#خبر
🔴 میز کتاب و نمایشگاه عکس شهیدان توسط هواداران مجاهدین خلق
🔴 هایدلبرگ - میز کتاب و نمایشگاه عکس شهیدان توسط هواداران مجاهدین خلق - ۲۵ مهر ۱۴۰۵
🔴 مالمو - سوئد - اکسیون ایرانیان آزاده و حامیان مقاومت علیه اعدام - ۲۵ مهر ۱۴۰۵
🔴 برلین - ۲۳۲مین روز تحصن ایرانیان آزاده در برابر سفارت آخوندها -۲۵ مهر ۱۴۰۵
🔴 @mojahedin_org
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#رویداد_تاریخی
🔴 ۲۴ مهر ۱۳۶۸ - درگذشت استاد مرتضی حنانه
🔴 مرتضی حنانه، استاد بزرگ موسیقی ایران و خالق آهنگ «میهن شهیدان» به ماندگاران پیوست
روز ۲۴ مهر ۱۳۶۸، استاد مرتضی حنانه درگذشت. او از موسیقیدانان نوآور و اندیشمندی بود که سهمی ارزنده در بنیانگذاری موسیقی علمی ایران داشت.
آغاز زندگی مرتضی حنانه
حنانه در سال ۱۳۰۱ در تهران متولد شد. عشق به موسیقی از کودکی در او ریشه دواند. پس از عضویت در پیشاهنگان جوان با نواختن نی، به هنرستان عالی موسیقی رفت و زیر نظر استادان وقت، اصول نظری و علمی موسیقی غربی، فلوت و هورن را فراگرفت.
سفر استاد مرتضی حنانه به ایتالیا و آغاز زندگی حرفهای هنری
او مدتی نزد پرویز محمود آموزش دید و به عضویت ارکستر سمفونیک تهران درآمد و بعدها رهبری آن را برعهده گرفت. در سال ۱۳۳۲، پس از اجرای آثارش در جشن هزاره بوعلی سینا، سفیر ایتالیا بورسیه تحصیل هنری در ایتالیا را به او اعطا کرد و حنانه برای تکمیل تحصیلات به کنسرواتوار واتیکان رفت.
او در ایتالیا مطالعات گستردهای درباره موسیقی فیلم انجام داد و پس از بازگشت به ایران، موسیقی متن فیلمهایی چون «فرار از تله»، «گرگ بیزار»، «قصه ماهان» و «تیرباران» را ساخت. آخرین اثر ماندگار او در این زمینه، موسیقی سریال «هزار دستان» بود. حنانه همچنین بسیاری از فیلمهای ایتالیایی را به فارسی ترجمه کرد.
بازگشت استاد مرتضی حنانه به ایران
حنانه با وجود آموختن موسیقی غربی، دل در گرو فرهنگ ایران داشت و میخواست با آثار ارزشمند خود به موسیقی میهنش بیفزاید. او درباره تصمیمش پس از بازگشت گفت:
«اگر کار من را یک ایرانی گوش کند، چه خواهد گفت؟ میگوید این کار اگر هم خیلی باارزش باشد، باز هم ربطی به ایران ندارد و چیزی به فرهنگ غرب افزوده است. در حالی که ما میخواهیم آهنگسازان ایرانی با آثاری که ارزش دارند، به فرهنگ کشورشان چیزی بیفزایند.»
یادگارهای استاد مرتضی حنانه
حنانه در سال ۱۳۴۱ ارکستر بزرگ فارابی را بنیان گذاشت که اجرای آهنگهای ایرانی در رادیو را برعهده داشت.
او با وجود فعالیت محدود در ساخت و تنظیم ترانه، با مرضیه، بانوی بزرگ آواز ایران، همکاری کرد. ترانه ماندگار «یار اگر جلوه کند» از آثار ساخته و تنظیمشده اوست که با صدای مرضیه و رهبری حنانه در تالار رودکی نیز اجرا شد.
از دیگر آثار او میتوان به «سوئیت شهر مرجان»، «کاپریس برای پیانو و ارکستر»، «خواب یک شیطان کوچک» و «صبر و ظفر» اشاره کرد.
استاد مرتضی حنانه پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی
حنانه پس از انقلاب با همکاری نهاد ترانه و سرود سازمان مجاهدین خلق ایران، چند سرود را تنظیم کرد. موسیقی سرود ماندگار «میهن شهیدان» از آثار برجسته اوست. او همچنین پس از انقلاب بخش زیادی از وقت خود را به پژوهش درباره موسیقی کهن ایران اختصاص داد و بنا بر روایت این متن، از سوی رژیم آخوندی مورد آزار قرار گرفت.
درگذشت استاد مرتضی حنانه
مرتضی حنانه روز سهشنبه ۲۴ مهر ۱۳۶۸ بر اثر بیماری سرطان درگذشت. در این روایت، ممانعت از سفر او به خارج برای درمان نیز از عوامل مؤثر در سرنوشت او عنوان شده است.
🔴 @mojahedin_org
روز ۲۴ مهر ۱۳۶۸، استاد مرتضی حنانه درگذشت. او از موسیقیدانان نوآور و اندیشمندی بود که سهمی ارزنده در بنیانگذاری موسیقی علمی ایران داشت.
آغاز زندگی مرتضی حنانه
حنانه در سال ۱۳۰۱ در تهران متولد شد. عشق به موسیقی از کودکی در او ریشه دواند. پس از عضویت در پیشاهنگان جوان با نواختن نی، به هنرستان عالی موسیقی رفت و زیر نظر استادان وقت، اصول نظری و علمی موسیقی غربی، فلوت و هورن را فراگرفت.
سفر استاد مرتضی حنانه به ایتالیا و آغاز زندگی حرفهای هنری
او مدتی نزد پرویز محمود آموزش دید و به عضویت ارکستر سمفونیک تهران درآمد و بعدها رهبری آن را برعهده گرفت. در سال ۱۳۳۲، پس از اجرای آثارش در جشن هزاره بوعلی سینا، سفیر ایتالیا بورسیه تحصیل هنری در ایتالیا را به او اعطا کرد و حنانه برای تکمیل تحصیلات به کنسرواتوار واتیکان رفت.
او در ایتالیا مطالعات گستردهای درباره موسیقی فیلم انجام داد و پس از بازگشت به ایران، موسیقی متن فیلمهایی چون «فرار از تله»، «گرگ بیزار»، «قصه ماهان» و «تیرباران» را ساخت. آخرین اثر ماندگار او در این زمینه، موسیقی سریال «هزار دستان» بود. حنانه همچنین بسیاری از فیلمهای ایتالیایی را به فارسی ترجمه کرد.
بازگشت استاد مرتضی حنانه به ایران
حنانه با وجود آموختن موسیقی غربی، دل در گرو فرهنگ ایران داشت و میخواست با آثار ارزشمند خود به موسیقی میهنش بیفزاید. او درباره تصمیمش پس از بازگشت گفت:
«اگر کار من را یک ایرانی گوش کند، چه خواهد گفت؟ میگوید این کار اگر هم خیلی باارزش باشد، باز هم ربطی به ایران ندارد و چیزی به فرهنگ غرب افزوده است. در حالی که ما میخواهیم آهنگسازان ایرانی با آثاری که ارزش دارند، به فرهنگ کشورشان چیزی بیفزایند.»
یادگارهای استاد مرتضی حنانه
حنانه در سال ۱۳۴۱ ارکستر بزرگ فارابی را بنیان گذاشت که اجرای آهنگهای ایرانی در رادیو را برعهده داشت.
او با وجود فعالیت محدود در ساخت و تنظیم ترانه، با مرضیه، بانوی بزرگ آواز ایران، همکاری کرد. ترانه ماندگار «یار اگر جلوه کند» از آثار ساخته و تنظیمشده اوست که با صدای مرضیه و رهبری حنانه در تالار رودکی نیز اجرا شد.
از دیگر آثار او میتوان به «سوئیت شهر مرجان»، «کاپریس برای پیانو و ارکستر»، «خواب یک شیطان کوچک» و «صبر و ظفر» اشاره کرد.
استاد مرتضی حنانه پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی
حنانه پس از انقلاب با همکاری نهاد ترانه و سرود سازمان مجاهدین خلق ایران، چند سرود را تنظیم کرد. موسیقی سرود ماندگار «میهن شهیدان» از آثار برجسته اوست. او همچنین پس از انقلاب بخش زیادی از وقت خود را به پژوهش درباره موسیقی کهن ایران اختصاص داد و بنا بر روایت این متن، از سوی رژیم آخوندی مورد آزار قرار گرفت.
درگذشت استاد مرتضی حنانه
مرتضی حنانه روز سهشنبه ۲۴ مهر ۱۳۶۸ بر اثر بیماری سرطان درگذشت. در این روایت، ممانعت از سفر او به خارج برای درمان نیز از عوامل مؤثر در سرنوشت او عنوان شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#آموزشی
🔴 بهایی که مجاهدین خلق در سالهای ۵۸ تا ۶۰ پرداختند «مبارزه مسالمتآمیز سیاسی با دیکتاتوری آخوندها»
قسمت چهاردهم4️⃣ 1️⃣
🔴 عباس عمانی که بود؟
عباس برادری بود که پس از شهادتش او را شناختیم؛ اما اکنون نامش را در کنار والامقامترین شهدای سازمان مینویسیم. از نظر ما، مجاهد خلق در حصارهای تشکیلاتی محصور نیست. ما به برادران و خواهران ناشناختهای چون عباس که در گوشهوکنار کشور همه توان خود را در راه آرمان مجاهدین به کار گرفتهاند، میبالیم و آنان را مجاهد خلق میشناسیم.
عباس از فرزندان برومند خلق، کارگری آگاه و زحمتکش و سربازی دلاور از سربازان گمنام راه آزادی و آگاهی بود که جان پاک خود را در راه آرمانش فدا کرد.
عباس از هواداران پاکباز و صدیق سازمان مجاهدین بود. این را هنگامی که به خانه محقرش رفتیم، بهخوبی دریافتیم؛ اتاقش پر از کتابها، پوسترها و اعلامیههای سازمان بود. او به سازمان و ایدئولوژی آن عشق میورزید، زیرا سازمان مجاهدین را مدافع حقوق زحمتکشان، کارگران و دهقانان میدانست.
در میان وسایلش نامهای خطاب به سازمان پیدا کردیم که فرصت نیافته بود آن را پست کند؛ اما شهادتش نامه را به دست ما رساند و پیامش را به گوش مردم رساند. از سطرسطر این نامه، ایمانی پرشور و ذهنی بیدار و فعال میتراود. بخشی از آن را با هم میخوانیم:
حضور برادران و خواهران مجاهدم
پس از عرض سلام، از خدا میخواهم که حال شما خوب باشد.
من، عباس عمانی، یکی از طرفداران سازمان شما هستم. دیپلم چهارم نظری را گرفتهام و شبها در پروانهسازی نعمتآباد کار میکنم. تا آنجا که امکان داشته، برادران کارگرم را راهنمایی کردهام تا هوادار سازمان شوند. در محل زندگیمان، شیرخورشید و چهارراه عباسی، نیز بیشتر دوستانم و بعضی از بچههای فامیل را با سازمان آشنا کردهام.
از گفتن این مطالب نه پاداش میخواهم و نه قصد خودستایی دارم؛ چون حقیقت را همیشه باید ترویج کرد. منظورم از این مطالب، روشن کردن خودم برای شماست...
بهراستی، عباس یکپارچه شور، انگیزه و ایمان بود. به محرومان عشق میورزید و با وجود فشار زندگی، کار و درس، لحظهای از فعالیتهای سیاسی و اجتماعیای که راه نجات را در آنها میدید، غافل نبود. پدرش میگفت: «اصلاً همه زندگیاش همین کارها بود؛ همیشه به فکر فقرا، گودنشینها، زاغهنشینها و محرومان بود. لباس نو نمیپوشید و میگفت: پدرجان، ما باید به فکر کسانی باشیم که با فلاکت زندگی میکنند.»
یکی از همکارانش درباره او میگفت که در کارگاه همیشه روشنگری و بحث میکرد و لحظهای از تلاش بازنمیایستاد. همیشه یکی دو ماژیک در جیب داشت و با آنها برای سازمان تراکت تهیه میکرد. میگفت: «من پول زیادی ندارم که تراکت چاپ کنم، اما این کار را که میتوانم بکنم!» تا نیمههای شب بیدار میماند، تراکت تهیه میکرد و صبح آنها را پخش میکرد.
عباس هیچگاه از مطالعه غافل نبود و با اشتیاق کتاب میخواند، بهویژه کتابهای سازمان که به او آگاهی و شور میبخشیدند. حتی هنگامی که پیکر نیمهجانش را در میان گلولای یخزده بیابان یافتند، کتابی همراه داشت: «دفاعیات سعید محسن». بهراستی که برادر ارزشمندی را از دست دادیم.
عباس به دست چه کسانی شهید شد؟
اکنون این پرسش را مطرح میکنیم: برادر ما را چه کسی کشت و مسئول این خون ناحق کیست؟ این پرسش را از مردم میکنیم و از آنان انصاف میخواهیم؛ زیرا از انحصارطلبان مرتجع توقع انصاف و مروت نداریم.
در این روایت، مسئولیت خون عباس و دیگر قربانیان بر عهده کسانی دانسته شده که از منابر و تریبونها فرمان حمله به مجاهدین صادر میکردند؛ کسانی که با دشنامها و اتهامهای وقیحانه، مردم ناآگاه را علیه مجاهدین و هوادارانشان تحریک میکردند و کسانی که این تحریکات را از طریق رسانهها در سراسر کشور گسترش میدادند.
همچنین مسئولیت این جنایت متوجه مقامهایی دانسته شده که هشدارها را نادیده گرفتند و برای جلوگیری از تجاوزهای مکرر اقدامی نکردند.
در روز راهپیمایی رحلت پیامبر، کسی فریاد میزد: «دیگر پوستر پاره نمیکنیم، بلکه گلو پاره میکنیم!» باید بداند که این جمجمه خردشده و این شهید بهخونتپیده، حاصل همان تهدیدهاست؛ اما ما را از این شهادتها باکی نیست. شهدای بسیاری دادهایم و آمادهایم باز هم بهای آزادی را بپردازیم.
ما از همان روز نخست که قدم در این راه گذاشتیم، حساب همهچیز را با خود کرده بودیم. اما عاملان ارتجاع نیز بدانند که سرنوشتشان، بنا بر این روایت، بهتر از سرنوشت دژخیمان و قدرتمندان رژیم شاه، از جمله نصیری، خسرو داد و ناجی، نخواهد بود.
آیا از تاریخ عبرت نمیگیرید؟
ما همه این بیدادها را به پیشگاه خدا و خلق شکایت میبریم و در انتظار روزی هستیم که مجرمان به کیفر اعمالشان برسند. آیا آن روز دور است؟
«فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ»
🔴 @mojahedin_org
قسمت چهاردهم
عباس برادری بود که پس از شهادتش او را شناختیم؛ اما اکنون نامش را در کنار والامقامترین شهدای سازمان مینویسیم. از نظر ما، مجاهد خلق در حصارهای تشکیلاتی محصور نیست. ما به برادران و خواهران ناشناختهای چون عباس که در گوشهوکنار کشور همه توان خود را در راه آرمان مجاهدین به کار گرفتهاند، میبالیم و آنان را مجاهد خلق میشناسیم.
عباس از فرزندان برومند خلق، کارگری آگاه و زحمتکش و سربازی دلاور از سربازان گمنام راه آزادی و آگاهی بود که جان پاک خود را در راه آرمانش فدا کرد.
عباس از هواداران پاکباز و صدیق سازمان مجاهدین بود. این را هنگامی که به خانه محقرش رفتیم، بهخوبی دریافتیم؛ اتاقش پر از کتابها، پوسترها و اعلامیههای سازمان بود. او به سازمان و ایدئولوژی آن عشق میورزید، زیرا سازمان مجاهدین را مدافع حقوق زحمتکشان، کارگران و دهقانان میدانست.
در میان وسایلش نامهای خطاب به سازمان پیدا کردیم که فرصت نیافته بود آن را پست کند؛ اما شهادتش نامه را به دست ما رساند و پیامش را به گوش مردم رساند. از سطرسطر این نامه، ایمانی پرشور و ذهنی بیدار و فعال میتراود. بخشی از آن را با هم میخوانیم:
حضور برادران و خواهران مجاهدم
پس از عرض سلام، از خدا میخواهم که حال شما خوب باشد.
من، عباس عمانی، یکی از طرفداران سازمان شما هستم. دیپلم چهارم نظری را گرفتهام و شبها در پروانهسازی نعمتآباد کار میکنم. تا آنجا که امکان داشته، برادران کارگرم را راهنمایی کردهام تا هوادار سازمان شوند. در محل زندگیمان، شیرخورشید و چهارراه عباسی، نیز بیشتر دوستانم و بعضی از بچههای فامیل را با سازمان آشنا کردهام.
از گفتن این مطالب نه پاداش میخواهم و نه قصد خودستایی دارم؛ چون حقیقت را همیشه باید ترویج کرد. منظورم از این مطالب، روشن کردن خودم برای شماست...
بهراستی، عباس یکپارچه شور، انگیزه و ایمان بود. به محرومان عشق میورزید و با وجود فشار زندگی، کار و درس، لحظهای از فعالیتهای سیاسی و اجتماعیای که راه نجات را در آنها میدید، غافل نبود. پدرش میگفت: «اصلاً همه زندگیاش همین کارها بود؛ همیشه به فکر فقرا، گودنشینها، زاغهنشینها و محرومان بود. لباس نو نمیپوشید و میگفت: پدرجان، ما باید به فکر کسانی باشیم که با فلاکت زندگی میکنند.»
یکی از همکارانش درباره او میگفت که در کارگاه همیشه روشنگری و بحث میکرد و لحظهای از تلاش بازنمیایستاد. همیشه یکی دو ماژیک در جیب داشت و با آنها برای سازمان تراکت تهیه میکرد. میگفت: «من پول زیادی ندارم که تراکت چاپ کنم، اما این کار را که میتوانم بکنم!» تا نیمههای شب بیدار میماند، تراکت تهیه میکرد و صبح آنها را پخش میکرد.
عباس هیچگاه از مطالعه غافل نبود و با اشتیاق کتاب میخواند، بهویژه کتابهای سازمان که به او آگاهی و شور میبخشیدند. حتی هنگامی که پیکر نیمهجانش را در میان گلولای یخزده بیابان یافتند، کتابی همراه داشت: «دفاعیات سعید محسن». بهراستی که برادر ارزشمندی را از دست دادیم.
