#مقاله
🔴 ✍️ مقاله - «کینگ مجتبی» میان دو لبهٔ قیچی
🔴 آنچه در اظهارات مهرهها و رسانههای رژیم در مهرماه ۱۴۰۵ دیده میشود، تصویری عریان از یک حاکمیت گرفتار در بنبست استراتژیک، سردرگمی محاسباتی و جنگ بقا میان باندهای قدرت است. جدال علنی بر سر «جنگ یا مذاکره» با آمریکا بازتاب بحران مهارناپذیر هژمونی در رأس ولایت فقیه است؛ نقطهای که شخص مجتبی خامنهای توان تصمیمگیری قاطع را از دست داده و کلیت دستگاه حاکمه در وضعیت «نه جنگ، نه صلح، بلکه فرسایش همهجانبه» دستوپا میزند.
اعتراف به استیصال مادی و احضار شبح «جامزهر»
اظهارات غلامحسین کرباسچی و اشاره صریح او به تجربه «جامزهر» خمینی، اعترافی بیپرده به ورشکستگی رویاهای نظامی و استراتژیک نظام است. تأکید او بر اینکه «توان ما اصلاً با آمریکا قابل مقایسه نیست» و «نمیتوانیم پدر آمریکا را درآوریم»، پیش از آن که متوجه مخاطب بیرونی باشد، خلعسلاح تبلیغاتی باندهای تندرو و ماشین پروپاگاندای حکومتی است.
اشاره به سخنان خود پزشکیان مبنی بر اینکه «جنگ را ادامه بدهیم که چی؟ دوباره بسازیم، دوباره میآیند میزنند»، شکست دکترین بازدارندگی و تحمیل خسارات سنگین به زیرساختها را برملا میکند. در نگاه این طیف، تنها مسیر حفظ شاکلهٔ نظام و فرار از سرنگونی قطعی، متوقف کردن ماشین جنگ از طریق تندادن به تفاهم و تحمیل نوشیدن جامزهر به مجتبی خامنهای است؛ پیش از آن که زیرساختهای باقیمانده به کلی منهدم شوند.
قالیباف و پارادوکس بقا
موضعگیری محمدباقر قالیباف نیز بازتاب بنبست تئوریک جناح نظامی-امنیتی حاکم است. قالیباف اذعان میکند که نه توافق با آمریکا مانع ضربه مجدد میشود و نه ادامه تنش دشمن را خسته میکند. راهحل ادعایی او («هم آماده جنگ باشیم، هم جنگ کنیم و هم مذاکره کنیم») بیانگر یک فلج استراتژیک و تناقضگویی مطلق است.
واقعیت این است که بدنه قدرت و فرماندهان سپاه بهخوبی میدانند امضای هر گونه توافق واقعی نیازمند عقبنشینی ساختاری از مؤلفههای قدرت منطقهیی و موشکی است که بنیان ایدئولوژیک و پایگاه بسیج نیروهایشان را نابود میکند. از طرف دیگر، ورود تمامعیار به جنگ نیز بحران اجتماعی را به نقطه غیرقابل بازگشت میرساند. سرنوشت محتوم فروپاشی را رقم خواهد زد؛ در نتیجه، به فرمولهای بیمعنایی مانند «هم جنگ، هم مذاکره» پناه میبرند تا زمان بخرند.
اشاره کرباسچی به «توافق اسلامآباد» و حمله به سه کشتی دریایی، شکاف عمیق میان دیپلماسی رژیم و ماشین نظامی را عیان میسازد. اینکه نیروهای نظامی اقدامی علیه کشتیها انجام دهند که توافق به نفع نظام را عقیم کند، حاکی از وضعیت ملوکالطوایفی در ابعاد امنیتی و نظامی است.
لشگرکشی خیابانی
لشگرکشی باند بهاصطلاح تندرو علیه روحانی و ظریف با شعارهای تند و نامیدن آنان با عناوینی چون «نفوذی انگلیسی» و «آمریکایی»، همزمان با نالههای پزشکیان در هیأت دولت از «تفرقهافکنان و فحاشیها»، وجه دیگری از کشاکش بین باندهای حاکمیت است.
باند مسلط تندرو، پزشکیان و چهرههای همسو با او را نه شریک، بلکه پیادهنظام موقتی میدانند که وظیفهاش سپر بلای بحرانها شدن است. تظاهرات هماهنگشده علیه معماران مذاکره سابق (روحانی و ظریف) هشداری به پزشکیان است تا پای خود را از خطوط قرمز مداخله در سیاست خارجی و مذاکره مستقیم با آمریکا فراتر نگذارد.
همه چیز با تایید خامنهای است
در نقطهٔ مقابل تأکید جعفر قائمپناه بر اینکه «هیچ مذاکرهای بدون تصمیم شورای امنیت ملی و تأیید رهبری شکل نمیگیرد»، برای رد مسئولیت بحران از سوی دولت به سمت بیت مجتبی خامنهای است. دولت پزشکیان متوجه شده است که هر گونه گام برداشتن به سمت مذاکره بدون هزینه دادن کینگ مجتبی، به بهای قربانی شدن خودشان در دادگاههای باندی تمام خواهد شد. با ارجاع مداوم همه چیز به «تأیید نهایی خامنهای»، آنها تلاش میکنند مسئولیت وضعیت فلاکتبار ناشی از ادامه جنگ یا خفت ناشی از تسلیم و نوشیدن جامزهر را مستقیماً بر دوش خود ولیفقیه بار کنند.
گیر افتادن کینگ مجتبی میان دو لبهٔ قیچی
مجموع این علائم نشان میدهد که حاکمیت ولایت فقیه در شرایط فعلی، میان دو لبه قیچی گیر افتاده است. لبه جنگ و لبه مذاکره.
واقعیت این است چه با مذاکره و چه با جنگ، سقوط و سرنگونی در چشمانداز این نظام قرار دارد که البته به دست مردم و مقاومت سازمانیافته آنها محقق خواهد شد.
🔴 @mojahedin_org
اعتراف به استیصال مادی و احضار شبح «جامزهر»
اظهارات غلامحسین کرباسچی و اشاره صریح او به تجربه «جامزهر» خمینی، اعترافی بیپرده به ورشکستگی رویاهای نظامی و استراتژیک نظام است. تأکید او بر اینکه «توان ما اصلاً با آمریکا قابل مقایسه نیست» و «نمیتوانیم پدر آمریکا را درآوریم»، پیش از آن که متوجه مخاطب بیرونی باشد، خلعسلاح تبلیغاتی باندهای تندرو و ماشین پروپاگاندای حکومتی است.
اشاره به سخنان خود پزشکیان مبنی بر اینکه «جنگ را ادامه بدهیم که چی؟ دوباره بسازیم، دوباره میآیند میزنند»، شکست دکترین بازدارندگی و تحمیل خسارات سنگین به زیرساختها را برملا میکند. در نگاه این طیف، تنها مسیر حفظ شاکلهٔ نظام و فرار از سرنگونی قطعی، متوقف کردن ماشین جنگ از طریق تندادن به تفاهم و تحمیل نوشیدن جامزهر به مجتبی خامنهای است؛ پیش از آن که زیرساختهای باقیمانده به کلی منهدم شوند.
قالیباف و پارادوکس بقا
موضعگیری محمدباقر قالیباف نیز بازتاب بنبست تئوریک جناح نظامی-امنیتی حاکم است. قالیباف اذعان میکند که نه توافق با آمریکا مانع ضربه مجدد میشود و نه ادامه تنش دشمن را خسته میکند. راهحل ادعایی او («هم آماده جنگ باشیم، هم جنگ کنیم و هم مذاکره کنیم») بیانگر یک فلج استراتژیک و تناقضگویی مطلق است.
واقعیت این است که بدنه قدرت و فرماندهان سپاه بهخوبی میدانند امضای هر گونه توافق واقعی نیازمند عقبنشینی ساختاری از مؤلفههای قدرت منطقهیی و موشکی است که بنیان ایدئولوژیک و پایگاه بسیج نیروهایشان را نابود میکند. از طرف دیگر، ورود تمامعیار به جنگ نیز بحران اجتماعی را به نقطه غیرقابل بازگشت میرساند. سرنوشت محتوم فروپاشی را رقم خواهد زد؛ در نتیجه، به فرمولهای بیمعنایی مانند «هم جنگ، هم مذاکره» پناه میبرند تا زمان بخرند.
اشاره کرباسچی به «توافق اسلامآباد» و حمله به سه کشتی دریایی، شکاف عمیق میان دیپلماسی رژیم و ماشین نظامی را عیان میسازد. اینکه نیروهای نظامی اقدامی علیه کشتیها انجام دهند که توافق به نفع نظام را عقیم کند، حاکی از وضعیت ملوکالطوایفی در ابعاد امنیتی و نظامی است.
لشگرکشی خیابانی
لشگرکشی باند بهاصطلاح تندرو علیه روحانی و ظریف با شعارهای تند و نامیدن آنان با عناوینی چون «نفوذی انگلیسی» و «آمریکایی»، همزمان با نالههای پزشکیان در هیأت دولت از «تفرقهافکنان و فحاشیها»، وجه دیگری از کشاکش بین باندهای حاکمیت است.
باند مسلط تندرو، پزشکیان و چهرههای همسو با او را نه شریک، بلکه پیادهنظام موقتی میدانند که وظیفهاش سپر بلای بحرانها شدن است. تظاهرات هماهنگشده علیه معماران مذاکره سابق (روحانی و ظریف) هشداری به پزشکیان است تا پای خود را از خطوط قرمز مداخله در سیاست خارجی و مذاکره مستقیم با آمریکا فراتر نگذارد.
همه چیز با تایید خامنهای است
در نقطهٔ مقابل تأکید جعفر قائمپناه بر اینکه «هیچ مذاکرهای بدون تصمیم شورای امنیت ملی و تأیید رهبری شکل نمیگیرد»، برای رد مسئولیت بحران از سوی دولت به سمت بیت مجتبی خامنهای است. دولت پزشکیان متوجه شده است که هر گونه گام برداشتن به سمت مذاکره بدون هزینه دادن کینگ مجتبی، به بهای قربانی شدن خودشان در دادگاههای باندی تمام خواهد شد. با ارجاع مداوم همه چیز به «تأیید نهایی خامنهای»، آنها تلاش میکنند مسئولیت وضعیت فلاکتبار ناشی از ادامه جنگ یا خفت ناشی از تسلیم و نوشیدن جامزهر را مستقیماً بر دوش خود ولیفقیه بار کنند.
گیر افتادن کینگ مجتبی میان دو لبهٔ قیچی
مجموع این علائم نشان میدهد که حاکمیت ولایت فقیه در شرایط فعلی، میان دو لبه قیچی گیر افتاده است. لبه جنگ و لبه مذاکره.
واقعیت این است چه با مذاکره و چه با جنگ، سقوط و سرنگونی در چشمانداز این نظام قرار دارد که البته به دست مردم و مقاومت سازمانیافته آنها محقق خواهد شد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Audio
#رادیو_مجاهد
📡 صدای شما از رادیو مجاهد 🎧
🗣 پیام به نیروهای خواهان ارتباط - ۲۸ مهر ۱۴۰۵
✉️ پیام از رادیو به فرهاد ۲۰۰، فرزاد ۵۷۰۰، داوود ۱۴۰۵ شیراز، کوروش ۵۹ تهران، ابوالفضل ۶۹۰ و مهران ۲۴ اصفهان
🔴 @mojahedin_org
📡 صدای شما از رادیو مجاهد 🎧
🗣 پیام به نیروهای خواهان ارتباط - ۲۸ مهر ۱۴۰۵
✉️ پیام از رادیو به فرهاد ۲۰۰، فرزاد ۵۷۰۰، داوود ۱۴۰۵ شیراز، کوروش ۵۹ تهران، ابوالفضل ۶۹۰ و مهران ۲۴ اصفهان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#مریم_رجوی
🔴 مریم رجوی: فراخوان به حمایت از یک ابتکار عمل بینالمللی برای توقف اعدامها در ایران قسمت اول 1️⃣
پیام به کنفرانس به مناسبت رو جهانی علیه حکم اعدام - ۱۷مهر ۱۴۰۵
🔴 مهمانان گرامی، صاحبنظران و مدافعان حقوق بشر!
۱۰اکتبر روز جهانی نه به اعدام است. به این مناسبت ادای احترام میکنیم به همه زنان و مردان شجاعی که در ایران به جرم مبارزه برای آزادی اعدام شدند.
ادای احترام میکنیم به قهرمانانی مثل وحید بنیعامریان، محمد تقوی، بابک علیپور، پویا قبادی، اکبر دانشورکار، ابوالحسن منتظر، محمد معصومشاهی، حامد ولیدی و مهدی خانکی. این مردان شجاع در مقابل وحشت اعدام مستحکم ایستادند و پای چوبههای دار سرود آزادی خواندند.
همانطور که صحبت میکنیم، زندانیان سیاسی بسیار بیشتری در صف اعدام وجود دارند، از جمله محمد جواد وفایی ثانی که از سال ۲۰۱۹ در زندان است.
ادای احترام میکنیم به شورشگرانی که امسال به خاطر شرکت در قیامها اعدام شدند. کسانی که در بیدادگاهها شجاعانه گفتند که برای سرنگونی رژیم بهپاخاستهاند. ادای احترام به اسیرانی که در قعر زندانهای رژیم هستند. آنها پرچمدار نه به اعداماند. کسانی که بیش از دو سال است کارزار سهشنبههای نه به اعدام را ادامه میدهند.
ادای احترام به خانوادههای شجاعی که در برابر مخوفترین شکنجهگاههای رژیم علیه اعدام اعتراض میکنند. روز جهانی «نه به اعدام» بهطور خاص «نه» تمام بشریت به رژیم است. رژیمی که با اعدام و قتلعام تعریف میشود.
🔴 بیلان رژیم اعدام و قتلعام
بهیاد میآوریم کشتار دستهجمعی دهها هزار زندانی سیاسی را در اوایل دهه ۶۰
بهیاد میآوریم قتلعام ۳۰ هزار زندانی سیاسی را در سال۶۷
بهیاد میآوریم کشتار ۱۵۰۰ تن از معترضان را در قیام آبان ۹۸
بهیاد میآوریم کشتار ۷۵۰ تن از قیامکنندگان را در پاییز ۴۰۱
و بهیاد میآوریم کشتار چند هزار جوان را در قیام دی ۴۰۴
شمار اعدامهای ثبت شده در سال ۱۴۰۴ ایرانی(مارس۲۰۲۵ تا مارس۲۰۲۶) به ۲۶۵۷ رسید. دستکم ۶۰ زن در میان اعدامشدگان قرار داشتند.
نگرانکنندهتر، افزایش اعدامهای سیاسی است. در بحبوحه جنگ خارجی و تنها در۶ ماه گذشته دستکم ۴۶ زندانی سیاسی اعدام شدند. اینها شامل ۹عضو سازمان مجاهدین خلق ایران و ۳۷ تن از بازداشتشدگان قیام بودند.
تنها در دو هفته اخیر و در آستانه روز جهانی علیه مجازات اعدام این رژیم دهها زندانی را اعدام کرد. در میان آنها ۵جوانی بودند که در قیام دیماه دستگیر شده بودند.
🔴 قیامها سر بازایستادن ندارند
این رود خون نشانه توفان خشم مردمی است که مصمم هستند استبداد دینی را ریشهکن کنند.
قیامهای مردم ایران سر بازایستادن ندارد و رژیم مزدورانش را در خیابانها نگه داشته تا جلوی قیام مردم را بگیرد.
سقوط پول رسمی کشور و بحران فزاینده اقتصادی، مردم را به ستوه آورده، بیثباتی و هراس از قیام در تار و پود رژیم رخنه کرده است. ولی فقیه جدید رژیم بسیاری از اهرمها برای حفظ رژیم را از دست داده است. مهمترین ابزار او اعدام زندانیان سیاسی است.
در تیرماه سال گذشته، خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران نوشت «امروز زمان تکرار این تجربه موفق سال ۶۷ است». یعنی فراخوان به قتلعام جدید زندانیان سیاسی. در ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ یکی از مسئولان دستگاه قضاییه در تلویزیون دولتی گفت: قوه قضاییه آمادگی دارد که همان رفتار سال ۶۷ یعنی قتلعام مجاهدین به فرمان خمینی را در پیش بگیرد.
اما در شرایط کنونی و گسترش مقاومت سراسری، رژیم نخواهد توانست سرنوشت مردم ما را با حلقآویز ترسیم کند. نه بقایای رژیم کنونی خواهند توانست این حکومت پوسیده را حفظ کنند، نه بازماندگان شاه خواهند توانست ایران را به دیکتاتوری سلطنتی برگردانند.
🔴 @mojahedin_org
پیام به کنفرانس به مناسبت رو جهانی علیه حکم اعدام - ۱۷مهر ۱۴۰۵
۱۰اکتبر روز جهانی نه به اعدام است. به این مناسبت ادای احترام میکنیم به همه زنان و مردان شجاعی که در ایران به جرم مبارزه برای آزادی اعدام شدند.
ادای احترام میکنیم به قهرمانانی مثل وحید بنیعامریان، محمد تقوی، بابک علیپور، پویا قبادی، اکبر دانشورکار، ابوالحسن منتظر، محمد معصومشاهی، حامد ولیدی و مهدی خانکی. این مردان شجاع در مقابل وحشت اعدام مستحکم ایستادند و پای چوبههای دار سرود آزادی خواندند.
همانطور که صحبت میکنیم، زندانیان سیاسی بسیار بیشتری در صف اعدام وجود دارند، از جمله محمد جواد وفایی ثانی که از سال ۲۰۱۹ در زندان است.
ادای احترام میکنیم به شورشگرانی که امسال به خاطر شرکت در قیامها اعدام شدند. کسانی که در بیدادگاهها شجاعانه گفتند که برای سرنگونی رژیم بهپاخاستهاند. ادای احترام به اسیرانی که در قعر زندانهای رژیم هستند. آنها پرچمدار نه به اعداماند. کسانی که بیش از دو سال است کارزار سهشنبههای نه به اعدام را ادامه میدهند.
ادای احترام به خانوادههای شجاعی که در برابر مخوفترین شکنجهگاههای رژیم علیه اعدام اعتراض میکنند. روز جهانی «نه به اعدام» بهطور خاص «نه» تمام بشریت به رژیم است. رژیمی که با اعدام و قتلعام تعریف میشود.
بهیاد میآوریم کشتار دستهجمعی دهها هزار زندانی سیاسی را در اوایل دهه ۶۰
بهیاد میآوریم قتلعام ۳۰ هزار زندانی سیاسی را در سال۶۷
بهیاد میآوریم کشتار ۱۵۰۰ تن از معترضان را در قیام آبان ۹۸
بهیاد میآوریم کشتار ۷۵۰ تن از قیامکنندگان را در پاییز ۴۰۱
و بهیاد میآوریم کشتار چند هزار جوان را در قیام دی ۴۰۴
شمار اعدامهای ثبت شده در سال ۱۴۰۴ ایرانی(مارس۲۰۲۵ تا مارس۲۰۲۶) به ۲۶۵۷ رسید. دستکم ۶۰ زن در میان اعدامشدگان قرار داشتند.
نگرانکنندهتر، افزایش اعدامهای سیاسی است. در بحبوحه جنگ خارجی و تنها در۶ ماه گذشته دستکم ۴۶ زندانی سیاسی اعدام شدند. اینها شامل ۹عضو سازمان مجاهدین خلق ایران و ۳۷ تن از بازداشتشدگان قیام بودند.
تنها در دو هفته اخیر و در آستانه روز جهانی علیه مجازات اعدام این رژیم دهها زندانی را اعدام کرد. در میان آنها ۵جوانی بودند که در قیام دیماه دستگیر شده بودند.
این رود خون نشانه توفان خشم مردمی است که مصمم هستند استبداد دینی را ریشهکن کنند.
قیامهای مردم ایران سر بازایستادن ندارد و رژیم مزدورانش را در خیابانها نگه داشته تا جلوی قیام مردم را بگیرد.
سقوط پول رسمی کشور و بحران فزاینده اقتصادی، مردم را به ستوه آورده، بیثباتی و هراس از قیام در تار و پود رژیم رخنه کرده است. ولی فقیه جدید رژیم بسیاری از اهرمها برای حفظ رژیم را از دست داده است. مهمترین ابزار او اعدام زندانیان سیاسی است.
در تیرماه سال گذشته، خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران نوشت «امروز زمان تکرار این تجربه موفق سال ۶۷ است». یعنی فراخوان به قتلعام جدید زندانیان سیاسی. در ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ یکی از مسئولان دستگاه قضاییه در تلویزیون دولتی گفت: قوه قضاییه آمادگی دارد که همان رفتار سال ۶۷ یعنی قتلعام مجاهدین به فرمان خمینی را در پیش بگیرد.
اما در شرایط کنونی و گسترش مقاومت سراسری، رژیم نخواهد توانست سرنوشت مردم ما را با حلقآویز ترسیم کند. نه بقایای رژیم کنونی خواهند توانست این حکومت پوسیده را حفظ کنند، نه بازماندگان شاه خواهند توانست ایران را به دیکتاتوری سلطنتی برگردانند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#مقاله
🔴 ✍️ مقاله - ایران: کابوس حاکمیت؛ فرصت جامعه
🔴 دیوهای منافع طبقاتی و منافع سیاسی در دایرهی قدرت، تنوره میکشند، جولان میدهند، و تو اگر ذرات هویت انسانی در وجودت مانده باشد، باید دریابی که روزگار قتلعام عاطفههاست.
کرکسهای سلطهگر فقاهتی، نان از سفرهی مردمان میربایند تا کرامت و شوکت انسانی در بازارگرمیِ زبالهگردی، اینگونه
به حراج گذاشته شود:
«این روزها فقر همگانی شده و مختص منطقه یا محل خاصی نیست، چراکه افراد فقیر از چارچوب سنتی و تصوری که در اذهان عمومی در گذشته وجود داشت، فاصله بسیاری گرفتهاند و در هر کوی و برزن این موج گستردهتر میشود. غم نان، جان به لب مردم رسانده و از اینرو زبالهگردها دوباره به خیابانهای پایتخت بازگشتهاند.»[۱]
دیو طبقاتیساز ولایی ــ آخوندی، خود مسبب فقر و فاقه و فلاکت اقتصادیست، و هنگامی که آثار آزاردهندهی این سیاست در منظر عمومی آشکار میشود، قصد «برخورد» با آن با استفاده از نیروهای سرکوبگر را میکند:
«مهدی چمران رئیس شورای شهر در جمع خبرنگاران گفت که باید با این مسأله برخورد شود. رئیس شورای شهر گویی از حضور چندساله زبالهگردها در سطح شهر بیخبر است. چرا بهجای انداختن تقصیر بر گردن دیگری، ریشه فقر را درمان نمیکنید؟»
آیا روزنامهی حکومتی نمیداند که مردم ایران سالهاست میدانند آدرس «درمان ریشه فقر» در کانون قدرت سیاسی ــ مذهبیِ حاکمیت متکی بر ولایت فقیه است؟ میداند، ولی این سیاست رسانههای[اگر بشود به آنها رسانه اطلاق نمود] حکومتی است که هرگز به ریشهها نروند و فقط گزارشگر سطح نمایان بحرانهای لاعلاج ایران باشند.
آنجا هم که بر اثر اشمئزاز سیاست حکومتیِ تولید زبالهگرد، میخواهد نشانهیی بدهد، انگشتش را روی دایرهای میچرخاند تا کانون اصلیِ مولد فقر و زبالهگردی در حاکمیت ولایت فقیهی نشان داده نشود:
«زبالهگردی نتیجه مشکلات ساختاری اقتصاد و نحوه توزیع ثروت است. از نگاه جامعهشناختی، چنین افرادی با نوعی طردشدگی ساختاری روبهرو هستند. گسترش این پدیده تصویری از شکاف طبقاتی و نابرابری در توزیع ثروت در جامعه ارائه میدهد.»
«ساختار» مشکلساز در اقتصاد و «نحوه توزیع ثروت»، هویت سیاسی و مرجع سیاستگذاری دارد و ناماش «اتاق فکر نظام جمهوری اسلامی» است. اتاقی که بحران را تولید میکند و قربانیان آثار بحران را زندانی و سرکوب میکند و این، چرخهی سیاستگذاری در نظام ملایان از ۴۷ سال گذشته تا کنون است. این سیاستگذاری، در روزنامهی حکومتی، چنین عنوانی یافته است: «فقر آزاد! زبالهگردی ممنوع!»
جرمسازی برای تداوم بحران و استمرار سرکوب، یک پایهی اصلی در ساختار نظام ولایت فقیه است. زبالهگردی را با تشدید فقر، تولید میکند، سپس نیروی انتظامی سرکوبگر را سراغ زبالهگرد میفرستد، در حالی که میداند اگر راه تهیهی نان و غذا بسته شود، راههای بحرانیتر زاده و تکثیر میشوند:
«افرادی که راه درآمد خود را از دست میدهند، ممکن است برای تأمین نیازهای اولیه به فعالیتهای پرخطرتر و پنهانتری روی بیاورند.»
تولید فقر و زبالهگردی و اعدام، تاکتیکهای اتاق فکر نظام برای خمیدن کمر مردم زیر بار آنهاست تا به خیال خود، با این ستونهای فرج، راه خیزش و قیام ناگزیر را مسدود نگاه دارد. اما این خود، نشانهی اصلیِ معادله میان جامعه و حاکمیت میباشد که برای حاکمیت، کابوس و برای جامعه، فرصت است.
پینوشت:
[۱] کلیهی نمونهها از روزنامهی جهان صنعت، چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵
🔴 @mojahedin_org
کرکسهای سلطهگر فقاهتی، نان از سفرهی مردمان میربایند تا کرامت و شوکت انسانی در بازارگرمیِ زبالهگردی، اینگونه
به حراج گذاشته شود:
«این روزها فقر همگانی شده و مختص منطقه یا محل خاصی نیست، چراکه افراد فقیر از چارچوب سنتی و تصوری که در اذهان عمومی در گذشته وجود داشت، فاصله بسیاری گرفتهاند و در هر کوی و برزن این موج گستردهتر میشود. غم نان، جان به لب مردم رسانده و از اینرو زبالهگردها دوباره به خیابانهای پایتخت بازگشتهاند.»[۱]
دیو طبقاتیساز ولایی ــ آخوندی، خود مسبب فقر و فاقه و فلاکت اقتصادیست، و هنگامی که آثار آزاردهندهی این سیاست در منظر عمومی آشکار میشود، قصد «برخورد» با آن با استفاده از نیروهای سرکوبگر را میکند:
«مهدی چمران رئیس شورای شهر در جمع خبرنگاران گفت که باید با این مسأله برخورد شود. رئیس شورای شهر گویی از حضور چندساله زبالهگردها در سطح شهر بیخبر است. چرا بهجای انداختن تقصیر بر گردن دیگری، ریشه فقر را درمان نمیکنید؟»
آیا روزنامهی حکومتی نمیداند که مردم ایران سالهاست میدانند آدرس «درمان ریشه فقر» در کانون قدرت سیاسی ــ مذهبیِ حاکمیت متکی بر ولایت فقیه است؟ میداند، ولی این سیاست رسانههای[اگر بشود به آنها رسانه اطلاق نمود] حکومتی است که هرگز به ریشهها نروند و فقط گزارشگر سطح نمایان بحرانهای لاعلاج ایران باشند.
آنجا هم که بر اثر اشمئزاز سیاست حکومتیِ تولید زبالهگرد، میخواهد نشانهیی بدهد، انگشتش را روی دایرهای میچرخاند تا کانون اصلیِ مولد فقر و زبالهگردی در حاکمیت ولایت فقیهی نشان داده نشود:
«زبالهگردی نتیجه مشکلات ساختاری اقتصاد و نحوه توزیع ثروت است. از نگاه جامعهشناختی، چنین افرادی با نوعی طردشدگی ساختاری روبهرو هستند. گسترش این پدیده تصویری از شکاف طبقاتی و نابرابری در توزیع ثروت در جامعه ارائه میدهد.»
«ساختار» مشکلساز در اقتصاد و «نحوه توزیع ثروت»، هویت سیاسی و مرجع سیاستگذاری دارد و ناماش «اتاق فکر نظام جمهوری اسلامی» است. اتاقی که بحران را تولید میکند و قربانیان آثار بحران را زندانی و سرکوب میکند و این، چرخهی سیاستگذاری در نظام ملایان از ۴۷ سال گذشته تا کنون است. این سیاستگذاری، در روزنامهی حکومتی، چنین عنوانی یافته است: «فقر آزاد! زبالهگردی ممنوع!»
جرمسازی برای تداوم بحران و استمرار سرکوب، یک پایهی اصلی در ساختار نظام ولایت فقیه است. زبالهگردی را با تشدید فقر، تولید میکند، سپس نیروی انتظامی سرکوبگر را سراغ زبالهگرد میفرستد، در حالی که میداند اگر راه تهیهی نان و غذا بسته شود، راههای بحرانیتر زاده و تکثیر میشوند:
«افرادی که راه درآمد خود را از دست میدهند، ممکن است برای تأمین نیازهای اولیه به فعالیتهای پرخطرتر و پنهانتری روی بیاورند.»
تولید فقر و زبالهگردی و اعدام، تاکتیکهای اتاق فکر نظام برای خمیدن کمر مردم زیر بار آنهاست تا به خیال خود، با این ستونهای فرج، راه خیزش و قیام ناگزیر را مسدود نگاه دارد. اما این خود، نشانهی اصلیِ معادله میان جامعه و حاکمیت میباشد که برای حاکمیت، کابوس و برای جامعه، فرصت است.
پینوشت:
[۱] کلیهی نمونهها از روزنامهی جهان صنعت، چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کانون_شورشی
🔴 ۱۰ اخطار آتشین در روز جهانی علیه اعدام (۱۰اکتبر)
با درود به کارزار سهشنبههای نه به اعدام در هفته صد و چهل و یکم در ۶۶زندان قسمت دوم (آخر)
🔴 بیانیه زندانیان محکوم به اعدام در واحد ۲ عمومی قزلحصار
🔴 برای بسیاری از ما، هر صدای قدم در راهروی زندان میتواند پیامآور آخرین وداع باشد در اینجا فاصله میان زندگی و مرگ، گاه تنها به باز شدن یک در بند است.
🔴 خطاب ما به حکومت اعدامی روشن است، طنابدار پاسخ به اعتراضها و بحرانهای کنونی در ایران نیست، همانطور که در بیش از ۴ دهه حکومت ننگینتان به اثبات رسیده با اعدام زندانیان به گور تاریخیتان نزدیک میشوید
🔴 @mojahedin_org
با درود به کارزار سهشنبههای نه به اعدام در هفته صد و چهل و یکم در ۶۶زندان قسمت دوم (آخر)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#گزارش_خبری
🔴 ✍️ گزارش خبری - جنایت ساختاری؛ غارت ثروت ملی و فقر مطلق مردم ایران
🔴 در شرایطی که غارت دسترنج مردم و فروپاشی اقتصاد ایران، میلیونها کارگر و دستفروش و بازنشسته و معلم و پرستار و... را به قعر دره فلاکت سوق داده، کارگزاران حکومتی و پزشکیان در منتهای بیشرمی از «نهضت توسعه عدالت» و پیشرفتهای «کشور» سخن میگویند.
روزنامه حکومتی «آرمان امروز» در گزارش ۲۶ مهر خود با استناد به برآوردهای میدانی و تحلیل کارشناسان حوزه کار، اعلام کرد که خط فقر واقعی برای یک خانوار شهری به بیش از ۸۵ میلیون تومان رسیده است. یعنی در حالی که حداقل دستمزد مصوب کارگران ۱۶ میلیون و ۶۰۰هزار تومان و با احتساب تمامی مزایا حدود ۲۰ میلیون تومان در ماه است، یک خانواده کارگری حتی با دریافت کل حقوق قانونی خود نمیتواند پاسخگوی ۲۰ درصد از هزینههای سبد معیشت خانوادهاش باشد.
به این ترتیب با بیش از ۸۰ درصد شکاف مزدی، میلیونها کارگر به زیر خط فقر مطلق پرتاب میشوند.
اما پارادوکس ضدبشری درست در نقطهای ظاهر میشود که میبینیم ثروتهای تاراج شدهٔ همین مردم فقیرشده صرف نیروی سرکوب، جنگافروزی، تروریسم منطقهیی و تأمین معیشت نیابتیها میشود. خبرگزاری «رویترز» روز چهارشنبه ۱۵ مهر نوشت: رژیم ایران بیش از ۲۰۰ میلیون دلار بودجه مستقیم برای کمک به آوارگان لبنانی به حزبالله پرداخت کرده است. سپس «علی دعموش»، رئیس شورای اجرایی حزبالله لبنان، در ۲۰ مهر، ضمن تأیید خبر کمکهای بیدریغ نظام برای حل مشکل آوارگان لبنانی گفت: «خانوادههای واجد شرایط در بیروت و حومه جنوبی ۱۴ هزار دلار میگیرند، شامل ۸ هزار دلار برای اثاثیه و ۶ هزار دلار برای اجاره. این مبلغ در دیگر مناطق لبنان ۱۲ هزار دلار است».
حال با یک محاسبه ساده بر اساس نرخ امروز دلار (۲۶۲ هزار تومان)، عمق این فاجعه برملا میشود: کمک ۱۴ هزار دلاری به یک خانواده لبنانی معادل ۳ میلیارد و ۶۶۸ میلیون تومان پول نقد است. اگر حقوق کارگر را ۲۰میلیون تومان هم در نظر بگیریم، با تقسیم این رقم بر حقوق ماهیانه یک کارگر، مشخص میشود که کمک نقدی رژیم ایران به یک خانواده لبنانی، معادل مجموع حقوق و دستمزد بیش از ۱۵ سال (۱۸۴ ماه) یک کارگر محروم ایرانی است! تازه این فقط یک قلم آشکار شده است؛ آن هم بدون محاسبه میلیاردها دلار ریختوپاش نهادهای خاص و سپاه پاسداران و هزینههای نجومی و اختلاسهای پروژههای امنیتی و ولخرجیهای بیحدوحصر برای نورچشمیها و آقازادههای نظام.
این ارقام و محاسبات، ماهیت ضدکارگری نظامی را برملا میکند که حیات خود را در غارت سفرهٔ کارگران و ریختن آن به کام نیابتیهای جنگافروز بنا کرده است؛ جنایتی که پاسخ آن جز سرنگونی تام و تمام این رژیم به دست مردم و مقاومت مردم ایران نیست.
🔴 @mojahedin_org
روزنامه حکومتی «آرمان امروز» در گزارش ۲۶ مهر خود با استناد به برآوردهای میدانی و تحلیل کارشناسان حوزه کار، اعلام کرد که خط فقر واقعی برای یک خانوار شهری به بیش از ۸۵ میلیون تومان رسیده است. یعنی در حالی که حداقل دستمزد مصوب کارگران ۱۶ میلیون و ۶۰۰هزار تومان و با احتساب تمامی مزایا حدود ۲۰ میلیون تومان در ماه است، یک خانواده کارگری حتی با دریافت کل حقوق قانونی خود نمیتواند پاسخگوی ۲۰ درصد از هزینههای سبد معیشت خانوادهاش باشد.
به این ترتیب با بیش از ۸۰ درصد شکاف مزدی، میلیونها کارگر به زیر خط فقر مطلق پرتاب میشوند.
اما پارادوکس ضدبشری درست در نقطهای ظاهر میشود که میبینیم ثروتهای تاراج شدهٔ همین مردم فقیرشده صرف نیروی سرکوب، جنگافروزی، تروریسم منطقهیی و تأمین معیشت نیابتیها میشود. خبرگزاری «رویترز» روز چهارشنبه ۱۵ مهر نوشت: رژیم ایران بیش از ۲۰۰ میلیون دلار بودجه مستقیم برای کمک به آوارگان لبنانی به حزبالله پرداخت کرده است. سپس «علی دعموش»، رئیس شورای اجرایی حزبالله لبنان، در ۲۰ مهر، ضمن تأیید خبر کمکهای بیدریغ نظام برای حل مشکل آوارگان لبنانی گفت: «خانوادههای واجد شرایط در بیروت و حومه جنوبی ۱۴ هزار دلار میگیرند، شامل ۸ هزار دلار برای اثاثیه و ۶ هزار دلار برای اجاره. این مبلغ در دیگر مناطق لبنان ۱۲ هزار دلار است».
حال با یک محاسبه ساده بر اساس نرخ امروز دلار (۲۶۲ هزار تومان)، عمق این فاجعه برملا میشود: کمک ۱۴ هزار دلاری به یک خانواده لبنانی معادل ۳ میلیارد و ۶۶۸ میلیون تومان پول نقد است. اگر حقوق کارگر را ۲۰میلیون تومان هم در نظر بگیریم، با تقسیم این رقم بر حقوق ماهیانه یک کارگر، مشخص میشود که کمک نقدی رژیم ایران به یک خانواده لبنانی، معادل مجموع حقوق و دستمزد بیش از ۱۵ سال (۱۸۴ ماه) یک کارگر محروم ایرانی است! تازه این فقط یک قلم آشکار شده است؛ آن هم بدون محاسبه میلیاردها دلار ریختوپاش نهادهای خاص و سپاه پاسداران و هزینههای نجومی و اختلاسهای پروژههای امنیتی و ولخرجیهای بیحدوحصر برای نورچشمیها و آقازادههای نظام.
این ارقام و محاسبات، ماهیت ضدکارگری نظامی را برملا میکند که حیات خود را در غارت سفرهٔ کارگران و ریختن آن به کام نیابتیهای جنگافروز بنا کرده است؛ جنایتی که پاسخ آن جز سرنگونی تام و تمام این رژیم به دست مردم و مقاومت مردم ایران نیست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هشدار سفارت آمریکا در عربستان: نمایندگی ایالات متحده در ریاض به دلیل تعلیق پروازهای فرودگاه ملک خالد و تأخیر در سایر فرودگاهها پس از حملات پهپادی و موشکی، برای سفرهای هوایی پرسنل خود محدودیتهای جدیدی وضع کرد.
پیشنهاد عراقچی درباره تنگه هرمز: عراقچی در نشست بغداد اعلام کرد طرح ششروزه بازگشایی تنگه هرمز مشروط به رفع محاصره بنادر و لغو تحریمهای نفتی از سوی آمریکا روی میز است.
ارسال اطلاعات حساس نظامی به اوکراین: زلنسکی از رفع انسداد و ازسرگیری ارائه دادههای اطلاعاتی آمریکا برای رهگیری موشکهای بالستیک خبر داد.
افشای شبکه تأمین پهپادی: گزارشهای بینالمللی از همکاریهای تسلیحاتی سهجانبه میان رژیم، روسیه و شرکتهای چینی در خطوط مونتاژ آلابوگا پرده برداشتند.
مواضع سنتکام درباره امنیت دریانوردی: فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد نود و هفت درصد از کشتیهای تجاری با موفقیت از تنگه هرمز عبور کردهاند و محاصره دریاپایه علیه رژیم ادامه دارد.
اعلام آمادگی مصر: السیسی از آمادگی نیروهای مسلح مصر برای پشتیبانی از امنیت و ثبات عربستان سعودی خبر داد.
۱. پیگیری آخرین وضعیت پروازها و تدابیر امنیتی در فرودگاهها و گذرگاههای مرزی عربستان سعودی
۲. رصد واکنشهای بینالمللی به پیشنهادهای دیپلماتیک مربوط به آبراه تنگه هرمز و بازارهای انرژی
۳. پایش تحرکات پدافندی و همکاریهای اطلاعاتی ایالات متحده و اوکراین در جبهه شرقی
۴. بررسی نشستهای پارلمان مصر در خصوص اعطای مجوزهای نظامی جهت دفاع از پادشاهی عربستان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کلیپ
🔴 با دردهای مردم
🔴 کالابرگ و خشم بازاریها و مردم - صدای واقعی کف بازار
🔴 از بازار تهران تا شهرستان، یک جمله بیشتر شنیده نمیشه: "کالابرگ به درد نمیخوره!"
🔴 وقتی ستون اقتصاد مملکت، یعنی همین بازاری که با آبرو کاسبی میکنه، از دست شما به ستوه میاد و جلوی دوربین فریاد میزنه، یعنی کار از ریشه خرابه.
🔴 چرا باید ملت باید برای یک سبد مایحتاج ضروری کارت بکشه، صف وایسته و تحقیر بشه؟!
🔴 چاره کار چیست؟
✏️ منتظر گزارشات شما از مشکلات و کمبودها و نارساییها در همه زمینهها هستیم
🔴 @mojahedin_org
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM