#خبر
⭕️ ترامپ: اگر نقش رژیم ایران در حادثه فلایدبی ثابت شود، بهشدت هدف قرار میگیرد
➖ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در دو اظهارنظر تازه درباره رژیم ایران هشدار داد اگر مشخص شود تهران در حادثه پرواز فلایدبی به مقصد اسراییل دست داشته، «بهشدت هدف قرار خواهد گرفت» و ساعاتی بعد بار دیگر گفت به اعتقاد او رژیم ایران «در آستانه تسلیم شدن» است.
این اظهارات همزمان با ادامه تحقیقات امارات متحده عربی درباره احتمال تروریستی بودن حادثه پرواز فلایدبی و گزارشها درباره تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه مطرح شده است.
رئیسجمهور آمریکا شامگاه پنجشنبه، نهم مهر، در پاسخ به پرسش خبرنگاران در کاخسفید درباره احتمال ارتباط رژیم ایران با کمک خلبانی که به خلبان پرواز دبی به تلآویو حمله کرد، گفت: «بر اساس آنچه میشنوم، میگویم پاسخ مثبت است، اما همین حالا در حال بررسی آن هستیم».
رئیسجمهور آمریکا در پاسخ به این پرسش که آیا در صورت اثبات دست داشتن رژیم ایران، واشنگتن تلافی خواهد کرد، گفت: «آنها بهشدت هدف قرار خواهند گرفت، نگران نباشید».
همزمان، دادستان کل امارات متحده عربی دستور تشکیل یک تیم ویژه برای تحقیق درباره حادثه پرواز FZ۱۰۷۳ فلایدبی را صادر کرده است.
خبرگزاری رسمی امارات گزارش داد تحقیقات قرار است علاوه بر چگونگی وقوع حادثه و انگیزه فرد مهاجم، مشخص کند که آیا این اقدام با «فعالیت یا هدف تروریستی» ارتباط داشته یا از پیش برنامهریزی یا هدایت شده است.
🔴 @mojahedin_org
این اظهارات همزمان با ادامه تحقیقات امارات متحده عربی درباره احتمال تروریستی بودن حادثه پرواز فلایدبی و گزارشها درباره تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه مطرح شده است.
رئیسجمهور آمریکا شامگاه پنجشنبه، نهم مهر، در پاسخ به پرسش خبرنگاران در کاخسفید درباره احتمال ارتباط رژیم ایران با کمک خلبانی که به خلبان پرواز دبی به تلآویو حمله کرد، گفت: «بر اساس آنچه میشنوم، میگویم پاسخ مثبت است، اما همین حالا در حال بررسی آن هستیم».
رئیسجمهور آمریکا در پاسخ به این پرسش که آیا در صورت اثبات دست داشتن رژیم ایران، واشنگتن تلافی خواهد کرد، گفت: «آنها بهشدت هدف قرار خواهند گرفت، نگران نباشید».
همزمان، دادستان کل امارات متحده عربی دستور تشکیل یک تیم ویژه برای تحقیق درباره حادثه پرواز FZ۱۰۷۳ فلایدبی را صادر کرده است.
خبرگزاری رسمی امارات گزارش داد تحقیقات قرار است علاوه بر چگونگی وقوع حادثه و انگیزه فرد مهاجم، مشخص کند که آیا این اقدام با «فعالیت یا هدف تروریستی» ارتباط داشته یا از پیش برنامهریزی یا هدایت شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from جنبش دادخواهى
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹گرامی باد یاد و خاطره فرزندان دلیر مردم ایران شهدای جاودان راه آزادی - شهدای ۱۰ مهر ۱۴۰۱
🌷خدانور لجهای - زاهدان
🌷سلمان ملکی - زاهدان
🌷علیاکبر ربیعی - اصفهان
📌 @massacre_67
🌷خدانور لجهای - زاهدان
🌷سلمان ملکی - زاهدان
🌷علیاکبر ربیعی - اصفهان
📌 @massacre_67
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#آموزشی
🔴 اینجا مسعود رجوی از قانونی بنیادین برای شناخت تحولات ایران پردهبرداری میکند؛ قانونی که هر انقلابی باید فهم کند تا در تحلیل رویدادها دچار کجفهمی و اعوجاج نشود.
قانون اینه که:
دوری و نزدیکیِ هر جنبندهای در این کرهٔ خاکی به مجاهدین، چیزی جز بازتابِ دوری و نزدیکیِ او به رژیم آخوندی نیست. از اینرو، هیچ موضعگیری، کنش یا حرکتی را نمیتوان مستقل از این قانون و قائم به ذاتِ خویش تبیین کرد.
به بیان دیگر؛
مدار سیاسی هر گونه کنش و واکنش داخلی، منطقهای و بینالمللی در رابطه با مجاهدین، بلاشک و بدون شکاف با رژیم آخوندی بسته میشه...
👈مثلا: لیستگذاری تروریستی مجاهدین در اروپا و آمریکا برای خوشآمد رژیم آخوندی بود. یا مثلا لغو گردهمایی مجاهدین توسط دولت فرانسه برای دلجویی از آخوند است. یعنی هر لنگ و لگدی به مجاهدین توسط هر کسی که میخواهد بلاشد، هرگز فی سبیلالله نمیتواند باشد. بلکه بطور قانونمند ناشی از هممنافعی موقتی و یا ماهیتی با رژیم آخوندی است.
حرف آخر:
«صورت مسئله» ایران، همچون هر پدیده اجتماعی و سیاسی، در بستر یک تضادِ بنیادین قابل فهم است. در این چارچوب، دو وجه اصلی این تضاد را از یکسو مجاهدین و از سوی دیگر رژیم آخوندی تشکیل میدهند.
بر این اساس، مدار سیاسیِ هر کنش و واکنش، موضعگیری افراد، جریانها و دولتها ــ چه داخلی و چه در سطح بینالمللی ــ بر پایه میزان نزدیکی یا فاصله آنان از هر یک از این دو قطب تعیین میشود.
🔴 @mojahedin_org
قانون اینه که:
دوری و نزدیکیِ هر جنبندهای در این کرهٔ خاکی به مجاهدین، چیزی جز بازتابِ دوری و نزدیکیِ او به رژیم آخوندی نیست. از اینرو، هیچ موضعگیری، کنش یا حرکتی را نمیتوان مستقل از این قانون و قائم به ذاتِ خویش تبیین کرد.
به بیان دیگر؛
مدار سیاسی هر گونه کنش و واکنش داخلی، منطقهای و بینالمللی در رابطه با مجاهدین، بلاشک و بدون شکاف با رژیم آخوندی بسته میشه...
👈مثلا: لیستگذاری تروریستی مجاهدین در اروپا و آمریکا برای خوشآمد رژیم آخوندی بود. یا مثلا لغو گردهمایی مجاهدین توسط دولت فرانسه برای دلجویی از آخوند است. یعنی هر لنگ و لگدی به مجاهدین توسط هر کسی که میخواهد بلاشد، هرگز فی سبیلالله نمیتواند باشد. بلکه بطور قانونمند ناشی از هممنافعی موقتی و یا ماهیتی با رژیم آخوندی است.
حرف آخر:
«صورت مسئله» ایران، همچون هر پدیده اجتماعی و سیاسی، در بستر یک تضادِ بنیادین قابل فهم است. در این چارچوب، دو وجه اصلی این تضاد را از یکسو مجاهدین و از سوی دیگر رژیم آخوندی تشکیل میدهند.
بر این اساس، مدار سیاسیِ هر کنش و واکنش، موضعگیری افراد، جریانها و دولتها ــ چه داخلی و چه در سطح بینالمللی ــ بر پایه میزان نزدیکی یا فاصله آنان از هر یک از این دو قطب تعیین میشود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#مقاله
🔴 ✍️ مقاله -دانشگاه کانون الهامبخش قیام برای آزادی
🔴 دانشگاه در حافظهٔ جمعی ما ایرانیان همواره کانون زنده آگاهی، تجلیگاه نقد قدرت و دماسنج بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه بوده است. تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در پردیس مرکزی به تاریخ ۶ مهر ۱۴۰۵، شاخصی از این واقعیت است که چگونه خشم انباشته ناشی از بحرانهای صنفی، معیشتی و فرهنگی بهسرعت با مطالبات ساختاری دموکراسیخواهی و نفی دیکتاتوری پیوند میخورد.
کالاییسازی آموزش و سرکوب جنسیتی
یکی از درخشانترین مشخصههای موج جدید اعتراضات، عبور از شکاف ساختگی میان «مطالبات صنفی» و «آرمانهای دموکراتیک» است. دانشجویان معترض بهدرستی انگشت بر این واقعیت گذاشتند که تصمیمات اقتصادی و مدیریتی دانشگاه، بخشی از سیاست نظاممند تهیسازی دانشگاه از محتوای انتقادی و تبدیل آن به ابزار سودآوری و انقیاد هستند:
تحمیل هزینههای سرسامآور بر دانشجویان دورههای شبانه، جریمههای مالی برای سنوات تحصیلی، تنزل شدید کیفیت ارزاق و سلب حمایتهای خوابگاهی، مصداق آشکار خصوصیسازی بیرحمانه آموزش است. شعار «دانشگاه پولکی، نمیخوایم، نمیخوایم» واکنشی مستقیم به تبدیل نهاد علم به یک بازارگاه نابرابر است که طبقات کمدرآمد را به حاشیه میراند.
تناقض فاحش میان تلاش شبانهروزی نخبگان و برخورداری از حداقل امکانات رفاهی، در شعار «با رتبههای عالی، تو خوابگاه پوشالی» تجلی یافته است؛ اعتراضی که نقاب از ادعاهای عدالت آموزشی برمیدارد.
گنجاندن لغو حجاب اجباری در بطن خواستههای صنفی در شعارهایی مانند «بیگاری، بیکاری، حجاب زن اجباری»، بازتاب اراده نسل جوان برای شکستن دیوارهای آپارتاید جنسیتی و پیوند زدن دانشگاه با جنبش مترقی رهایی زنان در سطح جامعه است.
تلاقی دانشگاه با صدای اعتراض در خیابانهای ایران
شعار «نه پادگان، نه بنگاه، درود بر دانشگاه» فریاد جنبش دانشجویی در دفاع از هویت مستقل آکادمیک است. این فریاد اعتراضی، دانشگاه را در دو جبهه همزمان تعریف میکند: نفی تسلط نهادهای امنیتی و نظامی از یک سو، و رد نگاه تجاری و کالاییشده مدیران دولتی از سوی دیگر. علاوه بر این، دانشجویان با سردادن فریاد «گرانی، تورم، بلای جان مردم»، پیوند ناگسستنی سرنوشت خود را با معیشت و رنج روزمره کارگران، معلمان و فرودستان جامعه اثبات میکنند.
سقوط مفهوم فرمایشی «گفتوگو» در برابر منطق سرکوب
فریبکاری نهادهای وابسته به حاکمیت نظیر بسیج دانشجویی برای طرح «گفتوگو» با دانشجویان معترض دیگر کارآیی ندارد. وقایع دانشگاه علامه که طی آن ژست گفتگو از سوی این عوامل در عرض چند لحظه به تهدید عریان فیزیکی و ارعاب علنیِ «توی گونی کردن» معترضان ختم شد، این فریبکاری را برملا ساخت. پاسخ کوبنده و فوری دانشجویان با شعار «گفتگوی تو گونی، نمیخوایم، نمیخوایم» حاکی از آن است که دانشجویان بیدار و آگاه فریب بازیهای کلامی و نمایشهای دموکراتیک ساختگی را نمیخوردند و از پا نمینشینند.
تسلیمناپذیری دانشگاه در برابر سرکوب
آگاهی جمعی جریان دانشجویی ریشه در بیش از ۷ دهه مبارزه بیوقفه علیه استبداد و دیکتاتوری دارد. از خیزشهای دانشجویی علیه استبداد پهلوی تا ایستادگی تاریخی در برابر کودتای موسوم به «انقلاب فرهنگی» پس از بهمن ۵۷ و ترورها و اعدامهای خونین دهههای گذشته -بهویژه دهه خونبار شصت- دانشگاه هرگز حاضر به پذیرش تسلیم و انفعال نشد. هر چند حاکمیت با پاکسازی، ستارهدار کردن، تعلیق و حبس تلاش کرد صدای منتقدان را خاموش سازد، اما حافظهٔ اعتراضات دانشجویی همچنان به نسلهای بعد منتقل شده است.
زمان برخاستن و فراخواندن به قیام
تجمع اعتراضی علامه و طنینانداز شدن شعار «فکر نکنید یک روزه، قرار ما هر روزه» حاکی از آغاز دورانی جدید از سازماندهی مستمر و شبکهای است. تبدیل هر دانشکده و کلاس درس به فضایی برای اعتراض و قیامآفرینی، گامی اساسی در بازپسگیری کامل دانشگاه از سلطه عوامل امنیتی محسوب میشود. امروز دانشجویان ایران یکصدا تحقق یک نظام دموکراتیک، کثرتگرا و مبتنی بر برابری و عدالت را مطالبه میکند و در این مسیر، همچنان کانون الهامبخش قیامهای مردمی برای آزادی و برابری محسوب میشوند.
آری، زمان برخاستن فراخواندن به قیام و برآوردن فریاد آزادی و مرگ بر ستمگر است. در شرایط کنونی باید هر دانشکده و کلاس را به یک کانون شورشگر آزادی تبدیل کرد. مانند روزهای آتشین انقلاب ضدسلطنتی دانشگاه میتواند و باید پیشتاز و جلودار مبارزه برای سرنگونی نظام ولایت فقیه باشد.
🔴 @mojahedin_org
کالاییسازی آموزش و سرکوب جنسیتی
یکی از درخشانترین مشخصههای موج جدید اعتراضات، عبور از شکاف ساختگی میان «مطالبات صنفی» و «آرمانهای دموکراتیک» است. دانشجویان معترض بهدرستی انگشت بر این واقعیت گذاشتند که تصمیمات اقتصادی و مدیریتی دانشگاه، بخشی از سیاست نظاممند تهیسازی دانشگاه از محتوای انتقادی و تبدیل آن به ابزار سودآوری و انقیاد هستند:
تحمیل هزینههای سرسامآور بر دانشجویان دورههای شبانه، جریمههای مالی برای سنوات تحصیلی، تنزل شدید کیفیت ارزاق و سلب حمایتهای خوابگاهی، مصداق آشکار خصوصیسازی بیرحمانه آموزش است. شعار «دانشگاه پولکی، نمیخوایم، نمیخوایم» واکنشی مستقیم به تبدیل نهاد علم به یک بازارگاه نابرابر است که طبقات کمدرآمد را به حاشیه میراند.
تناقض فاحش میان تلاش شبانهروزی نخبگان و برخورداری از حداقل امکانات رفاهی، در شعار «با رتبههای عالی، تو خوابگاه پوشالی» تجلی یافته است؛ اعتراضی که نقاب از ادعاهای عدالت آموزشی برمیدارد.
گنجاندن لغو حجاب اجباری در بطن خواستههای صنفی در شعارهایی مانند «بیگاری، بیکاری، حجاب زن اجباری»، بازتاب اراده نسل جوان برای شکستن دیوارهای آپارتاید جنسیتی و پیوند زدن دانشگاه با جنبش مترقی رهایی زنان در سطح جامعه است.
تلاقی دانشگاه با صدای اعتراض در خیابانهای ایران
شعار «نه پادگان، نه بنگاه، درود بر دانشگاه» فریاد جنبش دانشجویی در دفاع از هویت مستقل آکادمیک است. این فریاد اعتراضی، دانشگاه را در دو جبهه همزمان تعریف میکند: نفی تسلط نهادهای امنیتی و نظامی از یک سو، و رد نگاه تجاری و کالاییشده مدیران دولتی از سوی دیگر. علاوه بر این، دانشجویان با سردادن فریاد «گرانی، تورم، بلای جان مردم»، پیوند ناگسستنی سرنوشت خود را با معیشت و رنج روزمره کارگران، معلمان و فرودستان جامعه اثبات میکنند.
سقوط مفهوم فرمایشی «گفتوگو» در برابر منطق سرکوب
فریبکاری نهادهای وابسته به حاکمیت نظیر بسیج دانشجویی برای طرح «گفتوگو» با دانشجویان معترض دیگر کارآیی ندارد. وقایع دانشگاه علامه که طی آن ژست گفتگو از سوی این عوامل در عرض چند لحظه به تهدید عریان فیزیکی و ارعاب علنیِ «توی گونی کردن» معترضان ختم شد، این فریبکاری را برملا ساخت. پاسخ کوبنده و فوری دانشجویان با شعار «گفتگوی تو گونی، نمیخوایم، نمیخوایم» حاکی از آن است که دانشجویان بیدار و آگاه فریب بازیهای کلامی و نمایشهای دموکراتیک ساختگی را نمیخوردند و از پا نمینشینند.
تسلیمناپذیری دانشگاه در برابر سرکوب
آگاهی جمعی جریان دانشجویی ریشه در بیش از ۷ دهه مبارزه بیوقفه علیه استبداد و دیکتاتوری دارد. از خیزشهای دانشجویی علیه استبداد پهلوی تا ایستادگی تاریخی در برابر کودتای موسوم به «انقلاب فرهنگی» پس از بهمن ۵۷ و ترورها و اعدامهای خونین دهههای گذشته -بهویژه دهه خونبار شصت- دانشگاه هرگز حاضر به پذیرش تسلیم و انفعال نشد. هر چند حاکمیت با پاکسازی، ستارهدار کردن، تعلیق و حبس تلاش کرد صدای منتقدان را خاموش سازد، اما حافظهٔ اعتراضات دانشجویی همچنان به نسلهای بعد منتقل شده است.
زمان برخاستن و فراخواندن به قیام
تجمع اعتراضی علامه و طنینانداز شدن شعار «فکر نکنید یک روزه، قرار ما هر روزه» حاکی از آغاز دورانی جدید از سازماندهی مستمر و شبکهای است. تبدیل هر دانشکده و کلاس درس به فضایی برای اعتراض و قیامآفرینی، گامی اساسی در بازپسگیری کامل دانشگاه از سلطه عوامل امنیتی محسوب میشود. امروز دانشجویان ایران یکصدا تحقق یک نظام دموکراتیک، کثرتگرا و مبتنی بر برابری و عدالت را مطالبه میکند و در این مسیر، همچنان کانون الهامبخش قیامهای مردمی برای آزادی و برابری محسوب میشوند.
آری، زمان برخاستن فراخواندن به قیام و برآوردن فریاد آزادی و مرگ بر ستمگر است. در شرایط کنونی باید هر دانشکده و کلاس را به یک کانون شورشگر آزادی تبدیل کرد. مانند روزهای آتشین انقلاب ضدسلطنتی دانشگاه میتواند و باید پیشتاز و جلودار مبارزه برای سرنگونی نظام ولایت فقیه باشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#خبر
⭕️ مونتهنگرو یک دو تابعیتی ایرانی ـ ترکیهای متهم به حملات سایبری علیه آمریکا را به این کشور مسترد کرد
➖ مونتهنگرو یک دو تابعیتی ایرانی ـ ترکیهای را در پرونده حملات سایبری به بیش از ۱۵۰ دانشگاه آمریکا به این کشور مسترد کرد.
آسوشیتدپرس روز پنجشنبه ۹ مهر گزارش داد که مونتهنگرو امیر براتی، شهروند ۴۰ ساله ایرانی ـ ترکیهای، را در ارتباط با حملات سایبری گسترده علیه بیش از ۱۵۰ دانشگاه آمریکا و خسارت برآورد شده ۳.۴ میلیارد دلاری، به آمریکا مسترد کرده است.
براتی در ماه ژوئن در شهر ساحلی کوتور توسط دفتر اینترپل مونتهنگرو و پلیس محلی، بنا به درخواست مقامات آمریکایی از جمله اف.بی.آی، دستگیر شد.