عباس به دست چه کسانی شهید شد؟
اکنون این پرسش را مطرح میکنیم: برادر ما را چه کسی کشت و مسئول این خون ناحق کیست؟ این پرسش را از مردم میکنیم و از آنان انصاف میخواهیم؛ زیرا از انحصارطلبان مرتجع توقع انصاف و مروت نداریم.
در این روایت، مسئولیت خون عباس و دیگر قربانیان بر عهده کسانی دانسته شده که از منابر و تریبونها فرمان حمله به مجاهدین صادر میکردند؛ کسانی که با دشنامها و اتهامهای وقیحانه، مردم ناآگاه را علیه مجاهدین و هوادارانشان تحریک میکردند و کسانی که این تحریکات را از طریق رسانهها در سراسر کشور گسترش میدادند.
همچنین مسئولیت این جنایت متوجه مقامهایی دانسته شده که هشدارها را نادیده گرفتند و برای جلوگیری از تجاوزهای مکرر اقدامی نکردند.
در روز راهپیمایی رحلت پیامبر، کسی فریاد میزد: «دیگر پوستر پاره نمیکنیم، بلکه گلو پاره میکنیم!» باید بداند که این جمجمه خردشده و این شهید بهخونتپیده، حاصل همان تهدیدهاست؛ اما ما را از این شهادتها باکی نیست. شهدای بسیاری دادهایم و آمادهایم باز هم بهای آزادی را بپردازیم.
ما از همان روز نخست که قدم در این راه گذاشتیم، حساب همهچیز را با خود کرده بودیم. اما عاملان ارتجاع نیز بدانند که سرنوشتشان، بنا بر این روایت، بهتر از سرنوشت دژخیمان و قدرتمندان رژیم شاه، از جمله نصیری، خسرو داد و ناجی، نخواهد بود.
آیا از تاریخ عبرت نمیگیرید؟
ما همه این بیدادها را به پیشگاه خدا و خلق شکایت میبریم و در انتظار روزی هستیم که مجرمان به کیفر اعمالشان برسند. آیا آن روز دور است؟
«فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#خبر
🔴 سنتکام: تنگه هرمز باز است؛ ۴۰۰ کشتی طی یک هفته عبور کردند
🔴 فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد در یک هفته گذشته ۴۰۰ کشتی تجاری از تنگه هرمز عبور کرده و کشورهای حاشیه خلیجفارس ۱۰۰ میلیون بشکه نفت صادر کردهاند. همزمان از مسدود شدن ۳۵۰ میلیون دلار دارایی رمز ارزی رژیم و جلوگیری از صادرات ۲۵ میلیارد دلار نفت خام خبر داد.
تیم هاوکینز، سخنگوی سنتکام تأکید کرد رژیم کنترل تنگه را ندارد، ۹۷٪ کشتیها بدون اصابت پرتابهها عبور کردهاند، تردد حتی روز جمعه ادامه داشته و هیچ صادرات/وارداتی به ایران بدون اجازه آمریکا انجام نشده است.
دریادار برد کوپر در پیام ویدئویی جمعه ۲۴ مهر گفت ۴۰۰ کشتی با کمک آمریکا عبور کردهاند. به گفته او فشار اقتصادی به حدی است که گروههای شبهنظامی همسو حقوق نیروهایشان را برای بازگرداندن پول به سپاه نمیدهند و سپاه هم حقوق نمیدهد. ۳ محور فشار آمریکا: محدود کردن صادرات نفت، مختل کردن تأمین مالی دیجیتال، تضعیف توان پرداخت حقوق نیروهای امنیتی.
گزارش رویترز:
با وجود محاصره، از اواسط ژوئیه ۸ نفتکش حامل ۴.۱ میلیون بشکه گاز مایع و یک نفتکش سوخت جت در سپتامبر به میانمار صادر شده. تهران محمولهها را در انتقال کشتیبهکشتی نزدیک عمان پنهان کرده اما بخش کوچکی از صادرات قبلی است. کپلر: صادرات نفت خام ایران در سپتامبر صفر. سنتکام محاصره را «نفوذناپذیر» خواند. یک مقام آمریکایی گفت عبور یک کشتی به معنی دور زدن محاصره نیست و هر شناور جداگانه بررسی میشود. خزانهداری آمریکا اعتبار برخی دادهها را به دلیل جعل موقعیت کشتیها زیر سؤال برد.
تشدید حملات:
مرکز تجارت دریایی انگلستان: در هفته اخیر ۱۲ کشتی در اطراف تنگه هدف حمله قرار گرفتهاند؛ ۱۰ مورد در تنگه هرمز، یک مورد در خلیجفارس و یک مورد در دریای عمان. از ۱۲ کشتی، ۶ کشتی به مسیر ادامه داده، ۱ کشتی از دست رفته، ۲ کشتی از کار افتاده و وضعیت ۳ کشتی تأیید نشده است. از ۶ ژوئیه تاکنون از ۷۴ حمله، ۵۵ مورد در مسیر جنوبی تنگه نزدیک ساحل عمان بوده.
پیش از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه رژیم از اسفند گذشته، تنگه هرمز مسیر یکپنجم نفت و گاز مایع جهان بود. محاصره دریایی آمریکا از اواخر تیر و عملیات «طرد اقتصادی» خزانهداری از اوایل شهریور علیه شبکههای مالی سپاه و شرکتهای هواپیمایی آغاز شده است.
🔴 @mojahedin_org
تیم هاوکینز، سخنگوی سنتکام تأکید کرد رژیم کنترل تنگه را ندارد، ۹۷٪ کشتیها بدون اصابت پرتابهها عبور کردهاند، تردد حتی روز جمعه ادامه داشته و هیچ صادرات/وارداتی به ایران بدون اجازه آمریکا انجام نشده است.
دریادار برد کوپر در پیام ویدئویی جمعه ۲۴ مهر گفت ۴۰۰ کشتی با کمک آمریکا عبور کردهاند. به گفته او فشار اقتصادی به حدی است که گروههای شبهنظامی همسو حقوق نیروهایشان را برای بازگرداندن پول به سپاه نمیدهند و سپاه هم حقوق نمیدهد. ۳ محور فشار آمریکا: محدود کردن صادرات نفت، مختل کردن تأمین مالی دیجیتال، تضعیف توان پرداخت حقوق نیروهای امنیتی.
گزارش رویترز:
با وجود محاصره، از اواسط ژوئیه ۸ نفتکش حامل ۴.۱ میلیون بشکه گاز مایع و یک نفتکش سوخت جت در سپتامبر به میانمار صادر شده. تهران محمولهها را در انتقال کشتیبهکشتی نزدیک عمان پنهان کرده اما بخش کوچکی از صادرات قبلی است. کپلر: صادرات نفت خام ایران در سپتامبر صفر. سنتکام محاصره را «نفوذناپذیر» خواند. یک مقام آمریکایی گفت عبور یک کشتی به معنی دور زدن محاصره نیست و هر شناور جداگانه بررسی میشود. خزانهداری آمریکا اعتبار برخی دادهها را به دلیل جعل موقعیت کشتیها زیر سؤال برد.
تشدید حملات:
مرکز تجارت دریایی انگلستان: در هفته اخیر ۱۲ کشتی در اطراف تنگه هدف حمله قرار گرفتهاند؛ ۱۰ مورد در تنگه هرمز، یک مورد در خلیجفارس و یک مورد در دریای عمان. از ۱۲ کشتی، ۶ کشتی به مسیر ادامه داده، ۱ کشتی از دست رفته، ۲ کشتی از کار افتاده و وضعیت ۳ کشتی تأیید نشده است. از ۶ ژوئیه تاکنون از ۷۴ حمله، ۵۵ مورد در مسیر جنوبی تنگه نزدیک ساحل عمان بوده.
پیش از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه رژیم از اسفند گذشته، تنگه هرمز مسیر یکپنجم نفت و گاز مایع جهان بود. محاصره دریایی آمریکا از اواخر تیر و عملیات «طرد اقتصادی» خزانهداری از اوایل شهریور علیه شبکههای مالی سپاه و شرکتهای هواپیمایی آغاز شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#آموزشی
🔴 هر انقلاب لاجرم باید مراحل تکاملی خود را طی کند. به تاریخ نمیتوان کلک زد!
بخشی از مصاحبهی مسعود رجوی با نشریهی مجاهد در بهمن ماه ۱۳۵۹
... هر انقلاب برای رسیدن به بلوغ خودش باید از مراحلی عبور کند، باید از درون قلوب و ضمایر تک تک آحاد جامعه بگذرد و... اگر یادتان باشد، در آن اوایل[انقلاب ۵۷]،اینجا و آنجا صحبت زیاد میشد که فیالمثل «دیدید حرفهای این مجاهدین و... غلط از آب درآمد و احتیاجی به یک انقلاب دراز مدت آنهم مسلحانه و تودهای آنطور که آنها میگفتند، نبود؟!...»
ولی البته معلوم است که هر انقلابی آگاه، اگر هم نمیتوانست آشکارا به این نظریات بخندد، اعتقادی به آنها نداشت، چرا؟
زیرا موضوع انقلاب، مقدم بر هر چیز، تغییر انسان اجتماعی و اجتماع انسانی است.
این تغییر هم نه فیالمجلس بوجود میآید، و نه با پرش از روی مراحل ضروری. بنابراین دیدیم که هرچند رژیم شاه ساقط شد، اما آن تغییرات مطلوب در اجتماع بوقوع نپیوست!
حال آنکه تغییرات لازم باید در هر شکل و قالب جدیدی که متصور باشد، وقوع و ادامه پیدا کند، تا در نقطهی معینی به ثمر بنشیند. به عبارت دیگر، جامعهی غل و غش گرفته، بایستی برای یک تغییر کیفی بنیادی، از کورهی گدازان تحولات انقلاب عبور کند، والا انواع و اقسام وابستگیها به قالب و نظام کهن، بصورت انحرافات، فرصتطلبیها و موانع ارتجاعی مختلف سیاسی و اجتماعی، مانع تکامل و صافی و صفای جامعه میشوند.
حال اگر رژیم شاه وجود میداشت، این جریان به طریقی طی میشد و بعد از سقوط آن رژیم نیز، باز باید به طریق جدیدتری – که بههرحال با طریق قبلی مضمون واحدی دارد– سپری میشد.
اگر غیر از این بود، در سراسر تاریخ بشر هیچ انقلاب واقعی به منصهی ظهور نمیرسید و پیوسته چون ایران امروز، رجالهگری و ابتذال و ریاکاری، تمام سطوح انقلاب را در بر میگرفت.
یعنی میخواهم روی این نکته تأکید کنم که گرچه تاریخ سوگند نخورده است که الگوی تکامل جامعهی ویتنام را عیناً در ایران نیز تکرار کند، لیکن سر فصلها و مضامینی هستند که هر جامعهای از گذار از آنها ناگزیر است. درست همچنانکه که طفل تازه متولد شده، برای رسیدن به بلوغ، خواهینخواهی باید از مراحل چندی بگذرد.
بعنوان مثال در دنیای معاصر ما، برای دستیابی به استقلال پایدار ملی و خروج از مدار اسارت و وابستگی...
باید اختلاف طبقاتی را به حداقل برساند تا بتواند اصلیترین بخش مولد خود یعنی کارگران و دهقانان را بسیج و آمادهی کارزار کند، باید ارتش کلاسیک را که ابزار قهر و حاکمیت طبقات بالایی بر طبقات پایینی است، به ارتش خلق تبدیل کند، باید شوراهای مردمی را در همه جا گسترش بدهد، باید حقوق انقلابی و آزادیهای اساسی همهی اعضا و جوارح خود را به رسمیت بشناسد، باید قوهی رهبریکننده و اعتقادات شایستهای برای انجام همهی این کارها را نیز در درون خودش رشد بدهد و باید... خود را از انواع آلودگیهای رفرمیستی، لیبرالی، اپورتونیستی ارتجاعی و امثالهم تصفیه کند و...
هر جامعهای باید از این سرفصلها عبور کند و این راه طولانی را هم، نه میشود جفتجفت برید و نه میشود «لیلی» دوید، بعکس باید با متانت و استواری و ثبات قدم، ذرهذرهی راه را پیمود و به تاریخ هم نمیشود کلک زد!
🔴 @mojahedin_org
بخشی از مصاحبهی مسعود رجوی با نشریهی مجاهد در بهمن ماه ۱۳۵۹
... هر انقلاب برای رسیدن به بلوغ خودش باید از مراحلی عبور کند، باید از درون قلوب و ضمایر تک تک آحاد جامعه بگذرد و... اگر یادتان باشد، در آن اوایل[انقلاب ۵۷]،اینجا و آنجا صحبت زیاد میشد که فیالمثل «دیدید حرفهای این مجاهدین و... غلط از آب درآمد و احتیاجی به یک انقلاب دراز مدت آنهم مسلحانه و تودهای آنطور که آنها میگفتند، نبود؟!...»
ولی البته معلوم است که هر انقلابی آگاه، اگر هم نمیتوانست آشکارا به این نظریات بخندد، اعتقادی به آنها نداشت، چرا؟
زیرا موضوع انقلاب، مقدم بر هر چیز، تغییر انسان اجتماعی و اجتماع انسانی است.
این تغییر هم نه فیالمجلس بوجود میآید، و نه با پرش از روی مراحل ضروری. بنابراین دیدیم که هرچند رژیم شاه ساقط شد، اما آن تغییرات مطلوب در اجتماع بوقوع نپیوست!
حال آنکه تغییرات لازم باید در هر شکل و قالب جدیدی که متصور باشد، وقوع و ادامه پیدا کند، تا در نقطهی معینی به ثمر بنشیند. به عبارت دیگر، جامعهی غل و غش گرفته، بایستی برای یک تغییر کیفی بنیادی، از کورهی گدازان تحولات انقلاب عبور کند، والا انواع و اقسام وابستگیها به قالب و نظام کهن، بصورت انحرافات، فرصتطلبیها و موانع ارتجاعی مختلف سیاسی و اجتماعی، مانع تکامل و صافی و صفای جامعه میشوند.
حال اگر رژیم شاه وجود میداشت، این جریان به طریقی طی میشد و بعد از سقوط آن رژیم نیز، باز باید به طریق جدیدتری – که بههرحال با طریق قبلی مضمون واحدی دارد– سپری میشد.
اگر غیر از این بود، در سراسر تاریخ بشر هیچ انقلاب واقعی به منصهی ظهور نمیرسید و پیوسته چون ایران امروز، رجالهگری و ابتذال و ریاکاری، تمام سطوح انقلاب را در بر میگرفت.
یعنی میخواهم روی این نکته تأکید کنم که گرچه تاریخ سوگند نخورده است که الگوی تکامل جامعهی ویتنام را عیناً در ایران نیز تکرار کند، لیکن سر فصلها و مضامینی هستند که هر جامعهای از گذار از آنها ناگزیر است. درست همچنانکه که طفل تازه متولد شده، برای رسیدن به بلوغ، خواهینخواهی باید از مراحل چندی بگذرد.
بعنوان مثال در دنیای معاصر ما، برای دستیابی به استقلال پایدار ملی و خروج از مدار اسارت و وابستگی...
باید اختلاف طبقاتی را به حداقل برساند تا بتواند اصلیترین بخش مولد خود یعنی کارگران و دهقانان را بسیج و آمادهی کارزار کند، باید ارتش کلاسیک را که ابزار قهر و حاکمیت طبقات بالایی بر طبقات پایینی است، به ارتش خلق تبدیل کند، باید شوراهای مردمی را در همه جا گسترش بدهد، باید حقوق انقلابی و آزادیهای اساسی همهی اعضا و جوارح خود را به رسمیت بشناسد، باید قوهی رهبریکننده و اعتقادات شایستهای برای انجام همهی این کارها را نیز در درون خودش رشد بدهد و باید... خود را از انواع آلودگیهای رفرمیستی، لیبرالی، اپورتونیستی ارتجاعی و امثالهم تصفیه کند و...
هر جامعهای باید از این سرفصلها عبور کند و این راه طولانی را هم، نه میشود جفتجفت برید و نه میشود «لیلی» دوید، بعکس باید با متانت و استواری و ثبات قدم، ذرهذرهی راه را پیمود و به تاریخ هم نمیشود کلک زد!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#مقاله
🔴 ✍️ مقاله - ۱۶ میلیون دانشآموز در سایه بحران کمبود معلم
🔴 اگر در نظام متکی بر ولایت فقیه، سرپوشهای جنگافروزی، سرکوبگری، بحرانسازیهای عمدی در مقولههای سیاسی و اقتصادی و بینالمللی، در میان نباشند، چه امورات خفیه و دملهای چرکینی که بیرون نمیزند؛ امورات و دملهایی که ماهیت حقیقیِ چنین ساختاری را بهطور وسیع در منظر حتی نانخورهای قسمخورده به نظام، آشکار خواهند نمود. در این یادداشت به یکی از از خفیهها و دملها که اندکی از آن در روزنامهی اطلاعات، شمارهی ۲۳ مهر ۱۴۰۵ رونمایی شده، میپردازیم.
اگر در تمام دنیا آموزش و پرورش یکی از رکنهای اساسی و زیربنایی در تربیت نسلهای آیندهساز یک کشور محسوب میشود، چرا باید پس از ۴۷ سال «کمبود معلم و نیروی تخصصی در بسیاری از استانهای کشور، معضلی» باشد؟ این روزنامه پاسخ داده است: «بهدلیل عدم اتخاذ تدابیر لازم، همچنان این مشکل وجود دارد تا شرایط بغرنجی را در استانها رقم بزند.»
دقت کنید: «عدم اتخاذ تدابیر لازم»! این بیتوجهی از کی بوده است؟ مثلاً اگر در یک سال گذشته بوده، میتوان برای آن علتی ناگزیر یا ناخواسته را تصور نمود و امید ترمیم آن را داشت. ولی اگر سادهسازیهای ذهنی را کنار بگذاریم و فاجعه را در سطح ملی، مد نظر داشته باشیم، در روزنامهی فوق میخوانیم که: «بهگفته یک عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، آموزش و پرورش از یک دهه قبل با کمبود جدی معلم مواجه بوده است.»
و بهدنبال آن از قول مرجع اصلی، میخوانیم که: «علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش اخیراً در یک برنامه تلویزیونی، کمبود معلم را یکی از مسائل مهم این وزارتخانه دانست و توضیح داد: کسری نیروی انسانی آموزشوپرورش در سال ۱۴۰۵حدود ۹۰ هزار نفر برآورد شده است.»
آیا از علیرضا کاظمی که افتخارش را دعوت از نیروی انتظامی برای حضور در مدارس میداند، جز این آمار و ارقام، توقعی هست؟ مگر وی برای رشد و ارتقای سطح دانش و رشد علمی و تربیتیِ دانشآموزان و آیندهسازیِ کشور، وزیر شده است؟ او مأمور است که ایدئولوژی حکومتی، اصول حوزههای آخوندی و سیاست کنترلیِ حاکمیت را در مدارس اعمال کند.
آیا از مغز و نگرش چنین وزیری، تدبیرهای علمی و راههای استاندارد آموزش و علوم بهکار گرفته خواهد شد؟ آیا با چنین مشغولیات و اولویتهای شغلی و ذهنیِ یک وزیر، تعجب دارد که کشور ۱۰ سال است با کمبود معلم مواجه است و در سال ۱۴۰۵، به حدود ۹۰ هزار رسیده است؟
روزنامهی فوق در پایبندی به سیاست و سانسور حکومتی، بهعمد سراغ علت اصلی کمبود معلم در ایران نمیرود. در حالی که این کمبود، دو علت بنیادین دارد: تصفیههای عقیدتی و سیاسیِ حکومتی طی سالیان متمادی، بهصرفه نبودن حقوق بخور و نمیر معلمی که در چند هفتهی پیش، اخبار موج استعفایشان، خبر اول ایران شده بود.
با وجود این دلایل متقن، مسلم و مستند، به یک نتیجهگیریِ حداقلی که روزنامهی فوق از تدبیر وزیر آموزش و پرورش گرفته، دقت کنید:
«این اظهارات وزیر آموزش و پرورش بیانگر این موضوع است که راهکار این وزاتخانه برای جبران کمبود معلم، استفاده از معلمان با تخصص غیرمرتبط تدریس است؛ بخشی از کمبودها، با نیروهایی جبران میشود که آموزش لازم برای ورود به کلاس را به اندازه کافی ندیدهاند.»
آیا این تدبیر، جز وصلهپینه کردن تکههای متفاوت بههم، مفهومی دیگر دارد؟ معلوم است که با این تدبیر، از کوزه همان برون تراویده که در آن بوده است.
بنگرید که پس از ۴۷ سال بهتوبره کشیدن جغرافیا، سیاست، اقتصاد و فرهنگ ایران، تازه باید «اصلاح اساسی مدلهای جذب» و «رویههای عادلانه در آموزش و پرورش تدوین و عملیاتی شود»:
«عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش افزود: مدلهای جذب، استخدام و نگهداشت نیروی انسانی در آموزش و پرورش نیازمند اصلاح اساسی است. باید رویههای عادلانه توزیع نیروی انسانی در سراسر کشور تدوین و عملیاتی شود.»
با این اوصاف، تصور کنید که بیش از ۱۶ میلیون دانشآموز با خانوادههایشان و حدود ۶۳۰ هزار معلم، اگر بخواهند از چنبرهی چنین سیاست آموزشی نجات پیدا کنند، چه باید بکنند؟ اگر حاصل ۴۷ سال حکمرانی این است، آیا جز کلنگ انداختن بر بنیاد عمارت و ساختار فاسد آن، راهی دیگر متصور است؟
🔴 @mojahedin_org
اگر در تمام دنیا آموزش و پرورش یکی از رکنهای اساسی و زیربنایی در تربیت نسلهای آیندهساز یک کشور محسوب میشود، چرا باید پس از ۴۷ سال «کمبود معلم و نیروی تخصصی در بسیاری از استانهای کشور، معضلی» باشد؟ این روزنامه پاسخ داده است: «بهدلیل عدم اتخاذ تدابیر لازم، همچنان این مشکل وجود دارد تا شرایط بغرنجی را در استانها رقم بزند.»
دقت کنید: «عدم اتخاذ تدابیر لازم»! این بیتوجهی از کی بوده است؟ مثلاً اگر در یک سال گذشته بوده، میتوان برای آن علتی ناگزیر یا ناخواسته را تصور نمود و امید ترمیم آن را داشت. ولی اگر سادهسازیهای ذهنی را کنار بگذاریم و فاجعه را در سطح ملی، مد نظر داشته باشیم، در روزنامهی فوق میخوانیم که: «بهگفته یک عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، آموزش و پرورش از یک دهه قبل با کمبود جدی معلم مواجه بوده است.»
و بهدنبال آن از قول مرجع اصلی، میخوانیم که: «علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش اخیراً در یک برنامه تلویزیونی، کمبود معلم را یکی از مسائل مهم این وزارتخانه دانست و توضیح داد: کسری نیروی انسانی آموزشوپرورش در سال ۱۴۰۵حدود ۹۰ هزار نفر برآورد شده است.»
آیا از علیرضا کاظمی که افتخارش را دعوت از نیروی انتظامی برای حضور در مدارس میداند، جز این آمار و ارقام، توقعی هست؟ مگر وی برای رشد و ارتقای سطح دانش و رشد علمی و تربیتیِ دانشآموزان و آیندهسازیِ کشور، وزیر شده است؟ او مأمور است که ایدئولوژی حکومتی، اصول حوزههای آخوندی و سیاست کنترلیِ حاکمیت را در مدارس اعمال کند.
آیا از مغز و نگرش چنین وزیری، تدبیرهای علمی و راههای استاندارد آموزش و علوم بهکار گرفته خواهد شد؟ آیا با چنین مشغولیات و اولویتهای شغلی و ذهنیِ یک وزیر، تعجب دارد که کشور ۱۰ سال است با کمبود معلم مواجه است و در سال ۱۴۰۵، به حدود ۹۰ هزار رسیده است؟
روزنامهی فوق در پایبندی به سیاست و سانسور حکومتی، بهعمد سراغ علت اصلی کمبود معلم در ایران نمیرود. در حالی که این کمبود، دو علت بنیادین دارد: تصفیههای عقیدتی و سیاسیِ حکومتی طی سالیان متمادی، بهصرفه نبودن حقوق بخور و نمیر معلمی که در چند هفتهی پیش، اخبار موج استعفایشان، خبر اول ایران شده بود.
با وجود این دلایل متقن، مسلم و مستند، به یک نتیجهگیریِ حداقلی که روزنامهی فوق از تدبیر وزیر آموزش و پرورش گرفته، دقت کنید:
«این اظهارات وزیر آموزش و پرورش بیانگر این موضوع است که راهکار این وزاتخانه برای جبران کمبود معلم، استفاده از معلمان با تخصص غیرمرتبط تدریس است؛ بخشی از کمبودها، با نیروهایی جبران میشود که آموزش لازم برای ورود به کلاس را به اندازه کافی ندیدهاند.»
آیا این تدبیر، جز وصلهپینه کردن تکههای متفاوت بههم، مفهومی دیگر دارد؟ معلوم است که با این تدبیر، از کوزه همان برون تراویده که در آن بوده است.
بنگرید که پس از ۴۷ سال بهتوبره کشیدن جغرافیا، سیاست، اقتصاد و فرهنگ ایران، تازه باید «اصلاح اساسی مدلهای جذب» و «رویههای عادلانه در آموزش و پرورش تدوین و عملیاتی شود»:
«عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش افزود: مدلهای جذب، استخدام و نگهداشت نیروی انسانی در آموزش و پرورش نیازمند اصلاح اساسی است. باید رویههای عادلانه توزیع نیروی انسانی در سراسر کشور تدوین و عملیاتی شود.»
با این اوصاف، تصور کنید که بیش از ۱۶ میلیون دانشآموز با خانوادههایشان و حدود ۶۳۰ هزار معلم، اگر بخواهند از چنبرهی چنین سیاست آموزشی نجات پیدا کنند، چه باید بکنند؟ اگر حاصل ۴۷ سال حکمرانی این است، آیا جز کلنگ انداختن بر بنیاد عمارت و ساختار فاسد آن، راهی دیگر متصور است؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برای آنکه چراغ راه دیگران شد...
بعضی انسانها زندگی میکنند تا خودشان به مقصد برسند، اما بعضی دیگر زندگیشان را وقف این کنند که دیگران را به مقصد برسانند. بعضیها در پی آنند که بر دیگران پیشی بگیرند، اما بعضی از خویش میگذرند تا هیچ یک از رهروانشان در تاریکی راه را گم نکنند و مریم رجوی از جنس همان انسانهای بزرگی است که معنای رهبری را نه در فرمان دادن بلکه در جان سپردن برای هدایت میداند.
او آن چراغی است که میسوزد تا راه روشن بماند. آن سایهای که خستگی را از جان رهگذران میگیرد و آن قلبی که آرامش دیگران را بر آسایش خویش ترجیح میدهد.
چه کسی میتواند قدر شبهایی را بداند که با نگرانی برای فردای دیگران سپری کرده و میکند؟
چه کسی سنگینی مسئولیتی را درک میکند که بر دوش گرفته تا کسانی که مبارز و مجاهد بودن را انتخاب کردهاند در دنیا سربلند و روسفید باشند؟
شاید بسیاری تنها مقصد را ببینند. اما کمتر کسی میداند که برای هموار کردن این راه چه اندازه از وجود خویش مایه گذاشته است...
او به ما آموحته که بزرگی در بلندای جایگاه نیست بلکه در عمق مسئولیتی است که در برابر دیگران احساس میکنی.
بزرگی آن نیست که دیگران در برابر تو سر فرود آورند بلکه آن است که برای سربلندی آنان همهی مشکلات را به جان بخری...
اگر روزی تاریخ نام انسانهایی را بنویسد که معنای واقعی ازخودگذشتگی و فدا را زندگی کردهاند، نام او نه فقط در سطرهای آن تاریخ،بلکه در قلبهایی ثبت میشود که به یمن حضور او راه را شناختهاند...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#خبر
🔴 یورو ریپورتر: ۳۰۶ انجمن و جامعه ایرانی، تصمیم «بنیاد آزادی فریدریش ناومان» را برای اعطای جایزه به پسر شاه محکوم کردند
🔴 یورو ریپورتر گزارش داد: ۳۰۶ انجمن و جامعه ایرانی، که بیشتر آنها در آلمان و سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا مستقر هستند، تصمیم «بنیاد آزادی فریدریش ناومان» برای اعطای «جایزه آزادی ۲۰۲۶ برای مردم ایران» به پسر شاه سابق ایران را محکوم کردند. این انجمنها که نمایندگی جوامع ایرانی در سایر نقاط اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا را نیز برعهده دارند، اعتراضات خود را در نامهیی خطاب به رئیس هیأت مدیره بنیاد ابراز کردند.
یورو ریپورتر افزود: انجمنهای ایرانیان این تصمیم را «تناقضی آشکار با اهداف این جایزه و توهینی به انقلاب مردم ایران علیه فاشیسم سلطنتی و دیکتاتوری وابسته شاه» توصیف کردند.
امضاکنندگان این بیانیه که از شورای ملی مقاومت ایران حمایت میکنند در این نامه نوشتند: «رضا پهلوی نه تنها از محکوم کردن جنایات دیکتاتوری سلطنتی و اقدامات ساواک، که بهخاطر شکنجه زندانیان سیاسی بدنام است، خودداری کرده، بلکه بارها در مناسبتهای مختلف از جمله در طول سال گذشته، به گذشته و سابقه خانوادهاش افتخار کرده است».
۳۰۶انجمن و جامعه ایرانی بر حمایت خود از یک جمهوری دموکراتیک در ایران بر اساس جدایی دین از حکومت، برابری زن و مرد و خودمختاری برای اقلیتهای قومی تأکید کردند.
🔴 @mojahedin_org
یورو ریپورتر افزود: انجمنهای ایرانیان این تصمیم را «تناقضی آشکار با اهداف این جایزه و توهینی به انقلاب مردم ایران علیه فاشیسم سلطنتی و دیکتاتوری وابسته شاه» توصیف کردند.
امضاکنندگان این بیانیه که از شورای ملی مقاومت ایران حمایت میکنند در این نامه نوشتند: «رضا پهلوی نه تنها از محکوم کردن جنایات دیکتاتوری سلطنتی و اقدامات ساواک، که بهخاطر شکنجه زندانیان سیاسی بدنام است، خودداری کرده، بلکه بارها در مناسبتهای مختلف از جمله در طول سال گذشته، به گذشته و سابقه خانوادهاش افتخار کرده است».
۳۰۶انجمن و جامعه ایرانی بر حمایت خود از یک جمهوری دموکراتیک در ایران بر اساس جدایی دین از حکومت، برابری زن و مرد و خودمختاری برای اقلیتهای قومی تأکید کردند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#خبر
🔴 آمادگی مصر برای حمایت از عربستان در جنگ با حوثیها؛ توافق ریاض و ابوظبی برای ازسرگیری نبرد در یمن
🔴 در پی تشدید حملات حوثیهای یمن به عربستان سعودی، رئیسجمهور مصر از آمادگی کشورش برای دفاع از ریاض خبر داد. همزمان، گزارشها حاکی از توافق عربستان و امارات برای بازگشت دوباره ابوظبی به صحنه جنگ یمن و حمایت هوایی ریاض از نیروهای دولت یمن در نبرد با حوثیهاست.
عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، روز شنبه ۲۵ مهرماه اعلام کرد که قاهره اجازه نخواهد داد امنیت و ثبات عربستان سعودی آسیب ببیند. وی با تأکید بر اینکه مصر در پی حمله به هیچ کشوری نیست، آمادگی این کشور برای دفاع را اعلام کرد.
در همین زمینه، مجلس مصر اعلام کرد که روز یکشنبه به درخواست السیسی جلسهیی اضطراری برای بررسی این موضوع برگزار خواهد کرد. رئیسجمهور مصر همچنین گفت تصمیمگیری در این زمینه پس از تأیید مجلس و با توجه به توصیههای پادشاه و ولیعهد عربستان انجام خواهد شد.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که حملات حوثیهای یمن به عربستان افزایش یافته و فرودگاه بینالمللی ریاض نیز هدف حمله قرار گرفته است. یک مقام وزارتخارجه عربستان روز پنجشنبه ۲۳ مهرماه، رژیم ایران را به تشویق حوثیها برای ادامه حملات و تسلیح و آموزش این گروه متهم کرد؛ اتهامی که تهران آن را رد کرده است.
روزنامه گاردین نیز روز شنبه بهنقل از منابعی در یمن گزارش داد که امارات با ازسرگیری حمایت مالی از برخی گروههای وابسته به دولت رسمی یمن موافقت کرده است. بر اساس این گزارش، عربستان قرار است با پشتیبانی هوایی از عملیات این نیروها علیه حوثیها حمایت کند.
امارات در ژانویه سال جاری میلادی، در پی اختلاف با عربستان، از صحنه نبرد یمن عقبنشینی کرده بود. این کشور پیشتر تأمین مالی، تجهیزات و آموزش نیروهای موسوم به «غول» را برعهده داشت؛ نیروهایی که بهگفته کارشناسان نظامی، در مقابله با حوثیها از توان عملیاتی برخوردارند.
گزارشهای پیشین درباره پیشروی نیروهای دولت یمن و بازپسگیری تنگه بابالمندب نیز از احتمال بازگشت بیسر و صدای امارات به صحنه درگیریها حکایت داشت.
جنگ یمن از سال ۲۰۱۵ و پس از تصرف صنعا، پایتخت این کشور، به دست حوثیها و بیرون راندن دولت بهرسمیتشناختهشده بینالمللی از این شهر، با مداخله ائتلاف به رهبری عربستان ادامه یافته است. این جنگ به یکی از شدیدترین بحرانهای انسانی جهان منجر شده و بخش بزرگی از جمعیت یمن را به کمکهای بشردوستانه وابسته کرده است.
🔴 @mojahedin_org
عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، روز شنبه ۲۵ مهرماه اعلام کرد که قاهره اجازه نخواهد داد امنیت و ثبات عربستان سعودی آسیب ببیند. وی با تأکید بر اینکه مصر در پی حمله به هیچ کشوری نیست، آمادگی این کشور برای دفاع را اعلام کرد.
در همین زمینه، مجلس مصر اعلام کرد که روز یکشنبه به درخواست السیسی جلسهیی اضطراری برای بررسی این موضوع برگزار خواهد کرد. رئیسجمهور مصر همچنین گفت تصمیمگیری در این زمینه پس از تأیید مجلس و با توجه به توصیههای پادشاه و ولیعهد عربستان انجام خواهد شد.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که حملات حوثیهای یمن به عربستان افزایش یافته و فرودگاه بینالمللی ریاض نیز هدف حمله قرار گرفته است. یک مقام وزارتخارجه عربستان روز پنجشنبه ۲۳ مهرماه، رژیم ایران را به تشویق حوثیها برای ادامه حملات و تسلیح و آموزش این گروه متهم کرد؛ اتهامی که تهران آن را رد کرده است.
روزنامه گاردین نیز روز شنبه بهنقل از منابعی در یمن گزارش داد که امارات با ازسرگیری حمایت مالی از برخی گروههای وابسته به دولت رسمی یمن موافقت کرده است. بر اساس این گزارش، عربستان قرار است با پشتیبانی هوایی از عملیات این نیروها علیه حوثیها حمایت کند.
امارات در ژانویه سال جاری میلادی، در پی اختلاف با عربستان، از صحنه نبرد یمن عقبنشینی کرده بود. این کشور پیشتر تأمین مالی، تجهیزات و آموزش نیروهای موسوم به «غول» را برعهده داشت؛ نیروهایی که بهگفته کارشناسان نظامی، در مقابله با حوثیها از توان عملیاتی برخوردارند.
گزارشهای پیشین درباره پیشروی نیروهای دولت یمن و بازپسگیری تنگه بابالمندب نیز از احتمال بازگشت بیسر و صدای امارات به صحنه درگیریها حکایت داشت.
جنگ یمن از سال ۲۰۱۵ و پس از تصرف صنعا، پایتخت این کشور، به دست حوثیها و بیرون راندن دولت بهرسمیتشناختهشده بینالمللی از این شهر، با مداخله ائتلاف به رهبری عربستان ادامه یافته است. این جنگ به یکی از شدیدترین بحرانهای انسانی جهان منجر شده و بخش بزرگی از جمعیت یمن را به کمکهای بشردوستانه وابسته کرده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#آموزشی
🔴 ۶۰ سال در محاصره دروغ، تاریخچه شیطانسازی علیه مجاهدین ــــــــــــــ قسمت دوم
🔴 از ساواک تا سپاه – تبارشناسی تاریخی شیطانسازی از سازمان مجاهدین خلق
۱. دوره سلطنت پهلوی: نضج گفتمان امنیتمحور
در دههٔ ۱۳۴۰، سازمان مجاهدین خلق ایران بهعنوان یک سازمان انقلابی مسلمان با مشی مسلحانه علیه دیکتاتوری سلطنتی، بهسرعت به مهمترین سازمان انقلابی معاصر تبدیل شد. در واکنش به این تهدید، ساواک بهعنوان بازوی اطلاعاتی رژیم پهلوی، عملیات گستردهیی را برای تخریب چهره این سازمان آغاز کرد. هدف، نه فقط سرکوب فیزیکی بلکه نابودی مشروعیت اجتماعی و ایدئولوژیک آن بود.
یکی از نخستین راهبردهای بهکار گرفته شده، برچسبزنیهای سیاسی و ایدئولوژیک بود. ساواک مجاهدین را تحت عناوینی نظیر «خرابکار»، «مارکسیست اسلامی» و «عامل بیگانه» معرفی کرد. این برچسبها، نوعی دوگانهسازی «ما/دیگری» را شکل میدادند که هدف آن تقلیل سازمان به یک تهدید بیرونی، بیریشه و منحرف از سنتهای ایرانی ـ اسلامی بود.
گفتمان «مارکسیسم اسلامی» در این دوره، از طریق رسانههای حکومتی و حتی در فتاوای برخی آخوندهای همسو با دربار، ترویج میشد.
کودتای اپورتونیستهای چپنما در سال ۱۳۵۴ نیز دستاویز جدیدی برای تشدید گفتمان شیطانسازی بدل شد. ساواک و رسانههای حکومتی تلاش کردند این کودتای خائنانه را بهانهیی برای فروپاشی تام و تمام مشروعیت مجاهدین کنند. این خط تبلیغاتی، بعدها بهطور کامل توسط اتاق فکر نظام ولایت فقیه به ارث برده شد.
۲. پس از انقلاب ۱۳۵۷: ساختاریابی دولتیِ گفتمان شیطانسازی
با سقوط سلطنت و روی کار آمدن نظام ولایت فقیه، انتظار میرفت که فضای سیاسی جدیدی برای نیروهای انقلابی ایجاد شود؛ با اینحال، ماهیت ایدئولوژیک حکومت تازهتأسیس، هر نوع آلترناتیو سیاسی سازمانیافته، بهویژه با خاستگاه مردمی و ضداستبدادی، را تحملناپذیر میدانست.
در این راستا، سازمان مجاهدین خلق که برخلاف بسیاری از سازمانها و احزاب سیاسی، حاضر به تمکین در برابر ولایت فقیه نشد، بهسرعت از سوی خمینی و نهادهای رسمی نظام، «منافق» لقب گرفت. این برچسب خمینیساخته، بار معنایی عمیق و خطرناکی داشت؛ چرا که منافق نه فقط مخالف سیاسی، بلکه دشمن اسلام ارتجاعی آخوندی و مهدورالدم تلقی میشد. این عنوانگذاری در قانون مجازات دستپخت این رژیم، مجازات مرگ را بهدنبال داشت.
در یک تطور فقهی ـ سیاسی، مجاهدین بهتدریج تحت عناوینی چون «محارب»، «مرتد»، «باغی» و «ضد انقلاب» نیز معرفی شدند. این گفتمان فقهی-قضایی، زمینهساز یکی از بیسابقهترین جنایات سازمانیافته در تاریخ معاصر ایران شد: اعدامهای گستردهٔ دههٔ ۶۰، بهویژه قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ با فتوای مشهور خمینی در اینباره، آشکارا مشروعیت دینی و سیاسی قتلعام را بر اساس گفتمان شیطانسازی تقویت میکرد.
🔴 @mojahedin_org
۱. دوره سلطنت پهلوی: نضج گفتمان امنیتمحور
در دههٔ ۱۳۴۰، سازمان مجاهدین خلق ایران بهعنوان یک سازمان انقلابی مسلمان با مشی مسلحانه علیه دیکتاتوری سلطنتی، بهسرعت به مهمترین سازمان انقلابی معاصر تبدیل شد. در واکنش به این تهدید، ساواک بهعنوان بازوی اطلاعاتی رژیم پهلوی، عملیات گستردهیی را برای تخریب چهره این سازمان آغاز کرد. هدف، نه فقط سرکوب فیزیکی بلکه نابودی مشروعیت اجتماعی و ایدئولوژیک آن بود.
یکی از نخستین راهبردهای بهکار گرفته شده، برچسبزنیهای سیاسی و ایدئولوژیک بود. ساواک مجاهدین را تحت عناوینی نظیر «خرابکار»، «مارکسیست اسلامی» و «عامل بیگانه» معرفی کرد. این برچسبها، نوعی دوگانهسازی «ما/دیگری» را شکل میدادند که هدف آن تقلیل سازمان به یک تهدید بیرونی، بیریشه و منحرف از سنتهای ایرانی ـ اسلامی بود.
گفتمان «مارکسیسم اسلامی» در این دوره، از طریق رسانههای حکومتی و حتی در فتاوای برخی آخوندهای همسو با دربار، ترویج میشد.
کودتای اپورتونیستهای چپنما در سال ۱۳۵۴ نیز دستاویز جدیدی برای تشدید گفتمان شیطانسازی بدل شد. ساواک و رسانههای حکومتی تلاش کردند این کودتای خائنانه را بهانهیی برای فروپاشی تام و تمام مشروعیت مجاهدین کنند. این خط تبلیغاتی، بعدها بهطور کامل توسط اتاق فکر نظام ولایت فقیه به ارث برده شد.
۲. پس از انقلاب ۱۳۵۷: ساختاریابی دولتیِ گفتمان شیطانسازی
با سقوط سلطنت و روی کار آمدن نظام ولایت فقیه، انتظار میرفت که فضای سیاسی جدیدی برای نیروهای انقلابی ایجاد شود؛ با اینحال، ماهیت ایدئولوژیک حکومت تازهتأسیس، هر نوع آلترناتیو سیاسی سازمانیافته، بهویژه با خاستگاه مردمی و ضداستبدادی، را تحملناپذیر میدانست.
در این راستا، سازمان مجاهدین خلق که برخلاف بسیاری از سازمانها و احزاب سیاسی، حاضر به تمکین در برابر ولایت فقیه نشد، بهسرعت از سوی خمینی و نهادهای رسمی نظام، «منافق» لقب گرفت. این برچسب خمینیساخته، بار معنایی عمیق و خطرناکی داشت؛ چرا که منافق نه فقط مخالف سیاسی، بلکه دشمن اسلام ارتجاعی آخوندی و مهدورالدم تلقی میشد. این عنوانگذاری در قانون مجازات دستپخت این رژیم، مجازات مرگ را بهدنبال داشت.
در یک تطور فقهی ـ سیاسی، مجاهدین بهتدریج تحت عناوینی چون «محارب»، «مرتد»، «باغی» و «ضد انقلاب» نیز معرفی شدند. این گفتمان فقهی-قضایی، زمینهساز یکی از بیسابقهترین جنایات سازمانیافته در تاریخ معاصر ایران شد: اعدامهای گستردهٔ دههٔ ۶۰، بهویژه قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ با فتوای مشهور خمینی در اینباره، آشکارا مشروعیت دینی و سیاسی قتلعام را بر اساس گفتمان شیطانسازی تقویت میکرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
به یکانهای شورشی بپیوندید!
سرنگونی آخوندها توسط این یکانها محقق میشود!
ای.دی تماس: @ReporterPMOI
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#خبر
🔴 سناتور پیر گالاند: مردم ایران نباید بین عمامه و تاج یکی را انتخاب کنند
🔴 سناتور پیر گالاند رئیس پیشین سازمان جهانی علیه شکنجه طی مقالهای در روزنامه بلژیکی لوسوار نوشت: مردم ایران نباید بین عمامه و تاج یکی را انتخاب کنند. در جریان خیزشهای مردمی در ایران بسیاری از معترضان مخالفت همزمان خود را با دیکتاتوری مذهبی و بازگشت به سلطنت ابراز کردند. شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه و چه رهبر» به یکی از برجستهترین جلوههای این آرمان تبدیل شد
سناتور پیر گالاند افزود: برجستهسازی یک چهره سلطنت بهعنوان جایگزین رژیم بهطور متناقضی میتواند در خدمت منافع رژیم حاکم باشد
وی تأکید کرد: حق تعیین آینده سیاسی تنها متعلق به مردم ایران است. نه دیکتاتوری مذهبی، نه وارثان سلطنت پیشین و نه هیچ قدرت خارجی نمیتوانند ادعا کنند که بهنمایندگی از مردم ایران سخن میگویند
🔴 @mojahedin_org
سناتور پیر گالاند افزود: برجستهسازی یک چهره سلطنت بهعنوان جایگزین رژیم بهطور متناقضی میتواند در خدمت منافع رژیم حاکم باشد
وی تأکید کرد: حق تعیین آینده سیاسی تنها متعلق به مردم ایران است. نه دیکتاتوری مذهبی، نه وارثان سلطنت پیشین و نه هیچ قدرت خارجی نمیتوانند ادعا کنند که بهنمایندگی از مردم ایران سخن میگویند
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Audio
#رادیو_مجاهد
📡 صدای شما از رادیو مجاهد 🎧
🗣 پیام به نیروهای خواهان ارتباط - ۲۷ مهر ۱۴۰۵
✉️ پیام از رادیو به مرتضی ۴۰۰۰، صلاح الدین ۰۰۹۰، محمود ۲۳ مشهد، فیض ۵۰۰۰، صادق ۱۵۶ کرج و دوست روزهای سخت
🔴 @mojahedin_org
📡 صدای شما از رادیو مجاهد 🎧
🗣 پیام به نیروهای خواهان ارتباط - ۲۷ مهر ۱۴۰۵
✉️ پیام از رادیو به مرتضی ۴۰۰۰، صلاح الدین ۰۰۹۰، محمود ۲۳ مشهد، فیض ۵۰۰۰، صادق ۱۵۶ کرج و دوست روزهای سخت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مریم_رجوی
🔴 بخشی از سخنرانی مریم رجوی در شان و مقام حضرت زینب - مراسم عاشورا ۴تیر ۱۴۰۵
🔴 @mojahedin_org
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#مقاله
🔴 ✍️ مقاله - ژان پیر برار؛ «جان باختگان نردبانی برای بالا رفتن پسر شاه نیستند»
🔴 ژان پیر برار: «نه شاه، نه شیخ»؛ مردم ایران نباید از دستاورد مبارزات خود محروم شوند
کنفرانس بینالمللی «نه به اعدام در ایران: ضرورت حسابرسی از سردمداران رژیم و ارجاع پرونده جنایات به شورای امنیت»، بستری برای همبستگی حامیان حقوقبشر و آزادی بود. ژان پیر برار، رئیس کمیته فرانسوی برای ایران دموکراتیک و نماینده افتخاری مجلس ملی فرانسه، با تکیه بر تجربه مبارزات ضدفاشیستی اروپا، بر ضرورت جلوگیری از مصادره مبارزات مردم ایران و مرزبندی قاطع با استبداد گذشته تأکید کرد.
🔴 همبستگی پارلمان فرانسه و یادآوری هزینه سنگین آزادی
برار با اشاره به حمایت اکثریت نمایندگان مجلس ملی و سنای فرانسه از مقاومت و مردم ایران گفت:
«ما در پاریس، در مجلس ملی و سنا، موفق شدیم اکثریت نمایندگان پارلمان فرانسه را همراه کنیم؛ نمایندگانی که حمایت خود را از مقاومت و مردم ایران برای رهایی از دیکتاتوری اعلام کردند».
او با یادآوری مقاومت فرانسه در برابر نازیسم افزود:
«ما از تجربه تاریخ فرانسه و مقاومت در برابر نازیها میدانیم که متأسفانه برای دستیابی به آزادی، خونهای بسیاری فدا میشود».
برار هشدار داد که در آستانه تضعیف استبداد، افرادی که در دوران مبارزه در کنار مردم نبودهاند، ممکن است برای مصادره دستاوردهای آنان وارد میدان شوند.
🔴 نقد آلترناتیوسازی از بقایای سلطنت
برار تلاش برای معرفی رضا پهلوی بهعنوان جایگزین حکومت کنونی را رد کرد و گفت:
«امروز شاهد ظهور جریانهایی هستید که هرگز در کنار مردم ایران نایستاده بودند، اما امروز میکوشند بگویند: ما هم هستیم. بهویژه منظورم پسر شاه مخلوع ایران است... سعی دارد وانمود کند که راه چاره یا جایگزین است؛ در حالیکه او هرگز یک راه چاره نیست».
او با اشاره به جنایات ساواک، آن را به پلیس سیاسی سرکوبگر دوران نازیها تشبیه کرد و درباره مسئولیت تاریخی خاندان پهلوی گفت:
«دیکتاتوری شاه جان هزاران هزار نفر را گرفت و این جانباختگان، نردبانی برای بالا رفتن پسر شاه نیستند؛ فردی که هرگز جنایات پدرش را محکوم نکرده است».
🔴 افشای سیاستهای مماشات و تطهیر چهرههای وابسته
برار از برخی نهادهای غربی بهدلیل اقداماتی که بهگفته او به مشروعیتبخشی به بقایای دیکتاتوری گذشته کمک میکنند، انتقاد کرد و به بنیاد آلمانی فردریش ناومن اشاره داشت.
او این رویکردها را زمینهساز سازشهایی دانست که میتوانند مردم ایران را از ثمره مبارزاتشان محروم کنند و گفت:
«نباید اجازه داد کسانی که پیشتر حامی نظام شاه بودند، بکوشند جایی در کنار آخوندها پیدا کنند و نوعی مصالحه بهوجود آورند تا ملت ایران را از دستاورد مبارزات مقاومتشان محروم سازند».
🔴 مرزبندی بنیادین: «نه شاه، نه شیخ»
برار شعار «نه شاه، نه شیخ» را اصل بنیادین همبستگی با ایران آزاد آینده دانست و تأکید کرد:
«نه شاه، نه شیخ. هر دوی آنها به یک اندازه هولناک و ستمگرند».
او سخنان خود را با تعهد به ادامه حمایت از مردم ایران و مقابله با تلاشها برای مصادره فداکاریهای آنان به پایان رساند:
«ما در فرانسه همچنان در کنار مبارزه دوستان ایرانی و مردم ایران خواهیم ایستاد و تمامی تلاشهایی را که برای مصادره این فداکاریها انجام میشود افشا خواهیم کرد... اجازه نخواهیم داد مردم ایران از پیروزی خود و ثمره فداکاریهایشان محروم شوند».
🔴 @mojahedin_org
کنفرانس بینالمللی «نه به اعدام در ایران: ضرورت حسابرسی از سردمداران رژیم و ارجاع پرونده جنایات به شورای امنیت»، بستری برای همبستگی حامیان حقوقبشر و آزادی بود. ژان پیر برار، رئیس کمیته فرانسوی برای ایران دموکراتیک و نماینده افتخاری مجلس ملی فرانسه، با تکیه بر تجربه مبارزات ضدفاشیستی اروپا، بر ضرورت جلوگیری از مصادره مبارزات مردم ایران و مرزبندی قاطع با استبداد گذشته تأکید کرد.
برار با اشاره به حمایت اکثریت نمایندگان مجلس ملی و سنای فرانسه از مقاومت و مردم ایران گفت:
«ما در پاریس، در مجلس ملی و سنا، موفق شدیم اکثریت نمایندگان پارلمان فرانسه را همراه کنیم؛ نمایندگانی که حمایت خود را از مقاومت و مردم ایران برای رهایی از دیکتاتوری اعلام کردند».
او با یادآوری مقاومت فرانسه در برابر نازیسم افزود:
«ما از تجربه تاریخ فرانسه و مقاومت در برابر نازیها میدانیم که متأسفانه برای دستیابی به آزادی، خونهای بسیاری فدا میشود».
برار هشدار داد که در آستانه تضعیف استبداد، افرادی که در دوران مبارزه در کنار مردم نبودهاند، ممکن است برای مصادره دستاوردهای آنان وارد میدان شوند.
برار تلاش برای معرفی رضا پهلوی بهعنوان جایگزین حکومت کنونی را رد کرد و گفت:
«امروز شاهد ظهور جریانهایی هستید که هرگز در کنار مردم ایران نایستاده بودند، اما امروز میکوشند بگویند: ما هم هستیم. بهویژه منظورم پسر شاه مخلوع ایران است... سعی دارد وانمود کند که راه چاره یا جایگزین است؛ در حالیکه او هرگز یک راه چاره نیست».
او با اشاره به جنایات ساواک، آن را به پلیس سیاسی سرکوبگر دوران نازیها تشبیه کرد و درباره مسئولیت تاریخی خاندان پهلوی گفت:
«دیکتاتوری شاه جان هزاران هزار نفر را گرفت و این جانباختگان، نردبانی برای بالا رفتن پسر شاه نیستند؛ فردی که هرگز جنایات پدرش را محکوم نکرده است».
برار از برخی نهادهای غربی بهدلیل اقداماتی که بهگفته او به مشروعیتبخشی به بقایای دیکتاتوری گذشته کمک میکنند، انتقاد کرد و به بنیاد آلمانی فردریش ناومن اشاره داشت.
او این رویکردها را زمینهساز سازشهایی دانست که میتوانند مردم ایران را از ثمره مبارزاتشان محروم کنند و گفت:
«نباید اجازه داد کسانی که پیشتر حامی نظام شاه بودند، بکوشند جایی در کنار آخوندها پیدا کنند و نوعی مصالحه بهوجود آورند تا ملت ایران را از دستاورد مبارزات مقاومتشان محروم سازند».
برار شعار «نه شاه، نه شیخ» را اصل بنیادین همبستگی با ایران آزاد آینده دانست و تأکید کرد:
«نه شاه، نه شیخ. هر دوی آنها به یک اندازه هولناک و ستمگرند».
او سخنان خود را با تعهد به ادامه حمایت از مردم ایران و مقابله با تلاشها برای مصادره فداکاریهای آنان به پایان رساند:
«ما در فرانسه همچنان در کنار مبارزه دوستان ایرانی و مردم ایران خواهیم ایستاد و تمامی تلاشهایی را که برای مصادره این فداکاریها انجام میشود افشا خواهیم کرد... اجازه نخواهیم داد مردم ایران از پیروزی خود و ثمره فداکاریهایشان محروم شوند».
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM