تو محله ما فقط یکی از این دو تا میتوانستی باشی: کشیش یا گنگستر.
من هر دو شدم.
مستند آقای اسکورسیزی
کشیشِ خالی بینمک و کرخت است. گنگستر هم انسان و اخلاق را نادیده میگیرد.
اما چیزی بین این دو هست، میان خیر و شر، فراسوی نیک و بد؛ کسی که میداند برای خوب بودن، شرارت، خیرهسری و قانونشکنی هم لازم است.
@morteza_mehraad
mehraad.com
❤10👍4
این دیدگاه بهانهای شد برای دوباره خواندن یادداشتی که فروردین نوشتم، وسط جنگ و قطعی اینترنت. پس از شش ماه، شبیه سندی شده از اینکه چه بر سر روح و روانمان میآید و ما چگونه دوام میآوریم.
اینجا از شرم، خوداندیشی و خودپذیری نوشتهام.
♾️ کتابی که از شرم نجاتم داد
@morteza_mehraad
mehraad.com
اینجا از شرم، خوداندیشی و خودپذیری نوشتهام.
♾️ کتابی که از شرم نجاتم داد
@morteza_mehraad
mehraad.com
❤6👍3
این روزها به اندی در رستگاری در شاوشنگ فکر میکنم. به اینکه وقتی آدم زندانیِ بیعدالتی و ستم میشود، چه چیزی برایش باقی میماند و چه کاری از دستش ساخته است؟
اندی دو کار میکند. زندگی ساختن درون زندان و کندن تونل خروج. کتابخانه میسازد و همزمان چکش به دیوار میزند. دوست پیدا میکند و نوزده سال بیوقفه حفر میکند.
کتابخانه و دوستی نوزده سال زندان را قابلتحمل میکند و تونل به زندگی اندی معنا و جهت میدهد. اگر فقط زندگی کند، میشود بروکسِ پیر؛ اگر فقط حفر کند، میسوزد. وقتی رِد به اندی هشدار میدهد «امید چیز خطرناکی است»، منظورش همین است: امید، اگر جای زندگی کردن را بگیرد، به زهر تبدیل میشود.
برای من این فیلم راهنمای بیرون زدن از کثافتی است که تویش گرفتاریم. البته تضمینی نیست. کسی با تو قرارداد نبسته حتما به آن طرف دیوار میرسی.
ولی تو باید زندگی کنی، تونل بکنی و امیدوار باشی. بهقول مایکل در فرار از زندان: «باید ایمان داشته باشی.»
@morteza_mehraad
mehraad.com
اندی دو کار میکند. زندگی ساختن درون زندان و کندن تونل خروج. کتابخانه میسازد و همزمان چکش به دیوار میزند. دوست پیدا میکند و نوزده سال بیوقفه حفر میکند.
کتابخانه و دوستی نوزده سال زندان را قابلتحمل میکند و تونل به زندگی اندی معنا و جهت میدهد. اگر فقط زندگی کند، میشود بروکسِ پیر؛ اگر فقط حفر کند، میسوزد. وقتی رِد به اندی هشدار میدهد «امید چیز خطرناکی است»، منظورش همین است: امید، اگر جای زندگی کردن را بگیرد، به زهر تبدیل میشود.
برای من این فیلم راهنمای بیرون زدن از کثافتی است که تویش گرفتاریم. البته تضمینی نیست. کسی با تو قرارداد نبسته حتما به آن طرف دیوار میرسی.
ولی تو باید زندگی کنی، تونل بکنی و امیدوار باشی. بهقول مایکل در فرار از زندان: «باید ایمان داشته باشی.»
@morteza_mehraad
mehraad.com
❤11👍7
مرتضی مهراد | منتقد فیلم و نویسنده
این روزها به اندی در رستگاری در شاوشنگ فکر میکنم. به اینکه وقتی آدم زندانیِ بیعدالتی و ستم میشود، چه چیزی برایش باقی میماند و چه کاری از دستش ساخته است؟ اندی دو کار میکند. زندگی ساختن درون زندان و کندن تونل خروج. کتابخانه میسازد و همزمان چکش به دیوار…
حرف بهوقتش میرسه:
«ما آنیم که زندان را بر خود بوستان گردانیم.
چون زندان ما بوستان گردد، بنگر که بوستانِ ما خود چه باشد.»
مقالات شمس
@morteza_mehraad
mehraad.com
«ما آنیم که زندان را بر خود بوستان گردانیم.
چون زندان ما بوستان گردد، بنگر که بوستانِ ما خود چه باشد.»
مقالات شمس
@morteza_mehraad
mehraad.com
❤11👍1
بازخورد جالبتوجه یکی از خوانندههایم در ساباستک:
(ساباستک پلتفرمی است ویژه نوشتن و خواندن. نقدهایم را آنجا به انگلیسی منتشر میکنم.)
پیام پرمحبتی است و قدردانم، اما چیزی که بیشتر از همه خوشحالم میکند این است که چه در فارسی و چه در انگلیسی، این نوع نقد نوشتن اثر میگذارد و فهمیده میشود. اینکه فیلمها بازیچه و سرگرمی نیستند؛ تجربههاییاند برای حس کردن زندگی و فهمیدن معنایش؛ تجربههایی برای چشیدن لذت کشف.
پینوشت
در عبارت «زاویه دوربین» به فیلم همنت اشاره میکند؛ جایی که زاویه دوربین بخشی از شخصیتپردازی و روایت است.
آدرس صفحه ساباستک من.
@morteza_mehraad
mehraad.com
(ساباستک پلتفرمی است ویژه نوشتن و خواندن. نقدهایم را آنجا به انگلیسی منتشر میکنم.)
یکی از دلایلی که عاشق فیلمها هستم این است که لایههای بیشماری برای کشف دارند. در زاویه دوربین معنا هست، در ترتیب روایت داستان معنا هست، و در جزئیات فراوانی که بیشتر ما متوجهشان نمیشویم. میخواهم بگویم مرتضی از آن آدمهاست که این لایهها را درک میکند و میتواند چنان بیانشان کند که تجربه تو از فیلم، بعد از خواندن نوشتهاش، بسیار غنیتر شود. او را نمیشناسم، اما کاش میتوانستم هر بار که از سینما بیرون میآیم به او زنگ بزنم.
پیام پرمحبتی است و قدردانم، اما چیزی که بیشتر از همه خوشحالم میکند این است که چه در فارسی و چه در انگلیسی، این نوع نقد نوشتن اثر میگذارد و فهمیده میشود. اینکه فیلمها بازیچه و سرگرمی نیستند؛ تجربههاییاند برای حس کردن زندگی و فهمیدن معنایش؛ تجربههایی برای چشیدن لذت کشف.
پینوشت
در عبارت «زاویه دوربین» به فیلم همنت اشاره میکند؛ جایی که زاویه دوربین بخشی از شخصیتپردازی و روایت است.
آدرس صفحه ساباستک من.
@morteza_mehraad
mehraad.com
❤10👏3👍1
در دو ماه گذشته دو بار کلمبوس را تماشا کردهام و هر بار عمیقا متاثر شدهام.
همه میتوانند از آن لذت ببرند، اما برای علاقهمندان به معماری و طراحی باید تجربه جالبتری باشد. چون فیلم دربارهی آدمهایی است که عاشق چیزها میشوند: چیزهایی مثل ساختمانها، کلمهها، طبیعت بیجان.
کلمبوس میپرسد وقتی چیزی که دوستش داری زنده نیست، چه نوع رابطهای با آن میسازی؟ وقتی در زندگی گیر میافتی، چیزها چگونه جانپناه میشوند؟
به همین دلیل، حضور آدمهای کلمبوس در فضاها تصادفی نیست؛ آدمها به آنها پناه میبرند، در آنها میمانند و در آنها گیر میافتند. سازهها و جاهای محبوبشان هم راه ارتباط با جهاناند، هم بهانهای برای فاصله گرفتن از آدمها.
کلمبوس درباره «معماریِ گرفتاری» است؛ درباره اینکه فضاهایی که در آنها زندگی میکنیم، خواه فیزیکی، خواه روانی، چطور میتوانند هم پناهگاه باشند، هم زندان.
چنین است که فیلم در انتها آدم را با یک پرسش تنها میگذارد: روح آدم کجا زندگی میکند؟
تا شما فیلم را یکیدو بار ببینید، من هم نقد مفصلش را منتشر میکنم.
@morteza_mehraad
mehraad.com
همه میتوانند از آن لذت ببرند، اما برای علاقهمندان به معماری و طراحی باید تجربه جالبتری باشد. چون فیلم دربارهی آدمهایی است که عاشق چیزها میشوند: چیزهایی مثل ساختمانها، کلمهها، طبیعت بیجان.
کلمبوس میپرسد وقتی چیزی که دوستش داری زنده نیست، چه نوع رابطهای با آن میسازی؟ وقتی در زندگی گیر میافتی، چیزها چگونه جانپناه میشوند؟
به همین دلیل، حضور آدمهای کلمبوس در فضاها تصادفی نیست؛ آدمها به آنها پناه میبرند، در آنها میمانند و در آنها گیر میافتند. سازهها و جاهای محبوبشان هم راه ارتباط با جهاناند، هم بهانهای برای فاصله گرفتن از آدمها.
کلمبوس درباره «معماریِ گرفتاری» است؛ درباره اینکه فضاهایی که در آنها زندگی میکنیم، خواه فیزیکی، خواه روانی، چطور میتوانند هم پناهگاه باشند، هم زندان.
چنین است که فیلم در انتها آدم را با یک پرسش تنها میگذارد: روح آدم کجا زندگی میکند؟
تا شما فیلم را یکیدو بار ببینید، من هم نقد مفصلش را منتشر میکنم.
@morteza_mehraad
mehraad.com
❤6👍3🙏1
مرتضی مهراد | منتقد فیلم و نویسنده
Photo
اگر دست من بود، برای همین قاب به فیلم جایزه کارگردانی میدادم.
آسمان را در شکاف دو دیوار گیر انداخته. شاعرانه است؛ و عصاره کل فیلم.
@morteza_mehraad
mehraad.com
آسمان را در شکاف دو دیوار گیر انداخته. شاعرانه است؛ و عصاره کل فیلم.
@morteza_mehraad
mehraad.com
❤5👍4🕊2
😁8❤1🕊1🤝1
مرتضی مهراد | منتقد فیلم و نویسنده
کسی با تو قرارداد نبسته حتما به آن طرف دیوار میرسی.
در ادامه بحث رستگاری در شاوشنگ:
چنین گفت زرتشت
و آزمون هم ترسناکه، هم هیجانانگیز.
@morteza_mehraad
mehraad.com
برادران، آزمون است، نه قرارداد.
چنین گفت زرتشت
و آزمون هم ترسناکه، هم هیجانانگیز.
@morteza_mehraad
mehraad.com
❤3👍2🕊1
اول از همه بگویم که این سی ثانیه گربه شدن و «میو» گفتن آلیس درخشانترین صحنه فصل چهار تد لاسو است.
اما چیزی که این صحنه را برایم عزیز میکند فقط شیرین بودنش نیست. آلیس آدمی زخمی است که دیگران را قضاوت میکند، اما تد با لبخندی از سر مهربانی به او فرصت دوباره میدهد؛ فرصتی برای جبران و بازگشت به زندگی. آن میو، زیباترین شکل این بازگشت است.
جذابیت تد در این است که دنبال زندگی کامل نیست، بلکه میکوشد هر لحظه را کامل زندگی کند. لبخندش نوشدارو نیست، اما میتواند مرهمی کارآمد برای قلبهای شکسته باشد. تد خوب میداند که یک لبخند زیبا، بهتر از یک زندگی بینقص است.
♾️ نقد قسمت آخر | تا زندهام چه باک
@morteza_mehraad
mehraad.com
اما چیزی که این صحنه را برایم عزیز میکند فقط شیرین بودنش نیست. آلیس آدمی زخمی است که دیگران را قضاوت میکند، اما تد با لبخندی از سر مهربانی به او فرصت دوباره میدهد؛ فرصتی برای جبران و بازگشت به زندگی. آن میو، زیباترین شکل این بازگشت است.
جذابیت تد در این است که دنبال زندگی کامل نیست، بلکه میکوشد هر لحظه را کامل زندگی کند. لبخندش نوشدارو نیست، اما میتواند مرهمی کارآمد برای قلبهای شکسته باشد. تد خوب میداند که یک لبخند زیبا، بهتر از یک زندگی بینقص است.
♾️ نقد قسمت آخر | تا زندهام چه باک
@morteza_mehraad
mehraad.com
❤4😁1🕊1
فکر نمیکردم انتخاب ۹ فیلم اثرگذارِ زندگی اینقدر آدم رو لو بده.
ظاهرا من به فیلمهایی علاقهمندم که آدمهاش با واقعیتهای زندگیشون کنار نمیآن، درگیر مشکلات روانیاند، و خونه خودشون یا رفیقشون رو گم کردهاند. همهشون هم در جهان بیگانهاند.
میبینید! فقط ما نیستیم که فیلمها رو میبینیم؛ فیلمها هم ما رو میبینند، و اگه خوششانس باشیم، بهمون میگن چی دیدند.
قاعدتا نقد همهشون روی وبلاگ هست. به جز تعقیب (Following) که هنوز منتشرش نکردم.
@morteza_mehraad
mehraad.com
ظاهرا من به فیلمهایی علاقهمندم که آدمهاش با واقعیتهای زندگیشون کنار نمیآن، درگیر مشکلات روانیاند، و خونه خودشون یا رفیقشون رو گم کردهاند. همهشون هم در جهان بیگانهاند.
میبینید! فقط ما نیستیم که فیلمها رو میبینیم؛ فیلمها هم ما رو میبینند، و اگه خوششانس باشیم، بهمون میگن چی دیدند.
قاعدتا نقد همهشون روی وبلاگ هست. به جز تعقیب (Following) که هنوز منتشرش نکردم.
@morteza_mehraad
mehraad.com
❤10
به گوشم رسیده که میگویند نوشتن دارد میمیرد و نویسندهها باید نگران باشند، چون آدمها بهجای خواندن، ویدیو تماشا میکنند. انگار مردمِ صد سال پیش بهجای رفتن به سیرک و تماشای دلقکهایی که فیل هوا میکنند، ترجیح میدادند نیچه و کافکا بخوانند. سرگرمی عامهپسند همیشه مخاطبان بیشتری از ادبیات و فلسفه داشته، اما کتاب هنوز زنده است.
تازه قضیه کاملا برعکس است. اینترنت انتشار نوشته و پیدا کردن مخاطب را از همیشه آسانتر کرده. این آرزوی خیلی از نویسندههای بزرگ بود که تنها حسرتش برایشان ماند.
در عصر اینترنت، نویسنده جدی میلیونها خواننده لازم ندارد. صد تا هزار نفر که واقعا نوشته آدم را بخوانند، فکر کنند و برایشان مهم باشد، برای ساختن کاری معنادار و شکل دادن به یک اجتماع فکری کافی است. قرار نیست تمام دنیا بخوانند تا نوشتن ارزش داشته باشد.
خواندن و نوشتن نمرده. بعضیها فرقش را با سیرک نمیدانند.
@morteza_mehraad
mehraad.com
تازه قضیه کاملا برعکس است. اینترنت انتشار نوشته و پیدا کردن مخاطب را از همیشه آسانتر کرده. این آرزوی خیلی از نویسندههای بزرگ بود که تنها حسرتش برایشان ماند.
در عصر اینترنت، نویسنده جدی میلیونها خواننده لازم ندارد. صد تا هزار نفر که واقعا نوشته آدم را بخوانند، فکر کنند و برایشان مهم باشد، برای ساختن کاری معنادار و شکل دادن به یک اجتماع فکری کافی است. قرار نیست تمام دنیا بخوانند تا نوشتن ارزش داشته باشد.
خواندن و نوشتن نمرده. بعضیها فرقش را با سیرک نمیدانند.
@morteza_mehraad
mehraad.com
❤10👏4👌2👍1