#آموزشی
🔴 ۶۰ سال در محاصره دروغ، تاریخچه شیطانسازی علیه مجاهدین ــــــــــــــ قسمت پنجم
🔴 کارکردها و اهداف گفتمان شیطانسازی
۱. مشروعیتسازی برای سرکوب فیزیکی
مهمترین کارکرد گفتمان شیطانسازی علیه سازمان مجاهدین خلق، فراهم آوردن بستر روانی، اخلاقی و حقوقی برای توجیه سرکوب گستردهٔ مجاهدین بوده است. نظام ولایت فقیه به سردمداری خمینی از نخستین سالهای پس از انقلاب با بحرانی در درون ساخت قدرت مواجه بود و سازمان مجاهدین را بهعنوان نیرویی با پایگاه جوانان شهری، دانشجویان، و بخشی از بدنهٔ کارگران، تهدیدی جدی خود محسوب میکرد.
در چنین شرایطی، گفتمان حاکم کوشید با انتزاع سازمان از بستر اجتماعی و تاریخ مبارزاتیاش، مسیر اعدام، زندان، تبعید، شکنجه و حذف فیزیکی گستردهٔ اعضا و هوادارانش را هموار کند. اعدامهای دستهجمعی در دهه ۶۰؛ بهطور خاص در سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۶۷، که طی آن هزاران زندانی سیاسی فقط بهدلیل «وابستگی فکری» به سازمان کشته شدند، یکی از بارزترین نمودهای عملی این گفتمان است. در گزارش نهایی پرفسور جاوید رحمان این اعدامهای جریانوار «جنایت علیه بشریت» و «نسلکشی» نام گرفتهاند.
۲. مدیریت افکار عمومی و مهار همدلی
یکی دیگر از اهداف بنیادین این گفتمان، پیشگیری از شکلگیری هر گونه همدلی عمومی با سازمان یا قربانیان سرکوب است. فاشیسم دینی بهخوبی دریافته بود که اگر جنایات خود را در برابر مردم عادی ـ بهویژه خانوادهها ـ «مشروع» جلوه ندهد، امکان بروز شکاف میان نظام و جامعه افزایش مییابد.
از همینرو، با پروپاگاندای حکومتی و جعل و ترویج برچسبهایی مانند «جنایتکاران بیرحم»، «خائنان به میهن»، «عاملان فساد»، یا «مرتدان فریبخورده»، افکار عمومی را در وضعیتی از بیتفاوتی، ترس یا نفرت نگه داشت. ادبیات رسانهیی این حکومت در خصوص سازمان، با استفاده از تکنیکهایی چون «شیطانسازی» (demonization) و «افسانهسازی منفی»، در راستای همین هدف عمل میکرد.
۳. تلاش برای انسداد و قفلکردن آلترناتیو دموکراتیک
گفتمان شیطانسازی با هدف مقابله با آلترناتیو دموکراتیک و قفل و انسداد آن پیوسته درصدد پیچیدهتر کردن خود بوده است. در شرایطی که فاشیسم دینی از بحرانهای گوناگون مشروعیت، ناکارآمدی، فساد و نارضایتی عمومی رنج میبرد، خوب میداند که نیروی سازمانیافتهای مانند مقاومت ایران و آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت با برنامه ۱۰مادهای خانم مریم رجوی، تهدید شماره یک بالقوه سرنگونی آن محسوب میشود. از این رو تا میتواند به شیوههای مختلف و پیچیده برای شیطانسازی از این مقاومت متوسل میشود.
🔴 @mojahedin_org
۱. مشروعیتسازی برای سرکوب فیزیکی
مهمترین کارکرد گفتمان شیطانسازی علیه سازمان مجاهدین خلق، فراهم آوردن بستر روانی، اخلاقی و حقوقی برای توجیه سرکوب گستردهٔ مجاهدین بوده است. نظام ولایت فقیه به سردمداری خمینی از نخستین سالهای پس از انقلاب با بحرانی در درون ساخت قدرت مواجه بود و سازمان مجاهدین را بهعنوان نیرویی با پایگاه جوانان شهری، دانشجویان، و بخشی از بدنهٔ کارگران، تهدیدی جدی خود محسوب میکرد.
در چنین شرایطی، گفتمان حاکم کوشید با انتزاع سازمان از بستر اجتماعی و تاریخ مبارزاتیاش، مسیر اعدام، زندان، تبعید، شکنجه و حذف فیزیکی گستردهٔ اعضا و هوادارانش را هموار کند. اعدامهای دستهجمعی در دهه ۶۰؛ بهطور خاص در سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۶۷، که طی آن هزاران زندانی سیاسی فقط بهدلیل «وابستگی فکری» به سازمان کشته شدند، یکی از بارزترین نمودهای عملی این گفتمان است. در گزارش نهایی پرفسور جاوید رحمان این اعدامهای جریانوار «جنایت علیه بشریت» و «نسلکشی» نام گرفتهاند.
۲. مدیریت افکار عمومی و مهار همدلی
یکی دیگر از اهداف بنیادین این گفتمان، پیشگیری از شکلگیری هر گونه همدلی عمومی با سازمان یا قربانیان سرکوب است. فاشیسم دینی بهخوبی دریافته بود که اگر جنایات خود را در برابر مردم عادی ـ بهویژه خانوادهها ـ «مشروع» جلوه ندهد، امکان بروز شکاف میان نظام و جامعه افزایش مییابد.
از همینرو، با پروپاگاندای حکومتی و جعل و ترویج برچسبهایی مانند «جنایتکاران بیرحم»، «خائنان به میهن»، «عاملان فساد»، یا «مرتدان فریبخورده»، افکار عمومی را در وضعیتی از بیتفاوتی، ترس یا نفرت نگه داشت. ادبیات رسانهیی این حکومت در خصوص سازمان، با استفاده از تکنیکهایی چون «شیطانسازی» (demonization) و «افسانهسازی منفی»، در راستای همین هدف عمل میکرد.
۳. تلاش برای انسداد و قفلکردن آلترناتیو دموکراتیک
گفتمان شیطانسازی با هدف مقابله با آلترناتیو دموکراتیک و قفل و انسداد آن پیوسته درصدد پیچیدهتر کردن خود بوده است. در شرایطی که فاشیسم دینی از بحرانهای گوناگون مشروعیت، ناکارآمدی، فساد و نارضایتی عمومی رنج میبرد، خوب میداند که نیروی سازمانیافتهای مانند مقاومت ایران و آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت با برنامه ۱۰مادهای خانم مریم رجوی، تهدید شماره یک بالقوه سرنگونی آن محسوب میشود. از این رو تا میتواند به شیوههای مختلف و پیچیده برای شیطانسازی از این مقاومت متوسل میشود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#خبر
🔴 عراق گذرگاه چذابه را بست؛ درخواست وزارت خزانهداری آمریکا برای قطع مرز با رژیم ایران
🔴 دولت عراق گذرگاه مرزی الشیب (چذابه) با ایران را از صبح امروز به روی تردد افراد و کالا بست، بدون آن که دلیل رسمی اعلام کند.
به گزارش شفق نیوز، این گذرگاه از ساعت شش بامداد بسته شد. یک منبع در شورای استانی میسان دلیل را «مسائل فنی» عنوان کرد. یک منبع دولتی نیز به الجزیره گفت شماری از گذرگاههای دیگر در روزهای آینده بهتدریج بسته خواهند شد.
منبعی دولتی به العین الاخباریه گفت علی فالح الزیدی، نخستوزیر عراق، به رهبران چارچوب هماهنگی اطلاع داده دولت نامهیی از وزارت خزانهداری آمریکا دریافت کرده که خواستار بستن مرز با ایران شده است. بهگفته همین منبع، عراق با بستن کامل مرز مخالفت کرده و آمریکا پیشنهاد داده تنها دو گذرگاه باز بماند.
این اقدام در میانهٔ فشار مالی گستردهٔ آمریکا بر عراق صورت میگیرد. وزارت خزانهداری آمریکا ۲۳ مهر بانک توسعه عراق را همراه با ۱۰ نهاد و ۱۶ فرد دیگر تحریم کرد.
طبق اعلام این وزارتخانه، این بانک از حراج دلاری سوءاستفاده کرده و با نهادهای حکومتی رژیم ایران و گروههای شبهنظامی در عراق پیوند دارد. در بیانیه آمده است آمریکا «سوءاستفاده شبهنظامیان همسو با رژیم ایران از بانکهای عراقی را تحمل نمیکند».
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت: «حلقه در حال تنگ شدن است». عراق نیز در سال ۲۰۲۴ همین بانک و هفت بانک تجاری دیگر را از معاملات دلاری منع کرده بود.
وزارت خزانهداری آمریکا شهریورماه کتائب حزبالله را به انتقال منابع مالی عراق به سمت رژیم ایران متهم کرده بود.
مایکل نایتس، رئیس پژوهش خاورمیانه و شمال آفریقا در شرکت هورایزن انگیج، در گفتگو با الجزیره توضیح داد شبهنظامیان عراقی برای کمک به رژیم ایران، حوثیها و حزبالله لبنان پول به خارج میفرستند، در حالی که گاهی حقوق خودشان با تأخیر پرداخت میشود.
براد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا، هفته گذشته اعلام کرد شبهنظامیان همسو با رژیم ایران پرداخت حقوق نیروهایشان را نگه میدارند تا پول به سپاه پاسداران برسد.
همزمان نگرانیها از دور تازهٔ جنگ افزایش یافته است. فایننشال تایمز امروز با استناد به سه منبع گزارش داد بنیامین نتانیاهو به ارتش اسراییل دستور داده بود کارزار بمباران چند روزه علیه رژیم ایران را برای ۱۸ مهر آماده کند، اما دونالد ترامپ با انجام آن مخالفت کرده است. یکی از منابع احتمال دور دیگری از تنش را در هفتههای آینده مطرح کرده است.
نیروهای آمریکایی هشتم مهر خروج خود از عراق را کامل کردند.
🔴 @mojahedin_org
به گزارش شفق نیوز، این گذرگاه از ساعت شش بامداد بسته شد. یک منبع در شورای استانی میسان دلیل را «مسائل فنی» عنوان کرد. یک منبع دولتی نیز به الجزیره گفت شماری از گذرگاههای دیگر در روزهای آینده بهتدریج بسته خواهند شد.
منبعی دولتی به العین الاخباریه گفت علی فالح الزیدی، نخستوزیر عراق، به رهبران چارچوب هماهنگی اطلاع داده دولت نامهیی از وزارت خزانهداری آمریکا دریافت کرده که خواستار بستن مرز با ایران شده است. بهگفته همین منبع، عراق با بستن کامل مرز مخالفت کرده و آمریکا پیشنهاد داده تنها دو گذرگاه باز بماند.
این اقدام در میانهٔ فشار مالی گستردهٔ آمریکا بر عراق صورت میگیرد. وزارت خزانهداری آمریکا ۲۳ مهر بانک توسعه عراق را همراه با ۱۰ نهاد و ۱۶ فرد دیگر تحریم کرد.
طبق اعلام این وزارتخانه، این بانک از حراج دلاری سوءاستفاده کرده و با نهادهای حکومتی رژیم ایران و گروههای شبهنظامی در عراق پیوند دارد. در بیانیه آمده است آمریکا «سوءاستفاده شبهنظامیان همسو با رژیم ایران از بانکهای عراقی را تحمل نمیکند».
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت: «حلقه در حال تنگ شدن است». عراق نیز در سال ۲۰۲۴ همین بانک و هفت بانک تجاری دیگر را از معاملات دلاری منع کرده بود.
وزارت خزانهداری آمریکا شهریورماه کتائب حزبالله را به انتقال منابع مالی عراق به سمت رژیم ایران متهم کرده بود.
مایکل نایتس، رئیس پژوهش خاورمیانه و شمال آفریقا در شرکت هورایزن انگیج، در گفتگو با الجزیره توضیح داد شبهنظامیان عراقی برای کمک به رژیم ایران، حوثیها و حزبالله لبنان پول به خارج میفرستند، در حالی که گاهی حقوق خودشان با تأخیر پرداخت میشود.
براد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا، هفته گذشته اعلام کرد شبهنظامیان همسو با رژیم ایران پرداخت حقوق نیروهایشان را نگه میدارند تا پول به سپاه پاسداران برسد.
همزمان نگرانیها از دور تازهٔ جنگ افزایش یافته است. فایننشال تایمز امروز با استناد به سه منبع گزارش داد بنیامین نتانیاهو به ارتش اسراییل دستور داده بود کارزار بمباران چند روزه علیه رژیم ایران را برای ۱۸ مهر آماده کند، اما دونالد ترامپ با انجام آن مخالفت کرده است. یکی از منابع احتمال دور دیگری از تنش را در هفتههای آینده مطرح کرده است.
نیروهای آمریکایی هشتم مهر خروج خود از عراق را کامل کردند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#آموزشی
🔴 جدایی دین از دولت؛ بنیان آزادی عقیده و حاکمیت دموکراتیک
➖ سکولاریسم؛ نسبت دین و سیاست و جایگاه آن در اندیشه مجاهدین خلق
قسمت اول
در بحث از آینده سیاسی ایران، یکی از بنیادیترین پرسشها به رابطه دین و قدرت سیاسی برمیگردد. تجربه حاکمیت رژیم آخوندی در پس پردهی دین، ضرورت بازتعریف این رابطه را به یکی از موضوعات مهم اندیشه سیاسی و مباحث مربوط به استقرار یک نظام دموکراتیک تبدیل کرده است. در این میان، اصل «جدایی دین از دولت» جایگاهی ویژه دارد؛ اصلی که نهتنها به ساختار حکومت، بلکه به آزادی عقیده، برابری شهروندان و حدود اختیارات نهادهای مذهبی در جامعه مربوط میشود.
جدایی دین از دولت یکی از اصول تصریحشده در برنامه دهمادهای مریم رجوی برای آینده ایران است. این اصل همچنین در اندیشه سیاسی سازمان مجاهدین خلق ایران جایگاهی اساسی دارد. اهمیت موضوع زمانی آشکارتر میشود که توجه کنیم مجاهدین، بهرغم مسلمان بودن، از جدایی نهاد دین از نهاد دولت دفاع میکنند.
در نگاه نخست، ممکن است چنین موضعی متناقض به نظر برسد. چگونه یک جریان سیاسی با اعتقادات اسلامی میتواند از سکولاریسم حمایت کند؟ آیا سکولاریسم مستلزم کنار گذاشتن دین از زندگی اجتماعی و سیاسی است؟ آیا میان جدایی دین از دولت و جدایی دین از سیاست تفاوتی وجود دارد؟ و سرانجام، سکولاریسم چه نسبتی با مفهوم لائیسیته دارد؟
پاسخ به این پرسشها مستلزم بررسی دقیق مفهوم سکولاریسم، مبانی نظری و تاریخی آن و تمایز میان ایمان مذهبی و اعمال قدرت دولتی به نام دین است.
➖ سکولاریسم؛ جدایی نهاد دین از نهاد دولت
سکولاریسم در معنای سیاسی و نهادی خود، پیش از هر چیز بر جدایی نهادهای دینی از ساختار دولت تأکید میکند. در ادبیات سیاسی غرب، این کلمه از عبارت Separation of Church and State، به معنای جدایی کلیسا از دولت، گرفته شده است. با این حال، دامنه آن محدود به مسیحیت یا نهاد کلیسا نیست؛ بلکه درباره رابطه هر نهاد مذهبی با حکومت، صرفنظر از نوع دین، کاربرد دارد.
در این برداشت، دولت نباید به ابزار اعمال اقتدار یک دین خاص تبدیل شود و نهادهای مذهبی نیز نباید به اعتبار موقعیت دینی خود صاحب قدرت حکومتی شوند.
نکته مهم آن است که سکولاریسم، در این معنا، به معنای نفی دین یا حذف اعتقادات مذهبی از جامعه نیست. موضوع اصلی آن تعیین مرز میان دو حوزه متفاوت است: از یکسو، حوزه اعتقاد و وجدان فردی و فعالیت آزادانه مذهبی؛ و از سوی دیگر، حوزه قدرت عمومی و دولت.
بر همین اساس، یک حکومت سکولار میتواند جامعهای با شهروندان مذهبی، نهادهای دینی فعال و احزاب سیاسی الهامگرفته از باورهای مذهبی داشته باشد، بدون آنکه هیچ دین یا نهاد مذهبی از امتیاز ویژه حکومتی برخوردار شود.
همین تمایز، مبنای دفاع سازمان مجاهدین خلق از اصل جدایی دین از دولت است. در صورتبندی سیاسی این سازمان، تأکید بر عبارت صریح «جدایی دین از دولت» بهجای کاربرد صرف واژه «سکولاریسم»، تلاشی برای جلوگیری از ابهام و تفسیرهایی است که گاه سکولاریسم را معادل مخالفت با دین یا حذف آن از سیاست معرفی میکنند.
🔴 @mojahedin_org
قسمت اول
در بحث از آینده سیاسی ایران، یکی از بنیادیترین پرسشها به رابطه دین و قدرت سیاسی برمیگردد. تجربه حاکمیت رژیم آخوندی در پس پردهی دین، ضرورت بازتعریف این رابطه را به یکی از موضوعات مهم اندیشه سیاسی و مباحث مربوط به استقرار یک نظام دموکراتیک تبدیل کرده است. در این میان، اصل «جدایی دین از دولت» جایگاهی ویژه دارد؛ اصلی که نهتنها به ساختار حکومت، بلکه به آزادی عقیده، برابری شهروندان و حدود اختیارات نهادهای مذهبی در جامعه مربوط میشود.
جدایی دین از دولت یکی از اصول تصریحشده در برنامه دهمادهای مریم رجوی برای آینده ایران است. این اصل همچنین در اندیشه سیاسی سازمان مجاهدین خلق ایران جایگاهی اساسی دارد. اهمیت موضوع زمانی آشکارتر میشود که توجه کنیم مجاهدین، بهرغم مسلمان بودن، از جدایی نهاد دین از نهاد دولت دفاع میکنند.
در نگاه نخست، ممکن است چنین موضعی متناقض به نظر برسد. چگونه یک جریان سیاسی با اعتقادات اسلامی میتواند از سکولاریسم حمایت کند؟ آیا سکولاریسم مستلزم کنار گذاشتن دین از زندگی اجتماعی و سیاسی است؟ آیا میان جدایی دین از دولت و جدایی دین از سیاست تفاوتی وجود دارد؟ و سرانجام، سکولاریسم چه نسبتی با مفهوم لائیسیته دارد؟
پاسخ به این پرسشها مستلزم بررسی دقیق مفهوم سکولاریسم، مبانی نظری و تاریخی آن و تمایز میان ایمان مذهبی و اعمال قدرت دولتی به نام دین است.
سکولاریسم در معنای سیاسی و نهادی خود، پیش از هر چیز بر جدایی نهادهای دینی از ساختار دولت تأکید میکند. در ادبیات سیاسی غرب، این کلمه از عبارت Separation of Church and State، به معنای جدایی کلیسا از دولت، گرفته شده است. با این حال، دامنه آن محدود به مسیحیت یا نهاد کلیسا نیست؛ بلکه درباره رابطه هر نهاد مذهبی با حکومت، صرفنظر از نوع دین، کاربرد دارد.
در این برداشت، دولت نباید به ابزار اعمال اقتدار یک دین خاص تبدیل شود و نهادهای مذهبی نیز نباید به اعتبار موقعیت دینی خود صاحب قدرت حکومتی شوند.
نکته مهم آن است که سکولاریسم، در این معنا، به معنای نفی دین یا حذف اعتقادات مذهبی از جامعه نیست. موضوع اصلی آن تعیین مرز میان دو حوزه متفاوت است: از یکسو، حوزه اعتقاد و وجدان فردی و فعالیت آزادانه مذهبی؛ و از سوی دیگر، حوزه قدرت عمومی و دولت.
بر همین اساس، یک حکومت سکولار میتواند جامعهای با شهروندان مذهبی، نهادهای دینی فعال و احزاب سیاسی الهامگرفته از باورهای مذهبی داشته باشد، بدون آنکه هیچ دین یا نهاد مذهبی از امتیاز ویژه حکومتی برخوردار شود.
همین تمایز، مبنای دفاع سازمان مجاهدین خلق از اصل جدایی دین از دولت است. در صورتبندی سیاسی این سازمان، تأکید بر عبارت صریح «جدایی دین از دولت» بهجای کاربرد صرف واژه «سکولاریسم»، تلاشی برای جلوگیری از ابهام و تفسیرهایی است که گاه سکولاریسم را معادل مخالفت با دین یا حذف آن از سیاست معرفی میکنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM