Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
🍀حوالي ٦٠ #سالگي ؛ چه خبره؟ !
جمله فرانسوی اي را که یادم نیست از که شنیده بودم و فقط به صرف اینکه فرانسوی بود و قشنگ، با همان زبان فرانسوی بر روی یک بنر دادم که برای تبریک روز تولدشان بنویسید:
La vie commence a soixante – dix
یعنی: زندگی از 60 #سالگی آغاز میشود!
اما ته دلم باورم نمیشد که این جمله معنی داری باشد. یعنی چه؟ مگر ممکن است؟
و بعد فکر کردم که حتما برای دلخوشی است و روحیه دادن و از این حرف های امیدوار کننده.
و تو این دو سال این جمله را خیلی تکرار کردم تا نوبت به شصت #سالگی خودم رسید و باز دوباره این سوال، چطور میشود که #زندگی از شصت #سالگی شروع شود؟
اگر باور داشته باشیم که زندگی یعنی آزادی و یا به تعبیر دیگر آزادی یعنی زندگی، میبینم که سرآغاز واقعی این آزادی میتواند در 60 #سالگی باشد.
آزادی از بند خود باور نداشتن ، پایان امر و نهی و آغاز مهربانی با خود، قبول شخصیتی که هستی و رهایی از تلاش برای تغییر آن! این اولین احساس آزادی است. آرامش و پذیرش آن چه که هستی و نه سرزنش و نه به رخ کشیدن خطاهایی که مرتکب شدی.
🔘دوم آزادی از اجبار به کارکردن مگر برای سرگرمی و لذت بردن؛ آزادی از اجبار به خوردن مگر در حد زیستن و سلامت ماندن و آزاد شدن از تمایلات بیش از حد به جنس مخالف مگر برای استغنای روح و روان.
این آزادی ها آدم را به دنیای جدیدی سوق میدهد که میتواند سرآغاز #زندگی باشد. آن هایی که قبل از 60 #سالگی دار فانی وداع میکنند هیچوقت لذت این آزادی را نمیچشند و ما هم اگرچه میدانیم برای همیشه زنده نخواهیم ماند، اما میتوانیم خنده های جوانی مان را در چین های پیشانی مان ببینیم.
این آزادی که تا هروقت بخواهی بیدار بمانی و تا هروقت بخواهی بخوابی و با هر دوستی اوقاتت را بگذرانی و هر برنامه ای را تماشا کنی و به آهنگ های مورد علاقه دوره جوانیت کرارا گوش دهی، به دور و نزدیک سفر کنی، کنار ساحل تا مدت ها قدم بزنی و با صدای امواج نجوا کنی و خاطرات عاشقانه جوانیت را در طنین این صداها زنده کنی.
هیچکس نمیتواند اینها را از تو بگیرد، تو زندگی نوینی را آغاز کرده ای. تو این آزادی را با عبور از مرز 60 #سالگی ات بدست اورده ای؛ تو واقعا آزادی.
تو دیگر بخاطر از دست دادن یک موقعیت کاری و یا مالی پریشان نمیشوی، تو دیگر گرفتار آينه نیستی،
تو به داشتن و یا نداشتن مو و طاسی سرت اهمیت نمیدهی و حتی به آن به عنوان یک موهبت نگاه میکنی؛ میپذیری که شانه ملال است و سشوار فقط باعث اتلاف انرژی!
🔘تو در 60 #سالگی میفهمی که پایه #زندگی محبت است و نه ثروت، دوست داشتن است و نه حسد و میپذیری که زیبایی در سادگی است و نه تجمل گرایی...
🔘آنچه که جمع کرده ای چندان به کارت نمی آید و بخشش آنهاست که زندگی ات را سرشار از طراوت میکند. تو به این #زندگی خوش آمدی!
تو در 60 #سالگی از قید تمام درگیری هایی که زندگی را به کام خود میکشد آزاد میشوی، وقت آن است که این #زندگی را شروع کنی...
🔘واگر هنوز 60 #ساله نشدی و شرایطش رو داری از الان شروع کن
جمله فرانسوی اي را که یادم نیست از که شنیده بودم و فقط به صرف اینکه فرانسوی بود و قشنگ، با همان زبان فرانسوی بر روی یک بنر دادم که برای تبریک روز تولدشان بنویسید:
La vie commence a soixante – dix
یعنی: زندگی از 60 #سالگی آغاز میشود!
اما ته دلم باورم نمیشد که این جمله معنی داری باشد. یعنی چه؟ مگر ممکن است؟
و بعد فکر کردم که حتما برای دلخوشی است و روحیه دادن و از این حرف های امیدوار کننده.
و تو این دو سال این جمله را خیلی تکرار کردم تا نوبت به شصت #سالگی خودم رسید و باز دوباره این سوال، چطور میشود که #زندگی از شصت #سالگی شروع شود؟
اگر باور داشته باشیم که زندگی یعنی آزادی و یا به تعبیر دیگر آزادی یعنی زندگی، میبینم که سرآغاز واقعی این آزادی میتواند در 60 #سالگی باشد.
آزادی از بند خود باور نداشتن ، پایان امر و نهی و آغاز مهربانی با خود، قبول شخصیتی که هستی و رهایی از تلاش برای تغییر آن! این اولین احساس آزادی است. آرامش و پذیرش آن چه که هستی و نه سرزنش و نه به رخ کشیدن خطاهایی که مرتکب شدی.
🔘دوم آزادی از اجبار به کارکردن مگر برای سرگرمی و لذت بردن؛ آزادی از اجبار به خوردن مگر در حد زیستن و سلامت ماندن و آزاد شدن از تمایلات بیش از حد به جنس مخالف مگر برای استغنای روح و روان.
این آزادی ها آدم را به دنیای جدیدی سوق میدهد که میتواند سرآغاز #زندگی باشد. آن هایی که قبل از 60 #سالگی دار فانی وداع میکنند هیچوقت لذت این آزادی را نمیچشند و ما هم اگرچه میدانیم برای همیشه زنده نخواهیم ماند، اما میتوانیم خنده های جوانی مان را در چین های پیشانی مان ببینیم.
این آزادی که تا هروقت بخواهی بیدار بمانی و تا هروقت بخواهی بخوابی و با هر دوستی اوقاتت را بگذرانی و هر برنامه ای را تماشا کنی و به آهنگ های مورد علاقه دوره جوانیت کرارا گوش دهی، به دور و نزدیک سفر کنی، کنار ساحل تا مدت ها قدم بزنی و با صدای امواج نجوا کنی و خاطرات عاشقانه جوانیت را در طنین این صداها زنده کنی.
هیچکس نمیتواند اینها را از تو بگیرد، تو زندگی نوینی را آغاز کرده ای. تو این آزادی را با عبور از مرز 60 #سالگی ات بدست اورده ای؛ تو واقعا آزادی.
تو دیگر بخاطر از دست دادن یک موقعیت کاری و یا مالی پریشان نمیشوی، تو دیگر گرفتار آينه نیستی،
تو به داشتن و یا نداشتن مو و طاسی سرت اهمیت نمیدهی و حتی به آن به عنوان یک موهبت نگاه میکنی؛ میپذیری که شانه ملال است و سشوار فقط باعث اتلاف انرژی!
🔘تو در 60 #سالگی میفهمی که پایه #زندگی محبت است و نه ثروت، دوست داشتن است و نه حسد و میپذیری که زیبایی در سادگی است و نه تجمل گرایی...
🔘آنچه که جمع کرده ای چندان به کارت نمی آید و بخشش آنهاست که زندگی ات را سرشار از طراوت میکند. تو به این #زندگی خوش آمدی!
تو در 60 #سالگی از قید تمام درگیری هایی که زندگی را به کام خود میکشد آزاد میشوی، وقت آن است که این #زندگی را شروع کنی...
🔘واگر هنوز 60 #ساله نشدی و شرایطش رو داری از الان شروع کن
دنیا، پُر از شگفتی ها و رازهاست. فکر می کنیم که آدم های نزدیکمان را می شناسیم، امّا زمان با خودش چیزهایی می آورد که می فهمیم کمتر از آنچه فکر می کرده ایم، می دانیم؛ یعنی تقریبا هیچ.
همیشه بخشِ بزرگتر حقیقت، در سایه قرار دارد. حتّی اگر بخشِ روشن، بزرگتر شود، باز هم بُرد با سایه هاست.
خابیر_ماریاس
قلبی_به_این_سپیدی
@mohammadnosratimusic
همیشه بخشِ بزرگتر حقیقت، در سایه قرار دارد. حتّی اگر بخشِ روشن، بزرگتر شود، باز هم بُرد با سایه هاست.
خابیر_ماریاس
قلبی_به_این_سپیدی
@mohammadnosratimusic
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعه را تنها نگذارید
با
خاطرهها سرگرمش کنید
برای دلتنگیاش موسیقی
برای گونهاش بوسه
برای تنهاییاش
آغوش باشید...
چند جمعهی دیگر
فرصتِ عاشقی داریم؟
اصلا معلوم نیست!
🌍کوه مُنت پاپا ،میانمار
@mohammadnosratimusic
با
خاطرهها سرگرمش کنید
برای دلتنگیاش موسیقی
برای گونهاش بوسه
برای تنهاییاش
آغوش باشید...
چند جمعهی دیگر
فرصتِ عاشقی داریم؟
اصلا معلوم نیست!
🌍کوه مُنت پاپا ،میانمار
@mohammadnosratimusic
هر صدای آزار دهنده ای می تواند به اندازه سکوت مفید باشد.
چگونه؟
مقاومت درونی را در برابر آن کنار بگذار
بگذار امور همان گونه که هستند، باشند.
این پذیرش، تو را به آن قلمروی آرامش درون که سکون است خواهد برد.
هرگاه این لحظه را به هر شکلی که باشد، به گونه ای عمیق بپذیری، ساکن شده ای و در آرامش هستی.
#اكهارت تله# سكون سخن مى گويد
@mohammadnosratimusic
چگونه؟
مقاومت درونی را در برابر آن کنار بگذار
بگذار امور همان گونه که هستند، باشند.
این پذیرش، تو را به آن قلمروی آرامش درون که سکون است خواهد برد.
هرگاه این لحظه را به هر شکلی که باشد، به گونه ای عمیق بپذیری، ساکن شده ای و در آرامش هستی.
#اكهارت تله# سكون سخن مى گويد
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯
🚩قانون پناهـگاه:
کوهنوردان کوه های آلپ با رسیدن به نیمه ی راه، در استراحتگاهی در آنجا استراحت می کنند. آنان اگر صبح زود کوه نوردی را شروع کنند، موقع ناهار به همان استراحتگاه می رسند. صاحب آن استراحتگاه طی سالیان متوجه شده که اتفاق جالبی رخ می دهد: وقتی کوه نوردان وارد استراحتگاه می شوند و گرمای آتش را حس می کنند و بوی غذا به مشامشان می رسد، برخی از آنان وسوسه می شوند و به همراهان خود می گویند: "می دانی فکر کنم بهتر است همین جا منتظر بمانم و شما به قله بروید و برگردید. وقتی برگشتید با هم پایین می رویم. وقتی کنار آتش می نشینند و آواز می خوانند، جرقه ای از خشنودی آنان را فرا می گیرد. در همین هنگام بقیه ی گروه لباس هایشان را می پوشند و مسیر خود را به سوی قله ادامه می دهند. در ساعت بعد فضای شادی بخشی کنار آتش وجود دارد و اوقات خوبی را در مامن آرام خانه کوچک سپری می کنند.
اما حدوداً سه ساعت بعد، آرام می شوند و به سمت پنجره می روند و به بالای کوه می نگرند و در سکوت به دوستانشان که در حال بالا رفتن از قله هستند، نگاه می کنند. جوّ موجود در استراحتگاه از شادی و لذت به سکوت مرگبار و غم انگیز تبدیل می شود. متوجه می شوند که دوستانشان بهای رسیدن به قله را پرداخته اند. چه اتفاقی افتاد؟ راحتی موقت پناهگاه باعث از دست دادن باور آنها به هدفشان شد. این، برای هر یک از ما نیز ممکن است اتفاق بیفتد. آیا در زندگی ما پناهگاه هایی وجود دارد که مانع رسیدن به قله و از دست دادن هدفمان شود؟
زندگی از دو قسمت تشکیل شده است: قله ها و پناهگاه ها.
در پناهگاه امنیت و آسایش وجود دارد، خطری جان شما را تهدید نمی کند، اما برای تجربه ناب زندگی و صعود کردن و قرار گرفتن در اوج، باید با چالش قله رو به رو شد و بر آن غلبه کرد.
جان.سی.ماکسول
کوهنوردان کوه های آلپ با رسیدن به نیمه ی راه، در استراحتگاهی در آنجا استراحت می کنند. آنان اگر صبح زود کوه نوردی را شروع کنند، موقع ناهار به همان استراحتگاه می رسند. صاحب آن استراحتگاه طی سالیان متوجه شده که اتفاق جالبی رخ می دهد: وقتی کوه نوردان وارد استراحتگاه می شوند و گرمای آتش را حس می کنند و بوی غذا به مشامشان می رسد، برخی از آنان وسوسه می شوند و به همراهان خود می گویند: "می دانی فکر کنم بهتر است همین جا منتظر بمانم و شما به قله بروید و برگردید. وقتی برگشتید با هم پایین می رویم. وقتی کنار آتش می نشینند و آواز می خوانند، جرقه ای از خشنودی آنان را فرا می گیرد. در همین هنگام بقیه ی گروه لباس هایشان را می پوشند و مسیر خود را به سوی قله ادامه می دهند. در ساعت بعد فضای شادی بخشی کنار آتش وجود دارد و اوقات خوبی را در مامن آرام خانه کوچک سپری می کنند.
اما حدوداً سه ساعت بعد، آرام می شوند و به سمت پنجره می روند و به بالای کوه می نگرند و در سکوت به دوستانشان که در حال بالا رفتن از قله هستند، نگاه می کنند. جوّ موجود در استراحتگاه از شادی و لذت به سکوت مرگبار و غم انگیز تبدیل می شود. متوجه می شوند که دوستانشان بهای رسیدن به قله را پرداخته اند. چه اتفاقی افتاد؟ راحتی موقت پناهگاه باعث از دست دادن باور آنها به هدفشان شد. این، برای هر یک از ما نیز ممکن است اتفاق بیفتد. آیا در زندگی ما پناهگاه هایی وجود دارد که مانع رسیدن به قله و از دست دادن هدفمان شود؟
زندگی از دو قسمت تشکیل شده است: قله ها و پناهگاه ها.
در پناهگاه امنیت و آسایش وجود دارد، خطری جان شما را تهدید نمی کند، اما برای تجربه ناب زندگی و صعود کردن و قرار گرفتن در اوج، باید با چالش قله رو به رو شد و بر آن غلبه کرد.
جان.سی.ماکسول
👍1
خوب نباش!
خوب بودن خسته کننده است.
خوب بودن، دروغین است.
خوب بودن یک انطباق بود که
برای برنده شدن تو در عشق طراحی شده بود.
