مرتضی مهراد | منتقد فیلم و نویسنده
388 subscribers
263 photos
34 videos
18 files
592 links
درباره من
mehraad.com/about

برای گفتن
@mi_mehrad
Download Telegram
- چی می‌خوری؟
ـ مووو! 😐

@morteza_mehraad
mehraad.com
🤣9❤1👍1🕊1
نقد فیلم زندگی‌های پیشین
مرتضی مهراد
🎙 پنجمین قسمت پادکست رادیو بیگانه منتشر شد.

«نقد فیلم زندگی‌های پیشین»

می‌توانید در تلگرام بشنوید‌.
اما اگر خواستید از من حمایت کنید، لطفا در کست‌باکس گوش کنید.

🎙 کست‌باکس

(اگر لینک کار نکرد، رادیو بیگانه را در کست‌باکس جستجو کنید.)

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤5
زندگیِ مسیح‌وار، تازیانه بر تنِ خود و مرگِ معنی

پیش‌حرف:
کمی این یادداشت طولانی‌تر از معمول شده، لطفا حوصله کنید.

تو هیچ‌گاه خوشبخت نخواهی بود، اگر در جستجوی خوشبختی باشی. و تو هیچ‌گاه زندگی نکرده‌ای اگر به دنبال معنای زندگی گشته باشی.

آلبر کامو

یکی از دلایلی که سبب شد من معنای زندگی‌ام را از دست بدهم همین تحقیر تنانه‌ای است که محمدحسن شهسواری در کتاب داستان خلاقیت می‌گوید:
تقسیم هستی به دوگانه‌ی آسمان متعالی و و زمینِ پست در ذات خود یک معنای فوق‎العاده مهم نیز داشت؛ تحقیر تن. جهان مثالی افلاطون در یونان باستان، داستان هبوط انسان در اقوام سامی و زایش زُروانی در ایران همه از این اعتقاد سرچشمه می‌گیرند که آن‌چه آسمانی است همه نور و پاکی است و آن‌چه زمینی است همه ظلمت و پست. پس طبیعی است که بدن انسان نیز اوج پلشتی باشد و زندان روح. باید که شلاق برداشت و تَمَنیات او را چنان زیر ضربات روح قرار داد که رام شود و دست از وساوس خود بشوید. از آن پس بود که خوردن و خوابیدن و تنانگی و هر چه به تن مربوط است وارد فهرست گناهان شد.


ده سال برایم طول کشید تا بفهمم معنی از طریق استدلال تولید نمی‌شود، بلکه امری است احساسی و ابتدا باید لذتِ زیستن را چشید. برای آدمی که دنیا بخش بزرگی از وجود و لذت‌های تنانه و روحی‌اش را انکار کرده، حرف زدن از ارزش ذاتی زندگی بی‌معنی است؛ او هرگز نچشیده لذت بودن را.

این کامجویی از زندگی و بها دادن به لذتِ تن لزوما به معنی فساد و شرارت نیست. یعنی اصلا لازم نیست مثلا نهادی چون دین به علت بی‌اخلاق بودنِ فساد ما را از آن منع کند، بلکه تنها کافی است به چارچوب منطقی و طبیعی خودِ انسان رجوع کنیم.

بی‌بندوباری و قانون‌گریزی بد است، نه این‌که چون نهادهای مدافع اخلاق چنین می‌‎گویند، بلکه طبیعتِ منطقی انسان آن را مغایر با زنده‌مانی‌ و بهروزی‌اش در درازمدت می‌داند. به گمانم برای این انسان مدرن، رجوع به منطق و نگاه انسان‌های بدوی از هر چیزی ضروری‌تر باشد. کافی است آدم خودش را و دیگران را به حال خودشان رها کند. به گمانم تنها این آدم است که می‌تواند خودش را ارزشمند بپندارد.

بی‌معنی بودن زندگی ما نتیجه‌ی بی‌معنی‌بودگیِ ذاتیِ زندگی، گناه، خفت تن، قوانین دست‌وپاگیر، فساد یا شرارت ذاتی‌مان نیست، بلکه عمدتا معلول دخالت و تسلط گروهی از انسان‌ها بر گروهی دیگر است.

ملموس‌تر اگر بگویم، هر چه والدین در زندگی و روند رشد و بلوغ فرزندشان کم‌تر وارد شوند و اجازه دهند طبیعتِ خودِ بچه رشدش بدهد، به گمانم نتیجه بهتر خواهد بود. در سوی مقابل، مثلا حاکمیتی که در خصوصی‌ترین گوشه‌های شهروندانش دخالت می‌کند، چه انتظارِ انسانی‌ای می‌شود از آنها داشت؟ می‌توان از این جماعت انتظار زندگیِ معنی‌دار داشت؟

در چنین شرایطی، اولین چیزی که قربانی می‌شود نفسِ خود انسانیت است و بعد زیر پوستش کاهی از اخلاقیجات و ادا و اطوارهای انسانی چپانده می‌شود که آدم‌ها را به چیزی جز مترسک تبدیل نمی‌کند.

خلاصه کنم، شناسایی بی‌معنی بودن زندگی شاید کار عقل باشد، ولی ابزارِ معنی‌ساز برای انسان حرکتِ تن است و آزادی در چشیدن احساسِ لذت.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍6❤1🕊1😎1
نقد فیلم «عجیب‌تر از داستان»

پرسش پیش‌برنده‌ی وبینار:
تغییر خود؟ یا کشف خود؟

هفته‌ی هشتم 🔝
(پنج‌شنبه، ۲۵ بهمن ۰۳)

👓 لینک دانلود رایگان فیلم

وبینار رایگان هفتگی
لذتِ کشف
کاری از مرتضی مهراد

🍉 حضور برای همه آزاد و رایگان است.

♾️ پنج‌شنبه‌ها | ساعت ۱۸

اگر در دانلود فیلم مشکل داشتید، به من پیام بدهید.

@mi_mehrad

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤2👍2😍2
زنده باد دعوا | معرفی سریال بِئْر (The Bear)


- فردا باهام دعوا می‌کنی؟
- آره.


این دیالوگی «عاشقانه» است میان یک جفت خواهر و برادر، شوگِر و بِئْر.

پس از خودکشی برادر بزرگ‌شان هر دو در سوگ‌اند و در شوک. بِئْر خودش را درگیر کار کرده؛ درگیر زنده کردنِ رستورانِ بردارِ مرده‌اش. تمام مدت خودش را در رستورانِ موروثی حبس کرده تا شاید بتواند روح برادرش را در رستورانی که از رونق‌افتادگی و زهواردررفتگی در همه جایش رسوخ کرده، زنده کند. این کنکاش بیمارگونه برایش بهانه‌ای شده تا از دیدار خواهر و کل خانواده فرار ‌کند.

حالا کِی این دیالوگ‌ را ردوبدل می‌کنند؟ زمانی که بالاجبار در یک اتاق قرار می‌گیرند و دعوایی شدید میان‌شان بالا می‌گیرد. هنگام خداحافظی خواهر به برادر می‌گوید:

فردا باهام دعوا می‌کنی؟


و بِئْر جواب می‌دهد:

آره.


سینما جادو است، ولی مواد خامش را از جادوی زندگی برمی‌دارد. این‌ آدم‌ها واقعی‌اند، احساس دارند و زنده‌اند. برادر و خواهرهای واقعی، اغلب چشمی و چریکی و بی‌صدا، وعده می‌کنند هر روز با هم دعوا کنند و این دعوا را عشق می‌دانند و ترجیح می‌دهند به انزوا.

زخمی به او بزن
عمیق‌تر از انزوا
*


زخمِ دعوا سطحی‌تر از زخم انزواست. پس زنده باد دعوا.


پی‌نوشت:
معنی Bear می‌شود خرس، اما چون در این سریال اسم خاص و لقب شخصیت اصلی است، بنابراین، همان بِئْر بهتر است.

* شعری از پُل اِلوار، ترجمه‌ی احمد شاملو

لینک دانلود رایگان سریال

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤5👍1🕊1
دفتر_کار_آلیس_مونرو.pdf
5.1 MB
چرا یک زن نباید دفتر کار داشته باشد؟

قهرمان داستان زنی است نویسنده که تصمیم می‌گیرد دفتر کاری مخصوص خودش داشته باشد.

چنین رفتاری برای یک زن چه معنا و عواقبی می‌تواند داشته باشد و از او چطور انسانی می‌سازد؟

👁‍🗨 این پرسشی است که آلیس مونرو در داستان کوتاه «دفتر کار» بهش پرداخته.

این هفته، در وبینارِ «لذت کشف» درباره‌ی این داستان کوتاه حرف می‌زنیم.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍6❤2🕊1
بدبختیِ بی‌فرهنگ یا کم‌فرهنگ بودن می‌دانی چیست؟

همواره باید با «بی‌فرهنگِ درونت» مبارزه کنی و پیروز شوی.
اتلاف انرژی(!) است، گرچه گریزی ازش نیست.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍4❤2🕊1
زیبایی‌شناسی یعنی چه؟

وقتی سؤال «چرا» را درباره‌ی یک فیلم یا اثر هنری می‌پرسیم، به دنبال چه چیزی هستیم؟ یعنی به دنبال چه جوابی هستیم؟ در سرتاسر این کتاب، به یک پاسخ مطلوب خواهم پرداخت که آن را دلیل زیبایی‌شناختی می‌نامم.

این اصطلاح را از مجموعه سخنرانی‌های لودویگ ویتگنشتاین در باب درک زیبایی‌شناختی الهام گرفته‌ام؛ موضوعی که او مدعی است هدف اصلی‌اش کنار آمدن با «حیرانی و بُهت زیبایی‌شناختی» است که در آثار هنری باهاشان مواجه می‌شویم.

ویتگنشتاین یادآوری می‌کند که پاسخ زیبایی‌شناختی ما همانا «ارائه‌ی دلایل است برای استفاده از این کلمه به جای کلمه‌ای دیگر در یک جای خاص در یک شعر، یا برای استفاده از این عبارت موسیقی به جای آن یکی در یک جای خاص در یک قطعه موسیقی».

آنچه ویتگنشتاین در اینجا مطرح می‌کند، در واقع همان چیزی است که پرسش «چرا» به دنبال آن است: دلیل انتخاب‌های هنری خاص. وقتی در مورد یک اثر هنری می‌پرسیم «چرا»، می‌خواهیم بدانیم با این انتخاب به جای انتخابی دیگر، چه چیزی به دست می‌آید. دلیل زیبایی‌شناختی بحثی است درباره‌ی خصلت‌ها و ویژگی‌ها.

پی‌نوشت:

آن‌چه خواندید بریده‌ای بود از کتابی در حال ترجمه.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👏3🕊2
بر خاک‌‌افتاده ون‌گوگی

مهم نیست کجایی، مهم این است که زیبایی.

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤5👍4🕊1
تعریفی تازه از زیستن در زمان حال

انسان نخستین نمی‌گفت می‌رم، می‌رفت.
نمی‌گفت بده. می‌گرفت.
نمی‌گفت می‌‎خوام بخورم، می‌خواست و می‌خورد.

محمد رضایی‌راد
نمایشنامه‌ی فعل

انسان امروز این توانایی را از دست داده. فکرها و صداهای تو سرمان، که ترکیبی‌اند ناموزون از تمام اثراتی که تا کنون از زندگی پذیرفته‌ایم، مانعی هستند میان ما و رفتارهای ما.

طبیعی است که آدم پیش از هر رفتاری تأمل کند، ولی مسئله‌ی حیاتی‌تر آن است که بداند و ناظر باشد چه کسی توی سرش فکر می‌کند و دستور می‌دهد. ترسناک است، ولی اغلب کس دیگری جز خودمان توی سرمان به‌مان می‌گوید چه کنیم.

آدم نباید به کسی اجازه بدهد بهش بگوید چه کند، حتی به خودش.

پی‌نوشت:
اگر به این مسئله علاقه‌مندید، این دو یادداشتِ بلند، که به ترتیب نقدهایی‌اند بر نمایشنامه‌ی «فعل» و فیلم «عجیب‌تر از داستان»، خوراک ذهنِ شمایند.

نقد نمایشنامه‌ی فعل
نقد فیلم عجیب‌تر از داستان

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤2🕊1
به کدام زبان اندوهگین می‌شوم
که نمی‌فهمید

مرتضی مهراد

@morteza_mehraad
mehraad.com
💔7❤2👍2🕊1
نقد فیلم «آدم کش»

فیلمی بامزه و طنز و البته بسیار عمیق!

هفته‌ی یازدهم 🔝
(پنج‌شنبه، ۱۶ اسفند ۰۳)

👓 لینک دانلود رایگان فیلم

وبینار رایگان هفتگی
لذتِ کشف
کاری از مرتضی مهراد

🍉 حضور برای همه آزاد و رایگان است.

♾️ پنج‌شنبه‌ها | ساعت ۱۸

اگر در دانلود فیلم مشکل داشتید، به من پیام بدهید.

@mi_mehrad

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍5
هنر چیست؟ زندگی چیست؟

زندگی فاقد آراستگی و سامان‌یافتگیِ هنر است.

دیوید بوردول
نظریه‌پرداز سینما

وقتی با آثار هنری مواجه می‌شویم، اغلب ممکن است آنها را بزرگ‌نمایی‌شده، منظم و شفاف تلقی کنیم که روابط علت‌ومعلولی استواری برشان حکم‌فرماست و بپرسیم «مگر زندگی واقعی این‌طوری است؟» معلوم است که نه. زندگی واقعی با هنر تفاوت‌هایی دارد.

اگرچه ماده‌ی خام هنر زندگی است و اساسا برای این ساخته می‌شود که آدم بتواند به نحوی از انحا به زندگی نزدیک شود و آن را بهتر بفهمد، ولی اصلا به این معنی نیست که هنر تقلید نعل‌به‌نعل زندگی است.

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های هنر با زندگی این است که هنر نمی‌تواند هم‌سنگ زندگی بلبشو و بی‌دروپیکر باشد. هنر با نظمی دقیق ساخته می‌شود و محصول نهایی همیشه «سامان‌یافته‌» است. یک فیلم نمی‌تواند مانند زندگی پنجاه سال طول بکشد، سرشار باشد از رویدادهای تصادفی و یک‌هو بی‌دلیل شخصیت اصلی بمیرد. این زندگی است.

هنر اما این است که در دو ساعت فیلم، بُرهه‌ای مشخص از زندگی آدم‌هایی منحصربه‌فرد را ببینیم که روابط‌شان در چارچوبی منطقی شکل می‌گیرد. نتیجه‌ی این فیلم درگیری شناختی و عاطفی ماست. یعنی هم عقل و هم احساس ما با روایت بُر می‌خورد و از این رهگذر چارچوب اندیشگانی و عاطفی تازه‌ای به‌دست می‌آید که می‌توانیم ازش برای شناخت خودمان استفاده کنیم.

مراد ارسطو از کاتارسیس یا پالایش هم همین است. او آزاد شدن احساسات (اندوه، شادی، خشم و ...) به‌واسطه‌ی مواجهه با هنر را راهی سازنده و سالم برای بیان و بروز احساسات می‌داند.

برای رسیدن به چنین فرجامی، هنر باید آراستگی و سامان داشته باشد. این سامان صرفا مختص هنر است تا کار کند و اثرگذار باشد، ولی اصلا به این معنی نیست که زندگی هم همین‌قدر سامان‌یافته است. نظم ابزار هنر است، نه لزوما ماهیت زندگی.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍5
ماهیِ احمق

باهوشم که حماقتی در خود نمی‌بینم
یا ماهیِ دریای حماقتم؟

مرتضی مهراد

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤8👍5
به یاد کودکی

یک ساعتی است باران بند آمده. موزاییک‌های خشک‌شده و موزاییک‌های هنوز خیسِ پارک کَفَش را مثل صفحه‌ی شطرنج کرده‌اند.

هوس می‌کنم تا آن سر پارک روی موزاییک‌های خیس لِی‌لِی کنم.

مکث می‌کنم. همراه با آهی کِش‌دار سیگارم را زیر کفشم لگدمال می‌کنم و می‌‌آیم خانه.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👏4👍3❤1🕊1💔1
هویت یعنی چه؟

در پایان وبینار لذتِ کشف، که به‌بهانه‌ی فیلم آدمکش دور هم جمع شده بودیم و درباره‌ی نسبی بودنِ حقیقت حرف می‌زدیم، بانو سعادت گفتند «پس یعنی هویت آدم هم یک امر مطلق نیست و می‌تواند دست‌خوش تغییر شود.» این جمله درست است، چرا که عکسش می‌تواند خیلی خطرناک باشد؛ اگر آدم هویتی ثابت و تغییرناپذیر داشت، آن موقع هر چه بودیم، دیگر انسان نبودیم.

بنابراین، هویت را می‌توان این‌طور تعریف کرد: مدیریت تغییر و تحول انسانی. از آنجایی که باور داریم آدم باید تغییر کند، برای همین، بهترین کار برای پرداختِ هویتی -تا حد ممکن- سالم و کارآمد این است که در هنر تغییر کردن استاد باشیم. کِی، کجا و چگونه تغییر کنیم؟ و با چه میزان تکیه بر آگاهی، شهود و عاقبت‌اندیشی؟ هویتْ برایند این فرایند است.

نقد مفصل:
نقد فیلم آدمکش|کِی آدم بُکشم بهتر است؟

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍5❤2🕊1
درد
در خیال دردناک است
در واقعیت
بارانِ عصر جمعه است
که بند می‌آید

درد
باران است
می‌شوید برگ‌ها را
جارو می‌کند هوا را
برق می‌اندازد چشم‌ها را
و خیس وُ خاکستری وُ دلگیر می‌کند
روح را

اما درد
باران است
بند می‌آید

مرتضی مهراد

@morteza_mehraad
mehraad.com
👏7❤2👍1🕊1💔1
گفتم عاشقتم، اما…

به خودم گفتم «عاشقتم. چقدر همه‌چیز عالی شده.»
طبق معمول همیشه، که معلولِ بزرگ شدن در اتمسفری پیش‌بینی‌ناپذیر است، خوف به دلم افتاد که نکند غم و ویرانی سراغم بیاید و بگیرد ازم این‌ها را.

دست کشیدم روی بازویم و گفتم: «هر چی بشه من کنارتم.»

تا امروز بهترین پاسخ به نگرانیِ «نکنه به فنا بره» برایم همین بوده: «من کنارتم!»

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤4👍3🔥2