریلنسرها) حق‌الزحمه‌ی خود را برای انجام پروژه اعلام می‌کنند. مشتری وارد عمل می‌شود و شرکت مورد نظرش را انتخاب می‌کند. وب‌سایت‌هایی مثل «پونیشا» (Ponisha.ir) یا «ایلنس» (Elance.com) کارشان از جنس C2B‌ است.
تجارت الکترونیکی به سبک C2C
این کلمه از عبارت انگلیسی Customer to Customer آمده؛ در این نوع از تجارت الکترونیک، مشتری‌ها به‌طور مستقیم با هم در تعامل‌ هستند. افراد می‌توانند کالاهای مورد نظرشان را برای فروش بر روی سایت قرار دهند یا این‌که نسبت به خرید کالا از سایر افراد اقدام کنند. وب‌سایت‌هایی مثل «ای‌بی» (eBay) و «اتسی» (Etsy) در این دسته‌ قرار می‌گیرند.

در کنار این چهار دسته، دو مفهوم مهم دیگر هم وجود دارند که این روزها بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرند. بد نیست این دو عبارت را هم به خاطر بسپارید: «خرده‌فروشی آنلاین» (Online Retail) و «بازار آنلاین» (Online Marketplace).

یک خرده‌فروش آنلاین، کالاهای مورد نیاز عموم را در یک پلتفرم آنلاین (وب‌سایت یا اپلیکیشن موبایل) برای فروش در اختیار مشتریان قرار می‌دهد. کل فرایند توسط صاحب اصلی کسب و کار، کنترل و مدیریت می‌شود. دیجی‌کالا از نمونه‌‌های داخلی این نوع تجارت الکترونیکی است. پیش از این در مورد دلایل منطقی خرید از یک فروشگاه آنلاین برای‌تان نوشته بودیم. اما در مدل «بازار آنلاین»، شرکت‌ها و افراد شخص ثالث حضور پررنگی دارند؛ به‌طوری‌که می‌توانند خودشان محصولات مورد نظرشان را برای فروش روی سایت قرار دهند. فعالیت‌های سایت‌هایی مثل «اتسی» (Etsy)، علی‌بابا و آمازون از نوع بازار آنلاین است.
🖋🖋 تفاوت كسب و كار اينترنتي با تجارت الكترونيكي
@modireweb
📌بسياري از افراد، كسب و كار اينترنتي (E-Business) را با تجارت الكترونيكي (E-Commerce) اشتباه مي گيرند در حاليكه اين دو مبحث با يكديگر متفاوتند. به عبارتي E-Business به مجموعه فعاليتهاي مربوط به كسب و كار از جمله مباحث بازاريابي، مالي، خريد و فروش، ارتباط با مشتريان، خدمات پس از فروش، همكاري با سرمايه گذاران و... كه از طريق شبكه اينترنت انجام مي‌گيرد اطلاق مي‌شود در حاليكه E-Commerce تنها شامل مسائل مربوط به خريد و فروش از اينترنت مي باشد و خود، زيرمجموعه اي از E-Business است.
@modireweb
📍 فهرست پردرآمدترین مشاغل آمریکا
در سال 2016🇺🇸🇺🇸

🏴 مدیریت استراتژی ششمین شغل
پردرآمد

همه ما در دوران کودکی شغلی را برای آینده خود ترسیم کرده ایم که در اکثر موارد، این شغل ‌های رویایی به واقعیت تبدیل نمی شوند و به ناچار وارد حرفه ای می شویم که زمین تا آسمان با انتظارات دوران کودکیمان متفاوت است چرا که با گذشت زمان، فاکتورها و عوامل متعددی در انتخاب و ورود به یک شغل به میان می آیند که تصمیم ما را تحت الشعاع قرار می دهند.

یکی از این فاکتورها، میزان حقوق پرداختی ست که امروزه ثابت شده، رابطه مستقیمی با سطح تحصیلات و سواد دارد. البته در این بین استثنائاتی نیز وجود دارد، اما با نگاهی به فهرست پردرآمدترین شغل‌ها در آمریکا، می توان به این نتیجه رسید که درآمد بیشتر نیازمند تحصیلات و دانش بالایی در زمینه های مرتبط است.

موسسه Galssdoor به رسم سنت همه ساله خود، اقدام به عرضه فهرستی از 25 شغل پردرآمد آمریکا در سال 2016 کرده است که در زیر قابل مشاهده می باشند

1. پزشک
متوسط حقوق پایه: 180 هزار دلار

2. وکیل
متوسط حقوق پایه: 144 هزار دلار

3. مدیر تحقیق و توسعه
متوسط حقوق پایه: 142 هزار دلار

4. مدیر توسعه نرم افزار
متوسط حقوق پایه: 132 هزار دلار

5. مدیر داروخانه
متوسط حقوق پایه: 130 هزار دلار

6. مدیر استراتژی
متوسط حقوق پایه: 130 هزار دلار

7. معمار نرم افزار
متوسط حقوق پایه: 128 هزار دلار

8. مهندس طراحی مدار یکپارچه
متوسط حقوق پایه: 127 هزار دلار

9. مدیر آی‌تی
متوسط حقوق پایه: 120 هزار دلار

10. معمار راه حل‌ها
متوسط حقوق پایه: 120 هزار دلار

11. مدیر مشارکت کسب و کار
متوسط حقوق پایه: 120 هزار دلار

12. مدیر توسعه اپلیکیشن
متوسط حقوق پایه: 120 هزار دلار

13. داروساز
متوسط حقوق پایه: 118 هزار دلار

14. معمار سیستم ها
متوسط حقوق پایه: 120 هزار دلار

15. مدیر حسابداری
متوسط حقوق پایه: 116 هزار دلار

16. متخصص حوزه اطلاعات
متوسط حقوق پایه: 115 هزار دلار

17. مدیر شرایط بحران
متوسط حقوق پایه: 115 هزار دلار

18. مدیر بخش ایده های ابتکاری
متوسط حقوق پایه: 115 هزار دلار

19. مدیر شناسایی و کنترل ریسک در کسب و کارها
متوسط حقوق پایه: 115 هزار دلار

20. معمار اطلاعات
متوسط حقوق پایه: 113 هزار دلار
@modireweb
📍 ده نقل‌قول قدرتمند از فیلم استیو جابز

فیلم‌نامه جابز (Jobs)، فیلم تازه‌ای با هنرنمایی اشتون کوچر (Ashton Kutcher) در نقش یکی از بنیان‌گذاران دوراندیش اپل، سرشار از نقل‌قول‌هایی است که فلسفه کسب‌وکار و رویکرد جابز را نسبت به زندگی منعکس می‌کند. اغلب سخنان کوچر در این فیلم یا نقل‌قول مستقیم از استیو جابز یا تلفیقی از نقل‌قول‌های اوست. در ادامه به ده مورد از بهترین نقل‌قول‌های این فیلم می‌پردازیم و این که چه چیزی را در زمینه رهبری، خلاقیت، ارتباطات و موفقیت می‌توانند به ما بیاموزند.

۱. «من منکر ارزش تحصیلات عالیه نیستم؛ فقط می‌گویم به قیمت تجربه تمام می‌شود.»

۲. «بزرگترین هنرمندان همچون دیلن، پیکاسو و نیوتن ریسک شکست را به جان خریدند؛ و اگر ما می‌خواهیم بزرگ باشیم، ما نیز باید این‌گونه ریسک کنیم.»

۳. «چگونه می‌شود یک نفر بداند چه چیزی می‌خواهد اگر آن را ندیده باشد؟»

۴. «هر چیزی در اطراف شما که آن را زندگی می‌نامید به وسیله افرادی درست شده است که چندان باهوش‌تر از شما نبودند و شما این روند را می‌توانید تغییر دهید، می‌توانید آن را تحت تاثیر قرار دهید، می‌توانید چیزهایی را خود بسازید که دیگران بتوانند از آن‌ها استفاده کنند.»

۵. «من ترجیح می‌دهم که بر روی چشم‌اندازمان قمار کنم تا این که یک محصول «منم، همین طور» بسازم.»

۶. «ما باید چیزهای کوچک را فراموش‌ناشدنی کنیم.»

۷. «اینجا جای دیوانه‌‌هاست. نخاله‌ها. طغیان‌گران. مشکل‌سازان. وصله‌های ناجور. آن‌هایی که همه چیز را متفاوت می‌بینند … آن‌ها همه چیز را عوض می‌کنند. آن‌ها نژاد بشر را رو به جلو هل می‌دهند؛ و درحالی‌که ممکن است بعضی آن‌ها را دیوانه بپندارند، ما نبوغ آن‌ها را می‌بینیم.»

۸. «شما باید یک مشکل داشته باشید که قصد دارید آن را حل کنید؛ عیبی که می‌خواهید برطرف کنید.»

۹. «[آن چه تصمیم می‌گیرید انجام دهید] باید چیزی باشد که نسبت به آن شور و شوق دارید زیرا در غیر این صورت پشتکار این را نخواهید داشت که آن را به سرانجام برسانید.»

۱۰. «در زندگی کارهای زیادی برای انجام وجود دارد و هم اکنون ما تصمیم گرفته‌ایم که این کار را انجام دهیم، پس بیایید آن را فوق‌العاده کنیم.»