آن کار نمی کند.
به جای آن، واقعی باش.
خوبی یک ماسک است
که خشم و برافروختگی و
ناکامی و نومیدی ات را می پوشاند
(انرژیهای زیبایی که وقتی جوان بودید یاد گرفتید که آنها را خفه سازید).
خوبی تو را خفه خواهد کرد
و هر کسی را که در اطراف توست.
مخاطرۀ خوب نبودن را بپذیر!
مخاطرۀ نشان دادنِ خود را بپذیر.
آماده باش برای دیگرانی که تو را دوست نخواهند داشت
و فکر خواهند کرد که تو خودخواه، سرد و پست فطرت
یا حتی بدتر: "غیرمعنوی" هستی.
حرف دلت را بگو
بله بگو وقتی حرف دلت بله است
نه بگو وقتی حرف دلت نه است
مخاطرۀ توجه داشتن به خودت را بپذیر!
آماده باش که دوباره احساس سرزندگی کنی
ضربان قلبت را احساس کنی
عرق بریزی، بلرزی
و در شگفت باشی که آیا حق داری
نهایتاً احساس گناه و احساس شرم کنی
به جای گریختن از آنها.
آماده باش تا دنیای "خوب و نازنین ات"
از هم بپاشد.
آماده باش تا تصویری که ماهرانه از خود ایجاد کرده ای
از دست بدهی
آماده باش تا
هجوم تازگی را احساس کنی!
#جف_فوستر
@mohammadnosratimusic
خوب بودن خسته کننده است.
خوب بودن، دروغین است.
خوب بودن یک انطباق بود که
برای برنده شدن تو در عشق طراحی شده بود.
آن کار نمی کند.
به جای آن، واقعی باش.
خوبی یک ماسک است
که خشم و برافروختگی و
ناکامی و نومیدی ات را می پوشاند
(انرژیهای زیبایی که وقتی جوان بودید یاد گرفتید که آنها را خفه سازید).
خوبی تو را خفه خواهد کرد
و هر کسی را که در اطراف توست.
مخاطرۀ خوب نبودن را بپذیر!
مخاطرۀ نشان دادنِ خود را بپذیر.
آماده باش برای دیگرانی که تو را دوست نخواهند داشت
و فکر خواهند کرد که تو خودخواه، سرد و پست فطرت
یا حتی بدتر: "غیرمعنوی" هستی.
حرف دلت را بگو
بله بگو وقتی حرف دلت بله است
نه بگو وقتی حرف دلت نه است
مخاطرۀ توجه داشتن به خودت را بپذیر!
آماده باش که دوباره احساس سرزندگی کنی
ضربان قلبت را احساس کنی
عرق بریزی، بلرزی
و در شگفت باشی که آیا حق داری
نهایتاً احساس گناه و احساس شرم کنی
به جای گریختن از آنها.
آماده باش تا دنیای "خوب و نازنین ات"
از هم بپاشد.
آماده باش تا تصویری که ماهرانه از خود ایجاد کرده ای
از دست بدهی
آماده باش تا
هجوم تازگی را احساس کنی!
#جف_فوستر
@mohammadnosratimusic
Forwarded from Noise Reviews
Forwarded from Noise Reviews
«چطور به عنوان یک موسیقیدان از فرسودهشدن جلوگیری کنیم؟»
مترجم: عباس سیدین
منبع: flypaper
▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪
ما، بهعنوان موسیقیدان، در جامعهای زندگی میکنیم و در صنعتی کار میکنیم که به ساعتهای طولانی کار، شبهای بیخوابی و برنامههای کاری فشرده و بیپایان علاقهدارد. به ما میگویند باید هرلحظه آمادهی پاسخگویی باشید وگرنه همیشه کس دیگری منتظر است تا جایتان را بگیرد. اما با این روش دیر یا زود شدیداً فرسوده میشوید.
بین اینکه ساعتهای طولانی و بیوقفه بر روی چیزی که بهآن علاقهدارید کار کنید از یک طرف، و اینکه بخواهید پاسخگوی نیازهای دیگران باشید از طرف دیگر، تفاوت وجود دارد. اینکه یک مشتری کارش را یک هفته دیرتر تحویل دهد و برنامهی شما را بههم بزند مشکل شما نیست. گاهی فرسودگی ناشی از این ترس است که «اگر همین الان عمل نکنم جا میمانم!»
گام اول در برابر فرسودگی این است که مشکل را تشخیص دهیم. گاهی متوجه میشوید که ساعتها و ساعتها مشغول کارهای «ضروری» هستید که در عمل هیچ کمکی به پیشرفت شما نمیکنند؛ و در آخر روز هم آنقد خستهاید که توان پرداختن به کارهایی که قرار بوده شما را پیشرفت دهد ندارید. روز بعد هم سرمیرسد و دوباره همین چرخه تکرار میشود. وقتی تقریباً تمامی زمانتان را صرف کارهایی میکنید که از آنها لذتی نمیبرید و حرفهی شما را واقعاً پیشرفت نمیدهند، تعجبی ندارد که فرسوده شوید.
گام دوم این است که زمانی را به خودتان اختصاص دهید. بهنظر ساده میرسد نه؟ اما در حقیقت قسمت مشکل اینجا است که به خودتان اجازه بدهید که زمانی را صرف رشد خودتان کنید و بعد به ادامهی کارها برسید.
چیزی که به راحتی فراموش میشود این است که «انجام فعالیت خلاقه یعنی واقعاً زمانی را صرف تمرکز بر خلاقیت کنید.»
اگر ترانهسرایی هستید که زمانی را صرف نوشتن ترانه و تمرین ساز نمیکند، چطور قرار است در جشنوارهی بزرگی که آرزویش را دارید بنوازید؟ باید هر روز زمانی را صرف کاری کنید که از آن لذت میبرید. میتوانید برنامهریزی کرده و کار خلاقهای را که به تمام توانتان نیاز دارد در اول صبح و پیش از بازکردن ایمیلتان انجام دهید.
اگر لازمهی پیشگیری از فرسودگی استخدام کسی برای انجام بخشی از کار است، پولش را جور کنید یا از دوستی بخواهید به شما کمک کند. باید این نکته را درک کنید که کار باید یک نقطهی پایان داشته باشد؛ و بدانید که مشکلی نیست اگر آن ایمیل را قدری دیرتر جواب بدهید. بدانید که سلامت روانی شما مهمترین چیز است و هیچچیز ارزش فداکردن آن را ندارد.
▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪
#گنجه
@noisereviews
مترجم: عباس سیدین
منبع: flypaper
▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪
ما، بهعنوان موسیقیدان، در جامعهای زندگی میکنیم و در صنعتی کار میکنیم که به ساعتهای طولانی کار، شبهای بیخوابی و برنامههای کاری فشرده و بیپایان علاقهدارد. به ما میگویند باید هرلحظه آمادهی پاسخگویی باشید وگرنه همیشه کس دیگری منتظر است تا جایتان را بگیرد. اما با این روش دیر یا زود شدیداً فرسوده میشوید.
بین اینکه ساعتهای طولانی و بیوقفه بر روی چیزی که بهآن علاقهدارید کار کنید از یک طرف، و اینکه بخواهید پاسخگوی نیازهای دیگران باشید از طرف دیگر، تفاوت وجود دارد. اینکه یک مشتری کارش را یک هفته دیرتر تحویل دهد و برنامهی شما را بههم بزند مشکل شما نیست. گاهی فرسودگی ناشی از این ترس است که «اگر همین الان عمل نکنم جا میمانم!»
گام اول در برابر فرسودگی این است که مشکل را تشخیص دهیم. گاهی متوجه میشوید که ساعتها و ساعتها مشغول کارهای «ضروری» هستید که در عمل هیچ کمکی به پیشرفت شما نمیکنند؛ و در آخر روز هم آنقد خستهاید که توان پرداختن به کارهایی که قرار بوده شما را پیشرفت دهد ندارید. روز بعد هم سرمیرسد و دوباره همین چرخه تکرار میشود. وقتی تقریباً تمامی زمانتان را صرف کارهایی میکنید که از آنها لذتی نمیبرید و حرفهی شما را واقعاً پیشرفت نمیدهند، تعجبی ندارد که فرسوده شوید.
گام دوم این است که زمانی را به خودتان اختصاص دهید. بهنظر ساده میرسد نه؟ اما در حقیقت قسمت مشکل اینجا است که به خودتان اجازه بدهید که زمانی را صرف رشد خودتان کنید و بعد به ادامهی کارها برسید.
چیزی که به راحتی فراموش میشود این است که «انجام فعالیت خلاقه یعنی واقعاً زمانی را صرف تمرکز بر خلاقیت کنید.»
اگر ترانهسرایی هستید که زمانی را صرف نوشتن ترانه و تمرین ساز نمیکند، چطور قرار است در جشنوارهی بزرگی که آرزویش را دارید بنوازید؟ باید هر روز زمانی را صرف کاری کنید که از آن لذت میبرید. میتوانید برنامهریزی کرده و کار خلاقهای را که به تمام توانتان نیاز دارد در اول صبح و پیش از بازکردن ایمیلتان انجام دهید.
اگر لازمهی پیشگیری از فرسودگی استخدام کسی برای انجام بخشی از کار است، پولش را جور کنید یا از دوستی بخواهید به شما کمک کند. باید این نکته را درک کنید که کار باید یک نقطهی پایان داشته باشد؛ و بدانید که مشکلی نیست اگر آن ایمیل را قدری دیرتر جواب بدهید. بدانید که سلامت روانی شما مهمترین چیز است و هیچچیز ارزش فداکردن آن را ندارد.
▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪
#گنجه
@noisereviews
منشای تمامی نیازها،
ذهن است
که در بیرون
به جست و جوی
رستگاری و خشنودی میپردازد؛
به دنبال چیزی میگردد
که در آینده به عنوان
جایگزینی برای «بودن»
باشد.
تا هنگامی که من ذهنم هستم،
من آن نیازها،
خواستهها،
طلبها،
وابستگیها و
بیزاریهایم هستم
و بدون در نظر گرفتن آنها،
«منی» وجود ندارد.
در چنین حالتی،
حتی اشتیاق «من»
برای رهایی و روشنبینی
تنها نیاز دیگری برای تکامل
یا تحقق چیزی در آینده است.
پس
به دنبال رهایی از نیازها
یا
تحقق روشنبینی نباشید.
تنها حضور یابید؛
به عنوان مشاهده کننده ذهنتان
آنجا باشید.
اکهارت تله نیروی حال
@mohammadnosratimusic
ذهن است
که در بیرون
به جست و جوی
رستگاری و خشنودی میپردازد؛
به دنبال چیزی میگردد
که در آینده به عنوان
جایگزینی برای «بودن»
باشد.
تا هنگامی که من ذهنم هستم،
من آن نیازها،
خواستهها،
طلبها،
وابستگیها و
بیزاریهایم هستم
و بدون در نظر گرفتن آنها،
«منی» وجود ندارد.
در چنین حالتی،
حتی اشتیاق «من»
برای رهایی و روشنبینی
تنها نیاز دیگری برای تکامل
یا تحقق چیزی در آینده است.
پس
به دنبال رهایی از نیازها
یا
تحقق روشنبینی نباشید.
تنها حضور یابید؛
به عنوان مشاهده کننده ذهنتان
آنجا باشید.
اکهارت تله نیروی حال
@mohammadnosratimusic
Forwarded from موسیقی ما
🎵 آهنگ «چشمای تو»
🗣 خواننده: امیر خسرو
🔗 دانلود ویدیو
🔗 دانلود آهنگ
📱دانلود از اپلیکیشن:
iOS | Android
☑️ @musicema_com
#ads
🗣 خواننده: امیر خسرو
🔗 دانلود ویدیو
🔗 دانلود آهنگ
📱دانلود از اپلیکیشن:
iOS | Android
☑️ @musicema_com
#ads
گرامی باد یاد و خاطره ی موسیقی دانِ بزرگِ ایرانی تبار، امینالله آندره حسین.
(زاده ی ۳۰ خرداد ۱۲۸۴ در سمرقند –
درگذشته ی ۱۸ مرداد ۱۳۶۲ در پاریس)
امین الله حسین آهنگسازِ ایرانیتبار ساکنِ فرانسه بود. - مادرِ ایشان ایرانی ( گلپایگانی) و پدرش قفقازیِ ساکنِ سمرقند بود- او جزو مشهورترین موسیقیدانانِ ایرانی در جهان است و شاید او را بتوان نخستین آهنگ سازِ پیش روی ایران دانست که آفریدههایش در رپرتوار ارکسترهای بینالمللی قرار گرفته و به دفعات به اجرا درآمده است.
@mohammadnosratimusic
(زاده ی ۳۰ خرداد ۱۲۸۴ در سمرقند –
درگذشته ی ۱۸ مرداد ۱۳۶۲ در پاریس)
امین الله حسین آهنگسازِ ایرانیتبار ساکنِ فرانسه بود. - مادرِ ایشان ایرانی ( گلپایگانی) و پدرش قفقازیِ ساکنِ سمرقند بود- او جزو مشهورترین موسیقیدانانِ ایرانی در جهان است و شاید او را بتوان نخستین آهنگ سازِ پیش روی ایران دانست که آفریدههایش در رپرتوار ارکسترهای بینالمللی قرار گرفته و به دفعات به اجرا درآمده است.
@mohammadnosratimusic
Forwarded from Ted Farsi تد فارسی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در سکوت از #افسردگی خود رنج نبردید!
نیکی وبر آلن میگوید داشتن #احساسات نشانه ضعف نیست. او وضعیت خود را مدتها مخفی کرد،اما در این سخنرانی از چگونگی فائق شدن بر افسردگیاش برایمان میگوید
@Tedtalkpersian
نیکی وبر آلن میگوید داشتن #احساسات نشانه ضعف نیست. او وضعیت خود را مدتها مخفی کرد،اما در این سخنرانی از چگونگی فائق شدن بر افسردگیاش برایمان میگوید
@Tedtalkpersian
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯
شانس چیست؟
شانس همون کار مثبتی هست، که تو در طبیعت انجام دادی و طبیعت به تو، یک کارخوب یا یک انرژیمثبت بدهکاره.
و باید به تو، یک سود بده یا یک انرژی مثبت برسونه.
چند راه بازگشت انرژی:
🔵🔸از نظر سنتی:
تو نیکی میکنو در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
🔵🔸از نظر قرآن:
هر کس ذرهای بدی و خوبی کند
به او بازمیگردد
🔵🔸از نظر بودا:
قانون 'کارما' یعنی هر چیزی
کار ماست و به ما بر میگرده.
🔵🔸از نظر متافیزیک:
انرژی در طبیعت از بین نمیرود.
وقتی انرژی رها میکنی حالتش عوض میشود و بر میگردد.
نظم و شعوری در طبیعت حاکم هست که قابل انکار نیست.
🔹این شعور در آتیش و آب و طبیعت است
🔹مثلا خورشید راس ساعت میاد و راس ساعت میرود.
پس قانون، نظم و شعوری در طبیعت حاکم است
طبیعت شعوری دارد که
ظالم و دزد و کلاً آدم بد رو قصاص میکنه و آرامش رو از اونها میگیره.
پس طبیعت شعور داره و میدونه ظالم کیه؟
🔻 حالا بدون در طبیعت 3چیز وجود دارد:
1♦️انسانها
2♦️ حیوانات
3♦️ اشیاء
هر صدمهای به این 3تا بزنی،
جزو بدهی تو به طبیعت محسوب میشه.
و هر سودی که به این سه تا برسونی،
جزو طلب تو از طبیعت محسوب میشه.
🔴🔸انسانها :
مثلا اگر کسی دل تورو شکوند و به تو آسیب و زخم زبون زد، ناراحت نشو عزیزم؛ اون به طبیعت یک دل شکسته بدهکاره. اون یه بار دلش میشکنه و آسیب میخوره. ضمناً چون یکی از آدمهای طبیعت به تو صدمه زده،
طبیعت، به تو، یک لذّت زیاد بدهکاره
تا این خسارتی که خوردی رو جبران کنه. و در آینده ای که🔸(خودطبیعت زمانشو تشخیصمیده)🔸یک لذت و یک سود بسیار زیاد بهت میده.
"ان شاءالله هر جا که میری،
یه نفر مثل خودت سر راهت باشه".
ناراحت نشو، وقتی میگم یکی مثل خودت سر راهت باشه. خب...؟
پس سعی کن در طبیعت کار خیر بکنی.
🔴🔸 حیوانات
مثلاً: اگر مورچهای را عمداً بکشی،
اگر عمر اون مورچه 7 روز باشه، تو 7روز از عمرت رو بهطبیعت بدهکاری
هفت روز، زودتر میمیری یا به شکل دیگر بدهیات را پس میده.
🔴🔸اشیا
مثلاً: اگر صندلی اتوبوسرو پاره کنی،
به تعداد افرادی که میان میشینن رو صندلی و عذاب میکشن، به طبیعت بدهکاری و طبیعت ازت این سهم رو میگیرد.
وقتی آشغال از ماشینت میندازی بیرون
یا حق دیگران رو در رانندگی میخوری
یا تو سفر آشغال غذاتو، میندازی کنار جاده، به اندازهی هر فردی که میاد اونجا میشینه، و بخاطر آشغالهایی که توریختی عذاب میکشه،به طبیعت بدهکاریو طبیعت مثلاً یه بیماری بهت میده
((هیچ بدهکاری بهطبیعت نمیتونه خوشبخت و با آرامش زندگی کنه))
کسانی که دزدی میکنن یا دل میشکونن یا به هرشکلی به طبیعت
یعنی
1⃣ انسانها
2⃣ حیوانات
3⃣ اشیا
آسیب میزنن،
اونها تا بدهی خودشونو به طبیعت ندن،
هرگز به آرامش نمیرسن.
وقتی کسی حق تورو میخوره
و تورو میرنجونه،
به آرومی بهش توضیح بده که رفتارش زشت بوده و دیگه ناراحت نشو.
ضمناً تو بخاطر خسارتی که خوردی، انرژی زیادی از طبیعت طلب داری
که در آینده بهت میرسه و در حسابت ثبت شده.
نگو کی؟
شاید سالها بعد،
طبیعت بهت بده.
فقط بدون پول و طلبت ،
در حسابته و مال توست.
ولی طبیعت چون دارای شعوره
الان صلاح نمیدونه بهت بده.
🔹پس اعتراض نکن
و صبور باش و منتظر شانس خوب و پاداش از خدا باش، نه بنده خدا.
بدون وقتی اتفاق خوبی برات میوفته،
حتما کار خوبی در طبیعت انجام دادی
پس تا میتونی کار خوب انجام بده
تا اصطلاحا شانست خوب بشه.
یعنی عبادت کن و عمل خیر انجام بده.
لبخندبزن و به مردم نیکی کن وخصوصاً همسرت رو نرنجون؛
به خدا اعتمادداشته باش
خداوند سمیع وعلیـــم است و از هر دستی بدهی از همان دست خواهی گرفت و نگران هیچی نباش.
@mohammadnosratimusic
شانس همون کار مثبتی هست، که تو در طبیعت انجام دادی و طبیعت به تو، یک کارخوب یا یک انرژیمثبت بدهکاره.
و باید به تو، یک سود بده یا یک انرژی مثبت برسونه.
چند راه بازگشت انرژی:
🔵🔸از نظر سنتی:
تو نیکی میکنو در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
🔵🔸از نظر قرآن:
هر کس ذرهای بدی و خوبی کند
به او بازمیگردد
🔵🔸از نظر بودا:
قانون 'کارما' یعنی هر چیزی
کار ماست و به ما بر میگرده.
🔵🔸از نظر متافیزیک:
انرژی در طبیعت از بین نمیرود.
وقتی انرژی رها میکنی حالتش عوض میشود و بر میگردد.
نظم و شعوری در طبیعت حاکم هست که قابل انکار نیست.
🔹این شعور در آتیش و آب و طبیعت است
🔹مثلا خورشید راس ساعت میاد و راس ساعت میرود.
پس قانون، نظم و شعوری در طبیعت حاکم است
طبیعت شعوری دارد که
ظالم و دزد و کلاً آدم بد رو قصاص میکنه و آرامش رو از اونها میگیره.
پس طبیعت شعور داره و میدونه ظالم کیه؟
🔻 حالا بدون در طبیعت 3چیز وجود دارد:
1♦️انسانها
2♦️ حیوانات
3♦️ اشیاء
هر صدمهای به این 3تا بزنی،
جزو بدهی تو به طبیعت محسوب میشه.
و هر سودی که به این سه تا برسونی،
جزو طلب تو از طبیعت محسوب میشه.
🔴🔸انسانها :
مثلا اگر کسی دل تورو شکوند و به تو آسیب و زخم زبون زد، ناراحت نشو عزیزم؛ اون به طبیعت یک دل شکسته بدهکاره. اون یه بار دلش میشکنه و آسیب میخوره. ضمناً چون یکی از آدمهای طبیعت به تو صدمه زده،
طبیعت، به تو، یک لذّت زیاد بدهکاره
تا این خسارتی که خوردی رو جبران کنه. و در آینده ای که🔸(خودطبیعت زمانشو تشخیصمیده)🔸یک لذت و یک سود بسیار زیاد بهت میده.
"ان شاءالله هر جا که میری،
یه نفر مثل خودت سر راهت باشه".
ناراحت نشو، وقتی میگم یکی مثل خودت سر راهت باشه. خب...؟
پس سعی کن در طبیعت کار خیر بکنی.
🔴🔸 حیوانات
مثلاً: اگر مورچهای را عمداً بکشی،
اگر عمر اون مورچه 7 روز باشه، تو 7روز از عمرت رو بهطبیعت بدهکاری
هفت روز، زودتر میمیری یا به شکل دیگر بدهیات را پس میده.
🔴🔸اشیا
مثلاً: اگر صندلی اتوبوسرو پاره کنی،
به تعداد افرادی که میان میشینن رو صندلی و عذاب میکشن، به طبیعت بدهکاری و طبیعت ازت این سهم رو میگیرد.
وقتی آشغال از ماشینت میندازی بیرون
یا حق دیگران رو در رانندگی میخوری
یا تو سفر آشغال غذاتو، میندازی کنار جاده، به اندازهی هر فردی که میاد اونجا میشینه، و بخاطر آشغالهایی که توریختی عذاب میکشه،به طبیعت بدهکاریو طبیعت مثلاً یه بیماری بهت میده
((هیچ بدهکاری بهطبیعت نمیتونه خوشبخت و با آرامش زندگی کنه))
کسانی که دزدی میکنن یا دل میشکونن یا به هرشکلی به طبیعت
یعنی
1⃣ انسانها
2⃣ حیوانات
3⃣ اشیا
آسیب میزنن،
اونها تا بدهی خودشونو به طبیعت ندن،
هرگز به آرامش نمیرسن.
وقتی کسی حق تورو میخوره
و تورو میرنجونه،
به آرومی بهش توضیح بده که رفتارش زشت بوده و دیگه ناراحت نشو.
ضمناً تو بخاطر خسارتی که خوردی، انرژی زیادی از طبیعت طلب داری
که در آینده بهت میرسه و در حسابت ثبت شده.
نگو کی؟
شاید سالها بعد،
طبیعت بهت بده.
فقط بدون پول و طلبت ،
در حسابته و مال توست.
ولی طبیعت چون دارای شعوره
الان صلاح نمیدونه بهت بده.
🔹پس اعتراض نکن
و صبور باش و منتظر شانس خوب و پاداش از خدا باش، نه بنده خدا.
بدون وقتی اتفاق خوبی برات میوفته،
حتما کار خوبی در طبیعت انجام دادی
پس تا میتونی کار خوب انجام بده
تا اصطلاحا شانست خوب بشه.
یعنی عبادت کن و عمل خیر انجام بده.
لبخندبزن و به مردم نیکی کن وخصوصاً همسرت رو نرنجون؛
به خدا اعتمادداشته باش
خداوند سمیع وعلیـــم است و از هر دستی بدهی از همان دست خواهی گرفت و نگران هیچی نباش.
@mohammadnosratimusic
Forwarded from باران (Elmira Layegh)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«چتری برای باران» از انتشارات جنگل، کتابی است دو زبانه؛ فارسی و انگلیسی، همراهِ سی دی صوتی با صدای نویسنده و آهنگهای زیبای استاد محمد نصرتی.
برای سفارش کتاب میتوانید با شماره 09924520597
از طریق پیامک، واتساپ یا تلگرام در تماس باشید. یا به دایرکت پیجِ چتری برای باران در اینستاگرام پیام دهید.
کتاب از طریق پست به درب منزل شما ارسال خواهد شد.
برای سفارش کتاب میتوانید با شماره 09924520597
از طریق پیامک، واتساپ یا تلگرام در تماس باشید. یا به دایرکت پیجِ چتری برای باران در اینستاگرام پیام دهید.
کتاب از طریق پست به درب منزل شما ارسال خواهد شد.