«شما،
بیش از هر کس دیگری،
لایق عشق و محبت خودتان هستید.»
بودا
📍تحلیل و بررسی:
مؤمن به خویشتن
زندگی همیشه مهآلود است. همیشه. نمیشود جلوتر را دید. تلاش برای پیشبینی حوادث یا رسیدن به ساحل امنی که دیگر مشکلی رخ ندهد و چالشی وجود نداشته باشد، نه تنها موثر نیست، بلکه زندگی را از آدم میگیرد.
برای مواجهه با این خاصیت زندگی، به نظرم آدم تنها یک داشتهی کارآمد دارد و آن هم «ایمان به خویشتن» است. ایمان هم چیزی نیست که الان بشنویم و از فردا اجرایی کنیم. گریزپاست و به این زودیها پا نمیدهد. ناز دارد. و سخت به چنگ میآید.
خود ایمان هم ساحل امن نیست که بگوییم از الان که ایمان دارم دیگر زندگیام بهشت خواهد شد. زندگی لحظهبهلحظه ایمان ما را خواهد سنجید و هر زمانی که ببیند ضعیف شده، تنهایمان میگذارد.
ایمان به خویشتن یک ابزار یا تمرین نیست؛ یک شیوهی زندگی است. هر روز و هر لحظه باید این سوالها را از خود پرسید:
• در مواجهه با چالشی سخت، یا حتی در مواجهه با عادیترین لحظهی روزمرگی، اگر به خودم ایمان داشتم، چگونه رفتار میکردم؟
• اگر به خودم ایمان داشتم، چگونه ابتکار عمل را دست میگرفتم؟
• اگر به خودم ایمان داشتم، چگونه دست از پیشبینی و پیشگویی میبرداشتم؟
• چگونه اجازه نمیدادم ترس و دلواپسی و اضطرابِ آینده فلجم کند؟
• چگونه اجازه نمیدادم اندوهْ خُلقم را تنگ کرده و گوشهنشینم کند؟
• علیرغم تمام احساسات منفی و فشارها، چگونه مهار لحظه را دست میگرفتم؟
• علیرغم تمام سختیها و رخوتها، چگونه بهترین کار لحظه را تشخیص داده و انجام میدادم؟
واقعیت تلخ این است که ما زیاد خودمان را دوست نداریم؛ با وجود این، اگر به خودم ایمان داشتم، چگونه خودم را در آغوش خودم میکشیدم و بهش اطمینان میدادم: «که ما از پسش برمیآییم»؟
«یک مؤمن به خویشتن چگونه زندگی میکند؟» تلاش برای پاسخ به این سوال یک سبک زندگی است، آن هم از بهترین نوعش.
@morteza_mehraad
mehraad.com
بیش از هر کس دیگری،
لایق عشق و محبت خودتان هستید.»
بودا
📍تحلیل و بررسی:
مؤمن به خویشتن
زندگی همیشه مهآلود است. همیشه. نمیشود جلوتر را دید. تلاش برای پیشبینی حوادث یا رسیدن به ساحل امنی که دیگر مشکلی رخ ندهد و چالشی وجود نداشته باشد، نه تنها موثر نیست، بلکه زندگی را از آدم میگیرد.
برای مواجهه با این خاصیت زندگی، به نظرم آدم تنها یک داشتهی کارآمد دارد و آن هم «ایمان به خویشتن» است. ایمان هم چیزی نیست که الان بشنویم و از فردا اجرایی کنیم. گریزپاست و به این زودیها پا نمیدهد. ناز دارد. و سخت به چنگ میآید.
خود ایمان هم ساحل امن نیست که بگوییم از الان که ایمان دارم دیگر زندگیام بهشت خواهد شد. زندگی لحظهبهلحظه ایمان ما را خواهد سنجید و هر زمانی که ببیند ضعیف شده، تنهایمان میگذارد.
ایمان به خویشتن یک ابزار یا تمرین نیست؛ یک شیوهی زندگی است. هر روز و هر لحظه باید این سوالها را از خود پرسید:
• در مواجهه با چالشی سخت، یا حتی در مواجهه با عادیترین لحظهی روزمرگی، اگر به خودم ایمان داشتم، چگونه رفتار میکردم؟
• اگر به خودم ایمان داشتم، چگونه ابتکار عمل را دست میگرفتم؟
• اگر به خودم ایمان داشتم، چگونه دست از پیشبینی و پیشگویی میبرداشتم؟
• چگونه اجازه نمیدادم ترس و دلواپسی و اضطرابِ آینده فلجم کند؟
• چگونه اجازه نمیدادم اندوهْ خُلقم را تنگ کرده و گوشهنشینم کند؟
• علیرغم تمام احساسات منفی و فشارها، چگونه مهار لحظه را دست میگرفتم؟
• علیرغم تمام سختیها و رخوتها، چگونه بهترین کار لحظه را تشخیص داده و انجام میدادم؟
واقعیت تلخ این است که ما زیاد خودمان را دوست نداریم؛ با وجود این، اگر به خودم ایمان داشتم، چگونه خودم را در آغوش خودم میکشیدم و بهش اطمینان میدادم: «که ما از پسش برمیآییم»؟
«یک مؤمن به خویشتن چگونه زندگی میکند؟» تلاش برای پاسخ به این سوال یک سبک زندگی است، آن هم از بهترین نوعش.
@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3
«مشکل من:
نه میتوانم دنیا را عوض کنم و نه این را که هست بپذیرم.»
روزها در راه
شاهرخ مسکوب
@morteza_mehraad
mehraad.com
نه میتوانم دنیا را عوض کنم و نه این را که هست بپذیرم.»
روزها در راه
شاهرخ مسکوب
@morteza_mehraad
mehraad.com
🔥2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای تغییر باید از مرز شهامتمان عبور کنیم.
آدم در شرایط مشخص، میزان مشخصی از شهامت و توان دارد، اما برای تغییر و بهبود کیفیت زندگی، باید مقدار این ویژگیها افزایش یابد.
اما از کجا تامین میشود شهامت بیشتر؟
بستگی دارد به میزان تمایل آدم به تجربههای تازهتر و زیباتر.
اینکه چقدر میل داری شیرینی تجربهای تازه را بچشی، همانقدر میل میکنی به اراده کردن و به خود سخت گرفتن.
@morteza_mehraad
mehraad.com
آدم در شرایط مشخص، میزان مشخصی از شهامت و توان دارد، اما برای تغییر و بهبود کیفیت زندگی، باید مقدار این ویژگیها افزایش یابد.
اما از کجا تامین میشود شهامت بیشتر؟
بستگی دارد به میزان تمایل آدم به تجربههای تازهتر و زیباتر.
اینکه چقدر میل داری شیرینی تجربهای تازه را بچشی، همانقدر میل میکنی به اراده کردن و به خود سخت گرفتن.
@morteza_mehraad
mehraad.com
شام خانوادگی
کازوئو ایشی گورو
یکی از بهترین داستانهایی که میتوانید بشنوید، با اجرایی زیبا. ❤️
داستان کوتاه
«شام خانوادگی»
کازوئو ایشی گورو
ترجمهی
جعفر مدرس صادقی
@morteza_mehraad
mehraad.com
داستان کوتاه
«شام خانوادگی»
کازوئو ایشی گورو
ترجمهی
جعفر مدرس صادقی
@morteza_mehraad
mehraad.com
🔥2👍1
پیش میآید که زندگی بیدلیل افسردهگر، ملالآور و جانکاه شود.
مثلاً ترکیب طلایی و سرمهای این بطری آب در قطار عازمه از زنجان به طهران در پسزمینهی شب چیزی است که میگویم الان است که مرا دق بدهد؛ چیزی بدتر از مرگ، سیاهچالی که قرار است جاودانه در آن تنها ملال و تاریکی بچشم.
علت بروز چنین افکار و احساسهایی اغلب مشخص نیست. هر چیزی میتواند سبب بروز چنین چیزی شود. یک تاریکی بیدلیل، اما سخت، مثل برخورد با جسمی سنگین با سرعتی زیاد.
سفر برایم غریبه نیست، اما این سفر برایم غریب است. نمیدانم چرا.
فکر میکنم گاهی آدم فقط باید تحمل بکند. همین کلمهی ساده: تحمل! باید لحظات بهستوهآمده از ملال را صبورانه تاب بیاوری، و با مشغولیت یا بیمشغولیت، ازش عبور کنی.
شاید چیزی ارزشمند آنورش بود، شاید هم نه.
ظاهراً زندگی این را زیاد دارد که حافظ را هم به زبان آورده:
این شهد و شکر کز سخنم میریزد
اجر صبریست کز آن شاخه نباتم دادند
@morteza_mehraad
mehraad.com
مثلاً ترکیب طلایی و سرمهای این بطری آب در قطار عازمه از زنجان به طهران در پسزمینهی شب چیزی است که میگویم الان است که مرا دق بدهد؛ چیزی بدتر از مرگ، سیاهچالی که قرار است جاودانه در آن تنها ملال و تاریکی بچشم.
علت بروز چنین افکار و احساسهایی اغلب مشخص نیست. هر چیزی میتواند سبب بروز چنین چیزی شود. یک تاریکی بیدلیل، اما سخت، مثل برخورد با جسمی سنگین با سرعتی زیاد.
سفر برایم غریبه نیست، اما این سفر برایم غریب است. نمیدانم چرا.
فکر میکنم گاهی آدم فقط باید تحمل بکند. همین کلمهی ساده: تحمل! باید لحظات بهستوهآمده از ملال را صبورانه تاب بیاوری، و با مشغولیت یا بیمشغولیت، ازش عبور کنی.
شاید چیزی ارزشمند آنورش بود، شاید هم نه.
ظاهراً زندگی این را زیاد دارد که حافظ را هم به زبان آورده:
این شهد و شکر کز سخنم میریزد
اجر صبریست کز آن شاخه نباتم دادند
@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3
در اندرونِ منِ خسته دل ندانم کیست
که من خموشم وُ
او در فغان و در غوغاست
حافظ
@morteza_mehraad
mehraad.com
که من خموشم وُ
او در فغان و در غوغاست
حافظ
@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افسردگی: روانی که میخواهد بمیرد، در تنی که میخواهد زنده بماند.
این تعریف از افسردگی بسیار دقیق است.
موثرترین کار در این مرحله سپردن مهار زندگی در دست تن است؛ یعنی در انداختن تن با زندگی؛ اجازه دادن به تن برای تجربه، تن را بیرون بردن، از تن کار کشیدن و در تن زیستن، به جای ماندن در روان.
البته این نقطهی ایدهآل است و کسی از افسرده انتظار ندارد که شقالقمر کرده و تمام اینها را اجرایی کنید. اینها فانوس دریایی و ستارهی قطبی یک افسردهاند. مسیری است که باید طی کند.
هیچ دارویی برای یک افسرده موثرتر از زیستن در تَنَش نیست.
@morteza_mehraad
mehraad.com
این تعریف از افسردگی بسیار دقیق است.
موثرترین کار در این مرحله سپردن مهار زندگی در دست تن است؛ یعنی در انداختن تن با زندگی؛ اجازه دادن به تن برای تجربه، تن را بیرون بردن، از تن کار کشیدن و در تن زیستن، به جای ماندن در روان.
البته این نقطهی ایدهآل است و کسی از افسرده انتظار ندارد که شقالقمر کرده و تمام اینها را اجرایی کنید. اینها فانوس دریایی و ستارهی قطبی یک افسردهاند. مسیری است که باید طی کند.
هیچ دارویی برای یک افسرده موثرتر از زیستن در تَنَش نیست.
@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3
❤2👍2
The world is not enough
Tamino
I know how to hurt
I know how to heal
I know what to show
And what to conceal
I know when to talk
And I know when to touch
No one ever died
From wanting too much
The world is not enough
But it is such a perfect place to start, my love
And if you're strong enough
Together we can take the world apart, my love
People like us
Know how to survive
There's no point in living
If you can't feel alive
We know when to kiss
And we know when to kill
If we can't have it all
Then nobody will
The world is not enough
But it is such a perfect place to start, my love
And if you're strong enough
Together we can take the world apart, my love
I feel safe
I feel scared
I feel ready
And yet unprepared
The world is not enough
But it is such a perfect place to start, my love
And if you're strong enough
Together we can take the world apart, my love
The world is not enough
The world is not enough
Nowhere near enough
The world is not enough
@morteza_mehraad
mehraad.com
I know how to heal
I know what to show
And what to conceal
I know when to talk
And I know when to touch
No one ever died
From wanting too much
The world is not enough
But it is such a perfect place to start, my love
And if you're strong enough
Together we can take the world apart, my love
People like us
Know how to survive
There's no point in living
If you can't feel alive
We know when to kiss
And we know when to kill
If we can't have it all
Then nobody will
The world is not enough
But it is such a perfect place to start, my love
And if you're strong enough
Together we can take the world apart, my love
I feel safe
I feel scared
I feel ready
And yet unprepared
The world is not enough
But it is such a perfect place to start, my love
And if you're strong enough
Together we can take the world apart, my love
The world is not enough
The world is not enough
Nowhere near enough
The world is not enough
@morteza_mehraad
mehraad.com
❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تقدیردوستی مفهوم مورد علاقهی نیچه است.
نیچه از اصطلاحی استفاده میکند موسوم به «آمور فاتی» (Amor Fati) یعنی «سرنوشتت را دوست بدار.»
حرف این است که نمیشود با طبیعت جنگید؛ سرنوشت و تقدیر ما طبیعت ماست. تنها کاری که میشود کرد همراه شدن با طبیعت خودمان است.
هر آن چیزی که امروز هستیم طبیعت ماست. نفرت از این طبیعت، یعنی نفرت از تمام هستیمان، از اصل بودنمان.
اما وقتی به اندازهی کافی به طبیعت و سرنوشتمان عشق میورزیم، آن وقت تازه تواناییها و پتانسیلهای طبیعتمان را میبینیم.
اینطور میشود که میتوان تقدیر و سرنوشت را به سود خود به کار گرفت. البته سرنوشت چموش است و هرگز رام آدم نمیشود، اما با آدم راه میآید.
پینوشت:
جمله روی ویدیو از اروین یالوم است از کتاب وقتی نیچه گریست
@morteza_mehraad
mehraad.com
نیچه از اصطلاحی استفاده میکند موسوم به «آمور فاتی» (Amor Fati) یعنی «سرنوشتت را دوست بدار.»
حرف این است که نمیشود با طبیعت جنگید؛ سرنوشت و تقدیر ما طبیعت ماست. تنها کاری که میشود کرد همراه شدن با طبیعت خودمان است.
هر آن چیزی که امروز هستیم طبیعت ماست. نفرت از این طبیعت، یعنی نفرت از تمام هستیمان، از اصل بودنمان.
اما وقتی به اندازهی کافی به طبیعت و سرنوشتمان عشق میورزیم، آن وقت تازه تواناییها و پتانسیلهای طبیعتمان را میبینیم.
اینطور میشود که میتوان تقدیر و سرنوشت را به سود خود به کار گرفت. البته سرنوشت چموش است و هرگز رام آدم نمیشود، اما با آدم راه میآید.
پینوشت:
جمله روی ویدیو از اروین یالوم است از کتاب وقتی نیچه گریست
@morteza_mehraad
mehraad.com
❤2👍2