📋 منبع: Forbes
خانمی یک طوطی گران قیمت خرید، اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند، او به صاحب مغازه گفت این پرنده صحبت نمی کند. صاحب مغازه گفت: آیا در قفسش آینه ای هست؟ طوطی ها عاشق آینه هستند، آن ها تصویرشان را در آینه می بینند و شروع به صحبت می کنند. آن خانم یک آینه خرید و رفت. روز بعد باز آن خانم برگشت. طوطی هنوز صحبت نمی کرد. صاحب مغازه پرسید: نردبان چه؟ آیا در قفسش نردبانی هست؟ طوطی ها عاشق نردبان هستند. آن خانم یک نردبان خرید و رفت. اما روز بعد باز هم آن خانم آمد. صاحب مغازه گفت: آیا طوطی شما در قفسش تاب دارد؟ نه؟ خب مشکل همین است. به محض این که شروع به تاب خوردن کند، حرف زدنش تحسین همه را بر می انگیزد.
آن خانم با بی میلی یک تاب خرید و رفت. وقتی که آن خانم روز بعد وارد مغازه شد، چهره اش کاملأ تغییر کرده بود. او گفت: طوطی مُرد. صاحب مغازه شوکه شد و پرسید: آیا او حتی یک کلمه هم حرف نزد؟ آن خانم پاسخ داد : چرا، درست قبل از مردنش رو به من کرد و با صدای ضعیفی گفت آیا در آن مغازه غذایی برای طوطی ها نمی فروختند؟!

گاهی نکته اصلی را فراموش می کنیم و به چیزهایی که از دید خودمان درست است می پردازیم و در نهایت بهای سنگینی هم می دهیم.
این موضوع در کسب و کار بسیار دیده می شود
✍بیست سال طول میکشد تا شهرت و اعتبار به دست آورید و در پنج دقیقه آن را از دست بدهید

✍ اگر به این نکته فکر کنید، طور متفاوتی عمل خواهید کرد.

وارن بافت (معروفترین سرمایه گذار دنیا)
تنها راه برای این که کارهای بزرگ انجام دهید

این است که عاشق کاری باشید که انجام می دهید!!

استیو جابز
بازاریابی محتوایی (۴ قسمت)
#بازاریابی_محتوایی
قسمت 1 : معرفی دوره

اسلاید 1 : من از قبل بازاریابی می کردم! الان چرا باید بازاریابی محتوایی کنم؟
بازاریابی محتوا بر اساس یک ایده بزرگ شکل گرفته است: اگر شما بتوانید مطالب بسیار مفید را تولید و انتشار دهید، مخاطبین شما بیشتر علاقه دارند که مشتری شما شوند، مشتری شما بماند و مشتریان را به سمت شما هدایت کنند.
به عنوان مثال وب سایت H&R Block فقط به دنبال معرفی کالا و خدمات خود نیست، بلکه یک بخش برجسته ای برای پاسخ به سوالات مالیاتی دارد که از کاربران دعوت می کند تا سوالات مالیاتی خود را بپرسند و پاسخ سوالات متداول را ببینند. وبلاگ آنها شامل اعضای با دانشی از جمله نمایندگان مالیاتی بود که به این سوالات پاسخ می دادند. همچنین کاربران می توانستند با ابزارهای رایگان این سایت مالیات سال آینده را پیش بینی کنند.

اسلاید 2 : بازاریابی سنتی
در مقابل این روش بازاریابی، روش سنتی بازاریابی وقفه انداز است که مخاطبین را مجبور می کند که یک تبلیغ را مشاهده کنند، یک بیلبورد را ببینند و یا یک پنجره پاپ آپ را ببندند. همه ما از بازار یابی وقفه انداز بدمان می آید. به هم دلیل است که افراد در Netflix عضو می شوند و ad-blocker روی مرورگر خود نصب می کنند. بازاریابی وقفه انداز گران است و اثر گذاری آن بسیار پایین است زیرا مشتریان خشمگین راهی برای فرار از تبلیغات پیدا می کنند.

اسلاید 3 : مزایای بازاریابی محتوایی
اینجا برخی از مزایایی را بیان می کنیم که پس از ایجاد و پیاده سازی طرح بازاریابی محتوایی نصیب شما می شود:
- ارتباط قوی تر مشتری با برند شما برقرار می شود همین که آنها ببینند که شما صادقانه تلاش می کنیم تا به آنها کمک کنید نه اینکه فقط به آنها جنس بفروشید.
- اعتباری به اندازه رهبر فکری در حوزه کاری خود برای مشتری پیدا می کنید.
- افزایش ترافیک به وب سایت شما از طریق افزایش رتبه سئو، لینک دادن به سایت شما و اشتراک مطالب شما در شبکه های اجتماعی
- مشتریان آموزش دیده و قدرتمندی خواهید داشت که سفیر برند شما خواهند بود.
- شکایت های کمتری از بخش پشتیبانی مشتریان خواهید داشت.
- فرصتهایی را برای ارتباط با مشتریان خواهشد داشت تا آنها را نسبت به تصمیماتش درباره خرید آموزش دهید.
ادامه این دوره آموزشی را گوش دهید تا ببینید که چطور می توان یک برنامه بازارایابی محتوایی را چید که منجر به ارتباط قوی بین شما و مشتریان فعلی و بالقوه شما شود.