📯مجله محمد نصرتی📯
336 subscribers
985 photos
326 videos
53 files
151 links
دوست داشتم یه رادیو محلی داشته باشم.
موسیقی و عکس و نوشته ها و اطلاعات مفید رو با دوستان نازنینم سهیم باشم.

ارتباط با من

@mohammadnosrati52
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دوره جدید کلاسهای سلفژ و تربیت شنوایی برای بازیگران تاتر و علاقمندان بازیگری وخوانندگی در موسسه کاج برگزار میشود.
جهت ثبت نام و شرکت در کلاسها با تلفن موسسه تماس بگیرید.
02188318335
02188316270

@mohammadnosratimusic
❤1
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
🎯 هوش مصنوعی به زودی مفهوم عشق را درک می‌کند


دانشمندان و متخصصان رباتیک فعال در پروژه ربات "بینا"(BINA) مدعی شدند که به زودی این ربات مفهوم فلسفی عشق و علاقه را درک خواهد کرد.
ربات انسان‌نمای "بینا 48" اولین رباتی است که موفق به حضور در دانشگاه و گذراندن یک واحد درسی شد. ویلیام بری، استاد دانشگاه نوتردام و استاد آموزش مفاهیم اخلاقی به ربات بینا 48 گفت: هدف از ساخت این ربات اثبات نظریه جان گرفتن #هوش_مصنوعی در صورت افزایش حافظه بلند مدت و توانایی پردازش حواس مانند انسان است.

وی در ادامه افزود: ربات بینا 48 تاکنون به پیشرفت‌های قابل توجهی دست یافته و هدف نهایی تیم سازنده، آموزش مفاهیم مخصوص انسان مثل مفهوم عشق و علاقه است. این ربات ایده‌ها و شخصیت‌ها را با ایجاد یک پایگاه داده به صورت خاطرات، باورها و افکار طبقه‌بندی می‌کند.

بینا 48 همچنین می‌تواند با دریافت اطلاعات مضاعف از رسانه‌های اجتماعی اظهار نظر و مانند یک شخصیت زنده در مکالمات شرکت کند .در حال حاضر درک شناختی بینا 48 همچنان رو به افزایش است، چرا که الگوریتم کنترل این ربات براساس یادگیری عمیق طراحی شده است. در واقع این ربات با ذخیره تجربیات و اطلاعات، هر روز با تجربه‌تر می‌شود. به گفته سازندگان ربات، هدف بعدی ارتقاء مهارت‌های ادراکی و شناختی ربات تا مرحله‌ای است که سه مفهوم عشق و علاقه، مرگ و زندگی و غم و اندوه را کاملا درک کند.
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
شما تنها زمانی به قدرت نیاز داریدکه قصد انجام کار مضری را داشته باشید، در غیر این صورت عشق برای انجام هر کاری کافیست.


چارلی چاپلین
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
مادرم همیشه می گفت

یک زن هرگز نباید وقت داشته باشد،

باید دائم کار کند

وگرنه به محض اینکه بیکار شود فورا به عشق فکر خواهد کرد.

👁‍🗨 دفترچه ممنوع : آلبا دسس پدس

@mohammadnosratimusic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻فیلمی‌ زیبا و دلهره‌آور از پریدن یک فضانورد اتریشی از سفینه فضایی با ارتفاع ۴۰ کیلومتر و با سرعت ۱۲۳۶ کیلومتر در ساعت برای رسیدن به ‌زمین بعد از ۴ دقیقه و ۲۰ ثانیه!

🔹ضمنا خانواده‌اش بصورت زنده در حال تماشای این رویداد خارق‌العاده هستن!

🔸ما میتوانیم کره‌ی کامل زمین ‌رو را به طور واضح در این ویدئو ببینیم👌

🆔 @GizmizTel 💯
Forwarded from Noise Reviews
«چطور به عنوان یک موسیقیدان از فرسوده‌شدن جلوگیری کنیم؟»
مترجم: عباس سیدین
@noisereviews
Forwarded from Noise Reviews
⁣«چطور به عنوان یک موسیقیدان از فرسوده‌شدن جلوگیری کنیم؟»
مترجم: عباس سیدین
منبع: flypaper
▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪

ما، به‌عنوان موسیقیدان، در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم و در صنعتی کار می‌کنیم که به ساعت‌های طولانی کار، شب‌های بی‌خوابی و برنامه‌های کاری فشرده و بی‌پایان علاقه‌دارد. به ما می‌گویند باید هرلحظه آماده‌ی پاسخ‌گویی باشید وگرنه همیشه کس دیگری منتظر است تا جایتان را بگیرد. اما با این روش دیر یا زود شدیداً فرسوده می‌شوید.

بین اینکه ساعت‌های طولانی و بی‌وقفه بر روی چیزی که به‌آن علاقه‌دارید کار کنید از یک طرف، و اینکه بخواهید پاسخ‌گوی نیازهای دیگران باشید از طرف دیگر، تفاوت وجود دارد. اینکه یک مشتری کارش را یک هفته دیرتر تحویل دهد و برنامه‌ی شما را به‌هم بزند مشکل شما نیست. گاهی فرسودگی ناشی از این ترس است که «اگر همین الان عمل نکنم جا می‌مانم!»

گام اول در برابر فرسودگی این است که مشکل را تشخیص دهیم. گاهی متوجه می‌شوید که ساعت‌ها و ساعت‌ها مشغول کارهای «ضروری» هستید که در عمل هیچ کمکی به پیشرفت شما نمی‌کنند؛ و در آخر روز هم آنقد خسته‌اید که توان پرداختن به کارهایی که قرار بوده شما را پیشرفت دهد ندارید. روز بعد هم سرمی‌رسد و دوباره همین چرخه تکرار می‌شود. وقتی تقریباً تمامی زمانتان را صرف کارهایی می‌کنید که از آنها لذتی نمی‌برید و حرفه‌ی شما را واقعاً پیش‌رفت نمی‌دهند، تعجبی ندارد که فرسوده شوید.

گام دوم این است که زمانی را به خودتان اختصاص دهید. به‌نظر ساده می‌رسد نه؟ اما در حقیقت قسمت مشکل اینجا است که به خودتان اجازه بدهید که زمانی را صرف رشد خودتان کنید و بعد به ادامه‌ی کارها برسید.

چیزی که به راحتی فراموش می‌شود این است که «انجام فعالیت خلاقه یعنی واقعاً زمانی را صرف تمرکز بر خلاقیت کنید.»

اگر ترانه‌سرایی هستید که زمانی را صرف نوشتن ترانه و تمرین ساز نمی‌کند، چطور قرار است در جشنواره‌ی بزرگی که آرزویش را دارید بنوازید؟ باید هر روز زمانی را صرف کاری کنید که از آن لذت می‌برید. می‌توانید برنامه‌ریزی کرده و کار خلاقه‌ای را که به تمام توانتان نیاز دارد در اول صبح و پیش از بازکردن ایمیلتان انجام دهید.

اگر لازمه‌ی پیشگیری از فرسودگی استخدام کسی برای انجام بخشی از کار است، پولش را جور کنید یا از دوستی بخواهید به شما کمک کند. باید این نکته را درک کنید که کار باید یک نقطه‌ی پایان داشته باشد؛ و بدانید که مشکلی نیست اگر آن ایمیل را قدری دیرتر جواب بدهید. بدانید که سلامت روانی شما مهم‌ترین چیز است و هیچ‌چیز ارزش فداکردن آن را ندارد.

▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪
#گنجه
@noisereviews
فقط
زمانی که
از درون ساکت هستید
می‌توانید
به سکونِ صخره‌ها،
گیاهان
و حیوانات
دسترسی پیدا کنید.

فقط
زمانی می‌توان با طبیعت
در عمیق‌ترین سطح
و ورای احساس جدایی
رابطه برقرار کرد که
ذهنِ پر سروصدا فرونشیند.

فکر کردن
مرحله‌ای است در تکامل زندگی.

وجود طبیعت
سکوت مقدسی است که
مقدم بر بوجود آمدن افکار است.

طبیعت
می‌تواند شما را
به سکوت وادارد.
این هدیه‌ای است برای شما.

و هنگامی که
طبیعت را مشاهده می‌کنید
و در فضای سکون
به آن ملحق می‌شوید؛
این فضا
به هوشیاری شما نفوذ می‌کند.

این هدیهٔ شماست به طبیعت.

از طریق شما
طبیعت از خود هوشیار می‌شود.

طبیعت
منتظر شماست،
هم‌چنان که برای میلیون‌ها سال
منتظر بود.

اکهارت تله
@mohammadnosratimusic
تجربه دریاچه نمک حوض سلطان قم
معرفی آثار و گپ و گفت درباره موسیقی
یکشنبه ۵ اسفند جشنواره موسیقی فجر
همدان مجتمع فرهنگی ابن سینا ساعت ۴ بعدازظهر
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
وقتی بچه بودیم، مادرم یک عادت قشنگ داشت: وقتی توی آشپزخانه غذا می پخت برای خودش یواشکی یک پرتقال چهارقاچ می کرد و می خورد. من و خواهرم هم بعضی وقت ها مچش را می گرفتیم و می گفتیم: ها! ببین! باز داره تنهایی پرتقال می خوره. و می خندیدیم. مادرم هم می خندید. خنده هایش واقعی بود اما یک حس گناه همراهش بود. مثل بچه هایی که درست وسط شلوغی هایشان گیر می افتند، چاره ای جز خندیدن نداشت.

مادرم زن خانه بود . زن خانواده بود. زن شوهرش بود. تقریبا همیشه توی آشپزخانه بود. وقت هایی هم که می آمد پیش ما یک ظرف میوه دستش بود. حتی گاهگاهی هم که برای کنترل مادرانه بچه هایش سری به ما می زد. دست خالی نمی آمد: یک مغز کاهوی دو نیم شده توی دست هایش بود. یک تکه برای من، یک تکه برای خواهرم.
وقتی پدرم از سر کار می آمد، می دوید جلوی در. دست هایش را که لابد از شستن ظرف ها خیس بودند، با دستمالی پاک می کرد و لبخندهای قشنگش را نثار شوهر خسته می کرد. در اوقات فراغتش هم برایمان شال و کلاه و پلیور می بافت و من خواهرم مثل دو تا بچه گربه کنارش می نشستیم و با گلوله های کاموا بازی می کردیم.

مادرم نور آفتاب پهن شده توی خانه را دوست داشت. همیشه جایی می نشست که آفتابگیر باشد. موهای خرمایی اش و پنجه پاهای بیرون زده از دامنش زیر آفتاب می درخشیدند و دستهایش میل های بافتنی را تند و تند با ریتمی ثابت تکان می داد.
مادرم نمونه کامل یک مادر بود . مادرم زن نبود، دختر نبود، دوست نبود. او فقط در یک کلمه می گنجید: مادر.

یادم می آید همین اواخر وقتی پدرش مرد، تهران بودم. زود خودم را رساندم. رفته بود پیش مادربزرگم. وقتی وارد خانه پدربزرگم شدم محکم بغلم کرد و شروع کرد به گریه کردن. من در تمام مراسم پدربزرگم فقط همان یک لحظه گریه کردم. نه به خاطر پدربزرگ. به خاطر مادرم که مرگ پدرش برای اولین بار بعد از تمام این سال ها، از نقش مادری بیرونش آورده بود و پناه گرفته بود توی بغل پسرش و داشت گریه می کرد. و من به جز همین در آغوش گرفتن کوتاه چیزی به مادرم نداده بودم. چیزی برای خود خودش.
مادرم، هیچ وقت هیچ چیز را برای خودش نمی خواست. تا مجبور نمی شد لباس نمی خرید. اهل مهمانی رفتن و رفیق بازی نبود. حتی کادوهایی که به عناوین مختلف می گرفت همه وسایل خانه بودند.

در تمام این سال ها تنها لحظه هایی که مال خود خودش بودند، همان وقت هایی بود که یواشکی توی آشپزخانه برای خودش پرتقال چهارقاچ می کرد. سهم مادرم از تمام زندگی همین پرتقال های نارنجی چهارقاچ شده ی خوش عطر یواشکی 

مادرم عادت داشت کارهای روزانه‌ش را یادداشت کند
و من از سر شیطنت، سعی می‌کردم دستی در لیست ببرم و یا چیزی را به آن اضافه کنم
فقط برای اینکه در تنهایی‌اش او را بخندانم.
مثلن اگر در لیست تلفن‌هایش نوشته بود زنگ به دایی جان، جلویش می‌نوشتم: ناپلئون
می‌شد زنگ به دایی جان ناپلئون..!
هر بار بعد از خواندنش که همدیگر را می‌دیدیم می‌گفت: اینا چی بود نوشته بودی؟ و کلی با هم میخندیدیم

یک روز شدیدا مریض بودم
به رسم مادر، کاغذی روی در یخچال چسباندم: مُسكّن برای دردم.


کنارش مادر نوشته بود: دردت به جانم!
عجب دردی بود جان مادر را گرفت و دیگر نخندیدم ...


رضا میرکریمی و شادمهر راستین
به همین سادگی | نشر نازلی |
🌱
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
واژه زن و مادر برابر با ایثار و از خودگذشتگی است و هیچ جمله‌ای نمیتونه این بزرگی و فداکاری رو بیان کنه.

روز زن
روز مادر
مبارک❤️

@mohammadnosratimusic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اجرای زنده آهنگ "Shallow" مراسم اسکار از Lady Gaga و Bradley Cooper
از فیلم یک ستاره متولد شده که هر دو بازی میکنند و میخوانند.

@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
از زمانی ڪه عفاف را
زیر حجابها جستجو ڪردیم
بوی تند هرزگی خیابانها را گرفت

فڪرها گندید
عقیده ها پوسید
و پرده های باور دریده شد
تو به زن شڪ ڪردی
و من به مرد

سیمین دانشور


@mohammadnosratimusic
امسال عیدی بهم کتاب و سی دی موسیقی هدیه کنیم...🎼🎧🎹📀💿📒📔📙📘📗📕
@mohammadnosratimusic
آهنگ عیدانه من تقدیم به دوستان عزیزم... کاری که فقط چند ساعت قبل از تحویل سال سرودم و خواندم...
Eidaneh
عیدانه💐
محمد نصرتی
@mohammadnosratimusic