📯مجله محمد نصرتی📯
336 subscribers
985 photos
326 videos
53 files
151 links
دوست داشتم یه رادیو محلی داشته باشم.
موسیقی و عکس و نوشته ها و اطلاعات مفید رو با دوستان نازنینم سهیم باشم.

ارتباط با من

@mohammadnosrati52
Download Telegram
4_5922769715184273378.mp4
86.7 MB
قطعه "عدم گردم"
کنسرت پرفورمنس " از حبس دنیا "
رهبر ارکستر: #محمد_نصرتی
آهنگساز: امیر حسین طریقت
تنظیم: محمد نصرتی
خواننده: وحید تاج
کنسرت مایستر مونیکا لران
تصویر علیرضا صفرنژاد
به همراه گروه دف نوازان سایه به سرپرستی محمد طریقت
تالار وحدت اردیبهشت ۹۸

نسخه کامل کنسرت را از سایت نماوا یا نشانی کانال یوتیوب زیر مشاهده کنید:
https://www.youtube.com/channel/UCIS_UYbkjqdpFddgjOhXxTQ

@mohammadnosratimusic
❤1
Forwarded from سواد زندگی
چرا باید از کمال‌گرایی فاصله بگیریم و چگونه بر آن غلبه کنیم؟ (+ 10 راه‌حل کاربردی)

❇️کمال‌گرایی به‌غلط به‌عنوان ارزشی مقدس در بین مردم رواج یافته و گرگی است در لباس میش که تنها دستاوردش افسردگی، ضعف عزت‌نفس، کاهش اعتماد به خود، اضطراب، بی‌قراری و البته ناامیدی است. در این درس نشان می‌دهیم که چرا نباید برای رسیدن به کمال تلاش کرد و چگونه از شر کمال‌گرایی در امان بمانیم.

🔺متن کامل را در لینک زیر بخوانید👇🏼👇🏼

http://savadezendegi.com/fa/news/578

❤️با آن‌ها که دوستشان دارید به اشتراک بگذارید.
@savadzendegi
Forwarded from Aasoo - آسو
«کاهش مصرف گوشت، تخم‌مرغ و محصولات لبنی از بسیاری جهات مفید است: این امر نه تنها خطر شیوع بیماری‌ها در آینده را کاهش می‌دهد و پایان صنعتی بی‌اعتنا به بهروزی یا امنیت کارگران را رقم می‌زند بلکه بحران‌های بوم‌شناختیِ گوناگونی را که با آن مواجه‌ایم تقلیل می‌دهد.»

aasoo.org/fa/articles/3054
@NashrAasoo 🔻
👤 📜 محمدرضا شجریان
(۱ مهر ۱۳۱۹ - ۱۷ مهر ۱۳۹۹)
◾️◾️
محمدرضا شجریان، تنها موسیقی‌دان سده‌ی گذشته است که قاطبه‌ی اهل ایران، یک‌صدا، صدای درون خود را در صدای او می‌جویند و می‌شنوند؛ با مقدار متوازن و متناسبی از هر چه در فرهنگ و هنر ایرانی می‌توان سراغ کرد از خصوصیات اخلاقی و اجتماعی و صنعت و هنر و گرایش‌های سیاسی. او نزد ایرانیان نزدیک‌ترین حس است برای درک آن رویین‌تنی‌ای که در متون حماسی و اسطوره‌ای وصف شده و سیاوش‌وار از بزنگاه‌های تاریخ جان به در می‌برد. استاد آوازی که پرکارترین موسیقی‌دان دهه‌های گذشته است و همیشه جانب مردم گرفته است یا مردم چنین تلقی‌ای از جانب‌ او درک کرده‌اند.

گستره‌ی صدایش، از پای سفره‌ی افطار تا صدای رسای مبارزات سیاسی مردم، در بزنگاه‌های تاریخی مختلف، از پیش از انقلاب تا سال ۱۳۸۸ را در بر می‌گیرد. تسلط بی‌حدش در اجرا و تراوش قطرانی از آن‌چه بر آواز و گاه حتا ساز در سده‌ی گذشته، گذشته است از حنجره‌اش، او را صاحب مقامی ویژه کرده است. همنشینی با بزرگترین استادان موسیقی ایرانی و اجراهای بی‌شمار او با استادان بلامنازع این هنر و بهره‌ و شناختی که او از شاگردی اینان به کف آورده، طبع‌آزمایی‌اش در تجربه‌ی شیوه‌های گوناگون این موسیقی از اجراهای خصوصی تا کار با ارکستر‌های بزرگ، تواناییِ تثبیتِ بیانی رمانتیک در آواز ایرانی و همپایی و همراهی مردم در مناسب‌خوانی‌هایش، حضورش را برای مردمی شیفته‌ی چشم به یک قهرمان دوختن، آن‌چنان مغتنم کرده که او را به سمبلی برای ایجاد حس ایرانی بودن و مفتخر بودن از این «بودن» بدل کرده است. او پرافتخارترین هنرمند موسیقی ایرانی در کسب عناوین بین‌المللی است: جایزه‌ی یونسکو، جایزه‌ی آقاخان، نشان صلح، نشان شوالیه، نامزدی جایزه گرمی و ...

از مشهد، زادگاهش، آواز را با تلاوت قرآن آغاز کرد، و تا ۱۳۵۰ که چهار سال از فعالیت حرفه‌ای‌اش در تهران می‌گذشت به احترام پدرش که شاید آواز‌خوان شدن‌اش را خوش نمی‌داشت با نام مستعار «سیاوش بیدگانی» فعالیت کرد. پیش از آن مقدمات نواختن سنتور و خوشنویسی را دنبال کرده بود و دانشسرای عالی را به اتمام رسانده بود. آشنایی او با «فرامرز پایور» نقطه‌ی عطفی در فعالیت هنری‌اش رقم زد، پیش از آن، از «احمد عبادی» و «اسماعیل مهرتاش» بهره برده بود. آشنایی‌اش با نورعلی برومند، منظر اصلی نگاهش به آواز را متحول کرد؛ «سیدحسین طاهرزاده» و تأثیرات او بر گسترش بیان در آواز ایرانی را به شکلی عملی دنبال کرد و تا حدود غیرقابل‌وصفی در پیش‌تر بردن این بیان موفق شد. اجرایی تاریخی از دستگاه «راست و پنجگاه» در ۱۳۵۴ به همراه «محمدرضا لطفی» و «ناصر فرهنگ‌فر» در «جشن هنر شیراز» تأثیر زیادی در شناساندن توانایی‌ها و تسلط او در آواز ایرانی به شنوندگان پرشمار موسیقی ایران در دهه‌ی پنجاه داشت. همچنین اجرای دستگاه نوا در سال ۱۳۵۶ در جشن هنر شیراز، پیوستن‌اش به «مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی ایرانی» و محشور شدن با «عبدالله دوامی»، انتشار سه مجموعه از آثارش از سوی «انتشارات رادیو تلویزیون ملی ایران»، انتشار «رباعیات خیام» ساخته‌ی «فریدون شهبازیان» با دکلمه‌ی «احمد شاملو» از سوی «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان»، همکاری با «مؤسسه‌ی فرهنگی هنری چاووش» و مشخصاً «محمدرضا لطفی» و پس از آن انتشار چندین آلبوم همراه «پرویز مشکاتیان» در دهه‌ی شصت که در اوج دوران کاری و پختگی آواز او صورت بست؛ او را به صدایی خاموش‌ناشدنی، بُرّان، معترض، مسلط، روشنفکر، مردمی، آگاه و تاریخی بدل کرد. هرچند پس از آن هم آثار قابل تأملی در موسیقی ایرانی با همکاری و همّت او ساخته و منتشر شد؛ مجموعه‌ی کنسرت‌هایش در اواخر دهه‌ی شصت و دهه‌ی هفتاد همراه «داریوش پیرنیاکان»، «جمشید عندلیبی» و «مرتضی اعیان» انتشار چند آلبوم تأثیرگذار با مشارکت پرویز مشکاتیان، «کامبیز روشن‌روان»، «محمدرضا درویشی»، «کیهان کلهر»، «داریوش طلایی»، «حسین علیزاده»، «علی حاتمی»، «مجید درخشانی» و «گروه آوا»؛ «گنبد مینا»، «جان عشاق» و «دود عود»، «آسمان عشق»، «شب، سکوت، کویر» و «دلشدگان» و همراهی‌اش در کنسرت‌هایی با «حسین علیزاده»، «کیهان کلهر» و «همایون شجریان» که نقش مؤثری در شناساندن دوباره‌ی او به نسل‌ جدیدی از مشتاقان‌اش و همچنین معرفی توانایی‌های فرزندش در آواز داشت، همه و همه او را به طرز ویژه‌ای در مرکز توجه مشتاقان و دنبال‌کنندگان آواز ایرانی قرار داد. او با تسلطی مثال‌زدنی و با بیانی منحصربه‌فرد تعداد زیادی از شاهکارهای ادب فارسی را جان بخشیده و غزل‌های بسیاری از حافظ، سعدی، عطار و مولوی را در ذهن شنوندگانش تثبیت و تفسیر کرده است. شجریان -‌چه بخواهیم و چه نخواهیم- درون روح هر ایرانی منزلی دارد و راح صوت‌اش -چه بپسندیم و چه نپسندیم- معیار آواز ایرانی است. او تذکار مشخصی است از نقش مؤثر یک هنرمند در ذهن یک ملت، به رغم خواسته‌ها‌ و اراده‌‌های مسدودکننده.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤 📜 محمدرضا شجریان
(۱ مهر ۱۳۱۹ - ۱۷ مهر ۱۳۹۹)

🎵 سازوآواز در مخالف چهارگاه همراه با نی جمشید عندلیبی/ آلبوم «دستان»، اثر پرویز مشکاتیان

#آمدگان_و_رفتگان
کانال تلگرام نویز👇🏻
🔗http://goo.gl/Epcd1b

@mohammadnosratimusic
Forwarded from Owrsi | اورسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد
این سرود را سرخیو اورتگا، آهنگساز شیلیایی، در سال ۱۹۷۳ با الهام از یک شعار خیابانی ساخت. اورتگا این آهنگ را در دو روز ساخت و سرود نخستین بار توسط گروه کیلاپایون (Quilapayun) و با همراهی ویکتور خارا، ترانه‌سرا و آهنگساز شیلیایی، در یک کنسرت پرجمعیت اجرا شد. ویکتور خارا همان سال زیر شکنجه جان داد و در دورۀ حکومت دیکتاتوریِ پینوشه، خواندن سرودِ El pueblo unido jamás será vencido ممنوع بود.
سال‌ها بعد از کودتای پینوشه دوباره سرود در خیابان‌های شیلی سروده می‌شود. موسیقی جزء جدانشدنی اعتراض‌های اخیر مردم شیلی علیه نئولیبرالیسم بود و حالا موفق شده‌اند با اعتراض‌های مستمر، قانون اساسی‌شان را برای تغییر به رای بگذارند.
Forwarded from Quasi una Fantasia
اگر قرار باشد که با هنرِ نوازندگی هم به حقیقت نائل شویم و امرِ نادیدنی را ببینیم و امرِ ناشنیدنی را بشنویم، پس لابد این هنر نیز قلّه‌ای دارد و همانندِ خودِ «باخ» که بر تارکِ موسیقی نشسته‌است، در نوازندگی نیز لحظاتی از به صدا درآمدنِ نت‌ها را نشان توان داد، که در آن «امرِ مطلق» به بهترین نحو برون می‌تراود. من اکنون تردید ندارم که اجرای گولدِ نابغه از «هنرِ فوگ»، خاصّه این چند دقیقه‌ی واپسین (= از آغازِ «سوژه‌ی سوم» از کنتراپونکتوسِ XIV) که – ازقضا [نظربه پژوهشِ اینْدرا هیوز در دهه‌ی گذشته] عمداً – ناتمام رها شده‌است، عالی‌ترین لحظاتِ هنرِ نوازندگی است.
~
پ. ن. ۱: این چند دقیقه بخشِ واپسین از کنتراپونکتوسِ چهاردهمِ «هنرِ فوگ» است. تنها اثری از باخِ خود-صنعت‌کار-پندار که این‌بار خودش نامِ «هنر» بر اثرش نهاده‌است، و این کنتراپونکتوس، چهاردهمین و آخرین‌شان است؛ این فوگِ آخر سه سوژه دارد [برای تقریب به ذهن: چیزی شبیه به فوگِ ش. ۱۴، از جلدِ دومِ مجموعه‌ی وِل‌تِمپرد-کلاویه در فادیِز مینور]؛ و من این قطعه‌ی دوازده‌دقیقه‌ای را دقیقاً از ورودِ سوژه‌ی سوم بُرِش دادم‌. بنابراین شما درحالِ شنیدنِ سومین یا آخرین سوژه‌ی این فوگ هستید که با نتِ سی‌بِمُل آغاز می‌شود.

پ. ن. ۲: باخ، نامِ خود را بر این سوژه‌ی سوم رمزنگاری (= کریپتوگرافی) کرده‌است. نت‌های سی‌بِمُل (B)، لا (A)، دو (C)، سی (H)، نام و امضای باخ را نشان‌گر است. دراین‌باره می‌توانید در گوگل بیشتر جستجو کنید.

پ. ن. ۳: این کنتراپونکتوسِ واپسین، و به‌تبع‌اش کلِ اثر «ناتمام» است. هزاران تفسیر از این ناتمامی کرده‌اند و مصحّحین و موسیقی‌شناسانِ نام‌داری چون تاوی و بوزُنی ده‌ها بار آن را کامل کرده‌اند. شرحِ این هجران و این خونِ جگر، این‌زمان بگذار تا وقتِ دگر.

پ. ن. ۴: حرکاتِ بدنِ گولد ادا و اطوار نیستند، و زمزمه‌هایی که می‌کند هم نُیز و گزافه نیستند. این بدنِ یک نابغه است. اگر صوتِ او و بنای عظیمی را که دارد می‌سازد دریافتیم، بدنِ او هم برای‌مان فهمیدنی خواهد شد، اما اگر درنیافتیم قضاوت‌های عوامانه‌مان را در پرانتز بگذاریم و فقط او را هم‌چون تصاویری از یک تئاترِ موسیقایی نظاره کنیم، تازمانی‌که توفیقِ درک و شنیدن‌اش را بیابیم. [ادبِ شنیدن]

پ. ن. ۵: هندزفری بگذارید؛ پنج دقیقه در سکوتی سرد، خلوت کنید، یا اگر مسلمان‌اید و آدابِ مذهب می‌شناسید، وضویی بگیرید، یا مثلاً مدیتِیشن کنید، و خلاصه چند دقیقه درون را از صداها و تصاویرِ عاطل و باطلی که احاطه‌مان کردند، خالی کنید؛ و سپس، با تمرکزِ بسیار بالا آن را بشنوید.

پ . ن. ۶: گرچه محال است، اما باید بتوانید هر ۴ صدا را هم‌زمان بشنوید. زمانی شنیدن به کمال می‌رسد که گوش بتواند چنین قابلیتی پیدا کند. من و شما صرفاً لحظه‌هایی از هر صدا را می‌توانیم دنبال کنیم. اما ممکن است توفیقی حاصل شود و کسی بتواند هر ۴ صدا را مداوم بشنود؛ این همان لحظه‌ی حقیقت است. گولد کسی است که می‌تواند چنین گونه بشنود؛ ازکجا می‌دانیم؟ از چیزی که می‌نوازد. همین است که درجه‌ی نوازندگی‌اش با اختلاف از بزرگانِ این عرصه سبقت می‌گیرد و بر صدر می‌نشیند. اما شوربختانه فقط خودش می‌شنود که چه نواخته. چه تنهاییِ عمیقی است؛ باآن‌که کوشیده تا آن‌چه را چشیده به دیگران نیز بچشاند، بازهم کسی نمی‌شنود، مگر خودش. شاید همین باشد که ساعت‌ها اجرای خودش را می‌شنود و با وسواس آن‌ها را ادیت هم می‌کند.

پ. ن. ۷: گولد با منطقِ اثر پیش می‌رود و همان‌گونه که اثر تمام می‌شود اجرا را تمام می‌کند: ناگهانی، سهم‌ناک، و ناتمام. شاید چون – به‌قولِ شیف – زندگی هم همین‌گونه است: می‌رویم، می‌رویم، می‌رویم، و ناگهان...
❤1
Forwarded from Quasi una Fantasia
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#پیشنهاد_شنیداری
Johann Sebastian Bach: die Kunst der Fuge, Contrapunctus XIV, third Subject: "B-A-C-H"
Piano: GLENN GOULD
~
توضیحاتِ بالا را بخوانید.
Forwarded from Honiball Joseph
از آهنگسازان محترم دعوت می کنیم تا در مسابقه ی جهانی آهنگسازی گیلگمش شرکت نمایید. https://www.gilgamesh.co.com/persian-competition
Forwarded from Mohammad Nosrati
https://www.aparat.com/v/V79ea

کلیپ "آبی خاکستری سیاه" من در آپارات پخش شد. میتونید بازدید کنید و نظرتون رو بنویسید و به دوستانتون هم سفارش کنید.🌺
❤1
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به شدت توصیه میشه ببینید....

راهنماییهای هنرمندان به هنرمندان
(قسمت اول)
@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به شدت توصیه میشه ببینید...

راهنمایی هنرمندان برای هنرمندان
(قسمت دوم)
@mohammadnosratimusic
کلاس《 تکنیکهای خوانندگی در استودیو》 میتونه برای کسانی که احساس می‌کنند میتونند بخونند و یا سابقه خوانندگی دارند موثر هست و علاقمندان میتونند در واتساپ یا تلگرام من نمونه صداشون رو بفرستند تا نحوه برگزاری کلاسها رو اعلام کنم.
09123498472 واتساپ و تلگرام

@mohammadnosratimusic
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داشتم برای هنرجوم توضیح میدادم که چطور یه قطعه رو بخونه که یهو این ملودی خودش اومد و تا انتها زدم و هنرجوی زرنگ هم اونو ضبط کرد.
بعضی وقتها فضای طبیعت به آدم یه حسی میده که نمیدونی کجا و چطور و به چه شکلی ظهور پیدا میکنه...
ممنون از مهسا کعبی عزیز برای ثبت و تدوین این قطعه.

پ.ن: از اینکه پیانو کوک نیست و اجرای منم بدلیل همزمانی خلق تم خیلی مناسب نیست پوزش میخوام.
#محمدنصرتی #محمد_نصرتی_آهنگساز #mohammadnosrati
#musicirani #musician #paino #موسیقی #موسیقی_پیانو #موزیک_بیکلام #موسیقی_ملایم #jarbandmusic #mohammadnosratimusic #پاییز #موسیقی_پاییزی #موسیقی_پاییز

@mohammadnosratimusic
Forwarded from 📯مجله محمد نصرتی📯 (Mohammad Nosrati)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قطعه مشهور Palladio  اثری از کارل جنکینز :
کارل جنکینز (Karl Jenkins) متولد 1944 آهنگساز اهل ولز از انگلستان می‌باشد. وی دکترای موسیقی را از دانشگاه ولز دریافت کرده و عمده فعالیت وی در سبک کلاسیک، جاز و راک می‌باشد.
کارل جنکینز آثار فوق‌العاده زیبا و مشهوری به دنیای موسیقی ارائه کرده که بعضی از آنها شهرت جهانی دارند. وی جوایز متعددی را نیز بدلیل سبک آهنگسازی‌اش دریافت کرده‌است. از جمله آثار مشهور این آهنگساز قطعه پالادیو “Palladio” می‌باشد که در سال 1995 ساخته شده و در واقع موومان اول از یک ارکستر زهی می‌باشد که نام آن “Allegretto” بوده ولی با نام پالادیو بیشتر شناخته شده‌است.
این قطعه شهرت جهانی داشته و بازنوازی های متعددی از آن اجرا شده است.
دیدن و شنیدن این قطعه با پارتیتور آن لذت خاصی داره...

@mohammadnosratimusic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گردش کامل #ماه از دید مدارگرد شناسایی ماه (فضا پیمای رباتیک #ناسا LRO) 🌛
📡 @KavehMadani
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به بهانه شب یلدا
تقدیم به کودکان کار سرزمینم
موسیقی و صدا: محمد نصرتی
شعر: مهشاد متقی
تدوین: مهسا کعبی

@mohammadnosratimusic
❤1
Forwarded from Aasoo - آسو
همه‌گیری به ما می‌فهماند که سارتر آزاد بودن را در چه می‌دانست 🔻

✍️ یکی از شدیدترین تأثیرات بیماری همه‌گیر کووید-۱۹، پس از تلفات و خسارات وحشتناکش بر زندگی انسان، بر آزادی ما بوده است. در همه‌ی جهان فعالیت‌های مردم به شدت کاهش یافته، دولت‌ها زاغ سیاه مردم را چوب می‌زنند و در همه کارهایشان آنها را زیر نظر دارند. این امر بر قابلیت‌های ما برای تأمین معیشت، تحصیل و حتی حضور در کنار عزیزان در پایان عمرشان اثر گذاشته است. به نظر می‌رسد که آزادی یکی از بزرگ‌ترین قربانیان این ویروس است.

✍️ اما مقاله‌ای از ژان پل سارتر در نشریه‌ی آتلانتیک در سال ۱۹۴۴ توجه مرا به این مسئله جلب کرد که آیا این امر صرفاً نوعی حکایت ساده‌ی فقدان است یا نه. فیلسوف فرانسوی نظریه‌اش را چنین خلاصه کرده است: «هیچ‌گاه ما آزادتر از وقتی نبوده‌ایم که تحت اشغال حکومت آلمان بودیم.» بینش اصلی سارتر این بود که ما زمانی کاملاً به حدود آزادی‌ خود و سرشت حقیقی آن واقف می‌شویم که از حیث فیزیکی و جسمانی از عمل و فعالیت کردن بازمی‌مانیم. اگر او برحق باشد، آنگاه این بیماریِ همه‌گیر فرصتی است برای آنکه بار دیگر دریابیم که منظور از آزاد بودن چیست.

✍️ به طور خلاصه، این بیماریِ همه‌گیر ما را قادر ساخت که تفاوت میان آزادیِ توخالی برای عملِ بدون سدّ و منع و آزادی حقیقی برای عمل بر حسب داوری‌هایی را که با سنجیدن تمام جوانب به دست آورده‌ایم به روشنی و وضوح بیشتری ببینیم و بفهمیم. هَری فرانکفورت، فیلسوف آمریکایی، در سال ۱۹۷۱ این تفاوت را با تمایز میان چیزهایی که صرفاً می‌خواهیم و آن‌هایی که، پس از ملاحظه و بررسی، می‌خواهیم که بخواهیم توضیح می‌دهد. برای مثال، اگر دلم یک دونات بخواهد و آن را بخورم، صرفاً امیال و خواهش‌های خودم را دنبال می‌کنم، خواست‌هایی که درمی‌یابم در هر لحظه‌ی معلومی دارم. اما اگر، پس از تأمل، نخواهم هله‌هوله بخورم (یا، دست‌کم، اغلب اوقات نخواهم بخورم) در این صورت توانایی مخالفت با این خواسته‌ها را در پرتو آنچه می‌دانم که می‌خواهم بخواهم، دارم. این نوع از آزادی نیازمند کنترل و مهار خود است. شخصی بدون این توانایی حقیقتاً آزاد نیست بلکه آن‌چیزی است که فرانکفورت «عنان‌گسیخته» (wanton) می‌خواند، به عبارت دیگر، کسی که برده‌ی امیال خود است.

@NashrAasoo 💬