به گفته پلیس مونتهنگرو، براتی از سال ۲۰۱۳ در حملات سایبری گسترده علیه زیرساختهای آمریکا دست داشته و در این حملات با یک نهاد مستقر در ایران همکاری میکرده است.
پلیس مونتهنگرو اعلام کرد دادههای سرقتشده و دسترسی به حسابهای دانشگاهی هکشده، در راستای منافع سپاه پاسداران و دیگر سازمانهای ایرانی، از جمله دانشگاهها، مورد استفاده قرار گرفته است.
براتی در نیویورک با چندین اتهام از جمله توطئه برای ارتکاب کلاهبرداری رایانهای، هک و سرقت هویت روبهرو است. پلیس مونتهنگرو او را هدفی مهم در پروندههای مرتبط با جرایم سایبری و جرایم سازمانیافته معرفی کرده است.
به گزارش آسوشیتدپرس، استرداد براتی در پی همکاری نزدیک و تبادل اطلاعات عملیاتی و اطلاعاتی میان نیروهای انتظامی مونتهنگرو و آمریکا انجام شده است.
🔴 @mojahedin_org
آسوشیتدپرس روز پنجشنبه ۹ مهر گزارش داد که مونتهنگرو امیر براتی، شهروند ۴۰ ساله ایرانی ـ ترکیهای، را در ارتباط با حملات سایبری گسترده علیه بیش از ۱۵۰ دانشگاه آمریکا و خسارت برآورد شده ۳.۴ میلیارد دلاری، به آمریکا مسترد کرده است.
براتی در ماه ژوئن در شهر ساحلی کوتور توسط دفتر اینترپل مونتهنگرو و پلیس محلی، بنا به درخواست مقامات آمریکایی از جمله اف.بی.آی، دستگیر شد.
به گفته پلیس مونتهنگرو، براتی از سال ۲۰۱۳ در حملات سایبری گسترده علیه زیرساختهای آمریکا دست داشته و در این حملات با یک نهاد مستقر در ایران همکاری میکرده است.
پلیس مونتهنگرو اعلام کرد دادههای سرقتشده و دسترسی به حسابهای دانشگاهی هکشده، در راستای منافع سپاه پاسداران و دیگر سازمانهای ایرانی، از جمله دانشگاهها، مورد استفاده قرار گرفته است.
براتی در نیویورک با چندین اتهام از جمله توطئه برای ارتکاب کلاهبرداری رایانهای، هک و سرقت هویت روبهرو است. پلیس مونتهنگرو او را هدفی مهم در پروندههای مرتبط با جرایم سایبری و جرایم سازمانیافته معرفی کرده است.
به گزارش آسوشیتدپرس، استرداد براتی در پی همکاری نزدیک و تبادل اطلاعات عملیاتی و اطلاعاتی میان نیروهای انتظامی مونتهنگرو و آمریکا انجام شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ قدیمی پخش شده در روز جمعه ۱۰مهر از شوشتر، به تاریخ ۱۸دی، با شعار فاشیستی «جاویدشاه»، تقلبی و فیک و صداگذاری شده است
کلیپ قدیمی پخش شده در روز جمعه ۱۰مهر از اندیمشک، به تاریخ ۱۷ دی، با شعار فاشیستی «جاوید شاه» و بازگشت دیکتاتوری منفور سلطنتی، فیک و صداگذاری شده است
کلیپ قدیمی پخش شده در روز جمعه ۱۰مهر از ماهشهر، به تاریخ ۱۸ دی، که گویا قیامکنندگان شعار بازگشت دیکتاتوری منفور سلطنتی را میدهند، فیک و صداگذاری شده است
کلیپ قدیمی پخش شده در روز جمعه ۱۰مهر از آبادان، به تاریخ ۱۷دی، با شعار فاشیستی «جاویدشاه»، تقلبی و فیک و صداگذاری شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#خبر
⭕️ آکسیوس: آمریکا دو سامانه پاتریوت به عربستان و قطر فرستاد؛ سه ناو هواپیمابر در راه خاورمیانه
➖ دو مقام آمریکایی و یک منبع منطقهیی به سایت آکسیوس گفتهاند ارتش آمریکا طی هفتههای اخیر دو سامانه ضدموشکی پاتریوت را برای حفاظت از تأسیسات نفت و گاز به عربستان سعودی و قطر منتقل کرده است.
به گزارش آکسیوس، آمریکا با این اقدام تلاش کرده به هر دو متحد خود اطمینان دهد که در صورت تصمیم دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای ازسرگیری عملیات نظامی گسترده علیه رژیم ایران، از تأسیسات حیاتی انرژی آنها محافظت خواهد کرد.
ترامپ روز پنجشنبه ۹ مهر گفت در حال بررسی امکان ازسرگیری یک کارزار بمباران در هفتههای آینده است.
همزمان، ارتش آمریکا در آستانه احتمال ازسرگیری درگیریها، در حال اعزام کشتیهای جنگی، جنگندهها و نیروهای بیشتری به خاورمیانه است.
یک مقام آمریکایی گفت ناو هواپیمابر تئودور روزولت و گروه رزمی همراه آن روز یکشنبه «بیسروصدا» از سندیگو در کالیفرنیا حرکت کرد و عازم منطقه شد. انتظار میرود این ناو حدود اواسط نوامبر به خاورمیانه برسد.
ناو تئودور روزولت به ناو جرج اچ. دبلیو. بوش خواهد پیوست که از ماه مارس در منطقه مستقر است. ناو جرج واشنگتن نیز که تابستان از ژاپن اعزام شد، حدود یک ماه است که در منطقه حضور دارد.
یک مقام آمریکایی گفت: «این بدان معنا است که خاورمیانه ممکن است در نهایت شاهد حضور سه گروه رزمی ناوهای هواپیمابر باشد. این یعنی قدرت شلیک بسیار بیشتر است».
همچنین یکی از مقامهای آمریکایی گفت گروه آماده عملیات آبی-خاکی ماکین آیلند روز دوشنبه به سمت منطقه حرکت کرد. این گروه شامل سه کشتی آبی-خاکی است که هزاران تفنگدار دریایی از یگان اعزامی تفنگداران دریایی سیزدهم را حمل میکنند.
انتظار میرود این گروه تا پایان نوامبر به خاورمیانه برسد و به یک گروه آبی-خاکی و یک یگان اعزامی تفنگداران دریایی دیگر ملحق شود که طی ماههای گذشته در منطقه مستقر شدهاند.
🔴 @mojahedin_org
به گزارش آکسیوس، آمریکا با این اقدام تلاش کرده به هر دو متحد خود اطمینان دهد که در صورت تصمیم دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای ازسرگیری عملیات نظامی گسترده علیه رژیم ایران، از تأسیسات حیاتی انرژی آنها محافظت خواهد کرد.
ترامپ روز پنجشنبه ۹ مهر گفت در حال بررسی امکان ازسرگیری یک کارزار بمباران در هفتههای آینده است.
همزمان، ارتش آمریکا در آستانه احتمال ازسرگیری درگیریها، در حال اعزام کشتیهای جنگی، جنگندهها و نیروهای بیشتری به خاورمیانه است.
یک مقام آمریکایی گفت ناو هواپیمابر تئودور روزولت و گروه رزمی همراه آن روز یکشنبه «بیسروصدا» از سندیگو در کالیفرنیا حرکت کرد و عازم منطقه شد. انتظار میرود این ناو حدود اواسط نوامبر به خاورمیانه برسد.
ناو تئودور روزولت به ناو جرج اچ. دبلیو. بوش خواهد پیوست که از ماه مارس در منطقه مستقر است. ناو جرج واشنگتن نیز که تابستان از ژاپن اعزام شد، حدود یک ماه است که در منطقه حضور دارد.
یک مقام آمریکایی گفت: «این بدان معنا است که خاورمیانه ممکن است در نهایت شاهد حضور سه گروه رزمی ناوهای هواپیمابر باشد. این یعنی قدرت شلیک بسیار بیشتر است».
همچنین یکی از مقامهای آمریکایی گفت گروه آماده عملیات آبی-خاکی ماکین آیلند روز دوشنبه به سمت منطقه حرکت کرد. این گروه شامل سه کشتی آبی-خاکی است که هزاران تفنگدار دریایی از یگان اعزامی تفنگداران دریایی سیزدهم را حمل میکنند.
انتظار میرود این گروه تا پایان نوامبر به خاورمیانه برسد و به یک گروه آبی-خاکی و یک یگان اعزامی تفنگداران دریایی دیگر ملحق شود که طی ماههای گذشته در منطقه مستقر شدهاند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
گاهی تنها یک برخورد با یک نفر کافی است تا درباره او به نتیجهای قطعی برسیم. ممکن است در همان برخورد اول تصور کنیم انسانی مغرور، سرد یا بیاعتناست، اما مدتی بعد، وقتی او را بیشتر میشناسیم، متوجه شویم داستان کاملاً متفاوت از چیزی بوده که ابتدا تصور میکردیم.
این مسئله امروز، در عصر شبکههای اجتماعی، ابعاد بسیار گستردهتری پیدا کرده است. ممکن است کسی یک ویدئوی سیثانیهای ببیند و تصور کند تمام ماجرا را فهمیده است؛ پنج ریلز دهثانیهای درباره تاریخ یا سیاست ببیند و احساس کند اکنون از یک موضوع پیچیده شناخت دارد. نتیجه چیزی شبیه یک اقیانوس با عمق دو سانتیمتر است: حجم عظیمی از اطلاعات، اما بدون عمق کافی.
همین اتفاق وقتی رخ میدهد که چند کامنت در شبکههای اجتماعی میخوانیم و بعد نتیجه میگیریم که «مردم اینطور فکر میکنند». در حالی که حتی نمیدانیم نویسندگان آن کامنتها چه کسانی هستند؛ انساناند یا بات، نماینده یک جمعیت واقعیاند یا حاصل عملکرد یک الگوریتم و یک فضای محدود.
در مقیاسی بزرگتر نیز ممکن است در یک لحظه به جامعه نگاه کنیم: خیابان آرام است، حادثه خاصی دیده نمیشود و جمعیتی در حال اعتراض نیست. سپس نتیجه بگیریم که مردم راضیاند و اعتراضی وجود ندارد. اما آیا در چنین لحظهای واقعیت را شناختهایم، یا صرفاً یکی از تکههای آن را دیدهایم؟
یک پیام بیپاسخ، چند تیتر خبری متناقض، ویدئویی کوتاه در شبکه اجتماعی، خیابانی آرام، جمعیتی در مترو، یک نمودار اقتصادی یا چهرهای که در یک تصویر خندان و در تصویر دیگری جدی است، هرکدام بخشی از واقعیتاند. مشکل از جایی آغاز میشود که یک جزء را به جای کل میگذاریم.
بنابراین نخستین پرسش اساسی این است: آیا دیدن مساوی شناختن است؟
و پرسش دشوارتر این است که اگر دو نفر درباره یک واقعه دو برداشت کاملاً متفاوت داشته باشند، چگونه میتوان تشخیص داد کدام برداشت به واقعیت نزدیکتر است؟
اینجاست که مسئله «شناخت» یا اپیستمولوژی، یعنی معرفتشناسی، اهمیت پیدا میکند.
بحث شناخت در سازمان مجاهدین از یک نیاز عملی آغاز شد. در سال ۱۳۴۴ که سازمان مجاهدین تأسیس شد، راههای سنتی مبارزه در ایران به بنبست رسیده بود. رفرمیسم و فعالیت حزبی، بهویژه پس از قیام پانزده خرداد، دیگر پاسخگو دانسته نمیشد و سازمان تصمیم داشت مبارزه برای سرنگونی رژیم را آغاز کند.
اما در آن زمان دانش مدونی برای این کار در اختیارش نبود. سازمانی که امروز دارای استراتژی، ایدئولوژی و روش شناخت تدوینشده است، در نقطه آغاز چنین مجموعه آمادهای در اختیار نداشت. نه تجربهای مدون از مبارزه مسلحانه در دست بود و نه سازمانی پیش روی بنیانگذاران قرار داشت که بتوانند همان مسیر را عیناً طی کنند.
از همینجا یک سؤال اساسی شکل گرفت: چه باید کرد؟ چگونه باید فهمید کدام راه درست و کدام راه غلط است؟
نیت خوب بهتنهایی کافی نبود. انقلابی بودن و حرفهای بودن نیز، هرچند ضروری تلقی میشد، کافی نبود. لازم بود توانایی شناخت درست جامعه، تاریخ و مسیر تحول آنها به دست آید. باید مشخص میشد که با چه چارچوبی باید با پدیدهها برخورد کرد تا محصول مطالعه، تحلیل و عمل بتواند با واقعیت انطباق داشته باشد.
به همین دلیل، «شناخت» به یکی از ضروریترین آموزشهای سازمان تبدیل شد. کسانی که وارد سازمان میشدند، در آغاز جزوه کوتاهی با عنوان «مبارزه چیست» میخواندند. پاسخ محوری این جزوه روشن بود: مبارزه یک علم است.
بنابراین پرداختن به شناخت از سر تفنن نظری نبود. مسئله این بود که اگر مبارزه یک علم است، برای پیدا کردن راه درست مبارزه نیز باید ابزار و روش شناخت در اختیار داشت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Audio
#رادیو_مجاهد
📡 صدای شما از رادیو مجاهد 🎧
🗣 پیام به نیروهای خواهان ارتباط - ۱۱ مهر ۱۴۰۵
✉️ پیام از رادیو به نیما ارومیه ۷۷، امیر اصفهان، مهرداد۳۳، آتش۲۳ و محمد
🔴 @mojahedin_org
📡 صدای شما از رادیو مجاهد 🎧
🗣 پیام به نیروهای خواهان ارتباط - ۱۱ مهر ۱۴۰۵
✉️ پیام از رادیو به نیما ارومیه ۷۷، امیر اصفهان، مهرداد۳۳، آتش۲۳ و محمد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#مریم_رجوی
🔴 سخنرانی مریم رجوی در «بنیاد فکری لوئیجی ایناودی» در ایتالیا – ۲۶ تیر ۱۴۰۵ (قسمت سوم)
🔴 عوامل گسست و شکنندگی رژیم
سوال این است چرا رژیم گرفتار چنین گسستهایی شده و چرا نمیتواند آن را مهار کند؟
اجازه بدهید به دو عامل اشاره کنم:
اولین عامل، آمادگی جامعه ایران برای از سرگیری قیامهاست.
دومین عامل، موقعیت به خطر افتاده هژمونی ولی فقیه است.
درباره عامل نخست، باید به مبنای آن توجه کرد و آن تعارض جامعه ایران با رژیم حاکم است. این وضعیت، برخاسته از تعارض عمیق میان استبداد دینی و مردم و مقاومت ایران است و با انباشت معضلات اقتصادی اجتماعی و زیست محیطی دائماً تشدید میشود.
🔴 این تعارض حاصل یک دریا خون است که از جمله با اعدام و قتلعام ۱۰۰ هزار نفر از اعضای این مقاومت و کشتار جوانان در قیامهای پیدرپی از پیکر مردم ایران جاری شده است.
وانگهی در طول ۴۸سال گذشته انبوهی نابسامانی و ویرانی روی هم تلنبار شده است. هیچیک از مطالبات سیاسی و اقتصادی اقشار مختلف مردم پاسخ نگرفته است و حقوق و آزادیهای اساسی یک خلق، بهکلی پایمال شده است.
🔴 خامنهای در حکومت ۳۷ سالهاش همه این معضلات را تشدید کرد و سرانجام حکومت خود را با کشتار هزاران نفر به پایان برد.
در نتیجه جامعه ایران یک آتشفشان فعال اجتماعی شده که در سلسلهیی از قیامهای ادامهدار فوران میکند و ۴دهه است خاموشی ندارد. روند این قیامها که هر بار در صدها شهر ایران برپا میشود، تردیدی باقی نگذاشته که سرانجام بر قوای سرکوب و کشتار غلبه میکنند و رژیم ولایت فقیه را به زیر میکشند.
🔴 بهخصوص که مقاومت سازمانیافته و کانونهای شورشی، قیامها را بهسوی سرنگون کردن رژیم، سوق میدهند و آن را هر بار سازمانیافتهتر و هدفمندتر میکنند. کانونهایی که در پیشرفت شتابان خود به واحدهای ارتش آزادی بالغ میشوند و اکنون نیروی تعیینکننده تغییر در جامعه ایراناند.
🔴 @mojahedin_org
سوال این است چرا رژیم گرفتار چنین گسستهایی شده و چرا نمیتواند آن را مهار کند؟
اجازه بدهید به دو عامل اشاره کنم:
اولین عامل، آمادگی جامعه ایران برای از سرگیری قیامهاست.
دومین عامل، موقعیت به خطر افتاده هژمونی ولی فقیه است.
درباره عامل نخست، باید به مبنای آن توجه کرد و آن تعارض جامعه ایران با رژیم حاکم است. این وضعیت، برخاسته از تعارض عمیق میان استبداد دینی و مردم و مقاومت ایران است و با انباشت معضلات اقتصادی اجتماعی و زیست محیطی دائماً تشدید میشود.
وانگهی در طول ۴۸سال گذشته انبوهی نابسامانی و ویرانی روی هم تلنبار شده است. هیچیک از مطالبات سیاسی و اقتصادی اقشار مختلف مردم پاسخ نگرفته است و حقوق و آزادیهای اساسی یک خلق، بهکلی پایمال شده است.
در نتیجه جامعه ایران یک آتشفشان فعال اجتماعی شده که در سلسلهیی از قیامهای ادامهدار فوران میکند و ۴دهه است خاموشی ندارد. روند این قیامها که هر بار در صدها شهر ایران برپا میشود، تردیدی باقی نگذاشته که سرانجام بر قوای سرکوب و کشتار غلبه میکنند و رژیم ولایت فقیه را به زیر میکشند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#رویداد_تاریخی
🔴 ادامه - ۱۱مهر ۱۳۰۰ – ۳ اکتبر ۱۹۲۱ شهادت کلنل محمدتقیخان پسیان
🔴 تلاشهایی برای زنده نگهداشتن شعله آزادیخواهی در گوشه و کنار ایران
در آن ایام پرآشوب که نهضت مشروطیت با شکست روبهرو شده بود، دسیسههای استعماری برای غارت ایران بهصورتهای مختلف شکل میگرفت. اما شعله آزادیخواهی در گوشه و کنار ایران همچنان برافروخته بود. در گیلان، میرزاکوچکخان و در تبریز، شیخ محمد خیابانی، پرچم مقاومت را برافراشته بودند تا نهالی که سردارانی چون ستارخان و باقرخان و بهبهای خون شهیدانی همچون میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملکالمتکلمین و هزاران مجاهد آزادیستان دیگر کاشته شده بود، در بادهای مسموم استبداد و استعمار نخشکد و از بین نرود. البته بهدلیل شرایط تاریخی و کمبودها و ضعفهای مشخص، این جنبشها نتوانستند از پیچوخمها بگذرند و تداوم و ارتقاء یابند و به یکدیگر وصل شده و جنبشی سراسری و پیروزمند در تمام ایران بهوجود بیاورند. اما هر یک از آنها بیانگر آرزو و عزم مردم ایران در رهایی از چنگال استبداد و استعمار بودند. در چنین بحبوحهیی استعمار نیز دست بهکار شده و با مکر و دسیسه، رضاخان میرپنج را بهقدرت رسانده بود. رهبران جنبشهای ملی در تبریز، گیلان و مشهد بهخوبی میدانستند که چه مسیر پر رنج و خطری در پیش دارند. اما آنچه فراتر از همه مشکلات آنان را به استواری و استقامت وامیداشت، عشق به ایران و آزادی میهن بود.
🔴 مبارزه با توطئههای قوام و رضاخان
پسیان در یکی از نامههایش درباره مشکلات و اهداف خود نوشت:
«…ایرانی نمیمیرد و محو نمیشود؛ اگر ما هم نبینیم، اخلاف ما خواهند دید؛ برماست که آنها را از ننگ ذلت خلاص نماییم؛ آری ما باید جانبازی کنیم، ما باید با هر کس که خائن وطن است بجنگیم… بیشبهه ما در این راه به موانع سهمگین برخواهیم خورد، ما بایست ریشههای سنگین خیانت را از جا کنده، اصول آریستوکراسی [اشرافیت] را از مملکت نابود سازیم. لیکن امیدوارم عزم آهنین ما سلاسل و قیودات ارتجاعی را از هم گسسته و تمام موانع و عوائق را برهمشکند، اتکال و اتکای ما به یاری خدا و ائمه اطهار است و بس… - محمدتقی پسیان». در چنین شرایطی بود که احمدشاه، قوام را به نخستوزیری گماشت. قوام ابتدا سعی کرد با تهدید و تطمیع پسیان دلاور را فریب داده و به سلک وابستگان به استعمار و استبداد درآورد. غافل از اینکه شور آزادگی و میهنپرستی پسیان او را به یک سردار سازشناپذیر تبدیلکرده بود که سودایی جز آزادی میهن نداشت. و همانطور که خود گفته بود: «…مرا اگر بکشند، قطرات خونم کلمه ایران را ترسیم خواهد نمود و اگر بسوزانند، خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهد داد».
افکار آزادیخواهانه او برایش در میان مردم نفوذ و اعتبار فراوانی بهدست آورد. کلنل پسیان با توجه به نفوذ بیگانگان در ایران و نابسامانی اوضاع کشور، برای خارج شدن ایران از زیر نفوذ انگلیس و بهبود وضع مردم، مبارزه با حکومت مرکزی را آغاز کرد و بدین ترتیب قیام افسران در استان خراسان بهوقوع پیوست. در این قیام، کلنل پسیان امور استان را کاملاً در دست گرفت و قوای تحت فرمانش با نیروهای طرفدار دولت مرکزی جنگیدند.
🔴 شهادت کلنل پسیان
رضاخان و قوام که از دسیسههای خود نتیجهیی نگرفتند، عاقبت تصمیم بهسرکوب جنبش پسیان گرفتند. علاوه بر آن برخی خانهای سرسپرده محلی را علیه کلنل تحریک کردند. سرانجام پس از نبردهایی بین نیروهای وفادار به کلنل پسیان و قوای دولتی و خانهای مزدور محلی در روستایی واقع در شرق قوچان، محمدتقیخان پسیان، این مبارز خستگیناپذیر، در مهر ۱۳۰۰، در سن ۳۱سالگی کشته شد و سرش را از بدن جدا کردند.
موقعی که سر کلنل را با شمشیر در چند ضربت جدا میکردند، در ضربت اول که هنوز جان داشت، گفته بود: ”وطن، وطن ایران…“ با کشتهشدن او، قیام افسران خراسان علیه ظلم و جور دولت مرکزی نیز فروکش کرد. این سردار شجاع میهنپرست در آخرین لحظات حیاتش در سنگر گفته بود: «با خون من روی کفنم بنویسید ”وطن“ و برای مادرم بفرستید».
جسد کلنل پسیان در میان سوگ و اندوه مردم مشهد در مقبره نادری(در کنار آرامگاه نادرشاه - باغ نادری) دفن گردید. در کتاب تاریخ ۲۰ساله ایران از جمله درباره خاکسپاری کلنل آمده است: «روز شنبه ششم صفر اهالی مشهد از پیر و جوان، کلیّه بازارها را تعطیل و شاگردان مدارس اجتمــاع نمـــوده دســتههای گـــل بهدســـت گرفتـــه عقـــب جنازه کلنل محمدتقیخان حرکت میکردند. پیکر وی را روی توپ گذارده بودند و موزیک نوای عزا را مینواخت. سپس پیکر را بهطرف مقبره نادری برده در آنجا مدفون کردند. از ابتدای حرکتدادن پیکر، شلیک توپ تا موقع دفن دوام داشت». اما دشمن کینتوز آزادی و استقلال که حتی از نام و آرامگاه این سردار میهنپرست میترسید، پس از یک ماه دستور داد مقبره را نبش کردند و جسد پسیان را از باغ نادری به یک گورستان بینامونشان دیگر بهنام قبرستان سراب برده و در آنجا دفن کردند و حتی قبر او را محو کردند. اما مرقد پسیان همواره زیارتگاه عاشقان میهن و آزادی ایران باقی ماند. پس از سالها با روی کار آمدن دکتر مصدق و بهدنبال درخواستهای مردمی، دوباره پیکر پسیان به کنار آرامگاه نادر انتقال یافت.
🔴 خدمات ارزنده کلنل پسیان به خراسان
پسیان خدمات بسیار ارزندهیی به خراسان نمود از جمله بهبود وضعیت نابسامان اقتصادی و سیاسی خراسان، گرفتن مالیات از سرمایهداران و زمینداران بزرگ خراسان، جمعآوری سلاحهای غیرمجاز در شهر، تشکیل کمیته عدالت برای رسیدگی به شکایات مردم، تشکیل کمیته مبارزه با مواد مخدر در خراسان، ایجاد انبار گندم مدرن(سیلو)، ایجاد ۳مدرسه دولتی، تأسیس بانک، تشویق صادرات ایران، ایجاد تفریحگاههای سالم موسیقی و فرهنگی و دهها خدمات عمرانی و فرهنگی دیگر.
پایداری کلنل پسیان بهعنوان یک افسر آزادیخواه که قلبش برای آزادی و استقلال میهنش میتپید و شهادت قهرمانانهاش تأثیرات بسیار وسیع اجتماعی در سطح کشور و بهخصوص در همان منطقه گذاشت. بهطوریکه برخلاف تصور دشمن که میپنداشت با شهادت پسیان جنبش او نیز از بین خواهد رفت، هواداران پسیان بر فعالیتهای خود افزودند. رضاخان مجبور شد برای سرکوب آنان حسین آقا میرپنج(سرلشکر حسین خزاعی) را به مشهد اعزام کند. او قیام هواداران پسیان را با شدت سرکوب کرد و تعدادی را دستگیر و تعدادی را تیرباران کرد. اما باز هم شور آزادیخواهی شدت گرفت.
🔴 تاثیر شهادت کلنل پسیان بر آزادیخواهان
قیام پسیان و روح آزادیخواه و وطنپرست او همچنین تأثیر زیادی روی شاعران و موسیقیدانان آن دوره گذاشت و اشعار و ترانههای بسیاری برای او سرودند و خواندند.
شاعر آزاده فرخی یزدی در سوگ او سرود:
روزی که شهید عشق قربانی شد
آغشته به خون مفخر ایرانی شد
در ماتم او عارف و عامی گفتند
ایام صفر محرم ثانی شد
عارف قزوینی، شاعر و ترانهسرای ملی از دوستان کلنل پسیان بود و بعد از شنیدن قتل او بهشدت متأثر شد و در رثای او ترانه جاودانی «از خون جوانان وطن لاله دمیده» را در سوگ او سرود.
وی کنسرت پرشوری در تهران اجرا میکند و در آن تصنیف «گریه کن» را میخواند که اینچنین شروع میشد:
گریه کن که گر سیل خون گری ثمر ندارد
نالهای که ناید ز نای دل اثر ندارد
این تصنیف بعدها توسط شادروان قمر خوانده شد و در سالهای بعد در ارکستر گلها به رهبری روحالله خالقی توسط بنان دوبارهخوانی گردید.
🔴 @mojahedin_org
در آن ایام پرآشوب که نهضت مشروطیت با شکست روبهرو شده بود، دسیسههای استعماری برای غارت ایران بهصورتهای مختلف شکل میگرفت. اما شعله آزادیخواهی در گوشه و کنار ایران همچنان برافروخته بود. در گیلان، میرزاکوچکخان و در تبریز، شیخ محمد خیابانی، پرچم مقاومت را برافراشته بودند تا نهالی که سردارانی چون ستارخان و باقرخان و بهبهای خون شهیدانی همچون میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملکالمتکلمین و هزاران مجاهد آزادیستان دیگر کاشته شده بود، در بادهای مسموم استبداد و استعمار نخشکد و از بین نرود. البته بهدلیل شرایط تاریخی و کمبودها و ضعفهای مشخص، این جنبشها نتوانستند از پیچوخمها بگذرند و تداوم و ارتقاء یابند و به یکدیگر وصل شده و جنبشی سراسری و پیروزمند در تمام ایران بهوجود بیاورند. اما هر یک از آنها بیانگر آرزو و عزم مردم ایران در رهایی از چنگال استبداد و استعمار بودند. در چنین بحبوحهیی استعمار نیز دست بهکار شده و با مکر و دسیسه، رضاخان میرپنج را بهقدرت رسانده بود. رهبران جنبشهای ملی در تبریز، گیلان و مشهد بهخوبی میدانستند که چه مسیر پر رنج و خطری در پیش دارند. اما آنچه فراتر از همه مشکلات آنان را به استواری و استقامت وامیداشت، عشق به ایران و آزادی میهن بود.
پسیان در یکی از نامههایش درباره مشکلات و اهداف خود نوشت:
«…ایرانی نمیمیرد و محو نمیشود؛ اگر ما هم نبینیم، اخلاف ما خواهند دید؛ برماست که آنها را از ننگ ذلت خلاص نماییم؛ آری ما باید جانبازی کنیم، ما باید با هر کس که خائن وطن است بجنگیم… بیشبهه ما در این راه به موانع سهمگین برخواهیم خورد، ما بایست ریشههای سنگین خیانت را از جا کنده، اصول آریستوکراسی [اشرافیت] را از مملکت نابود سازیم. لیکن امیدوارم عزم آهنین ما سلاسل و قیودات ارتجاعی را از هم گسسته و تمام موانع و عوائق را برهمشکند، اتکال و اتکای ما به یاری خدا و ائمه اطهار است و بس… - محمدتقی پسیان». در چنین شرایطی بود که احمدشاه، قوام را به نخستوزیری گماشت. قوام ابتدا سعی کرد با تهدید و تطمیع پسیان دلاور را فریب داده و به سلک وابستگان به استعمار و استبداد درآورد. غافل از اینکه شور آزادگی و میهنپرستی پسیان او را به یک سردار سازشناپذیر تبدیلکرده بود که سودایی جز آزادی میهن نداشت. و همانطور که خود گفته بود: «…مرا اگر بکشند، قطرات خونم کلمه ایران را ترسیم خواهد نمود و اگر بسوزانند، خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهد داد».
افکار آزادیخواهانه او برایش در میان مردم نفوذ و اعتبار فراوانی بهدست آورد. کلنل پسیان با توجه به نفوذ بیگانگان در ایران و نابسامانی اوضاع کشور، برای خارج شدن ایران از زیر نفوذ انگلیس و بهبود وضع مردم، مبارزه با حکومت مرکزی را آغاز کرد و بدین ترتیب قیام افسران در استان خراسان بهوقوع پیوست. در این قیام، کلنل پسیان امور استان را کاملاً در دست گرفت و قوای تحت فرمانش با نیروهای طرفدار دولت مرکزی جنگیدند.
رضاخان و قوام که از دسیسههای خود نتیجهیی نگرفتند، عاقبت تصمیم بهسرکوب جنبش پسیان گرفتند. علاوه بر آن برخی خانهای سرسپرده محلی را علیه کلنل تحریک کردند. سرانجام پس از نبردهایی بین نیروهای وفادار به کلنل پسیان و قوای دولتی و خانهای مزدور محلی در روستایی واقع در شرق قوچان، محمدتقیخان پسیان، این مبارز خستگیناپذیر، در مهر ۱۳۰۰، در سن ۳۱سالگی کشته شد و سرش را از بدن جدا کردند.
موقعی که سر کلنل را با شمشیر در چند ضربت جدا میکردند، در ضربت اول که هنوز جان داشت، گفته بود: ”وطن، وطن ایران…“ با کشتهشدن او، قیام افسران خراسان علیه ظلم و جور دولت مرکزی نیز فروکش کرد. این سردار شجاع میهنپرست در آخرین لحظات حیاتش در سنگر گفته بود: «با خون من روی کفنم بنویسید ”وطن“ و برای مادرم بفرستید».
جسد کلنل پسیان در میان سوگ و اندوه مردم مشهد در مقبره نادری(در کنار آرامگاه نادرشاه - باغ نادری) دفن گردید. در کتاب تاریخ ۲۰ساله ایران از جمله درباره خاکسپاری کلنل آمده است: «روز شنبه ششم صفر اهالی مشهد از پیر و جوان، کلیّه بازارها را تعطیل و شاگردان مدارس اجتمــاع نمـــوده دســتههای گـــل بهدســـت گرفتـــه عقـــب جنازه کلنل محمدتقیخان حرکت میکردند. پیکر وی را روی توپ گذارده بودند و موزیک نوای عزا را مینواخت. سپس پیکر را بهطرف مقبره نادری برده در آنجا مدفون کردند. از ابتدای حرکتدادن پیکر، شلیک توپ تا موقع دفن دوام داشت». اما دشمن کینتوز آزادی و استقلال که حتی از نام و آرامگاه این سردار میهنپرست میترسید، پس از یک ماه دستور داد مقبره را نبش کردند و جسد پسیان را از باغ نادری به یک گورستان بینامونشان دیگر بهنام قبرستان سراب برده و در آنجا دفن کردند و حتی قبر او را محو کردند. اما مرقد پسیان همواره زیارتگاه عاشقان میهن و آزادی ایران باقی ماند. پس از سالها با روی کار آمدن دکتر مصدق و بهدنبال درخواستهای مردمی، دوباره پیکر پسیان به کنار آرامگاه نادر انتقال یافت.
پسیان خدمات بسیار ارزندهیی به خراسان نمود از جمله بهبود وضعیت نابسامان اقتصادی و سیاسی خراسان، گرفتن مالیات از سرمایهداران و زمینداران بزرگ خراسان، جمعآوری سلاحهای غیرمجاز در شهر، تشکیل کمیته عدالت برای رسیدگی به شکایات مردم، تشکیل کمیته مبارزه با مواد مخدر در خراسان، ایجاد انبار گندم مدرن(سیلو)، ایجاد ۳مدرسه دولتی، تأسیس بانک، تشویق صادرات ایران، ایجاد تفریحگاههای سالم موسیقی و فرهنگی و دهها خدمات عمرانی و فرهنگی دیگر.
پایداری کلنل پسیان بهعنوان یک افسر آزادیخواه که قلبش برای آزادی و استقلال میهنش میتپید و شهادت قهرمانانهاش تأثیرات بسیار وسیع اجتماعی در سطح کشور و بهخصوص در همان منطقه گذاشت. بهطوریکه برخلاف تصور دشمن که میپنداشت با شهادت پسیان جنبش او نیز از بین خواهد رفت، هواداران پسیان بر فعالیتهای خود افزودند. رضاخان مجبور شد برای سرکوب آنان حسین آقا میرپنج(سرلشکر حسین خزاعی) را به مشهد اعزام کند. او قیام هواداران پسیان را با شدت سرکوب کرد و تعدادی را دستگیر و تعدادی را تیرباران کرد. اما باز هم شور آزادیخواهی شدت گرفت.
قیام پسیان و روح آزادیخواه و وطنپرست او همچنین تأثیر زیادی روی شاعران و موسیقیدانان آن دوره گذاشت و اشعار و ترانههای بسیاری برای او سرودند و خواندند.
شاعر آزاده فرخی یزدی در سوگ او سرود:
روزی که شهید عشق قربانی شد
آغشته به خون مفخر ایرانی شد
در ماتم او عارف و عامی گفتند
ایام صفر محرم ثانی شد
عارف قزوینی، شاعر و ترانهسرای ملی از دوستان کلنل پسیان بود و بعد از شنیدن قتل او بهشدت متأثر شد و در رثای او ترانه جاودانی «از خون جوانان وطن لاله دمیده» را در سوگ او سرود.
وی کنسرت پرشوری در تهران اجرا میکند و در آن تصنیف «گریه کن» را میخواند که اینچنین شروع میشد:
گریه کن که گر سیل خون گری ثمر ندارد
نالهای که ناید ز نای دل اثر ندارد
این تصنیف بعدها توسط شادروان قمر خوانده شد و در سالهای بعد در ارکستر گلها به رهبری روحالله خالقی توسط بنان دوبارهخوانی گردید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#رویداد_تاریخی
🔴 ۱۱مهر ۱۳۰۰ – ۳ اکتبر ۱۹۲۱ شهادت کلنل محمدتقیخان پسیان
🔴 «مرا اگر بکشند، قطرات خونم کلمه ایران را ترسیم خواهد کرد و اگر مرا بسوزانند، خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهد داد».
🔴 کلنل محمدتقیخان پسیان در سال ۱۲۷۱ شمسی در محله سرخاب تبریز بهدنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در همان شهر بهپایان رساند و در سال ۱۲۸۶ یعنی زمانی که ۱۵ساله بود، برای ادامه تحصیل در مدرسه نظام به تهران رفت. پسیان در ۲۳سالگی با لیاقت و کفایت تمام به درجه «یاوری»(سرهنگی) نائل شد و پس از پایان تحصیلات در ایران، زمانی که ۲۳ساله بود، به آلمان رفت و ظرف ۳سال دوره هوانوردی و مکانیک را با موفقیت طی کرد و به ایران بازگشت.
وی در سال ۱۲۹۹ شمسی پس از سپری کردن مراحل مختلف و بارز شدن شجاعت و فرماندهیش بهخصوص در شکست قوای روسیه در جریان جنگهای جهانی اول که به ایران تجاوز کرده بودند، در زمان صدارت مشیرالدوله ریاست ژاندارمری خراسان را برعهده گرفت.
او از افسران شایسته و آگاه و از جمله میهنپرستان سلحشوری بود که از همان آغاز، مهر ایران و ایرانی را در دل داشت و با سری پرشور در آرزوی آزادی و استقلال میهن از دست اجانب و دستنشاندگان داخلی آنان پس از شکست انقلاب مشروطه تن به تسلیم در برابر حاکمیت مجدد استبداد و روی کار آمدن عناصر مزدور و میوهچینی چون وثوقالدوله و قوامالسلطنه نداد و با قیام خود در خراسان، بخشی از مقاومت مردمی را علیه حاکمیت استبداد جدید رهبری کرد.
کلنل محمدتقیخان پسیان قبل از روی کارآمدن قوامالسطنه در خراسان فرماندهی نیروی ژاندارم را بهعهده داشت و در زمان کابینه سید ضیاءالدین، دستگیری قوامالسطنه که در آن زمان والی خراسان بود، به دست او صورت گرفته بود.
🔴 قیام بر علیه عوامل داخلی استعمار
کلنل پسیان هنگامی که متوجه شد قوام بهجای محاکمه، به نخستوزیری رسیده، با اشراف به مهره استعمار بودن وی، راسا درصدد انجام اصلاحات اقتصادی اجتماعی و سیاسی در منطقه مأموریت خود برآمد تا آخرین کورسویهای انقلاب مشروطه را حفظ کند. بههمین منظور کلنل پسیان عملاً والیگری خراسان را بهعهده گرفت. تهدید و تطمیعهای قوامالسلطنه نیز در وی تأثیر نکرد و حاضر به همکاری و همراهی با قوامالسلطنه و حکومت کودتا نشد.
پسیان مبارزه خود را با عوامل داخلی انگلستان که در آن زمان در همه سطوح، مقامهای کشوری و لشگری را قبضه کرده بودند، آغاز کرد و بهصراحت اعلام کرد: «باید با هر کس که خائن وطن است، بجنگیم». بههمین علت عناصر خودفروختهیی نظیر وثوقالدولهها و قوامالسطنهها خصم آشتیناپذیر او بودند و در مسیر مبارزه ملی او از هیچ کارشکنی و کینهکشی دریغ نکردند. ایام ریاست او در ژاندارمری خراسان مصادف با استانداری قوامالسلطنه، مهره بدنام انگلستان، در همانجا بود. پسیان با شجاعت و قاطعیت تمام قوام را دستگیر و به تهران فرستاد و خود کفالت استانداری را نیز بهعهده گرفت. پس از آن بلافاصله شروع به مبارزه با عوامل استعمار انگلیس و مرکز آنها در مشهد، یعنی کنسولگری انگلستان کرد و حقوق ازدسترفته مردم را استیفا نمود. در گزارشهای کنسولگری انگلستان از مشهد موارد متعددی بهچشم میخورد که خشم و کینه عوامل و کارگزاران استعمار را از اقدامهای ملی پسیان نشان میدهد. از جمله در یکی از این گزارشها آمده است: «کلنل محمدتقیخان در صبح روز شانزدهم سپتامبر طی یادداشتی به من اطلاع داد که ”از این تاریخ تلگرافهای کنسولگری و تمام اتباع انگلستان میبایست بهصورت غیررمز و فقط توسط تلگرافچیهای ایرانی مخابره شود“ و استفاده از وسایل دیگر هم ممنوع اعلام میشود».
ادامه مقاله 👇👇👇
وی در سال ۱۲۹۹ شمسی پس از سپری کردن مراحل مختلف و بارز شدن شجاعت و فرماندهیش بهخصوص در شکست قوای روسیه در جریان جنگهای جهانی اول که به ایران تجاوز کرده بودند، در زمان صدارت مشیرالدوله ریاست ژاندارمری خراسان را برعهده گرفت.
او از افسران شایسته و آگاه و از جمله میهنپرستان سلحشوری بود که از همان آغاز، مهر ایران و ایرانی را در دل داشت و با سری پرشور در آرزوی آزادی و استقلال میهن از دست اجانب و دستنشاندگان داخلی آنان پس از شکست انقلاب مشروطه تن به تسلیم در برابر حاکمیت مجدد استبداد و روی کار آمدن عناصر مزدور و میوهچینی چون وثوقالدوله و قوامالسلطنه نداد و با قیام خود در خراسان، بخشی از مقاومت مردمی را علیه حاکمیت استبداد جدید رهبری کرد.
کلنل محمدتقیخان پسیان قبل از روی کارآمدن قوامالسطنه در خراسان فرماندهی نیروی ژاندارم را بهعهده داشت و در زمان کابینه سید ضیاءالدین، دستگیری قوامالسطنه که در آن زمان والی خراسان بود، به دست او صورت گرفته بود.
کلنل پسیان هنگامی که متوجه شد قوام بهجای محاکمه، به نخستوزیری رسیده، با اشراف به مهره استعمار بودن وی، راسا درصدد انجام اصلاحات اقتصادی اجتماعی و سیاسی در منطقه مأموریت خود برآمد تا آخرین کورسویهای انقلاب مشروطه را حفظ کند. بههمین منظور کلنل پسیان عملاً والیگری خراسان را بهعهده گرفت. تهدید و تطمیعهای قوامالسلطنه نیز در وی تأثیر نکرد و حاضر به همکاری و همراهی با قوامالسلطنه و حکومت کودتا نشد.
پسیان مبارزه خود را با عوامل داخلی انگلستان که در آن زمان در همه سطوح، مقامهای کشوری و لشگری را قبضه کرده بودند، آغاز کرد و بهصراحت اعلام کرد: «باید با هر کس که خائن وطن است، بجنگیم». بههمین علت عناصر خودفروختهیی نظیر وثوقالدولهها و قوامالسطنهها خصم آشتیناپذیر او بودند و در مسیر مبارزه ملی او از هیچ کارشکنی و کینهکشی دریغ نکردند. ایام ریاست او در ژاندارمری خراسان مصادف با استانداری قوامالسلطنه، مهره بدنام انگلستان، در همانجا بود. پسیان با شجاعت و قاطعیت تمام قوام را دستگیر و به تهران فرستاد و خود کفالت استانداری را نیز بهعهده گرفت. پس از آن بلافاصله شروع به مبارزه با عوامل استعمار انگلیس و مرکز آنها در مشهد، یعنی کنسولگری انگلستان کرد و حقوق ازدسترفته مردم را استیفا نمود. در گزارشهای کنسولگری انگلستان از مشهد موارد متعددی بهچشم میخورد که خشم و کینه عوامل و کارگزاران استعمار را از اقدامهای ملی پسیان نشان میدهد. از جمله در یکی از این گزارشها آمده است: «کلنل محمدتقیخان در صبح روز شانزدهم سپتامبر طی یادداشتی به من اطلاع داد که ”از این تاریخ تلگرافهای کنسولگری و تمام اتباع انگلستان میبایست بهصورت غیررمز و فقط توسط تلگرافچیهای ایرانی مخابره شود“ و استفاده از وسایل دیگر هم ممنوع اعلام میشود».
ادامه مقاله 👇👇👇
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کانون_شورشی
🔴 با درود به ۱۸۱۰ شهید تیرباران شده مجاهد خلق در اوین توسط جلاد لاجوردی از عصر ۵ مهر ۱۳۶۰ تا روز بعد
دستگیریها در تهـران در ۵ مهر ۱۳۶۰: بیش از ۱۰ هـزار نفر
🔴 ۶۰ پراتیک انقلابی در آمادهباش حداکثری رژیم در ۱۷ شهـر
تهران، کرج، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، اهواز، ساری، کرمانشاه، گرگان، همدان، زاهدان، لاهیجان، نهاوند، بهشهر، مرودشت و نفتشهر قسمت دوم2️⃣
🔴 @mojahedin_org
دستگیریها در تهـران در ۵ مهر ۱۳۶۰: بیش از ۱۰ هـزار نفر
تهران، کرج، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، اهواز، ساری، کرمانشاه، گرگان، همدان، زاهدان، لاهیجان، نهاوند، بهشهر، مرودشت و نفتشهر قسمت دوم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#گزارش_خبری
🔴 ✍️ نیویورک؛ رسوایی شیخ جنایتکار و شکست فاشیسم سلطنتی
🔴 تظاهرات پرشکوه ایرانیان آزاده در نیویورک همزمان با اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل، به صفآرایی تاریخی و بینظیری علیه تمامیت دیکتاتوری و استبداد موروثی تبدیل شد.
در شرایطی که رژیم ولایت فقیه در عمیقترین بحرانهای ساختاری، انزوای بینالمللی و هراس از فوران قیام مردم گرفتار شده و با فرستادن نمایندگان قاتل خود به نیویورک درصدد تنفس مصنوعی است، خروش آزادیخواهان دیوار ارعاب و سانسور را در هم شکست.
این همایش عظیم بیش از هر چیز، مرزبندی قاطع ایرانیان با دیکتاتوریهای «شیخ و شاه» را در منظر جهانیان به ثبت رساند.
در این میان، سخنرانیهای روشنگر شخصیتهای برجسته بینالمللی نظیر سناتور رابرت توریسلی و شهردار رودی جولیانی، ابعاد سیاسی این مرزبندی را بیشازپیش روشن ساخت.
سخنرانان با تبیین موقعیت رو به اضمحلال رژیم، بر اصالت جنبش دموکراتیک و آلترناتیو سازمانیافتهٔ شورای ملی مقاومت و کانونهای شورشی تأکید کردند و بر پایان دوران دیکتاتوریهای موروثی (شاه و شیخ) انگشت گذاشتند.
سناتور توریسلی با نقد مدعیان سلطنت، «شازده هالیوودی» را عاملی برای بذر تفرقه دانست و تصریح کرد «در حالی که ایران در حال تحول است، او در حال پاشیدن بذر تفرقه است. آیا او هیچوقت مفهوم همبستگی را نفهمیده؟ در حالی که کانونهای شورشی شجاعانه در خیابانهای ایران مقاومت میکنند، او با سپاه پاسداران همکاری میکند. آیا او فهمی از مبارزه ندارد؟ ولی ما به این باور داریم که نه شاه، نه شیخ، نه به دیکتاتوری در همه اشکال آن».
توریسلی در ادامه خاطرنشان کرد که تغییر سیاسی ایران نه توسط قدرتهای خارجی، بلکه بهدست جوانان، دانشجویان و شورشگران داخل کشور محقق خواهد شد.
در همین راستا، شهردار رودی جولیانی با یادآوری سابقه دهها سال دیکتاتوری شاه و جنایات ساواک، دیکتاتوری سلطنتی را «سلطنت دروغین» توصیف کرد و با اشاره به زندگی بچهٔ شاه با اموال بهسرقترفته مردم، ارتباط و افتخار به تماس با ۵۰ هزار نیروی سپاه پاسداران را جرمی آشکار و نشانه همسویی با بازوی سرکوب رژیم دانست.
جولیانی در ادامه با اشاره به استراتژی، تشکیلات و برنامهٔ ۱۰ مادهای شورای ملی مقاومت افزود «مجاهدین خواهان پایان حکومت مذهبی هستند. آزادی بیان، آزادی برای زنان، برابری زن و مرد، قضاییه مستقل، عدالت و فرصتهای برابر و یک ایران غیراتمی برای همیشه».
همایش با شکوه نیویورک با حضور ایرانیان شریف مقابل مقر ملل متحد اثبات کرد که نه ولایت شیخ با سرکوب و کشتار دوام میآورد و نه شاهپرستان با لومپنیسم و همکاری با پاسداران، قادر به انحراف مسیر انقلاب دموکراتیک هستند. پاسخ نهایی به استبداد شیخ و شاه را مردم و کانونهای شورشی در میدان نبرد خواهند داد.
🔴 @mojahedin_org
در شرایطی که رژیم ولایت فقیه در عمیقترین بحرانهای ساختاری، انزوای بینالمللی و هراس از فوران قیام مردم گرفتار شده و با فرستادن نمایندگان قاتل خود به نیویورک درصدد تنفس مصنوعی است، خروش آزادیخواهان دیوار ارعاب و سانسور را در هم شکست.
این همایش عظیم بیش از هر چیز، مرزبندی قاطع ایرانیان با دیکتاتوریهای «شیخ و شاه» را در منظر جهانیان به ثبت رساند.
در این میان، سخنرانیهای روشنگر شخصیتهای برجسته بینالمللی نظیر سناتور رابرت توریسلی و شهردار رودی جولیانی، ابعاد سیاسی این مرزبندی را بیشازپیش روشن ساخت.
سخنرانان با تبیین موقعیت رو به اضمحلال رژیم، بر اصالت جنبش دموکراتیک و آلترناتیو سازمانیافتهٔ شورای ملی مقاومت و کانونهای شورشی تأکید کردند و بر پایان دوران دیکتاتوریهای موروثی (شاه و شیخ) انگشت گذاشتند.
سناتور توریسلی با نقد مدعیان سلطنت، «شازده هالیوودی» را عاملی برای بذر تفرقه دانست و تصریح کرد «در حالی که ایران در حال تحول است، او در حال پاشیدن بذر تفرقه است. آیا او هیچوقت مفهوم همبستگی را نفهمیده؟ در حالی که کانونهای شورشی شجاعانه در خیابانهای ایران مقاومت میکنند، او با سپاه پاسداران همکاری میکند. آیا او فهمی از مبارزه ندارد؟ ولی ما به این باور داریم که نه شاه، نه شیخ، نه به دیکتاتوری در همه اشکال آن».
توریسلی در ادامه خاطرنشان کرد که تغییر سیاسی ایران نه توسط قدرتهای خارجی، بلکه بهدست جوانان، دانشجویان و شورشگران داخل کشور محقق خواهد شد.
در همین راستا، شهردار رودی جولیانی با یادآوری سابقه دهها سال دیکتاتوری شاه و جنایات ساواک، دیکتاتوری سلطنتی را «سلطنت دروغین» توصیف کرد و با اشاره به زندگی بچهٔ شاه با اموال بهسرقترفته مردم، ارتباط و افتخار به تماس با ۵۰ هزار نیروی سپاه پاسداران را جرمی آشکار و نشانه همسویی با بازوی سرکوب رژیم دانست.
جولیانی در ادامه با اشاره به استراتژی، تشکیلات و برنامهٔ ۱۰ مادهای شورای ملی مقاومت افزود «مجاهدین خواهان پایان حکومت مذهبی هستند. آزادی بیان، آزادی برای زنان، برابری زن و مرد، قضاییه مستقل، عدالت و فرصتهای برابر و یک ایران غیراتمی برای همیشه».
همایش با شکوه نیویورک با حضور ایرانیان شریف مقابل مقر ملل متحد اثبات کرد که نه ولایت شیخ با سرکوب و کشتار دوام میآورد و نه شاهپرستان با لومپنیسم و همکاری با پاسداران، قادر به انحراف مسیر انقلاب دموکراتیک هستند. پاسخ نهایی به استبداد شیخ و شاه را مردم و کانونهای شورشی در میدان نبرد خواهند داد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کلیپ
🔴 در حالیکه مردم ایران بدلیل منابع سرشار یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است اما دو سوم مردم آن زیر بنابه آمارهای رسمی حکومتی زیر خط فقر زندگی میکنند!
🔴 آیا میدانید میلیاردها پول مردم ایران کجا میرود؟!
🔴 این ویدئو را تا به آخر ببینید تا قسمتی از پاسخ به سوال را بگیرید
🔴 چاره کار چیست؟
✏️ منتظر گزارشات شما از مشکلات و کمبودها و نارساییها در همه زمینهها هستیم
🔴 @mojahedin_org
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
نیاز به این گروه کارشناسان با توجه به قطعنامه مصوب ۹ سپتامبر شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی که از مدیرکل درخواست کرده است عدم پایبندی ایران را به شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل گزارش دهد، بیشتر شده است. اتحادیه اروپا از سرپیچی مستمر رژیم ایران از همکاری با آژانس بهشدت نگران است
اتحادیه اروپا از رژیم ایران میخواهد که به پایبندی کامل به تعهدات قانونی خود تحت معاهده منع گسترش سلاحهای هستهیی (NPT) و توافقنامه جامع و الزامآور پادمانی، و همچنین قطعنامههای مربوطه شورای امنیت سازمان ملل بازگردد. بسیار حیاتی و فوری است که مقدار و محل نگهداری مواد هستهیی و فعالیتهای مرتبط با آن در ایران توسط آژانس راستیآزمایی شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#خبر
⭕️ نماینده انگلستان در سازمان ملل: بهرغم وتوهای مأموریت هیأت کارشناسان، تحریمها علیه برنامه اتمی رژیم ایران پابرجاست
➖ در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد نماینده انگلستان طی بیانیهیی اعلام کرد: بهرغم وتوهای مأموریت هیأت کارشناسان، تحریمهای سازمان ملل متحد در مورد گسترش سلاحهای هستهیی ایران همچنان به قوت خود باقی است. این موضوع در زمانی که ایران برنامه هستهیی خود را به شیوههایی که هیچ توجیه غیرنظامی معتبری ندارند گسترش داده و بیش از ۴۰۰ کیلو گرم اورانیوم غنیشده تا ۶۰ درصد جمعآوری کرده است، عمیقاً نگرانکننده است.
نماینده انگلستان افزود: رژیم ایران از همکاری با آژانس خودداری کرده و دسترسی بازرسان به تأسیسات کلیدی را رد کرده است. این باید متوقف شود، به همین دلیل است که نظارت بر تحریمها اهمیت دارد.
در این بیانیه همچنین آمده است: انگلستان به همکاری با شرکا برای حفظ تحریمهای سازمان ملل، تقویت پیمان منع گسترش سلاحهای هستهیی و اطمینان از اینکه ایران هرگز به سلاح هستهیی دست پیدا نمیکند، ادامه خواهد داد.
🔴 @mojahedin_org
نماینده انگلستان افزود: رژیم ایران از همکاری با آژانس خودداری کرده و دسترسی بازرسان به تأسیسات کلیدی را رد کرده است. این باید متوقف شود، به همین دلیل است که نظارت بر تحریمها اهمیت دارد.
در این بیانیه همچنین آمده است: انگلستان به همکاری با شرکا برای حفظ تحریمهای سازمان ملل، تقویت پیمان منع گسترش سلاحهای هستهیی و اطمینان از اینکه ایران هرگز به سلاح هستهیی دست پیدا نمیکند، ادامه خواهد داد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#خبر
🔴 کشته شدن دستکم پنج شبهنظامی فاطمیون وابسته به سپاه در زاهدان
🔴 صبح روز جمعه ۱۰ مهر، یک خودروی لندکروز نیروهای شبهنظامی فاطمیون وابسته به سپاه پاسداران در منطقه رودماهی شهرستان زاهدان هدف حمله افراد مسلح قرار گرفت و دستکم پنج سرنشین آن کشته شدند.
به گفته شاهدان عینی و منابع محلی، این حمله حوالی ساعت ۶: ۳۰ صبح زمانی رخ داد که شبهنظامیان فاطمیون در مسیر کلهپده منطقه رودماهی در حال حرکت و گشتزنی بودند.
به گفته شاهدان عینی، «ابتدا یک تله انفجاری در مسیر خودروی فاطمیون که در پشت آن یک دوشکا نصب بوده منفجر شده و در پی آن خودرو بهطور کامل منهدم شده است. پس از انفجار، افراد مسلح به سمت خودرو تیراندازی کردهاند که در نتیجه آن تمامی سرنشینان خودرو کشته شدهاند».
بر اساس اطلاعات رسیده، دستکم پنج نفر از اعضای فاطمیون در این حمله کشته شدهاند و هویت آنان تاکنون مشخص نشده است.
این حمله در حالی صورت گرفته که طی هفتههای اخیر حضور و فعالیت شبهنظامیان فاطمیون و زینبیون وابسته به سپاه، در بخشهایی از سیستان و بلوچستان افزایش یافته است. پیشتر نیز در ۲۰ شهریور، دستکم چهار عضو این گروه در منطقه رودماهی زاهدان هنگام گشتزنی هدف تیراندازی افراد مسلح قرار گرفته و کشته شدند.
این در حالی است که خبرگزاری حکومتی «عصر ایران» در گزارشی بهنقل از روابط عمومی قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه با اعتراف به این درگیری مسلحانه اعلام کرد در یک عملیات «تروریستی کور» با کارگزاری بمب کنار جادهیی در یکی از مسیرهای مواصلاتی سیستان و بلوچستان، یکی از نیروهای خود کشته شده است.
🔴 @mojahedin_org
به گفته شاهدان عینی و منابع محلی، این حمله حوالی ساعت ۶: ۳۰ صبح زمانی رخ داد که شبهنظامیان فاطمیون در مسیر کلهپده منطقه رودماهی در حال حرکت و گشتزنی بودند.
به گفته شاهدان عینی، «ابتدا یک تله انفجاری در مسیر خودروی فاطمیون که در پشت آن یک دوشکا نصب بوده منفجر شده و در پی آن خودرو بهطور کامل منهدم شده است. پس از انفجار، افراد مسلح به سمت خودرو تیراندازی کردهاند که در نتیجه آن تمامی سرنشینان خودرو کشته شدهاند».
بر اساس اطلاعات رسیده، دستکم پنج نفر از اعضای فاطمیون در این حمله کشته شدهاند و هویت آنان تاکنون مشخص نشده است.
این حمله در حالی صورت گرفته که طی هفتههای اخیر حضور و فعالیت شبهنظامیان فاطمیون و زینبیون وابسته به سپاه، در بخشهایی از سیستان و بلوچستان افزایش یافته است. پیشتر نیز در ۲۰ شهریور، دستکم چهار عضو این گروه در منطقه رودماهی زاهدان هنگام گشتزنی هدف تیراندازی افراد مسلح قرار گرفته و کشته شدند.
این در حالی است که خبرگزاری حکومتی «عصر ایران» در گزارشی بهنقل از روابط عمومی قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه با اعتراف به این درگیری مسلحانه اعلام کرد در یک عملیات «تروریستی کور» با کارگزاری بمب کنار جادهیی در یکی از مسیرهای مواصلاتی سیستان و بلوچستان، یکی از نیروهای خود کشته شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM