Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
تغییر در ایران نه در مذاکره با رژیم و نه در جنگ و مداخله خارجی
بلکه در مبارزه خود مردم ایران نهفته است
یوروپ سیز در گزارشی از کنفرانس برلین و سخنان دکتر معصومه بلورچی نماینده شورای ملی مقاومت در این کنفرانس، نوشت: در کنفرانسی در برلین که با عنوان «بحران در ایران و راهحل دموکراتیک» برگزار گردید، معصومه بلورچی، نماینده شورای ملی مقاومت ایران در آلمان، تأکید کرد که مقاومت سازمانیافته در داخل ایران یک مسیر عملی برای تغییر دموکراتیک ارائه میدهد.
بلورچی با اشاره به کارزار اعتصاب غذای «سهشنبههای نه به اعدام» بهعنوان نمونهیی روشن از پایداری و مقابله با اعدامها در ایران گفت: این اعتصاب غذا که هر هفته برگزار میشود اکنون به ۶۶ زندان در سراسر ایران گسترش یافت و زندانیان در ۱۳ اکتبر صد و چهل و دومین هفته اعتصاب را در تداوم این کارزار برگزار کردند و این در حالی است زندانیان با تهدید اعدام مواجهند.
بلورچی گفت عزم زندانیان برای دفاع از کرامت انسانی نشان میدهد که مقاومت حتی در پشت میلههای زندان در حال رشد است. او تأکید کرد که خواستههای آنها مستلزم آن است که جامعه بینالمللی از محکومیتهای لفظی فراتر رفته و گامهای عملی برای توقف اعدامها بردارد.
وی همچنین تأکید کرد که مسیر تغییر در ایران نه در مذاکرات با رژیم و نه در جنگ و مداخله خارجی، بلکه در مبارزه خود مردم ایران علیه سرکوب نهفته است.
بلورچی با اشاره به پیام مریم رجوی گفت که نادیده گرفتن مقاومت سازمانیافته ایران بهعنوان یک جایگزین دموکراتیک، یکی از اشتباهات اساسی غرب در سیاست خود در قبال ایران بوده است.
او نتیجه گرفت که بیش از چهار دهه مقاومت در برابر زندان، شکنجه و اعدام، عزم این جنبش را برای تأمین آزادی و تغییر دموکراتیک در ایران نشان میدهد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#خبر
🔴 ارائه گزارش مای ساتو به مجمع عمومی توسط آنتونیو گوترز؛ اعدامهای خودسرانه بیوقفه ادامه یافت
🔴 دبیرکل سازمان ملل متحد، گزارش مای ساتو گزارشگر ویژه حقوقبشر برای ایران را به مجمع عمومی ملل متحد ارائه داد. در این گزارش آمده است: «در طول دوره گزارشدهی، هزاران نفر در ایران، هم بر اثر حملات آمریکا و اسراییل و هم توسط مقامهای ایرانی کشته شدند. حملات خارجی، سرکوب داخلی را متوقف نکرد: اعدامهای خودسرانه بدون وقفه ادامه یافت، کما اینکه گزارشهای مربوط به کشتارهای غیرقانونی توسط نیروهای امنیتی نیز ادامه داشت. گزارشگر ویژه حقوقبشر همچنان گزارشهایی در مورد استفاده از نیروی مفرط و کشنده توسط نیروهای امنیتی ایران در جریان اعتراضات سراسری دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶ دریافت میکند که منجر به هزاران کشته شد. هیأت حقیقتیاب مستقل دریافته است که بسیاری از این موارد نقض، به سطح جنایات علیه بشریت میرسد».
در گزارش مای ساتو که توسط دبیرکل ملل متحد به مجمع عمومی ارائه شد، آمده است: «اعدامها در طول جنگ متوقف نشد. حداقل ۲۹ نفر در ارتباط با مشارکتشان در اعتراضات ژانویه اعدام شدهاند که حداقل ۵ نفر از آنها در ملأعام بوده است».
گزارشگر ویژه حقوقبشر ملل متحد در گزارش خود خواستار تحقیقات فوری، مستقل و بیطرفانه در مورد کشتارها در ایران پیگرد قانونی عاملان آن شد. همچنین از رژیم ایران خواست پیکر کشتهشدگان را به خانوادههایشان بر گرداند و فشار بر آنها را پایان دهد
🔴 @mojahedin_org
در گزارش مای ساتو که توسط دبیرکل ملل متحد به مجمع عمومی ارائه شد، آمده است: «اعدامها در طول جنگ متوقف نشد. حداقل ۲۹ نفر در ارتباط با مشارکتشان در اعتراضات ژانویه اعدام شدهاند که حداقل ۵ نفر از آنها در ملأعام بوده است».
گزارشگر ویژه حقوقبشر ملل متحد در گزارش خود خواستار تحقیقات فوری، مستقل و بیطرفانه در مورد کشتارها در ایران پیگرد قانونی عاملان آن شد. همچنین از رژیم ایران خواست پیکر کشتهشدگان را به خانوادههایشان بر گرداند و فشار بر آنها را پایان دهد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#آموزشی
🔴 ۶۰ سال در محاصره دروغ، تاریخچه شیطانسازی علیه مجاهدین ــــــــــــــ قسمت چهارم
🔴 ۳. اتهام خشونتطلبی و ترور
یکی دیگر از ستونهای گفتمان شیطانسازی، زدن برچسب خشونتطلبی و القای آن به افکار عمومی بود. فهرستسازی از نبرد مسلحانه انقلابی و ایستادگی شرافتمندانه مجاهدین در برابر فاشیسم دینی در دههٔ ۱۳۶۰، بدون کمترین اشاره به دوران فاز سیاسی و خویشتنداری دو و نیم ساله مجاهدین در برابر سرکوب سیستماتیک، شکنجههای قرونوسطایی و اعدامهای جریانوار سازمانیافته در دهه ۶۰ با هدف تروریست نامیدن مجاهدین بود.
در کنار اقدامات واقعی، ادعاهای بیپایه و تأییدنشدهای نیز مطرح شدهاند؛ از جمله ترور دانشمندان هستهیی ایران، انفجارهای زنجیرهیی، یا همکاری با داعش. این اتهامات بدون سند، یا با تکیه بر اعترافات مشکوک مطرح شده و از سوی نهادهای بینالمللی یا دادگاهها رد گردیده و بیاعتبار اعلام شدهاند.
۴. حمله به بنیانهای اخلاقی و خانوادگی
بخشی از گفتمان رسمی در ایران کوشیده است با وارد کردن اتهامات اخلاقی، بهویژه در خصوص روابط خانوادگی، چهرهای انزجارآور از سازمان در ذهن عموم مردم شکل دهد. ادعاهایی مشمئزکننده، بدون ارائهٔ سند معتبر حقوقی و قابل دفاع در دادگاه، در فضای تبلیغاتی رسمی بهوفور دیده میشود.
این رویکرد بهویژه از منظر جامعهٔ مذهبی و سنتی ایران، بهگونهیی طراحی شده که هر گونه امکان همدلی با اعضای سازمان را از میان ببرد.
۵. استفاده از ادبیات دینی برای مشروعیتزدایی
یکی از قدرتمندترین ابزارهای گفتمان حاکم علیه سازمان، بهرهگیری از مفاهیم و اصطلاحات دینی برای توجیه حذف و سرکوب آن بوده است. کاربرد تعابیری چون «نفاق»، «محاربه»، «ارتداد»، «خروج از دین» و «اهل بغی» از جمله مصادیق این تکنیک است.
این واژگان شیطانسازانه علاوه بر سطح فقهی در فضای سیاسی و قضایی حاکمیت بهکار گرفته شدهاند و بستری برای صدور احکام سنگین، از جمله اعدامهای گسترده در دههٔ ۶۰ فراهم آوردهاند. بدین ترتیب، دستگاه سرکوب، نوعی مشروعیت دینی و الهی برای اقدامات خود ساخته است که فراتر از گفتمان حقوقی مدرن عمل میکند.
🔴 @mojahedin_org
یکی دیگر از ستونهای گفتمان شیطانسازی، زدن برچسب خشونتطلبی و القای آن به افکار عمومی بود. فهرستسازی از نبرد مسلحانه انقلابی و ایستادگی شرافتمندانه مجاهدین در برابر فاشیسم دینی در دههٔ ۱۳۶۰، بدون کمترین اشاره به دوران فاز سیاسی و خویشتنداری دو و نیم ساله مجاهدین در برابر سرکوب سیستماتیک، شکنجههای قرونوسطایی و اعدامهای جریانوار سازمانیافته در دهه ۶۰ با هدف تروریست نامیدن مجاهدین بود.
در کنار اقدامات واقعی، ادعاهای بیپایه و تأییدنشدهای نیز مطرح شدهاند؛ از جمله ترور دانشمندان هستهیی ایران، انفجارهای زنجیرهیی، یا همکاری با داعش. این اتهامات بدون سند، یا با تکیه بر اعترافات مشکوک مطرح شده و از سوی نهادهای بینالمللی یا دادگاهها رد گردیده و بیاعتبار اعلام شدهاند.
۴. حمله به بنیانهای اخلاقی و خانوادگی
بخشی از گفتمان رسمی در ایران کوشیده است با وارد کردن اتهامات اخلاقی، بهویژه در خصوص روابط خانوادگی، چهرهای انزجارآور از سازمان در ذهن عموم مردم شکل دهد. ادعاهایی مشمئزکننده، بدون ارائهٔ سند معتبر حقوقی و قابل دفاع در دادگاه، در فضای تبلیغاتی رسمی بهوفور دیده میشود.
این رویکرد بهویژه از منظر جامعهٔ مذهبی و سنتی ایران، بهگونهیی طراحی شده که هر گونه امکان همدلی با اعضای سازمان را از میان ببرد.
۵. استفاده از ادبیات دینی برای مشروعیتزدایی
یکی از قدرتمندترین ابزارهای گفتمان حاکم علیه سازمان، بهرهگیری از مفاهیم و اصطلاحات دینی برای توجیه حذف و سرکوب آن بوده است. کاربرد تعابیری چون «نفاق»، «محاربه»، «ارتداد»، «خروج از دین» و «اهل بغی» از جمله مصادیق این تکنیک است.
این واژگان شیطانسازانه علاوه بر سطح فقهی در فضای سیاسی و قضایی حاکمیت بهکار گرفته شدهاند و بستری برای صدور احکام سنگین، از جمله اعدامهای گسترده در دههٔ ۶۰ فراهم آوردهاند. بدین ترتیب، دستگاه سرکوب، نوعی مشروعیت دینی و الهی برای اقدامات خود ساخته است که فراتر از گفتمان حقوقی مدرن عمل میکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
به یکانهای شورشی بپیوندید!
سرنگونی آخوندها توسط این یکانها محقق میشود!
ای.دی تماس: @ReporterPMOI
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#مقاله
🔴 ✍️ مقاله - ارزشهای پایه در فرهنگ مجاهدین: صداقت برونکوک
🔴 صداقت بنیان حیات اخلاقی و سیاسی انسان است. سقراط حقیقتگویی را شرط «زندگی معطوف به خیر» میدانست و مرگ را بر نفی آن ترجیح داد. آگوستین آن را پل انسان و خدا و راه رهایی از دروغ جهان خاکی خواند. در سنت اسلامی از قرآن تا فارابی، صداقت زیربنای عدالت اجتماعی است. هانا آرنت تاکید میکند دروغ سیاسی اعتماد عمومی را فرسوده و در نهایت نظامهای استبدادی را ساقط میکند؛ پس صداقت کارکردی اجتماعی-تاریخی برای بازتولید اعتماد و ممکنساختن کنش جمعی دارد.
صداقت در روانشناسی و انسانشناسی:
کارل راجرز «همخوانی» میان تجربه درونی و ابراز بیرونی را مطرح میکند؛ دروغ مداوم شکاف درونی و اضطراب وجودی میآورد. در روانکاوی لاکان، فقدان صداقت «بیگانگی زبانی» و جدایی از سوژه حقیقی است. کلیفورد گیرتز نشان میدهد صداقت در فرهنگها سازوکار استقرار اعتماد اجتماعی است و در جوامع سنتی، عهد راستین پیمانی مقدس بود که نقض آن فروپاشی شبکه اجتماعی محسوب میشد.
در اندیشه مدرن:
هابرماس در نظریه «کنش ارتباطی» صداقتگویی را پیشفرض هر گفتگوی عقلانی و شرط تفاهم و همبستگی میداند. فوکو در مطالعه «پرهسیا» یا گفتار راستین نشان داد حقیقتگویی عملی مخاطرهآمیز و مقاومتی است که گوینده را در معرض خشم قدرت قرار میدهد.
در تجربه مجاهدین خلق:
سازمان صداقت را در دو سطح تعریف میکند: ۱- درونکوک: یگانگی قلب و زبان و هماهنگی باور و گفتار ۲- برونکوک: فراتر از فرد، برقراری ارتباط و همخوانی قلب و زبان با واقعیتهای جهان پیرامون. در تبعید، زندان و سرکوب، این دو سطح عامل بقا و پایداری بوده و به تعبیر فوکو، صداقت در دل نظام سرکوبگر، عملی انقلابی است. چنانکه هایدگر آن را «گشودگی به حقیقت» و امکان رابطه اصیل با خود، دیگری و جهان مینامد.
کارکرد برونکوک در پهنه جمعی:
مهمترین پیامد آن بهرسمیتشناختن توانمندیهای ارزشمند دیگران بدون احساس تهدید است. در فرهنگ استثماری مبتنی بر سلطهجویی، خودمحوری به رقابت ناسالم، چشموهمچشمی، حسادت و فردگرایی افراطی و تضعیف محبت و همبستگی میانجامد. درحالیکه هر انسان واجد ظرفیتهای ارزشمندی است. صداقت برونگرا فرد را قادر میسازد ارزش دیگری را مستقل از منافع خویش ببیند، تحسین را دریغ نکند و موفقیت او را تهدید تلقی نکند. اینگونه میدان برای استعدادها باز شده و بهجای طرد و بایکوت، روابطی مبتنی بر احترام متقابل، همدلی و همافزایی شکل میگیرد؛ نیازی که سازمان انقلابی و جامعه انسانی به آن محتاج است.
صداقت در روانشناسی و انسانشناسی:
کارل راجرز «همخوانی» میان تجربه درونی و ابراز بیرونی را مطرح میکند؛ دروغ مداوم شکاف درونی و اضطراب وجودی میآورد. در روانکاوی لاکان، فقدان صداقت «بیگانگی زبانی» و جدایی از سوژه حقیقی است. کلیفورد گیرتز نشان میدهد صداقت در فرهنگها سازوکار استقرار اعتماد اجتماعی است و در جوامع سنتی، عهد راستین پیمانی مقدس بود که نقض آن فروپاشی شبکه اجتماعی محسوب میشد.
در اندیشه مدرن:
هابرماس در نظریه «کنش ارتباطی» صداقتگویی را پیشفرض هر گفتگوی عقلانی و شرط تفاهم و همبستگی میداند. فوکو در مطالعه «پرهسیا» یا گفتار راستین نشان داد حقیقتگویی عملی مخاطرهآمیز و مقاومتی است که گوینده را در معرض خشم قدرت قرار میدهد.
در تجربه مجاهدین خلق:
سازمان صداقت را در دو سطح تعریف میکند: ۱- درونکوک: یگانگی قلب و زبان و هماهنگی باور و گفتار ۲- برونکوک: فراتر از فرد، برقراری ارتباط و همخوانی قلب و زبان با واقعیتهای جهان پیرامون. در تبعید، زندان و سرکوب، این دو سطح عامل بقا و پایداری بوده و به تعبیر فوکو، صداقت در دل نظام سرکوبگر، عملی انقلابی است. چنانکه هایدگر آن را «گشودگی به حقیقت» و امکان رابطه اصیل با خود، دیگری و جهان مینامد.
کارکرد برونکوک در پهنه جمعی:
مهمترین پیامد آن بهرسمیتشناختن توانمندیهای ارزشمند دیگران بدون احساس تهدید است. در فرهنگ استثماری مبتنی بر سلطهجویی، خودمحوری به رقابت ناسالم، چشموهمچشمی، حسادت و فردگرایی افراطی و تضعیف محبت و همبستگی میانجامد. درحالیکه هر انسان واجد ظرفیتهای ارزشمندی است. صداقت برونگرا فرد را قادر میسازد ارزش دیگری را مستقل از منافع خویش ببیند، تحسین را دریغ نکند و موفقیت او را تهدید تلقی نکند. اینگونه میدان برای استعدادها باز شده و بهجای طرد و بایکوت، روابطی مبتنی بر احترام متقابل، همدلی و همافزایی شکل میگیرد؛ نیازی که سازمان انقلابی و جامعه انسانی به آن محتاج است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM